بسیاری از مسیحیان می خواهند خود را تغییر دهند و به جای پیروی از راه خدا، راه دنیا را دنبال می کنند, با پیروی از آموزه های نفسانی و اعمال روش های نفسانی. آنها برای تجزیه و تحلیل خود و یافتن پاسخ هایی که به آنها در تغییر کمک می کند به گذشته برمی گردند. آنها در گذشته و در حالی که در حال حفاری هستند، حفاری می کنند, آنها در معرض انواع چیزهایی هستند که بر زندگی و رفتار آنها تأثیر می گذارد. حفاری می کنند و حفاری می کنند و به جای اینکه به جایی برسند, آنها گیر می کنند و به چاله گذشته خود می افتند. شاید شما هم می خواهید خودتان را تغییر دهید و در حال حفاری در گذشته خود هستید تا خودتان را تجزیه و تحلیل کنید, اما اگر متوقف نشوی، گیر می افتی و به چاله گذشته ات می افتی و هرگز آن کسی نمی شوی که خدا تو را آفریده است.. شما نمی توانید با پیروی از آموزه های نفسانی انسان و به کارگیری روش ها و فنون دنیوی خود را تغییر دهید. عیسی مسیح تنها است, چه کسی می تواند شما را تغییر دهد. تنها کاری که باید انجام دهید این است که خود را تسلیم عیسی کنید, به او گوش دهید, ذهن خود را با سخنان او تجدید کنید, و در او بمان.
خطر تجزیه و تحلیل خودت چیست?
من تو را ستایش خواهم کرد; زیرا من ترسناک و شگفت انگیز ساخته شده ام: کارهای تو شگفت انگیز است; و روح من به خوبی می داند(مزامیر 139:14)
در تحلیل خود خطر بزرگی وجود دارد. وقتی شروع به تجزیه و تحلیل خود می کنید, تبدیل به یک وسواس خواهد شد. شما به هر کاری که انجام می دهید نگاه خواهید کرد, و هر موقعیتی را تحلیل کنید, اقدام, عادت, رفتار, فکر کرد, و غیره. شما حتی به گذشته خود باز خواهید گشت, به دوران کودکی شما, تا بفهمید چه اشتباهی رخ داده است و چرا به روش خاصی عمل می کنید, یا چرا اینقدر ناامن یا ناراضی هستید, و غیره.
در گذشته گیر کرده است
هر که گودالی حفر کند در آن می افتد (ضرب المثل ها 26:27)
وقتی به گذشته خود برمی گردی و در گذشته خود می کاوشی تا "مشکل" خود را پیدا کنی, فقط بدبخت تر میشی, و در نهایت, در گذشته گیر خواهید کرد. بنابراین در گذشته خود نقب نزنید, زیرا سوراخ فقط بزرگتر می شود و در نهایت در سوراخ گذشته خود می افتید.

شاید در سنین بالاتر تبدیل به یک ایماندار دوباره شده باشید. فرض کنید در 20 سالگی شما, 30's, یا شاید در 50 سالگی. شاید شما گذشته سختی داشته اید. شاید در دوران کودکی یا ازدواج خود مورد آزار جسمی یا عاطفی قرار گرفته اید یا در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. یا شاید توسط افراد دیگر مورد بدرفتاری و آسیب قرار گرفته اید یا تجربه آسیب زا دیگری را تجربه کرده اید.
به هر حال, خیلی چیزها می تواند وجود داشته باشد, که در گذشته اتفاق افتاده است, که به شما آسیب رسانده و طرز فکر یا احساس شما را در مورد خود یا دیگران تغییر داده است.
شاید عزت نفس یا تجربه بسیار پایینی داریدترس, اضطراب, موارد وحشت زدگی, منفی بودن, عصبانیت غیر قابل کنترل, عادات مخرب, اعتیاد, (احساسی) درد یا افسردگی, و افکار خودکشی.
