تخت شیطان

در مکاشفه 2:13 عیسی درباره تاج و تخت شیطان در پرگاموس صحبت کرد (پرگامون). پرگامون یکی از هفت شهر بود, که عیسی در کتاب مکاشفه ذکر کرده است. این هفت شهر بخشی از آسیای صغیر و متعلق به امپراتوری روم بودند. با وجود فتح رومیان, فرهنگ یونانی غالب بود. بنابراین, شهرها پر از غیبت بود. کلیساها هر روز با بت پرستی مواجه می شدند, بت پرستی (جنسی) آداب و رسوم, بازی, جادوگری, فال, و فداکاری. در دوران عیسی’ دیدار از جان در جزیره پاتموس, عیسی به تخت شیطان اشاره کرد (جایگاه شیطان). تخت شیطان کجا بود? تاج و تخت شیطان در پرگاموس بود (پرگامون), جایی که شیطان ساکن شد. اما منظور عیسی از تاج و تخت شیطان چیست؟?

کتاب مقدس در مورد شهر پرگاموس چه می گوید؟?

در مکاشفه 2:12-13 عیسی گفت, که شیطان در پرگاموس ساکن بود و تخت شیطان یا مقر شیطان در پرگاموس بود..

و به فرشته کلیسای پرگاموس بنویس; اینها را کسی که شمشیر تیز دو لبه دارد می گوید; من کارهای تو را می شناسم, و جایی که تو ساکنی, حتی جایی که جایگاه شیطان است: و تو نام من را محکم نگه داری, و ایمان من را انکار نکرده است, حتی در آن روزهایی که آنتیپاس شهید وفادار من بود, که در میان شما کشته شد, جایی که شیطان ساکن است (وحی 2:12-13)

من

اگر تاج و تخت شیطان یا مقر شیطان در پرگاموس بود، این بدان معناست که شیطان در قلمرو پرگاموس قدرت داشت و او بر شهر حکومت می کرد.. بنابراین, تمام شهر تحت فرمان شیطان بود.

شیطان از طریق آثار و زندگی مردم در پرگاموس سلطنت کرد. مردم, که در پرگاموس زندگی می کردند شیطان را می پرستیدند و به شیطان قدرت داد از طریق کارهایشان و زندگی هایی که داشتند.

شیطان به مردم آنچه می خواستند داد, یعنی خرد, دانش, سعادت, قدرت, سرگرمی و التیام‌بخش.

وقتی به ساختمان ها نگاه می کنیم, فرهنگ, آثار و زندگی مردم, خواهیم فهمید که چگونه شیطان تاج و تخت خود را در پرگاموس مستقر کرد. (همچنین بخوانید: قدرت شیطان از گناهان بهره می برد).

آکروپولیس

پرگاموس پایتخت فرهنگی هلنیستی بود (یونانی) فرهنگ. با وجود فتح رومیان, فرهنگ یونانی غالب بود. در 29 قبل از میلاد پرگاموس پایتخت آسیای صغیر شد. و اولین معبد رومی به افتخار رم و اوت امپراتوری ساخته شد.

در (پادشاه) کاخ ها, معابد بت پرست, محراب پرگامون, کتابخانه بزرگ, ژیمناسیا, تئاترها, آمفی تئاتر, استوایی ها, پریتانیون (مقر دولت; ساختمانی که دولت از آن اقتدار اعمال می کند), محل بازار (اکنون) و فواره ها همگی در آکروپولیس پرگاموس ساخته شدند.

معابد بت پرستان

شیطان در معابد بت پرست تعالی یافت و پرستش شد; معبد آتنا, معبد دیونیسوس, معبد دیمیتر, معبد رم و اوت, و معبد هرا.

در قرن دوم میلادی, معبد تراژان و معبد مصری ساخته شد. معبد تراژان به افتخار امپراطور تراژان ساخته شد. معبد مصری برای خدایان مصری سراپیس و ایزیس ساخته شد. این معبد مصری باسیلیکا سرخ نیز نامیده می شود.

زمانی که مسیحیت دین دولتی امپراتوری روم شد, معابد بت پرستان باستانی, از جمله کلیسای سرخ, به عنوان کلیسا استفاده می شد.

محراب بزرگ پرگامون; محراب زئوس

مردم در قربانگاه ها برای شیطان قربانی می کردند, از جمله محراب بزرگ پرگامون. محراب بزرگ پرگامون در یکی از تراس های آکروپولیس به افتخار زئوس و آتنا ساخته شد..

