انتظار برای همه نیست. در سراسر کتاب مقدس, در مورد مردم می خوانیم, که به سختی منتظر خدا و تحقق سخنان و وعده های او بود. با وجود سخنان و وعده های خدا, بسیاری از مردم حوصله صبر کردن را نداشتند. یکی از آنها شائول بود. اگر شائول هنر انتظار خدا را می دانست، می توانست سلطنت خود را حفظ کند. اما به دلیل بی حوصلگی و ترس از مردم, شائول نسبت به خدا و سخنان او نافرمانی کرد و سلطنت خود را از دست داد.
اطاعت از کلام خدا
و تو (سائول) قبل از من پایین میاد (ساموئل) به گیلگال; و, ببین, نزد تو فرود خواهم آمد, برای تقدیم قربانی های سوختنی, و قربانی های صلح را قربانی کنند: هفت روز درنگ خواهی کرد, تا من نزد تو بیایم, و به تو نشان بده که چه خواهی کرد (1 ساموئل 10:8)
در کتاب مقدس, در 1 ساموئل 10:1-8, ما در مورد شائول می خوانیم که چگونه سموئیل شائول را به پادشاهی اسرائیل مسح کرد. سموئیل سخنان خدا را گفت و برای شائول در مورد چیزهای آینده نبوت کرد.
ساموئل نبوت و احکام مفصلی به شائول داد که باید رعایت می کرد. فقط یک چیز وجود داشت, کاری که شائول باید انجام می داد. این یک چیز بود, ماندن مطیع کلمات از ساموئل.
تمام جزئیات پیشگویی به وقوع پیوست تا اینکه شائول تصمیم گرفت راه خود را برود و از سخنان خدا نافرمانی کرد..
شائول هنر انتظار برای خدا را نمی دانست
شائول از کلام خدا نافرمانی کرد زیرا شائول نمی توانست صبر کند. او هنر انتظار برای خدا را نمی دانست, اما زیر فشار مردم تسلیم شد. به جای انتظار و توکل به پروردگار و وفادار ماندن به فرمان او, شائول به مردم نگاه کرد و تحت تأثیر آنها قرار گرفت.
بیایید نگاهی به کتاب اول فصل ساموئل بیندازیم 13.
شائول بیش از دو سال بر اسرائیل پادشاهی کرده بود. خداوند با شائول بود, درست همانطور که ساموئل به او گفته بود.
جاناتان ضربه زدن, همراه با 1000 مردان, فلسطینیان در جبا.
در همان زمان, وقتی فلسطینیان این خبر را شنیدند, شائول در تمام زمین در شیپور دمید و خواست که تمامی قوم اسرائیل این خبر بزرگ را بشنوند.
اما, فلسطینیان خود را برای جنگ و جنگ با اسرائیل آماده کردند و در میکماش جمع شدند.
قوم اسرائیل با هم فراخوانده شدند تا به دنبال شائول به جلجال بروند. اما وقتی اسرائیل متوجه شد که آنها در تنگنا هستند, آنها خود را در غارها پنهان کردند, بیشه ها, سنگ ها, در مکان های مرتفع, و چاله ها.
برخی از بنی اسرائیل از رود اردن عبور کردند, به سرزمین جاد و جلعاد. شائول در جلجال بود, و مردم لرزان به دنبال او رفتند.
سائول منتظر شد 7 روزها
اچه (حرفاول هفت روز درنگ کرد, طبق زمان معینی که سموئیل تعیین کرده بود: اما سموئیل به گیلجال نیامد; و مردم از او پراکنده شدند. و شائول گفت, برای من قربانی سوختنی بیاورید, و قربانی های سلامتی و قربانی سوختنی را تقدیم کرد.
و این اتفاق افتاد, به محض پایان دادن به قربانی سوختنی، شائول, ببین, ساموئل آمد; و شائول به استقبال او رفت, تا شاید به او سلام کند.
ساموئل گفت, چیکار کردی? و شائول گفت, چون دیدم مردم از من پراکنده شده اند, و اینکه تو در روزهای مقرر نیامدی, و فلسطینیان در میکماش جمع شدند; بنابراین من گفتم, فلسطینیان اکنون بر من به جلجال خواهند آمد, و من به خداوند تضرع نکرده ام: پس خودم را مجبور کردم, و قربانی سوختنی تقدیم کرد. و سموئیل به شائول گفت, احمقانه کردی: تو فرمان یهوه خدایت را نگاه نکردی, که به تو دستور داد: زیرا اکنون خداوند پادشاهی تو را بر اسرائیل تا ابد مستقر خواهد کرد.
