وقتی مردم کلمه بلوغ را می شنوند, اکثریت نباید فوراً به روند طبیعی تغییرات فیزیکی به بلوغ فکر کنند, اما به نوجوانان سرکش فکر کنید, که نمی خواهند به والدین خود گوش دهند و تسلیم شوند, اما نافرمان هستند و آنچه را که می خواهند انجام می دهند. در طول سالها, دنیا این رفتار سرکش را پذیرفته و آن را عادی دانسته است. این عمدتا به این دلیل است که دانشمندان این جهان ادعا می کنند که این رفتار ناشی از, در میان دیگران, تغییرات هورمونی. بنابراین, هیچ کس نمی تواند کاری در مورد این رفتار انجام دهد, این فقط بخشی از بلوغ است. آنچه قبلاً رفتار سرکش تلقی می شد و مورد استفاده غیرقابل قبول و اصلاح قرار می گرفت, اکنون با نامیدن آن به بلوغ پذیرفته شده است. بلوغ باعث می شود که رفتار سرکش تایید شود و طبیعی تلقی شود. اما آیا رفتار سرکش رفتار طبیعی است؟? آیا این تغییر رفتار سرکش بخشی از بلوغ است یا چیز دیگری در جریان است و بلوغ بهانه ای برای تظاهرات شیطانی است.?
بلوغ و رفتار
طبق علم پزشکی, بلوغ فرآیند تغییرات فیزیکی است که از طریق آن بدن کودک به یک بدن بالغ تبدیل می شود که قادر به تولید مثل جنسی است.. در این دوره نه تنها بدن (بیولوژیکی) بالغ می شود, بلکه روح نیز بالغ می شود (وابسته به اجتماعی, احساسی, و رشد اخلاقی). بلوغ بین آنها اتفاق می افتد 12-20 سال, با این حال, این می تواند برای هر فرد تغییر کند. اما یک چیز مسلم است, همه از طریق یک فرآیند بلوغ جسمی و روحی یکسانی را طی خواهند کرد.
از آنجایی که همه با هم فرق دارند, رفتار نوجوانان نیز متفاوت است. نوجوانان هستند, که از هیچ چیزی رنج نمی برند و شما متوجه چیزی نخواهید شد. اما نوجوانان هم هستند, که دچار نوسانات خلقی شدید و نافرمانی می شوند, سرکش, طغیان کننده, و در برخی موارد قابل نگهداری نیست.
خیر تبدیل به شر شده است, و شر خیر شده است
دنیا راهی برای تایید همه رفتارها پیدا کرده است, که خداوند آن را ناپسند و رد می کند علم. از طریق تحقیق و مشاهده علمی, دانشمندان علت را تعیین می کنند و ادعا می کنند که آیا فرد می تواند کاری برای آن انجام دهد یا خیر.
دانشمندان انسانهای نفسانی هستند, که توسط گوشت خود رهبری می شوند. آنها نظر می دهند و از گوشت خود می فهمند; حواس و عقل.
عقل آنها با تمام دانشی که به دست آورده اند و مشاهدات حسی شکل می گیرد. آنها از نتایج خود اظهار نظر می کنند, که به عنوان حقیقت مورد باور و پذیرفته شدن جهانیان هستند.
بارها, علم رفتار و کردار مردم را تایید می کند, که مخالف هستند اراده خدا و نزد او مکروه هستند. این نباید تعجب آور باشد زیرا جهان کاملاً با خدا مخالف است و توسط پادشاهی تاریکی کنترل می شود..
دنیا گمان می کند همه علم و حکمت را دارد و به عقل مردم اعتماد دارد (ذهن), اما خدا به آن می خندد. اما, او برای فرزندانش گریه می کند, که بر علم و حکمت دنیا نیز تکیه دارند و سخنان دانشمندان را بالاتر از سخنان او می دانند و سخنان خود را به جای سخنان او در زندگی خود به کار می برند.. بنابراین بسیاری سخنان دانشمندان را بر سخنان خدا برتری می دهند.
بلوغ مظهر قوای اهریمنی است
دنیا همیشه به دنبال بهانه ای برای تایید رفتار نادرست مردم است. این در مورد بلوغ نیز صدق می کند, به خصوص رفتار سرکش. دنیا می تواند انواع علل طبیعی و توضیحی برای این رفتار بدهد. اما حقیقت این است که رفتار سرکش در دوران بلوغ مظهر ارواح خبیثه است, که در طول سالها از طریق انواع و اقسام وارد شده اند (دنیوی) کانال ها و فرم های سرگرمی در زندگی کودک, مانند موسیقی, تلویزیون, کتاب ها, بازی, رسانه های اجتماعی, بازی های غیبی, اسباب بازی ها, ورزشی مانند هنرهای رزمی یا یوگا, پارک های تفریحی و غیره.
