ملکوت بهشت یک ملکوت روحانی است. زیرا قوم خدا روحانی نبودند بلکه جسمانی بودند, عیسی از مثالها و مثالهایی از قلمرو طبیعی و زندگی روزمره استفاده کرد تا پادشاهی خدا را آشکار کند, بینش معنوی ارائه دهد, و اصول معنوی و اخلاقی را آموزش دهد. ممکن است بگویید, که عیسی امر روحانی را به امر طبیعی ترجمه کرد. یکی از این تمثیل ها، مَثَل بذرپاش در متی است 13. معنی مَثَل بذر افشان چیست؟?خاک و دانه در تمثیل بذر افشان چه چیزی را نشان می دهند?
منظور از چیست تمثیل کاشت کننده?
در مثل بذر افشان, عیسی درباره ملکوت بهشت و چهار نوع ایماندار صحبت کرد (مسیحیان). عیسی بذرپاش و بذرها را با ملکوت آسمان مقایسه کرد.
و او (عیسی) چیزهای زیادی به آنها در مثلها گفت, گفت, ببین, کاشتنی برای کاشت بیرون رفت; و هنگامی که کاشت, چند دانه کنار راه افتادند, و پرندگان آمدند و آنها را بلعیدند: عده ای به مکان های سنگی افتادند, جایی که آنها زمین زیادی نداشتند: و فوراً رشد کردند, زیرا آنها عمق زمین نداشتند: و زمانی که خورشید طلوع کرد, آنها سوخته بودند; و چون ریشه نداشتند, آنها پژمرده شدند. و مقداری در میان خارها افتاد; و خارها روییدند, و آنها را خفه کرد: اما دیگران در زمین خوب افتادند, و میوه آورد, برخی صد برابر, حدود شصت برابر, حدود سی برابر. کسی که گوش هایی برای شنیدن دارد, بگذار بشنود (متیو 13:3-9, علامت 4:3-8, لوقا 8:5-8)
پادشاهی به عنوان بذر کاشته می شود. بذرها در تمثیل کاشت کننده بیانگر کلام خدا هستند که در زندگی مؤمنان کاشته شده است. بسته به دل و جان مؤمن, دانه میوه می دهد یا نه.
وقتی مؤمن میوه دهد, ملکوت خدا در زندگی مؤمن نمایان می شود.
بذرپاش همان بذر را می کارد. اما اینکه آیا دانه (سخنان خدا) تولید میوه بستگی به خاک دارد ("خاک معنوی’ از مؤمن; زندگی مؤمن).
آیا مؤمن از نو متولد شده و مؤمن دریافت کرده است؟ یک قلب جدید? مؤمن چه جور زندگی می کند? آیا مؤمن بدن خود را در عیسی مسیح گذاشته و انجام می دهد (s)او به دنبال چیزها است, که بالاتر هستند? یا اینکه مومن هنوز زندگی خودش را دوست دارد و به دنبال آن چیزهاست, که روی این زمین هستند?
بذری که کنار راه افتاد یعنی چه؟?
وقتی کسی کلام ملکوت را می شنود, و آن را نمی فهمد, سپس شریر می آید, و آنچه را که در دل او کاشته شده بود می برد. این همان کسی است که در کنار راه بذر گرفت (متیو 13:19)
در مثل بذر افشان, دانه هایی که در کنار راه افتادند نشان دهنده مومن هستند, که سخنان خدا را می شنود اما سخنان خدا را نمی فهمد. این می تواند به دلایل مختلفی ایجاد شود.
شاید مؤمن دوباره متولد نشده باشد و بنابراین چیزهای روحانی ملکوت خدا را درک نکند. از آنجایی که پیرمرد طبیعی قادر به درک و درک امور معنوی ملکوت خدا نیست.
اما انسان طبیعی چیزهای روح خدا را دریافت نمی کند: زیرا آنها برای او حماقت هستند: او نمی تواند آنها را بشناسد, زیرا آنها از نظر روحی قابل تشخیص هستند (1 قرنتیان 2:14)
دلیل دیگر ممکن است, که سخنان خداوند به طور واضح یا اشتباه توضیح داده نشده است که ممکن است باعث سردرگمی شود.
