تقریباً هر جا که می روید, پیام عشق موعظه می شود, هم در دنیا و هم در کلیسا. شما باید دیگران را دوست داشته باشید و به آنها احترام بگذارید و آنها را همانطور که هستند بپذیرید. شما باید همسایه خود را دوست داشته باشید همانطور که خودتان و سایر کتاب مقدس از کتاب مقدس در مورد عشق نقل شده است. اما, بسیاری از مواقع کتاب مقدس از متن خارج می شود, به طوری که در پیام عشق عصر جدید که در بسیاری از کلیساها موعظه می شود، قرار می گیرد. الف عصر جدید عشق, که همه چیز را تایید می کند و همه چیز را تحمل می کند و می پذیرد. زیرا خدا عشق است و کتاب مقدس می گوید, که باید دشمنان خود را دوست بدارید و همسایه خود را مانند خود دوست بدارید, این بدان معناست که شما نباید رفتار آنها را قضاوت کنید, کار, و نحوه زندگی آنها, اما شما باید تحمل کنید, رفتار آنها را تایید و بپذیرد, آثار و نحوه زندگی آنها. شما نباید در زندگی مردم دخالت کنید, اما باید به آنها اجازه دهید همانگونه که هستند بمانند, زیرا خداوند مردم را همانگونه که هستند آفریده است. و چون همه گناهکارند و گناهکار می مانند, هیچ کس کامل نیست. اما معنای دوست داشتن همسایه خود را مانند خود مطابق کتاب مقدس چیست؟?
شیطان در پیچاندن کلام خدا هنرمند است
بله, شیطان در پیچاندن سخنان خدا و تبدیل حقیقت خدا به دروغ هنرمند واقعی است. شیطان موفق شد انسان را وسوسه کند باغ ادن و همچنین فکر کرد که می تواند عیسی را وسوسه کند.
اما عیسی پدرش را دوست داشت و پدر و اراده او را میشناخت و در برابر اراده تعظیم نکرد, شهوات, و خواسته های گوشت.
و به این ترتیب عیسی با سخنان خدا شیطان را شکست داد, با استفاده از کلمات خدا در متن درست (همچنین بخوانید: ‘من ثروت های جهان را به شما خواهم داد').
متاسفانه, افراد زیادی از عیسی پیروی نمی کنند’ مثال, اما بسیاری توسط شیطان گمراه و وسوسه می شوند و دروغ های او را باور می کنند, از جمله این دروغ که باید اعمال جسم و تاریکی را بپذیرید, به دلیل عشق به همسایه.
به محض اینکه مردم را با اعمال یا کارهایشان روبرو می کنید, که بر خلاف اراده خدا پیش می رود, شما بلافاصله سخنان پرهیزگارانه را می شنوید, تا قضاوت نکنی بلکه همسایه خود را مانند خود دوست بداری.
و بسیاری از مسیحیان گمراه شده و به سکوت و گناه کشیده می شوند, ادیان و فلسفه های عجیب و آیین های آنها و (غیبی) اقدامات قابل تحمل و پذیرفته شده است و باعث می شود قلمرو تاریکی بزرگ شود (همچنین بخوانید: ‘تاریکی نور را خاموش می کند')
آیا فرمان اول با فرمان دوم جایگزین شده است؟فرمان?
عیسی به او گفت, شما خداوند خدای خود را با تمام قلب خود دوست خواهید داشت, و با تمام روح تو, و با تمام ذهن تو. این اولین و فرمان عالی است. و دوم مانند آن است, شما همسایه خود را به عنوان خودت دوست داری. در این دو فرمان ، تمام قانون و پیامبران را آویزان می کند (متیو 22:37-40)
شما چیزی در مورد فرمان اول نمی شنوید که «یَهُوَه خدای خود را با تمام قلبت دوست بدار, روح, ذهن و قدرت. نه, شما فقط می شنوید که آنها در مورد فرمان دوم صحبت می کنند "همسایه خود را مانند خود دوست بدار" و تفسیر جسمانی خود را از آن ارائه می کنند..
و بنابراین فرمان دوم "همسایه خود را مانند خود دوست بدار" جایگزین فرمان اول "خداوند، خدای خود را با تمام وجودت دوست بدار.", روح, ذهن و قدرت
این تعجب آور نیست, زیرا خدا دیگر مرکز زندگی بسیاری از مردم و در بسیاری از کلیساها نیست, اما مردم مرکز شده اند.
