بچه های زیادی هستند, که خوشحال نیستند و واقعاً نمی دانند چه کسانی هستند, و در جامعه احساس گم شدن کنید. بسیاری از کودکان احساس می کنند کودک گمشده ای هستند و افسرده هستند و دیگر نمی خواهند زندگی کنند. هر چند خداوند زن و مرد را تعیین کرده است; زن و شوهر به عنوان پدر و مادر و نگهداری از فرزندان را به آنها سپرده است, محافظت کنید, نظم, درست کردن, و آنها را در خداوند و در کلام او زنده کنید, تنها اندکی از او اطاعت می کنند و آنچه را که خداوند به آنها امر کرده است انجام می دهند. این وظیفه مهمی که خداوند داده است آرام آرام در پس زمینه محو می شود و والدین دقیقاً همان چیزی را که شیطان می خواهد به او می دهند, یعنی تصاحب فرزند برای پادشاهی او و نابود کردن کودک. شیطان می تواند نقشه شیطانی خود را اجرا کند زیرا بسیاری از والدین بیش از حد مشغول خودشان هستند. آنها روی خودشان متمرکز هستند, رویاهای آنها, خواسته ها, و زندگی, و شغل خود را پیدا کنند, عملکرد, و پول مهمتر از تربیت فرزندشان است(رن). آنها تصمیم می گیرند که چگونه می خواهند زندگی کنند و از فرزندشان انتظار دارند(رن) تا با نیازهای خود سازگار شوند. به خاطر این رفتار, بسیاری از کودکان به سرنوشت خود سپرده می شوند و به دیگران سپرده می شوند تا آنها را تربیت و پرورش دهند. اما آنها هرگز نمی توانند جایگزین تربیت واقعی والدین شوند. بسیاری از والدین هیچ آسیبی در آوردن فرزند خود به مهدکودک یا سایر مهدکودک ها نمی بینند و فکر می کنند که به کودک کمک می کنند.. چون دنیا می گوید, که برای رشد کودک و مهارت های اجتماعی آنها خوب است.
عدم توجه به کودک
پدر و مادر زیادی هستند, که از کلام و اراده خدا آگاهی ندارند و به همین دلیل بسیاری این دروغ دنیا را باور کرده و به آن عمل می کنند.. به خاطر آن, بسیاری از کودکان خانه های شاد و محیط امن خود را از دست داده اند. بعد از مدرسه به خانه نمی آیند, در حالی که مادرشان با یک فنجان چای و یک میان وعده منتظر آنهاست و آنها را از روزشان آگاه می کند, در حالی که آنها با دقت به آنها گوش می دهند.
در بسیاری از خانواده ها, نوزاد تنها چند هفته پس از تولد به دیگران سپرده شده است, به جای اینکه توسط والدین بزرگ و تربیت شوند. کودک به این طرف و آن طرف پرتاب می شود; به مهد کودک, یک پرستار بچه, پدربزرگ و مادربزرگ, عموها و خاله ها, یک همسایه, و غیره. به خاطر آن, کودک بزرگ نشده است و خود را در یک محیط زندگی امن و باثبات رشد نمی دهد و یاد نمی گیرد که خودش را بچسباند.. والدین درباره نحوه تربیت فرزندشان و در برخی موارد بینش ندارند, آنها حتی کنترل فرزند خود را از دست می دهند.
شما فکر می کنید, که اگر فرزندی در پایان روز توسط یکی از والدین برداشته شود و به خانه بیاید, والدین از دیدن کودک خوشحال می شوند و توجه لازم را به کودک می کنند. متاسفانه, همیشه اینطور نیست. زیرا بسیاری از اوقات والدین از کار خود خسته می شوند و نمی توانند گوش دهند و توجه لازم را به کودک داشته باشند.. چه رسد به بازی با کودک. بسیاری از اوقات والدین نیاز به تهیه شام دارند. هنگامی که این مورد است, نمی توان حواس والدین را پرت کرد. بنابراین در بسیاری از خانواده ها, را تلویزیون, تبلت, یا (بازی)کامپیوتر روشن است, تا کودک سرگرم شود, در حالی که والدین می توانند چه کاری را انجام دهند (s)او می خواهد در تمام آرامش و سکوت انجام دهد.
