اگر به گناه ادامه دهی نمیری؟? این چیزی است که بسیاری از مسیحیان معتقدند. آنها فکر می کنند که مهم نیست چگونه زندگی می کنید, تا زمانی که به عیسی ایمان داشته باشید. اما آیا این کلمات آشنا به نظر نمی رسند و شما را به یاد کسی نمی اندازند, که همین را گفت و در نهایت دروغ گفت? من در مورد شیطان صحبت می کنم. شیطان هم گفت انسان نمی میرد, اگر انسان از فرمان خدا سرپیچی کند. او توانست با دروغ های خود انسان را فریب دهد و انسان را متقاعد کند که خوردن میوه ممنوعه ضرری ندارد و منجر به مرگ نمی شود., اما برای انسان خوب بود, از آنجایی که انسان مانند خدا خواهد شد. شیطان همچنان با همان دروغ موفق می شود مسیحیان را فریب دهد, که گناه منجر به مرگ نمی شود. اما کتاب مقدس در مورد گناه در عهد جدید چه می گوید? اگر به گناه ادامه دهی نمیری؟?
خدا مردم را نمی ترساند, اما خداوند حقیقت را آشکار می کند و مردم را از روی محبت هشدار می دهد
از آغاز خلقت, خدا راست گفت. خداوند حقیقت را برای مردم آشکار کرد. او به مردم هشدار داد و مردم را در برنامه های خود شریک ساخت. خدا آن موقع این کار را کرد, و خدا هنوز این کار را می کند.
خدا هنوز می گوید و حقیقت را آشکار می کند. او هنوز از طریق کلام خود و روح القدس به مردم هشدار می دهد. اما مردم تصمیم می گیرند که گوش کنند یا خیر, باور کنید, و از سخنان و احکام خدا اطاعت کنید (احکام عیسی) یا نه.
یک مرد عاقل, که از خداوند می ترسد, به سخنان خدا گوش می دهد. انسان عاقل به سخنان او ایمان دارد و اطاعت می کند و عمل کننده سخنان اوست.
اما یک انسان احمق ممکن است به سخنان خدا گوش دهد اما سخنان او را باور نکند. مرد نادان نباید سخنان او را نگه دارد و از اوامر او اطاعت نخواهد کرد, اما سخنان او را رد می کند. (A.O. مزمور 14; 53, ضرب المثل ها 1:5, 10:8, 23; 14:16, لوقا 6:43-49, John 12:48 (همچنین بخوانید: شنوندگان در مقابل انجام دهندگان و آیا عیسی از کلیسا بیرون انداخته می شود؟?)).
هشدار خداوند به انسان
خداوند در عدن باغی به سمت شرق کاشت و انسان را قرار داد, که خداوند او را شکل داد, در باغ عدن. خداوند از زمین هر درختی را که برای دیدنش خوشایند و برای غذا مفید بود، رویاند. در وسط باغ درخت زندگی و درخت علم خیر و شر بود.
خداوند انسان را برکت داد و گفت, بارور باشید و زیاد شوید و زمین را پر کنید و آن را مسخر کنید. بر ماهیان دریا مسلط باش, و بر پرندگان هوا و بر هر موجود زنده ای که بر روی زمین حرکت می کند (پیدایش 1:28)
و به این ترتیب خداوند انسان را بر روی زمین قرار داد و به انسان داد سلطه برای حکومت بر زمین و هر آنچه در درون است.
خداوند به انسان مسؤولیت آبادانی و نگهداری باغ را داده و خداوند یک فرمان به انسان داده است.
خدا گفت که از هر درختی در باغ می توانند آزادانه بخورند. اما, آنها اجازه نداشتند از درخت علم خیر و شر بخورند. زیرا در روزی که انسان از آن می خورد, انسان حتما می میرد.
خداوند به انسان خبر داد و به او وحی کرد, اگر انسان تصمیم به سرپیچی از فرمان خدا بگیرد چه اتفاقی می افتد؟.
خداوند با اطلاع دادن به انسان نترسید, اما خداوند انسان را از روی عشق هشدار داد. زیرا افکار خدا در مورد انسان افکار صلح بود نه شر, به انسان یک پایان مورد انتظار بدهد.
