بسیاری از افراد از احساس طرد شدن رنج می برند. این احساس طرد شدن بر زندگی آنها حاکم است, به موجب آن آنها همیشه احساس طرد شدن می کنند و هرگز توسط مردم پذیرفته نمی شوند. برخی ناامن هستند و همیشه نسبت به دیگران احساس حقارت می کنند. آنها احساس می کنند که به اندازه کافی خوب نیستند. در نتیجه, منفعل و منزوی می شوند, احساس شکست, و خود را طرد می کنند. برخی دیگر دقیقا برعکس هستند و کمال گرا می شوند. آنها همیشه نیاز دارند که خود را ثابت کنند تا احساس کنند مورد قبول دیگران هستند. در هر دو مورد, زندگی با احساس طرد شدن کنترل می شود و می تواند به موقعیت های خطرناکی در زندگی فرد منجر شود, خانواده, و/یا حتی جامعه. بنابراین, چگونه با احساس طرد شدن کنار می آیید?
احساس طرد شدن چقدر می تواند خطرناک باشد?
احساس طرد شدن یک احساس معصومانه نیست، بلکه یک احساس خطرناک است که می تواند عواقب فاجعه باری داشته باشد. اگر احساس طرد شدن زندگی فردی را کنترل کند، می تواند منجر به افسردگی و مرگ شود (خودکشی و قتل).
به عنوان مثال تیراندازی در مدرسه را در نظر بگیرید. بارها, دلیل این تیراندازی ها این بود که تیرانداز احساس طرد شدن و عصبانیت می کرد. تیرانداز قربانی احساس طردشدگی شد و چنان خشمگین شد که به نفرت نسبت به دیگران تبدیل شد, مدرسه, هم مدرسه ای ها, و جامعه
تیراندازان دیگران را به خاطر احساس طرد شدن سرزنش می کردند. آنها با چنان نفرتی نسبت به خود در سکوت زندگی می کردند که منجر به کشتار مردم بیگناه شد.
احساس طرد شدن از طریق موقعیت ها در ذهن فرد ایجاد می شد, شرایط, رویدادها, و/یا سخنان مردم. همانطور که این احساس تغذیه شد، آنقدر شدید شد که منجر به تخریب شد.
عامل جنایت, که احساس طرد شدن می کرد, دیگر تنها قربانی این احساس طرد شدن نبود. اما کودکان و بزرگسالان بی گناه نیز قربانی این احساس طرد شد که زندگی فرد را کنترل می کرد.
این مثال نشان می دهد, چگونه احساس طرد شدن می تواند به جامعه آسیب برساند.
بسیاری از مردم احساس طرد شدن می کنند و به خود آسیب می رسانند
احساس طرد شدن می تواند برای شما یک احساس خطرناک باشد. از آنجایی که احساس طرد شدن می تواند منجر به ترحم به خود شود, نفرت از خود, خود رد کردن, و افسردگی شدید که می تواند منجر به اعتیاد به مواد مخدر شود, اعتیاد به الکل, بی اشتهایی, بولیمیا, و حتی گاهی خودکشی.
به جای کشتن دیگری, خود را می کشند. اما ما می دانیم, که کشتن دیگران یا خود خواست خدا نیست. خدا گفت تو نباید بکشی.
احساس طرد شدن دری را به روی سایر احساسات مخرب باز می کند
اغلب اوقات احساس طرد شدن با احساسات دیگری همراه است. مثلا احساس حقارت, ترحم خود, نفرت از خود, عصبانیت, حسادت, غم و اندوه, افسردگی, و غیره.
اگر خودت را پیدا نکردی صلح در عیسی مسیح و به دنبال روح نروید و بر احساسات خود مسلط شوید، بلکه به دنبال جسم بروید و اجازه دهید شرایط و عواطف و احساسات شما بر زندگی شما حاکم شود., شما قربانی همه این احساسات خواهید شد. آنها شما را کنترل می کنند و زندگی شما را نابود می کنند.
شاید الان در جایی هستید, جایی که احساس طرد شدن و همه این احساسات دیگر شما را کنترل می کند. احساس می کنید گم شده اید, مورد علاقه هیچکس نیست, و دیگر راهی برای خروج نمی بینیم.
شاید شما فکر می کنید, که تنها راه فرار از این احساسات است, با بیرون رفتن از زندگی است. اما این کار را نکن! راهی برای خروج وجود دارد.
وقتی دیگر راهی برای خروج نمی بینی خدا راهی نشان می دهد. چون خدا همیشه راهی برای خروج دارد.