پیرمرد, که نفسانی است و دارای ذات شیطان است و توسط او رهبری می شود, جای خدا را گرفته و خود را در کلیسا خدایی کرده است (همچنین بخوانید: ‘خدا از بسیاری از کلیساها رد شد')
عشق عادلانه خدا با عشق انسان گرایانه به جهان جایگزین شده است
زیرا او را در نظر بگیرید که چنین تضاد گناهکاران علیه خودش را تحمل کرد, مبادا خسته و بیهوش شوید. شما هنوز تا خون مقاومت نکرده اید, مبارزه با گناه. و پند و اندرزی را که با شما مثل کودکان می گوید فراموش کرده اید, پسرم, تنبیه خداوند را تحقیر مکن, هنگامی که از او سرزنش می شوی غش نکن: برای هر که خداوند دوست دارد او تنبیه می کند, و هر پسری را که می پذیرد تازیانه می زند. اگر تنبیه را تحمل کنید, خداوند با شما مانند پسران رفتار می کند; چه پسری است که پدر او را تنبیه نکند? اما اگر بدون عذاب باشید, که همه در آن شریک هستند, پس شما حرامزاده هستید, و نه پسران (عبری 12:3-8)
عشق صالح خدا, که در کلام او نازل شده است با عشق انسان دوستانه به جهان که بردبار و تایید کننده است جایگزین شده است., می پذیرد, و همه چیزهایی را که بر خلاف اراده خداوند است ترویج می کند. اما عشق عادلانه به خدا حب کاذب دنیا نیست و ربطی به انسان گرایی ندارد (همچنین بخوانید: ‘«عشق کاذب چیست‘ و ‘یک عیسی تقلبی مسیحیان تقلبی را بازتولید می کند").
حب دنیا عشقی خودخواهانه است و حول جسم و پسندیدن و حفظ جسم می گردد و به بدن آنچه می خواهد و نیاز دارد برای تحقق اراده می دهد., شهوت, و میل جسمانی.
این عشق به دنیا به شیطان و یارانش آزادی عمل می دهد و تضمین می کند که روح ها در تاریکی زندگی می کنند و در نهایت گم می شوند..
عشق به خدا یک عشق بی خودانه است که حول روح و حفظ روح و انجام دستورات عیسی مسیح می چرخد.; کلام تا اراده خدا برآورده شود.
کسانی که اهل دنیا هستند و جسمانی هستند، عشق به خدا را عشق واقعی نمی دانند, اما محبت خدا را بی مهری می دانند, خشن, بی امان, قضاوت کننده, نژادپرست, و غیر انسانی
زیرا محبت خدا مردم را با اعمالشان روبرو می کند و به شیطانی بودن اعمالشان شهادت می دهد و مردم را به توبه فرا می خواند., تا ارواح از پادشاهی تاریکی رهایی یابند و با اصلاحات و عذاب ها نجات پیدا کنند (همچنین بخوانید: 'پس از ذخیره همیشه ذخیره شد"و"کسی که خداوند دوستش دارد, تنبیه می کند و تازیانه می زند").
حب دنیا گناه را میپذیرد و مردم را در بند گناه نگه میدارد تا در گناه استقامت کنند., اما محبت خداوند گناه را عنایت می کند و مردم را به توبه و رفع گناه فرا می خواند و مردم را به راه راست می رساند..
عشق به خدا
با این می دانیم که فرزندان خدا را دوست داریم, وقتی خدا را دوست داریم, و احکام او را حفظ کنید. زیرا این عشق خداست, که دستورات او را حفظ کنیم: و احکام او دردناک نیست. (1 John 5:2-3).
اگر مرا دوست داری, احکام من را حفظ کنید (John 14:15)
او که احکام من را دارد, و آنها را نگه می دارد, اوست که مرا دوست دارد: و هر که مرا دوست بدارد، پدرم او را دوست خواهد داشت, و من او را دوست خواهم داشت, و خود را به او نشان خواهم داد (John 14:21)
وقتی دوباره در مسیح متولد می شوید و روح القدس در شما ساکن می شود, آنگاه شما صاحب ذات خدا و قانون خدا هستید, قانون روح و پادشاهی او در شما ساکن است.
شما باید خدا را بیش از همه دوست داشته باشید, زیرا این آغاز شریعت خدا است و توسط عیسی به عنوان اولین فرمان از دو فرمان که با آن کل شریعت تحقق می یابد، داده شده است. (خروج 20, تثنیه 6:5. متیو 22:37, علامت 12:30)
اگر بیش از همه خدا را دوست دارید, پس خودت را تسلیم او کن و احکام او را نگه داری و بر اساس خواست او حرکت کن, درست مثل عیسی, که کاملاً مطیع پدرش بود و طبق خواست او قدم برمی داشت, به خاطر عشقش به پدرش.
