آیا خدا در شش روز بهشت ​​و زمین را خلق کرد? یا…..

در سالهای گذشته, بحث ها و مباحثات زیادی در مورد خلاقیت و تکامل گرایی صورت گرفته است, هم در داخل و هم در خارج از کلیسا. به دلیل اظهارات علمی جهان که از ذهن بدنه انسان گرفته شده است, که متعلق به جهان است, کلیسا به آرامی شروع به تردید در حقیقت کلام خدا کرد که می گوید, خدا خالق بهشت ​​و زمین است و همه چیز در آنجا وجود دارد. آنها تعجب می کنند, آیا خدا در شش روز بهشت ​​و زمین را خلق کرد? یا…

مؤمنان جسمی نمی خواهند احمق یا احمقانه به نظر برسند

متاسفانه, بسیاری از مؤمنان گوشت خود را صلیب نکرده اند. آنها ندارند زندگی خودشان را گذاشته اند در عیسی مسیح و هنوز هم پس از گوشت قدم می زند. به خاطر آن, آنها مهم هستند که دیگران درباره آنها فکر می کنند. آنها نمی خواهند احمق یا احمق تلقی شوند, اما آنها می خواهند درست مانند جهان زندگی کنند و توسط جهان دوست و پذیرفته شوند. بنابراین بسیاری تنظیم کرده اند و کلام خدا را تغییر داد به یافته های خودشان, نظرات, و فلسفه ها, که از ذهن بدنی ناشی می شود و تحت تأثیر آموزه های علمی انسان است. این باعث شده است که بسیاری از کلام خدا منحرف شده اند.

اما آن ها, چه کسی باور نمی کند و به کلام خدا صادق نیست, اما به تکامل ایمان داشته باشید, که آموزه انسان است, متعلق به خدا نیست, زیرا آنها به او گوش نمی دهند و وارد نمی شوند راه او, اما به سخنان افراد بدنی گوش دهید و به روشهای خود انتخاب شده وارد شده اند.

همه اعتقاد دارند

آنها ممکن است بگویند, اینکه آنها مسیحی هستند و به خدا اعتقاد دارند و ایمان آنها بخش بزرگی از زندگی آنها است و به آنها قدرت می بخشد. اما در مورد چه پایه و اساس ایمان آنها ساخته شده است?

شیطان و شیاطین نیز به خدا اعتقاد دارند. آنها معتقدند که خدا وجود دارد, شاید حتی بیشتر از مردم, اما آنها ذخیره نمی شوند. مقصد ابدی آنها دریاچه ابدی آتش است.

احمق در قلبش گفت, هیچ خدایی وجود ندارد. آنها فاسد هستند, آنها آثار ناعادلانه ای انجام داده اند, هیچ کس خوب نیست (PS 14:1)

ملحدان نیز معتقدند. آنها معتقدند که خدا وجود ندارد. همه در این زمین به چیزی اعتقاد دارند. برخی معتقدند که خدا وجود دارد, برخی معتقدند که خدا وجود ندارد و برخی به خدایان جمع اعتقاد دارند یا اینکه انسان یا حتی حیوانات خدایان هستند.

ایمان جسمی

در طول سالها, بسیاری از مسیحیان به آرامی از کلام خدا دور شده و ایمان خود را توسعه داده اند, که تحت تأثیر فلسفه های انسان و آموزه های شیاطین و عمدتا بر اساس حواس استوار است, احساس, و احساسات.

متاسفانه, مؤمنان زیادی وجود ندارند, کسانی که کتاب مقدس را از طریق روح القدس می خوانند و مطالعه می کنند و حقیقت خالص کلام خدا را می پذیرند و تحمل می کنند. زیرا کلمه خالص اغلب سخت است و به معنای تسلیم حقیقت و تغییر زندگی است(سبک) و بسیاری حاضر نیستند به خدا تسلیم شوند و زندگی خود را تغییر دهند.

روح استقلال در بسیاری از زندگی حاکم است. به خاطر آن, دیگر عیسی نیست, چه کسی پروردگار آنهاست و بر تخت زندگی آنها نشسته است. اما آنها دارند خود را به عنوان خدایان تعالی بخشیدند و خود را لرد کردند, که بر تخت زندگی خود می نشینند.

آنها کتاب مقدس را دیگر حقیقت نمی دانند. اما آنها کلمات موجود در کتاب مقدس را با فلسفه ها و یافته های انسان تغییر داده و تنظیم کرده اند, که از ذهن دنیوی بدنی ناشی می شود.

مسیحیان, که به تکامل اعتقاد دارند

واعظان و وزیران زیادی وجود دارند, که یکشنبه ها از کتاب مقدس موعظه می کنند, در حالی که آنها به تکامل اعتقاد دارند. زیرا آنها به تکامل اعتقاد دارند, آنها را تضعیف می کنند و انکار خدا به عنوان خالق بهشت ​​و زمین? بسیاری از مؤمنان از ایمان و کلام مرتد شده اند, زیرا آنها ندارند ذهن خود را تجدید کرد با کلام خدا اما در عوض, ذهن خود را با دانش پر کرد, خرد, و حقیقت جهان, از طریق (علمی) برنامه های تلویزیونی, کتاب ها, خبر, مجلات, رسانه های اجتماعی و غیره, که باعث شده است که آنها به کلام خدا شک کنند.

