مسیحیان زیادی هستند, که مجرد هستند. برخی از مسیحیان مجرد عمداً مجرد ماندن را انتخاب کرده اند, اما مسیحیان مجرد دیگری نیز وجود دارند, کسانی که مشتاق یک شریک هستند و نمی توانند منتظر ملاقات با همسر آینده خود باشند. بعضی ها آنقدر منتظر همسر مناسب هستند که ناامید شده اند و گاهی با خدا قهر می کنند. رنج می برند و می پرسند چرا خدا به آنها همسر نمی دهد؟. این مقاله در مورد قول شریک است, اهمیت انتظار برای شریک مناسب و آنچه باید انجام دهید در حالی که منتظر شریک مناسب هستید.
قول شریک
و خداوند خداوند گفت, خوب نیست که مرد تنها باشد; من او را کمکی برای او خواهم کرد. خداوند خداوند همه جانوران صحرا را از زمین آفرید, و هر پرنده هوا; و آنها را نزد آدم آورد تا ببیند آنها را چه خواهد خواند: و آدم هر موجود زنده ای را هر چه نامید, این نام آن بود. و آدم همه چهارپایان را نام نهاد, و به مرغان هوا, و به همه جانوران میدان; اما برای آدم یاری یافت نشد. خداوند یهوه خواب عمیقی بر آدم فرود آورد, و او خوابید: و یکی از دنده هایش را گرفت, و گوشت را به جای آن بست; و دنده, که یهوه خدا از انسان گرفته بود, او را زن کرد, و او را نزد آن مرد آورد. و آدم گفت, این الان استخوان استخوان من است, و گوشت از گوشت من: او زن نامیده خواهد شد, زیرا او را از مرد خارج کردند. بنابراین مرد پدر و مادر خود را ترک خواهد کرد, و به همسرش خواهد چسبید: و آنها یک جسم خواهند بود (پیدایش 2:18-24)
مقاله قبلی در مورد منتظر وعده خدا. ابراهیم باید منتظر می ماند 25 سالها قبل از تحقق وعده خدا. پس از 25 سال انتظار, خداوند به ابراهیم پسری داد: اسحاق. ابراهیم وعده خدا را با وجود مدت طولانی انتظار دریافت کرد. اما ما در عصری زندگی می کنیم که مردم حاضر نیستند منتظر بمانند. آنها می خواهند کارهای دیروز انجام شود. اما باید بدانیم که زمان با خدا با انسان متفاوت است.
بارها, ناامیدی ها را می شنوم و می بینم, درد و رنجی که مسیحیان مجرد می گذرانند, زیرا آنها هنوز شریک مناسبی را پیدا نکرده اند و همه چیز طبق برنامه آنها پیش نمی رود. آنها به قدری بر نبود شریک زندگی متمرکز هستند و در فکر یافتن شریک مناسب هستند., که اغلب زیبایی های زندگی را از دست می دهند. تمام زندگی آنها حول محور گم شدن و یافتن شریک زندگی می چرخد.
گاهی اوقات می تواند بسیار شدید شود, که افسرده می شوند. حتی ممکن است به جایی برسد که آنها دیگر نمی خواهند زندگی کنند.
آنها خود را شکست خورده می بینند. آنها فاقد اعتماد به نفس هستند و مدام در تعجب هستند, کسی مثل من میخواد? یا چه بلایی سرم آمده است? و فکر کن, ببینید, من زشتم, چون هیچکس منو نمیخواد.
رویاها و انتظارات در زندگی
هرکسی شریک زندگی خود را در بیست سالگی پیدا نمی کند. شاید شما رویاها و انتظارات خاصی در مورد زندگی خود دارید, اما بگذارید به شما بگویم, که همه این رویاها و انتظارات به حقیقت نخواهند یافت.
به خدا توکل کن تا شریک مناسبی را فراهم کند
گاهی خدا برای زندگی شما برنامه دیگری دارد. بنابراین مهم است که به خدا اعتماد کنیم و همه چیز را به دست او بسپاریم. به او اعتماد کن, که او شریک مناسب را در زمان مناسب فراهم می کند: زمان او. خدا اشتباه نمیکنه. خدا میدونه کی هستی, او دقیقا می داند که شما به چه چیزی نیاز دارید, و او می داند که چه زمانی برای یک شریک آماده هستید, یا زمانی که شریک زندگی شما برای شما آماده است.
این واقعیت که شما شریکی ندارید, به این معنی نیست که شما زشت هستید. به این معنی نیست, که بودن باهاش لذت بخش نیست, یا اینکه شما ناخواسته هستید. نه, مطلقا نه!
