من ثروت های جهان را به شما خواهم داد

"من ثروت جهان را به شما خواهم داد" این پیام است, که امروزه در بسیاری از کلیساها موعظه می شود. انجیل مدرن به انجیل سعادت برای انسان جسمانی تبدیل شده است. همه چیز حول محور انسان و سعادت و ثروت انسان نفسانی می چرخد. موعظه های انگیزشی و آموزه های نفسانی, که موعظه می شود بر ثروت متمرکز است, دارایی های مادی, و موفقیت مالی افراد و کسب هر چه بیشتر, تا بتوانند زندگی آرام و آسوده ای را در میان ثروت فراوان داشته باشند.

به منظور اثبات این دکترین مدرن انسان, بسیاری از متون مقدس از کتاب مقدس, به ویژه از عهد عتیق, نقل شده اند, تغییر کرد, و پیچ خورده است. و به همین دلیل, از انجیل برای غنی سازی انسان جسمانی سوء استفاده می شود, تا انسان نفسانی پس از شهوات و امیال نفسانی زندگی کند و آنها را ارضا کند.

خداوند روزی دهنده است و تضمین می کند که فرزندانش کمبودی نداشته باشند. این چیزی است که او به فرزندانش وعده می دهد. اما…. همچنین خداوند قدرت پول و ثروت را می داند و می داند که پول و ثروت با زندگی انسان چه می کند.

پول در زندگی روزمره مورد نیاز است و به عنوان یک ابزار عمل می کند, اما نباید تبدیل به یک بت شود, و مردم نباید به دارایی خود تکیه کنند و به پول و ثروت اعتماد کنند. و مطمئنا درست نیست, استفاده از انجیل گرانبها به عنوان ابزاری برای بدست آوردن پول, (مادی) دارایی ها, و ثروت.

نماز و روزه گرفتن برای پول, موفقیت مالی و افزایش دارایی های زمینی فقط ثابت می کند که یک شخص اینطور نیست دوباره متولد شده است و بعد از جسم زندگی می کند. انسان نفسانی معطوف به چیزهای دنیاست و به دنبال چیزهای دنیاست و آرزوی آن را دارد.

سخنان خدا یا سخنان شیطان?

"من ثروت جهان را به شما خواهم داد" بسیار شبیه به کلمات هستند, هنگامی که عیسی سعی کرد عیسی را در بیابان وسوسه کند، شیطان با او صحبت کرد. شیطان تمام پادشاهی های جهان و جلال آنها را در اختیار داشت, از جمله ثروت های جهان, و او قدرت داشت که آنها را به عیسی بدهد. او در این مورد دروغ نگفته است, زیرا عیسی نگفته است که شیطان دروغ می گوید. اما اگر شیطان واقعاً آن را به عیسی می داد, این یک داستان کاملا متفاوت است.

اما شیطان پادشاهی ها را در اختیار داشت و می توانست آن را بدهد, به کسی که می خواست. تنها کاری که عیسی باید انجام می داد, برای دریافت تمام پادشاهی های زمین و جلال آنها, تعظیم برای شیطان بود. همه چیز می تواند مال او باشد, بدون پیمودن راه سخت خدا با تلاش, وسوسه ها, مقاومت, آزار و اذیت, و طرد انسان, که به مصلوب شدن ختم خواهد شد.

حتی اگر خیلی خوب به نظر می رسید, عیسی شیطان و ماهیت او را شناخت و نقشه او را تشخیص داد. چون تاکتیک او تغییر نکرده بود و همین کار را با آدام انجام داده بود, پسر خدا. عیسی می‌دانست که شیطان چه کاری انجام می‌دهد، زیرا عیسی یک خطر و تهدید برای شیطان و پادشاهی او بود.

و به همین دلیل است که شیطان سعی کرد با استفاده از کلمات خدا عیسی را وسوسه کند و آنها را از متن خود خارج کند تا از آنها برای خود استفاده کند.; به نفع خودش و برای برآوردن شهوات و امیال جسمش.

بنابراین, شیطان سعی کرد عیسی را با استفاده از کلام خدا وسوسه کند تا گرسنگی بدن او را از بین ببرد, تا خود را به عنوان پسر خدا ثابت کند (زیرا انسان جسمانی همیشه می خواهد خود را ثابت کند) و با وسوسه کردن او با پادشاهی های این جهان و جلال آنها, تا توانمند و توانگر شود و شهوات را برآورده سازد, خواسته ها, و طمع نفس (متیو 4:1-11, لوقا 4:1-13).