انسان فرمان خداوند را حفظ کرد, که خوب بود و حاوی زندگی بود. مرد با خدا راه رفت تا اینکه مار به زن نزدیک شد (پیدایش 2).
مار از هر جانور صحرایی ظریف تر بود
حالا مار, که یهوه خدا ساخته بود, تحت سلطه انسان قرار گرفت. چون, خداوند انسان را بر زمین و بر هر موجود زندهای که بر روی زمین حرکت میکند فرمانروایی داد, از جمله مار.
مار از هر جانور صحرایی ظریف تر بود. بنابراین مار کاندیدای کامل شیطان برای انجام رسالت و جانشینی خدا و غصب سلطه انسان بر زمین بود.. تا شیطان خدای انسان و فرمانروای زمین شود.
شیطان آنچه را که خدا به انسان گفته بود شنید. او می دانست که سخنان خدا حقیقت است. شیطان هم رابطه خدا و انسان را دید. راه رفتن انسان با خدا و اطاعت انسان از خدا و سخنان او را دید.
شیطان نقشه ای در نظر گرفت تا انسان را به روشی حیله گرانه به گناه وسوسه کند و اطمینان حاصل کند که انسان به سخنان خود ایمان می آورد و کاری را که خداوند انسان را از انجام آن منع کرده است انجام می دهد..
مار باعث شد انسان در سخنان خدا تردید کند
همانطور که خداوند اغلب با یک سوال به مردم نزدیک می شود, شیطان نیز با سؤالی به زن نزدیک شد. مار به زن گفت, بله, خدا گفته است, از هر درخت باغ نخورید?
زن جواب مار را داد و گفت, ممکن است از میوه درختان باغ بخوریم: اما از میوه درختی که در وسط باغ است, خدا گفته است, از آن نخورید, نه آن را لمس کنید, مبادا بمیری.
اگرچه مار می دانست که سخنان خدا حقیقت است, او سعی کرد زن را متقاعد کند که سخنان خدا دروغ است, با زیر سوال بردن سخنان خدا و آمیختن حقیقت جزئی خدا با دروغ او, و با دروغ خود شهوت و هوس را در زن برانگیخته و حرام خدا را پسندیده جلوه می دهد..
شیطان زن را در سخنان خدا شک کرد و او را کنجکاو کرد. او او را با سخنان فریبنده و وعده شگفت انگیز خود که انسان مانند خدا خواهد بود، مسحور کرد, خوب و بد را بشناسید و بنابراین عاقل و مستقل باشید.
می دانیم, که شیطان از طریق غرور و شهوت و میل به خدا شدن از جایگاه خود سقوط کرد. بنابراین شیطان «فرمول» را میدانست که انسان را وسوسه کند و سخنانش را باور کند, که حامل مرگ بود. از آنجایی که سخنان شیطان منجر به مرگ انسان شد.
“مطمئناً نخواهید مرد”
مار به زن گفت, مطمئناً نخواهید مرد: زیرا خدا می داند, که در روزی که از آن می خورید, سپس چشمانت باز خواهد شد, و شما مانند خدا خواهید بود, شناخت خوب و بد.
مار زن را متقاعد کرد که راست می گوید. که اون یکی بود, که مصلحت انسان را در دل داشت, به جای خدا.
با دروغ هایش, شیطان خدا را بد ترسیم کرد, با گفتن غیرمستقیم این که خداوند تمام حقیقت را نگفته است، بلکه بخشی از حقیقت را از انسان پنهان کرده و مصلحت انسان را در دل ندارد..
در حالی که خداوند یگانه بود, کسی که بهترین مصلحت انسان را در دل داشت. که افکارش برای انسان اندیشه صلح بود نه شیطان, به انسان یک پایان مورد انتظار بدهد. بر خلاف شیطان, که نیاتش پلید و افکارش پلید بود و به نابودی انسان منجر شد.
درخت شناخت خیر و شر, که حامل مرگ بود, برای انسان مطلوب شد
سخنان مار دیدگاه انسان را تغییر داد. ناگهان زن درخت را از منظر دیگری دید, نسبت به قبل. زمانی که فقط سخنان خدا را شنید و ایمان آورد و فرمان او را اطاعت کرد.