کودک با این منابع سرگرمی و با رشد کودک بزرگ می شود (s)او ثمرات سرگرمی را به بار خواهد آورد.
رشد دوران نوجوانی
رشد بلوغ و میزان نافرمانی و سرکشی نسبت به والدین و دیگران همه چیز به تربیت فرزند مربوط می شود.. آیا کودک توسط والدین بزرگ می شود, که دوباره متولد شده اند و نظم و انضباط دارند, تصحیح شد, و کودک را از کلام و روح و ملکوت خدا تغذیه کرد و از او در برابر قدرت های شیطانی تاریکی محافظت کرد.? یا اینکه کودک توسط والدین بزرگ شده است, که شاید از کلیسا دیدن کنند اما دوباره متولد نشده اند, و کودک را به روشی آزاد تربیت کنید, گوشت خود را با چیزهای دنیا تغذیه کنند, و دروازه های پادشاهی تاریکی را باز بگذار?
ثمره هایی که یک نوجوان به بار می آورد نشان می دهد که نوجوان در کدام زمین زندگی خود کاشته است; مزرعه روح یا مزرعه جسم (همچنین بخوانید "پیرمرد را کنار بگذار" برای مروری بر میوه های بدن)
قیام علیه کلام خدا
اگر فرزندی اهل دنیا باشد و در مزرعه گوشت خود کاشته باشد, کودک تحریک می شود و با خواندن کتاب مقدس مخالفت می کند. به محض اینکه کتاب مقدس را برمی دارید و می خواهید بخوانید, روح دجال از طریق رفتار سرکش خود را نشان خواهد داد. زیرا روح دجال در برابر کلام مقاومت می کند; عیسی مسیح و خود را از کلام برتر می داند; عیسی مسیح و نباید مطیع باشد. به همین دلیل است که همه, کسی که روح دجال را در اختیار داشته باشد، علیه هر آنچه در کتاب مقدس نوشته شده است شورش خواهد کرد (کلام زنده خدا), پادشاهی خدا, و تمام اختیاراتی که از طرف خدا تعیین شده است, از جمله والدین.
زمانی که یک کودک توسط ارواح این دنیا کنترل و هدایت می شود; ارواح تاریکی, کودک نباید خواندن کتاب مقدس را تحمل کند و باید هر کاری انجام دهد (s)او می تواند از آن جلوگیری کند. اگر والدین به اراده کودک تسلیم نشوند اما به خواندن کتاب مقدس ادامه دهند, کودک بی قرار خواهد شد, و باید سر بخورد, روی صندلی تکان بخورد یا بپیچد, با دستانش بازی کند, و نباید گوش کند.
شورش علیه کلیسا
نوجوانان نیز حضور خواهند داشت, که ناگهان در مقابل والدین خود مقاومت می کنند و دیگر نمی خواهند به کلیسا بروند. این نباید تعجب آور باشد, از روح دجال, که در نوجوان زندگی می کند و زندگی نوجوان را کنترل می کند، نمی خواهد به کلیسا برود, جایی که کلام موعظه می شود. نوجوان میخواهد از نظر جسمی سرگرم شود و این چیزی نیست که کلمه انجام میدهد. زیرا کلام برای روح انسان است نه برای جسم. گوشت نوجوان در یک مراسم کلیسا معمولی تغذیه نمی شود و به همین دلیل است که نوجوانان شورش می کنند و نمی خواهند به کلیسا بروند..
دنیا می گوید, که نباید کودک یا نوجوان را مجبور کنید, زیرا این امر دقیقاً برعکس خواهد شد. اما این هم دروغ شیطان است, که بسیاری از مسیحیان معتقدند. چون کلمه می گوید, که کودک باید از والدین اطاعت کند (خروج 20:12, تثنیه 5:16, متیو 19:19, علامت 10:19, افسسیان 6:2, کولوسیان 3:20)
آنها نظر خود را بر اساس تجربیات افراد از گذشته قرار می دهند, که خدا و کلیسا را ترک کرده اند, به دلیل سخت گیری والدینشان در تربیت آنها. اما تجربیات حقیقت را نمی سازد. زیرا اگرچه بسیاری خدا را ترک کرده اند, و سخت گیری والدین و دین را بهانه کند, همچنین بسیاری از افراد هستند که به همین شیوه بزرگ شدهاند و هرگز روشی را که والدینشان تربیت کردهاند سختگیر نمیدانند و هنوز هم خدا را دوست دارند و به کلیسا میروند.. برخی حتی از شرارت نجات می یابند, به دلیل سخت گیری والدین. اما شما نمی شنوید که کسی در مورد این تجربیات صحبت کند.