و سپس بسیاری از والدین هنوز در تعجب هستند, چرا بچه هایشان اینقدر شلوغ هستند, با صدای بلند, بی قرار, بیش فعال, طغیان کننده, و نافرمان باشید و به آنها گوش ندهید.
اما اگر والدین الگوی خوبی برای فرزندشان نباشند(رن) و بیش از حد با خودشان مشغول هستند و برای گوش دادن به صحبت های فرزندشان وقت نمی گذارند, چگونه یک کودک باید یاد بگیرد که چگونه گوش کند? اگر فرزندی به دیگران داده شود و به او سپرده شود, آیا کودک احساس خواسته و دوست داشتنی خواهد کرد؟? چگونه کودک آرام بودن و دلبستگی و وفاداری را یاد می گیرد, زمانی که کودک در محیط زندگی امن خود بزرگ و پرورش نمی یابد بلکه به این سو و آن سو پرتاب می شود.? اگر زن و مرد زندگی خود را در نظر بگیرند, حرفه, و پول مهمتر از تربیت فرزندانشان است, چرا به هر حال تصمیم می گیرند بچه دار شوند؟?
ممکن است یک کودک دیگر کودک نباشد
کودک را در راهی که باید برود تربیت کنید: و وقتی پیر شد, او از آن دور نخواهد شد (ضرب المثل ها 22:6)
در جامعه ما, ممکن است کودک دیگر کودک نباشد، اما به عنوان یک بزرگسال با او رفتار می شود و از سنین پایین انتظار می رود که مسئولیت را بر عهده بگیرد, انجام دهد, و تصمیم گیری کنند. اما آیا کودک در حال حاضر قادر به تصمیم گیری درست است?
بسیاری از والدین بیش از حد درگیر خودشان هستند و به همین دلیل به فرزندشان توجه زیادی نمی کنند(رن), بنابراین خیلی چیزها, که برای کودک خوب نیست تحمل می شود. والدین اغلب نمی دانند فرزندشان چه می کند, فرزندشان با چه چیزهایی درگیر است, و فرزندشان با چه کسانی بازی می کند. به منظور جلوگیری از درگیری و دعوا, آنها تمام آزادی را به کودک خود می دهند تا کاری را که کودک می خواهد انجام دهد. با دادن آزادی به آنها، والدین می توانند زندگی خود را داشته باشند, و کاری را که می خواهند انجام دهند. به جای اینکه اراده و زندگی خود را کنار بگذارند و روی فرزندشان سرمایه گذاری کنند.
عدم وجود اختیارات والدین
علاوه بر این، ما پدرانی از جسم خود داشته ایم که ما را اصلاح کردند, و ما آنها را تکریم کردیم: آیا ما بیشتر تابع پدر ارواح نخواهیم بود, و زندگی? زیرا آنان چند روزی ما را به خشنودی خود عذاب کردند; اما او به نفع ماست, تا در قدوسیت او شریک باشیم. اکنون به نظر می رسد که هیچ تنبیهی برای زمان حال شادی آور نیست, اما غم انگیز: با این حال، پس از آن، ثمره صلح آمیز عدالت را برای آنها که به وسیله آن اعمال می شوند، به ارمغان می آورد. (عبری 12:9-11)
در اکثر خانواده ها, اقتدار والدین از بین رفته است و کودک روزانه در کلام و امور ملکوت خدا آموزش نمی بیند., اما کودک خود را از چیزهای این دنیا تغذیه می کند. والدین فرزند خود را تنبیه و اصلاح نمی کنند, اما اجازه دهید فرزندشان راه خودش را داشته باشد. به همین دلیل کودک به والدین نگاه نمی کند و به آنها احترام نمی گذارد.