درخت معرفت خیر و شر, که میوه ممنوعه را تولید کرد و مرگ را حمل کرد, دیگر شر و حرام و خطری برای انسان محسوب نمی شد. اما درخت برای انسان مطلوب شد. زیرا به قول شیطان, میوه انسان را عاقل می کند و مانند خدا می شود. زن دید که درخت برای غذا خوب و برای چشم خوشایند است.
زن به سخنان خدا شک کرد, که انسان به وسیله آن زندگی کند.
او شروع به باور سخنان مار کرد, که منجر به مرگ می شود, به موجب آن آنچه خدا حرام کرده بود مطلوب شد و انجام آن درست به نظر می رسید.
با ایمان به سخنان شیطان, زن و شوهرش کاری را انجام دادند که خدا از آن نهی کرده بود (از روی عشق و برای محافظت از انسان).
زن مقداری از میوه را برداشت و خورد. او نیز به شوهرش که با او بود داد, که او را متوقف نکرد، بلکه وسوسه شد که گناه کند.
هر دو نافرمان خدا شدند و از میوه حرام خوردند, که در حقیقت به آنها علم نیک و بد داد, اما منجر به مرگ شد. همانطور که خداوند به آنها گفته و هشدار داده است.
از طریق گناه, انسان از موقعیت خود سقوط کرد و سلطه خود را از دست داد
به جای اینکه مثل خدا بشی, همانطور که انسان تصور می کرد, مرد از موقعیتش افتاد. انسان سلطه خود را بر روی زمین به دست شیطان از دست داد و در زیر فرشتگان قرار گرفت. انسان بنده شیطان و برده گناه و مرگ شد. روح در انسان مرد و ارتباط و رابطه معنوی خدا و انسان قطع شد.
و بدین ترتیب شیطان پیروز شده بود و خدای انسان سقوط کرده و فرمانروای زمین شد, با این که انسان را به سخنان خدا شک کند و دروغ فریبنده خود را باور کند, که هوس را در انسان بیدار کرد و به نافرمانی خداوند منجر شد (گناه).
ماهیت واقعی شیطان آشکار شد
شیطان ماهیت واقعی خود را در باغ عدن آشکار کرد. او نشان داد که دروغگو است, یک دزد, یک قاتل, و یک ناوشکن. و هیچ چیز از آن زمان تغییر نکرده است.
شیطان هنوز هم دروغگوست, یک دزد, یک قاتل, و یک ناوشکن. او هنوز به عنوان یک شیر غرش به اطراف می رود و به دنبال کسی است که بتواند آن را ببلعد (A.O. John 10:10, 1 پیتر 5:8).
او هنوز باعث ایجاد مردم می شود, از جمله بسیاری از مسیحیان, تا حرف هایش را باور کند. زیرا شیطان همان چیزی را می گوید که انسان نفسانی می خواهد بشنود. آنچه را که انسان نفسانی می خواهد می دهد و فکر می کند نیاز دارد.
شیطان استاد فریبکاری و پاسخگویی به اراده است, احساس, نیاز دارد, شهوات, و خواسته های افراد جسمی. به نظر می رسد او بسیار انسان گرا و دوست داشتنی است. در ضمن, شیطان مردم را فریب می دهد و نابود می کند و مردم را به جهنم می برد.
و از آنجایی که تاکتیک شیطان هنوز کار می کند و مردم همچنان به سخنان او ایمان دارند, که دروغ هستند, و همچنان فریب خورده و وسوسه گناه می شوند, چرا شیطان باید تاکتیک خود را تغییر دهد? چرا چیزی را تغییر دهید اگر هنوز کار می کند?
دروغی که مار در باغ عدن از آن استفاده کرد هنوز هم کار می کند
کتاب مقدس در مورد دوست داشتن جهان روشن است, راه رفتن دنبال گوشت, و ثمره ی بدن که به کارهای بدن معروف است (گناه). کلمات موجود در کتاب مقدس امروزه نیز کاربرد دارند. کلام همچنان مردم را هشدار می دهد و آنها را به توبه و رفع گناه فرا می خواند. نه برای ترساندن مردم (همانطور که شیطان به مسیحیان ایمان می آورد), اما از عشق به مردم. به نفع و حفاظت از آنها و به آنها آینده امیدوارانه و زندگی جاودان.
