خدای سختگیر یا مردمی سرکش?

در عهد عتیق, ما در مورد رابطه بین خدا و قوم برگزیده او اسرائیل می خوانیم (آنها, که از نسل یعقوب متولد شده اند; اسرائیل). ما در مورد عشق خدا به قومش می خوانیم, خوبی او, رنج طولانی, حفاظت, وعده می دهد, و تامین. اما در مورد قدوسیت و عدالت او نیز می خوانیم. بنابراین, ما همچنین در مورد ناامیدی های او می خوانیم, خلوت, و قضاوت های او. بسیاری خدا را در عهد عتیق خدای سختگیر می دانند, که بلافاصله مجازات کرد, وقتی شخصی مرتکب گناه شد. آنها با موعظه هایی که شنیده اند این تصویر از خدای سختگیر را خلق کرده اند, پرورش دادن, یا با خواندن عهد عتیق از روی یک ذهنیت جسمانی.

آنها این تصویر از یک خدای سختگیر را دارند و الف را توسعه داده اند (عذاب آور) به جای ترس از خدا از خدا بترسید (هیبت خدا). آنها از خدا می ترسند و با این ترس از خدا هدایت می شوند. چون از خدا می ترسند می ترسند مراسم کلیسا را ​​از دست بدهند, زیرا آنها فکر می کنند که با از دست دادن یک مراسم کلیسا, خدا بر آنها خشمگین خواهد شد و آنها می توانند نجات خود را از دست بدهند. و بنابراین از ترس به کلیسا می روند و سنت های مذهبی را رعایت می کنند, که آنها از والدین خود یا با الهام از یک روح سنتی اتخاذ کرده اند.

به جای داشتن ترس (یک هیبت) خدا را دوست بدارید و از روی محبت او را بندگی کنید, از ترس خدا را بندگی می کنند, زیرا آنها تصویر اشتباهی از خدا ایجاد کرده اند. زیرا اگر آنها کتاب مقدس را به عنوان خلقت جدید از طریق روح القدس می خواندند, در این صورت تصویر آنها از خدا متفاوت خواهد بود.

رابطه بین خدا و قوم او اسرائیل

خداوند عدالت و داوری را برای همه ستمدیدگان اجرا می کند. او راههای خود را به موسی باز کرد, اعمال او برای بنی اسرائیل. پروردگار مهربان و بخشنده است, دیر خشمگین شدن, و در رحمت فراوان (مزمور 103:6-8)

خداوند عظمت و عظمت خود را بر قومش آشکار کرد و خود را خدای آنها نشان داد, از طریق رهایی قومش از بردگی در مصر. خداوند ماهیت خود را آشکار کرد و اراده خود را با دادن این امر به قوم خود آشکار ساخت قانون. در طول زمان در بیابان, خداوند مراقب قوم خود بود. او از قوم خود محافظت کرد و نیازهای آنها را تامین کرد.

شما دیدید که من با مصریان چه کردم, و چگونه تو را بر بال های عقاب باریدم, و تو را نزد خودم آوردم. اکنون, اگر واقعاً صدای من را اطاعت کنید, و میثاق من را حفظ کنید, آنگاه برای من بیش از همه مردم گنجی خاص خواهی بود: برای همه زمین مال من است: و شما برای من پادشاهی کاهنان خواهید بود, و یک ملت مقدس. اینها سخنانی است که به بنی اسرائیل گفته خواهد شد. و موسی آمد و بزرگان مردم را فراخواند, و همه این سخنان را در برابر ایشان گذاشتند, که خداوند به او امر کرد. و همه مردم با هم پاسخ دادند, و گفت, تمام آنچه خداوند گفته است ما انجام خواهیم داد. و موسی سخنان مردم را به سمت خداوند برگرداند (خروج 19:4-8)

مردم به صدای خداوند گوش نمی دادنداگرچه مردم با تمام وجود به شروط عهد «بله» گفتند و قول دادند که صدای خداوند را اطاعت کنند., طولی نکشید, پیش از آنکه مردم روی برگردانند و به او خیانت کنند و سخنان او را ترک کنند.

به دلیل این واقعیت, که مردم در مصر بزرگ شده و با فرهنگ مصر آشنا بودند, خدایان و آیین ها, آنها تصویری از خدا خلق کرده بودند, که با واقعیت همخوانی نداشت. از این رو دائماً از خدای خود ناامید بودند و زمزمه می کردند و شکایت می کردند زیرا خداوند انتظارات آنها را برآورده نمی کرد.. در نتیجه بسیاری نمی خواستند تسلیم خدا و کلام او شوند (همچنین بخوانید: ‘انتظار مردم').

آنها همان چیزهایی را می خواستند که ملت های بت پرست داشتند و می خواستند همان زندگی را داشته باشند و همان اعمال مشرکانه را انجام دهند. بنابراین بسیاری سرکش بودند و آن کارها را انجام می دادند, که خداوند از انجام آن نهی کرده بود و نزد خدا مکروه بود.

