خونریزی و بی قانونی در تاکستان

بسیاری از کلیساها از یک هیئت کلیسایی خالص و خوب که طبق خواست خدا عمل می کند کنترل و هدایت نمی شوند., که در کلمه نوشته شده است, و نمایندگی می کند, موعظه می کند, و قدوسیت و عدالت ملکوت خدا را برای مردم به ارمغان می آورد, اما آنها فاسد هستند. به جای عدالت, خونریزی وجود دارد. در نتیجه خونریزی, بسیاری از کلیساها در اطاعت از کلام پس از روح و اراده خدا راه نمی روند, اما آنها به اطاعت از جسم و اراده شیطان راه می روند. دیگر عدالتی وجود ندارد, اما بی قانونی.

خونریزی

از آنجا که مردم, که بعد از گوشت قدم می زند, می خواهند آزاد باشند و می خواهند قوانین خود را وضع کنند, هیچ مرجعی را قبول ندارند, به آنها گفتن چه کاری انجام دهند. به خاطر آن, اراده خدا در بسیاری از کلیساها جایگزین اراده انسان شده است و آنها دیگر در خدمت خدا نیستند, اما در خدمت انسان. از آنجایی که هیئت کلیسا به خواست و نیازهای مردم گوش می دهد, مردم تصمیم می گیرند که چه چیزی گفته شود, موعظه کرد, و در کلیسا انجام شد.

و بنابراین هیئت کلیسا از هیئتی که اراده خدا را نمایندگی می کرد و حقیقت خدا را بیان می کرد تغییر کرده است, که اسرا را آزاد کرد, به هیئتی که نشان دهنده اراده انسان است (اراده شیطان) و صحبت کن دروغ شیطان, که مردم را دوباره به اسارت می کشاند و باعث خونریزی می شود.

به خاطر آن, آنها مسئول هستند و باید در قبال روح و خون بسیاری از مردم پاسخگو باشند, که به جهنم کشیده شده اند, از طریق دروغ هایشان, که برگرفته از عقل نفسانی آنها و حکمت این دنیاست, یا هنوز به خاطر دروغ هایشان به جهنم هدایت می شوند و برای همیشه گم می شوند.

آنها حساب کار عیسی مسیح را نمی دهند

برو به همه دنیا, و انجیل را به هر موجودی موعظه کنید. هر که ایمان بیاورد و تعمید یابد، نجات خواهد یافت; اما کسی که ایمان نیاورد، محکوم خواهد شد (علامت 16:15-16)

سپس عیسی درک خود را باز کردند, تا کتاب مقدس را بفهمند, و به آنها گفت, بدین ترتیب نوشته شده است, و بنابراین لازم بود که مسیح رنج بکشد, و روز سوم از مردگان برخیز: و توبه و آمرزش گناهان باید به نام او در میان همه ملتها موعظه شود, از اورشلیم شروع می شود. و شما شاهدان این چیزها هستید (لوقا 24:45-48).

عیسی این فرمان را به مؤمنان داد, به a.o. موعظه انجیل; حقیقت خدا را در تمام زمین و به دعوت مردم به توبه, به غسل تعمید دادن خود را (همذات پنداری با مرگ و رستاخیز مسیح), و آنها را شاگرد عیسی مسیح کند. اما این دیگر به سختی اتفاق می افتد.

دشمنان صلیبفقط یک دیدگاه معتقدین مردم را به توبه دعوت کنید, اما اکثریت مردم پیامی از عشق دروغین و لطف کاذب این می گوید که مهم نیست چگونه زندگی می کنید.

به خاطر این دروغ ها, توبه واقعی دیگر به سختی اتفاق می افتد, اما مردم همچنان در گناه راه می روند و فکر می کنند که نجات یافته اند, در حالی که در واقعیت, آنها نیستند (همچنین بخوانید: یک بار ذخیره شد, همیشه ذخیره شده?).

صلیب ممکن است در بسیاری از کلیساها وجود داشته باشد و ممکن است بر گردن بسیاری از مردم آویزان شود, اما بسیاری از مردم, که می گویند ایمان دارند, نسبت به کار عیسی مسیح بر روی صلیب بی اطلاع هستند.

آنها می دانند که عیسی بر روی صلیب برای گناهان مردم مرد, اما همین.

زیرا اگر آنها واقعاً می دانستند که در صلیب چه اتفاقی افتاده است و عیسی چه کرده است, آنها خود را صدا نمی کنند گناهکار دیگر مانند گناهکاران زندگی نمی کند و در گناه استقامت نمی کند (همچنین بخوانید: ‘معنای واقعی صلیب'. و ‘آیا شما همیشه گناهکار هستید?).