مسیحیان زیادی وجود دارند, که در یک خانواده مسیحی متولد و بزرگ شده اند و مسیحیان سنتی هستند. آنها به کلیسا می روند و قبل از وعده های غذایی خود و قبل از رفتن به رختخواب دعا می کنند و گهگاه کتاب مقدس را می خوانند. آنها خود را مسیحی می نامند و از بیرون مانند مسیحیان به نظر می رسند, به دلیل رفتار اومانیستی آنها. اما طبق کلمه, آنها به عنوان دشمن صلیب فکر می کنند و زندگی می کنند و منکر خدا هستند. آنها خدا را با دهان خود اعتراف می کنند, اما قلب آنها متعلق به او نیست, اما به جهان (حصیر 15:8)

روح القدس شهادت خدا را دارد, خالق بهشت ​​و زمین

اگر کسی ادعا کند دوباره متولد می شود, سپس روح شخص با قدرت روح القدس از مردگان بزرگ شده است. روح خدا, که در شخص ساکن است, همان روح خداست, که به صورت آبها حرکت کرد, در حالی که زمین بدون شکل و باطل بود و وقتی تاریکی روی چهره عمیق بود.

همان روح روح حقیقت است, چه کسی شاهد خدای متعال است; خالق بهشت ​​و زمین و همه در آنجا و عیسی مسیح وجود دارد; کلمه (جنجال 14:17, جنجال 15:26, جنجال 16:13, رام 8:9, 1 هم 2:12, 1 هم 3:16, 2 هم 1:22, 1 یار 4:13, 1 یار 5:6-8)

کتاب مقدس و علومبنابراین, اگر کسی خالق را انکار کند و کلمه را با خرد و دانش این جهان تنظیم کند, سپس آن شخص روح القدس را در اختیار ندارد. زیرا خدا نمی تواند خودش را انکار کند.

روح القدس شاهد آفرینش و شهادت حقیقت است, که خدا خالق بهشت ​​و زمین است, و اینکه او بهشت ​​و زمین را خلق کرده است و در طی شش روز در آنجا وجود دارد. این خدای متعال است, به چه کسی خدمت می کنیم! هیچ چیز برای او غیرممکن نیست.

پروردگار, کارهای شما چقدر عالی هستند! و افکار تو بسیار عمیق است. یک مرد بی رحمانه نمی داند; نه احمقانه این را درک نمی کند (PS 92:5-6)

اما همانطور که قبلاً در پست وبلاگ قبلی مورد بحث قرار گرفت: 'آیا کتاب مقدس و علم می توانند با هم بروند?", یک انسان بی روح قادر به درک حقیقت خدا و دیدن پادشاهی خدا نیست. و به همین دلیل است که یک مرد بی روح نمی تواند درک کند که چگونه می توان از هیچ چیز ایجاد کرد.

عیسی گفت, که مگر اینکه شخصی شود دوباره متولد شده است, او نمی تواند پادشاهی خدا را ببیند و وارد آن شود (جنجال 3:3-5). و از آنجا که بسیاری از مؤمنان واقعاً دوباره متولد نشده اند, آنها هنوز هم بدخلقی هستند و حس حاکم است. آنها به صورت کارناسی فکر می کنند و به همین دلیل مطابق آنچه ذهن فاجعه ای خود دارند زندگی می کنند, که با دانش و خرد این جهان شکل می گیرد, درک کردن.

از طریق ایمان, شما قادر به درک آفرینش هستید

اولین کار ایمانی که به زبان عبری شرح داده شده است 11 آفرینش است. کلام شهادت می دهد, که خداوند خالق آسمان و زمین و همه لشکریان آن است.

از طریق ایمان می فهمیم که جهان ها توسط کلام خدا قاب بندی شده اند, به طوری که چیزهایی که دیده می شوند از چیزهایی که ظاهر می شوند ساخته نشده اند (عبری 11:3)

فقط زمانی که انسان دوباره متولد شود, شخص می تواند باور کند که خداوند به وسیله کلام و قدرت خود آسمان و زمین و هر آنچه را که در درونش هست خلق کرده است..

اگر شما بگویید, که شما به خدا ایمان دارید و ادعا می کنید که دوباره متولد شده اید, آنگاه به کلام خدا ایمان می آورید و ایمان می آورید که خداوند آسمان و زمین و هر آنچه در آن هست را در شش روز آفریده است..

اگر این را باور ندارید, اما در عوض آنچه علم به شما می گوید باور کنید و تکامل را یک آموزه احمقانه انسان در نظر نگیرید, اما حقیقت, پس به خدا و سخنان او ایمان ندارید, اما به قول انسان.

با اعتقاد به سخنان انسان بالاتر از سخنان خدا, شما می گویید که خدا دروغگو است و آنچه در کتاب مقدس نوشته شده است; کلام او حقیقت نیست, اما دروغ.

آیا خداوند خالق آسمان و زمین است؟?

علیرغم آنچه علم می گوید, کلام خدا به ما می آموزد, که خدا است ، آفریدگار آسمان و زمین و هر چه در درون است. در هیچ کجای کتاب مقدس مهبانگ یا فرآیند تکامل زمین وجود ندارد, گیاهان, درختان, حیوانات, مردم, و غیره. ذکر شده است.

کلام در مورد خدا به عنوان خالق شهادت می دهد و تصدیق می کند که خداوند آسمان و زمین و هر آنچه در درون است آفریده است.. بله, کلام حتی گواهی می دهد که خلقت خود گواه قدرت خدا و خدایی بودن اوست. به طوری که, هیچ کس بهانه ای ندارد, چه زمانی (s)او در روز قیامت در برابر عرش خدا خواهد ایستاد. هیچ کس نمی تواند بگوید, این که (s)او نمی دانست.