برای جلوگیری از انتشار شر و تأثیر آن بر سایر جماعت و جلوگیری از تلف شدن تمام جماعت., خداوند شر را از جماعت دور کرد.

خدای سختگیر یا مردمی سرکش?

خداوند در تمام راههای خود عادل است, و در تمام کارهایش مقدس است (مزمور 145:17)

آیا خدا خدای سختگیر است؟, به خاطر آن? نه, اما خدا خدای عادل است, که به شریعت عهد خود وفادار ماند. خداوند عادل است و نمی تواند ذات مقدس و صالح خود را انکار کند.

در عهد عتیق، خدا با قوم جسمانی سر و کار داشت, که روح او تحت فرمان مرگ بود و بنابراین مردم فقط می توانستند به دنبال جسم حرکت کنند.

خدا با یک مغرور سر و کار داشت, مردمان گردن کلفت و سرکش, که اغلب راه خود را رفتند و از تسلیم شدن به خدا و کلام او سر باز زدند و از وفای به عهد سرباز زدند.

بله, می خواستند برکات عهد را دریافت کنند, اما نمی‌خواستند شرایط نعمت را رعایت کنند. آنها می خواستند مانند ملت های بت پرست زندگی کنند, بلکه مزد مقدسین را دریافت کنید.

پدر سختگیر یا فرزند سرکش?

وقتی یک پدر بچه دارد, که از شنیدن امتناع می کند و راه خود را می رود و کارها را انجام می دهد, که پدر از آن نهی کرده است, سپس پدر باید کودک را تنبیه و تنبیه کند, زیرا کودک از گوش دادن خودداری کرد.

زیرا هر خانواده قوانین خاص خود را دارد, که هر عضو خانواده باید آن را حفظ کند. زمانی که یکی از اعضای خانواده تصمیم می گیرد از قوانین سرپیچی کند, آنگاه عواقبی در پی خواهد داشت.

وقتی کودک در مورد تنبیه به دیگران می گوید, آنها احتمالاً تصویری از یک پدر سختگیر خواهند داشت, به جای یک کودک سرکش. اگر بچه را ملاقات کنند, ممکن است آنها برای پدر سختگیر بترسند. در حالی که در واقعیت, ممکن است پدر ذاتاً سختگیر نباشد. اما به دلیل رفتار سرکش فرزند، پدر مجبور به اقدام شد, کاری که او دوست نداشت و شاید انجامش برایش سخت باشد, اما برای کودک ضروری و بهترین بود.

بنابراین, می توانید بگویید بچه پدر سختگیر دارد یا می توانید به علت رفتار پدر نگاه کنید و بگویید پدر بچه سرکشی دارد.. این دقیقاً چگونه به آن نگاه می کنید.

این در تمام زمینه های زندگی صدق می کند, جایی که شما با عهد و قاعده سروکار دارید, مثل جامعه به طور کلی, در مدرسه, کار کردن, ازدواج, خانواده, ورزش, ترافیک, و غیره. اگر نمی خواهید قوانین را رعایت کنید و در برابر قوانین مخالفت کنید، عواقبی در پی خواهد داشت

برای ایجاد ساختار به قوانین نیاز است, وضوح, و نظم را برای هر دو طرف حفظ کند. زیرا اگر هیچ قانونی وجود نداشت, آن وقت یک آشفتگی بزرگ خواهد بود.

یک معلم سخت گیر یا یک دانش آموز سرکش?

اگر به مدرسه می روید و قوانین را رعایت می کنید, همه چیز خوب خواهد شد. اما اگر کارهایی انجام دهید, که حرام است و گرفتار می شوید, آنگاه احتمالاً به خاطر اعمال خود تنبیه و تنبیه خواهید شد.

یک رئیس سختگیر یا یک کارمند سرکش?

همین امر در مورد کار نیز صدق می کند. وقتی فردی با صداقت هستید و طبق قرارداد خود کار می کنید و طبق استانداردها و قوانین شرکت زندگی می کنید., پس تو خوب هستی. اما زمانی که شما فاقد صداقت هستید و کارها را مخفیانه انجام می دهید, که برخلاف استانداردها و قوانین شرکت بوده و مورد توجه قرار خواهد گرفت, سپس شما نیز باید عواقب آن را تحمل کنید.

ممکن است مردم بگویند, که شما یک رئیس سختگیر دارید, اما شما همچنین می توانید بگویید که رئیس یک کارمند سرکش دارد, کسی که حاضر به گوش دادن و انجام کارهای نادرست نیست.

و در مورد خدا و قوم جسمانی او نیز چنین بود. بسیاری نمی‌خواستند به خدا با وجود او گوش دهند احکام و انذارهای فراوان از طریق پیامبرانش و آن کارها را انجام داد, که در نظر خدا شر بودند, باعث می شود که خداوند مطابق قدوسیت و عدالت خود عمل کند.

