دشمن از کدام دروازه وارد خانه خدا می شود?

نحمیا در نزد اردشیر شاه پیاپی بود, که دلش به خدا بود. خدا وضعیت قلب و فداکاری نحمیا را دید و در دل او شفقت و انگیزه برای بازسازی دیوار و دروازه های اورشلیم و ساکنان آن کاشت.. بعد از اتمام کار خدا, نحمیا فرض می‌کرد که بنی اسرائیل می‌توانند با خیال راحت در اورشلیم زندگی کنند و طبق کلام و دستورات خدا زندگی کنند., اما اینطور نبود. دشمن, که قبلاً سعی در جلوگیری و توقف کار خدا داشت, اما زمانی که نحمیا حضور داشت موفق نشد, در غیاب نحمیا موفق شد. دشمن نه تنها وارد بیت المقدس شد بلکه وارد خانه خدا نیز شد. به جای درس گرفتن از اتفاقات گذشته, مردم همان حماقت را تکرار می کنند. زیرا دشمن هنوز می داند که چگونه وارد خانه خدا شود و کلیسا را ​​نجس کند. دشمن از کدام دروازه وارد خانه خدا می شود و دشمن هنوز از کدام دروازه وارد خانه خدا می شود.?

شفقت نحمیا برای اورشلیم و بنی اسرائیل و دعای او با خدا

هنگامی که نحمیا از یکی از برادران خود حنانی و برخی از مردان یهودا شنید, در مورد وضعیت وحشتناک اورشلیم (دیوار اورشلیم فرو ریخت و دروازه ها در آتش سوختند) و چگونه بقایای یهودیانی که از اسارت در آن استان باقی مانده بودند در مصیبت و سرزنش شدید بودند., روزهای معینی گریست و عزاداری کرد, و روزه گرفت و در حضور خدای آسمان دعا کرد.

وقتی تو گفتی به دنبال صورتم هستی قلبم به تو گفت: پروردگار من مزمور می گردم 27-8

نحمیا به خداوند خداوند روی آورد. زیرا نحمیا می دانست که فقط خدا می تواند در مورد وضعیت اورشلیم و رفاه ساکنان آن تغییر ایجاد کند.. 

و به این ترتیب, نحمیا خود را در برابر خداوند فروتن کرد و توبه کرد. او به گناهان بنی اسرائیل در برابر خدا اعتراف کرد.

آنها در حق خدا فساد کرده بودند و به احکام او عمل نکرده بودند, و نه اساسنامه, و نه قضاوتی که پروردگار دستور داد.

مردم عهد خود را با خدا شکستند و مرتکب زنا شدند.

نحمیا سخنانی را که به موسی گفت به خدا یادآوری کرد. که اگر مردم تجاوز کنند, خداوند آنها را در میان ملتها پراکنده خواهد کرد. اما اگر مردم به سوی خداوند بازگردند, و احکام او را نگاه دارید و انجام دهید, آنها را از اقصی نقاط بهشت ​​جمع می کرد, و آنها را به مکانی که خداوند برای قرار دادن نام خود در آنجا انتخاب کرده است بیاور.

خدا قلب شاه اردشیر را تکان داد

خداوند دعای نحمیا را شنید و دعای او را مستجاب کرد. او قلب پادشاه بابل را به حرکت درآورد, که قدرت و منابع لازم برای کمک به نحمیا را در بازسازی دیوار و دروازه های اورشلیم داشت.

پادشاه درخواست نحمیا را برای بازسازی شهر اورشلیم شنید و درخواست او را پذیرفت. به او زمان داد, منابع, و اقتدار (از طریق حروف) برای سفر به یهودا و بازسازی دیوار و دروازه های اورشلیم.

نحمیا روی رادار دشمن آمد

نحمیا همراه با فرماندهان لشکر و سواران به اورشلیم رفت. وقتی نزد والیان آن سوی رودخانه آمدند, نحمیا نامه های پادشاه را به آنها داد.

وقتی سنبلات, هورونیت, و توبیا خادم, آمونیت, از آن شنیده است, آنها را بسیار اندوهگین کرد که کسی آمد, که به دنبال رفاه بنی اسرائیل بود.

نحمیا وارد رادار آنها شد, که پیامدهایی برای پیشرفت بازسازی دیوار و دروازه های اورشلیم داشت.

هنگامی که نحمیا به اورشلیم رسید، دلیل آمدنش را به کسی نگفت. با کسی در میان نگذاشته بود, آنچه خدا در دلش گذاشته بود. نحمیا آن را با یهودیان در میان نگذاشته بود, و نه با کشیشان, و نه با بزرگواران, و نه حاکمان, و نه به بقیه که کار را انجام دادند.

نحمیا قوم خدا را دعوت کرد تا دیوار اورشلیم را بازسازی کنند

در شب, نحمیا برخاست و با چند نفر رفت تا وضعیت دیوارهای خراب و دروازه‌ها را بررسی کند, که با آتش سوختند.