اما اکنون پادشاهی شما ادامه نخواهد یافت: خداوند برای او مردی بر اساس دل خود طلب کرده است, و خداوند به او دستور داده است که بر روی قوم خود کاپیتان شود, زیرا شما آن چیزی را که خداوند به شما فرمان داده است ، نگه نداشته اید. (1 ساموئل 13:8-14 (KJV)
شائول نمی توانست صبر کند
شائول نمی توانست صبر کند. با وجود تحقق بسیاری از پیشگویی ها. شائول باید می دانست, که خدا با او بود. او باید به او اعتماد می کرد, به جای اینکه به شرایط نگاه کند و بترسد که مردم او را ترک کنند.
شائول باید حفظ می کرد و از آن اطاعت می کرد فرمان خداوند او باید منتظر ساموئل می بود به جای اینکه کار را به دست خود بگیرد.
اگر شائول دو یا سه ساعت دیگر منتظر می ماند, آن وقت همه چیز خوب می شود.
اما شائول نمی توانست صبر کند. شائول نتوانست فشار موقعیت را تحمل کند و عصبی شد.
ترس شائول از انسان بیشتر از ترس او از خدا بود. شائول به خدا اعتماد کامل نداشت.
زیرا اگر شائول به خدا اعتماد داشت, او منتظر ساموئل بود. او می دانست, که خداوند همیشه به وعده های خود عمل می کند و هرگز دروغ نمی گوید.
اگر شائول خدا را می شناخت, او نمی ترسید, چون او می دانست, که خداوند حافظ او بود, مهم نیست که با چه موقعیتی روبرو بود.
اما نه, شائول از مردم و اوضاع ترسیده بود. مردم را دید که از او پراکنده شده اند، وحشت زده شد. به جای اینکه روی کلام خدا بایستید و منتظر سموئیل باشید, اوضاع او را گرفت و کنترل را به دست گرفت از او. در نتیجه, شائول کاری کرد که نباید می کرد: او از خدا نافرمانی کرد و وظیفه سموئیل را به عهده گرفت.
هنر انتظار برای خدا
شاید شما فکر می کنید, اما شائول همه چیز را خوب میدانست. او می خواست به درگاه خداوند تضرع کند, این خوب است, این نیست? پاسخ منفی است, خوب نیست. این فقط سرپوشی بر نافرمانی او از خدا و توجیه نافرمانی او از خداست..
شائول باید منتظر ساموئل می بود, او باید در علم استراحت می کرد و به کلام خداوند مبنی بر آمدن سموئیل ایمان می آورد. کلام خدا هرگز دروغ نمی گوید.
اما شائول نمی توانست صبر کند, زیرا او مرعوب و تحت کنترل احساساتش بود; ترس. در نتیجه, او نافرمانی خدا شد.
به دلیل این واقعیت که شائول از کلام خدا اطاعت نکرد و نمی توانست منتظر خدا باشد و بنابراین عصیان در قلب او بود., پادشاهی شائول از او سلب شد.
پادشاهی شائول به پسرش داده نخواهد شد. اما خدا پادشاهی را به مردی داد, که او انتخاب کرده بود; دیوید, مردی به دنبال قلب خدا
چه چیزی می توانید از داستان شائول یاد بگیرید?
از داستان سائول چه چیزی می توانید یاد بگیرید? درس آموخته شده است, اول از همه, که مطیع سخنان خداوند باشید. دوما, که صبور باشید و هنر انتظار خدا را بدانید و پس منتظر باشید. مهم نیست چقدر طول بکشد, چیزی که با آن روبرو هستید, در چه وضعیتی هستید, یا آنچه ممکن است مردم به شما بگویند یا انجام دهند. فقط صبر کن…
گاهی اوقات ممکن است از افراد یا موقعیت ترسیده باشید, و مجبور می شوید چیزی بگویید یا کاری انجام دهید, که بعدش پشیمون میشی. حتی ممکن است شما چیزی بگویید یا انجام دهید که خلاف کلام خدا باشد.
اما اجازه ندهید کسی یا چیزی شما را بترساند, اما کاملاً به خداوند توکل کنید. به کلام خدا وفادار بمان, احکام, و اراده او. حتی اگر این بدان معنی باشد, که باید کمی بیشتر صبر کنید.
یادآوری کردن, هیچ اشکالی در انتظار نیست. هرگز در مواقع آشفتگی تصمیم نگیرید, اما صبر کن. و در این بین, شما به وعده های او پایبند هستید.
آیا می خواهید در مورد موضوع انتظار بیشتر بخوانید? در زیر لیستی از پست های وبلاگ در مورد انتظار آمده است:
- منتظر وعده خدا
- در انتظار شریک مناسب
- صبر کنید تا رویا به واقعیت تبدیل شود
- در انتظار وعده مسیح
- در انتظار بازگشت عیسی مسیح
نمک زمین باش’