بچه ها, پدر و مادر خود را در خداوند اطاعت کنید: زیرا این درست است. به پدر و مادرت احترام بگذار; (که اولین فرمان با وعده است;) تا شاید حال تو خوب باشد, و تو ممکن است مدت طولانی روی زمین زندگی کنی (کولوسیان 3:20)
بسیاری از والدین می خواهند زندگی خود را حفظ کنند, که قبل از ازدواج داشتند. و به همین دلیل است که بسیاری از والدین به طور کامل به بلوغ نمی رسند و مسئولیت بزرگ کردن و تربیت فرزند خود را بر عهده نمی گیرند. عوض, آنها می خواهند برای همیشه جوان بمانند, خوش بگذره, و مسئولیت خود را به گردن دیگران می اندازند. در بسیاری از خانواده ها, والدین دیگر پدر و مادر نیستند, که بالا می برند, پرورش دادن, مراقبت از, محافظت کنید, درست کردن, و کودک را تربیت می کند, اما بیشتر شبیه یک دوست است, که می خواهد مورد پسند و پذیرش کودک قرار گیرد. آنها فرزند خود را روی یک پایه می گذارند و «تعظیم می کنند».’ به اراده آنها برای راضی و راضی نگه داشتن کودک, به جای هدایت کودک و اصلاح رفتار او. اما کلمه می گوید, که اگر نظم و انضباط و اصلاح نکنید (تنبیه) فرزند شما, شما کودک را دوست ندارید (درز 13:24; 29:15; 29:17)
کودک به مرزها و راهنمایی والدین خود نیاز دارد و نیاز به تنبیه و اصلاح دارد. اگر این در زندگی کودک کم باشد، کودک خودخواه می شود, مغرور, مغرور, طغیان کننده, و بی احترامی به والدین. کودک نباید در همه چیز از والدین اطاعت کند و نترسد (داشتن یک هیبت) والدین, و بنابراین کودک نباید به آنها احترام بگذارد, همانطور که کلمه دستور می دهد (افسسیان 6:1-3, کولوسیان 3:20, خروج 20:12). اگر از پدر و مادر اطاعت و احترام نکنند, چگونه کودک می تواند در همه چیز از خدا اطاعت کند و او را گرامی بدارد? و این تمام نیست, زیرا این رفتار باعث می شود که کودک به موشکی هدایت نشده در جامعه تبدیل شود و نتواند یا نخواهد خود را تطبیق دهد و تسلیم دیگران شود.. این پدیده در حال حاضر با فارغ التحصیلان اتفاق می افتد, کسانی که انتظار ندارند در پایین ترین سطح یک شرکت، بلکه در سطح اجرایی شروع کنند.
برخی از والدین غیبت خود را با لوس کردن کودک با انواع هدایا جبران می کنند, فرارها, و تعطیلات. همه چیز را به کودک می دهند (s)او می خواهد, جز خودشان. اما با این رفتار, آنها فقط اوضاع را بدتر خواهند کرد, زیرا کودک لوس می شود و والدین را فقط به خاطر هدایایی که دریافت می کنند دوست دارد و نه به خاطر آنچه که هستند. وقتی کودک بالغ می شود, (s)او فقط زمانی به ملاقات والدین خود می رود یا با آنها تماس می گیرد (s)او به چیزی نیاز دارد و نه به این دلیل (s)او آنها را دوست دارد و می خواهد با آنها وقت بگذراند. نه, (s)او ترجیح می دهد وقت خود را با دوستان بگذراند, تا با خانواده. چون پدر و مادر کجا بودند, زمانی که کودک به آنها نیاز داشت?
تاثیر طلاق بر فرزندان
و تاثیر طلاق بر زندگی کودک را فراموش نکنیم. طلاق ها نه تنها در بین کافران بلکه در بین مؤمنان نیز اتفاق می افتد. بسیاری از مؤمنان پیمان زناشویی خود را زیر پا گذاشته و تقاضای طلاق می کنند. این عمدتاً به این دلیل است که بسیاری از مؤمنان جسمانی می مانند و مانند دنیا زندگی می کنند, و بنابراین آنها توسط ارواح دنیوی هدایت می شوند.
وقتی پدر و مادر در حال طلاق هستند, کودک اغلب احساس گناه می کند زیرا کودک اغلب چنین فکر می کند (s)او مسئول طلاق است. کودک باید با آن کنار بیاید و راهی برای کنار آمدن با آن بیابد. این تقریبا غیر ممکن است, زیرا اکنون کودک دیگر خانه امنی با مادر و پدر ندارد, اما باید در یک یا دو خانواده از هم گسیخته زندگی کنند.