اما از آنجا که بسیاری از ایمانداران به آنچه جهان می گوید بیشتر از آنچه کلام خدا می گوید اعتقاد دارند, آنها به دانش و حکمت دنیا گوش می دهند. به جای اینکه به نوجوانان بیاموزیم که اعمال بدن را بکشند و بدن را به روح تسلیم کنند., آنها به اراده نوجوانان تسلیم می شوند و خدمات ویژه جوانان را سازماندهی می کنند, که در آن جوانان کانون هستند و عناصر طبیعی و موسیقی رسا غالب است. این راه, آنها به اراده بدن جوانان تسلیم می شوند و خواهند شد سرگرم شد.
آنچه با گردهمایی های اجتماعی کوچک آغاز شده است به برنامه های تفریحی بزرگ مسیحی تبدیل شده است, و رویدادها, با نمایش نور و افکت های دیدنی, موسیقی که شبیه موسیقی سکولار است, پیامهای احساس خوب و انگیزشی که به طور موقت به نوجوانان در جسم و همدلی انگیزه میدهد.. به این ترتیب نیازهای نفسانی نوجوانان و جوانان برآورده می شود.
انجیلی با احساس خوب ارائه می شود که نیازها و خواسته های افراد جسمانی را برآورده می کند, اما غالباً از حقیقت خدا منحرف می شود و گناه را حذف می کند, تقدیس, مرگ, جهنم, شیطان, و شیاطین.
شورش میوه روح نیست
آنها از کسانی هستند که در برابر نور قیام می کنند; راههای آن را نمی دانند, و نه در مسیرهای آن ماندگار شوید (شغل 24:13)
شورش یک نیست میوه روح و مشخصه نیست, که از پادشاهی خدا سرچشمه می گیرد. گاهی اوقات مؤمنان با گفتن نگرش «باحال» به خود می گیرند: "خوب, فقط با خدا داشتمش, من خیلی از دست او عصبانی بودم و تصمیم گرفتم دیگر با او صحبت نکنم” یا “به خدا می گویم که باید….” اما این رفتار جالبی نیست, اما رفتار احمقانه.
شورش جایی در ملکوت خدا ندارد. هر چند, یک بار در بهشت اتفاق افتاد, اما همه ما پایان آن شورش را می دانیم, یعنی سقوط شیطان. این اتفاق در زمین نیز رخ داد و همه ما پایان آن پرونده را نیز می دانیم, یعنی سقوط انسان.
بنابراین, هیچ کس خود را بر خدا برتری ندهد, زیرا هر که خود را بر خدا برتری دهد سقوط خواهد کرد.
طغیان مانند گناه جادوگری است
خداوند از قربانیهای سوختنی و قربانیها بسیار لذت میبرد, مانند اطاعت از صدای خداوند? ببین, اطاعت بهتر از فداکاری است, و شنیدن از چربی قوچ. زیرا طغیان گناه جادوگری است, و لجاجت مانند شرارت و بت پرستی است. زیرا کلام خداوند را رد کردی, او نیز تو را از پادشاهی رد کرده است (1 ساموئل 15:22-23)
هر نوع شورشی است بدون در برابر خدا زیرا این رفتار مقاومت می کند و خود را از خدا برتری می دهد. شورش یک میوه است, که هر دشمن خدا تحمل می کند. به همین دلیل است که کسانی که اهل دنیا و شیطان هستند، ثمره عصیان را خواهند داد. عصیان نزد خداوند با گناه جادوگری و لجاجت برابر است با ظلم و بت پرستی.. زیرا این رفتار او را به عنوان خدای متعال نمی شناسد, کسی که آسمانها و زمین را آفرید و حکمت و دانش را در آسمان و زمین و تمام اختیار در آسمان و زمین دارد..
ذهن مطرود چیست?
و همچنان که دوست نداشتند خدا را در علم خود نگه دارند, خداوند آنها را به ذهنی مطرود سپرد, برای انجام کارهایی که راحت نیستند; پر شدن از همه ناحق, فساد, شرارت, بی پروا بودن, بدخواهی; پر از حسادت, قتل, مناظره, فریب, بدخیمی; زمزمه گران, غیبت کنندگان, متنفران از خدا, ناخوشایند, افتخار, فخرفروشان, مخترعان چیزهای شیطانی, نافرمانی از والدین, بدون درک, عهد شکنان, بدون محبت طبیعی, تسلیم ناپذیر, بی رحم: که از قضاوت خدا آگاه است, کسانی که مرتکب چنین کارهایی می شوند مستحق مرگ هستند, نه تنها همین کار را انجام دهید, اما از کسانی که آنها را انجام می دهند لذت ببرید. (رومیان 1:28-32)
یک کودک خردسال از قبل می تواند ذهن داشته باشد, که خود را برتر از خدا و اختیاری که خداوند بر فرزند قرار داده است, یعنی پدر و مادر.