اما اکثریت مردم در مسیح از نو متولد نمی شوند.
آنها پسر خدا نیستند (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند). اما آنها همچنان فرزندان شیطان هستند (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند), که ذات گناه آلودی دارند و به حرف پدرشان گوش می دهند, شیطان (پدر مرد افتاده), و حرفش را باور کن, که باعث می شود آنها را با غرور در طغیان خدا به دنبال جسم حرکت کنند, به عنوان دشمنان خدا و کلام او
زیرا پیامبر و کشیش هر دو ناسزا هستند; بله, در خانه خود شرارت آنها را یافته ام, می گوید خداوند. از این رو راه آنها برای آنها مانند راه های لغزنده در تاریکی خواهد بود: آنها رانده خواهد شد, و در آن بیفتند: زیرا بر آنها بدی خواهم آورد, حتی سال ملاقات آنها, می گوید خداوند (ارمیا 23:11-12)
و مسیحیان دوباره متولد شده, که به دنبال کلمه و روح حرکت می کنند, شیطان سعی می کند آنها را ولرم کند, نافرمان و مرتد خدا به شیوه ای بسیار ظریف.
چگونه شیطان این کار را می کند? از طریق دروغ های پیامبران دروغین و معلمان دروغین و گرگ های در لباس میش, که به کلیسا می روند و/یا به عنوان واعظ منصوب می شوند (کشیش) یا بزرگان کلیسا. (همچنین بخوانید: گرگ ها در لباس گوسفند, که در کلیسا ویران می کنند).
شیطان هنوز حقیقت خدا را به دروغ تبدیل می کند
زیرا درست مانند شیطان از بین همه حیواناتی که خدا آفریده از ظریف ترین حیوان استفاده کرد, برای انجام ماموریت خود, شیطان هنوز به دنبال ظریف است (حیله گری) افراد نفسانی, که مغرور هستند, پف کرده از علم نفسانی خود و پر از خود, و بر آنها تکیه کند (طبیعی) دانایی و توانایی و حرف خود را می گویند و به خود بزرگ می اندیشند و خود را بهتر از دیگران می دانند, برای رسیدن به هدف و انجام ماموریت.
همانطور که او با پرسش خود و با تبدیل حقیقت خدا به دروغ، سخنان خدا را در باغ عدن زیر سوال برد., او همچنان دروغ می گوید و انسان را به شک و تردید و سرپیچی از سخنان خدا وا می دارد.
بسیاری از مسیحیان, که از نظر روحی نابینا هستند و به دنبال جسم می روند, هنوز حرف های او را باور کرده و همچنان گرفتار دروغ های پرهیزگارانه او می شود, که منجر به نابودی و مرگ ابدی انسان می شود.
کتاب مقدس در مورد گناه چه می گوید؟?
