کتاب مقدس در مورد پزشکان چه می گوید؟?

آیا خدا در طول سالها تغییر کرده است? نه, کتاب مقدس می گوید که خدا همان است, دیروز, امروز, و برای همیشه
 بنابراین, نظر خدا در مورد پزشکان هنوز هم همان است. مردم کسانی هستند که تغییر می کنند. گاهی, آنها حتی کلمات کتاب مقدس را تغییر می دهند تا کلمه در زندگی آنها جا بیفتد و نیازها یا کمبودهای آنها را برآورده کند. به همین دلیل دیدگاه آنها نسبت به برخی مسائل تغییر کرد و غالباً با سخنان و اراده خداوند موافق نیستند. بیایید ببینیم کتاب مقدس در مورد پزشکان و پزشکی چه می گوید و اینکه آیا خداوند به پزشکان برکت داده است یا خیر.

در جنگ بین دو پادشاهی

این مهم است که بدانیم بین ملکوت خدا جنگ روحانی وجود دارد (جایی که عیسی مسیح پادشاه است) و پادشاهی تاریکی (پادشاهی شیطان (A.O. John 12:31; 14:30; افسسیان 5:8; 6:10-18; کولوسیان 1:13-14; وحی 12:7-9)).

خداوند انسان را آفرید و فرمانروایی بر زمین را به انسان داد. انسان با خدا در ارتباط بود و تحت فرمان خدا قرار گرفت, تا اینکه انسان تصمیم گرفت به سخنان مار ایمان بیاورد و اطاعت کند و گناه کرد.

از طریق سقوط، روح در انسان مرد و تحت اختیار مرگ قرار گرفت. شیطان فرمانروای جهان و پدر انسان سقوط کرده شد. تمام افرادی که از نسل آدم متولد شده بودند تحت فرمان او قرار می گرفتند.

اما از طریق کار رستگاری عیسی مسیح بر روی صلیب, از طریق خون او, و رستاخیز از مردگان, به انسان افتاده این فرصت داده شد که باشد مرمت شده (شفا) در موقعیت او و با خدا آشتی کرد با ایمان و تجدید حیات در مسیح و تبدیل شدن به یک خلقت جدید.

خلقت جدید بر فراز شیطان و فرشتگان قرار گرفته است و تمام قدرت و اقتدار از طریق مسیح عیسی به او داده شده است.

وقتی ایمان آوردی و جانت را به عیسی مسیح دادی, و توبه کرد و دوباره در او متولد شد, تو بودی رهایی از قدرت تاریکی و به پادشاهی خدا ترجمه شد (کولوسیان 1:13-14).

رهایی از قدرت تاریکی, با خون او نجات یافتقبل از اینکه دوباره متولد بشی, تو همان مخلوق قدیمی بودی که مقید به فطرت گناه آلودت بودی و به ارباب قدیمی و پدر شیطان خدمت کردی, که با دروغ هایش کورت کرد و گذاشت تو تاریکی راه بروی.

اما وقتی ایمان آوردی و عیسی مسیح نجات دهنده تو شد و او را خداوند زندگی خود ساختی, شما با یک پدر جدید به پادشاهی دیگری منتقل شدید, و یک استاد جدید, چه کسی به شما اجازه می دهد در نور راه بروید.

در مسیح شما زندگی جاودانی را به ارث برده اید.

مرد رستگار شده در مقابل مرد رستگار نشده

مرد رستگار نشده; آفرینش قدیمی (مرد افتاده) جسمانی است و همچنان تحت اقتدار شیطان و مقید به گناه و مرگ است. اما مرد رستگار شده; آفرینش جدید (مرد جدید) در مسیح نشسته است و تمام اختیارات را در مسیح بر شیطان و فرشتگان دارد, زیرا عیسی مسیح شیطان را شکست داد, و مقید به درستی است و (جاودانه) زندگی.

در حال حاضر, با در نظر گرفتن همه اینها, بیایید به منشا بیماری و بیماری نگاه کنیم, و شفا دادن, و اگر علوم پزشکی و پزشکان, بیمارستان, داروخانه ها, و غیره. از طرف خدا هستند یا نه.

اگر خدا به پزشکان رحم کند,
چرا خدا خودش را یهوه رافا می نامد?

