خدا گریه می کند و شیطان در مورد بسیاری از مسیحیان می خندد, که احترام بیشتری نسبت به مردم و خدایشان دارند(s) تا برای خدای متعال; خالق آسمان و زمین. چگونه به این نتیجه رسید, که مسیحیان با دروغ های تاریکی کور شده و برای حقیقت کور شده و در برابر شیطان تعظیم می کنند و کارهای او را تحمل می کنند و می پذیرند.? غم انگیز است که می بینیم ملت های بت پرست به خدای خود احترام بیشتری می گذارند(s) یا بت ها و احترام و تکریم خود را آشکارا نشان می دهند و از آن شرم ندارند, آنچه مسیحیان برای خدای زنده دارند. در واقع, بسیاری از مسیحیان برای مردم و سایر ادیان و فلسفه ها و خدای خود احترام و احترام بیشتری قائل هستند(s), نه برای خدای خود و انجیل عیسی مسیح. چرا این است? کاری که باید انجام شود, به طوری که ترس از خداوند در کلیسا بازگردد و مسیحیان نسبت به خدای متعال احترام بیشتری داشته باشند تا مردم و سایر ادیان و فلسفه ها.?
ملت های بت پرست به خدای خود ایمان دارند(s)
ملل بت پرست نسبت به آنچه به آن اعتقاد دارند، احترام و احترام مقدس قائل هستند, چون زندگی آنهاست.
آنها واقعاً به خدای خود ایمان دارند(s) و از خدای خود می ترسند(s) و این را با اعمال خود نشان دهند. اگر وارد قلمرو آنها شوید، باید به خدای آنها احترام بگذارید(s) با تسلیم شدن به خدای خود(s), که به آنها اعتقاد دارند و به آنها خدمت می کنند.
احکام, مراسم, و مراسمی که برگزار می کنند برای آنها و همه مقدس است, کسی که هیچ احترامی قائل نیست و حاضر به تسلیم نیست استقبال نمی شود.
برخلاف بسیاری از مسیحیان, که اطاعت از خواست و اوامر خداوند را شرعی و قضاوتی می دانند. آنها از کلام خدا آگاهی ندارند و از خیر و شر آگاهی ندارند و نمی دانند اراده خدا چیست., اما همه چیز را تأیید کنید و با ایمان مرده قدم بردارید.
چون به کجا اعتقاد دارند, اگر ندانند که در کتاب مقدس چه نوشته شده است و/یا کلمات و احکام عیسی مسیح و پدر را رد کنند و از راه رفتن در اراده او امتناع کنند.?
اگر واقعاً به عیسی مسیح ایمان داشته باشند, چرا احکام او را رد می کنند و چرا کلام او را تغییر می دهند? چرا تسلیم پدر نمی شوند, عیسی مسیح, و روح القدس و چرا طبق اراده او راه نمی روند?
و چرا مرا صدا می زنید, پروردگار, پروردگار, و آنچه را که من می گویم انجام نده? (لوقا 6:46)
مردم می توانند بگویند که به خدا ایمان دارند و عیسی را پروردگار خود می نامند, اما درست همانطور که عیسی گفت, بسیاری او را پروردگار می نامند, اما آنچه او می گوید را انجام نمی دهند. نه, بسیاری از مسیحیان می گویند که متعلق به او هستند, در حالی که در واقعیت این کار را نمی کنند, اما آنها دنیا هستند و نسبت به مردم و خدایشان احترام بیشتری دارند(s) نه برای خدای قادر قادر زنده و عیسی مسیح, که جان خود را به آنها داده است.
و بسیاری از مسیحیان صلیب را تمسخر و انجیل عیسی مسیح می دانند, که قدرت خداست, به یک انجیل سرگرم کننده نفسانی خنده دار که از نظر روحی مرده و ناتوان است و مردم را در اسارت شیطان نگه می دارد..
شیطان تصویری فریبنده از مسیحیان ایجاد کرده است
شیطان بسیاری از مسیحیان خفته را فریب داده است, که در ذهن خود کور شده اند, با پیچاندن کتاب مقدس و استفاده از کلمه عشق بارها و بارها. او از خادمان خود برای ایجاد تصویری از یک مسیحی استفاده کرده است که با کتاب مقدس مطابقت ندارد; کلام خدا.
