نبرد در باغ

نافرمانی از خدا در باغ عدن روی زمین آغاز نشد. با آدم شروع نشد. اما اولین جنگ در باغ و اولین باری که کسی از خدا نافرمانی کرد در بهشت ​​شروع شد, در عدن; باغ خدا. در این مقاله, سه نبرد در باغ مورد بحث قرار خواهد گرفت; نبرد در باغ عدن در بهشت, نبرد در باغ عدن روی زمین, و جنگ در باغ جتسیمانی.

آنچه در باغ بهشتی عدن اتفاق افتاد?

خدا آفرید, کروبی مسح شده, که پوشش داده شده است, و پوشیده شد, با هر سنگ قیمتی. او این کروبی را بر کوه مقدس خود در عدن قرار داده بود; باغ خدا. این کروبی مسح شده بالا و پایین راه می رفت, در میان سنگهای آتش. او کاملاً در حضور خداوند راه رفت تا اینکه کروبی از خدا نافرمانی کرد. کروبی نافرمان شد و با خداوند جنگید.

اولین نبرد در باغ عدن در بهشت

کروبی مسح شده در راه خود کامل بود, از روزی که خداوند او را آفرید تا زمانی که ظلم در او پیدا شد. با کثرت کالاهایش, آنها میان او را پر از خشونت کرده بودند و گناه کرده بودند.

نافرمانی کروبی در باغ خدا در عدن

کروبی نافرمانی خدا شد. بنابراین او دیگر نمی توانست بر کوه مقدس خدا در باغ خدا در عدن بماند. اما خدا او را روی زمین افکند (اژکیل 28:11-19, اشعیا 14:12-16).

اشعیا 14:12-15 ای لوسیفر چطور از بهشت ​​افتادی, پسر صبح

این کروبی پوشاننده کامل, پوشیده از هر سنگ قیمتی, پر از خرد, و از نظر زیبایی کامل است, بزرگترین دشمن خدا شد: لوسیفر, شیطان یا شیطان نیز نامیده می شود.

مکان, که خدا به او داد برایش خوب نبود. نه, لوسیفر می خواست شبیه خدا باشد.

قلب لوسیفر بلند شد, به خاطر جمالش و خردش را به خاطر درخشندگی اش تباه کرد. او می خواست پرستش شود. همانطور که خداوند توسط فرشتگانش پرستش شد.

شیطان بر زمین افکنده شد و یک سوم فرشتگان را با خود برد.

این فرشتگان می خواستند از او پیروی کنند, زیرا لوسیفر رهبر آنها بود. لوسیفر یکی از سه رهبر فرشتگان بود (در کنار مایکل و جبرئیل), که خداوند او را تعیین کرد.

این فرشتگان از لوسیفر اطاعت کردند, و لذا آنان نیز نافرمانی خدا شدند. لوسیفر و دیگر فرشتگان تاریکی را به جای نور ترجیح دادند. و به این ترتیب از موقعیت خود سقوط کردند, به دلیل نافرمانی آنها از خدا. آنها فرشتگان سقوط کرده و زمین مسکن جدید آنها شد.

اولین نبرد در باغ در باغ بهشتی عدن آغاز شد. در این باغ بهشتی, نافرمانی خدا شروع شد.

خلقت

زمین, که خدا آفرید, قبلا وجود داشته است. هنگامی که شیطان و دیگر فرشتگان سقوط کرده بر روی زمین انداخته شدند, ویرانی و هرج و مرج بر زمین آوردند و تاریکی حاکم شد. روح خداوند بر فراز آبها معلق بود. دید که زمین بی شکل و پوچ است و تاریکی بر روی اعماق است.

خداوند (الالهیم) نور ایجاد کرد, که اولین چیزی بود که لازم بود. نور را از تاریکی جدا کرد و نور را روز نامید, و شب تاریکی.

بگذار آنها سلطه داشته باشند

سپس خداوند در میان آبها فلکی ساخت. خدا آبها را تقسیم کرد, که زیر فلک بودند, از آب ها, که بالای فلک قرار داشتند. او فلک را بهشت ​​نامید.

خدا آبهای زیر آسمان را در یک مکان جمع کرد, و بگذار زمین خشک ظاهر شود. او آبها را دریا و خشکی را زمین نامید.