اگر چه محراب بزرگ پرگامون را محراب زئوس نیز می نامند, برترین خدای یونانی و خدای آسمان, شواهد کافی برای تایید آن وجود نداشت.

سالن بدنسازی و کتابخانه بزرگ

شیطان به قوم خود عقل داد, دانش, و بینش. شیطان قوم خود را در ورزشگاه تربیت کرد. او نوشتن را به شاگردانش آموخت, و بخوانید, و توسط فیلسوفان تربیت شدند, و برهنه ورزش می کرد

نه تنها خدایان یونانی در سالن ورزشی پرستش می شدند, بلکه خدایان مصری. از آنجایی که یونانیان جنبه های بسیاری از مصریان را پذیرفتند.

علاوه بر ورزشگاه, مردم نیز در پرگاموس تحصیل کردند’ کتابخانه بزرگ, که دومین کتابخانه بزرگ جهان بود

تئاترها

شیطان قوم خود را مشغول کرد و آنها را سرگرم کرد. آمفی تئاتر, تئاتر, و آنها را در حمام های حرارتی آرام کرد.

آسکلپیون; مرکز پزشکی

شیطان همه چیز را فراهم کرد, از جمله جایی که مردمش می توانستند برای شفا به آنجا بروند. زیرا در پرگامون نیز اسکلپیون بود, که معبد بت پرست اسکلپیوس بود.

این معبد شفابخش (مرکز پزشکی و آسایشگاه باستانی) ساخته شد و به اسکلپیوس تقدیم شد; اولین خدای دکتر-دمی در اساطیر یونان و خدای پزشکی و شفابخش.

آسکلپیوس پسر آپولون و کورونیس بود و قدرت شفابخشی داشت. بسیاری از مردم به قدرت شفابخش او اعتقاد داشتند و بنابراین, آنها به آسکلپیون آمدند تا شفا پیدا کنند.

در آسکلپیون نیز حمام های حرارتی وجود داشت, یک استادیوم, یک سالن ورزشی, یک کتابخانه, و یک تئاتر. زیرا اعتقاد بر این بود که استراحت, ورزش کردن, و تمدد اعصاب در قالب سرگرمی باعث ارتقای سبک زندگی سالم و کمک به روند بهبودی می شود. پزشکان در آسکلپیون تحصیل کرده و آموزش دیده بودند.

کاهنان آسکلپیون; پزشکان

Asclepiades کاهنان معبد Asclepeion بودند و پزشک نامیده می شدند. یکی از معروف ترین پزشکان, که بنیانگذار طب نیز به شمار می رود بقراط.

در سوگند بقراط از Asclepeion of Kos سرچشمه می گیرد و برای اولین بار توسط علمای او به عنوان نوعی مراسم آغاز به کار گرفته شد..

Jehovah Rapha or doctors

سوگند بقراط هنوز هم توسط پزشکان استفاده می شود. دنیا آن را اخلاق حرفه ای می نامد. اما در واقعیت, پزشکان خود را به خدای پزشکی اسکلپیوس می بندند, که یک نیروی شیطانی از پادشاهی تاریکی است.

اما بقراط تنها پزشک معروف نبود. یکی دیگر از پزشکان مشهور جالینوس بود.

جالینوس تحصیلات و آموزش پزشکی خود را در آسکلپیون در پرگاموس آغاز کرد.

پدر جالینوس ابتدا می خواست پسرش فلسفه یا سیاست بخواند. اما زمانی که پدر جالینوس از خدای اسکلپیوس خوابی دید, که در آن اسکلپیوس به پدر جالینوس دستور داد تا پسرش را برای تحصیل پزشکی به آسکلپیون بفرستد, پدر جالینوس از صدای اسکلپیوس اطاعت کرد و پسرش را به آسکلپیون فرستاد.

کاهنان آسکلپیون خود را وقف معبد کردند و از اسکلپیوس بینش و مکاشفه دریافت کردند..

جشن های اسکلپیوس

هر چهار سال یکبار جشن های اسکلپیوس همراه با ورزش برگزار می شد (بازی), که به صورت برهنه اجرا شدند, و رقصیدن, درام, و مسابقات موسیقی به افتخار خدای اسکلپیوس. بازی ها در روز اول با قربانی کردن خدای اسکلپیوس آغاز شد.