فقط خدا برنامه دیگری برای زندگی شما دارد, سپس شما برای زندگی خود دارید, این همه است.
و اکنون به شما بستگی دارد. آیا نقشه او را برای زندگی خود قبول دارید؟, آیا شما به خدا کاملا اعتماد دارید و همه چیز را در دستان او می گذارید و وارد آرامش او شوید و صبر کن? یا قبول نمیکنی, و آیا شما مسائل را به دست خود می گیرید و خود را در سایت های مختلف ثبت می کنید (آنلاین) سایت های دوستیابی, آژانس های عروسی, و به رویدادهای دوستیابی سریع بروید, رویدادهای منفرد و غیره. برای پیدا کردن یک شریک.
این بسیار خطرناک است که منتظر نمانید و امور را به دست خود بگیرید. چند وقت یکبار افراد با فرد اشتباهی ازدواج می کنند, فقط به این دلیل که نمیتوانستند برای شریک مناسب منتظر بمانند و اوضاع را به دست خود گرفتند. جای تعجب نیست که آمار طلاق بسیار بالا است و هر سال افزایش می یابد, حتی در کلیسا. دیگر تفاوتی بین دنیا و مسیحیان وجود ندارد, که با هم کلیسا هستند.
یکی از دلایل اصلی طلاق افراد چیست؟? من فکر می کنم یکی از دلایل بد این است که آنها شریک زندگی خود را اشتباه انتخاب می کنند, چون نمی توانستند صبر کنند.
کی میخواد صبر کنه?
اکثر مردم مسئولیت زندگی خود را بر عهده می گیرند و نمی توانند منتظر بمانند تا چیزهایی در زندگی آنها اتفاق بیفتد. آنها جان خود را در قربانگاه خدا نگذاشته اند. آنها از تمام رویاها و انتظارات خود دست نکشیده اند و کاملاً به او اختصاص ندارند. بنابراین اغلب اتفاق می افتد, که مردم خیلی سریع و چند بار ازدواج می کنند, با شخص اشتباه ازدواج کن.
آنها از خدا درباره شخص سؤال نمی کنند و منتظر پاسخ او نیستند. تنها چیزی که آنها می خواهند این است که خانواده داشته باشند; یک زن یا شوهر, کودکان. به محض اینکه کسی را پیدا کردند, با آنها نوعی ارتباط دارند, آنها به آن رضایت می دهند و ازدواج می کنند. به خصوص زمانی که ساعت بیولوژیکی شروع به تیک تاک شدن می کند (با توجه به دنیا).
زن و شوهر یک اتحاد هستند
یادآوری کردن, که شما و همسر آینده تان با هم دنده کامل می سازید. به همین دلیل است که خواهید دانست, وقتی شریک مناسب را ملاقات می کنید. ابتدا باید ارتباط معنوی و سپس ارتباط نفسانی وجود داشته باشد; یک ارتباط روحی و ارتباط فیزیکی.
خیلی وقت ها, افراد با حواس خود تصمیم می گیرند و شریک زندگی خود را بر اساس ظاهر ظاهری و جاذبه فیزیکی انتخاب می کنند.
شکی نیست, که می توانید در زندگی جذب بیش از یک نفر شوید, اما این جاذبه های جسمانی نفسانی و موقتی هستند و معنوی و طولانی مدت نیستند.
فقط یک شخص روحانی وجود دارد که مخصوصاً برای شما ساخته شده است. و اگر بتوانی منتظر خدا باش, آنگاه خداوند شریک مناسب را در زمان مناسب به شما خواهد داد.
از کجا می تونی مطمئن بشی که خدا بهت همسر می ده? زیرا کلام خدا چنین می گوید. خداوند انواع کتری و پرندگان هوا را ساخت و به آدم داد, اما آدام نتوانست برای خودش کمکی پیدا کند. تا اینکه خداوند خواب عمیقی بر آدم فرود آورد و در حالی که او خواب بود، دنده آدم را گرفت و حوا را از آدم ساخت.. آدم و حوا با هم متحد شدند, آنها یک جسم بودند.
وقتی شریک مناسب را پیدا کردید, شما نیز اتحادیه ای تشکیل خواهید داد و یک جسم خواهید شد. اما شما باید صبور باشید.
“این را کمی رمانتیک نکنید?”
نه, زیرا کلام خدا صادق است. من به تجربیات مردم نگاه نمی کنم, اما من به آنچه کلام خدا می گوید نگاه می کنم!
وقتی کلام خدا را باور کنیم و از او اطاعت کنیم و طبق کلام خدا زندگی کنیم و احکام او را نگه داریم و به او کاملاً اعتماد کنیم., آنگاه نرخ طلاق در کلیسا به صفر خواهد رسید.