زمانی که کودک دارای روح دنیا باشد; روح شیطان, کودک باید ارواح ناپاک داشته باشد, مثل روحیه غرور, روح شورش, یک روح دروغگو, روحیه انحراف و (جنسی) نجس بودن, روحیه تلاش, روح خشم, یک روح ترس, یک روح اضطراب, روحیه افسردگی, یک روح جیغ و غیره.
در کلام خدا نوشته شده است, که چون مردم خدا را در علم خود حفظ نکرده اند, به این معنی که آنها آنچه را که کلام به آنها می گوید انجام نمی دهند, خداوند آنها را به ذهنی مطرود سپرد. این ذهن مطرود همه کارهایی را انجام می دهد که بر خلاف اراده خداست, از جمله نافرمانی از والدین.
در کتاب مقدس مثال های زیادی در مورد رفتار سرکش و عواقب آن ذکر شده است, که گاه تلخ بودند.
جهل در بین مؤمنان
دنیا به آن بلوغ می گویند, کلمه آن را عصیان و مظاهر شیطانی می نامد. اما از آنجا که بسیاری از مؤمنان جسمانی هستند و پس از جسم زندگی می کنند, آنها به دنیا گوش می دهند و جهان بالاتر از کلام خدا را باور می کنند. آنها تغییرات رفتاری در زندگی کودکان و نوجوانان را تظاهرات شیطانی نمی دانند, اما به عنوان اثرات طبیعی یک علت طبیعی. بنابراین, بلوغ رفتار سرکش و سرکش را کاملاً درست می کند. اما به شرطی که به یک علت و معلول طبیعی اعتقاد داشته باشید, شما هرگز نمی توانید به یک کودک کمک کنید و کودکی را از قدرت تاریکی نجات دهید.
چون در جسم راه می رویم, ما بعد از جسم جنگ نمی کنیم: (زیرا سلاح های جنگی ما جسمانی نیستند, اما توانا از طریق خدا برای فروریختن استحکامات استوار;) دور انداختن تصورات, و هر چیز بلندی که خود را در برابر معرفت خدا بالا می برد, و هر فکری را به اطاعت مسیح به اسارت درآورد; و در آمادگی برای انتقام از هر نافرمانی, وقتی اطاعتت برآورده شد (2 قرنتیان 10:3-6)
ما در جنگ روحی هستیم و سلاح های ما جسمانی نیست, اما معنوی. ما بعد از جسم جنگ نمی کنیم, زیرا سلاح های ما جسمانی نیستند, اما معنوی. ما با مردم نمیجنگیم (گوشت و خون), اما در مقابل اصولگرایان, قدرت ها, در برابر حاکمان تاریکی این جهان, در برابر شرارت معنوی در مکان های بلند (افسسیان 6:12)
سلاح ما کلام خداست, که بیانگر حقیقت است. اگر کلام خدا را نمی دانید, شما نمی توانید در حقیقت راه بروید و اسیر دروغ های این دنیا خواهید شد; حاکمان تاریکی این جهان, در هیچ زمانی. زیرا سرباز بدون شمشیر قادر به جنگیدن و ایستادن نیست.
اگر کلمه را نمی دانید یا کلمات را به شیوه صحیح به کار نمی برید، دیری نمی گذرد که این ارواح فریبنده شما را گمراه می کنند و هر دروغ دنیا را باور خواهید کرد..
اگر کلمه را نمی دانید, تو نمی توانی بایستی و هر خیال و هر چیز بلندی را که خود را در برابر معرفت خدا برتری می دهد، فرو بریزی.. شما نمی توانید این کار را در ذهن خود انجام دهید, چه رسد به زندگی شما, خانواده شما, و در زندگی دیگران. از میان این همه دروغ, ذهن شما تاریک خواهد شد و نمی توانید دیگران را نجات دهید, از جمله نوجوانان.
ایمان به نام عیسی
وقتی دوباره متولد می شوید و کلام خدا را مطالعه می کنید و ذهن خود را تجدید کنید با کلام خدا, آنگاه حقیقت را خواهی یافت. شما متوجه خواهید شد که تمام آن تظاهرات در زندگی یک نوجوان که طبیعی تلقی می شوند، عادی نیستند, اما مظاهر شیطانی پادشاهی تاریکی هستند. شما نباید این رفتار را تایید کنید, اما شما باید به این روح فرمان دهید نام عیسی تا زندگی نوجوان را ترک کند و هر اختلالی را در بدن بازگرداند.
نام عیسی در آسمان و زمین دارای تمام قدرت است. اگر دوباره در او متولد شده و در او نشسته اید, آنگاه تمام اختیار او به شما داده شده است. به نام او هر زانویی خم خواهد شد, این همچنین شامل روحیه شورش است که در زندگی بسیاری از نوجوانان حاکم است.
نمک زمین باش’