اما ممکن است در هنگام گوش دادن به سخنان خدا یا هنگام خواندن کتاب مقدس توجه مؤمن از بین برود..
به هر حال, دلایل زیادی وجود دارد, چرا مومن, که سخنان خدا را می شنود, سخنان خدا را نمی فهمد.
اگر مؤمن سخنان ملکوت را بشنود اما آنها را نفهمد, سپس شیطان (شریر) می آید و دانه ها را می گیرد. شیطان کلماتی را که در دل او کاشته می شود می گیرد.
در نتیجه, دانه رشد نخواهد کرد و میوه نخواهد داد.
بذری که بر جاهای سنگی افتاد چه معنایی دارد?
اما او که دانه را در مکان های سنگی دریافت کرد, همان کسی است که کلام را می شنود, و آنون با شادی آن را دریافت می کند; با این حال او در خود ریشه ندارد, اما برای مدتی: زیرا هنگامی که مصیبت یا آزار و اذیت به خاطر کلمه پدید می آید, به وسيله او توهين شده است (متیو 13:20-21)
بذری که در جاهای سنگی دریافت می شود نماینده مؤمنان است, که ذاتاً معتدل هستند و معتقد به زمان هستند. این مؤمنان به این طرف و آن طرف پرتاب می شوند و با هر باد آموزه ای حمل می شوند.
به محض اینکه یک واعظ با یک دکترین جدید برمی خیزد, آنها مانند گوسفندان بدون چوپان نزد واعظ می دوند و به سخنان واعظ گوش می دهند و از او پیروی می کنند.
مؤمن دائماً به دنبال آموزه های جدید است و تا آنجا که ممکن است معلمان را جمع می کند و به آنها گوش می دهد. مؤمن مشتاق یادگیری است و در بسیاری از همایش ها و سمینارها شرکت می کند و خود را سیر می کند (یا خودش) با این همه دکترین. او کلمات را با شادی دریافت می کند, اما این شادی موقتی خواهد بود.
زیرا به محض اینکه مؤمن به خانه می آید و به زندگی روزمره خود ادامه می دهد یا کارها را اعمال می کند, که به او آموزش داده شده است, در زندگی او, بدون اینکه نتایج سریع ببیند یا زمانی که مخالفت را تجربه می کند, مؤمن دست از کار می کشد و همه چیزهایی که آموخته از بین می رود.
او تمام زندگی خود را در حال یادگیری و شرکت در سمینار به سمینار بدون شناخت حقیقت است (2 تیموتی 3:7).
مؤمنی که مدتی صبر کند, قادر به ایستادگی در برابر مصیبت و آزار نیست
مؤمن, که مدتی تحمل می کند, در خودش ریشه ندارد. او از دانش و تجربیات دیگران تغذیه می کند, عمدتاً واعظان مشهور. مؤمن فکر می کند که با عیسی رابطه دارد, اما حقیقت این است, که او با عیسی مسیح رابطه ای ندارد; کلمه, اما با مردم و یک عیسی خیالی, که مؤمن او را در ذهن خود آفریده است (همچنین بخوانید: چگونه یک عیسی تقلبی مسیحیان تقلبی تولید می کند).
زیرا به محض تغییر شرایط و مخالفت, مصیبت یا آزار و اذیت به دلیل کلام خدا بوجود می آید, مؤمن تسلیم می شود و نمی تواند بایستد.
مؤمن به حق چنگ نمی زند; کلام خدا, اما تسلیم فشار مردم و سازش می شود. (همچنین بخوانید: کتاب مقدس در مورد آزار و شکنجه در آخرالزمان چه می گوید؟).
مؤمن می خواهد مورد قبول و پسند مردم باشد و مانند دنیا زندگی کند.
او نمیخواهد آزار و اذیت را تجربه کند یا به خاطر سخنان خدا مورد نفرت و طرد مردم قرار گیرد. بنابراین مؤمن چیزهایی را که با کلام خدا و اراده او مخالفت می کند، سازش می کند و تأیید می کند.