واعظان و رهبران کلیسا گناه را تحمل و تایید نمی کنند و مردم را می سازند, که از کلیسا دیدن می کنند, فرزندان شیطان. اما آنها به اراده کلام عمل می کنند و گناهکاران را به توبه و رفع گناه فرا می خوانند و آنها را فرزندان خدا می سازند.. زیرا این کاری است که عیسی انجام داد.

صلیب منجر به گناه نمی شود, بلکه به توبه

عیسی مروج گناه نبوده و نیست و صلیب منجر به گناه نمی شود, بلکه به توبه از گناه و مرگ پیر انسان (همچنین بخوانید: آیا عیسی مروج گناه است?).

بسیاری از مردم از صلیب و خون عیسی به عنوان مجوزی برای ادامه گناه استفاده می کنند و به همین دلیل پیام صلیب و قدرت خون را بی اثر ساخته اند..

به جای ایمان به عیسی مسیح و کار او و موعظه حقیقت خدا و کار عیسی مسیح, که مردم را نجات می دهد و آنها را از هر ظلم تاریکی نجات می دهد و مردم را به زندگی ابدی هدایت می کند, به علم و حکمت دنیا ایمان دارند و دروغ می گویند, که منجر به ظلم و اسارت می شود و تضمین می کند که مردم در تاریکی راه می روند و در نهایت آنها را به جهنم می کشانند..

صلیب, خون, و کار رستگاری عیسی مسیح دیگر مرکز نیست, اما در بسیاری از کلیساها به یک نماد و یک موضوع جانبی تبدیل شده است.

دروغ می گویند, که باعث می شود مردم در گناه زندگی کنند و در گناه استقامت کنند

کسی که گوشش را از شنیدن شریعت برمیگرداند, حتی نمازش مکروه خواهد بود. کسی که نیکوکاران را از راه بد گمراه کند, او خود را در گودال خود خواهد افتاد: اما راستگوها چیزهای خوب در اختیار خواهند داشت (ضرب المثل ها 28:9-10)

از طریق دروغ هایشان, مردم دیگر به سختی توبه می کنند و پیرمرد به تعویق نمی افتد, اما طبیعت گناه آلود پیرمرد زنده می ماند (همچنین بخوانید: توبه چیست? و پیرمرد را کنار بگذار.).

مردم دیگر با حقیقت و خواست خدا روبه‌رو نیستند و از این رو اعمال جسمانی را به تعویق نمی‌اندازند., اما به دلیل موعظه های انگیزشی, که عمدتاً معطوف به روح هستند, بدنه, و سعادت مردم در این دنیا, بدن تغذیه و تقویت می شود و مردم در انجام کارهای جسمانی استقامت می کنند و شیاطین می توانند به کارهای مخرب خود در زندگی مردم ادامه دهند..

بدی را نیک و نیکی را بد می گویند

وای به آنها که شر را خوب می نامند, و شر خوب; که تاریکی را برای نور قرار داده است, و نور برای تاریکی; که تلخ برای شیرین قرار داده است, و شیرین برای تلخ! (اشعیا 5:20)

آنچه در نزد خدا خوب است, آنها را شر می دانند, و آنچه در نظر خدا بد است, آنها را خوب می دانند. همه چیز را می چرخانند, زیرا آنها متعلق به پادشاهی تاریکی هستند که کاملاً با پادشاهی خدا مخالف است.

و چون بسیاری از مؤمنان جاهل می مانند, زیرا آنها به تنهایی کلام را مطالعه نمی کنند بلکه به سخنان واعظان تکیه می کنند, آنها توسط دروغ های واعظان هدایت و گمراه می شوند و زندگی نامقدسی دارند, که شیطان را به جای خدا ستایش و پرستش می کنند.

آنها در نظر خود عاقل و در نظر خود عاقلند

وای بر آنان که از نظر خود دانا هستند, و از نظر خودشان محتاط هستند! (اشعیا 5:21)

بسیاری دیگر به خدا تکیه نمی کنند و دیگر تحت الهام و هدایت کلام خدا و روح القدس نیستند.. عوض, آنها به بینش خود متکی هستند, خرد, و دانش و توسط آنها هدایت می شوند, باعث می شود آنها نظرات و یافته های خود را تبلیغ کنند. و موعظه های خود را مورد تایید مسیحیان قرار دهند, آنها مقداری کتاب مقدس را به آنها اضافه می کنند (انگیزه) پیام, که بارها حول خود می چرخند.

و به این ترتیب حقیقت خدا را با حکمت نفسانی خود در هم می آمیزند و حقیقت را به گونه ای فریبنده می گردانند., که آنها به طور نامحسوس حقیقت را به دروغ تبدیل می کنند, تا مجبور نباشند اعمال بدن را بکشند, اما می توانند بر اساس نفس خود زندگی کنند شهوت ها و خواسته ها.