اگر شما هم از آن دسته افراد هستید, که با این مسائل دست و پنجه نرم می کنند, من می خواهم به شما توصیه کنمتجزیه و تحلیل خود را متوقف کنید!
به گذشته خود برنگرد و به چاله گذشته خود بیفتید
انجام دادن نه به گذشته خود برگرد, به دوران کودکی شما, برای فهمیدن, چرا اینطوری رفتار میکنی, چرا این عصبانیت را دارید یا چرا عزت نفس پایینی دارید؟, یا چرا ترس دارید, اضطراب ها, عادات مخرب, اعتیاد, و غیره. کاری که باید انجام دهید, است ،ذهن خود را تجدید کنید با کلام خدا.
به خودت نگاه نکن, اما به عیسی نگاه کن, کلمه. در کلام خدا زندگی وجود دارد و این زندگی باید در شما ریخته شود.
لحظه ای که عیسی را به عنوان نجات دهنده و خداوند خود می پذیرید و دوباره متولد می شوید, شما تبدیل می شوید یک آفرینش جدید; متولد آب و روح.
بنابراین اگر کسی در مسیح باشد, او یک موجود جدید است: چیزهای قدیمی از بین رفته اند; ببین, همه چیز جدید شده است (2 قرنتیان 5:17)
وقتی دوباره متولد شد, شما هنوز ذهن جسمانی دنیا را دارید.
بنابراین مهم است که شروع به خواندن و مطالعه کلام خدا کنید و به جای کلمات دنیا از کلام خدا تغذیه کنید..
ذهن خود را با کلام خدا تجدید کنید. در کلمه تعمق کنید, روز و شب. به طوری که, فکر خواهید کرد, سخن گفتن, همانطور که خدا می خواهد فکر کنید و رفتار کنید, سخن گفتن, عمل, و رفتار کن.
عیسی منبع شماست
عیسی منبع شماست. عیسی است فقط روشنه, چه کسی می تواند شما را تغییر دهد. متوجه خواهید شد, که همانطور که در روح بزرگ می شوید, با مطالعه و تعمق در کلمه, استفاده از کلمه در زندگی شما, دعا (در روح القدس), و غیره, که او شما را تغییر خواهد داد. او غم و اندوه شما را از بین می برد, درد, عصبانیت, تلخی, ترس, اضطراب ها, موارد وحشت زدگی, و افسردگی و او عشق خود را قرار خواهد داد, صلح, و شادی در درون شما.
اگر نمی دانید, چگونه این کار را انجام دهیم, سپس خود را یک مؤمن صادق و دوباره پیدا کنید, که مایل است و قادر است شما را شاگرد کند. به طوری که شما به شکل عیسی مسیح بزرگ شوید; کلمه (همچنین بخوانید: تولد دوباره به چه معناست?).
ممکن است از خود بپرسید: "چگونه بفهمم که یک مسیحی صادق است؟, یا چگونه می توانم بفهمم که او می تواند مرا شاگرد کند یا خیر?". پاسخ بسیار ساده است: به راه رفتن آنها نگاه کنید و به میوه هایی که فرد تولید می کند نگاه کنید. اگر انسان نفسانی است و مانند دنیا زندگی می کند و ثمره بدن می دهد, در این صورت این شخص، فرد مناسبی برای شاگرد کردن شما نخواهد بود. اما اگر شخص به دنبال روح حرکت کند, تولید میوه روح, آنگاه این شخص برای شما فرد مناسبی خواهد بود.
به عقب نگاه نکن!
خداوند به همسر لوط دستور داد, به عقب نگاه نکنم. اما, همسر لوط نتوانست این فرمان خدا را حفظ کند. با توجه به واقعیت, که او به فرمان خدا عمل نکرد, او به ستونی از نمک تبدیل شد (پیدایش 19:17-26).