دیگر خبری از طلاق نخواهد بود, زیرا طلاق بخشی از زندگی جسمانی انسان است, و نه زندگی انسان روحانی.
خدا قوم خود را از طریق کلام خود توصیه می کند, اما این به قوم او بستگی دارد, اگر می خواهند به توصیه او عمل کنند. هر فردی مسئول تصمیمات خود است, اعمال و اعمال. هیچ کس نمی تواند خدا را سرزنش کند.
شما مسئول اعمال خود هستند. حتی اطرافیان شما مسئول اعمال شما نیستند (تصمیمات). بنابراین, تقصیر را به گردن خدا نیندازید, و نه روی افراد اطرافت.
در این میان چه می کنید?
در حالی که منتظر آمدن شریک مناسب هستید, در عیسی بمان; کلمه. بدانید که روح او در درون شما زندگی می کند, و تا زمانی که در او بمانید و بر او تمرکز کنید, به جای تمرکز بر شریک زندگی, آرامش و شادی را تجربه خواهید کرد. بله, شما صبور خواهید بود, و آرامش و شادی داشته باشید, تا آن روز برسد, که خداوند به شما شریک می دهد. چگونه می توان به یک شخص وفادار بود, اگر نمی توانید به عیسی وفادار باشید?
خدا خدای حسود است و می خواهد با شما وقت بگذراند, چون او شما را دوست دارد. او می خواهد که شما کاملاً به او اعتماد کنید. او می خواهد شما را قالب کند, به طوری که شما برای ملاقات با شریک زندگی خود آماده خواهید شد.
بنابراین وقت خود را با او بگذرانید و خود را در کلام خدا بسازید.
چشمانت را به سوی عیسی نگه دار, به او نگاه کن و به نبود شریک نگاه نکن. وقتی چشمت به فقدان شریک زندگی است, شما افسرده خواهید شد.
تا زمانی که به راه رفتن به دنبال روح ادامه دهید، خوب خواهید بود. اما به محض اینکه بعد از گوشت شروع به راه رفتن کردید (نفسانی, و با احساسات خود هدایت شوید, افکار, حواس و غیره), شما تحت تاثیر احساسات و افکار منفی قرار خواهید گرفت.
به خانواده خود نگاه نکنید, دوستان, آشنایان, که "خوشبختانه" ازدواج کرده اند, با حسادت. زیرا اگر به آنها نگاه کنید, با حسادت, سپس عدم وجود شریک, و انواع احساسات منفی در شما ایجاد می شود.
پس برای آنها خوشحال باشید و حسادت نکنید.
مجرد بودن اصلا چیز بدی نیست
مردم آن را بسیار بزرگ می کنند, وقتی کسی مجرد است. اما مجرد بودن اصلا بد نیست. متأسفانه وقتی مجرد هستید, مردم همیشه تصور می کنند که چیزی اشتباه است, یا ترجیحات جنسی خود را زیر سؤال می برند, که مایه شرمساری است, زیرا آنها این را از طریق رفتار یا اظهارات خود نمی دانند, آنها می توانند به فرد آسیب برسانند, که مجرد است.
اما گوش نکنید و به این سخنان توجه نکنید, چون شما حقیقت را می دانید. و اجازه بدهید به شما بگویم, که به عنوان یک فرد مجرد, شما می توانید یک زندگی عالی داشته باشید, حتی اگر برسید 30. یادآوری کردن, هیچ مشکلی با شما وجود ندارد!
"اما چرا باید صبر کنم? من افراد زیادی را می شناسم, که شریک زندگی خود را از طریق اینترنت پیدا کردند. خداوند می تواند از طریق اینترنت هم شریکی فراهم کند."
البته او می تواند! اما آیا این شریکی خواهد بود که خداوند برای شما انتخاب کرده است؟, و برای شما کنار بگذاریم?
چرا ما به خدا نیاز داریم اگر همه کارها را خودمان انجام دهیم؟?
منظورم اینه; او یهوه جیره است, خدایی که روزی می دهد. اما اگر تصمیم گرفتید که دوره انتظار شما به پایان برسد, و شروع به رفتن به اینترنت کنید, در جستجوی شریک مناسبی که در ذهن دارید, در این صورت دیگر به یهوه جیره نیاز ندارید, زیرا شما می توانید از خود مراقبت کنید. و غیر مستقیم به خدا می گویید, که به خاطر فراهم کردن شریک به او اعتماد ندارید.
