شیطان انسانها را با دروغ وسوسه کرد, که اگر انسان از میوه درخت حرام بخورد, انسان مطمئناً نخواهد مرد, همانطور که خدا گفت, بلکه چشمان انسان باز شود و انسان مانند خدا باشد, شناخت خوب و بد (پیدایش 3:1-5). با این دروغ, شیطان انسان را فریب داد و انسان را نسبت به خدا و سخنان او شک کرد و در نهایت اطمینان یافت که انسان از خدا جدا شود.. به جای اینکه به خدا ایمان داشته باشید و با اطاعت از سخنان او به خدا وفادار بمانید, انسان سخنان شیطان را حقیقت می دانست. با عمل به سخنان شیطان و خوردن از میوه حرام, انسان نه تنها سخنان خدا را رد کرده بود, اما انسان نیز خدا را به عنوان پدر رد کرد و شیطان را پدر خود کرد. و به این ترتیب شیطان جای خدا را در زندگی انسان گرفته بود و (به صورت غیر قانونی) بر زمین و هر آنچه در درون است، تسلط یافت. شیطان تغییر نکرده و امروز هم فریب می دهد. شیطان مسیحیان را فریب می دهد و آنها را به جای سخنان خدا به سخنان خود باور می کند و بنابراین شیطان موفق شده است و خداوند از بسیاری از کلیساها طرد شده است..
وسوسه های شیطان در زندگی عیسی مسیح, پسر خدا
وقتی عیسی مسیح, پسر خدا, به زمین آمد, شیطان هر چه در توان داشت به کار گرفت تا عیسی را در طول زندگی روی زمین وسوسه کند و وارد زندگی او شود و جای خدا را در زندگی او بگیرد., اما نقشه او شکست خورد (همچنین بخوانید: 'من ثروت های جهان را به شما خواهم داد").
وسوسه های شیطان در زندگی فرزندان خدا
از لحظه, خلاقیت های جدید; پسران خدا (زن و مرد) روی زمین و دوران کلیسا متولد شدند; بدن مسیح آغاز شد, شیطان تمام توان خود را برای وسوسه کردن کلیسا انجام داده است, کلیسا را منفعل کنید, و برای ساکت کردن کلیسا.
کم کم, شیطان توانسته است به بسیاری از کلیساها راه پیدا کند, عمدتاً از طریق معلمان دروغین, علم (دانش این دنیا), (شرقی) فلسفه, رسانه ها, سرگرمی, و غیره, اطمينان از اينكه مؤمنان در كلام خدا ترديد كنند و سخنان او را بالاتر از كلام خدا باور كنند.
با دروغ هایش, شیطان بسیاری از مسیحیان را متقاعد کرده و آنها را به این باور رسانده است که دروغ های او حقیقت است, درست مثل کاری که شیطان در آن انجام داد باغ عدن.
شیطان خیلی آرام با سخنان خود ذهن مردم را متحول کرده است, که نمایانگر اراده او, تا مثل او فکر کنند, و به میل او صحبت و عمل کند.
دنیا طلبی کلیسا
دلت بر گناهکاران حسد نکند: اما تمام روز در ترس خداوند باش. زیرا مطمئناً پایانی وجود دارد; و توقع تو قطع نخواهد شد (ضرب المثل ها 23:17-18)
زیرا این اراده خداست, حتی تقدیس شما, که شما باید از فساد خودداری کنید: که هر یک از شما باید بدانید که چگونه کشتی خود را در تقدیس و افتخار داشته باشید; نه در شهوت توهین, حتی به عنوان نهادهایی که خدا را نمی شناسند: که هیچ کس فراتر نمی رود و برادر خود را به هیچ وجه جعل می کند: زیرا خداوند انتقام همه چنین است, همانطور که ما همچنین شما را هشدار داده ایم و شهادت داده ایم. زیرا خدا ما را به ناآرامی فراخوانده است, اما به تقدس. بنابراین او ناامید می شود, ناامید نیست مرد, اما خدا, که روح القدس خود را نیز به ما داده است (1 تسالونیایی ها 4:3-8)
بسیاری از کلیساها خود را از جهان به خدا جدا نمی کنند, با انجام خواست خدا, در عوض بسیاری از کلیساها مسیحیت را با جهان هماهنگ کرده اند و شبیه جهان شده اند. بنابراین فکر می کنند, مثل دنیا حرف بزن و رفتار کن (طبق نظام جهانی).