از عشق, که برای خدا داری, شما می توانید با عشق به همسایه خود به دنبال روح بروید.
از گوشت, شما نمی توانید عاشقانه به سمت همسایه خود قدم بردارید
از گوشت, غیرممکن است که عاشقانه به سمت همسایه خود قدم برداری, همانطور که خدا خواسته است, اما شما باید در عشق دنیوی جسمانی قدم بردارید, که یک عشق خودخواهانه انسانی است.
بنابراین لازم است که گوشت را کنار بگذارید و آثار آن, تا در محبت واقعی خدا به دنبال روح بروید و همسایه خود را مانند خود دوست بدارید, همانطور که خدا خواسته است.
چون طبیعت گوشت, که همه آثار تاریکی از آن سرچشمه می گیرد, خودخواه است, مغرور, طغیان کننده, بی وفا, نابخشودنی, شرور, و می خواهد دروغ بگوید, دزدی کردن, کلاهبرداری, گوزن, شهوت به دیگران, مرتکب زنا کردن, متعهد شدن زناشویی, عصبانی باش, متنفر باشید و همه آن کارهای بدی را انجام دهید که بر خلاف خواست خداست. زیرا با انجام این کارها گوشت سیر می شود و سیر می شود.
اگر همسایه خود را مانند خود دوست دارید, شما باید به پدر و مادر خود احترام بگذارید
اگر همسایه خود را مانند خود دوست داری, والدین خود را دوست بدارید و به جای تنفر از آنها به آنها احترام بگذارید و با آنها رفتار کنید, روشی که می خواهید تحت درمان قرار بگیرید.
جسم می خواهد عصیان کند و در برابر آنها بایستد, اما به دلیل این واقعیت است که شما بدن را در مسیح نهاده اید, سرکش نباشید و در برابر آنها بایستید, نفرین, و/یا راه بروید, وقتی چیزی می گویند که مطابق میل شما نیست و/یا وقتی شما را تنبیه و اصلاح می کنند, زیرا این بخشی از محبت خداست. اما شما باید با احترام و اطاعت از آنها تسلیم آنها شوید.
پشت سر پدر و مادرت بد نگو و نابخشوده باش. شما آنها را به سرنوشت خود رها نکنید و مراقب آنها نباشید, زیرا شما بیش از حد درگیر خود و زندگی خود هستید. اما شما باید از آنها مراقبت کنید و از آنها مراقبت کنید.
تو کشت نمی کنی
انسان جدید از مرگ رهایی یافته و دیگر متعلق به مرگ نیست و دیگر در خدمت او نیست. بنابراین، اگر شما مرد جدید شده اید، نباید بکشید. زیرا خدا را بیش از هر چیز دوست دارید و همسایه خود را مانند خود دوست دارید و به این دلیل به دیگری آسیب نمی رسانید و بدی نمی کنید و بنابراین نباید بکشید..
شما نباید به زندگی دیگری پایان دهید و گناه خون را بر گردن خود نگیرید. این نیز به این معنی است, که نباید سقط جنین یا اتانازی انجام دهید. شما نباید دیگران را بکشید و خود را بکشید (خودکشی کن), زیرا قاتلان پادشاهی خدا را به ارث نخواهند برد (A.O. وحی 22:15)
جهان ممکن است پایان دادن به زندگی را به نام کشتن زندگی دیگران یا خودتان قانونی کند (خودکشی), اما خداوند هرگز کشتن دیگران یا خود را قانونی نخواهد کرد, زیرا خدا تغییر نکرده است و کلام او برای همیشه پابرجاست.
تو دزدی نمی کنی
اگر همسایه خود را مانند خود دوست داری دزدی نکن. شما باید دست خود را از وسایل همسایه خود دور کنید. به اموال همسایه خود طمع نکنید و بنابراین دزدی نکنید, کلاهبرداری کنید و/یا چیزی را از همسایه خود قرض بگیرید و آن را پس ندهید.
اما شما باید صادق باشید و با صداقت قدم بردارید و پنهانی فریب نزنید, حتی زمانی که کسی به شما نگاه نمی کند و حتی زمانی که شخص یا شرکتی که از آن دزدی می کنید پول زیادی دارد. یکی وجود دارد, که می نگرد و همه چیز را می بیند و برای او چیزی پنهان نیست.