بهانه ها و سخنان پرهیزگارانه فراوان, مثل لطف و عشق, مؤمن برای تأیید رفتار خود و سازش و تحمل گناه استفاده می کند. اما مؤمن با این تصور که با پذیرش گناه عاشقانه راه می رود، خود را گول می زند. اما این دروغ شیطان است.
به جای اینکه عاشقانه راه برود, مؤمن در عشق دروغین به عنوان دشمن صلیب راه می رود (همچنین بخوانید: گمشده در دریای گریس).
مؤمن, کسی که ریشه در خود ندارد مدتی تحمل می کند. او کلام را با شادی می شنود و می پذیرد, اما هنگامی که مصیبت و آزار و اذیت به خاطر کلام بوجود می آید, فوراً لغزش می کند و ثمری نمی دهد.
وات به معنای دانه ای است که در میان خارها افتاد?
او نیز که در میان خارها بذر یافت، اوست که کلام را می شنود; و مراقبت از این دنیا, و فریبکاری ثروت, کلمه را خفه کن, و او بی ثمر می شود (متیو 13:22)
و آنچه در ميان خارها افتاد آنها هستند, که, وقتی شنیدند, برو جلو, و غرق در غم و اندوه و لذت های این زندگی هستند, و هیچ میوه ای را به کمال نرسانید (لوقا 8:14)
در مثل بذر افشان, بذری که در میان خارها افتاد نماینده مؤمن است, که کلام خدا را می شنود, اما قلب او کاملاً متعهد به خداوند نیست. او بیشتر روی چیزهای این دنیا متمرکز است. امور و امور روزمره، مؤمن را کاملاً می بلعد.
زندگی او معطوف به خودش است, خانواده اش, رفاه زمینی, موفقیت, ثروت, و ماتریالیسم. فرد به جای معطوف به معنویت در امور ملکوت خدا، عملکرد محور است.
او توسط شهوات و امیال نفسانی هدایت می شود و بر نعمت های نفسانی تمرکز می کند, سعادت, و ثروت, به جای ثروت و ثروت معنوی, و از یک انجیل دروغین و پیچ خورده برای رسیدن به آنچه می خواهد استفاده می کند (همچنین بخوانید: من ثروت این دنیا را به تو خواهم داد).
ذهن و زندگی او تحت سلطه نگرانی هاست, ثروت های فریبنده, و لذت های این دنیا. به این دلیل کلمه خفه می شود و به کمال نمی رسد.
منظور از دانه ای که در زمین نیکو افتاد چیست؟?
امّا آن که در زمین نیکو بذر یافت، آن است که کلام را می شنود, و آن را درک می کند; که میوه هم می دهد, و به وجود بیاورند, برخی صد برابر, حدود شصت, حدود سی (متیو 13:23)
در مثل بذر افشان, بذری که در زمین خوب دریافت شد نشان دهنده این است تولد دوباره مومن, که کلام خدا را می پذیرد و می فهمد.
مؤمن می خواند, مطالعات, و در کلام تعمق می کند و توسط روح القدس تعلیم می یابد.
مؤمن دارد جان خود را گذاشت در عیسی مسیح و روح او در او طلوع کرده است. بنابراین مؤمن روحانی است و بر امور ملکوت خدا متمرکز است.
این مؤمن مایل است و برای تنبیه و اصلاح توسط کلام و روح القدس باز است. عناد و سرکشی نکند و سخنان خدا و اصلاحات او را رد نکند.
برعکس, او گوش خواهد داد, سخنان او را اطاعت کنید و سخنان او را در زندگی خود به کار ببرید و صبور باشید, تا روح او بالغ شود و ثمر دهد.
شخص نباید ذهن خود را با همه آشغال های این دنیا تغذیه کند و تحت تأثیر شرایط قرار نگیرد, آزار و اذیت, مقاومت, مخالفت, مراقبت, مشکلات, عشق به پول, ثروت, ثروت, و دیگر چیزهای نفسانی دنیا. امّا مؤمن باید آن چیزها را با بالا جستجو کند نه در این زمین. او با وجود مقاومت و آزار و اذیت مردم، بر کلام خواهد ایستاد. به خاطر آن, او تزلزل ناپذیر خواهد بود و میوه بسیار خواهد آورد.
نمک زمین باش’