چگونه از شر احساس طرد شدن خلاص شویم?
یک راه برای رهایی از احساس طرد شدن وجود دارد و آن راه خدا از طریق پسرش عیسی مسیح است.. تنها یکی, چه کسی می تواند شما را نجات دهد و شما را از احساس طرد شدن و همه احساسات نجات دهد, عیسی مسیح است!
عیسی تنها نجات دهنده است, هیچ دیگری وجود ندارد. نه دکتر, روانپزشک, روانشناس, رگرسیون درمانگر, یا … می تواند به شما کمک کند. فقط عیسی مسیح می تواند به شما کمک کند!
کتاب مقدس در مورد رد چه می گوید؟?
بیایید ببینیم کتاب مقدس در مورد رد کردن چه می گوید. داستان های زیادی در مورد رد شدن وجود دارد, اما بیایید به ابتدای کتاب مقدس بازگردیم. بیایید به جایی برویم که همه چیز از آنجا شروع شد. جایی که برای اولین بار رد انجام شد. که در باغ عدن.
خدا با آدم راه رفت, با او رابطه داشت. از نظر روحی به هم مرتبط بودند; آدم پسر خدا بود. خدا آدم را دوست داشت و به او اختیار داد تا انتخاب کند.
به دلیل این واقعیت, که خدا خیلی دوستش داشت, دستوراتی به او داد (احکام). یکی از احکامی که داد, این بود که آدم می توانست از هر درختی در باغ بخورد, به جز یک درخت; درخت معرفت خیر و شر. خدا می دانست, اگر آدم از آن درخت بخورد چه اتفاقی میافتد؟. بنابراین او دستور داد تا از پسرش محافظت کند.
وقتی کسی را دوست داری, شما نمی خواهید آن شخص آسیب ببیند یا اتفاق بدی برای آن شخص بیفتد. خدا هم همین کار را کرد. او نمی خواست برای پسرش اتفاق بدی بیفتد. خدا می خواست که آدم به پدرش اعتماد کند و پدرش را کاملاً دوست داشته باشد. خدا هرگز آدم را مجبور نکرد که به او عشق بورزد یا به او اعتماد کند. نه, آدم اراده آزاد داشت.
آدم پدرش را طرد کرد
همه چیز خوب پیش رفت, تا اینکه… آدم نسبت به پدرش نافرمانی کرد و گناه کرد. اچفرمان خدا را رعایت نکردم. او به عشق پدرش شک داشت و به همسر و یک غریبه ایمان آورد (مار) در عوض.
خداوند او را از خوردن آن درخت منع کرد زیرا می دانست اگر از آن درخت بخورد چه اتفاقی می افتد.
اما آدم در عشق خدا تردید داشت, به سخنان او شک کرد (احکام). با عمل او, آدم به خدا نشان داد که کاملاً به او اعتماد ندارد.
نظر شما چیست؟, خدا در آن لحظه چه احساسی داشت?
یک پدر چه احساسی خواهد داشت, وقتی فرزندش به او گوش نمی دهد, و سرکش می شود و به او روی می آورد? او چه احساسی خواهد داشت, وقتی فرزندش می گوید: "من دیگر به شما گوش نمی دهم! من فقط به آنچه پدر جو می گوید گوش خواهم داد زیرا او حقیقت را می گوید!پدر چه احساسی خواهد داشت وقتی فرزندش باشد, گوشت و خون خود او را به عنوان پدر انکار می کند و او را دروغگو می داند و به غریبه روی می آورد? یک پدر چه احساسی خواهد داشت, وقتی کودک او را انکار می کند یا بهتر است بگوییم او را رد می کند?
فکر میکنم پدر غمگین میشود و از طرف فرزندش طرد میشود.
خدا توسط خلقت خودش طرد شد
نفر اول, کسی که خدا را رد کرد آدم بود (و حوا). به حرف همسرش گوش داد (ایجاد) و نصیحت یک غریبه, به جای گوش دادن به پدر خودش. به خاطر عملش, این غریبه پدر جدیدش شد. آدم با نافرمانی خدا را طرد کرد, و به همین دلیل در برابر خدا گناه کرد.