معبد در آسکلپیون می خوابد

آسکلپیون بیشتر به خاطر خواب معبدش معروف بود. پس از انجام مراسم خاصی, مانند قربانی برای خدایان, دعا کردن فرمول های مخصوص دعا, و تطهیرهای آیینی, بیمار به خوابگاه معبد رفت.

در خوابگاه, آنها هیپنوتیزم شدند. در طول خواب آنها, آنها امیدوار بودند که آسکلپیوس آنها را شفا دهد یا خواب او یا یکی از فرزندانش را ببینند (A.O. بهداشت, نوش دارو, و آسسو). وقتی خوابی دریافت کردند, آنها نزد کاهن آسکلپیوس رفتند (دکتر).

کشیش آسکلپیوس خواب را تجزیه و تحلیل می کرد و درمان می کرد. گاهی اوقات درمان ها شامل یک عمل جراحی می شد, به موجب آن بیمار با استفاده از i.e به خواب رفت. تریاک.

طب مدرن و بیمارستان ها منشأ خود را در این معابد شفابخش اسکلپیوس دارند.

آنها منشأ خود را در اسکلپیوس دارند, خدای پزشکی, که بینش و مکاشفه داد, که در واقع بینش ها و مکاشفه های قدرت های اهریمنی پادشاهی تاریکی هستند, به فیلسوفان, کاهنان آسکلپیون, و پزشکان.

عصای آسکلپیوس

در جامعه مدرن ما, ما هنوز نماد خدای اسکلپیوس را می بینیم, که است میله آسکلپیوس یا عصای اسکلپیوس; مار پیچیده شده به دور یک میله (یا کارکنان). این عصا یا میله توسط اسکلپیوس در دستان خود حمل می شد و هنوز هم به عنوان نمادی برای شفا و دارو استفاده می شود..

راه غیبی شفا

اگرچه بسیاری از مردم در آسکلپیون شفا یافتند, مؤمنان باید این روش غیبی شفا را رد می کردند, زمانی که مسیحیت دین دولتی امپراتوری روم شد. اما این کار را نکردند.

wisdom of this world is foolishness for God, fool

به جای رد این راه درمان, مسیحیان این روش ها را در پیش گرفتند و در کلیسا به کار بردند.

کلیسا از جمله خواب معبد در کلیسا و صومعه و مسیحی شدن آن را.

تنها تفاوت آنها این بود که آنها اسکلپیوس را مانند آسکلپیون نخواندند. عوض, خدا را صدا زدند, مقدسین, و شهدا. اما شیوه ها و روش ها دقیقاً یکسان بود.

آنها بر روی کلام ایستادگی نکردند و به نام عیسی ایمان نداشتند و اینکه با ضربات عیسی شفا یافتند. (عیسی 53:5, 1 پ 2:24). عوض, آنها آداب و روش های مشرکانه را در پیش گرفتند و مرتکب بت پرستی شدند. از طریق بت پرستی خود اجازه دادند مخفی برای ورود به کلیسا.

اعمال غیبی در زمان عیسی

چیزهای بیشتری برای نوشتن در مورد اعمال غیبی در پرگاموس وجود دارد. اما مسئله اساسی این است که همه این چیزها در پرگاموس غیبی رخ داده است, جایی که شیطان تاج و تخت خود را در آنجا مستقر کرده بود و در کجا ساکن بود, هنوز برگزار می شود و به مرکز جامعه ما تبدیل شده است.

اعمال غیبی امپراتوری روم, جایی که فرهنگ یونانی غالب بود, قبل از آمدن عیسی به زمین و در طول راهپیمایی او روی زمین وجود داشته است. اما, ما چیزی در کتاب مقدس نمی خوانیم که عیسی با این اعمال مشرکانه درگیر شده باشد.

Jesus loved righteousness and hated unrighteousness

ما چیزی در مورد رفتن عیسی به تئاتر و سرگرمی و بازدید از ورزش نمی خوانیم (بازی) یا مسابقات موسیقی.

ما چیزی در مورد تمرکز عیسی بر ورزش کردن یا ورزش کردن خودش و ترویج شیوه زندگی سالم نمی خوانیم.. ما هم چیزی در مورد فرستادن کسی به آسکلپیون توسط عیسی نمی خوانیم.

اگرچه عیسی به دنیا آمد و در دنیا زندگی کرد, عیسی به این دنیا تعلق نداشت.