در عهد عتیق, ما در مورد بیماری ها زیاد نمی خوانیم. اگر کسی مریض شد, و به سوی خدا رفت, سپس خداوند آن شخص را شفا داد. شفا زمانی اتفاق افتاد که قوم خدا نزد خدا بازگشتند و شریعت موسی را حفظ کردند.

اغلب اتفاق می افتاد, که وقتی مردم شدند نافرمانی خدا, آنها بیمار شدند. ما این را در میان دیگران خواندیم, در اعداد, کتاب پادشاهان, و تواریخ.

خدا گفت, که اگر ما احکام او را حفظ کن او همه بیماری ها و بیماری ها را از بین خواهد برد (یعنی. خروج 23:25 و تثنیه 17:15).

کتاب مقدس در مورد پزشکان در عهد عتیق چه می گوید؟?

پادشاه آسا

در عهد عتیق در مورد پزشکان در زندگی پادشاه آسا می خوانیم (2 تواریخ 15). پادشاه آسا مطیع خدا بود و قوانین و احکام او را حفظ می کرد, به جز مکان های مرتفع. پادشاه آسا مکانهای بلند را نگرفت بلکه آنها را ترک کرد.

پادشاه آسا به خداوند اعتماد کرد و بر او تکیه کرد و خدا با پادشاه آسا بود. خدا ملتها را به قدرت خود داد تا اینکه پادشاه آسا دیگر به خدا تکیه نکرد و راه خود را رفت.

قلب پادشاه آسا دیگر به سوی خدا نمی رفت. خدا دیگر منبع او نبود. خدا یهوه نیسی او نبود, و یهوه او جیره دیگر. پادشاه آسا با جایگزینی خدا با پادشاه دیگری خدا را انکار کرد, پادشاه زمینی سوریه, یک انسان.

او همان استحنانی, که پیامبر خدا بود, نزد آسا رفت تا به او هشدار دهد. اما پادشاه آسا به سخنان او گوش نداد و توبه نکرد.

بعد از مدتی, پادشاه آسا بیمار شد.

اما, پادشاه آسا به خدا رحم نکرد. او از راه خود توبه نکرد, او به دنبال خدا نبود

پادشاه آسا پزشکان را فراخواند (ترجمه از عبری رافا). در زمان ما به این پزشکان می گوییم, پزشک. این کار برای خدا زشت بود.

این پزشکان نتوانستند شاه آسا را ​​درمان کنند و شاه آسا درگذشت.

پادشاه آسا برای شفا نزد پزشکان رفت

سپس آسا پادشاه تمام یهودا را گرفت; و سنگهای رامه را بردند, و الوار آن, که باشا داشت می ساخت; و با آن جبا و مِصفه بنا کرد. و در آن زمان حنانی پیشگو نزد آسا پادشاه یهودا آمد, و به او گفت, زیرا تو بر پادشاه سوریه تکیه کرده ای, و به یهوه خدایت توکل نکرد, پس لشکر پادشاه سوریه از دست تو فرار کرد. آیا اتیوپی ها و لوبیم ها میزبان بزرگی نبودند, با ارابه ها و سواران بسیار? هنوز, زیرا به خداوند توکل کردی, آنها را به دست تو سپرد.

“با این حال در بیماری او, او به دنبال خداوند نبود, اما به پزشکان”

زیرا چشمان خداوند در سراسر زمین به این سو و آن سو می دود, تا خود را به نفع کسانی که قلبشان نسبت به او کامل است، قوی نشان دهد. در اینجا تو احمقانه عمل کردی: بنابراین از این به بعد شما جنگ خواهید داشت. سپس آسا بر بیننده خشمگین شد, و او را به زندان انداختند; زیرا او به خاطر این موضوع با او خشمگین شده بود. و آسا در همان زمان به برخی از مردم ظلم کرد. و, ببین, اعمال آسا, اول و آخر, اینجا, آنها در کتاب پادشاهان یهودا و اسرائیل نوشته شده است.

و آسا در سال سی و نهم سلطنتش از پاهایش بیمار شد, تا اینکه بیماری او بسیار زیاد شد: اما در بیماری خود به دنبال خداوند نبود, اما به پزشکان.