زیرا چیزهای نامرئی او از زمان خلقت جهان به وضوح دیده می شود, درک شدن با چیزهایی که ساخته می شود, حتی قدرت و الوهیت ابدی او; به طوری که آنها بی بهانه هستند (رام 1:20)

این روزی است که خداوند آفریده است; ما از آن خوشحال خواهیم شد و خوشحال خواهیم شد (PS 118:24)

حزقیا در حضور خداوند دعا کرد, و گفت, ای خداوند خدای اسرائیل, که بین کروبیان ساکن است, تو خدایی, حتی تو تنها, از تمام پادشاهی های زمین; آسمان و زمین را تو ساخته ای (2 چه زمانی 19:15)

تو, حتی تو, هنر خداوند تنها; تو بهشت ​​را ساخته ای, بهشت بهشت ​​ها, با همه میزبانشون, زمین, و همه چیزهایی که در آن است, دریاها, و تمام آنچه در آن است, و تو همه آنها را حفظ می کنی; و لشکر آسمان تو را می پرستد (نه 9:6)

آسمان ها جلال خدا را اعلام می کنند; و فلک کار دست او را نشان می دهد (PS 19:1)

وارد ملکوت خدا شویدبا کلام خداوند آسمانهای ساخته شده بود; و جمیع لشکر ایشان با نفس دهان او. او آب های دریا را به صورت توده ای جمع می کند: او عمق را در انبارها می گذارد. همه زمین از خداوند بترسند: بگذارید همه ساکنان جهان در برابر او بایستند. زیرا او صحبت کرد, و انجام شد; او فرمان داد, و محکم ایستاد (PS 33:6-9)

شما از خداوندی که آسمان و زمین را آفرید متبرک هستید. بهشت, حتی بهشت, مال پروردگار هستند: اما زمین را به فرزندان انسان داده است (PS 115:15-16)

کمک من از جانب خداوند است, که آسمان و زمین را ساخت (PS 121:2)

خداوندی که آسمان و زمین را آفرید، تو را از صهیون برکت دهد (PS 134:3)

خوشا به حال کسی که خدای یعقوب را برای او یاری دارد, که امیدش به یهوه خدایش است:
که بهشت ​​را ساخت, و زمین, دریا, و تمام آنچه در آن است: که حقیقت را برای همیشه حفظ می کند (PS 146:5-6)

نام خداوند را ستایش کنند: زیرا او دستور داد, و آفریده شدند.
او همچنین آنها را برای همیشه و همیشه استوار کرده است: او حکمی صادر کرده است که نمی‌گذرد (PS 148:5-6))

پروردگار, تو خدایی, که بهشت ​​را ساخته است, و زمین, و دریا, و همه اینها در آنهاست (اعمال 4:24)

ما نیز با شما مردانی هستیم, و به شما موعظه می کند که از این بیهودگی ها به خدای زنده روی آورید, که بهشت ​​را ساخت, و زمین, و دریا, و همه چیزهایی که در آن است (اعمال 14:15)

از خدا بترسید, و او را جلال بده; زیرا ساعت داوری او فرا رسیده است: و او را بپرستید که بهشت ​​را آفرید, و زمین, و دریا, و چشمه های آب (کشیش 14:7)

(همچنین بخوانید: 2به 2:12, شغل 38-41, PS 124:8, عیسی 37:16)

آیا خداوند زمین را در شش روز آفرید یا شش هزار سال؟?

آیا خلقت واقعاً در شش روز خلق شده است همانطور که کلام خدا می گوید؟? یا خلقت در شش هزار سال آفریده شده است, همانطور که بسیاری از مردم می گویند?

مردم, که به این جمله رسیده اند و می گویند, که خداوند شش هزار سال طول کشید تا جهان را بسازد, بر حقیقت کلام خدا ایستاده اند, اما به خود اجازه دادند تحت تأثیر حکمت و دانش این جهان قرار گیرند و سعی کردند تکامل را با کتاب مقدس مخلوط کنند.; کلام خدا.

این گفته و آموزه از یک ذهن نفسانی ناشی می شود, که نمی تواند درک کند و باور کند که خدا فقط یک روز طول کشید تا چیزی از هیچ بیافریند.

عقل نفسانی قادر به درک و درک نیست, چگونه می توانید چیزها را صدا کنید, که انگار نه انگار که هستن, و چیزی را از عالم معنوی به عالم طبیعی به وجود بیاورد. به منظور حمایت از فلسفه ها و آموزه های خود و تفسیر مجازی آنها از کلمه "yôm"، آنها متون مقدس زیر را نقل می کنند.:

هزار سال در نظر تو جز دیروز است که گذشته است, و به عنوان دیده بان در شب (PS 90:4)

اما, محبوب, از این یک چیز غافل نباش, که یک روز نزد خداوند به اندازه هزار سال است, و هزار سال مثل یک روز (2 پ 3:8)

اما این دو کتاب مقدس هیچ ربطی به خلقت ندارند، بلکه به تفاوت بین نحوه تلقی خداوند از زمان و نحوه در نظر گرفتن انسان طبیعی زمان مربوط می شود.. زیرا زمان خدا با زمان انسان متفاوت است. در مزامیر 90 این در مورد زندگی انسان طبیعی و در 2 پیتر 3:8 این در مورد وعده از بازگشت عیسی.