و شنوندگان به سخنان آنها ایمان می آورند و چراغ سبز می گیرند تا به دنبال جسم حرکت کنند و در گناه استقامت کنند.

شریران را برای پاداش توجیه می کنند و عدالت نیکوکاران را از بین می برند

وای بر شراب خواران, و مردان نیرومند برای مخلوط کردن نوشیدنی قوی: که ستمکاران را برای پاداش توجیه می کند, و عدالت نیکوکار را از او بگیر! (اشعیا 5:22-23)

کسانی که شریعت را ترک می کنند، شریر را ستایش می کنند: اما مانند نگه داشتن قانون با آنها مبارزه کند (ضرب المثل ها 28:4)

خونریزی در کلیسا باعث می شود که رهبران با مردم به طور نابرابر رفتار کنند و پس از اعمال خود مطابق با آنها رفتار نکنند. زیرا آنها جسمانی هستند و توسط جسم هدایت می شوند, آنها به رشوه دادن باز هستند و با مردم رفتار می کنند, کسانی که نام یا موقعیت خاصی در کلیسا یا جامعه دارند و/یا به طور متفاوتی ثروتمند هستند.

زیرا آنها دروغ های شیطان را باور می کنند و شریعت خدا را کنار زده و کلام را تحقیر می کنند, شریران را عادل خواهند دانست و عدالت عادلان را از بین خواهند برد. این بدان معناست که آنها گناه را تحمل و تایید کنند و حق را رد کنند.

آنها قانون را دور می اندازند و کلام را تحقیر می کنند

آنها گوش نمی دهند و به روح القدس تسلیم نمی شوند, که نماینده اراده و قانون خداست. آنها هم به کلام گوش نمی دهند, که همچنین نماینده اراده و قانون خداست. اما آنها خود را از کلام و روح القدس برتر می دانند.

از طریق اطاعت از دروغ های شیطان, بسیاری از کلیساهایی که در عهد جدید زندگی می کنند، خدا را ترک کرده و کلام و روح القدس را رد کرده اند, که نماینده اراده خدا است, و عدالت را به خونریزی و بی قانونی تبدیل کردند و تاکستان خدا را ویران کردند و تاکستان را به بیابان تبدیل کردند..

درست مثل عهد قدیم, قوم اسرائیل اراده خدا را ترک کردند و کلام و شریعت او را رد کردند و عدالت در تاکستان را به خونریزی و بی قانونی تبدیل کردند و تاکستان خدا را به بیابان تبدیل کردند. (اشعیا 5:1-7).

زیرا وضعیت کنونی بسیاری از کلیساها همین است: یک بیابان.

اما اکنون همه چیز در مورد است, آیا این کلیساها می خواهند به آنها گوش دهند, که آنها را برحذر می دارند و به توبه و رفع گناه و انجام خواست خدا یا اینکه مغرور بمانند فرا می خوانند., درست مانند تاکستان های شرور و سخنان آنها را رد می کنند و آنها را ساکت می کنند.

مَثَل تاکستان های شریر

سپس عیسی شروع به گفتن این مثل برای مردم کرد; مردی تاکستان کاشت, و آن را به کشاورزان بدهید, و برای مدت طولانی به کشوری دور رفت. و در آن فصل، خدمتکاری را نزد کشاورزان فرستاد, تا از میوه تاکستان به او بدهند: اما کشاورزان او را کتک زدند, و او را خالی فرستاد. و دوباره خدمتکار دیگری فرستاد: و او را نیز کتک زدند, و با شرمندگی از او دعا کرد, و او را خالی فرستاد. و باز سومی را فرستاد: و او را نیز زخمی کردند, و او را بیرون کرد. سپس ارباب تاکستان گفت, چیکار کنم? من پسر عزیزم را می فرستم: ممکن است وقتی او را ببینند به او احترام بگذارند. اما وقتی کشاورزان او را دیدند, بین خود استدلال کردند, گفت, این وارث است: بیا, بگذار او را بکشیم, تا ارث از آن ما باشد. پس او را از تاکستان بیرون کردند, و او را کشت. پس ارباب تاکستان با آنها چه خواهد کرد؟? او خواهد آمد و این کشاورزان را نابود خواهد کرد, و تاکستان را به دیگران خواهد داد. و وقتی آن را شنیدند, آنها گفتند, خدای ناکرده. و او آنها را دید, و گفت, این چیه پس نوشته شده, سنگی که سازندگان آن را رد کردند, همان تبدیل به سر گوشه? هر که بر آن سنگ بیفتد شکسته خواهد شد; اما بر هر کس که بیفتد, او را پودر خواهد کرد. (لوقا 20:9-18 (متیو 21:33-45 یک علامت 12:1-12)).