دروغ نگو
وقتی فطرت خدا باشد و همسایه خود را مانند خود دوست داشته باشی, آنگاه راست بگو و بر همسایه خود دروغ نگو و همسایه خود را فریب نده.
شیطان دروغگو و پدر است گناهکار, که دروغگو هم هستند. جسم می خواهد دروغ بگوید و دیگران را فریب دهد. گوشت از دروغ استفاده می کند, از جمله دروغ های سفید کوچک, به عنوان بهانه, یک پوشش, برای محافظت از خود و/یا انجام کاری.
اما خدا دروغگو نیست. خدا راست می گوید. پس خداوند امین و امین و همه است, کسی که از او متولد شده است، راست بگوید و قابل اعتماد باشد و با درستکاری گام بردارد.
اگر دوباره در عیسی مسیح متولد شده اید و روح القدس در شما ساکن است, آنگاه روح حقیقت در شما ساکن خواهد شد و شما حقیقت را خواهید گفت.
با سخنان خود دروغ نگویید و دیگران را فریب دهید و وعده های دروغ بدهید, مثل قبل از تولد دوباره, زمانی که شیطان پدرت بود و تو در تاریکی راه می رفتی.
اگه به دروغ گفتن ادامه بدی, بدون اینکه روح القدس با شما روبرو شود, شما باید به طور جدی از خود بپرسید, آیا روح القدس در شما ساکن است یا روح دیگری در شما ساکن است که باعث می شود به دروغگویی ادامه دهید. (همچنین بخوانید: ‘هر فرهنگی در مسیح ناپدید می شود').
زنا مکن
وقتی ذات خدا را دارید و روح القدس در شما ساکن است, همسرت را فریب نده و با کسی زنا نکن, که همسر شما نیست. چون شما با همسرتان یکی هستید و نمی خواهید با خیانت به همسرتان به او آسیب برسانید., زیرا شما همسرتان را مانند خودتان دوست دارید.
اگر زنا می کنی, این نشان می دهد که بدن شما در مسیح مصلوب نشده است, بلکه بدن شما به جای روح در زندگی شما پادشاه می شود.
پسری که دوباره متولد شده است, که پس از روح قدم می زند, زنا نکند. پسر خدا حتی فکرش را هم نخواهد کرد (جنسی) هوس دنبال دیگری, چه رسد به اینکه برای ارضای شهوات و امیال نفسانی خود حق زاد و ولد و ابدیت خود را در خط مقدم قرار دهد..
بسیاری وجود دارد, که ابدیت خود را به خطر انداختند, برای لذات نفسانی و ارضای شهوات و امیال موقتی نفسانی خود. درست مثل عیسو, که حق اولیت خود را به یعقوب فروخت تا شهوات و امیال موقت جسمانی او را ارضا کند. اما خدا از این رفتار متنفر است, که او با کلام خود به ما نشان داده است (مالاچی 1:3, رومیان 9:10-13 (همچنین بخوانید: ‘آیا می توانید در برابر وسوسه مقاومت کنید?))
دست به زنا نمی کنی
خداوند عهد و پیمان بسته است, که بر اساس آن پیمان ازدواج. عهد نکاح زن و مرد پس از اراده او عهد مقدسی است.
وقتی زن و مردی تصمیم به ازدواج می گیرند و وارد عهد می شوند، زن و مرد یک تن می شوند. آنها دیگر دو نفر نیستند بلکه یکی هستند. آنها با یکدیگر متحد هستند و تا پایان عمر در این عهد مقدس زندگی خواهند کرد (طبیعی) مرگ آنها را از هم جدا می کند.
شیطان از خدا و هر چیزی که خدا آفریده و نهادینه کرده متنفر است, از جمله عهد ازدواج. بنابراین شیطان تمام تلاش خود را می کند تا ازدواج را نجس کند و عهد ازدواج را از بین ببرد.
و اگر به اطرافمان نگاه کنیم, می توانیم نتیجه گیری کنیم, که ماموریت او کاملاً موفق بوده است.
چطور ممکن است شیطان تا این حد موفق بوده باشد? شیطان بسیار موفق بوده است, زیرا بسیاری از مردم, کسانی که ادعا می کنند مسیحی هستند واقعاً از نو متولد نشده اند و جسمانی هستند و ذهن جهان را دارند.
آنها گوشت خود را با تمام احساساتش به تعویق نمی اندازند, شهوات, و خواسته, اما به خاطر سختی دلشان, از اراده اطاعت می کنند, احساس, خواسته ها, و شهوات بدنشان.