کلام شهادت می دهد, که خداوند آسمان و زمین را در شش روز آفرید و در روز هفتم آرام گرفت:

بدین ترتیب آسمانها و زمین به پایان رسید, و همه میزبان آنها. و خداوند در روز هفتم کار خود را که ساخته بود به پایان رساند; و در روز هفتم از تمام کارهایی که انجام داده بود استراحت کرد. و خداوند روز هفتم را برکت داد, و آن را تقدیس کرد: زیرا در آن از تمام کارهایی که خدا آفریده و ساخته بود استراحت کرده بود. اینها نسلهای آسمانها و زمین در هنگام خلقت هستند, در روزی که یهوه خدا زمین و آسمان را آفرید (ژنرال 2:1-4)

برای شش روز خداوند بهشت و زمین را ساخت, دریا, و همه اینها در آنهاست, و روز هفتم را استراحت داد: از این رو خداوند روز سبت را برکت داد, و آن را مقدس کرد (مثال 20:11)

برای شش روز خداوند بهشت و زمین را ساخت, و در روز هفتم استراحت کرد, و تازه شد (مثال 31:17)

چگونه نور می تواند قبل از ایجاد خورشید وجود داشته باشد؟?

بسیاری از مردم در مورد صحت آن شک دارند, قابلیت اطمینان, و قابل اعتماد بودن کلام خدا زیرا در پیدایش 1 نوشته شده است, که نور و روز و شب قبل از خورشید آفریده شده و وجود داشته است, ماه, و ستاره ها خلق شدند. اما چگونه می توان بدون خورشید نور وجود داشت?

بسیاری از مردم می گویند, که این غیر ممکن است و بنابراین آنها می گویند که کتاب مقدس درست نیست! زیرا خورشید نور تولید می کند. و اگر خورشید در روز چهارم خلق شد, پس چگونه نور و روز و شب قبل از خورشید وجود دارد, ماه, و ستاره ها? بنابراین آنها ترجیح می دهند تکامل را باور کنند و تکامل را حقیقت بدانند.

اما آیا عالی نیست, اگر مؤمنان به همان اندازه مشتاق چیزهای معنوی ملکوت خدا بودند که دانشمندان در قلمرو طبیعی هستند و متون مقدس را مانند دانشمندان مطالعه و جستجو می کنند.?

نور, که خداوند در روز اول آفرید نور است, که از او سرچشمه می گیرد. نور از خدا سرچشمه می گیرد نه از خورشید. خداوند بر نور حکومت می کند نه خورشید. زیرا خداوند نور است.

خداوند زمین و انسان را آفریدمن خداوند هستم, و هیچ چیز دیگری وجود ندارد, خدایی کنار من نیست: کمرت را بستم, گرچه مرا نشناختی: تا از طلوع خورشید بدانند, و از غرب, که هیچکس کنار من نیست. من خداوند هستم, و هیچ چیز دیگری وجود ندارد. من نور را تشکیل می دهم, و تاریکی ایجاد کند: من صلح میکنم, و بدی بیافریند: من خداوند همه چیز را انجام می دهم (عیسی 45:5-7)

خداوند نور را از تاریکی جدا کرد و نور نامید: روز و تاریکی: شب. روز و شب قبل از اشراف وجود داشت; خورشید, ماه و ستاره ها, ایجاد شدند.

وقتی بهشت, زمین خشک; زمین و دریاها ایجاد شد, زمان آفرینش نورانی در فلک بهشت ​​فرا رسیده بود

خدا قبلاً نور را آفریده بود و روز و شب را از هم جدا کرده بود, اما اکنون نورانی را آفرید و قرار داد, که مسئول نور روی زمین خواهد بود.

نور و روز و شب از قبل وجود داشت, اما اکنون مسئولیت و اختیار را به خورشید داد, ماه و ستاره ها. از روز چهارم, آنها مسئول نور روی زمین خواهند بود.

همانطور که خداوند مسئولیت و سلطه را بر زمین و میزبان آن به انسان داده بود. خداوند خلقت را به پایان رسانده بود, اما مسئولیت و سلطه را به انسان تفویض کرد (ژنرال 1:26-28, PS 115:16)

خلقت خورشید, ماه, و ستاره ها در روز چهارم

بنابراین می گوید خداوند, که در روز به خورشید نور می دهد, و احکام ماه و ستارگان برای روشنایی در شب (چون 31:35)

در روز چهارم, خداوند خورشید را آفرید, ماه, و ستاره ها, و آنها را در فلک بهشت ​​قرار دهید, و دستور داد که در روز و در شب نور دهند. این کمیسیون بود, که خدا به خورشید داده بود, ماه, و ستاره ها (ساخته های او). خداوند آنها را مسئول نور قرار داد.

از آن روز, آنها وظیفه داشتند بین روز و شب جدایی ایجاد کنند, برای نشانه ها بودن, و برای فصول, و برای روزها و سالها, و نورهایی در فلک آسمان باشند تا بر زمین نور دهند.

خداوند به خورشید فرمانروایی داد تا بر روز حکومت کند و ماه و ستارگان را فرمانروایی کرد تا بر شب حکومت کنند و نور را از تاریکی جدا کنند.. زمانی که خداوند خورشید را آفرید, ماه, و ستارگان و به آنها فرمانروایی داده بود تا روشنایی دهند و بر روز و شب حکومت کنند, خدا دید که خوب شد (ژنرال 1:14-19)

خداوند خالق نور است نه خورشید

روز از آن توست, شب نیز از آن توست: نور و خورشید را آماده کردی (PS 74:16)

نور از خدا سرچشمه می گیرد. نور را خدا آفریده است نه خورشید. خورشید روز را نساخته و ماه و ستارگان شب را نساخته اند. اما خداوند نور را آفرید و نور را از تاریکی جدا کرد. خداوند روز و شب را آفرید نه مخلوقاتش.