عیسی به پادشاهی دیگری تعلق داشت, پادشاهی که از این دنیا نبود. به همین دلیل است که عیسی به چیزهای این دنیا مشغول نبود, اما با چیزهای بهشتی; چیزهای پدرش.

عیسی به دنبال جسم نمی رفت, اما بعد از روح و اعمال شیطان را دید. به جای درگیر شدن با اعمال شیطانی, عیسی ماند مطیع بسوی خدا و سخنان او و راه افتاد اوامر او در اراده او.

به دلیل این واقعیت, که عیسی به دنبال روح رفت و به احکام خدا وفادار ماند, عیسی می تواند مأموریت خود را انجام دهد.

عرش شیطان چیست؟?

عیسی به یوحنا وحی کرد که تخت شیطان در پرگاموس است و پرگاموس محل سکونت شیطان است.. وقتی به شهر پرگاموس نگاه می کنیم, خیلی خوب می تواند باشد, که تاج و تخت شیطان نه تنها به قربانگاه زئوس اشاره دارد. اما تخت شیطان به کل شهر پرگاموس اشاره داشت; دولت, دین, آموزش, و زندگی مردم.

هر آنچه ساخته شد از شیطان الهام گرفت. شیطان مؤلف بود و در همه این جاها حکومت می کرد. هدف شیطان الهام بخشیدن به مردم و سلطنت در زندگی آنها بود. به طوری که, شیطان توسط مردم تعالی می یابد.

The power of the devil is powered by sin

شیطان در زندگی مردم بسیار فعال بود. به ویژه در زندگی رهبران سیاسی و رهبران مذهبی.

شیطان در معابد خود ارباب و ارباب بود, محراب بزرگ, کتابخانه بزرگ, ورزشگاه, پریتانیون, و آسکلپیون (آسایشگاه باستانی, بیمارستان).

شیطان همه این چیزها را اختراع کرد تا مردم را مشغول کند. شیطان آنها را سرگرم کرد و آنها را به او بست.

مردم, کسانی که از این مکان‌ها بازدید می‌کردند، متعلق به شیطان و پادشاهی او بودند و به او خدمت می‌کردند. شیطان همه را تسخیر کرد, که وارد قلمرو او شد.

شیطان دقیقاً می‌دانست که انسان جسمانی چه می‌خواهد. پس شیطان با حکمت خود آنها را اغوا و جذب کرد, دانش, سعادت, سلامتی, قدرت, سحر و جادو, سرگرمی, و پیش بینی بر شهوات و (جنسی) خواسته های انسان نفسانی. به محض اینکه آنها را تصرف کرد, او نقشه ویرانگری خود را در زندگی آنها اجرا کرد.

آزار و اذیت مسیحیان در پرگاموس

جای تعجب نیست, که مسیحیان در پرگاموس مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. شیطان دید که سرزمین او مورد حمله و تصرف مسیحیان قرار گرفته است.

برای جلوگیری از تصرف قلمرو خود توسط مسیحیان, شیطان سعی کرد از طریق دشمنان خود را از بین ببرد دکترین غلطs, اغواهای نفسانی, سازش با فرهنگ بت پرستی, تعظیم در برابر رهبران, و انکار عیسی مسیح.

و اگر همه این چیزها کار نمی کرد, زیرا مسیحیان نسبت به عیسی مسیح و کلام او مطیع و وفادار ماندند, و عیسی را انکار نکرد و به شیطان تعظیم نکرد, که در زندگی رهبران سیاسی و مذهبی حکومت می کرد, مسیحیان به قتل رسیدند (همچنین بخوانید: ‘آیا عیسی را در برابر مردم اعتراف می کنید یا عیسی را انکار می کنید؟).

در جامعه ما, ما هنوز هم شاهد تأثیر فرهنگ رومی و یونانی در جهان غرب هستیم. اگر از نظر روحی در خواب هستید و چشمان روحانی شما بسته است، آن را نمی بینید. اما وقتی از نظر روحی بیدار می شوید, چشمانت باز خواهد شد. خواهید دید, که هر چیزی که در جامعه ما عادی و بی ضرر تلقی می شود در حقیقت نور عادی و بی ضرر محسوب نمی شود. اما از پادشاهی تاریکی الهام گرفته شده است.