پس مبادا گناه در بدن فانی شما سلطنت کند, که در شهوات آن اطاعت کنید. اعضای خود را به عنوان ابزار بی عدالتی در برابر گناه تسلیم نکنید: اما خود را به خدا بسپارید, مانند کسانی که از مردگان زنده هستند, و اعضای شما به عنوان ابزار عدالت برای خدا. زیرا گناه بر شما مسلط نخواهد شد: زیرا شما تحت شریعت نیستید, اما تحت فضل (رومیان 6:12-14)
زیرا جسمانی بودن مرگ است; اما داشتن فکر معنوی زندگی و آرامش است. زیرا عقل نفسانی دشمنی با خداست: زیرا تابع قانون خدا نیست, در واقع نمی تواند باشد. پس کسانی که در جسم هستند نمی توانند خدا را خشنود سازند (رومیان 8:6-8)
شب به دور است, روز نزدیک است: پس بیایید کارهای تاریکی را دور بریزیم, و بگذار زره نور را بپوشیم. بیایید صادقانه راه برویم, مثل روز; نه در شورش و مستی, نه در حجله و بی حوصلگی, نه در نزاع و حسادت. اما شما عیسی مسیح خداوند را بپوشید, و برای بدن غذا ندهید, برای برآوردن شهوات آن (رومیان 13:12-14)
اما شما مسیح را چنین نیاموخته اید; اگر چنین است که او را شنیده اید, و توسط او تعلیم داده شده است, همانطور که حقیقت در عیسی است: که شما در مورد گفتگوی قبلی پیرمرد را به تعویق انداختید, که بر اساس شهوات فریبنده فاسد است; و در روح ذهن خود تجدید شود; و آن مرد جدید را قرار داده اید, که پس از خدا در عدالت و تقدس واقعی ایجاد می شود (افسسیان 4:20-24)
خداوند دستور داد پیرمرد را کنار بگذارند
بنابراین اعضای خود را که روی زمین هستند فانی کنید; فساد, نجس بودن, محبت بی رحمانه, توقیف شیطانی, و طغیان, که بت پرستی است: برای کدام چیزها’ غضب خدا به فرزندان نافرمانی می رسد: در آن که شما نیز مدتی قدم می زنید, وقتی در آنها زندگی می کردید. اما اکنون شما نیز همه اینها را به تعویق می اندازید; عصبانیت, غضب, بدخلقی, کفر, ارتباطات کثیف از دهان شما. دروغ یکی به دیگری, با دیدن اینکه شما پیرمرد را با اعمال خود کنار گذاشته اید; و مرد جدید را قرار داده اید, که پس از تصویر او که او را آفریده است ، در دانش تجدید می شود; جایی که نه یونانی است و نه یهودی, ختنه و ختنه نشدن, بربر, سکایی, اوراق قرضه و نه رایگان: اما مسیح همه چیز است, و در همه (کولوسیان 3:5-10)
کلمه می گوید, که باید پیرمرد را کنار بگذاری. این یک انتخاب نیست, این یک دستور خداست. این دستور خداوند به آنهاست, که در مسیح از نو متولد می شوند و پسران خدا هستند. از آنجایی که آثار پیرمرد, گناه, به جای زندگی ابدی و بهشت به مرگ و جهنم منتهی می شود
کلام خدا هر فردی را مسئول می داند و سرزنش می کند (اگر شخص از اطاعت از سخنان خدا امتناع ورزید و از عقب انداختن کارهای پیرمرد و ادامه گناه خودداری کرد.) روی شخص.
خداوند همه چیز را به انسان داد تا فرمانش را انجام دهد
خداوند همه چیز را در اختیار انسان قرار داد تا به فرمانش عمل کند. بنابراین مردم هیچ عذری برای انجام ندادن آنچه خداوند به انسان دستور داده است ندارند.
خدا همه چیز داده است; سخنان او, پسرش; کلمه زنده, و روح القدس او, به بشریت, تا از قدرت تاریکی رها شود و به پادشاهی پسرش منتقل شود.
او همه چیز داد, برای تبدیل شدن به یک خلق جدید در مسیح, و با خدا آشتی کن, و بر گناه مسلط باشد, و در اطاعت از کلام او بر روی زمین، به عنوان پسر او، پس از روح مقدس و عادل گام بردارید.
پسران واقعی خدا به سخنان پدر ایمان دارند. تسلیم سخنان او هستند. آنها آنچه عیسی می گوید را انجام می دهند, و احکام او را حفظ کنید. کلمه آنها را می سازد, و اصلاحات, دستور می دهد, تصحیح می کند, و تنبیه کردنs خود را.
شیطان مردم را متقاعد می کند که گناه منجر به مرگ نمی شود
اما, شیطان مردم را متقاعد می کند که گناه منجر به مرگ نمی شود. او به مردم این باور را میدهد که اگر به گناه ادامه دهند، نمیتوانند از این کار جلوگیری کنند, و هرگز شخص را مسئول نمی داند و هیچ گاه تقصیر را به گردن شخص نمی اندازد, اما دیگران را مقصر می داند. به خاطر آن, انسان بهانه ای دارد که پیرمرد بماند و به دنبال جسم حرکت کند و به گناه ادامه دهد.