خداوند به خورشید دستور داد تا زمین را روشن کند, اما خورشید آفریده خداست و از این رو مخلوق خداست و به همین دلیل, خورشید ممکن است هرگز پرستش نشود.

شاید خداوند نور و روز و شب را قبل از خلق خورشید آفریده است, ماه, و ستاره ها, تا مردم فکر نکنند که خورشید, ماه, و ستارگان نور دهندگان هستند و آنها را خدا می شمارند(s) و آنها را پرستش کنید, همانطور که در بسیاری از فرهنگ های بت پرست اتفاق می افتد.

خداوند قوم خود را منع کرد, برای پرستش خورشید, ماه, و ستاره ها. اگر انسان به فرمان او عمل نمی کرد و خورشید را عبادت نمی کرد, ماه, و ستاره ها, سپس آن شخص با مجازات اعدام مجازات می شود (داد 4:19, داد 17:3-5).

با وجود سخنان و دستورات خداوند, و با وجود هشدارهای او, مردم او اغلب سرگردان بودند و وارد راه فرهنگ های بت پرستی شدند و خورشید را می پرستیدند, ماه, و ستاره ها (2 به 23:5-5, 2 به 23:11, سمت چپ 8:16)

اما خورشید خدا نیست و هرگز خدا نخواهد بود, اما خورشید مخلوق دست خداست و همیشه مخلوق خدا خواهد بود. خورشید شاهد خدا و عظمت و عظمت اوست.

آسمان ها جلال خدا را اعلام می کنند; و فلک کار دست او را نشان می دهد. روز به روز سخن می گوید, و شب تا شب معرفت را نشان می دهد. گفتاری و زبانی وجود ندارد, جایی که صدایشان شنیده نمی شود. خط آنها از سراسر زمین خارج شده است, و سخنانشان تا آخر دنیا. در آنها خیمه ای برای خورشید قرار داده است, که مانند دامادی است که از حجره خود بیرون می آید, و مانند یک مرد قوی برای دویدن یک مسابقه شادی می کند. خروج او از انتهای بهشت ​​است, و مدار او تا انتهای آن: و هیچ چیز از گرمای آن پنهان نیست (PS 19:1-6)

آسمان ها جلال خدا را اعلام می کنند; و فلک کار دست او را نشان می دهد (PS 19:1)

او ماه را برای فصول تعیین کرد: خورشید غروب او را می داند (PS 104:19)

حجت خدا بر خورشید

هنگامی که یوشع با خداوند صحبت کرد و به خورشید و ماه دستور داد که بایستند, آنها اطاعت کردند. در رفتار جاشوا, ایمان او به خدا را می بینیم, که به خلق خدا دستور داد که بایستند, و خدا سخنان یوشع را شنید و اجابت کرد و خورشید و ماه اطاعت کردند و ایستادند (اگر 10:12-13, هاب 3:11).

متکلمان می گویند, که واقعا این اتفاق نیفتاده است, اما این یک استعاره است. دانشمندان می گویند, که این پدیده خورشید گرفتگی بود. اما با گفتن این, آنها خداوند متعال و عظمت و قدرت او را تضعیف می کنند.

همین مورد در مورد علامت نیز صدق می کند, که خداوند به هیزکیه داد, که سایه خورشید از پله ها ده درجه به عقب برود. و خورشید صدای خدا را اطاعت کرد و ده درجه برگشت.

ببین, دوباره سایه درجات را خواهم آورد, که در صفحه خورشیدی آحاز غروب شده است, ده درجه عقب تر. پس خورشید ده درجه برگشت, تا چه درجه ای کاهش یافت (عیسی 38:8)

تاریکی

روزی خواهد آمد, که خورشید, ماه, و ستاره ها دیگر نور خود را نمی دهند, به دلیل گناهان روی زمین. گناهان بر روی زمین بسیار بزرگ خواهند شد, که خلقت, از جمله خورشید, ماه, و ستاره ها, رنج خواهد برد.

این نیز زمانی اتفاق افتاد که عیسی تمام گناهان جهان را بر عهده گرفت و گناه بر او پیروز شد. این در قلمرو طبیعی توسط تاریکی قابل مشاهده شد, که از ساعت ششم تا ساعت نهم بر زمین سلطنت کرد (حصیر 27:45, در میان 15:33).

ببین, روز خداوند می آید, ظالم هم با خشم و هم خشم شدید, زمین را ویران کند: و گناهکاران را از آن نابود خواهد کرد. زیرا آغاز بهشت ​​و صور فلکی آن نور خود را نخواهند داد: خورشید در خروج او تاریک خواهد شد, و ماه نور خود را نمی تابد (عیسی 13:9-10)

و زمانی که تو را بیرون کنم, من بهشت ​​را می پوشانم, و ستارگانش را تاریک کن; خورشید را با ابر می پوشانم, و ماه نور او را نخواهد داد. تمام چراغهای درخشان بهشت ​​را بر تو تاریک خواهم کرد, و تاریکی را بر سرزمین خود قرار ده, می گوید خداوند خدا (سمت چپ 32:7-8)

تاریکی نور را خاموش می کندزمین در برابر آنها می لرزد; آسمانها خواهد لرزید: خورشید و ماه تاریک خواهند شد, و ستارگان درخشش خود را از بین خواهند برد (جو 2:10)