و آسا با پدران خود خوابید, و در سال چهل و یکم سلطنتش درگذشت. و او را در قبر خود دفن کردند, که در شهر داوود برای خود ساخته بود, و او را در بستری که پر از بوهای شیرین و انواع ادویه های تهیه شده توسط داروسازان بود، خواباندند.’ هنر: و برای او آتش بسیار بزرگی ساختند. (2 تواریخ 16:6-14).

یهوه رافا یعنی چه؟?

یهوه رافا یعنی خدا شفا دهنده ماست, و هیچ کس دیگری نیست. فقط دو پادشاهی وجود دارد, ما هیچ گزینه دیگری نداریم.

وقتی به داستان پادشاه آسا نگاه می کنیم; می خوانیم, که او به دنبال خدا نبود, یهوه رافا کیست, در بیماری او. بنابراین, او به دنبال پادشاهی خدا نبود. عوض, پادشاه آسا به دنبال پادشاهی دیگر بود, که پادشاهی تاریکی است. پادشاه آسا از شیطان کمک گرفت, که فرمانروای پادشاهی دیگر است.

شیطان به پزشکان الهام کرد و به آنها علم داد و به دست این پزشکان کار کرد. (پزشک).

پزشکان (پزشک) از جانب خدا نبودند، بلکه از جانب شیطان بودند. اگر پادشاه آسا از کردار خود پشیمان شد و به خدا بازگشت و به جای مراجعه به پزشک، برای بیماری خود از خدا شفا می خواست. (پزشکان) برای شفا, خدا پادشاه آسا را ​​شفا می داد, مطمئنا. اما پادشاه آسا این کار را نکرد.

همه چیزهای مرئی منشأ خود را در قلمرو معنوی دارند

خدا همه چیز را با کلام خود و قدرت روح القدس خلق کرد. هر چیزی که در طبیعت می بینید، منشأ معنوی خود را دارد.

همین امر در مورد بیماری و بیماری نیز صدق می کند.

منشا بیماری و بیماری

بیماری و بیماری نتیجه ارواح اهریمنی است (قلمرو معنوی) عمل در گوشت (قلمرو طبیعی). بیماری و بیماری, که در بدن قابل مشاهده و اندازه گیری است مظاهر آسیبی است که ارواح اهریمنی ایجاد کرده اند.

به عنوان مثال, کر و لال نمودی از روحیه کر و لال است, تومور مظهر شیطان سرطانی است و فراموشی مظهر دیو آلزایمر است..

حکمت این دنیا برای خدا حماقت است, احمقتا زمانی که بیماری و بیماری ناشی از ارواح اهریمنی را تصدیق نکنید (شیاطین خود را در جسم یا روح نشان می دهند), و اگر تصدیق نکنید که منشأ بیماری در قلمرو معنوی است, اما در عوض بیماری و بیماری را به عنوان یک واکنش طبیعی بدن از یک علت طبیعی در نظر بگیرید, شما هرگز نخواهید توانست مردم را در این منطقه شفا دهید نام و قدرت عیسی مسیح.

شما نمی توانید مانند عیسی با ایمان راه بروید و دست روی افراد بیمار بگذارید.

شما باید درک کنید که هدف نهایی شیطان از بین بردن مردم است. او فرشتگان سقوط کرده خود را مأمور کرد (شیاطین یا ارواح شیطانی) هر کاری که می توانند برای رسیدن به هدفش انجام دهند.

شیطان رسولان خود را به سوی مردم می فرستد تا آنها را اغوا کنند و سپس دزدی کنند, کشتن, و مردم را نابود کنند. دیو تنها زمانی می تواند نزد ارباب خود بازگردد که او مأموریت خود را انجام دهد.

پزشکان از کجا می آیند و منشأ علم پزشکی چیست؟?