پس از تحقیقات او, نحمیا با یهودیان مقابله کرد, کشیش ها, بزرگواران, حاکمان, و بقیه که کار را انجام دادند, با پریشانی که داشتند. اورشلیم ویران شد و دروازه‌ها با آتش سوختند.

نحمیا آنها را برای بازسازی دیوار اورشلیم فراخواند, تا دیگر مایه سرزنش نباشند. مردم به ندای او پاسخ دادند و به او قول دادند که قیام کنند و بسازند. پس برای این کار نیک دست خود را تقویت کردند.

سخنان تمسخرآمیز دشمن، نحمیا را از بازسازی دیوار اورشلیم باز نداشت

اما وقتی سنبلات, توبیا, و گشم (عربی) آن را شنید, آنها را به تمسخر می خندیدند و آنها را تحقیر می کردند, با پرسیدن اینکه آنها چه کردند و آیا علیه پادشاه شورش خواهند کرد؟. نحمیا در جواب آنها گفت:

خدای بهشت, او ما را سعادت خواهد کرد, پس ما بندگان او برخاسته و بنا خواهیم کرد: اما تو هیچ سهمی نداری, نه درست, و نه یادبود, در اورشلیم

نهمیا 2:20

نحمیا خدای خود را می شناخت و از خداوند می ترسید. زیرا نحمیا از عظمت او آگاه بود, قدرت, و کارهای شگفت انگیز.

بنابراین این کلمات تمسخر آمیز, که حاوی تهدید بود و برای ترساندن نحمیا و مردم بود, نحمیا را متوقف نکرد.

ایمان او به خدا و اعتقاد به کلام و عزم او از سخنان این مردم بیشتر بود, که در برابر او ایستادگی کرد و سعی کرد او را از بازسازی شهر اورشلیم باز دارد.

نحمیا و مردم خود را برای بازسازی دیوارها و دروازه های اورشلیم آماده کردند

نحمیا و مردم خود را برای بازسازی دیوارها و دروازه های اورشلیم آماده کردند. همه برای قسمت خاصی از دیوارها و دروازه ها تعیین شده بودند.

به عنوان مثال, کاهن اعظم الجاشب با برادرانش کاهنان برخاست, و دروازه گوسفندان را بازسازی کرد. آن را به برج میه و برج حنانیل تقدیس کردند و درهای آن را برپا کردند..

و به این ترتیب هرکس قسمتی از دیوار را که برای خود تعیین کرده بود ساخت (نهمیا 3). 

اولین تلاش دشمن برای توقف ساخت دیوار

وقتی سنبلات شنید که دیوار را ساختند, او خشمگین شد و خشم شدیدی گرفت. سنبلاط با گفتن این سخن به برادران خود و لشکر سامره یهودیان را مسخره کرد, این یهودی های ضعیف چه می کنند? آیا آنها خود را تقویت خواهند کرد? آیا آنها فداکاری خواهند کرد? و آیا آنها در یک روز به پایان خواهند رسید؟? آیا آنها سنگ ها را از انبوه زباله هایی که سوزانده اند زنده می کنند؟?

توبیا, آمونیت, با سنبلات بود و گفت, حتی آن چیزی که می سازند, اگر روباهی بالا برود, او حتی دیوار سنگی آنها را خواهد شکست.

اما باز هم, نحمیا از سخنان آنها نترسید و برای انجام کار خدا متوقف نشد.

نحمیا واکنشی نشان نداد. عوض, از خدا خواست که سرزنششان بر سر خودشان برگردد و آنها را در سرزمین اسارت طعمه بدهد.. بعد از نمازش, او به کار خود ادامه داد (نهمیا 4:1-6)

تلاش دوم دشمن برای جلوگیری از ساخت دیوار

وقتی سنبلات, توبیا, عرب ها, آمونیت ها, و اشدودیان شنیدند که دیوارهای اورشلیم ساخته شده و شکاف ها متوقف شده است., آنها بسیار عصبانی بودند. آنها با هم توطئه کردند تا برای مبارزه با اورشلیم بیایند و مانع آن شوند. 

اما نحمیا و دیگران به خدای خود دعا کردند و شب و روز در برابر دشمن خود نگهبانی دادند, به خاطر آنها.