به خدا اعتماد داری? آیا شما معتقدید که او می تواند کسی را بیاورد؟, غیرمنتظره, در مسیر شما? اگر واقعا به آن اعتقاد دارید, سپس تلاش برای یافتن یک شریک مناسب برای شما را متوقف کنید و منتظر بمانید.
"اما صبر کردن بسیار سخت است, الان میخوام ازدواج کنم و تشکیل خانواده بدم
شما می توانید آن را آنقدر پیچیده و سخت کنید که دوست دارید. اگر برایتان سخت و دشوار است, پس شما مسئول آن هستند, چون خودت سختش میکنی, و نه خدا.
وقتی مسیحی شدی و دوباره متولد شد, جانت را به او دادی. این بدان معناست که او بر زندگی شما حکومت می کند, دیگر تو نیستی. به همین دلیل است که شما ممکن است در او استراحت کنید و منتظر بمانید ... این به کمیت نیست بلکه به کیفیت مربوط می شود.
«شنیدن صدای خدا برایم سخت است, از کجا بفهمم که شریک مناسبی پیدا کردم?"
خدا با روح خود به شما نشان خواهد داد, اگر شریک مناسبی باشد. ارتباط معنوی برقرار خواهد شد; یک کلیک, چون دنده از قفسه سینه بیرون آمد. شما یکدیگر را کامل خواهید کرد و هر دو دیدگاه یکسانی برای زندگی خواهید داشت (رؤیت خدا, از روح متولد شده است).
در طول زندگیتان «کمککنندگان» بسیاری دیدهاید و ملاقات کردهاید. (پیدایش را ببینید 3:18), بنابراین زمانی که شریک مناسب را ملاقات کردید خواهید دانست, درست مثل آدم. یک اطمینان معنوی در درون شما وجود خواهد داشت.
وقتی با کسی ملاقات می کنید و فکر می کنید که او فرد مناسبی است, سپس تا حد امکان زمان خود را با او بگذرانید (لطفا توجه داشته باشید: منظورم زندگی مشترک نیست!)
در طول "آشنایی با یکدیگر’ زمان, تبدیل نشو (از نظر فیزیکی) صمیمی با یکدیگر, بلکه بر مبنای معنوی یکدیگر را بشناسید. صمیمیت چیزی است که متعلق به ازدواج است, و نه خارج از ازدواج.
درخت را از میوه اش خواهید شناخت
درخت خوب نمی تواند میوه بد بدهد و درخت بد نمی تواند میوه خوب بدهد. بنابراین, وقتی همدیگر را می شناسید و می بینید (یا تجربه) چیزها, که دوست ندارید یا باعث می شود در مورد آن سوال و شک کنید (s)او فرد مناسب برای شما است, سپس آن را جدی بگیرید.
آنچه در دل کسی است از درون یک شخص بیرون خواهد آمد (در نهایت). بنابراین بسیار مهم است که زمان زیادی را با یکدیگر بگذرانید. با هم صحبت کنید, اما به خصوص به یکدیگر گوش دهید.
وقتی عاشق هستید احساساتی را تجربه خواهید کرد. این احساسات ممکن است بسیار قوی شوند, که دیگر نمی توانی درست فکر کنی. شما چیزهایی را تجربه می کنید, که باعث می شود شک کنید که آیا آن شخص برای شما مناسب است یا خیر, اما احساسات شما در جسم بسیار قوی است, که ممکن است فکر کنید با ازدواج همه چیز تغییر خواهد کرد.
همه چیز در طول ازدواج شما تغییر نخواهد کرد
اما با ازدواج همه چیز تغییر نخواهد کرد. یادآوری کردن, که در دوره نامزدی افراد خود را به بهترین شکل نشان می دهند. پس آنچه می بینید بهترین رفتار یک نفر است.
یک درخت سیب نمی تواند به درخت گلابی تبدیل شود. و این در مورد مردم نیز صدق می کند. البته در ازدواج کمی هرس وجود خواهد داشت, اما درخت و میوه یکسان خواهند ماند. بنابراین, در تصمیم گیری خیلی عجله نکنید, اما مطمئن باشید که آن شخص شریک مناسبی است, که خداوند برای شما آفریده است.
بهتر بودی, دو سه سال دیگر صبر کنم, نه اینکه تصمیم اشتباه بگیرید و در طول ازدواج با فرد مناسب آشنا شوید.
وقتی هنوز مجردی, ناامید نشو, اما منتظر شریک مناسب باشید. چشمت به عیسی باشد نه به نبود شریک. اجازه ندهید نبود یک شریک به تمرکز اصلی و مرکز زندگی شما تبدیل شود, زیرا اگر انجام دهید, شما زندگی را از دست خواهید داد و زندگی از شما خواهد گذشت.
نمک زمین باش’


