تغییر قوانین و مقررات و تطبیق آنها با خواست و معیارهای مردم امری رایج در جهان است. بخش اصلی قانون در کشورهای غربی بر اساس کتاب مقدس استوار بود. اما, بسیاری از قوانین به آرامی با استانداردهای زندگی مردم تنظیم شده اند. آنچه در قدیم مجاز نبود امروز مجاز است. آنچه قبلاً حرام و منکر بود، اکنون تأیید شده و خوب و عادی شمرده می شود. و اگر با آن موافق نیستید و آن را نمی پذیرید, شما مورد آزار و اذیت قرار خواهید گرفت. قانون دیگر تضمینی نیست, یک حقیقت, که مردم می توانند به آن تکیه کنند. زیرا حقیقت چیست, اگر حقیقت همیشه تغییر کند? اما خدا چه می شود, کلام او, پادشاهی او, و قوانین پادشاهی او? آیا خداوند اراده خود را نسبت به شهوات و امیال انسان تغییر خواهد داد؟?
کتاب مقدس در مورد سقط جنین چه می گوید؟?
سقط کردن زندگی کودک در رحم مادر غیرقابل تصور بود. سقط کردن زندگی یک کودک قتل تلقی می شد. اما با گذشت سالها, چیزها تغییر کرده است. اکنون در بسیاری از کشورها اجازه سقط کردن زندگی نوزادان داده شده است. زنان می توانند تا هفته بیست و چهارم بارداری خود، زندگی نوزاد خود را سقط کنند. چگونه توانستند قانون سقط جنین را تغییر دهند؟? با استفاده از احساسات و عواطف مردم و توصیه های پزشکی (حکمت این دنیا).
اما حتی اگر دولت و کشورها این اقدام را تایید کنند و قانون را تغییر دهند تا سقط جنین قانونی شود, این واقعیت را تغییر نمی دهد, اینکه کشتن جان کسی در رحم درست نیست.
مردم می توانند هر آنچه را که می خواهند در قلمرو طبیعی تغییر دهند, اما سقط جنین قتل باقی می ماند. زیرا این کاری است که شما انجام می دهید. جان یک انسان بی گناه را می کشی.
فرقی نمی کند که علم پزشکی آن را سقط جنین بنامد و آن را تایید کند, زیرا می گویند تا هفته بیست و چهارم زندگی در جنین وجود ندارد.
اول از همه, آنها در مورد این واقعیت دروغ می گویند. دوما, این واقعیت را از بین نخواهد برد که آنها یک زندگی را سقط می کنند و بنابراین این قتل است.
طبق کلام خدا, زندگی از قبل در بذر مردان وجود دارد.
اگر زندگی وجود ندارد, پس چگونه یک جنین می تواند رشد کند? و بعد از 5-6 هفته ها قلب جنین در حال تپیدن است. پس چگونه می توانید بگویید, که هیچ حیاتی در جنین وجود ندارد?
زیرا تو افسار من را در اختیار گرفته ای: مرا در شکم مادرم پوشاندی. من تو را ستایش خواهم کرد; زیرا من ترسناک و شگفت انگیز ساخته شده ام: کارهای تو شگفت انگیز است; و روح من به خوبی می داند. مواد من از تو پنهان نبود, وقتی مخفیانه ساخته شدم, و به طرز عجیبی در پایین ترین نقاط زمین کار می کنند. چشمانت ماده مرا دید, در عین حال ناقص بودن; و تمام اعضای من در کتاب تو نوشته شده است, که در ادامه مد می شدند, زمانی که هنوز هیچ یک از آنها وجود نداشت (مزمور 139:13-16).
چنانکه نمی دانی راه روح چیست, و نه اینکه چگونه استخوان ها در رحم او که بچه دار است رشد می کنند (جامعه 11:5)
وقتی یک زندگی را سقط می کنید در قلمرو معنوی چه اتفاقی می افتد?
آیا می دانید بسیاری از افرادی که سقط جنین کرده اند، روح خود را عذاب می دهد و در وجدان خود متهم می شود? این منطقی است, زیرا وقتی شخصی کسی را می کشد, گناه خون بر شخص در قلمرو معنوی وجود دارد. (همچنین بخوانید: خونریزی و بی قانونی در تاکستان).
کتاب مقدس در مورد اتانازی چه می گوید؟?