هرگز تقصیر شخص نیست. همیشه تقصیر شخص دیگری است; خدا یا شخص دیگری.
مردم سخنان شیطان را باور می کنند و به گفته او عمل می کنند و زندگی می کنند. به خاطر آن, شیطان شخص را در اسارت نگه می دارد; در نقش قربانی, و شخص بهانه ای برای تغییر نکردن و ادامه گناه دارد (به انجام کارهای بدن ادامه دهید) و در نافرمانی از خدا و کلام او زندگی کنید و در تاریکی راه بروید.
و کلیساها و واعظان و بزرگان انسان گرا, که دروغ های شیطان را باور می کنند, خلقت, به جای حقیقت خدا, خالق, همیشه در کنار قربانی است (گناهکار, یاغی و ناقض کلام, که مدام گناه می کند) و گناه را تحسین کنید, به موجب آن شر را تایید می کنند و بدی را نیکو و نیکی را بد اعلام می کنند. (همچنین بخوانید: ذهن مطرود چیست?)
آیا ادامه گناه تحت الفضل جایز است؟?
علاوه بر این قانون وارد شده است, که ممکن است جرم زیاد شود. اما جایی که گناه زیاد شد, فیض بسیار بیشتر انجام داد: که گناه تا مرگ سلطنت کرده است, همینطور فیض از طریق عدالت تا حیات جاودانی توسط خداوند ما عیسی مسیح سلطنت کند. اونوقت چی بگیم? آیا ما به گناه ادامه خواهیم داد, این فیض ممکن است فراوان باشد? خدای ناکرده. چگونه باید, که برای گناه مرده اند, دیگر در آنجا زندگی کنید? (رومیان 5:20-6:2)
اونوقت چی? گناه کنیم, چون تحت قانون نیستیم, اما تحت فضل? خدای ناکرده. نمی دانید شما نیستید, آنهایی که خود را بندگانی برای اطاعت از او می سپارید, شما بندگان او هستید که از آنها اطاعت می کنید; چه از گناه تا مرگ, یا از اطاعت از عدالت? ولی خدایا شکرت, که شما بنده گناه بودید, اما شما از صمیم قلب از آن شکلی از آموزه که به شما تحویل داده شد اطاعت کرده اید. پس از آن آزاد شدن از گناه, شما بنده عدالت شدید.? (رومیان 6:15-18).
اگر به گناه ادامه دهید نمی توانید کمک کنید?
شیطان با همان سوالی که در باغ عدن وجود داشت; خدا گفته, …?
سپس با همان دروغی که در باغ عدن بود می آید; اگر گناه کنی نخواهی مرد (به گناه ادامه بده), چون …
- شما دیگر تحت قانون نیستید, اما تحت فیض.
- شما به عیسی ایمان دارید و توسط او نجات مییابید. بنابراین شما همیشه نجات یافته اید.
- اگر به گناه ادامه دهید نمی توانید کمکی به آن نکنید, همه ما گناهکار به دنیا آمده ایم و همیشه خواهیم ماند گناهکار.
- شما نمی توانید در انجام این کار کمکی نکنید, شما در یک زندگی می کنید دنیای شکسته.
- شما نمی توانید به این شکل که هستید کمک کنید. خدا تو را اینگونه آفریده است, تو اینجوری به دنیا اومدی.
- شما نمی توانید از انجام همان کار خودداری کنید(s) به عنوان شما (بزرگ)پدر و مادر, شما فقط زیر یک زندگی می کنید نفرین نسلی.
- شما نمی توانید از دروغ گفتن خودداری کنید, این فقط بخشی از فرهنگ شما.
- شما نمی توانید کمک کنید متعهد شدن زناشویی, زنا در خانواده جریان دارد
- شما نمی توانید از ارتکاب زنا جلوگیری کنید, تقصیر همسر شماست. همسرتان آنچه را که نیاز داشتید به شما نداده و شما را برآورده نکرده است (جنسی) نیاز دارد
- شما نمی توانید نسبت به فردی همجنس احساسی نداشته باشید. تو فقط اینجوری به دنیا اومدی. خدا تو را این گونه آفرید و تو را خواست. (همچنین بخوانید: کتاب مقدس در مورد همجنس گرایی چه می گوید؟?)