بسیاری از کلیساها به روح جهان اجازه ورود داده و به حکمت تکیه کرده اند, دکترین ها, و روش های دنیا به جای تکیه بر خدا و کلام او. مؤمنان را نصیحت می کنند و در گذشته آنها می کاوشند, در حالی که مطلقاً هیچ دستورالعملی در کتاب مقدس برای انجام این کار وجود ندارد.
در هیچ جای چهار انجیل کتاب مقدس عیسی به شاگردانش دستور نداده است که به گذشته برگردند و دریابند., جایی که همه چیز اشتباه شد و علت و ریشه مشکل را جستجو کنید.
تنها مردم, کسانی که در حال کاوش در گذشته کسی هستند، روانشناسان و روانپزشکان هستند. و روانشناسان کتاب مقدس را به عنوان بالاترین مرجع خود ندارند. آموزه های آنها بر اساس فلسفه های بشری است. بله, ریشه آنها در فلسفه یونان است و همه ما می دانیم که کتاب مقدس در این مورد چه می گوید و پولس در مورد آن چه نوشته است. (همچنین بخوانید: آیا روانشناسی مسیحی وجود دارد? و ‘تاج و تخت شیطان').
چرا کلیسا علم روانشناسی را مجاز دانسته است؟?
چرا کلیساها علم روانشناسی را مجاز دانسته اند و این آموزه ها و روش های روانشناختی را به کار می گیرند, که فقط آموزه های احمقانه انسان هستند, بر اساس حکمت نفسانی?
دلیلش چیه, چرا بسیاری از مؤمنان به روش های نفسانی تکیه می کنند؟, و حکمت نفسانی و علم این دنیا, به جای توکل به خدا, کلام او, و حکمت او?
چگونه مؤمنان می توانند بگویند که به عیسی تسلی دهنده و شفا دهنده ایمان دارند و ایمان دارند, در حالی که در این بین, آنها برای آرامش و شفای روح خود به روانشناسان و/یا روانپزشکان مراجعه می کنند?
1 خارج از 4 مردم به یک درمانگر مراجعه می کنند و تعداد آنها فقط افزایش می یابد. و مردم بهتر نمی شوند.
کلمه این را می گوید: حکمت زمینی برای خدا حماقت است (1 قرنتیان 3:19).
عیسی چه کرد؟?
عیسی هرگز به دوران کودکی پطرس یا یوحنا یا هر یک از شاگردان دیگر او بازگشت. تنها «مسئلهای» که عیسی به آن اشاره کرد یا از آن ناراحت شد، این بودعدم ایمان آنها; بی ایمانی آنها.
عیسی آنها را شاگردان می کند و اصول ملکوت را به شاگردان خود آموزش می دهد.
عیسی می دانست چقدر خدا مردم را دوست دارد و چقدر برای او ارزشمندند (John 3:16). او می دانست که خداوند انسان را آفریده است, و آنها را به طرز شگفت انگیزی ساخت, با ترس, به تصویر او.
زمانی که خداوند انسان را آفرید, خدا نگفت: "اوه, این راه نیست, می خواستم انسان را خلق کنم, دوباره این کار را انجام دهیم".
نه! خدا یک داشت تصویر در ذهن او گفت و آن را به وجود آورد.
قبل از اینکه به دنیا بیای, تو از قبل در ذهن خدا بودی. شما محبوب هستید, انتخاب شده است, و مورد نظر اوست.
خدا تو را می خواهد, همینطوری که هستی, تا بتواند شما را شکل دهد و شما را به صورت خود تغییر دهد; تصویر پسرش.
خدا چگونه این کار را خواهد کرد? پاسخ این است, با تجدید ذهن خود با کلام خدا.
شما نمی توانید گذشته خود را تغییر دهید, آن رفته است. اما, اکنون می توانید زندگی خود را تغییر دهید. شما می توانید مسیری را که می خواهید تغییر دهید و آینده خود را تغییر دهید.
«نمک زمین باش»