به گفته جهان, یک مسیحی باید انسان گرا باشد, دوستانه, متحمل, و همه چیز را تایید می کند, از جمله ادیان عجیب, فلسفه, و سبک زندگی گناه آلود, یا به عبارت دیگر, گناهان و ناسازگاری ها.
یک مسیحی قرار است قضاوت نکند و اجازه ندارد مردم را به توبه دعوت کند, بلکه باید همه را به حال خود رها کند و از زندگی آنها دوری کند و کارهای جسمانی را بپذیرد.
و چون بسیاری از مسیحیان فکر می کنند دوباره متولد شده اند, اما در واقعیت, آنها نیستند, و هنوز نفسانی هستند و ارواح را تشخیص نمی دهند, آنها به دنیا گوش می دهند و همه چیز را می پذیرند و تحمل می کنند, همه اینها به دلیل ناآگاهی آنها از کلام خدا و نابینایی آنها نسبت به آنهاست (معنوی) خطرات.
بسیاری از مسیحیان تعظیم می کنند و به خدای دیگر خدمت می کنند(s)
حتی زمانی که مسیحیان از کشورهای بت پرست بازدید می کنند, جایی که ساکنان آن بت پرستی می کنند, آنها همانطور که به آنها گفته می شود انجام می دهند و تسلیم فرهنگ خود هستند, احکام, مراسم, و تشریفات و تعظیم و خدمت خدا(s) از ساکنان. زیرا اگر ارسال نکنید, شما خوش آمدید و این چیزی نیست که آنها می خواهند.
مسیحیان زیادی وجود دارند, کسانی که از کشورهای بت پرست دیدن کرده اند و به خود اجازه انجام آداب و رسوم مشرکانه را داده اند و حتی گاهی اوقات چیزهایی را اتخاذ کرده اند..
مبلغان بوده اند, که برای موعظه و آوردن انجیل عیسی مسیح و دعوت مردم به توبه و شاگرد ساختن عیسی مسیح به ملل بت پرست رفتند., اما به جای تبدیل ساکنان, ساکنان مبلغان مذهبی را به دلیل اعتقاد قوی به ایمان و شیوه زندگی آنها به دین اسلام تبدیل کردند.
مسیحیان هستند, که برای تعطیلات به کشورهایی با فرهنگ بت پرستی می روند و با این فرهنگ درگیر می شوند, دین, فلسفه, و آداب و رسوم, زیرا هیچ ضرری در آن نمی بینند و آن را بد نمی دانند.
مسیحیان, که به دیگران اجازه می دهند در هنگام ورود یک حلقه گل به گردن خود یا یک نقطه قرمز روی پیشانی خود بگذارند تا خدا را خشنود کنند.(s) و/یا اجداد یا شرکت در آداب و رسوم سنتی, مراسم, تشریفات, و پرستش اجداد.
به جای پیروی از کلام و انجام آنچه در کتاب مقدس نوشته شده است و خود را از بت پرستی و ادیان و فلسفه های بت پرستانه و عبادت بت پرستی دور می دارند و به عیسی مسیح وفادار می مانند., پسر خدای زنده و او را موعظه کن, دهان خود را می بندند و سکوت می کنند و در آداب و رسوم سنتی شرکت می کنند و آنها را شیطان نمی دانند..
بسیاری از مسیحیان معتقدند که خدا رفتار آنها را درک می کند, اما حقیقت این است که خداوند هرگز تعهد و مشارکت شما در بت پرستی را درک نخواهد کرد.
خداوند اراده خود را در مورد بت پرستی آشکار کرده و از طریق کلام خود به همه هشدار داده است, اما اگر از اطاعت از خواست او امتناع ورزید و آنچه او می گوید را انجام ندهید, سپس شما مسئول انتخابی هستید که انجام می دهید. و چون شما مسئول انتخابی هستید که انجام می دهید, شما نیز عواقب تصمیم خود را متحمل خواهید شد. زیرا تصمیم گرفته اید به جای انجام خواست خدا، سخنان خدا را رد کنید و به اراده خود عمل کنید.