آدم خدا را با عمل نکردن به فرمان او طرد کرد. به خاطر نافرمانی او, او احساس می کرد که توسط خدا طرد شده است. او احساس شرمندگی کرد,
قابیل و قادر
نفر بعدی, کسی که خدا را رد کرد قابیل بود. قابیل احکام خدا را رد کرد. او میوه های زمین را قربانی کرده بود. قربانی کردن میوه کاری بود که قابیل می خواست انجام دهد, به جای آنچه خدا می خواست. قابیل خدا را نشناخت و اراده او را ندانست و زندگی عادلانه ای نداشت. بنابراین خدا به پیشکش قابیل احترام نمی گذارد. اما خدا به هدیه هابیل احترام گذاشت. زیرا هابیل خداوند را شناخت و به او نشان داد, که او را دوست داشت, با اطاعت از او.
هابیل احکام خدا را نگه داشت و به درستی زندگی کرد. قابیل از دستورات او اطاعت نکرد و مطابق خواست او زندگی نکرد, به همین دلیل خدا را رد کرد و خدا قابیل را رد کرد.
وقتی به زندگی عیسو نگاه می کنیم, همچنین می خوانیم که او خدا را رد کرد, برای شهوت جسم; غذا (عبرانیان 12:17).
به شما اراده آزاد برای تصمیم گیری داده شده است
به هر فردی برای انتخاب در زندگی اراده آزاد داده شده است. شما حق انتخاب دارید که خدا را دوست داشته باشید و از او اطاعت کنید, یا نه.
وقتی زندگی بدون خدا را انتخاب می کنی, و او و کلام او را رد کنید, با گوش ندادن به او و عمل نکردن به کلام و احکام او, شما به طور خودکار پدر دیگری را انتخاب خواهید کرد; شیطان. شیطان در بدن شما سلطنت خواهد کرد, و در نهایت زندگی شما را نابود خواهد کرد. شما باید توسط افکار منفی هدایت شوید, عواطف, و احساسات, از پدرت و تاریکی.
“به دلیل این واقعیت, که خدا را رد کرده ای, احساس طرد شدن خواهید کرد”
شما نمی توانید خدا را به خاطر این احساس طرد شدن سرزنش کنید, زیرا نتیجه انتخاب شماست. شما تصمیم گرفته اید با زندگی در گناه و گناه از شیطان اطاعت کنید, به جای اطاعت از کلام خدا و عمل به احکام او.
اما نگران نباشید, چون خدا همیشه هست, تا فرصتی دوباره به شما بدهم.
او شما را خیلی دوست دارد, که او همیشه به شما اجازه می دهد که به سوی او بازگردید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که توبه کنید و به عیسی روی آورید.
وقتی تو توبه کردن, عیسی را به عنوان نجات دهنده خود بپذیرید, و او را بر جان خود مسلط کن, و هنگامی که به کلام و احکام او نگاه دارید, سپس احساس طرد شدن شما ناپدید خواهد شد.
سپس با وحدت قدم خواهید زد, با پدر واقعی اصلی شما, چه کسی شما را دوست دارد و چه کسی شما را می پذیرد, همینطور که هستی.
با قدرت عیسی مسیح و خون او, تمام احساس طرد شدن, نفرت از خود, ترحم خود, افسردگی, و غیره. ناپدید خواهد شد.
شما می توانید با روانپزشکان و روانشناسان هر چه می خواهید صحبت کنید, و انواع درمان ها را انجام دهید. اما آنها نمی توانند این احساسات را از بین ببرند و شما را درمان کنند. زیرا ریشه مشکل در حوزه طبیعی نیست بلکه در حوزه روحی است.
فقط عیسی مسیح, می تواند این احساسات را از بین ببرد و شما را درمان کند.
عیسی رد شد
عیسی توسط قومش طرد شد. اما آیا او برای خودش متاسف شد و در گوشه ای موپ زد? آیا خودش را قفل کرد, احساس افسردگی? یا با چاقو یا شمشیر به اطرافیانش حمله کرد? نه! و چرا این کار را نکرد? چون خدا او را رد نکرده بود. عیسی این کار را کرد وصیت پدرش و در احکام او گام برداشت.
از هر آزار و شکنجه ای که گذشت, او هرگز از پدرش نافرمانی کرد. چون او اطاعت کرد پدرش, و چون دائماً با او وحدت داشت, او احساس طرد شدن نمی کرد. حتی نه, هنگامی که او توسط مردم طرد شد, از جمله شاگردانش, و تمام این حق را داشت که احساس طرد شدن کند.
فقط یک لحظه بود, که عیسی احساس طرد شدن می کرد, و آن لحظه ای بود که او گناهان ما را بر روی صلیب حمل کرد.