در عهد قدیمی خدا از عشق به قومش فرستاد, پیامبرانش برای هشدار دادن به قومش و دعوت به توبه و رفع گناه و زندگی بر اساس خواست او..

پیامبران او نماینده شریعت موسی بودند, که نشان دهنده اراده خداوند است, و سخنان خدا را گفت, اما بارها, رهبران و قوم خدا نمی خواستند گوش کنند, اما شریعت را رد کرد و سخنان خدا را تحقیر کرد, که از زبان انبیا گفته شده است. به خاطر آن, بسیاری از پیامبران مورد آزار و اذیت قرار گرفتند, به زندان انداختن, و/یا کشته شدند.

سپس خدا پسر محبوب خود عیسی مسیح را فرستاد, که نماینده قانون و اراده خدا بود و سخنان خدا را بیان کرد, شنیدن آن برای بسیاری از مردم سخت بود. اما عیسی, چه کسی تصویر منعکس شده از خداوند است, همچنین توسط رهبران و مردم مورد آزار و اذیت قرار گرفت و به زندان افتاد و سرانجام به صلیب کشیده شد.

از بدو تولد کلیسا, پسران خدا (مردان و زنان), که در عیسی مسیح مخلوق جدیدی شده اند و از آن خدا هستند و روح خدا را دارند, به موجب آن قانون خدا, که نشان دهنده اراده اوست, در دل آنها نوشته شده است, همان چیزی را تجربه کنید.

بسیاری از فرزندان خدا, که ذات او را پذیرفته اند و بر اساس خواست او در احکام او قدم بر می دارند و سخنان او را می گویند, تحت آزار و اذیت قرار می گیرند و در برخی کشورها حتی به دلیل ایمانشان به عیسی مسیح اسیر و/یا کشته می شوند.

کارگران بی قانونی

متاسفانه, بسیاری وجود دارد, که از نو متولد نمی شوند و عمل کننده عدالت نیستند, اما عاملان گناه; کارگران بی قانونی, که متعلق به پادشاهی تاریکی هستند و در تاریکی راه می روند. کارگران بی قانونی طاقت شنیدن حقیقت کلام را ندارند, زیرا کلام با آنها مقابله می کند و شهادت می دهد که اعمال آنها شیطانی است.

آنها نمی توانند نور را تحمل کنند و بنابراین فقط یک چیز می خواهند و آن هم آن است نور را خاموش کن و مردم را ساکت کنید, که کلام خدا را می گویند. تا بتوانند زندگی خود را بگذرانند و بر اساس شهوات و هوس های نفسانی خود زندگی کنند و در گناه استقامت کنند., بدون اینکه اذیت شوید و کسی با آنها روبرو شود و به آنها بگوید کاری که انجام می دهند اشتباه است.

ما خود را موعظه نمی کنیم، بلکه مسیح عیسی رااما عیسی; کلام مردم را با حقیقت روبرو کرد و از مردم نترسید. عیسی حقیقت را آشکارا در مورد مقصد نهایی آنها گفت, که قانون خدا را رد می کند و کلام او را تحقیر می کند, و عامل بی قانونی هستند (کارگران گناه).

نه هر کس که به من می گوید, پروردگار, پروردگار, وارد ملکوت آسمان خواهد شد; اما کسی که اراده پدر من را که در آسمان است انجام دهد. بسیاری در آن روز به من خواهند گفت, پروردگار, پروردگار, آیا به نام تو نبوت نکرده ایم؟? و به نام تو شیاطین را بیرون کردند? و به نام تو کارهای شگفت انگیز بسیاری انجام داد? و سپس به آنها اقرار خواهم کرد, من هرگز تو را نشناختم: از من برو, شما که گناه می کنید (متیو 7:21-23).

آنها می توانند علمای کتاب مقدس باشند, در کلیسا منصوب می شوند و مناصب برتر را دارند و کلمات الهام بخش شگفت انگیزی را بیان می کنند, و نشانه ها و معجزات انجام دهید. اما اگر تسلیم کلام نشوند و مطابق خواست پدر زندگی نکنند, سپس آنها می توانند از همه نوع عنوان استفاده کنند و نام خود را هر چه می خواهند بگذارند, اما کلام آنها را عاملان بی قانونی می خواند (کارگران گناه).

عاملان بی قانونی به پادشاهی تاریکی تعلق دارند و پادشاهی خدا را به ارث نخواهند برد (لوقا 13:24-28). اما آنها ابدیت را با ارباب خود که در تمام زندگی خود به سخنان او گوش داده اند می گذرانند. آنها به همان مقصدی خواهند رفت که مولای و سروری که به آن ایمان آورده اند و از او پیروی کرده اند, اطاعت کرد, و خدمت کرد.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.