و معجزات را در آسمانها و زمین نشان خواهم داد, خون و آتش, و ستون های دود. خورشید به تاریکی تبدیل خواهد شد, و ماه به خون, قبل از آمدن روز بزرگ و وحشتناک خداوند (جو 2:30-31)

خورشید و ماه تاریک خواهند شد و ستارگان درخشش خود را از دست خواهند داد (جو 3:15)

و در آن روز واقع خواهد شد, می گوید خداوند خدا, که خورشید را در ظهر غروب کنم, و زمین را در روز روشن تاریک خواهم کرد (آمو 8:9)

بلافاصله پس از مصیبت آن روزها، خورشید تاریک خواهد شد, و ماه نور او را نخواهد داد, و ستارگان از آسمان خواهند افتاد, و قوای آسمان متزلزل خواهد شد (حصیر 24:29, در میان 13:24-25, لو 21:25-26)

و من دیدم که او مهر ششم را باز کرد, و, اینجا, زلزله بزرگی رخ داد; و خورشید مثل گونی از مو سیاه شد, و ماه مانند خون شد; و ستارگان آسمان بر زمین افتادند, همانطور که درخت انجیر انجیرهای نابهنگام خود را می ریزد, هنگامی که او از باد شدید تکان می خورد (کشیش 6:12-13)

و فرشته چهارم به صدا در آمد, و سومین قسمت خورشید خورده شد, و قسمت سوم ماه, و قسمت سوم ستاره ها; به طوری که قسمت سوم آنها تاریک شد, و روز برای یک سوم آن درخشید, و شب هم همینطور (کشیش 8:12)

چگونه می توان نور بدون نور وجود داشت?

چگونه می توان بدون خورشید نور وجود داشت, ماه, و ستاره ها? خدا به خورشید وابسته نیست, ماه, و ستاره ها. زیرا در زمین و آسمان جدید, خورشید نخواهد بود, ماه, و ستاره ها. اما خدا نوری جاودانه خواهد بود و به مقدسین نور خواهد داد.

خورشید دیگر نور تو در روز نخواهد بود; و ماه برای روشنایی به تو نور نخواهد داد: اما خداوند برای تو نوری جاودانی خواهد بود, و خدای تو جلال تو. خورشید تو دیگر غروب نخواهد کرد; ماه تو نیز خود را عقب نخواهد کشید: زیرا خداوند نور ابدی تو خواهد بود, و ایام سوگواری تو پایان خواهد یافت (عیسی 60:19-20)

و شبی در آنجا نخواهد بود; و آنها نیازی به شمع ندارند, نه نور خورشید; زیرا خداوند خدا به آنها نور می دهد: و آنها تا ابدالاباد سلطنت خواهند کرد (کشیش 22:5)

آیا انسان از گرد و غبار تشکیل شده است یا میمون های دگرگون شده؟?

کتاب مقدس می گوید, که خداوند انسان را از خاک آفریده است, بعد از تصویر خدا (الالهیم; خداوند, کلمه, و روح القدس). خداوند انسان را از خاک آفرید و نفس حیات خود را در بینی او دمید و انسان روح زنده شد..

اما, به گفته آقای. داروین, انسان را خدا خلق نکرده است, اما انسان یک میمون دگرگون شده است. به گفته او, انسان‌ها از همان گونه‌های میمونی مانند اورانگوتان سرچشمه می‌گیرند, گوریل, و شامپانزه. شامپانزه مرحله قبل از تکامل به انسان است. این دکترین بر این واقعیت استوار است, که یک شامپانزه شباهت های زیادی به انسان دارد.

اما چگونه یک حیوان چهار پا تبدیل به یک فرد دو پا می شود? و اگر انسان از این گونه میمون سرچشمه بگیرد, پس چرا همه اورانگوتان ها این کار را نکردند, گوریل ها و شامپانزه ها به انسان تبدیل می شوند? اگر این گفته درست باشد, چگونه است که فقط یک نوع از میمون ها تکامل یافته اند و همه گونه های دیگر میمون ها تکامل نیافته اند? و بقیه حیوانات چطور? چرا آنها در موجودات دیگر تکامل نیافته اند?

شگفت انگیز است, سخنان یک انسان چه تأثیر و تأثیری بر کل بشریت می تواند داشته باشد. یک آدم نفسانی روشنفکر برمی خیزد و دروغ هایش را پخش می کند; فلسفه های خودش, که بر اساس یافته ها و استدلال های خودش است.

اینکه آیا آقای. داروین قبل از اینکه بمیرد یا نه، آموزه های خود را باطل کرده است, مهم نیست. این در مورد تأثیر عظیم اظهارات و دکترین های او بر علوم طبیعی مدرن است و مردم با آموزه های او چه می کنند.. زیرا علم طبیعی همچنان به سخنان او ایمان دارد و هنوز آموزه های او را به کار می گیرد و معتقد است که انسان ها از میمون ها تکامل یافته اند..

خلقت نر و مادهو چون بسیاری از مردم, که می گویند به خدا ایمان دارند, دوباره متولد نشده اند و بنابراین غیر روحانی هستند و هنوز ذهنی جسمانی دارند, آنها به سخنان انسان بالاتر از سخنان خدا اعتقاد دارند.

اما کلام در برابر هر بیانیه ای که تکامل بر آن بنا شده است صحبت می کند. کلمه می گوید, که همه گوشت ها یک گوشت نیستند. و به همین دلیل است که گوشت میمون ها هرگز نمی تواند تبدیل به گوشت انسان شود.