دانش افزایش خواهد یافت

اما تو, دانیال, حرف ها را ببند, و کتاب را مهر و موم کنید, حتی تا زمان پایان: بسیاری به این طرف و آن طرف خواهند دوید, و دانش افزایش خواهد یافت (دانیل 12:4)

در کتاب دانیال, نوشته شده است که دانش افزایش خواهد یافت. این علم ربطی به معرفت روحانی به حقیقت خدا ندارد, کلام او, و پادشاهی او. اما این علم به معرفت دنیا اشاره دارد (علم), که از فرهنگ یونانی سرچشمه می گیرد و از قدرت های شیطانی تاریکی الهام می گیرد.

Bible and science

از آنجا که کلام خدا حقیقت است, می بینیم که کلام خداوند در مورد افزایش علم نفسانی در حال تحقق است.

تمرکز بر افزایش دانش و خرد هرگز تا این حد نبوده است.

از مردم انتظار می رود که در بالاترین سطح عمل کنند و بالاترین تحصیلات و بالاترین مناصب را در جامعه کسب کنند. و این از سنین پایین شروع می شود.

وقتی کودک به کندی رشد می کند, معلمان بلافاصله به والدین خود اطلاع می دهند و آنها را به عمل دعوت می کنند.

کودک دیگر اجازه ندارد کودک باشد. اما از کودک انتظار می رود که به سرعت رشد کند و عملکرد خود را انجام دهد. کودک تجزیه و تحلیل می شود و در یک جعبه قرار می گیرد, از طریق SAT ها, که توسط دانشمندان (منشاء فلسفه یونان) برای اندازه گیری سطح هوش کودک.

بسیاری از والدین به نیازها و خواسته های فرزندانشان گوش نمی دهند. آنها به چیزهایی که فرزندانشان را خوشحال می کند نگاه نمی کنند. اما اکثر والدین اراده خود را تحمیل می کنند و فرزندان خود را به عملکرد در سطوح عالی و کسب بالاترین تحصیلات سوق می دهند. تا فرزندانشان در جامعه جایگاه والایی پیدا کنند و والدین خودنمایی کنند.

کودکان ناراضی هستند و احساس می کنند گم شده اند

چنین فشاری روی بچه ها وجود دارد, که بسیاری از کودکان ناراضی هستند و احساس می کنند صدای آنها شنیده نمی شود, پذیرفته شد, و دوست داشت و به همین دلیل است که بسیاری از کودکان از مسیر خارج می شوند.

فرزند گمشده

تعجب آور نیست که این تعداد زیاد است کودکان احساس گم شدن می کنند و خوشحال نیستند, اما دچار اختلالات هویتی می شوند یا افسرده هستند و حتی دست به خودکشی می زنند.

دنیا تعجب می کند, چرا بسیاری از کودکان از مسیر خارج می شوند و خودکشی می کنند؟. اما آنها به علت نگاه نمی کنند, که جهان ایجاد کرده است.

مردم فکر می کنند که خرد و دانش این دنیا مهمترین چیز در زندگی است و شیطان از آن استفاده می کند.

هر چه فرد باهوش تر و تحصیلات بالاتر باشد, هر چه شیطان مالکیت بیشتری از شخص می گیرد.

شخص از شیطان الهام می شود و بینش دریافت می کند, دانش, خرد, و مکاشفات, و با قدرت های شیطانی درگیر می شود. و جایی که نیروهای اهریمنی حضور دارند, ناپاکی جنسی رخ می دهد.

بت پرستی منجر به ناپاکی جنسی می شود

ناپاکی جنسی مظهر فعالیت قوای اهریمنی است. این اتفاق در پرگاموس افتاد, در جایی که داشتن روابط جنسی متعدد با زن و مرد در خارج از آن طبیعی بود ازدواج میثاق. و روابط جنسی با خردسالان را فراموش نکنیم, مخصوصا پسرها. اما این نباید تعجب آور باشد, از آنجایی که آنها برهنه ورزش می کردند. اما تمام این ناپاکی های جنسی یک بی حسی نزد خدا و هنوز هم نزد خدا مکروه هستند.

Renewing your mind

به همین دلیل است, خداوند قوم خود را برحذر داشت که درگیر بت پرستی نشوند, مراسم بت پرستی, و آداب و رسوم بت پرستانه, که برای غیریهودیان عادی تلقی می شدند, اما از نظر خدا آنها مکروه بودند.

خدا قومش را داد قانون او آشکار کردن وصیت او و راه او.