- شما نمی توانید از طلاق خودداری کنید. زیرا شریک زندگی شما باور نمی کند و آنچه شما می خواهید انجام نمی دهد, و نیازهای شما را برآورده نمی کند (از نظر فیزیکی, ذهنی, و از نظر معنوی. (همچنین بخوانید: کتاب مقدس در مورد طلاق چه می گوید؟?))
- شما نمی توانید کمک کنید خودارضایی, چون تو انسان هستی و داری (جنسی) نیاز دارد. اگر مجرد هستید یا همسرتان نیازهای جنسی شما را برآورده نمی کند, پس خودارضایی اشکالی ندارد.
- شما نمی توانید از دزدی جلوگیری کنید, شما آنقدر درآمد ندارید و آنها به هر حال آن را از دست نخواهند داد
- شما نمی توانید از ارتکاب کلاهبرداری جلوگیری کنید, کارفرمای شما باید پول بیشتری به شما می داد. به هر حال آنها به اندازه کافی پول دارند
- شما نمی توانید از فرار مالیاتی جلوگیری کنید, دولت نبايد اين همه ماليات و ماليات بالا را تحميل كند
- شما نمی توانید این گونه رفتار یا رفتار نکنید, تقصیر پدر و مادر شماست. آنها مسئول رفتار شما هستند, آنها باید داشته باشند…
شیطان مردم را متقاعد می کند که اگر به گناه ادامه دهند هرگز تقصیر آنها نیست
به قول شیطان, اگر مردم به گناه ادامه دهند هرگز تقصیر آنها نیست. شیطان همیشه به اراده پاسخ می دهد, احساس, شهوات, و خواسته های بدن از (قدیمی) انسان و ابراز همدردی با جسم. بنابراین او کلمات را به زبان می آورد, که پیرمرد می خواهد بشنود و به انسان اجازه می دهد آنچه را که انسان می خواهد انجام دهد و احساسات را برآورده کند, شهوت, و خواسته های گوشت, تا پیرمرد زنده بماند و گناه کند و مرگ بر زندگی انسان حاکم شود.
آن ها, کسانی که از شیطان هستند گناه را توجیه خواهند کرد, و گناهکار
هر که در او بماند گناه نمی کند: هر که گناه کند او را ندیده است, او را نشناخت. بچه های کوچک, اجازه نده کسی شما را فریب دهد: کسی که عدالت را انجام می دهد عادل است, چنانکه او عادل است. کسی که گناه می کند از شیطان است; زیرا شیطان از ابتدا گناه می کند. برای این منظور پسر خدا ظاهر شد, تا کارهای شیطان را از بین ببرد.
هر که از خدا زاده شود گناه نمی کند; زیرا بذر او در او باقی می ماند: و او نمی تواند گناه کند, زیرا او از خدا متولد شده است. فرزندان خدا در این امر آشکار می شوند, و فرزندان شیطان: هر که عدالت را انجام ندهد از خدا نیست, نه کسی که برادر خود را دوست ندارد (1 John 3:6-10)
آن ها, که گوش می دهند و حرف شیطان را باور می کنند و همان چیزهایی را می گویند که شیطان برای توجیه گناه و گناهکار, که مدام گناه می کند, متعلق به خدا نیست. آنها از خدا زاده نشده اند و پسران او نیستند (مردان و زنان). اما آنها عاملان گناه هستند, که سخنان پدرشان را می گویند و کارهای پدرشان را انجام می دهند, شیطان.
فرقی نمی کند کسی خود را مسیحی بخواند یا بگوید, رسول, پیامبر, مبشر, کشیش, اسقف, و غیره. مردم, که دروغ شیطان را باور می کنند, که اگر به دنبال جسم بروی و از کلام خدا سرپیچی کنی و به گناه ادامه دهی و به عنوان دشمن خدا زندگی کنی نمیری, اما اینکه تو زندگی کنی, متعلق به مسیح نیست.