و بسیاری از مسیحیان خود را به روی قدرت های شیطانی باز کرده اند و نتیجه را در زندگی خود درو می کنند.
هیچ منطقه خاکستری وجود ندارد
بسیاری از مسیحیان کور شده اند و ولرم شده اند و سازش کرده اند و فکر می کنند زندگی در یک منطقه خاکستری آنقدرها هم بد نیست.. یه ذره از خدا, وجدان خود را راحت کنند و چون نمی خواهند به جهنم بروند و از این طریق فکر می کنند نجات یافته اند, و کمی, یا بهتر بگوییم بسیاری از جهان, جایی که قلبشان واقعاً آرزویش را دارد.
اما اینطوری کار نمی کند. یا سیاه است یا سفید. نور یا تاریکی است. خوب است یا بد. یا در تاریکی زندگی میکنید و با تمام دانشش متعلق به دنیا هستید, خرد, ادیان, و فلسفه ها یا در نور زندگی می کنید و از خدا و ملکوت او هستید و تسلیم اراده او هستید و آنچه او می گوید انجام می دهید و به درستی زندگی می کنید..
چگونه می توان ترس از پروردگار دوباره بازگشت?
ترس از پروردگار آغاز علم است: اما احمق ها حکمت و آموزش را تحقیر می کنند (ضرب المثل ها 1:7)
ترس از خداوند می تواند دوباره بازگردد, اگر مسیحیان واقعاً عیسی مسیح را دوست داشته باشند و واقعاً دوباره متولد شوند و جان خود را فدا کنند و روح القدس را دریافت کنند و ذهن خود را با کلام تجدید کنند و کلام را در زندگی خود انجام دهند..
بسیاری از مردم, که می گویند آنها مسیحی هستند, از نظر سنت مسیحی هستند و می خواهند سنت های خانوادگی را حفظ کنند. اما در واقعیت, آنها نمی دانند, خدا کیست و عیسی مسیح را شخصاً نمی شناسند و هرگز با او برخورد شخصی نداشته اند, بنابراین آنها به او اعتماد ندارند و آنچه او می گوید انجام نمی دهند. حتی روح القدس برای آنها یک واقعیت شخصی نیست, اما به عنوان نوعی انرژی به جای یک شخص در نظر گرفته می شود. حتی برخی معتقدند که روح القدس یک انرژی حیاتی یا نفس حیات است, همانطور که در ادیان بت پرستان و فلسفه های شرقی موعظه می شود.
همه اینها به این دلیل است که آنها واقعاً خدا را با تمام قلب خود دوست ندارند, فکر, روح, و قدرت و خدا زندگی آنها نیست, اما فقط افزوده ای به زندگی خودشان است.
اگر در تنگنا هستند و به خدا محتاج هستند یا اگر چند دقیقه ای برای خدا دارند, آنگاه ممکن است خدا ظاهر شود, و انتظار می رود که اطاعت کند, پاسخ دهید و بلافاصله سرو کنید, اما برای باقی مانده زمان خود, خدا باید ساکت بماند و در زندگی آنها دخالت نکند.
و به دلیل انجیل مدرن و موعظه رایگان که به آزادی واقعی منتهی نمی شود بلکه به اسارت منجر می شود, بسیاری خدا عصر جدیدی را خلق کرده اند, عیسی و روح القدس, که فکر می کنند, همانطور که آنها فکر می کنند رفتار کنید, و عمل کن و قضاوت نکن, درست کردن, تنبیه, اما همه چیز را تایید و تحمل کنید (همچنین بخوانید: ‘عصر جدید در کلیسا?').
ترس از خداوند چشمه حیات است
ترس از خداوند چشمه حیات است, برای دور شدن از دام مرگ (ضرب المثل ها 14:27)
تا زمانی که ایمانداران وقت خود را صرف کتاب مقدس نکنند, دیدگاه و نگرش آنها تغییر نخواهد کرد و هرگز کلام واقعی و اراده واقعی خدا را نخواهند شناخت. و این بسیار مهم است زیرا چگونه می توانید کسی را دوست داشته باشید, اگر فرد را نمی شناسید? چگونه می توانید اراده کسی را بشناسید, اگر با آن شخص وقت نمی گذرانید و/یا به او گوش نمی دهید? چگونه می توان مطابق میل کسی زندگی کرد, اگر اراده را نمی دانی?