اما عیسی متعلق به پادشاهی دیگری بود و قلب او به خدا تعلق داشت. او بدن خود را گذاشته بود و بنابراین به دنبال آن راه نمی‌رفت شهوات و امیال نفسانی. او اراده خدا را می دانست و بنابراین از کلمات خدا برای خود استفاده نمی کرد; برای منفعت شخصی و برآوردن شهوات و امیال جسمانی و برای سعادت نفسانی خود. عوض, عیسی از کلمات خدا برای موعظه و رساندن پادشاهی خود به قوم خدا استفاده کرد تا پادشاهی او بر روی زمین مستقر شود..

شیطان می دانست, که اگر عیسی به سخنان او گوش می داد و سخنان او را اطاعت می کرد, برای ارضای شهوات و امیال نفسانی خود, عیسی در برابر او تعظیم می کرد و فرمان خدا را ترک می کرد (تثنیه 6:13). او به گوشت او گوش می داد و اجازه می داد که بدنش بر او سلطنت کند و بنابراین خود را تسلیم شیطان می کرد., که در طبیعت گناه آلود سلطنت می کند. اما عیسی می دانست که شما نمی توانید به دو خدا خدمت کنید, این یا یکی است یا دیگری. هر فردی یک انتخاب دارد که به خدا وفادار بماند و روح سلطنت کند یا به شیطان وفادار بماند و اجازه دهد جسم سلطنت کند..

در برابر شیطان تعظیم کنید

اگر چه عیسی گرفته است کلیدها از شیطان است و همه اختیارات را در آسمانها و زمین دارد, و شیطان قضاوت می شود (John 16:11), شیطان هنوز این توانایی را دارد که خود را به عنوان حاکم این جهان نشان دهد. از همه پس, عیسی شیطان را شاهزاده این جهان نامید (John 12:31, John 16:11). و اگر چه عیسی قبل از مصلوب شدن و رستاخیز خود او را چنین نامید, پس از قیام او، رسولان نیز شیطان را شاهزاده نیروی هوا و خدای این جهان نامیدند. (افسسیان 2:2, 2 قرنتیان 4:4).

هر شخصی انتخاب می کند که در سلطه پادشاهی خدا و تحت اقتدار عیسی مسیح زندگی کند, یا در سلطه پادشاهی تاریکی زندگی کند; پادشاهی این جهان, و تحت اختیار شیطان.

قدرت شیطان از گناهان بهره می بردمؤمنان زیادی هستند, که بر خلاف عیسی, برای شیطان تعظیم کنید و سخنان او را باور کنید و از انجیل برای ارضای شهوات و امیال نفسانی خود استفاده کنید..

شیطان به عنوان یک فرشته نور می آید و بسیاری از مؤمنان به ویژگی های بازیگری او می افتند و در دام دروغ های او می افتند و او را از عیسی تشخیص نمی دهند..

تا زمانی که انسان طبق ذات گناه آلود به زندگی پس از جسم ادامه دهد, شخص تحت اقتدار شیطان می ماند و توسط پادشاهی تاریکی کنترل می شود. مردم بیشتر به شیطان و پادشاهی او تعلق دارند, بیشتر قدرتی که دارد روی این زمین.

یک شخص می تواند خود را مسیحی بنامد, بازدید از یک کلیسا, دارای مدرک کالج یا دانشگاه کتاب مقدس است, دکترا گرفته اند یا دکترای افتخاری دریافت کرده اند, و کارهای خیریه انجام دهید, اما همه این چیزها باعث نمی شود که انسان پسر خدا شود.

شخص می تواند به عیسی ایمان بیاورد و اینکه او پسر خداست, اما شیطان و شیاطین نیز به آن اعتقاد دارند, و نجات نمی یابند.

یک شخص متعلق به یکی است (s)او گوش می دهد

یک شخص متعلق است, به یکی (s)او به حرف های او گوش می دهد, مشاوره, و مشاوره (s)او دنبال می کند. مردم, که به حرف های دنیا گوش می دهند, متعلق به دنیاست و به دنبال جسم حرکت کن. آنها روی پول و موفقیت مالی متمرکز هستند و با قدرت طمع و ثروت هدایت می شوند, درست مثل جهان.