در میثاق جدید, رسولان عیسی نه تنها برای موعظه انجیل در اسرائیل ماندند, مانند عیسی, اما آنها به دنیا رفتند تا به غیریهودیان انجیل را بشارت دهند.

وقتی نزد غیریهودیان رفتند, آنها با فرهنگ های بت پرستی و بت پرستی و زناکاری آنها مواجه شدند (نجس بودن جنسی).

غیریهودیان در فرهنگ بت پرستی بزرگ شدند. آنها به فرهنگ خود عادت کرده بودند, عادات, و مناسک و آنها را عادی می دانست, زیرا آنها بخشی از فرهنگ آنها بودند. آنها بهتر از این نمی دانستند. درست مثل قوم خدا, که در مصر زندگی می کرد 430 سال‌ها و در مصر بزرگ شدند و با فرهنگ و آداب و رسوم مصر آشنا بودند و آنها را عادی می‌دانستند (همچنین بخوانید: ‘هر فرهنگی در مسیح ناپدید می شود').

اما خدا این چیزها را عادی ندانست. به همین دلیل است که خدا از قوم خود خواسته است ذهن آنها را تجدید کنند با سخنان و دستورات او. خدا خواست قومش از بت پرستی و زنا پرهیز کنند.

اراده خدا در عهد جدید تغییر نکرده است

اراده خدا تغییر نکرده است. در میثاق جدید, این هنوز اراده اوست. از این رو، رسولان در عهد جدید دوباره تقدیس و تقدس را به خداوند خطاب کردند. آنها به مؤمنان دستور دادند که زندگی مقدس داشته باشند و همه گناهان و گناهان را از بین ببرند. رسولان مؤمنان را برحذر داشتند که درگیر بت پرستی و زنا نشوند.

رسولان به خوبی می دانستند که فیض خدا به این معنی نبود که به زندگی در گناه ادامه دهید و اینکه چگونه زندگی می کنید مهم نیست. می دانستند, که زندگی در عیسی مسیح به عنوان خلقت جدید به معنای راه رفتن به عنوان آفریده قدیمی و سازش با دنیا نبود. زیرا اگر آنها این را باور می کردند, همانطور که بسیاری از مسیحیان امروز انجام می دهند, سپس به اعمال و گناهان نفسانی نمی پردازند. آنها مؤمنان را به توبه و حذف آنها از زندگی خود امر نمی کردند.

در عهد قدیم, خدا نمی خواست مردمش با فرهنگ ها و آداب و رسوم بت پرستی درگیر شوند. عوض, خدا می خواست که آنها خود را از آنها جدا کنند و در برابر او و کلامش وقف و اطاعت کنند. خدا هنوز نمی‌خواهد مردمش با فرهنگ بت پرستی این جهان درگیر شوند.

تخت شیطان بر روی زمین مستقر شد

همه چیز, که در پرگامون اتفاق افتاد, در جهان رخ می دهد و به مرکز زندگی مردم تبدیل شده است.

امپراتوری روم, که در آن فرهنگ یونانی غالب بود, هنوز وجود دارد و بر روی زمین مسلط است. این نشان می دهد, که شیطان تخت خود را در زمین مستقر کرده است. شیطان هنوز خدای این جهان است و مردم از طریق زندگی خود شیطان را به عنوان خدا می پرستند.

شیطان بر ذهن مردم تسخیر می شود. چون شیطان می داند, که وقتی او ذهن را کنترل می کند, او صاحب زندگی است. آنچه می خواهند به آنها می دهد و نیازهای نفسانی آنها را برآورده می کند. و در عوض, مردم شیطان را می پرستند و با اعمال و زندگی خود به شیطان قدرت می دهند.

خداوند خالق است

اما خدا هست خالق از آسمان و زمین و هر چه در درون است. اراده خدا و قانون او, که قانون روح است, برای همیشه برقرار است. کلام او حقیقت است و برای همیشه پابرجاست!

کل خلقت گواه خداست و بنابراین هیچ کس عذری ندارد. هر فرد, کسی که نمی خواهد تسلیم خدا و کلام و احکام او شود شیطنت بیاور بر زندگی او و در روز بزرگ خداوند توسط کلام داوری خواهد شد (John 12:48).

«نمک زمین باش»

منبع: فرهنگ لغت تصویری کتاب مقدس زوندروان, ویکی پدیا

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.