اتانازی را فراموش نکنیم. در قدیم, حتی به ذهن کسی نمی رسد که به زندگی یک فرد خاتمه دهد. این نه تنها غیرقابل تصور بود, اما قابل مجازات بود. اما, به دلیل تعدیل ساده قانون, در شرایط خاص مجاز است, خاتمه دادن قانونی به زندگی شخصی از طریق داروها.
اما مردم می توانند کشتار مردم را قانونی کنند (در شرایط ناامید کننده خاص) و به آن اتانازی می گویند, اما این عمل را در قلمرو معنوی تغییر نمی دهد. اتانازی فقط یک کلمه دیگر برای قتل است. چون, انسان را می کشی. شما عمداً به زندگی کسی خاتمه می دهید.
نمونه های بسیار بیشتری وجود دارد, کجابدی به خیر تبدیل می شود.
تغییر قانون در کلیسا
اما قوانین فقط در دنیا تغییر نمی کنند, بلکه در کلیسا. در بسیاری از کلیساها, قوانین و مقررات, که بر اساس کلام خدا بنا شده اند, به آرامی تغییر می کنند و با اراده تطبیق می یابند, شهوات, و خواسته های انسان.
مسیحیان اراده و زندگی خود را به کلام خدا تغییر نمی دهند (کتاب مقدس) و خواست خدا, اما آنها کلام خدا را به اراده و زندگی مردم تغییر می دهند. عیسی دیگر مرکز کلیسا نیست, اما مردم مرکز کلیسا شده اند.
در قدیم, دولت قبلاً به کلیسا اعتماد می کرد و به آن تکیه می کرد. اما امروزه, برعکس است. کلیسا تکیه می کند, متکی است, و به دولت اعتماد دارد (جهان). کلیسا ذهنیت دولت را پذیرفته است, که توسط جهان شکل گرفته است; پادشاهی تاریکی.
قوانین با شهوات و امیال انسان تنظیم می شود
بیشتر مسیحیان جسمانی هستند و بر اساس خواست خود و شهوات و امیال جسمانی خود زندگی می کنند. آنها کاری را انجام می دهند که آنها را خوشحال می کند و به آنها احساس خوبی می دهد. بسیاری از مسیحیان خود را حقیقت می دانند. آنها سرشار از غرور هستند و خود را بر تخت زندگی خود نشانده اند. آنها نمی خواهند تسلیم خدا و عیسی مسیح شوند (کلمه), اما آنها می خواهند اراده خود را انجام دهند.
بسیاری از افرادی که خود را مسیحی می نامند در شورش زندگی می کنند, در غرور و غرور ذهن جسمانی خود. آنها توسط گوشت خود رهبری می شوند; حواس آنها, اراده, احساس, عواطف, افکار, عقل, نظرات, یافته ها, شهوات, خواسته ها, و غیره. آنها زندگی خود را از عیسی مسیح دور می کنند و به جای او به دنیا خدمت می کنند.
بسیاری از رهبران کلیسا نیز جسمانی هستند. آنها ذهنی نفسانی دارند و به خواست خود زندگی می کنند و آنچه را که می خواهند انجام می دهند.
زیرا آنها ذهنی نفسانی دارند, آنها دنیوی هستند و مانند دنیا زندگی می کنند.
آنها همین کارها را انجام می دهند, همان را تماشا کن برنامه های تلویزیونی, و فیلم ها, بازی های مشابه, انجام دهید ذهن آگاهی, مدیتیشن, تمرین کنید یوگا, و هنرهای رزمی, به مکان های دنیوی بروید, و غیره.
آنها روی خود تمرکز می کنند و قوانین و مقررات کلیسا را تغییر می دهند, زیرا آنها احساسات خود را با هم مخلوط می کنند, عواطف, نظرات, و فلسفه با کتاب مقدس; کلام خدا.
آنها سخنرانان انگیزشی جسمانی هستند و مربیان زندگی و مردم را با موعظه های خودیاری مثبت و انگیزشی خود درگیر کنند. این رهبران جسمانی کلیسا می گویند, آنچه افراد نفسانی می خواهند بشنوند زیرا می خواهند مورد قبول و تعالی مردم قرار گیرند و تا حد امکان فالوورهای بیشتری به دست آورند..
آنها کلیسا را یک تجارت می دانند و می خواهند ثروتمند و موفق شوند. آنها روی دستاوردهای بزرگ تمرکز می کنند, بازاریابی استراتژیک, شهرت, رشد, سعادت, ثروت, امور مالی, و غیره.