همه گوشت ها یک گوشت نیستند: اما یک نوع از بدن انسان وجود دارد, گوشت دیگری از جانوران, یکی دیگر از ماهی ها, و دیگری از پرندگان. (1 کور 15:39)

کلام شهادت می دهد, که خداوند انسان را از خاک زمین پس از تصویر خدا آفرید:

و خدا گفت, انسان را به شکل خودمان بسازیم, پس از تشبیه ما: و بر ماهیان دریا مسلط شوند, و بر فراز پرندگان هوا, و بر گاو, و بر تمام زمین, و بر هر خزنده ای که روی زمین می خزند. پس خداوند انسان را به صورت خود آفرید, او را به صورت خدا آفرید; نر و ماده آنها را آفرید (ژنرال 1:26-27)

و یهوه خدا باغی را در عدن به سمت شرق کاشت; و مردی را که ساخته بود در آنجا قرار داد (ژنرال 2:8)

و یهوه خدا همه حیوانات صحرا را از زمین آفرید, و هر پرنده هوا; و آنها را نزد آدم آورد تا ببیند آنها را چه خواهد خواند: و آدم هر موجود زنده ای را هر چه نامید, این نام آن بود (ژنرال 2:19)

و خدا دید که شرارت انسان در زمین بزرگ است, و اینکه هر تصور از افکار قلب او فقط به طور مداوم شر بود. و این به خداوند توبه کرد که او انسان را روی زمین ساخته است, و او را در قلبش اندوهگین کرد. و خداوند گفت, من مردی را که از چهره زمین آفریده ام نابود خواهم کرد; هر دو مرد, و جانور, و چیز خزنده, و مرغ های هوا; زیرا من پشیمانم که آنها را ساخته ام (ژنرال 6:5-7)

کسی که خون انسان را بریزد, به دست انسان خون او ریخته خواهد شد: زیرا او را به صورت خدا انسان آفرید (ژنرال 9:6)

روح خدا مرا آفریده است, و نفس خداوند متعال به من حیات بخشید. (شغل 33:4)

بدانید که خداوند او خداست: اوست که ما را آفریده است, و نه خود ما; ما قوم او هستیم, و گوسفندان مرتع او. (PS 100:3)

من تو را ستایش خواهم کرد; زیرا من ترسناک و شگفت انگیز ساخته شده ام: کارهای تو شگفت انگیز است;
و روح من به خوبی می داند. مواد من از تو پنهان نبود, وقتی مخفیانه ساخته شدم, و به طرز عجیبی در پایین ترین نقاط زمین کار می کنند. (PS 139:13-14)

در آن روز انسان به خالق خود نگاه خواهد کرد, و چشمان او به قدوس اسرائیل خواهد بود (عیسی 17:7)

خداوند خداوند چنین می گوید, او که آسمان ها را آفرید, و آنها را دراز کرد; او که زمین را گسترش داد, و آنچه از آن بیرون می آید; او که به مردم بر آن نفس می بخشد, و روح برای کسانی که در آن راه می روند (عیسی 42:5)

من زمین را ساخته ام, و انسان را بر آن آفرید: من, حتی دستان من, آسمان ها را دراز کرده اند, و به همه لشکرشان دستور داده ام (عیسی 45:12)

من زمین را ساخته ام, انسان و حیوانی که روی زمین هستند, با قدرت زیاد و بازوی درازم, و آن را به هر کس که به نظر من می‌آید داد (چون 27:5)

اما خداوند از آغاز خلقت آنها را مرد و زن آفرید (در میان 10:6, حصیر 19:4)

(همچنین بخوانید: ژنرال 5:1-2, شغل 4:17, عیسی 64:8, زک 12:1, مال 2:10, جیمز 3:9)

کلام خدا

تمام کتاب مقدس با الهام از خدا ارائه شده است, و برای دکترین سودآور است, برای توبیخ, برای اصلاح, برای آموزش در عدالت: تا مرد خدا کامل باشد, کاملاً برای همه کارهای خوب مبله شده است (2 تناوب 3:16-17)

هر حرف خدا, که در کتاب مقدس نوشته شده است، کلمات روحانی هستند و زندگی خدا را در اختیار دارند. هر حرف خدا, که در زندگی مؤمن کاشته می شود, بسته به زمین و پرورش دهید, میوه بدهد یا نه. کتاب مقدس نان روحانی و قطب نما برای مرد جدید, که در عیسی مسیح دوباره متولد می شود, و انسان جدید را به حقیقت خدا هدایت می کند.

به محض اینکه از کلام منحرف شوید و کلام را ترک کنید, و بر اساس افکار خودت زندگی کن, فلسفه, یافته ها, نظرات, احساس, و تجربیات, منحرف خواهید شد لطف و بر بینش خود تکیه کنید, دانش, و خرد, که توسط جهان شکل گرفته اند. پس از کلام با ایمان زندگی نکنید و کلام را موعظه نکنید, اما شما باید موعظه کنید و با ایمان به خود راه بروید; دانش شما, خرد, و توانایی.

در این هنگام عیسی پاسخ داد و گفت, من از شما تشکر می کنم, ای پدر, پروردگار آسمان و زمین, زیرا تو این چیزها را از خردمندان و خردمندان پنهان کرده ای, و آنها را به نوزادان آشکار کرد (حصیر 11:25)

پولس در ایمان استوار ایستاد و عیسی مسیح را موعظه کرد

پولس به عیسی مسیح ایمان آورد و در ایمان ثابت قدم ماند. او با حکمت دنیوی و فلسفه های او سازش نکرد, زیرا حکمت و علم این دنیا را حماقت می دانست (1 هم 1:20). به گفته جهان, پل فرد ماهری بود. اما, زمانی که او با عیسی مسیح برخوردی تجربی داشت, او حکمت و دانش زمینی خود را به زمین گذاشت و لباس عیسی مسیح و او را دنبال کرد.