دنیا را دوست نداشته باشدنیا بر ثروت های دنیا متمرکز است و می خواهد در وفور ثروت زندگی کند و می خواهد به همان اندازه ثروت و ثروت داشته باشد. (مادی) دارایی تا حد امکان. آنها هرگز راضی نخواهند شد و بنابراین هرگز کافی نخواهد بود. زیرا زمانی که آنها ثروتمند هستند, شهوات و امیال جسمانی آنها هنوز برآورده نشده است, و آنها هنوز هم بیشتر می خواهند.

نگاه می کنند و خود را با دیگران مقایسه می کنند, کسانی که دارایی بیشتری نسبت به خودشان دارند و حسود و حسود می شوند, و می خواهند آنچه را که دارند داشته باشند.

مردم هستند, که بدهی بالایی دارند, فقط به این دلیل که آنها با قدرت طمع رهبری می شدند.

دیگران عاشق پول هستند و برای پول بیشتر حریص هستند, که قواعد و قوانین اخلاقی را زیر پا می گذارند, و اختلاس کرده و سرقت کنند, تا به آنچه می خواهند و آرزو دارند برسند.

با توجه به واقعیت, که بسیاری از کلیساها روح این جهان را به کلیسا راه داده اند, همین رفتار را در بین بسیاری از مؤمنان می بینیم. بین مؤمنان و دنیا به سختی فرقی نیست. هدف در زندگی مردم, که متعلق به جهان است, برای بسیاری از مؤمنان به همین هدف تبدیل شده است

فریب و خطر ثروت

آنها را که در این دنیا ثروتمند هستند شارژ کنید, که آنها متعصب نباشند, و نه به ثروت های نامشخص اعتماد کنید, اما در خدای زنده, که همه چیز را به ما می دهد تا از آن لذت ببریم; که کار خوبی می کنند, که در کارهای نیک غنی باشند, آماده توزیع, مایل به برقراری ارتباط; برای خود پایه و اساس خوبی در مقابل زمان آینده آماده می کنند, تا بر حیات جاودانی چنگ بزنند (1 تیموتی 6:17-19)

مثل بذر; چهار نوع مؤمنثروت های جهان ممکن است بسیار شگفت انگیز به نظر برسند, اما در واقعیت, فریبنده هستند. زیرا می تواند باعث غرور افراد شود, بلند فکری کنند و باعث شوند که به جای خدا به ثروت اعتماد کنند. و زمانی که دریافت می کنند, آنچه آنها می خواستند, آنها هنوز راضی نیستند, اما فقط بیشتر می خواهید. هرگز کافی نیست.

دیدن آن غم انگیز است, که بسیاری از مردم به آنچه که دارند نگاه نمی کنند و شکرگزار باشند, اما همیشه به آنچه که ندارند نگاه کنید.

آنها خیلی روی چیزها متمرکز هستند, که به گفته آنها, آنها کمبود دارند, که زندگی آنها را کنترل می کند.

اما اگر به طور مداوم بر چیزهای نفسانی این دنیا تمرکز کنید و اجازه دهید آن چیزها ذهن و زندگی شما را کنترل کنند, تو هرگز به عنوان پسر خدا بالغ نخواهی شد.

چون هر حرف خدا, که باید ثمر دهد, خفه شود و در نهایت بمیرد. عیسی به ما نشان می‌دهد که فریب‌کاری ثروت می‌تواند با یک فرد در خانه چه کند تمثیل کاشت کننده و چهار گونه روح, که نماد چهار نوع زندگی مؤمنان است, که در آن بذر خدا کاشته می شود.

او نیز که در میان خارها بذر یافت، اوست که کلام را می شنود; و مراقبت از این دنیا, و فریبکاری ثروت, کلمه را خفه کن, و او بی ثمر می شود. (متیو 13:22, علامت 4:19, لوقا 8:14)

کلمه چه می گوید?

کلمه می گوید, that in the last days perilous times shall come and that man, از جمله واعظان, shall be among others, lovers of their own selves and covetous (2 تیموتی 3:1-2). And that’s so true! Because when you look at the lives of people and listen to the most popular message, that is preached and draw many people, is the same message that is preached by the world, یعنی: how can I become financially successful and get as much money, ثروت (ثروت) and material possessions as possible on this earth.