آیا زمان در حال تغییر است?
اهداف آنها دقیقاً مانند جهان است. آنها برای رسیدن به اهداف خود هر کاری که می توانند انجام می دهند. بنابراین آنها سازش می کنند و کلام خدا را تغییر می دهند, که حقیقت است, به دروغ.
تحت عنوان "زمان در حال تغییر است” یا ‘جهان در حال تغییر است‘ بسیاری دستورات خدا و عیسی تنظیم و به اراده تغییر می کنند, احساس, نیاز دارد, و شهوات و امیال نفسانی.
آنها کلام خدا را تغییر می دهند و انواع گناهان را تایید می کنند, تا اعضای کلیسا بتوانند نفسانی بمانند و در گناهان و گناهان راه بروند, بدون احساس گناه با تغییر کلام خدا, می توانند به این کار ادامه دهند, کاری که آنها می خواهند انجام دهند. حتی اگر برخلاف خواست خدا باشد.
آنها می توانند مانند دنیا زندگی کنند و گوشت خود را راضی کنند, بدون احساس گناه.
وجدان گواه حق است
اما مهم نیست که مردم چقدر قوانین و مقررات را در کلیسا تغییر می دهند, آنها هرگز نمی توانند اراده خدا را تغییر دهند و حقیقت خدا را تغییر دهند. آگاه همیشه شاهد حقیقت خواهد بود, با وجود بهانه هایی که مردم برای چشم پوشی از اعمال خود به کار می برند.
به هیتلر نگاه کن… هیتلر قانون آلمان را تغییر داد و دستگیری یهودیان را قانونی کرد, آنها را مورد آزار و اذیت قرار دهند, و آنها را بکشید. بین 5,1 به 6 میلیون یهودی در طول جنگ جهانی دوم کشته شدند.
هیتلر قانون را تغییر داد, تا بتواند بدون تخطی از شریعت بدی کند.
اما با اینکه قانون را تغییر داد, تا آثار او به طور قانونی تایید شود و هیتلر قانون را زیر پا نگذارد, کاری که هیتلر و پیروانش انجام دادند خوب نبود. شیطانی بود!
شاید فکر می کنید که این یک مثال افراطی است. اما تعداد افراد, که امروز "قانونی" کشته می شوند, مانند نوزادان, بزرگان, افراد افسرده, و غیره. بسیار بیشتر هستند.
کاری که هیتلر انجام داد شیطانی بود. به ندرت کلماتی برای توصیف آثار او وجود دارد, اما آنچه امروز مردم قانونی می کنند نیز شر است.
مأموریت شیطان سرقت است, کشتن, و نابود کنیم و این دقیقا همان چیزی است که در اطراف ما اتفاق می افتد.
طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی, 56 میلیون ها نوزاد در سال در سراسر جهان سقط می شوند. زندگی ای که خداوند در شکم مادر ایجاد کرد، سقط می شود; کشته شد.
نیکی بد می شود و بدی نیک می شود
وای به آنها که شر را خوب می نامند, و شر خوب; که تاریکی را برای نور قرار داده است, و نور برای تاریکی; که تلخ برای شیرین قرار داده است, و شیرین برای تلخ (اشعیا 5:20)
هیتلر شر را به خیر تبدیل کرد. آنچه قبلاً شر تلقی می شد قابل قبول و عادی شد. بسیاری از واعظان در طول جنگ جهانی دوم که از کلام خدا اطاعت کردند و از تغییر اراده خدا و حقیقت او خودداری کردند کشته شدند.. این مسیحیان به این دلیل کشته شدند که در برابر اراده انسان تسلیم نشدند; آنها در برابر شر تعظیم نکردند.
بسیاری از واعظان و مسیحیان به دلیل ایمان و وفاداری خود به خدا و عیسی مسیح کشته شدند; کلام او.