همان ارواح دنیوی, که در زندگی انسانهای نفسانی سلطنت می کنند, کسانی که متعلق به دنیا هستند در زندگی مردم نیز حکمرانی می کنند, که خود را مسیحی می نامند, اما در واقعیت, متعلق به دنیاست. از کجا می دانید? زیرا آنها همان میوه را می دهند, که نفسانی هستند و متعلق به دنیا هستند.
و بنابراین شیطان راهی برای ورود به زندگی مردم پیدا کرده است, با تحریف سخنان خدا با دروغ های خود و با تبلیغ نیمه حقیقت, و آنها را در مسیرهایی که به مرگ ابدی منتهی می شود، گمراه کرد, به جای زندگی ابدی.
ترس از خداوند بسیاری از کلیساها را ترک کرده است
پسرم, اگر سخنان مرا بپذیری, و احکام مرا نزد خود پنهان کن; تا گوش خود را به خرد متمایل كنی, و دلت را به فهم و فهم ببند; بله, اگر بعد از علم گریه کنی, و صدایت را برای فهم بلند کن; اگر او را به عنوان نقره می جویی, و او را مانند گنج های پنهان جستجو کنید; آنگاه ترس خداوند را خواهی فهمید, و معرفت خدا را بیابید (ضرب المثل ها 2:1-5)
شیطان به کلیسا حمله کرد و موفق شد ترس از خداوند را از بین ببرد, که در زندگی نسل های قبل وجود داشت.
بسیاری از معتقدان مدرن ترس از خداوند را قانون گرایی می نامند, در مقابل کلمه, که ترس از خداوند را آغاز حکمت می نامد.
ترس از پروردگار آغاز علم است: اما احمق ها حکمت و آموزش را تحقیر می کنند (ضرب المثل ها 1:7)
ترس از خداوند آغاز حکمت است: و علم قدوس فهم است (ضرب المثل ها 9:10)
ترس از خداوند دستور حکمت است; و قبل از عزت، تواضع است (ضرب المثل ها 15:33)
همه چیز با ترس از خدا شروع می شود. بدون ترس از پروردگار, تسلیم خدا نشوید, کلام او, و اراده او (اوامر او), اما تو باید عصیان کنی. بدون ترس از پروردگار, خودت را از علم و حکمت او برتری دهی و سربلند راه برو. بدون ترس از خداوند، جسم سلطنت خواهد کرد, گناه فراوان خواهد شد و پذیرفته خواهد شد و شیطان و شیاطین او خواهند شد (به طور موقت) پیروزی. و انسان روحانی بدون ترس از خداوند خواهد مرد.
ترس از خداوند، نفرت از بدی است: غرور, و تکبر, و راه شیطانی, و دهن کثیف, متنفرم (ضرب المثل ها 8:13)
با رحمت و حقیقت، گناه پاک می شود: و با ترس خداوند مردم از شر دور می شوند (ضرب المثل ها 16:6)
ترس از پروردگار به زندگی گرایش دارد: و کسی که آن را دارد، راضی خواهد ماند; او را با بد عیادت نمی کنند (ضرب المثل ها 19:23)
هشدار برای معلمان دروغگو
اما پیامبران دروغین نیز در میان مردم بودند, همانطور که معلمان دروغین در میان شما خواهند بود, که به طور مخفیانه بدعت های لعنتی را وارد خواهند کرد, حتی انکار پروردگاری که آنها را خرید, و بر خودشان ویرانی سریع بیاورند. و بسیاری از راههای زیانبار آنها پیروی خواهند کرد; به واسطه آنها راه حق بد گفته می شود. و با طمع با الفاظ ساختگی شما را معامله خواهند کرد: قضاوت او در حال حاضر برای مدت طولانی باقی نمی ماند, و لعنت آنها خواب نمی برد (2 پیتر 2:1-3)
ترس از خداوند در زندگی رسولان وجود داشت. رسولان مغرور نبودند, اما آنها خدا را دوست داشت با تمام وجودشان, روح, فکر, و قدرت و تسلیم خدا و عیسی مسیح و عیسی را دنبال کرد; کلمه.
آنها کلیساهای مسیح را در مورد معلمان دروغین برحذر داشتند, که در میان آنها بودند و به طور پنهانی سعی می کردند دزدکی در آموزه های دروغین نفوذ کنند, که از حقیقت انجیل منحرف شد.