آنها سخنان او را نمی گویند و احکام او را حفظ نمی کنند. زیرا آنها از شیطان و بندگان او هستند. آنها سخنان او را می گویند و کارهای او را انجام می دهند و اطمینان می دهند که مردم به گناه ادامه می دهند. (همچنین بخوانید: از بین بردن کارهای خدا به جای شیطان).
پسر خدا دروغ های شیطان را باور نمی کند, آنها را افشا و نابود کنید
یک پسر خدا (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند) هرگز دروغ های شیطان را باور نکنند و گناه را تایید کنند و گناه و گناهکار را تشویق کنند, که مدام گناه می کند. اما یک پسر خدا دروغ های شیطان را با تمام حقیقت خدا افشا می کند, به جای حقیقت جزئی خدا, و گنهکار را به توبه و رفع گناه فرا می خواند, درست مثل عیسی.
یک پسر خدا می داند, که مزد گناه مرگ است. و درست مثل پدرش, او نمی خواهد کسی از بین برود, بلکه برای داشتن زندگی ابدی. بنابراین یک فرزند خدا مردم را به توبه دعوت می کند, از عشق. (همچنین بخوانید: دوست داشتن همسایه مثل خودت یعنی چه؟?).
زنده ای اگر به گناه ادامه دهی و به بهشت بروی؟? یا اگر به گناه ادامه دهی و به جهنم بروی میمیری?
بنابراین, برادران, ما بدهکار هستیم, نه به گوشت, برای زندگی پس از جسم. زیرا اگر بعد از گوشت زندگی می کنید, شما خواهید مرد: اما اگر از طریق روح عمل بدن را فانی کنید, شما باید زندگی کنید. برای کسانی که توسط روح خدا هدایت می شوند, آنها فرزندان خدا هستند (رومیان 8:12-14)
اما در حال حاضر از گناه آزاد شده است, و بنده خدا شوید, شما میوه خود را برای تقدس دارید, و پایان زندگی ابدی. زیرا مزد گناه مرگ است; اما عطای خدا حیات جاودانی به وسیله خداوند ما عیسی مسیح است (رومیان 6:22-23)
عیسی به آنها پاسخ داد, در حقیقت, در حقیقت, من به تو می گویم, هر که گناه کند، بنده گناه است (John 8:34)
سخنان خدا روح و زندگی است. سخنان شیطان نفسانی است (گوشت) و مرگ
با ایمان به سخنان مار, انسان از سخنان و فرمان خدا سرپیچی کرد و از میوه حرام خورد, که حامل مرگ بود. در نتیجه, مرگ در انسان وارد شد و روح انسان مرد. انسان از خدا جدا شد و مرگ در انسان سقوط کرده حکم فرما شد. بخاطر اون مرد افتاده (پیرمرد) ثمره مرگ را به بار خواهد آورد, که گناه است, و انسان در وقت مقرر می میرد و از زمین خارج می شود و وارد می شود هادس.
این ثابت شد, که خدا راست گفت و شیطان دروغ.
شما تصمیم می گیرید که سخنان خدا یا سخنان شیطان را باور کنید
شیطان همچنان از همان دروغ استفاده می کند. او سعی می کند شما را متقاعد کند و شما را باور کند, که اگر از سخنان خدا سرپیچی کنید و به دستورات او عمل نکنید, اما آنچه را که خدا از شما نهی کرده است انجام دهید و به گناه ادامه دهید, تو نخواهی مرد, اما زندگی کن و برو بهشت. در حالی که خداوند از طریق کلام و روح خود می گوید, که اگر به گناه ادامه دهی بمیری و به جهنم بروی.
اکنون این به شما بستگی دارد, برای ایمان آوردن به سخنان خدا, سخنان عیسی, و سخنان او را انجام دهید و اوامر او را در زندگی خود اطاعت کنید و توبه کنید و از نو متولد شوید و کارهای قدیم را به عقب بیندازید و انسان جدید را بپوشید., یا حرف های شیطان را باور کنیم, که بتوانید آنطور که می خواهید زندگی کنید و به گناه ادامه دهید و نخواهید مرد, اما زندگی کن.
نمک زمین باش’