والدین اغلب فکر میکنند که فرزندانشان میتوانند با یک گفتگوی خوب از پس این وضعیت برآیند. اما بارها, کودک احساسات واقعی واقعی خود را نشان نمی دهد و به اشتراک نمی گذارد و آسیب می بیند.
کودک خود را در اتاقش حبس می کند و سعی می کند از واقعیت فرار کند خواندن کتاب, تماشای تلویزیون, بازی کردن, گوش دادن به موسیقی, و صرف وقت در رایانه یا رسانه های اجتماعی. کودک می تواند خود را در دنیای خیالی ساخته شده خود محو کند و حتی برای فرار از واقعیت و کنار آمدن با موقعیت، تغییراتی ایجاد کند.. با انجام این کارها, بسیاری از کودکان به سوی پادشاهی تاریکی برخاسته اند و در راه خود به سوی پرتگاه هستند
خودکشی در میان کودکان
با توجه به اینکه بسیاری از کودکان شاد و راضی نیستند اما احساس می کنند در خانواده خود گم شده اند, در مدرسه یا در جامعه. آنها احساس نیاز نمی کنند, قدردانی کرد, و فهمید, اما آنها احساس طرد شدن می کنند, نامرئی و گم شده. آنها از احساس افسردگی رنج می برند که زندگی آنها را کنترل می کند. بسیاری از اوقات این احساسات افسردگی آنقدر قوی است که کودکان دیگر نمی خواهند زندگی کنند, اما در آرزوی مرگ هستند. به این دلیل است که این احساسات افسردگی از پادشاهی تاریکی سرچشمه می گیرد, جایی که مرگ حکمفرماست. وقتی مرگ آنها را فرا می خواند, اطاعت کنند و به زندگی خود پایان دهند.
چگونه این ارواح ناپاک از پادشاهی تاریکی وارد زندگی کودک شده اند, مهم نیست. زیرا دروازه های زیادی وجود دارد که این ارواح شیطانی می توانند از طریق آنها وارد زندگی شوند. آنها می توانستند در دوران بارداری وارد شوند اگر والدین درگیر اعمال غیبی بودند یا به دلیل برنامه ریزی نبودن بارداری به کودک فحش می دادند.. آنها می توانستند در زمان بزرگ شدن وارد شوند, با غیبت والدینشان, کمبود توجه, درگیری با ارواح شیطانی از طریق (وابسته به اجتماعی) رسانه ها; تلویزیون, کتاب ها, بازی های ویدیویی, موسیقی, اسباب بازی ها, بازی های غیبی, الف طلاق, قلدری در مدرسه, سوء استفاده جنسی یا فیزیکی و غیره. دلایل زیادی می تواند وجود داشته باشد.
اما در پادشاهی خدا, شما به دنبال علت و کاوش در گذشته, اما شما با راه حل می آیید. شما از روی جسم عمل نمی کنید, مثل دنیا, با استفاده از انواع روش های درمانی و دارویی, اما شما بر اساس روح عمل می کنید. در این حالت, شما به این روح ناپاک مرگ دستور می دهید که کودک را در خانه رها کند نام عیسی; در اقتدار او.
وقتی کودکی از مرگ رهایی می یابد، مهم است که کودک را در کلام و امور ملکوت خدا تربیت کنیم..
تربیت فرزند در کلام خدا
و یهوه خدایت را با تمام قلبت محبت کن, و با تمام روح تو, و با تمام توانت. و این حرف ها, که امروز به تو امر می کنم, در قلب تو خواهد بود: و آنها را با پشتکار به فرزندان خود بیاموزید, و وقتی در خانه ات نشستی از آنها صحبت کن, و وقتی در راه می روی, و وقتی دراز کشیدی, و هنگامی که تو برخیزی. و آنها را به عنوان نشانه ای بر دست خود ببند, و آنها مانند پیشانی بین چشمان تو خواهند بود. و آنها را بر روی تیرهای خانه خود بنویس, و بر دروازه های تو (تثنیه 6:5-9)
خداوند فرزندان را به والدین سپرده است, تا آنها را تربیت کند و در ترس پروردگار تربیت کند. این بدان معنا نیست که شما باید ترسی مانند ترس برای خدا ایجاد کنید تا فرزندتان از او بترسد.. همچنین به این معنا نیست که شما باید با انواع قوانین قانونی که از جسم ناشی می شود به فرزند خود تحمیل کنید.. مثل قدیم اتفاق افتاد, و منجر به ارتداد از خدا شد.