بیایید نگاهی به پزشکان و راه های درمان در فرهنگ های باستانی و ریشه های علم مدرن بیندازیم.:

  • عبرانیان قوانین سلامتی خود را از طرف خدا داده بودند, یهوه رافا (کتاب لاویان)
  • طب سومری (4000 قبل از میلاد) بر اساس طالع بینی بود.
  • طب مصری (1500 قبل از میلاد) کاهنان, که در دانش پزشکی و متخصصان زیادی در یک بیماری خاص آغاز شده بودند.
  • طب ایرانی (1000 قبل از میلاد) با قوانین بهداشت عبری میل داشت و زیربنای قوانین بهداشت اسلامی است.
  • فرهنگ یونانی پزشکی را در 3000 قبل از میلاد. پزشکی به علمی مبتنی بر تحقیق تبدیل شد. در این علم, دیدگاه ها بر اساس تعادل صحیح بین سالم و ناسالم ایجاد شدند. این را می توان با شیوه زندگی مناسب و محیطی سالم تحقق بخشید. یک پزشک معروف آلکمایون بود (500 قبل از میلاد). دانشکده پزشکی کوس پدر طب غربی را به وجود آورده بود: بقراط (460-377 قبل از میلاد). بقراط درک عمیقی از رنج انسان داشت و پزشکان را در خدمت بیماران قرار می داد. بقراط پزشک و دانشمندی توانا بود. او یکی است, که معمولاً به خاطر به کار بردن طنز پردازی شناخته می شود, که به عنوان یک نظریه پزشکی، دکترین مزاج های چهارگانه نیز نامیده می شود. این نظریه معتقد است که بدن انسان از چهار ماده اساسی پر شده است, طنز نامیده می شود, که در زمان سالم بودن فرد در تعادل هستند. همه بیماری ها و ناتوانی ها ظاهراً ناشی از زیاده روی یا کمبود یکی از این چهار شوخ طبعی است. این کمبودها می تواند ناشی از بخاراتی باشد که توسط بدن استنشاق یا جذب می شود. چهار طنز صفرای سیاه است, صفرای زرد, بلغم, و خون. در طول قرن 17, علم پزشکی مبتنی بر تحقیقات علمی تحولی انقلابی را طی کرد.

این فقط یک خلاصه بسیار کوتاه از منشا علم پزشکی است. اما این نشان می دهد که پزشکان و پزشکی به گذشته بازگشته اند. پزشکان قبل از آمدن عیسی به زمین وجود داشتند.

داستان پادشاه آسا را ​​به یاد بیاورید, او نیز به یک پزشک مراجعه کرد.
 هر گروه از مردم (فرهنگ) داشت, و هنوز هم دارد, شفا دهندگان خودش و روش خودش برای شفا دادن مردم.
 قوم اسرائیل یهوه رافا داشتند (خداوند), که آنها را شفا داد.

سوگند بقراط

قبل از اینکه پزشکان بتوانند طبابت کنند, آنها باید سوگند یاد کنند. سوگند در اصل برگرفته از سوگند بقراط است. در سوگند بقراط می توان چهار قسمت را متمایز کرد:

  1. خدایان گوناگونی به عنوان شاهد خوانده می شوند.
  2. توافقی که در آن پزشک جوان سوگند یاد می کند که از مقررات انجمن حرفه ای تبعیت کند. در این توافقنامه اصول همکاری خوب ثبت شده است.
  3. خلاصه ای از کدهای اخلاقی.
  4. اعلامیه ای که در آن شهرت پزشک به وفاداری او به سوگند بستگی دارد.

سوگند اصلی بقراط چیست؟?

به آپولو سوگند, شفا دهنده, آسکلپیوس, بهداشت, و پاناسه, و من شاهد همه خدایان هستم, همه الهه ها, بر اساس توانایی و قضاوتم نگه دارم, سوگند و توافق زیر:


برای من عزیز محسوب شود, به عنوان پدر و مادرم, او که این هنر را به من آموخت; برای زندگی مشترک با او و, در صورت لزوم, تا کالاهایم را با او تقسیم کنم; به فرزندانش مانند برادران خود نگاه کنم, تا این هنر را به آنها آموزش دهیم; و با تدریس من, من دانش این هنر را به پسرانم منتقل خواهم کرد, و به پسران معلمم, و به شاگردانی که طبق قوانین پزشکی به قید و عهد و سوگند می بندند, و نه دیگران