خداوند نصیحت شیطانی دشمن را آورده بود که بدون توجه وارد شود, مردم را بکش, و کار را متوقف کند, به هیچ

و یهودا گفت, قوت باربران رو به زوال است, و زباله های زیادی وجود دارد; به طوری که ما قادر به ساختن دیوار نیستیم. و دشمنان ما گفتند, آنها نخواهند دانست, نه دیدن, تا ما در میان آنها بیاییم, و آنها را بکش, و باعث توقف کار شد و واقع شد, زمانی که یهودیانی که نزد آنها ساکن بودند آمدند, ده بار به ما گفتند, از همه جاهایی که به سوی ما باز خواهید گشت، بر شما خواهند بود. بنابراین I را در قسمت های پایینی پشت دیوار قرار دهید, و در مکان های بالاتر, من حتی مردم را با شمشیر به دنبال خانواده هایشان گذاشتم, نیزه های آنها, و کمان آنها. و من نگاه کردم, و برخاست, و به بزرگان گفت, و به حاکمان, و به بقیه مردم, از آنها نترس: پروردگار را یاد کن, که عالی و وحشتناک است, و برای برادران خود بجنگید, پسران شما, و دختران شما, همسران شما, و خانه های شما (نهمیا 4:10-14)

خداوند از نقشه شیطانی دشمن آنها جلوگیری کرد, که می خواست نامحسوس وارد شود و در میان آنها آنها را بکشد و کار را متوقف کند.. 

مزمور 31-24 شهامت داشته باشید و او قلب شما را قوت خواهد بخشید همه شما که به خداوند امید دارید

وقتی دشمن شنید که آنها از نقشه شیطانی خود باخبرند و خداوند نصیحت آنها را باطل کرده است., آنها به دیوار برگشتند و با یک تعدیل جزئی به کار خود ادامه دادند.

نیمی از خدمتکاران کار را انجام دادند. نیمه دیگر هر دو نیزه را در دست داشتند, سپرها, کمان ها, و هابرژون ها. و حاکمان پشت سر تمامی خاندان یهودا بودند.

آنها که بر دیوار می ساختند و آنها که بارها را با بار می کشیدند, هر یک با یک دست خود در کار کار می کرد و با دست دیگر اسلحه ای در دست داشت. برای سازندگان, هرکس شمشیر خود را در کنار خود بسته بود, و به این ترتیب ساخته شده است.

چون کار بزرگ و بزرگ بود و روی دیوار جدا شده بودند, دور از هم, شخصی تعیین شد که در شیپور بیافزاید تا در صورت نیاز مردم را جمع کند. یکی, کسی که در شیپور دمید با نحمیا بود (نهمیا 4:18-20) 

نحمیا به مردم گفت که در اورشلیم اقامت کنند, تا در شب از مردم محافظت کنند و روز کار کنند, و آنها نجات خواهند یافت.

سومین تلاش دشمن برای بازداشتن مردم از ساختن دیوار و دروازه های بیت المقدس

شما فکر می کنید که سنبلات, توبیا, گسم, و بقیه دشمنان قوم خدا را تنها می گذاشتند, پس از تلاش آنها برای ارعاب, دلسرد کردن, و قوم خدا را متوقف کنید. اما این کار را نکردند. آنها همچنان راهی پیدا کردند تا مردم را از ساختن دیوار و دروازه های اورشلیم باز دارند.

چون نحمیا را محرک می دانستند, آنها سعی کردند نحمیا را وسوسه کنند گناه.

آنها نامه فرستادند و از نحمیا دعوت کردند تا در روستاهای دشت اونو با آنها ملاقات کند. اما نحمیا احمق نبود، بلکه حکیم بود و نقشه شریرانه آنها را برای شرارت با او پیش بینی کرد.

نحمیا رسولانی نزد آنها فرستاد تا بدانند که او نمی تواند بیاید زیرا کار بزرگی انجام می دهد.. او وسوسه نمی شد و مسائل جانبی او را پرت نمی کرد. اما نحمیا روی کار بزرگی که باید انجام می شد متمرکز ماند.

آنها یک بار نحمیا را دعوت نکردند, اما چهار بار. اما نحمیا با همان سخنان حکیمانه به دعوت آنها پاسخ داد.

زمانی که تلاش آنها نتیجه نداد, سنبلاط برای پنجمین بار خدمتکار خود را با نامه ای سرگشاده با دروغ فرستاد تا نحمیا را بترساند, تا نزد آنها بیاید. اما نحمیا از سخنان او نترسید و نترسید, که دروغ بود. عوض, نحمیا نامه ای نوشت, گفتن حرفش درست نیست, اما سخنان او از دل خودش جعل شده بود. 

همه سعی می کردند با گفتن این که دستشان از کار ضعیف می شود، آنها را بترسانند, که انجام نشود. اما نحمیا گفت, (به خدا) برای تقویت دستانش. 

چهارمین تلاش دشمن برای متوقف ساختن دیوار و دروازه های بیت المقدس

وقتی نحمیا به خانه شمعیا آمد, که ساکت شد, او به نحمیا گفت که در خانه خدا در معبد با هم ملاقات کنند, زیرا آنها می‌آمدند تا نحمیا را بکشند.

اما نحمیا سخنان او را باور نکرد و طبق گفته های او عمل نکرد.