صرف زمان در Word ضروری است. عیسی می خواهد شخصاً شما را بشناسد و عیسی از شما می خواهد که به جای اینکه او را از طریق دیگران بشناسید، او را بشناسید.. زیرا اگر عیسی را بطور رسمی از طریق دیگران بشناسید, آنگاه شما هرگز عیسی را شخصاً نخواهید شناخت و عیسی نیز شما را شخصاً نخواهد شناخت.
با خواندن و مطالعه کتاب مقدس و از طریق دانش و درک کلام, توسط روح القدس, عظمت و قدرت خدای متعال را خواهید دید و برای خدا حرمت خواهید داشت, زیرا ترس از خداوند همین است.
ترس از خداوند هیچ ربطی به اضطراب و ترس ندارد, اما با احترامی بسیار نسبت به خدا, که از طریق عشقی که به خدا دارید و اطاعت از سخنان او آشکار می شود, اوامر او, و اراده او.
ترس از پروردگار آغاز دانش و حکمت است
ترس از خداوند آغاز حکمت است: و علم قدوس فهم است. زیرا به وسیله من روزهای تو زیاد خواهد شد, و سالهای عمرت زیاد خواهد شد. اگر عاقل باشی, تو باید برای خودت عاقل باشی: اما اگر توهین کنی, تو به تنهایی تحملش خواهی کرد (ضرب المثل ها 9:10-12)
بنابراین، ما پادشاهی را دریافت می کنیم که قابل جابجایی نیست, بیایید فیض داشته باشیم, به موجب آن ما می توانیم با احترام و ترس خدایی به طور قابل قبولی به خدا خدمت کنیم: زیرا خدای ما آتش سوزنده است (عبری 12:28-29)
اگر مرا دوست داری, احکام من را حفظ کنید (John 14:15)
عیسی پاسخ داد و به او گفت, اگر مردی مرا دوست دارد, او سخنان من را حفظ خواهد کرد: و پدرم او را دوست خواهد داشت, و ما نزد او خواهیم آمد, و ما را نزد او قرار دهيم. کسی که مرا دوست ندارد سخنان مرا نگاه نمی دارد: و کلمه ای که می شنوید مال من نیست, اما پدر که مرا فرستاد (John 14:23-24)
نوشته شده است, که ترس از پروردگار آغاز دانش و آغاز حکمت است, زیرا هنگامی که از خداوند می ترسید تسلیم خدا می شوید و به سخنان او گوش می دهید و سخنان او را نگاه می دارید و احکام او را انجام می دهید و آنچه را که او را خشنود می کند انجام خواهید داد و مطابق خواست او زندگی خواهید کرد..
ترس از انسان دام می آورد: اما هر که بر خداوند توکل کند در امان خواهد بود (ضرب المثل ها 29:25)
بدون ترس از پروردگار, در راه های خود برگزیده گام برداری و حکمت و علم دنیا را حق بدانی و نسبت به مردم و ادیان و فلسفه های آنان احترام و حرمت قائل شوی و به عقاید آنان باز بوده و حاضر به سازش خواهی بود..
شما نباید انجیل عیسی مسیح را تنها راه نجات و زندگی ابدی بدانید, اگر قبلاً معتقدید که یک مرد نیاز به رستگاری دارد, اما شما باید باور کنید که راه های بیشتری برای یک شخص برای رستگاری و نجات و به ارث بردن زندگی ابدی وجود دارد..
اما اینها دروغ های شیطان است, زیرا تنها یک راه برای نجات و زندگی ابدی وجود دارد و آن از طریق عیسی مسیح و خون اوست.
بنابراین, به عیسی مسیح بازگردید و تسلیم کلام شوید و بگذارید ترس از خداوند در زندگی شما بازگردد, به طوری که در اطاعت از خواست او در ترس خداوند گام بردارید.
نمک زمین باش’