اما تربیت فرزند خود با ترس از خداوند به این معنی است که شما فرزند خود را از کلام و روح تربیت کنید و او را با خدا و کارهایی که انجام داده است آشنا کنید و ترسی مانند ترس از خدا ایجاد کنید..
شما آنها را با ملکوت خدا و اراده او آشنا و آشنا می سازید و تفاوت بین ملکوت خدا و ملکوت تاریکی را به کودک می آموزید تا کودک قوه قوه تشخیص معنوی پیدا کند..
شما از معجزات خداوند در زندگی خود شهادت می دهید و عظمت او و معنای بودن را به آنها نشان می دهید در مسیح نشسته است و در او راه رفتن. اعمال شیطان را کتمان نکنید, اما آنها را برای کودک آشکار کنید, به طوری که به کودک هشدار داده شود. یادآوری کردن, که ایمان یک زندگی برای زیستن است. با صرف وقت با فرزند خود در کلام خدا به جای اینکه کودک خود را پشت تلویزیون یا رایانه قرار دهید, کودک با کلمه آشنا خواهد شد (همچنین بخوانید: “به بچه ها اجازه بده پیش من بیایند, آنها را منع نکنید”).
والدین نمونه فرزندان هستند
برای تربیت فرزند به هر دو والدین نیاز است. مادر باید از کودک مراقبت و تربیت کند, در حالی که پدر باید فرزند را تربیت و اصلاح کند و او را در تربیت و اندرز پروردگار تربیت کند.. پدر نباید با تحریک کودک به خشم او را دلسرد کند (غضب), برای مثال با تحقیر کودک و گفتن کلمات منفی (افسسیان 6:4, کولوسیان 3:21).
زندگی والدین و نمونه های آنها از عوامل مهم تربیت فرزند است. زیرا بسیاری از کودکان به زندگی و رفتار والدین خود نگاه می کنند, و اگر آنها زندگی منظمی داشته باشند که به موجب آن کلماتشان با اعمالشان همخوانی داشته باشد.
زیرا اگر به فرزندتان بیاموزید دروغ نگوید, اما تو دروغ می گویی, به عنوان مثال وقتی کسی تماس می گیرد و فرزند شما تلفن را برمی دارد, و به کودک می گویید "به آن شخص بگو که من اینجا نیستم", شما دروغ می گویید و اعتبار خود را از دست خواهید داد. وقتی فرزندتان کاملاً به شما اعتماد ندارد یا وقتی فرزندتان از رفتار شما کپی میکند و همچنین دروغ میگوید، نباید تعجب کنید.. اما دروغ جایی ندارد در زندگی یک ایماندار دوباره متولد شده.
همین امر در مورد احترام به پدر و مادر نیز صدق می کند. وقتی به فرزندتان یاد می دهید که به والدین احترام بگذارد و به آنها احترام بگذارد, اما در مورد خود بدگویی کنید و از پدر و مادر خود بدگویی کنید (در قانون), این چه تاثیری روی کودک دارد?
شما نماینده ملکوت خدا هستید و نمونه ای برای فرزندتان هستید زیرا آنها شما را می بینند و خدا را نمی بینند (هنوز). اگر در کلام به کودک بیاموزید اما از سخنان خدا اطاعت نکنید و آنچه را که به فرزندتان می آموزید انجام ندهید., سپس کتاب مقدس شما را منافق می خواند (حصیر 23:3, در میان 7:6-7, تیت 1:16). اگر به آنچه می گویید عمل نکنید, چگونه یک کودک باید به خدا ایمان داشته باشد و به او اعتماد کند و آنچه را که او در کلامش می گوید انجام دهد? همانطور که قبلا گفته شد, شما نماینده خدا هستید و درست مانند عیسی, و هنوز هم هست, بازتابی از پدر, شما نیز باید بازتابی از او باشید.