ضرب المثل ها 29-25 ترس از انسان دام می آورد، اما هر که بر خداوند توکل کند نجات خواهد یافت

سخنان شمعیا نحمیا را نترساند و باعث نشد که او از ترس عمل کند, تا او گناه کند و آنها را برای گزارش بد, تا او را سرزنش کنند. 

نحمیا دریافت که خدا شمعیا را نفرستاده است, اما این نبوت را علیه نحمیا بیان کرد زیرا طوبیا و سنبلاط شمعیا را برای ترساندن نحمیا اجیر کرده بودند..

شمعیا تنها نبود پیامبر دروغین, که سعی کرد او را بترساند و او را متوقف کند.

نواديه نبي و بقيه پيامبران نيز سعي كردند نحميا را ترسانده كنند, اما موفق نشدند.

طوبیا نیز نتوانست از طریق نامه‌های خود به اشراف یهودا نحمیا را بترساند, که برای او قسم خورده بود و نامه های زیادی برای طوبیه فرستاد (نهمیا 6:17-19)

نحمیا نترسید, چون به خدایش اعتماد داشت

نحمیا به خدا و کاری که خدا به نحمیا داده بود وفادار ماند. از دروغ های دشمن نترسید و تحت تأثیر قرار نگرفت. نحمیا هم انتقام نگرفت. اما نحمیا همه چیز را به خدا داد, را قاضی عادل, که تمام بدی های دشمن را در جریان بازسازی اورشلیم دیده بود.

و بنابراین نحمیا و مردم به بازسازی دیوار ادامه دادند. پس از 52 روزی که نحمیا و مردم کار را به پایان رساندند.

دشمنان, که قبلا پیروز شده بود, و مردم را مسخره کرد و سعی کرد نحمیا و مردم را بترساند و آنها را بترساند و بکشد, در چشمان خود به پایین انداخته شدند. زیرا آنها دریافتند که این کار توسط خدای آنها انجام شده است.

خانه خدا و خدمت خداوند بازسازی شد

پس از بازسازی دیوار و دروازه های اورشلیم, همه کارها طبق خواست خدا انجام شد. در قانون موسی دوباره ظاهر شد. آنها به دنبال قوانین موسی بودند, قوانین خدا را احیا کرد, و همه چیز را در اطاعت از کلام و دستورات خداوند انجام داد.

همه چیز بازسازی شد, نه تنها اورشلیم، بلکه رابطه بین خدا و قومش و خانه اش. 

تصویر قایق در آب و کوه با متن ضرب المثل 1-23 در سرزنش من روی آورید، من روح خود را نزد شما فقیر خواهم کرد

اهل جماعت از لجاجت و گناه توبه کرده بودند.

جماعت وعده عبادت خدا و حفظ اوامر و دستورات او را دادند و عهد خود را با خدا تجدید کردند..

مردم توبه کردند و به سوی خدا بازگشتند, و به خاطر آن, خداوند به سوی قوم خود بازگشت. او به دنبال آنها بود, از آنها محافظت کرد, و از آنها مراقبت کرد.

خانه خدا دیگر رها نشد، بلکه بازسازی شد.

لاویان گرد آمدند و به جایگاه خود که در شریعت موسی نوشته شده است، وقف شدند. کلمات, قانون, و مقررات قانون احیا شد.

به محض اینکه چیزی در شریعت میخواندند که خلاف شیوه زندگی آنها بود, آنها روش زندگی خود را به کلام خدا تغییر دادند. به جای تغییر کلام خدا به شیوه زندگی خود.

اسرائیلی ها زندگی خود را به قانون تغییر دادند

به عنوان مثال, آنها خواندند که عمونیان و موآبیان برای همیشه از آمدن به جماعت خدا منع شدند.. چرا? زیرا آنها بنی اسرائیل را با نان و آب ملاقات نکرده بودند بلکه اجیر کرده بودند بلعم در برابر آنها به آنها نفرین کنید.

به محض شنیدن این قانون, آنها تمام جمعیت مختلط را از اسرائیل جدا کردند. این نشان دهنده احترام آنها به خدای متعال بود.

اما گرچه مردم اینطور عمل کردند, همه رهبران اینطور عمل نکردند. برای مثال کشیش اعظم الیاشیب را در نظر بگیرید, که بر حجرات خانه خدا نظارت داشت 

زمانی که نحمیا در یهودا حضور داشت, همه چیز طبق خواست خدا پیش رفت. دشمن توفیق ورود و توقف کار خدا را نداشت.

اما در زمان غیبت نحمیا, دشمن از طریق کاهن اعظم الیاشیب وارد شد.

چگونه دشمن توانسته است وارد اورشلیم و خانه خدا شود و خانه خدا را نجس کند?