دنیا خیر را بد می داند و شر را خیر
ما امروز در دنیایی زندگی می کنیم, جایی که همین اتفاق می افتد. آنچه خوب است بد می شود و آنچه بد است خیر می شود. خودتان آن را بررسی کنید:
- دنیا می گوید, شما رئیس بدن خود هستید. شما تصمیم می گیرید که آیا می خواهید زندگی یک نوزاد را سقط کنید یا نه
- دنیا می گوید, شما رئیس زندگی خود هستید. اگر نمی توانید رنج های زندگی را تحمل کنید، اشکالی ندارد که به زندگی خود پایان دهید
- دنیا می گوید, که گرفتن یک مشکلی ندارد طلاق. همه چیز به خوشبختی شما و آنچه می خواهید بستگی دارد
- دنیا می گوید, شما ممکن است مرتکب زنا یا زنا شوید زیرا مردم نیازهای جنسی دارند
- دنیا می گوید, شما ممکن است خودارضایی. خودارضایی اشکالی ندارد. زیرا افراد نیازهای جنسی دارند
- دنیا می گوید, همجنسگرایی خوب است. آنها می گویند که آنها این طور به دنیا آمده اند و بنابراین روابط و ازدواج های همجنس گرایان را تایید می کنند
- دنیا می گوید, با هم ازدواج نکرده است خوب است. چه تفاوتی بین ازدواج و زندگی مشترک وجود دارد? این فقط یک سند قانونی است. به راز, قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرید، ابتدا باید یکدیگر را بشناسید
- دنیا می گوید, اشکالی ندارد دروغ
- دنیا پرورش کودکان در آزادراه را ترویج می کند. بچه ها باید خودشان تصمیم بگیرند، زیرا این برای مستقل شدن آنها مفید خواهد بود (و ما قبلاً میوه سرکش و غرورآمیز آن را می بینیم)
- دنیا می گوید, باید ادیان و فلسفه های عجیب و غریب را در یک کشور پذیرفت و پذیرفت (جز مسیحیت)
- دنیا می گوید, اگر بیمار هستید, برو به a دکتر. پزشک تنها کسی است که می تواند بدن شما را درمان کند.
- دنیا می گوید, اگر مشکلات روانی دارید, رفتن به یک روانشناس. یک روانشناس همه چیز را در مورد روح و رفتار انسان می داند. روانشناس تنها کسی است, چه کسی می تواند به شما کمک کند
- دنیا می گوید…..
دنیا حرف خدا را حذف می کند
بسیاری از کلیساها درهای خود را برای آموزه های دنیوی باز کرده اند, فلسفه, ادیان, و خرد. آنها کتاب مقدس را تنظیم و جایگزین کرده اند (کلام خدا) با سخنان انسان; حکمت دنیا. همانطور که دنیا کلام خدا را حذف کرد, کلیسا نیز کلمات خدا را حذف کرده است.
بسیاری از مسیحیان جسمانی می مانند و با احساسات خود هدایت می شوند, عواطف و شهوات و امیال نفسانی. آنها حاكم بر حس هستند و به همین دلیل چیزهایی را كه شر است و نزد خدا منفور است تأیید می كنند.
بسیاری از مسیحیان فکر می کنند, که با تغییر قوانین و مقررات در کلیسا که بر اساس کتاب مقدس است, و پایین آوردن استانداردها, آنها می توانند افراد بیشتری را با "انجیل" جذب کنند.
آنها فکر می کنند که با پذیرش انواع رفتار افراد, لطف می کنند و عاشقانه راه می روند.
اما آنها نمی دانند, که با به اصطلاح عشق و به اصطلاح انجیل فیض آنها, انجیل دیگر انجیل نیست. انجیل آنها ناتوان شده است و مردم را نجات نمی دهد. عشق آنها به مردم بیشتر از آنهاست عشق به خدا.
بدن در کلیسا سلطنت می کند
بسیاری از کلیساها کلام خدا را به اراده تغییر داده اند, عواطف, احساس, نیاز دارد, لذت ها, شهوات, و خواسته های انسان. بدن در کلیسا سلطنت می کند! همه چیز برای جلب رضایت مردم مجاز و پذیرفته شده است. آیا می دانید بدترین چیز در این مورد چیست؟? این که فکر می کنند درست در پیشگاه خدا زندگی می کنند.
آنها فکر می کنند با زندگی خود خدا را راضی می کنند, که پر از شر هستند; گناه, و ناآرامی ها. اما حقیقت این است, که خدا از گناه متنفر است. خدا نمی تواند با گناه ارتباط برقرار کند.
عیسی نمرده صلیب و خون او را بریزید تا مردم بتوانند در گناه و گناه زندگی کنند و آنچه را که می خواهند انجام دهند. (همچنین بخوانید: ‘آیا می توانید گناهان را تحت لطف نگه دارید?').