خدا گفت که زمین علف می آورد, گیاهی که دانه می دهد, و درخت میوه ای که بعد از همنوع خود میوه می دهد, که بذرش در خودش است, بر روی زمین.

او خورشید را آفرید, ماه, ستاره ها, و تمام موجودات زنده پس از جنس خود در آبها, و روی زمین.

خداوند انسان را به صورت خود آفرید, پس از تشبیه آنها (الوهیم: یهوه خدا, کلمه (عیسی), و روح القدس). او را به صورت خدا آفرید; زن و مرد.

سپس خداوند آنها را برکت داد و به آنها گفت, مثمر ثمر باشید, و ضرب کنید, و زمین را پر کنید, و آن را مطیع کن: و داشته باشند سلطه بر فراز ماهی های دریا, و بر فراز پرندگان هوا, و بر هر موجود زنده ای که بر روی زمین حرکت می کند.

خداوند انسان را در باغ عدن قرار داد و به انسان فرمانروایی داد

خداوند در عدن باغی به سمت شرق کاشت و انسان را در باغ قرار داد. باغ محل تعیین شده برای انسان بود, همانطور که خدا به کروبی پوشاننده مکان معین داده بود, در کوه مقدس خدا در باغ آسمانی خدا در عدن.

انسان را در باغ گذاشتند تا آن را بپوشاند و نگه دارد. خداوند خداوند به انسان دستور داد, که می توانست از هر درختی در باغ بخورد, جز درخت معرفت خیر و شر. زیرا اگر از آن درخت می خورد, او خواهد مرد.

آدم و حوا به دنبال روح رفتند و از بدن خود آگاه نبودند. آنها با اطاعت از خدا راه رفتند تا اینکه مار نزدیک شد و آنها را وسوسه کرد.

نبرد دوم در باغ عدن

شیطان جلال خدا را دید, و مقام و سلطه, که به انسان داده شد. این امر موقعیتی را که قبل از نافرمانی خدا داشت به او یادآوری کرد. شیطان می دانست, که به محض اینکه انسان نافرمانی کرد فرمان خدا, خدا را به عنوان پروردگار خود انکار می کردند و از او جدا می شدند.

او می دانست, که اگر می توانست آنها را وسوسه کند و آنها را وادار به گوش دادن به او کند, به جای خدا, و او را اطاعت کن و به او تعظیم کن, که حقوق و اختیارات خود را به او بسپارند و او سرور زندگی آنها شود. بنابراین, شیطان نبردی را در باغ عدن آغاز کرد.

انسان در باغ عدن نسبت به خدا نافرمانی کرد

مار به زن نزدیک شد و او را نسبت به فرمان خدا شک کرد. چگونه? با پرسیدن از او, اگر واقعا خدا گفته, که اجازه نداشتند از هر درخت باغ بخورند. زن جواب داد و گفت از هر درختی که در باغ است می توانند بخورند, جز درختی که در میان باغ است; درخت معرفت خیر و شر. اگر از درخت معرفت خیر و شر می خوردند, آنها خواهند مرد.

مار گفت: «شما مطمئناً نخواهید مرد: زیرا خداوند می داند که در روزی که از آن می خورید, سپس چشمانت باز خواهد شد, و شما مانند خدایان خواهید بود, شناخت خوب و بد.» شیطان سخنان خدا را تحریف کرد. درست مثل شیطان که هنوز کلمات خدا را می پیچد.

اگر به گناه ادامه دهی نمیری؟?

بعد از سخنان مار, زن جور دیگری به درخت نگاه کرد, و شهوت در او پدید آمد. او همچنین می خواست شبیه خدا باشد, همانطور که شیطان می خواست شبیه خدا شود, و از این رو نسبت به او نافرمان شدند.

زن به سخنان خدا شک کرد, فرمان او, و حقیقت او.

در آن لحظه جنگی در باغ رخ داد, درست مثل نبرد در باغ بهشتی در عدن.

زن و مرد فریفته شهوت و غرور شدند و افتادند و موقعیت خود را از دست دادند. انسان سلطه و اختیاری را که خداوند به آنها داده بود از دست داد.

آنها در نبرد در باغ شکست خوردند و فرمانروایی و اقتدارشان به دست شیطان سپرده شد. دادند کلیدها اختیار به شیطان.