نحمیا در برابر دشمنان خدا ایستادگی کرده بود و از ورود شیطان ویرانگر به اورشلیم جلوگیری کرده بود.. اما, کاهن اعظم ایاشیب رفتاری مشابه نحمیا نداشت. به جای جلوگیری از ورود دشمن و شر ویرانگر, کاهن اعظم در را برای ورود شیطان ویرانگر باز کرد.

نه تنها کاهن اعظم دروازه های اورشلیم را به روی دشمن و شر ویرانگر گشود, بلکه درهای خانه خدا را نیز باز کرد (معبد) برای دشمن و شر. 

ایاشیب کاهن اعظم اوضاع را بدتر کرد, با دادن محل زندگی به دشمن در خانه خدا. این دشمن, که به او حجره ای در خانه خدا داد, توبیا عمونی بود. 

همان طوبیه بود, که یکی از دشمنان خدا و یهودیان بود و سعی در جلوگیری و توقف بازسازی دیوار و دروازه های اورشلیم داشت..

همان طوبیه بود, که سعی کرد نحمیا را بترساند و بترساند و او را به گناه وسوسه کند. او حتی سعی کرد نحمیا و یهودیان را بکشد.

اما تحت رهبری نحمیا, طوبیا فرصتی برای ورود و اجرای نقشه های شیطانی خود نداشت, حتی از طریق خویشاوندان و روابط او (نهمیا 6:17-19).

تا زمانی که نحمیا رفت, آیا دشمن طوبیه فرصتی دید که نه تنها وارد شهر اورشلیم شود، بلکه وارد خانه خدا شود و در آنجا اقامت کند؟, بدی وارد شد و خانه خدا را نجس کرد.

چگونه دشمن طوبیا موفق شد وارد خانه خدا شود؟? از طریق خانواده اش.

دشمن می توانست از طریق پیوندهای خانوادگی وارد خانه خدا شود

طوبیا خانواده الیاشیب کاهن اعظم بود. علاوه بر آن, او همچنین خدمتکار و شریک جنایت سنبلات بود, داماد الیاشیب کاهن اعظم.

این کاهن اعظم الیاشیب مانند نحمیا رفتار و ترس از خداوند نداشت. او طبق گفته ها و دستورات خدا عمل نکرد, همانطور که او باید و قول داد که به عنوان یک کاهن اعظم انجام دهد. کاهن اعظم الیاشیب ترس بیشتری نسبت به خویشاوند خود توبیا داشت, آمونیت.

خوشا به حال هر که از خداوند می ترسد در راه های او قدم می زند 128:1

زیرا ترس او از خانواده بیشتر از ترس او از خدا بود, خانواده اش را بالاتر از خدا قرار داد.

با اجازه دادن به خانواده اش, که دشمن خدا بود و با خدا دشمنی می کرد, در خانه خدا, او خدا و شریعت موسی را ترک کرد, که او باید نماینده آن باشد, اطاعت کن, و اجرا کنید.

الیاشیب کاهن اعظم از اراده خدا در مورد عمونیان و اتاق های خانه خدا آگاه بود..

اما الیاشیب سخنان خدا را رد کرد, به موجب آن خدا را رد کرد, و بر اساس بینش خود عمل کرد و خالی کردن اتاق بزرگی را که تقدیس و وقف خدا بود، کار شیطانی ندانست., و آماده کن و به دشمن خدا بده: توبیا آمونیت.

و به این ترتیب کاهن اعظم اتاق بزرگ را خالی کرد, قبلاً نذورات را در آنجا می گذاشتند, کندر, و ظروف و عشر دانه, شراب جدید, و روغن, که به دستور لاویان و سرایندگان و دربانان داده می شد, و هدایای بزرگ برای کاهنان, و آن را به طوبیه داد.

نحمیا دشمن و شر ویرانگر را از خانه خدا بیرون کرد و خانه خدا را پاک کرد

اما هنگامی که نحمیا از پادشاه اجازه خواست و به اورشلیم بازگشت و بدی را که الیاشیب برای طوبیا انجام داده بود فهمید., برای او اتاقی در بارگاه های خانه خدا آماده کرد, او را ناراحت می کرد. نحمیا تمام وسایل خانه طوبیا را از اتاق بیرون انداخت.

آنگاه نحمیا دستور داد تا حجره ها را پاک کنند و ظروف خانه خدا را بازگرداند, با نذری و کندر.

اما این تنها گناه نبود. در زمان غیبت نحمیا, گناهان بیشتری وارد زندگی قوم اسرائیل و خانه خدا شده بود.

چرا خانه خدا را رها کرده بودند?

نحمیا دریافت که سهم لاویان به آنها داده نشده است. به خاطر آن, هر کدام به مزرعه خود بازگشتند.

نحمیا ساکت نشد و نظاره گر چگونگی ترک خانه خدا نشد. اما نحمیا بلافاصله وارد عمل شد. او با حاکمان به ستیز پرداخت و از آنها پرسید که چرا خانه خدا متروک شده است.