اما خدا پسرش عیسی مسیح را به این زمین فرستاد, مردن به عنوان قربانی برای بشریت. به طوری که هر فرد, که به عیسی مسیح ایمان دارد و او را به عنوان نجات دهنده و خداوند می پذیرد و می شود دوباره متولد شده است در مسیح, از تمام گناهان و ناراستی ها پاک می شود و خلقت جدیدی می شود.
عیسی جانشین شما بود و مجازات شما را بر روی صلیب حمل کرد.
خونش برای تو ریخته شد, تا آزاد شوی, نه تنها از گناهان و گناهان شما، بلکه از سرشت گناه شما (پیرمرد), که در گوشت موجود است.
عیسی به شما این توانایی را داد که در او مخلوق جدیدی شوید; یک پسر خدا (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند); متولد شده از آب و روح القدس (مرد جدید).
به محض دریافت روح القدس و پسر خدا شدن, میل خواهید داشت عیسی را دنبال کنید و مانند عیسی راه بروید و پدر را خشنود کنید. زیرا این کاری است که یک پسر انجام می دهد. یک پسر, کاری که پدر را غمگین کند، انجام نخواهد داد.
خواست خدا اراده تو می شود
روح خدا; روح القدس او در درون شما زندگی می کند. بنابراین شما ذات خدا را دارید و اراده او بر قلب شما نوشته شده است. شما اراده خدا را تغییر نمی دهید, اما تسلیم خدا و اراده او باشید و در خواست خدا قدم بردارید. شما اراده خود را به خواست او تغییر خواهید داد, تا اراده او اراده تو شود.
اگر دوباره متولد شده اید و روح القدس در درون شما زندگی می کند, پس نمی توانی شریک گناه باشی. زیرا خدا نمی تواند شریک گناه باشد.
پس اگر بگویید که از روح القدس پر شده اید, اما در گناهان و گناهان راه بروید و حاضر به تغییر نیستید, پس تو دروغگو هستی و به جای حقیقت خدا در دروغ های انسان گام برداری. کلام خدا حقیقت است.
اگر می خواهید در حقیقت قدم بردارید, شما از کلام او اطاعت خواهید کرد و مطابق خواست او زندگی خواهید کرد.
آنچه را که به شما امر کرده است، انجام دهید, و با دنیا سازش نکنیم. چون میدونی, که فرمانروای این جهان, شیطان, دشمن خداست.
شما باید انتخاب کنید, آیا می خواهید از کلام خدا اطاعت کنید و احتمالاً توسط افراد اطرافتان طرد و/یا مورد آزار و اذیت قرار خواهید گرفت., شاید حتی توسط برادران و خواهران شما در کلیسا, یا از دنیا اطاعت می کنی.
وقتی دومی را انتخاب می کنید, شما مورد پسند مردم قرار خواهید گرفت, شما پذیرفته خواهید شد, سرافراز, مرتفع, پرستش کرد, و مورد ستایش مردم قرار می گیرد.
اگر به خواست خدا عمل کنی, جهان شما را قضاوت و آزار خواهد داد
اگر مسیحیان با همجنس گرایی و ازدواج همجنس گرایان مخالفند, آنها توسط جهان مورد آزار و اذیت قرار خواهند گرفت. چه تعداد از سردفتران مجبور به استعفا یا شکایت یا اخراج شدند, زیرا آنها از برگزاری مراسم ازدواج همجنس گرایان خودداری کردند? در ایالات متحده حتی یک نانوایی مورد شکایت قرار گرفت, به خاطر ایمانش, چون نمی خواست برای یک زوج همجنس گرا کیک عروسی درست کند. این افراد سازش نکردند, اما به خدا وفادار بودند و به کلام او وفادار ماندند. به او نشان دادند (از طریق آثارشان) که آنها او را بیش از همه دوست بدار.
زمانی که شما در برابر کلام خدا موضع می گیرید و مخالف زندگی مشترک هستید, همجنسگرایی, طلاق, فساد, خیانت آمیز, سقط جنین, اتانازی, ادیان و فلسفه های خارجی, بت پرستی, و غیره. مردم شما را عجیب خواهند خواند, از مد افتاده, مذهبی, بی محبت, یک نژادپرست, و نه از این دنیا. افرادی که متعلق به دنیا هستند شما را مورد آزار و اذیت قرار خواهند داد. حتی در کلیسا هم می توانید توسط مردم مورد آزار و اذیت قرار بگیرید, که خود را مسیحی می نامند اما روح جهان در آنها ساکن است.