خداوند را خسته کنThe preachers, who preach this message don’t call the people to توبه, like the prophets, عیسی, and the followers of Jesus preached.

They don’t’ call the believers to sanctification and to live holy lives unto God after وصیت او. But they approve and allow those things, that go against God’s will and are an abomination to Him and they disapprove the will of God. بدی را نیک و نیکی را بد می گویند. و به این ترتیب, they turn evil into good and good into evil, and because of that instead of pleasing the Lord, آنها خداوند را خسته کن.

آنها حاضر نیستند گوشت خود را بگذارند and therefore they adjust the Word of God to their lives and the way they want to live. با انجام این کار, they change the truth into a lie. They apply the spiritual principles to the enrichment and prosperity of the carnal man, while the Word clearly instructs the believers to lay down to old man; گوشت, with all its sinful lusts and desires.

The root of all evil is the love of money

اگر کسی غیر از این آموزش دهد, و به کلمات سالم رضایت ندهند, حتی سخنان خداوند ما عیسی مسیح, و به آموزه ای که بر اساس خداپرستی است; او افتخار می کند, بدون دانستن هیچ چیز, اما دلتنگی در مورد سوالات و نزاع کلمات, از آن حسادت می آید, نزاع, نرده ها, گمان های شیطانی, منازعات انحرافی مردان فاسد, و بی نیاز از حقیقت, با فرض اینکه آن سود خداپرستی باشد: from such withdraw thyself. اما خداپرستی همراه با رضایت، سود بزرگی است. زیرا ما چیزی به این دنیا نیاوردیم, و مسلم است که ما نمی توانیم کاری انجام دهیم. و با داشتن غذا و لباس، به آن خشنود باشیم. اما آنها که ثروتمند خواهند شد در وسوسه و دام می افتند, و به بسیاری از شهوات احمقانه و آسیب رسان, که انسان ها را در تباهی و هلاکت غرق می کند. زیرا عشق به پول ریشه همه بدی هاست: که در حالی که برخی پس از طمع, از ایمان گمراه شده اند, و خود را با غم و اندوه فراوان فرو بردند (1 تیموتی 6:7-12).

How many times do believers, از جمله واعظان, say that money is not evil, but the love of money is evil. But if you are constantly focused on money and constantly talking and preaching about money, and how to get more money and wealth and become financially successful, isn’t that called the love of money? If you are never satisfied with what you have, but always want more and more, and keep begging for money, isn’t that called the love of money?

Gather treasures in heaven and not on earth

The Word teaches us, to gather treasures in heaven and not on the earth. Because where your treasure is, there your heart will be (حصیر 6:19-21). While the modern prosperity preachers are not focused upon the spiritual and to gather treasures in heaven but motivate and teach the believers to gather as many treasures upon this earth as possible.

You cannot serve two masters

In the parable of the unrighteous steward, عیسی می گوید, that you cannot serve two masters, for he will hate the one, و دیگری را دوست داشته باشید, در غیر این صورت او به یکی نگه می دارد, و دیگری را تحقیر کنید. Therefore you cannot God (روح) and Mammon (گوشت) (لو 16:9-14).

When the Pharisees, که طمع بودند, heard the words of Jesus, they derided Him or in other words, they ridiculed Him. This also happens in our age with preachers and believers, who stay faithful to the Word, and don’t go along with the modern preachings of prosperity and hyper-grace, in which everything is allowed and approved and whereby money, دارایی های مادی, and wealth are the centers of attention. They are accused of being religious or legalistic, while in reality they just do what the Word tells them to do and represent the Kingdom of God.

How hardly shall they, who have riches enter the Kingdom of God

After Jesus spoke to the rich man, who asked Him about eternal life, Jesus said unto His disciples: How hardly shall they that have riches enter into the kingdom of God! And the disciples were astonished at his words. But Jesus answereth again, و به آنها می گوید, بچه ها, how hard is it for them that trust in riches to enter into the kingdom of God! It is easier for a camel to go through the eye of a needle, than for a rich man to enter into the kingdom of God. And they were astonished out of measure, saying among themselves, Who then can be saved? And Jesus looking upon them saith, With men it is impossible, but not with God: for with God all things are possible (علامت 10:23-27, لوقا 18:24)

Although the rich man kept the law, his heart and therefore his life, belonged to his possessions. عیسی می گوید:

توجه کن, و از طمع بپرهیز: for a man’s life consisteth not in the abundance of the things which he possesseth (لوقا 12:15)