در حالی که نحمیا خانه خدا را بازسازی کرده بود, خدمتکاران, و خدمت و منصوب کشیشان قابل اعتماد, حداقل این چیزی بود که او فکر می کرد, و سرپرستی حجره های خانه خدا را به آنان داد, خانه خدا را نجس کرده و ترک کرده بودند. (همچنین بخوانید: آیا کلیسا به لانه دزدان تبدیل شده است؟?).

آنها سبت را بی حرمتی کردند

نحمیا نیز دید که با وجود فرمان خدا, مردم در روز سبت کار و تجارت می کردند, به همین دلیل روز سبت را بی‌حرمت کرده بودند. پدرانشان را به یاد آورد, که همان بدی را مرتکب شده بودند و به همین دلیل بر آنها بدی آوردند.

نحمیا بلافاصله دستور داد درها را ببندند, زمانی که دروازه های اورشلیم تاریک شد, و تا بعد از سبت باز نمی شود. عده‌ای از خادمان را بالای دروازه‌ها قرار داد, به طوری که هیچ باری در روز سبت وارد نشد.

وی همچنین به تجار و فروشندگان انواع اجناس هشدار داد, که در اطراف دیوار بیرون اورشلیم اقامت گزیدند, اگر دوباره این کار را می کردند، دست روی آنها می گذاشت. از آن لحظه, آنها در روز شنبه نیامدند.

نحمیا به لاویان دستور داد که خود را تطهیر کنند و دروازه ها را حفظ کنند تا روز سبت را تقدیس کنند..

ازدواج های مختلط یهودیان و غیریهودیان

نحمیا همچنین شاهد ازدواج های مختلط یهودیان و زنان اشدود بود, آمون, و موآب. فرزندان آنها نیمی از سخنان اشدود صحبت می کردند و نمی توانستند به زبان یهودی صحبت کنند,

نحمیا در مورد شرارت و تجاوز به خدا با ازدواج با زنان خارجی با آنها به ستیز پرداخت.

دریاچه تصویر و آیه جیمز کتاب مقدس 2-9 اگر به اشخاص احترام می گذارید مرتکب گناه می شوید

او آنها را نفرین کرد, برخی از آنها را زد, موهایشان را کنده است, و آنها را به خدا سوگند داد, که دختران خود را به پسران خود ندهند و دختران خود را به جای پسر یا خود نگیرند. 

او از سلیمان پادشاه اسرائیل یاد کرد, که خدا او را محبوب کرد و پادشاه کرد. اما, عشق او به زنان بیگانه باعث گناه او شد. (همچنین بخوانید: راه تخریب).

یکی از پسران جویادا, پسر کاهن اعظم الیاشیب داماد سنبلات هورونی بود. (و دشمن خدا و قومش). با یک زن خارجی ازدواج کرد, بر خلاف فرمان خدا.

اما, نحمیا این کار را نکرد به افراد احترام بگذارند.

نحمیا استثنا قائل نشد, زیرا او پسر کاهن و نوه کاهن اعظم بود. اما نحمیا طبق کلام خدا عمل کرد و او را از او بیرون کرد.

نحمیا به خدا وفادار مانده بود و از خداوند خواست که او را به نیکی یاد کند

نحمیا از خداوند خواست که آنها را به یاد آورد, زیرا کهانت را نجس کرده بودند, و عهد کهانت و لاویان.

او آنها را از شر همه بیگانگان پاک کرده بود و برای کاهنان و لاویان مسئولیت تعیین کرده بود, هر کس در کار خود و برای هدیه چوب, در زمان های تعیین شده, و برای اولین میوه ها. نحمیا از خداوند خواست که او را به نیکی یاد کند (فصل نحمیا 1-13)

دولت و نظم در کلیسا به یک رهبر قوی بستگی دارد, که از خدا می ترسد و در راه او می رود

نحمیا یک رهبر قوی بود, که قدرتش از جانب خدا بود. او به خدا توکل کرد و اراده کرد, فروتن, خدمت کردن, و مطیع خدا. او دلسوز بود, رانده شده است, ثابت قدم, و وفادار به خدا و کار او.

اما بالاتر از همه, نحمیا از خدا می ترسید, قادر متعال, را خالق از آسمان و زمین و هر چه در درون است, به موجب آن او در اطاعت از سخنان و احکام خدا قدم برداشت و گناه نکرد. 

خداوند یاور من است و من نمی ترسم که انسان با من عبرانیان چه کند 13:6

نحمیا هرج و مرج را در اورشلیم بازگرداند, با بازسازی دیوار و دروازه های اورشلیم.

مردم را پاک کرد, خانه خدا را بازسازی کرد, و احکام و احکام خدا را بازگرداند.