جهان به همه انواع ادیان و فلسفه ها احترام می گذارد به جز مسیحیت واقعی. دنیا همه را تحمل می کند, جز مسیحیان (ایمانداران به عیسی مسیح, که از کلام خدا اطاعت می کنند, موضع خود را در برابر کلام خدا اتخاذ کنند, و سازش نکنید).
آیا در حقیقت زندگی می کنید?
اما و اگر به خاطر عدالت رنج می برید, شما خوشحال هستید: و از وحشت آنها نترسید, ناراحت نباش (1 پیتر 3:14)
بدی و شرارت در جهان بیشتر است, آزار و شکنجه مسیحیان بزرگتر است. زمانی که هیچ مقاومت یا آزار و اذیت اطرافیان خود را تجربه نمی کنید, باید از خود بپرسید, اگر واقعاً در حقیقت کلام خدا قدم بردارید; در اراده او, یا اینکه در بسیاری از زمینه های زندگی خود با دنیا سازش کرده اید.
ما در یک جهان زندگی می کنیم, جایی که خیر خدا شر محسوب می شود, بی رحم, خشن, بی دل, بی محبت, تبعیض آمیز, و غیره. در حالی که کلام خدا حقیقت است و حیات می بخشد و سخنان دنیا دروغ است و مرگ را فراهم می کند.
آیا خداوند اراده خود را نسبت به شهوات و امیال انسان تغییر خواهد داد؟?
نه, خداوند هرگز اراده خود را برای هوسها تغییر نخواهد داد, احساس, عواطف, اراده, شهوات, و خواسته های انسان. مهم نیست که چه قوانین و مقررات کلام خدا توسط به اصطلاح مسیحیان تنظیم می شود, که کلیسا هستند. خداوند هرگز اراده خود را تغییر نخواهد داد.
خواست خدا; اوامر او, که نیز هستند عیسی’ احکام هرگز تغییر نخواهد کرد, با وجود کاری که مردم انجام می دهند. روح هرگز نمی تواند با جسم کار کند و بنابراین جسم باید بمیرد.

زیرا من خداوند هستم, من تغییر نمی کنم; پس شما پسران یعقوب نابود نمی شوید (مالاچی 3:6)
خواست خدا; قانون او هرگز تغییر نخواهد کرد. کلام خدا هرگز تغییر نخواهد کرد, نه برای هیچ چیز و نه برای کسی.
کلام خدا برای همیشه ثابت است!
پروردگار ارباب مقدس است, عادل, قابل اعتماد, و دروغ نمی گوید.
به همین دلیل است که او کلمه قابل اعتماد است و امین است زیرا او قابل اعتماد و امین است.
اگر خداوند اراده خود را نسبت به شهوات و خواسته های انسان تغییر می داد, سپس کلام او (کتاب مقدس) دیگر حقیقت نخواهد بود. اگر کلام او دیگر حقیقت نداشت, خدا قابل اعتماد و قابل اعتماد نخواهد بود.
اما کلام خدا حقیقت است و همیشه حقیقت خواهد بود, مهم نیست مردم چه می گویند, انجام دهید, تنظیم کنید, و تغییر دهید. مهم نیست چند تا ترجمه های جدید کتاب مقدس خواهد آمد, که در آن افراد مخفیانه تنظیمات کوچکی را انجام می دهند, هیچ چیز حقیقت را تغییر نخواهد داد. هیچ چیز اراده خدا را تغییر نخواهد داد.
کلام همه را قضاوت خواهد کرد
روزی خواهد آمد که همه توسط کلام او مورد قضاوت قرار خواهند گرفت; توسط عیسی. روز داوری با کلیسا و بعد از کلیسا آغاز خواهد شد, جهان توسط کلمه قضاوت خواهد شد, زیرا آنها به کلام ایمان نداشتند و از کلام اطاعت نکردند.
بنابراین, از راه رفتن خود توبه کنید و خود را به جای دنیا تسلیم کلام کنید. از آزار و اذیت دنیا نترسید, زیرا عیسی ما را از آن آگاه کرد. اگر از مقاومت مردم و آزار و اذیت می ترسید, پس شما برای پادشاهی خدا مناسب نیستید و نمی توانید عیسی را دنبال کنید. زیرا خداوند هرگز اراده خود را نسبت به شهوات و خواسته های انسان تغییر نمی دهد.
«نمک زمین باش»
منابع: ویکی پدیا, سازمان بهداشت جهانی