بنابراین بسیاری از مردم, کسانی که ادعا می کنند مسیحی هستند طلاق گرفته اند و عهد ازدواج را که برای خدا مقدس است شکسته اند.
بسیاری از مردم فکر می کنند و تصور می کنند که خدا مشکلی ندارد و خدا شرایط را درک می کند و مردم طلاق می گیرند و خدا طلاق را تایید می کند.. اما این افراد, کسانی که این گونه فکر می کنند کلام را نمی شناسند و روح خدا را ندارند بلکه روح دروغگوی جهان را دارند.. زیرا خداوند هرگز طلاق را برای ارضای اراده و شهوات و امیال نفس نمی پذیرد.. خدا از طلاق بدش میاد (مالاچی 2:15-16)
درست همانطور که پدر در کلامش واضح است, عیسی نیز واضح بود, هنگامی که او با فریسیان در مورد زنا صحبت کرد و تنها یک دلیل آورد, به موجب آن افراد مجاز به طلاق بودند, یعنی زنا. اما کسی, که واقعاً همسایه خود را مانند خودش دوست دارد, زنا نکند (متیو 5:31-32; 19:3-9, علامت 10:2-12).
اگر بیش از همه خدا را دوست دارید, سپس به او وفادار بمانید و از کلام او اطاعت کنید و زنا نکنید. اگر همسایه خود را مانند خود دوست داری, از عشقی که به خدا داری, پس طلاق نخواهی گرفت, اما همسرتان را از عشقی که به خدا دارید دوست بدارید.
شما همسایه خود را به عنوان خودت دوست داری
به هیچ کس بدهکار نیستیم, بلکه عاشق یکدیگر باشیم: زیرا کسی که دیگری را دوست دارد، شریعت را به انجام رسانده است. برای این, دست به زنا نمی کنی, تو کشت نمی کنی, تو دزدی نمی کنی, تو شهادت دروغ نده, طمع نکن; و اگر دستور دیگری باشد, در این قول به اختصار فهمیده می شود, یعنی, شما همسایه خود را به عنوان خودت دوست داری. عشق برای همسایه اش بدی ندارد: بنابراین عشق تحقق شریعت است (رومیان 13:8-10)
وقتی خدا را بیش از همه دوست داشته باشی و همسایه ات را مثل خودت دوست داشته باشی, با دیگران همان گونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود.
این به این معنی نیست, که با دنیا سازش کنید و انواع رفتارها را تحمل کنید و بپذیرید, شرارت, آثار تاریکی (گناه), ادیان و فلسفه های عجیب, و آداب آن و (غیبی) تمرینات (همچنین بخوانید: احترام به مردم و دیگر خدایان بیشتر از خدای متعال است).
این بدان معنا نیست که شما چیزها را در نظر بگیرید, که خداوند آن را شر می داند, به عنوان خوب, و موارد را در نظر بگیرید, که خداوند آن را خوب می داند, به عنوان شر.
این بدان معنا نیست که شما باید به دنبال جسم در یک عشق خودخواهانه جسمانی قدم بردارید که خدا را بالاتر از همه جز خودش دوست ندارد و همسایه خود را دوست ندارد بلکه فقط خودش را دوست دارد و فقط می خواهد آن کارها را انجام دهد., که مطابق میل او و آنچه او را خشنود و راضی می کند و به انجام کارهای جسمانی ادامه می دهد.
اگر همسایهتان را مانند خودتان دوست دارید، نمیخواهید برای او اتفاق بدی بیفتد.
شما نمی خواهید آنها رنج بکشند و در اسارت شیطان در پادشاهی تاریکی زندگی کنند. شما نمی خواهید همسایه شما به جهنم برود و در نهایت به دریاچه ابدی آتش افکنده شود, اما تو میخواهی که همسایهات رهایی یابد و به وسیله عیسی مسیح با خدا آشتی کند و زندگی جاودانی را به ارث ببرد, درست مثل شما.
بنابراین شما باید حقیقت انجیل عیسی مسیح را موعظه کنید, که مردم را به آن فرا می خواند توبه و حذف گناه. شما باید حقیقت را بگویید, مهم نیست مردم در مورد شما چه فکر می کنند و بدون توجه به آزار و شکنجه, به طوری که بسیاری از ارواح و از طریق نظم و انضباط نجات خواهند یافت, اصلاحات, و تنبیه نجات یافته است.
عشق به خدا با احساسات و عواطف هدایت نمی شود, اما به قول خدا.
نمک زمین باش’