وعده بذر

انسان از شیطان اطاعت کرده بود و به همین دلیل خود را به او تسلیم کردند. شیطان خدای جهان و خدای انسان سقوط کرده و پدر شد گناهکار. هر فرد, کسی که از نطفه انسان متولد می شود، تحت فرمان او متولد می شود و فرزند شیطان می شود.

اما خدا وعده داد,که بذر زن انجام می دهد کبودی سر مار. و این چیزی است که اتفاق افتاد, وقتی عیسی مسیح, پسر خدا و کلام زنده, به این زمین آمد و جسم شد. کلمه در جسم تناسخ یافت و پسر انسان شد.

عیسی مأموریتی برای انجام دادن داشت, یعنی, برای پس گرفتن سلطه و اقتدار, که شیطان از انسان دزدید, و آن را به انسان برگرداند, انسان را از حالت سقوطش شفا دهد, و انسان را با خدا آشتی بده.

عیسی آمد تا قدرت و اقتدار شیطان را بر انسان سقوط کرده بشکند. او انسان را تحویل می داد و انسان را به خدا آشتی می داد و سلطنت را پس می داد, که خدا در اصل به انسان داده است. این عیسی بود’ ماموریت.

عیسی بدون گناه بود. اگرچه عیسی کاملاً انسان بود, بدن او تحت تأثیر گناه قرار نگرفت. زیرا عیسی از بذر خدا توسط روح القدس متولد شد.

عیسی تحت تأثیر شر قرار نگرفت, گناه,, بیماری, بیماری, و مرگ. او پاک بود, مقدس, و صالح. او توانایی گناه داشت, زیرا او کاملاً انسانی بود. اما عیسی گناه نکرد, زیرا عیسی پدرش را بیش از همه دوست داشت. بنابراین او مطیع او ماند. عشق او به پدرش بسیار زیاد بود, که هیچ وسوسه ای نمی تواند او را وادار کند اراده و گناه پدرش را ترک کند.

عیسی جایگزین انسان سقوط کرده شد

اما پس از آن لحظه ای فرا رسید که عیسی جایگزین انسان سقوط کرده شود و به مشکل گناه انسان سقوط کرده رسیدگی کند و بازگرداند. (درمان) مرد در موقعیت خود, ذات, و رابطه با خدا. لحظه فرا رسید, که بر مرگ غلبه خواهد کرد و کلید مرگ و جهنم را قانونا پس خواهد گرفت.

عیسی باید بدترین چیز را تحمل می کرد, که ممکن است برای او اتفاق بیفتد. او شریک گناه می شد و تحت اختیار شیطان قرار می گرفت.

عیسی گناه می شود و از پدرش جدا می شود. خدا نمی توانست با عیسی ارتباط برقرار کند, زیرا خدا نمی تواند با گناه ارتباط برقرار کند. بنابراین, اتحاد آنها از بین می رفت.

عیسی در باغ جتسیمانی وسوسه شد

این افکار, که او از پدرش جدا خواهد شد, که او شریک گناه خواهد شد, و اینکه شیطان سرور او می شود و بر او مسلط می شود, او را حتی تا حد مرگ ترساند. به همین دلیل است که عیسی برای غلبه بر وسوسه ترس به باغ جتسیمانی رفت. (همچنین بخوانید: ‘مصلوب شدن روح').

نبرد سوم در باغ جتسیمانی

در باغ جتسیمانی, بزرگترین نبرد بین عیسی و این ترس مرگبار رخ داد. در باغی که کروبی, و انسان نافرمانی خدا شد, عیسی با این نیروها می جنگید تا از خدا اطاعت کند.

ترس از شریک شدن در گناه, بیماری, و مرگ, خیلی شدید بود, که این ترس مرگبار عرق او را به قطرات بزرگی از خون تبدیل کرد, که روی زمین افتاد.

عیسی اولین بار دعا کرد, سپس برای بار دوم, و سپس بار سوم.

عیسی به طور مداوم همان کلمات را دعا می کرد: "پدر اگر مایل باشی, این جام را از من بردار: با این حال اراده من نیست, اما مال تو, انجام شود."

سپس فرشته ای از آسمان بر عیسی ظاهر شد و او را تقویت کرد. وقتی عیسی بر این ترس مرگبار غلبه کرد و غلبه کرد, عیسی آماده بود تا به سمت تیر شلاق و صلیب برود, تا تمام گناهان و گناهان دنیا را بر او حمل کند.