من طبق توانایی و قضاوتم برای بیمارانم رژیم هایی تجویز می کنم و هرگز به کسی آسیب نمی رسانم.
 در صورت درخواست، به هیچ کس داروی کشنده نمی دهم, و نه چنین مشاوره ای را پیشنهاد کنید; و به همین ترتیب من برای سقط جنین به زن پساری نمی دهم.
 اما خلوص زندگی و هنرم را حفظ خواهم کرد.
 من برای سنگ نمی برم, حتی برای بیمارانی که بیماری در آنها آشکار است; من این عمل را به انجام تمرین‌کنندگان واگذار می‌کنم, متخصصان این هنر
 در هر خانه ای که می آیم فقط برای خیر و صلاح بیمارانم وارد می شوم, دوری از هرگونه بدکاری عمدی و هر گونه اغواگری و به ویژه از لذت عشق با زنان یا مردان, آزاد باشند یا برده.
 همه چیزهایی که ممکن است در انجام حرفه یا تجارت روزانه با مردان بدانم برسد, که نباید در خارج از کشور پخش شود, راز نگه می دارم و هرگز فاش نمی کنم.


اگر این سوگند را وفادار نگه دارم, باشد که از زندگیم لذت ببرم و هنرم را تمرین کنم, مورد احترام همه بشریت و در همه زمانها; اما اگر از آن منحرف شوم یا آن را نقض کنم, باشد که برعکس زندگی من باشد.

سوگند تجدید نظر شده بقراط چیست؟?

در ایالات متحده آمریکا, و بسیاری از کشورهای دیگر سوگند اولیه تجدید نظر شده است و نمونه ای از آن به شرح زیر است:

من قاطعانه قول می دهم که تا جایی که بتوانم به بشریت خدمت خواهم کرد - مراقبت از بیماران, ارتقای سلامتی, و تسکین درد و رنج.


می دانم که طبابت امتیازی است که مسئولیت قابل توجهی به همراه دارد و از موقعیت خود سوء استفاده نخواهم کرد. 
من پزشکی را با صداقت انجام خواهم داد, فروتنی, صداقت, و دلسوزی - کار با پزشکان دیگر و سایر همکارانم برای رفع نیازهای بیمارانم.


من هرگز عمداً کاری انجام نمی‌دهم که به ضرر کلی بیمارانم باشد.
 من در نظر گرفتن جنسیت اجازه نمی دهم, نژاد, دین, وابستگی سیاسی, گرایش جنسی, ملیت, یا موقعیت اجتماعی برای تأثیرگذاری بر وظیفه مراقبتی من. 
من با سیاست های ناقض حقوق بشر مخالف خواهم بود و در آن شرکت نخواهم کرد. من تلاش خواهم کرد قوانینی را تغییر دهم که مغایر با اخلاق حرفه‌ام است و در جهت توزیع عادلانه‌تر منابع بهداشتی کار خواهم کرد.
 من به بیماران خود کمک خواهم کرد تا تصمیمات آگاهانه ای اتخاذ کنند که با ارزش ها و باورهای خود منطبق باشد و از رازداری بیمار حمایت کند.. 


من محدودیت های دانش خود را می شناسم و به دنبال حفظ و افزایش درک و مهارت های خود در طول زندگی حرفه ای خود هستم.. من اشتباهات خود را تصدیق خواهم کرد و سعی خواهم کرد آن را اصلاح کنم و صادقانه به اشتباهات دیگران دسترسی داشته باشم و به آنها پاسخ دهم.. 
من به دنبال ارتقاء دانش پزشکی از طریق آموزش و تحقیق خواهم بود. 
من این اعلامیه را رسما اعلام می کنم, آزادانه, و به افتخار من.

می توانیم نتیجه گیری کنیم, که طب مدرن غربی مبتنی بر فلسفه یونانی است و به یک علم تبدیل شده است. این علم پزشکی در طول سال ها توسعه یافته است, به دلیل تحقیقات علمی و علم پزشکی هنوز در حال توسعه است.

داروخانه ها و نمادهای پزشکی چطور?

در اساطیر یونان باستان, اسکلپیوس را خدای پزشکی می دانند.
آسکلپیوس پسر آپولون و کورونیس بود. آسکلپیوس به اشتراک گذاشت, با آپولو, نام مستعار Paean (“شفا دهنده”). آپولون بچه آسکلپیوس را حمل کرد (که از شکم کورونیس گرفت, مادر اسکلپیوس) به قنطورس Chiron, که اسکلپیوس را بزرگ کرد و او را به هنر پزشکی آموخت.