به دشمن اجازه ورود نمی داد و شر را راه نمی داد. اما نحمیا با بدی در جماعت و با دشمن برخورد کرد (و شر) که سعی کرد وارد شود.

و چون دید که کاهن اعظم اجازه داده است که دشمن وارد خانه خدا شود, بلافاصله دشمن را از خانه خدا بیرون کرد.

نحمیا از کلمات و نامه های مردم نترسید, با وجود آنها (خانواده) رابطه یا موقعیت در جامعه. او تحت تأثیر قرار نگرفت, وسوسه شده, و از برادران و خواهرانش می ترسید, سازمان بهداشت جهانی به دروغ پیشگویی کرد بر زندگی او, و نه توسط بزرگان (افراد دارای جایگاه بالا).

نحمیا با درگیر شدن با دروغ ها و امور جانبی از هدف خود منحرف نشد.

نحمیا بر خدا متمرکز بود و کاری را که خدا به او سپرده بود انجام داد و کار خود را به پایان رساند.

رهبرانی مانند نحمیا دیگر به سختی وجود دارند

رهبرانی با نگرش و ذهنیت مشابه نحمیا دیگر به سختی وجود دارند. نحمیا نبود مردم راضی کننده اما خدا راضی.

ترس او از خدا بیشتر از ترس او از مردم بود. به خاطر آن, دشمن و شر همراه, کسی که سعی کرد وارد شود نتوانست در حضور نحمیا وارد شود.

تا زمانی که نحمیا اورشلیم را ترک کرد, دشمن و شیطان توانستند وارد خانه خدا شوند و در خانه خدا مستقر شوند

دشمن هنوز از کدام دروازه وارد خانه خدا می شود?

و همانطور که دشمن و شیطان در آن زمان می دانستند چگونه وارد خانه خدا شوند, دشمن و شر هنوز می دانند چگونه وارد خانه خدا شوند (کلیسا) اکنون. چگونه? از طریق اعضای خانواده (خویشاوندان خونی).

از طریق تداخل, نفوذ, و گناهان اعضای خانواده, به خصوص در مورد کودکان, بسیاری از رهبران کلیسا سازش کرده اند و نسبت به گناه و گناه مدارا کرده اند.

تصویر بوته خار و کتاب مقدس آیه اشعیا 5-20 وای بر آنانی که بدی را نیک و نیکی را بدی، تاریکی را به جای نور و نور را به جای تاریکی می خوانند

آنچه قبلاً در کلیسا ممنوع بود, اکنون در کلیسا پذیرفته شده و عادی تلقی می شود.

اگر کسی از راه دور باشد و مرتکب گناه شود, نشان دادن دیدگاه کلام خدا آسان است (کتاب مقدس) و از سخنان خدا پیروی کنید و احکام او را حفظ کنید, که نشان دهنده اراده اوست, و شخص را با گناهش مقابله کند.

اما اگر فرزند خودتان هم همین گناه را انجام دهد چه می کنید؟?

اگر پسر یا دختر شما هم همین گناه را انجام دهد, آیا هنوز آنقدر محکم هستید?

آیا هنوز به سخنان خدا پایبند هستید؟? آیا به عیسی وفادار می‌مانید و به دنبال روح که نماینده عدالت است قدم می‌زنید و خود را از گناه جدا می‌کنید؟?

یا به طور ناگهانی گناه را از زاویه ای دیگر روشن می کنید? از وضعیت پسر یا دختر شما? و آیا شما توسط جسم هدایت می شوید؟; احساسات و عواطف شما, و در را برای ورود دشمن و شر بگشا و با ظلمت سازش کن و در مقابل گناه تعظیم کن, زیرا نمی خواهید فرزندتان را از دست بدهید?

سازش با گناه و تعظیم در برابر شیطان و گناه, برای جلوگیری از از دست دادن پسر یا دختر خود (یا پدر, مادر, خواهر, برادر, و غیره)

چقدر واعظ, بزرگان, و شماس ها قبلا مخالف بودند با هم ازدواج نکرده است و در مورد دیدگاه خود که با کلام موافق بود، روشن بودند, تا اینکه پسر یا دختر خودشان به آنها گفتند که می خواهند مجرد با هم زندگی کنند, و سازش کردند و در برابر شیطان و گناه تعظیم کردند و گناه را در کلیسا جایز دانستند.

چقدر واعظ, بزرگان, و شماسها مخالف زنا بودند و طلاق و دیدگاه خود را بیان کردند که بیانگر کلمه بود, در جماعت شناخته شده است, تا اینکه پسر یا دخترشان به آنها گفتند که تصمیم به طلاق گرفته اند و آنها دیدگاه خود را تغییر دادند و طلاق در کلیسا را ​​پذیرفتند و طلاق را عادی کردند..

و چقدر واعظ, بزرگان, و شماسها سازش کرده اند و جهان نما شده اند, زیرا آنها تحت تأثیر عقاید و سبک زندگی فرزندان خود بودند?