عیسی بر ترس مرگبار غلبه کرد

ترس سعی کرد عیسی را بگیرد و او را اسیر کند. ترسی مرگبار عیسی را وسوسه کرد که راه صلیب را نرود, تا عیسی نسبت به خدا نافرمانی شود. اما عیسی با ترس وسوسه نشد. او بر آخرین وسوسه غلبه کرد: ترسید و کاملا ماند مطیع خدا.

بعد از اینکه عیسی بر ترس غلبه کرد, عیسی راه خود را ادامه داد تا جان خود را ببخشد و به انجام برساند نقشه خدا برای زندگی او (متیو 26:36-46, علامت 14:32-42, لوقا 22:39-46).

بنابراین پدرم مرا دوست دارد, چون جانم را فدا کردم, که شاید دوباره بگیرمش. هیچ مردی آن را از من نمی گیرد, اما من آن را از خودم می گذارم. من قدرت دارم آن را بگذارم, و من قدرت دارم دوباره آن را بگیرم. این فرمان را از پدرم دریافت کردم (John 10:17-18)

عیسی در باغ جتسیمانی از خدا اطاعت کرد

در باغی که لوسیفر کروبی, شیطان, و آدم نسبت به خدا نافرمانی کرد, عیسی بر ترس غلبه کرد و مطیع خدا ماند. در باغ, او بر آخرین وسوسه خود پیروز شد.

روح شورش در زندگی لوسیفر وارد باغ شد (از طریق غرور), و در زندگی آدم وارد باغ شد (از طریق غرور). اما روح شورش وارد زندگی عیسی نشد (از طریق ترس مرگبار). عیسی در نبرد باغ پیروز شد و مطیع اراده خدا ماند.

عیسی گناه شد

در صلیب عیسی گناه شد. عیسی, که هیچ گناهی نمی دانست, گناه شد. عیسی جام را نوشید, و شریک گناه و مرگ شد. او با انسان افتاده برابر شد. او جایگزین انسان سقوط کرده شد, و تمام گناهان را حمل کرد; همه بیماری ها, و تمام گناهان بشریت بر اوست.

پیرمرد در مسیح مصلوب شد

از ساعت ششم تا ساعت نهم, تاریکی زمین را فرا گرفت. به مدت سه ساعت, تاریکی حاکم شد.

در ساعت نهم عیسی گریه کرد: «الو, دریافت کنید, لاما ساباختانی?", که به معنی: خدای من, خدای من, چرا مرا ترک کردی?.

شخصی به عیسی اسفنجی بر روی نی پر از شراب ترش داد, برای نوشیدن. عیسی دوباره با صدای بلند گریه کرد: "پدر به دست تو روح خود را می سپارم"

وقتی عیسی روح را تسلیم کرد, پرده معبد از بالا به پایین دوتایی پریده بود. زمین لرزید و صخره ها فرو ریختند.

قبرها باز شد; و بسیاری از اجساد مقدسین که خوابیده بودند برخاستند, و پس از قیام او از قبور بیرون آمد, و به شهر مقدس رفت, و بر بسیاری ظاهر شد.(متیو 27: 45-53, علامت 15:33-38, لوقا 23:44-46)

از طریق اطاعت او, عیسی اتحاد بین خدا و انسان را بازسازی کرد

او نتیجه را حمل کرد (مجازات) از نافرمانی خدا. او از طریق کار رستگاری خود راهی برای انسان ایجاد کرد تا از قدرت شیطان رهایی یابد. آن ها, که به او ایمان دارند, و از زندگی آنها به عنوان یک گناهکار متنفرند (به عنوان انسان افتاده) و توبه کنید و دوباره متولد شوید, در او مخلوق جدیدی شوید و زندگی جاودانی داشته باشید.

از طریق کار او بر روی صلیب و با خون او, عیسی انسان را دوباره با خدا آشتی داد و احیا کرد (شفا) موقعیت و ماهیت انسان سقوط کرده.

از طریق عیسی مسیح و تجدید حیات در او, خلقت جدید می تواند مطابق میل او در اطاعت از خدا حرکت کند. به همه مخلوقات جدید قدرت داده شده است تا پسران خدا شوند (هم نر و هم ماده) و در اطاعت خدا پس از روح گام بردارید,  و پادشاهی او را بر روی زمین استوار سازد.

“نمک زمین باشید”

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.