After Peter told Jesus, that they had given up everything for Him and followed Him, عیسی گفت:

به راستی به شما می گویم, There is no man that hath left house, or brethren, or sisters, یا پدر, or mother, or wife, or children, or lands, for my sake, and the gospel’s, But he shall receive an hundredfold now in this time, خانه ها, و برادران, و خواهران, and mothers, و بچه ها, and lands, with persecutions; and in the world to come eternal life (علامت 10:29-30)

در این آیات, we read that God will provide for those, سازمان بهداشت جهانی عیسی را دنبال کنید and leave everything behind for His sake and the gospel. اما, عیسی نیز گفت, that they would be persecuted, because of Him and the gospel.

ابتدا پادشاهی خدا و عدالت او را جستجو کنید

God is a Provider, and He shall provide His sons; the born again believers, in everything they need (لو 12:31). We also see this in the lives of Jesus, the apostles, and believers. اما, we don’t read anything about using the gospel of Jesus Christ and the Kingdom of God to satisfy the carnal lusts and desires. Because the Word instructs us to گوشت را بگذار when you are crucified and risen in Jesus Christ.

ابتدا به دنبال پادشاهی خدا باشیدبه همین دلیل, اگر خدا علف میدان را چنین می پوشاند, which to day is, and to morrow is cast into the oven, آیا او خیلی بیشتر شما را نمی پوشاند؟, ای کم ایمانان? بنابراین فکر نکنید, گفت, چی بخوریم? یا, چی بنوشیم? یا, با چه لباسی باید لباس بپوشیم? (زیرا غیریهودیان به دنبال همه این چیزها هستند:) زیرا پدر آسمانی شما می داند که شما به همه این چیزها نیاز دارید. اما شما ابتدا به دنبال ملکوت خدا باشید, و عدالت او; و همه این چیزها به شما اضافه خواهد شد. بنابراین برای فردا فکر نکنید: زیرا فردا برای خود فکر خواهد کرد. Sufficient unto the day is the evil thereof (متیو 6:30-34)

کلمه می گوید, to seek first the Kingdom of God and His righteousness and that all things, that you need in life, will be added unto you. The secret of this message is, that if you have laid down your flesh and have found the Kingdom of God and His righteousness, you won’t’ be focused on yourself anymore and your flesh, ثروت, and the enrichment of yourself, and therefore return to the weak and beggarly elements of the world, but you shall be focused upon Jesus Christ and preaching and establishing the Kingdom of God on this earth. You shall trust God and not ask and beg for money. But you shall be grateful and thank Him because you know that He will provide in everything you need and that you don’t have to worry.

The gospel misused to get money and wealth

The doctrine of the prosperity gospel attracts many people, because who doesn’t want to become rich and wealthy? Many churches, who preach this doctrine, have become mega-churches full of carnal people. But making a decision to عیسی را دنبال کنید on the basis of prosperity, ثروت, and wealth in the natural world, is not the right basis for توبه.

It happens so many times, that believers build their faith upon the words and experiences of preachers, and when the promises of the preachers don’t come to pass in their lives, they become disappointed and frustrated and eventually become apostate and leave ‘the faith’. چرا? Because they didn’t get what they were promised and what they longed for, namely money, دارایی های مادی, و ثروت.

Some preachers talk constantly about money, دارایی های مادی, and financial success and use many Old Testament scriptures, in which God was dealing with a carnal people, whose spirit was still dead and was not raised from the dead. They change and twist the scriptures in the New Testament, that talk about the spiritual heritage and the riches in Christ, to sustain their message and encourage the people through their sermons, to give more money in faith, so that they will also receive more money back (including the preacher). بارها, when the offer is being taken a motivational speech is given about an experience, whereby the person was ‘blessedby the Lord as a result of giving money. The purpose of this message is to touch the believers in their emotions and feelings so that they will be encouraged to give.

But preachers, who preach this message are lost and don’t live in the Kingdom of God and are not led by the Word and the Spirit, but they live in the kingdom of this world and are led by the lust, خواسته ها, and greed of their flesh.

Of course it is true, that what you sow you will reap, and therefore if you sow money, پول درو خواهید کرد. But do you only give to receive? And is this what the gospel of Jesus Christ is all about and is this the message that Jesus wants His church to preach? Is this the message, where Jesus died for?

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.