شیطان می تواند وارد زندگی ها و کلیساها شود و قلمرو به دست آورد, جایی که عشق به خدا و ترس از خدا در دل رهبران و مؤمنان کم است و عیسی مهمترین شخص در زندگی نیست., اما عضو خانواده است. (همچنین بخوانید: روح الی).

کسی که پدر یا مادر را دوست دارد, پسر یا دختری بیش از عیسی شایسته او نیست

کسی که پدر یا مادرش را بیشتر از من دوست دارد، لایق من نیست: و هر که پسر یا دختری را بیشتر از من دوست بدارد، لایق من نیست. و کسی که صلیب خود را نگیرد, و از من پیروی می کند, لیاقت من را ندارد (متیو 10:37-38)

بنابراین, عیسی گفت, که اگر پدرت را دوست داری, مادر, پسر, یا دختر بالاتر از او (کلمه), تو لایق او نیستی.

تصویر سفید با آیه کتاب مقدس جان بلند شد 14-15 اگر عاشق من هستید احکام من را حفظ کنید

عشق به عیسی یعنی, که سخنان او را باور کنید, آنچه او می گوید را انجام دهید, و احکام او را نگه می دارید, و از او پیروی کنید, علیرغم نظر و تصمیم پدرت, مادر, پسر, یا دختر, سخنان خدا را رد کند و در نافرمانی خدا در تاریکی زندگی کند, انجام کارهای جسمانی که با اراده خدا مخالف است.

دوست داشتن عیسی بهایی دارد.

اگر واقعاً عیسی را دوست دارید, سپس نه تنها به قیمت جان شما تمام می شود (که در مسیح نهاده اید), اما می تواند برای شما خانواده و دوستانتان نیز هزینه داشته باشد. مگر اینکه, شما در برابر اراده شیطان سر تعظیم فرود می آورید و با گناه سازش می کنید و اجازه می دهید تاریکی وارد شود.

وقتی سازش می کنی و گناه را مجاز می کنی, با اجازه دادن به سبک زندگی گناه آلود, شما آنها را جز عیسی از دست نخواهید داد.

با سازش در مقابل شیطان تعظیم می کنید, که در بچه های نافرمانی کار می کند, و اعمال بد او را بپذیرید (گناه) و در کارهای بد او شریک باشید.

خانه خدا به سرنوشت او واگذار شده و دروازه های کلیسا رها شده است

رسولان, بشارت, پیامبران, کشیش, معلمان, و بزرگان, به آنها مسئولیت داده شد که از دروازه های کلیسا محافظت کنند و ایمانداران را به اراده خدا به بلوغ معنوی برسانند., مسئولیت خود را رها کرده و به شیطان اجازه داده اند (دشمن) و گناه (بد) در کلیسا از طریق نفوذ و/یا گناهان پسرانشان, دختران, پدر و مادر, یا سایر اعضای خانواده.

دروازه‌های کلیسا که نگهبانی می‌شدند و حقیقت و قضاوت در آنجا بود (عدالت) بر اساس کلام خدا گفته شد رها شده اند.

روح القدس و کلام, که نشان دهنده اراده خداوند است, انسان و خرد جایگزین آن شده اند, اراده, شهوات, و خواسته های گوشت. همه به این دلیل که خدا با مردم جایگزین شده است, و به جای خدا, مردم در قلب بسیاری از مسیحیان نشسته اند.

دشمنان و دشمنان خدا همچنان از همان دروازه برای ورود و توقف کار خدا استفاده می کنند

دشمن و دشمنان خدا در زمان نحمیا بسیار باهوش بودند, اما دشمن (شیطان) و دشمنان خدا هنوز باهوش هستند. به این راحتی تسلیم نمی شوند, همانطور که بسیاری از مسیحیان انجام می دهند. اما آنها پیگیر هستند و به تلاش ادامه می دهند تا زمانی که روزنه ای برای ورود به کلیسا پیدا کنند و کلیسا را ​​نجس کنند

دشمنان و دشمنان خدا از همین دروازه برای ورود به خانه خدا استفاده می کنند و از همان روش ها برای ترساندن و ترساندن مسیحیان و وادار کردن آنها به گناه استفاده می کنند., و آنها را ساکت و متوقف کند, تا کار خدا متوقف شود.

نحمیا تحت شریعت به دنیا آمد و از نسل انسان سقوط کرده بود (آفرینش قدیمی), که در عهد قدیم زندگی می کردند. اما بسیاری از مسیحیان, که در مسیح مخلوق جدیدی شده اند و زیر آن زندگی می کنند لطف در عهد جدید می توان نمونه ای از وفاداری نحمیا را مثال زد, رفتار, و ذهنیت, اما مهمتر از همه عشق و ترس او نسبت به خدایش.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.