زیرا حتی در آن روزها, شیطان سعی کرد از طریق معلمان دروغین وارد کلیساها شود و سعی کرد کلیساها را به بیراهه بکشاند و باعث ارتداد شود..
اما رسولان روحانی بودند و ارواح را تشخیص می دادند. خواست خدا را می دانستند و می دانستند کارهای شیطان و معلمان دروغین را شناخت, که در میان آنها بودند یا با سخنان بیهوده و قانع کننده خود سعی در ورود به کلیسا داشتند.
متاسفانه, امروزه دیگر چنین نیست و بسیاری از معلمان دروغین پشت منبر یا آن ها موعظه می کنند, که پشت منبرها موعظه می کنند, ترویج معلمان دروغین, که بر اساس علم خود موعظه می کنند, نظر, تجربه یا تحقیق و نبوت از روی بینش و تصورات خودشان, آنچه مردم می خواهند بشنوند.
خدا از بسیاری از کلیساها رد شد
در ترس از خداوند اعتماد قوی است: و فرزندان او پناهگاهی خواهند داشت. ترس از خداوند چشمه حیات است, برای دور شدن از دام مرگ (ضرب المثل ها 14:26-27)
با فروتنی و ترس از خداوند ثروت است, و افتخار, و زندگی (ضرب المثل ها 22:4)
روح القدس از بسیاری از کلیساها به دلیل غرور طرد شده است, اراده, و گوشتی که سلطنت می کند. در کلمه رد شده است از بسیاری از کلیساها از طریق نظرات و دانش فلسفی و علمی انسان; خرد و دانش جهان.
طرد روح القدس و کلام از بسیاری از کلیساها تضمین کرده است که بسیاری از کلیساها خوب و بد را تشخیص نمی دهند و به همین دلیل گناهان و گناهان تحمل می شوند..
بسیاری از مردم اراده خدا را نمی دانند و بنابراین همه چیز را تایید می کنند, که در نظر خدا شر است. این عمدتاً به این دلیل است که آنها مدام ذهن خود را با چیزهای نفسانی این جهان تغذیه می کنند و به همین دلیل است, آنها ذهن جسمانی دنیا را دارند, که نشان دهنده اراده شیطان است.
از طریق گفتار و کردارشان که از ذهن جسمانی آنها نشأت می گیرد, آن کارها را انجام می دهند, که بر خلاف خواست خدا هستند و از خواست شیطان اطاعت می کنند و به همین دلیل است, در برابر شیطان تعظیم می کنند. و بنابراین آنها به شیطان جایگاهی در زندگی خود و در کلیسا داده اند.
توبه کنید و عیسی مسیح را رئیس کلیسا قرار دهید
ترس از خداوند از بین رفته است و با طرد روح خدا و کلام خدا, خدا نیز از بسیاری از کلیساها طرد شده است. شیطان توانست راه خود را پیدا کند و جای خدا را بگیرد و تاج و تخت خود را در زندگی مردم تثبیت کند, که سخنان او را باور می کنند و از او اطاعت می کنند و لذا او را می پرستند.
اما تا زمانی که عیسی برنگشته است, خوشبختانه, یک راه بازگشت وجود دارد, یعنی راه توبه.
اجازه ندهید شیطان پیروز شود, اما بگذارید کلیسا توبه کند و به سوی خدا بازگردد, کلام او را دریافت کنید و روح القدس او را دریافت کنید و بر اساس اراده او قدم بردارید.
بگذارید کلیسا به عیسی مسیح نگاه کند و از او الگو بگیرد که چگونه در برابر شیطان مقاومت کرد و دروغ های او را با حقیقت خدا رد کرد..
بگذار عیسی مسیح; کلمه دوباره در کلیسا سلطنت می کند و اجازه دهید کلیسا از سخنان او اطاعت کند و آنچه عیسی دستور داده است انجام دهد, به طوری که کلیسا به جای پادشاهی تاریکی، پادشاهی خدا را در این زمین نشان دهد و بیاورد (جهان).
بگذارید کلیسا دیگر یک نهاد اجتماعی نباشد, جایی که شیطان سلطنت می کند و مردم مرکز و حکومت هستند و گوشت پذیرایی و تغذیه می شود. اما اجازه دهید عیسی مسیح دوباره رئیس کلیسا شود و کلمه سلطنت کند و اراده خدا و پادشاهی او مرکز کلیسا باشد و روح تغذیه شود..
نمک زمین باش’