در آن لحظه, عیسی به دلیل گناه از خدا جدا شد و خدا مجبور شد پسرش را طرد کند زیرا خدا نمی توانست (و هنوز هم نمی تواند) با گناه ارتباط برقرار کن.
وقتی این اتفاق افتاد, احساس طرد شدن به عیسی رسید, و او این احساسات طرد شدن را برای ما حمل کرد.
من فکر می کنم این باید بدترین لحظه در عیسی بوده باشد’ زندگی زمانی که عیسی از پدرش جدا شد. اما حتی در آن زمان رد شدن, عیسی به پدرش اعتماد کرد.
عیسی خود را کاملاً تسلیم پدرش کرد. بنابراین عیسی برای احساس طرد شدن تعظیم کرد و طرد شدن بر عیسی حکومت کرد. چرا عیسی این کار را کرد؟? عیسی همچنین می توانست از آن صلیب خارج شود زیرا عیسی قدرت انجام این کار را داشت.
عیسی پدرش را دوست داشت
اما عیسی پدرش را دوست داشت خیلی, و او می دانست که خدا چقدر مردم را دوست دارد و هنوز هم مردم را دوست دارد. عیسی می دانست که آنها برای پدرش چقدر ارزشمند هستند. به خاطر عشق زیادش به پدرش, عیسی استقامت کرد و عشق بزرگ خود را نشان داد.
عیسی این همه را برای شما انجام داده است! به طوری که دیگر مجبور نباشید از آن عبور کنید. عیسی در برابر هر احساس شیطان تعظیم کرد (نفرت از خود, خود رد کردن, انکار خود… شما آن را نام ببرید). عیسی برای تمام احساسات قدرت تاریکی تعظیم کرد و آنها را حمل کرد تا شما از این احساسات رها شوید..
چگونه با احساس طرد شدن کنار بیاییم?
زمانی که از زندگی خود به عنوان یک گناهکار توبه کنید و عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده و خداوند خود بپذیرید, تبدیل شود دوباره متولد شده است و خودت را به او بسپار, سپس این احساسات طرد شدن ناپدید خواهند شد.
شما مجبور نیستید به دوران کودکی خود برگرد, بلوغ, یا هر لحظه دیگر, تا بفهمید چه چیزی باعث این احساس طرد شدگی شده است و چه زمانی احساس طرد شدن وارد زندگی شما شده است. برای جستجوی علت، لازم نیست هیپنوتیزم شوید. چون می دانیم علت چیست: جدایی از خدا.
تنها جایی که باید بروید صلیب است. صلیب مکانی است که در آن آشتی صورت می گیرد, بین شما و خدا از طریق خون عیسی. عیسی رد را حمل کرد تا شما دیگر مجبور نباشید آن را تحمل کنید. او شما را با پدر واقعی تان آشتی داد.
آیا شما یک مسیحی هستید و آیا با این احساسات طرد می شوید؟, یا هر احساس منفی دیگری پس من می خواهم شما را تشویق کنم که شروع به خواندن کلام خدا کنید. با خواندن کلام خدا, او را خواهید شناخت و خواهید فهمید که چه چیزی خدا را راضی می کند و چه چیزی را خشنود نمی کند. متوجه خواهید شد, چگونه او درباره شما فکر می کند و چه احساسی دارد, و اینکه شما مورد قبول او هستید.
وقتی در کلمه زندگی می کنید, بعد مهم نیست, آنچه مردم در مورد شما فکر می کنند و می گویند, یا اینکه چگونه با شما رفتار می کنند. چون میدونی, احساس خدا نسبت به شما, و اینکه شما توسط او انتخاب شده اید. وقتی این حقیقت را می دانید, شما غیر قابل لمس خواهید شد.
آشتی با خدا احساس طرد شدن را از بین می برد
وقتی با خدا آشتی کردی, از طریق عیسی مسیح, آنگاه احساس طرد شدن از بین خواهد رفت. زیرا شما دوباره با پدر واقعی خود متحد شده اید, که تو را دوست دارد و تو را می خواهد.
وقتی با پدرت آشتی کردی, وقت آن است که ذهن خود را تجدید کنید با کلام او و به شکل پسرش عیسی تبدیل شود, زیرا او می خواهد که همه فرزندانش راه بروند و مانند او باشند.
تا زمانی که در کلمه بمانید; در او بمان, و احکام او را نگه دارید، با او متحد خواهید ماند, و شما غیر قابل لمس خواهید بود
احساس طرد شدن از کجا می آید?
نمک زمین باش’