هر کودکی منحصر به فرد است
دنیا از کتابچه راهنمای تربیت کودکان استفاده می کند, که توسط a.o ایجاد شده است. جامعه شناسان, مربیان و کودک روانشناسان و روانپزشکان. در دنیا و بر حسب دنیا منصوب می شوند, دانش و خرد لازم برای کمک و راهنمایی کودکان و نصیحت والدین و در اختیار گذاشتن ابزار تربیت فرزندشان را دارند(رن).
خداوند یک نیز دارد دستی; کتاب مقدس. اما این دفترچه راهنما از دستورالعمل منحرف است, که دنیا از آن استفاده می کند, و دقیقا برعکس آنچه دنیا می گوید می گوید. اما اگر به کلام ایمان دارید, آنگاه باید از کلام اطاعت کنید و کلمه را در زندگی خود و در زندگی فرزندتان به کار ببرید.
تمام کتاب مقدس با الهام از خدا ارائه شده است, و برای دکترین سودآور است, برای توبیخ, برای اصلاح, برای آموزش در عدالت: تا مرد خدا کامل باشد, کاملاً برای همه کارهای خوب مبله شده است (2 تناوب 3:16)
خداوند هر روز شما را از کلام خود و دانش و حکمت خود خواهد آموخت و راهنمایی خواهد کرد, که برای تربیت فرزند خود به آن نیاز دارید. او به شما الهام خواهد کرد و از کلام و روح خود بینش هایی را که نیاز دارید در اختیار شما قرار خواهد داد. می توانید از دیگران راهنمایی بخواهید یا حتی با دنیا مشورت کنید, اما پدر آسمانی شما, آفریننده فرزند شما کیست, بهترین مشاوره را به شما خواهد داد. او دقیقاً می داند که فرزند شما به چه چیزی نیاز دارد و چیزهایی را که برای چشمان شما پنهان است برای شما آشکار می کند. به همین دلیل مهم است که روزانه در کلام و دعا با او وقت بگذرانید و فرزند خود را از رابطه خود با او تربیت کنید..
طعمه ای برای شیطان
به عنوان یک ایماندار دوباره متولد شده, شما نماینده پادشاهی خدا هستید و اگر بر اساس روح زندگی می کنید, ثمره روح را خواهی آورد. این میوه باید در زندگی شما وجود داشته باشد و قرار است به دیگران بدهید, در این مورد, به فرزند شما. تا فرزند خود را از نظر روحی تغذیه کنید و در دانش کلام و در قدرت روح القدس رشد کنید.
از فرزندتان شکایت نکنید, اما خداوند را به خاطر فرزندت شکر کن و چیزهایی را که انگار نیست صدا کن. به جای اینکه مدام آنچه را که می بینید بگویید و آن را با جهان اطراف خود به اشتراک بگذارید.
دعا کنید و فرزندتان را برای ملکوت خدا طلب کنید و روح فرزندتان را مطالبه کنید. حتی در مدرسه از کودک خود در برابر نفوذ جهان محافظت کنید. زیرا مدارس مسیحی هستند که آموزش می دهند یوگا, تکنیک های مدیتیشن, ذهن آگاهی, و دیگر چیزهای غیبی و درگیر ادیان دیگر است. بنابراین بیدار بمانید و درگیر شوید, به طوری که دقیقاً بدانید در مدرسه فرزندتان چه اتفاقی می افتد و برای عیسی موضع بگیرید. برای مدارس و معلمان دعا کنید و چیزهایی را که نیست صدا کنید, و مطابق خواست خدا هستند, انگار که بودند.
شما به عنوان یک مسیحی دوباره متولد شده در جنگ روحانی دائمی هستید, شما هرگز نباید این را فراموش کنید. همچنین باید بدانید که فرزند شما طعمه شیطان است و او باید هر کاری که از دستش بر میآید انجام دهد تا فرزند شما را برای خودش به ارمغان بیاورد., تا پادشاهی خود را در این زمین مستقر کند. شیطان از انواع منابع سرگرمی استفاده می کند, مدرسه, مهد کودک و غیره. تا رسالت خود را به انجام رساند و نسل جدید را برای خود به ارمغان آورد.
نمک زمین باش’