پولس مخلوق جدیدی شده بود و روح القدس در او ساکن بود. او از انواع کلمات قانع کننده انسان استفاده نمی کرد, اما او به قدرت خدا آمد و سخنان او را با قدرت بیان کرد

زمانی که پل در آتن بود, برخی از فیلسوفان اپیکوریان و رواقیان در مورد آموزه های جدید او کنجکاو بودند. پولس از آنها و آموزه های آنها نترسید و متقاعد نشد و ایمان خود را ترک نکرد. اما پولس عیسی مسیح و رستاخیز او و به دلیل موعظه صلیب را موعظه کرد, برخی از آنها به ایمان آمدند (اعمال 17:17-34).

ترس از خداوند آغاز حکمت است

تفاوت بزرگ بین آن زمان و اکنون این است, اینکه پیامبران عهد عتیق و حواریون و شاگردان عیسی در عهد جدید ترس داشتند (هیبت) از خدا. به خاطر ترس از خدا, آنها از حکمت خدا برخوردار بودند. خداوند را خالق آسمان و زمین و هر چه در درون است می‌دانستند و هر چه گفته و گفته را حق می‌دانستند..

آنها به او وفادار ماندند, با وجود آزار و اذیت مردم. زیرا اگر عهد عتیق و عهد جدید را مطالعه کنید, سپس متوجه می شوید که هیچ یک از پیامبران, رسولان, و شاگردان, که از طرف خداوند منصوب شدند و حقیقت او را گفتند, واقعا دوست داشتنی بودند.

خوب, اگر لازم بود اتفاقی بیفتد، آنها را دوست داشتند زیرا در مشکل بودند, یا اگر نیاز داشتند, التیام‌بخش, یک کلمه دانش, حکمت در مورد امری خاص یا چیز دیگری.

ترس از خداوند آغاز حکمت استاما به محض یک پیامبر, رسول یا شاگردی می آمد و به نام خدا صحبت می کرد و با رفتارشان روبرو می شد و آنها را به توبه دعوت می کرد یا در مورد واقعه ای در آینده پیشگویی می کردند., که مثبت نبود, سپس ناگهان دیگر آنقدر دوست نداشتند و تحت آزار و اذیت قرار گرفتند و به زندان افتادند.

حتی برخی به اعدام محکوم شدند, فقط به این دلیل که حقیقت خدا را گفتند و به نام او نبوت کردند. و نکته غم انگیز این است, که غالباً به آنها دستور نمی دادند که سکوت کنند و به دست کافران زندانی و کشته شوند; غیریهودیان, اما توسط مردم خودشان.

این نه تنها در عهد عتیق اتفاق افتاده است, بلکه در عهد جدید و هنوز هم اتفاق می افتد (حصیر 23:31, لو 11:47, 1 Th 2:14-16).

آیا به کلام خدا اعتقاد دارید؟?

استدلال های بسیار بیشتری علیه دکترین تکامل وجود دارد. اما اگر تمام کتب مقدس را از انجیل نقل کنم و همه براهین و دلایل را ذکر کنم, متقاعد کردن یک انسان نفسانی طبیعی با ذهنی جسمانی از این آموزه نادرست کمکی نخواهد کرد.

همه چیز در مورد یک چیز است و آن است: آیا به کلام خدا اعتقاد داری? آیا معتقدید که کتاب مقدس کلام خداست و او را نمایندگی می کند؟? آیا شما معتقدید که کتاب مقدس حقیقت است؟? زیرا بدون ایمان نمی توان خدا را راضی کرد. جسم و ذهن جسمانی قادر به باور نیستند. زیرا ایمان میوه روح است نه جسم.

فقط خلاقیت های جدید, که روحش از مردگان زنده می شود, قادر به درک و باور کتاب مقدس هستند; کلام خدا.

آن ها, کسانی که از خدا متولد شده اند به صدای او گوش خواهند داد. بنابراین, آنها باید به کلام گوش دهند و آنچه را که کلام به آنها می گوید انجام دهند. آنها زاده خدا هستند و معتقدند که خدا خالق آسمان و زمین و هر آنچه در درون است است.

به همه مردم دیگر, کتاب مقدس حماقت است. بنابراین آنها نباید به سخنان کتاب مقدس گوش دهند. اما آنها باید به سخنان انسان جسمانی گوش دهند, که صاحب و معرف خرد و دانش جهان هستند.

یک مرد نفسانی, که غیر روحانی است متعلق به دنیاست. بنابراین انسان نفسانی باید به دنیا گوش دهد و به آنچه دنیا می گوید ایمان بیاورد. از آنجایی که علم علم جهان است، انسان نفسانی به آنچه علم می گوید اعتقاد دارد, از جمله تکامل.

به همه اراده آزاد داده شده است. بنابراین هر کس آزاد است که هر کاری را باور کند و انجام دهد (s)او می خواهد. هرکسی ممکن است انتخاب خود را انجام دهد تا به آنچه کتاب مقدس می گوید یا آنچه جهان می گوید ایمان داشته باشد. اما یک چیز واضح است, و آن این است که خلقت گرایی و تکامل نمی توانند با هم باشند. یا یکی است یا دیگری.

نمک زمین باش’

منبع: روانشناسی زیستی – بهم ریختگی

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.