آسکلپیوس نمایانگر جنبه شفابخش هنرهای پزشکی است. دختران اسکلپیوس هستند:

  • بهداشت (“بهداشت”, الهه/شخصیت سلامت, پاکیزگی, و سرویس بهداشتی),
  • عیسی مسیح (الهه بهبودی از بیماری),
  • روشن شد (الهه روند درمان),
  • Aglaea/Aegle (الهه زیبایی, شکوه, شکوه, شکوه, و زینت),
  • نوش دارو (الهه درمان جهانی).

Asclepius با خدای رومی Vediovis مرتبط بود. زئوس آسکلپیوس را با صاعقه کشت, زیرا هیپولیتوس را از مردگان زنده کرد و برای آن طلا پذیرفت.

اسطوره های دیگر می گویند, که اسکلپیوس کشته شد, زیرا پس از بازگرداندن مردم از مردگان, هادس فکر کرد, که دیگر ارواح مرده ای به عالم اموات نمی آیند, از این رو از برادرش زئوس خواست که او را برکنار کند. این باعث عصبانیت آپولو شد, که به نوبه خود سیکلوپ ها را به قتل رساند, که صاعقه ها را برای زئوس ساخته بود

عصای آسکلپیوس, عصای درهم تنیده مار, امروزه نیز نماد پزشکی است.
 این نماد (میله آسکلپیوس) نه تنها توسط پزشکان استفاده می شود, بلکه توسط داروخانه ها, به خصوص نماد با کاسه, که مار از آن می نوشد.

این کاسه نمادی از بهداشت است, دختر اسکلپیوس و الهه سلامتی.

نمادهای پزشکی

همه ما این نمادهای بالا را می شناسیم, اما آیا معنی و منشأ آنها را نیز می دانید؟?

آیا نماد پزشکی نشان دهنده مار برنجی روی قطب است؟

نماد میله نشان دهنده مار برنجی روی قطب نیست, که موسی آن را ساخت و پیشگویی از عیسی بود’ مرگ بر صلیب, همانطور که بسیاری از مسیحیان فکر می کنند. (همچنین بخوانید: چرا مار برنجی پیش‌نمایش عیسی بود؟’ مرگ بر صلیب).

نماد طالع بینی Caduceus

عصای موجود در تصویر در گوشه سمت چپ بالا یک نماد طالع بینی قدیمی است و به آن "کادوسیوس" نیز می گویند.. عصا با بال توسط خدای یونانی هرمس حمل می شد (همچنین خدای رومی مرکوری).

مارها نشانگر دوگانگی هستند, که در نهایت منجر به هماهنگی خواهد شد.

عصای آسکلپیوس

در تصویر پایین سمت چپ, میله اسکلپیوس را می بینیم, که به آن عصای آسکولاپیوس نیز می گویند. این عصای آسکلپیوس توسط خدای یونانی اسکلپیوس حمل می شد, خدای دارو و شفا.

مار در هم تنیده اپیداوروس نامیده می شود و در آیین های شفابخش استفاده می شد (همچنین بخوانید: تاج و تخت شیطان).

کاسه Hygieia

کاسه نشان دهنده Hygieia است, الهه سلامت و دختر آسکلپیوس.
مار از کاسه در حال تغذیه است (تصویر در وسط و بالا سمت راست). بنابراین Hygieia به مار غذا می دهد.

صلیب سبز

صلیب سبز از یونان سرچشمه می گیرد و نمادی از اتحادیه داروخانه ها است.

ما می توانیم ببینیم که این نمادها, که امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرند, نماینده پزشکان, بیمارستان, داروخانه ها, و غیره, و ریشه در اساطیر یونان دارند. نمادها نشان دهنده خدایان یونانی هستند و هیچ ربطی به خدای متعال ندارند; را خالق آسمان و زمین.

شیطان خالق نیست بلکه مقلد است. شیطان همه چیز را از خدا کپی می کند. چرا شیطان این کار را می کند? چون شیطان می خواهد شبیه خدا باشد.

شیطان می خواهد خدای مردم باشد و می خواهد که او را بپرستند. بنابراین شیطان جانشین هایی برای خدا آفرید و هنوز هم می آفریند, تا مردم دیگر نیازی به خدا نداشته باشند بلکه بتوانند همه کارها را خودشان انجام دهند.

آیا عیسی همه بیماران را شفا داد؟?

  • آیا عیسی تا به حال کسی را نزد پزشک یا پزشک فرستاده است? اگر چنین است, کجا نوشته شده?
  • آیا عیسی به شاگردان خود دستور داد که بیماران را نزد پزشکان یا پزشکان بیاورند؟?
  • آیا عیسی هرگز به بیماران دستور داده است که نزد پزشکان یا پزشکان بروند, زمانی که او نزد پدر می رفت?
  • لوک یک پزشک بود, اما آیا او یک پزشک در قلمرو طبیعی در قلمرو معنوی بود? زیرا عیسی خود را پزشک نیز می نامید اما عیسی پزشک نبود.
  • اگر لوک واقعاً پزشک می شد, عیسی مریضان را نزد لوقا کجا فرستاد؟? یا رسولان چه زمانی بیماران را نزد لوقا فرستادند?
  • اگر لوک دکتر بود, چه زمانی حرفه خود را اجرا کرده است? کجا نوشته شده?
  • آیا خدا افراد مریض را نزد پزشک فرستاد؟, پزشکان یا پزشکان در عهد عتیق?
  • پزشکان کجا هستند, که پیروان و شاگردان بقراط هستند, در عهد جدید ذکر شده است?

عیسی همه بیماران و تحت ستم شیطان را شفا داد. او یک مرد بود, که قدرت او را می دانست و می دانست که بیماری از کجا آمده است.

وعده شفا در کتاب مقدس

یقیناً او غم و اندوه ما را بر دوش گرفته است, و غم و اندوه ما را حمل کرد: با این حال ما او را داغدار می دانستیم, زده شده از خدا, و مصیبت زده
 اما او به خاطر تخلفات ما مجروح شد, او به خاطر گناهان ما کبود شد: عذاب صلح ما بر او بود; و با نوارهای او شفا می یابیم (اشعیا 53:4-5)

کسی که خودش گناهان ما را در بدن خودش روی درخت برهنه کرد, که ما, مرده بودن به گناه, باید به عدالت زندگی کند: با زخمهای او شفا یافتید (1 پیتر 2:24)

عیسی تمام بیماری ها و گناهان را بر خود گرفت و غم های ما را به دوش کشید. تمام بیماری ها و بیماری ها در جسم و روح بر روی تیر شلاق و روی صلیب پرداخت می شود.

قبل از مصلوب شدن, عیسی تمام بیماری ها و بیماری های ما را در بدن خود در جایگاه شلاق حمل کرد, و پدر تمام گناهان انسان سقوط کرده را بر روی صلیب بر او نهاد.

پیتر نوشت, که «به خط راه او, شفا یافتی. به عبارت دیگر, کلمات در اشعیا 53:4-5 در پست شلاق انجام شد, جایی که عیسی بهای بشریت سقوط کرده را پرداخت. شفا از قبل انجام شده است.

آیا در عیسی پزشکانی وجود داشت؟’ زمان?

بله, در عیسی’ زمانی که پزشکان بودند (پزشک). بقراط, او که پدر و بنیانگذار علم پزشکی به شمار می رود از سال 1390 می زیست 460-377 قبل از میلاد. شاگردان بقراط (کاهنان در معبد اسکلپیوس) دانش پزشکی را از او کسب کردند و دانش پزشکی خود را به شاگردان خود آموختند معبد اسکلپیوس.

زنی که مشکل خون دارد

در مارک 5:25-27 در مورد زنی که مشکل خون دارد می خوانیم, که نزد پزشکان رفت (پزشک).

و یک زن خاص, که دوازده سال مشکل خون داشت,
 و از بسیاری از پزشکان رنج بسیاری کشیده بود, و تمام داشته هایش را خرج کرده بود, و هیچ چیز بهتر نشد, بلکه بدتر شد, هنگامی که او از عیسی شنید, در مطبوعات پشت سر آمد, و لباس او را لمس کرد.

عیسی مردی دلسوزبرای او گفت, اگه بتونم دست بزنم جز لباسش, من کامل خواهم بود. و فوراً چشمه خون او خشک شد; و در بدن خود احساس کرد که از آن طاعون شفا یافته است (علامت 5:25-29).

زن, که مشکل خون داشت, پول زیادی را صرف بسیاری از پزشکان کرد. هرچه داشت خرج دکترها کرده بود.

اما آیا او بهتر شد؟? نه, به عنوان یک واقعیت, وضعیت او بدتر شد!

البته, وضعیت او بهتر نشد, و نه او شفا یافت, چون پزشکان (پزشک) از سرچشمه شیطان بگیر; منبع مرگ.

وقتی از یک دارو استفاده می کنید, شما آزاد نیستید, اما در اسارت. وقتی به درمان می روید, شما آزاد نیستید, اما در اسارت و در نهایت, فقط بدتر خواهد شد. زیرا شیطان هرگز چیزی را مجانی نمی دهد, شیطان همیشه در عوض چیزی می خواهد. یادآوری کردن, ماموریت شیطان دزدی است, کشتن, و نابود می کند و هرگز زندگی نمی دهد (John 10:10).

عیسی نوید زندگی در آزادی و نه در اسارت را می دهد

مراقب باشید که مبادا کسی با فلسفه و نیرنگ بیهوده شما را لوس کند, پس از سنت مردان, بعد از ابتداییات دنیا, و نه بعد از مسیح (کولوسیان 2:8).

پولس قبلاً در کولسیان به مقدسین هشدار داده بود 2:4-15 برای خرد زمینی; دانش انسان, که برای خدا حماقت است:

روانشناسی مسیحیدر این مواقع, ما خیلی به سیستم جهانی عادت کرده ایم, که دیگر تفاوتی بین آنچه از جانب خداست و آنچه از جانب شیطان است نمی بینیم.

ما سیستم مراقبت های پزشکی را می گیریم; پزشک, بیمارستان, درمانگران, روانشناسان, و غیره. بدیهی است و آن را عادی در نظر بگیرید. بخشی از زندگی ماست.

حتی برخی از مسیحیان می گویند, که پزشکان خوشبخت هستند, که از جانب خدا فرستاده شده اند. خوب, این یکی از بزرگترین دروغ هاست!

وقتی دوباره متولد می شوید و ذهن خود را تجدید می کنید با کلام خدا, و هنگامی که به دنبال چیزهایی هستید که در بالاست و نه در زمین, آنگاه چشمانت باز خواهد شد و خواهی فهمید, و حقیقت خدا را تجربه کنید.

دروغ های شیطان را تشخیص خواهید داد, که در آن زندگی می کنید(د) برای چندین سال. شما ارواح و قلمرو روحانی را تشخیص خواهید داد و خیر و شر را تشخیص خواهید داد.

ذهن خود را تجدید کنید و ذهن مسیح را به دست آورید

ذهن نفسانی شما, که مانند دنیا فکر می کند, می گوید: اگر بیمار هستید یا اگر احساس درد می کنید به پزشک مراجعه می کنید یا اگر افسرده هستید, شما به a روانشناس یا اگر احساس درد در پشت خود داشته باشید به یک فیزیوتراپیست, و غیره, بنابراین باید ذهن نفسانی خود را با کلام خدا تجدید کنید تا با اراده خدا همسو شود (همچنین بخوانید: TheWhy تجدید ذهن شما ضروری است?).

تمام آن سنگرها, که در ذهن شما ساخته شده اند باید نابود شوند. تنها راه نابود کردن آنها کلام خداست.

من می خواهم شما را تشویق کنم, برای خواندن و مطالعه متون مقدسی که در این پست وبلاگ ذکر شده است و خودتان آن را بررسی کنید.
 به آن نگاه کنید و حقیقت خدا را دریابید.

زمان برخاستن اولیاء الهی و بازگشت به سوی خداست. زمان آن فرا رسیده است که او را در همه راه های خود بشناسیم, نه فقط چند نفر. بگذار او دوباره یهوه ما رافا شود.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.