آیا شما با ذهنی نفسانی به خدا نگاه می کنید یا روحی؟?

وقتی به خدا به عنوان پیرمرد و از ذهنی جسمانی که مانند دنیا می اندیشد, آنگاه احتمالاً از خدا دلخور خواهی شد, کلام او و چیزها, که خدا انجام داد. شما چیزها را نخواهید فهمید, که در کلمه نوشته شده است. پس خدا را خدای سختگیر و ظالم بشمارید و چه بسا برای خدا ترسی عذاب آور ایجاد کنید و از خدا بترسید..

شما نخواهید توانست خدا را دوست داشته باش, به خاطر ترس و عدم درک عذاب آور در دل شما. بنابراین شما باید, درست مثل جهان, اطاعت نکنید و سخنان او را نگه دارید و اراده او را انجام دهید, اما آنها را رد کنید.

اما اگر شما به خدا به عنوان نگاه کنید خلقت جدید و از ذهنی تازه شده, آنگاه دیدگاه متفاوتی در مورد موقعیت ها خواهید داشت, که در کتاب مقدس نوشته شده است. شما نباید از منظر جسمانی به آنها نگاه کنید, اما از دیدگاه معنوی.

خدا را در نظر نگیرید, گفتار و رفتار او سختگیرانه و بی رحمانه, اما محبت خدا و خوبی او را خواهید دید, صبر و رحمت برای قومش.

از شما ذهن تجدید شده; ذهن مسیح, خدا را خدای سختگیر و ظالم ندانید, اما شما جهان و حاکم جهان را ظالم بشمارید. در حق و از جانب خدا گام بردارید, از طریق کلام و روح القدس, غرور را خواهید دید, شورش, بی قانونی و وضعیت گناه آلود جهان.

خداوند صبور و سرشار از عشق است

در مورد خدا, راه او عالی است: کلام خداوند محاکمه می شود: او برای همه کسانی است که به او اعتماد دارند (مزامیر 18:30)

اعمال خداوند بزرگ است, از همه آنانی که از آن خشنود هستند، جست و جو کرد. کار او افتخارآمیز و باشکوه است: و عدالت او تا ابدالاباد است. او کارهای شگفت انگیز خود را به یادگار گذاشته است: خداوند بخشنده و سرشار از شفقت است (مزامیر 111:2-4)

وقتی عهد عتیق را به عنوان یک خلقت جدید می خوانید; مرد جدید, از طریق روح القدس, پس از آن خواهید فهمید که خدا خدای سختگیر نیست بلکه خدای عادل است.

خدا نمی‌خواست با مردمش آن‌طور که رفتار می‌کرد رفتار کند.

خداوند بهترین ها را برای قومش می خواست و می خواست که قومش او را دوست داشته باشند و به او گوش دهند و سخنان و هشدارهای او را اطاعت کنند و بروند. راه او.

اما متاسفانه, همیشه اینطور نبود و چون خدا دروغ نمی گوید, اما امین و امین است و به گفته او عمل می کند, خداوند با قومش بعد از اعمالشان برخورد کرد.

آن ها, که در عهد زندگی کردند و سرکش بودند, مسئول اعمال خود بودند. آنها شیطنت خود را بر سر خود آوردند (همچنین بخوانید: ‘مردم شیطنت بر سر خودشان می آورند').

شما می توانید برای آن شخص یا مردم متاسف شوید و بگویید "چه کار وحشتناکی از خدا انجام شود". اما شما همچنین می توانید آن را برگردانید و بگویید "چه چیز احمقانه و وحشتناکی است.", که آن شخص یا مردم آنقدر سرکش بودند و نمی خواستند به حرف خدا گوش کنند..

خداوند بهترین ها را برای قومش خواست, اما با وجود هشدارهای او, خیلی ها به جای راه خدا راه خودشان را رفتند (همچنین بخوانید: آیا راه خدا راه شماست?).

رابطه بین خدا و پسرش عیسی مسیح

بر خلاف عیسی, که خدا را دوست داشت و خود را تسلیم خدا و احکام او کرد, که در قانون نوشته شده است.

عیسی نیز آزاد بود تا آنچه را که می خواست انجام دهد. اما عیسی ذات خدایی او ترجیح داد که به دنبال جسم نرود و برای خود زندگی کند, اما او انتخاب کرد که به دنبال روح حرکت کند و برای خدا زندگی کند و اراده او را انجام دهد.

بگذار این ذهن در تو باشد, که در مسیح عیسی نیز بود: سازمان بهداشت جهانی, در قالب خدا بودن, فکر می کرد این دزدی نیست که با خدا برابر باشد: اما خود را بی اعتبار ساخت, و به صورت بنده ای به خود گرفت, و به صورت انسان ساخته شد: و به عنوان یک مرد در مد یافتم, خودش را فروتن کرد, و تا حد مرگ مطیع شد, حتی مرگ صلیب (وابسته به فیلیپیان 2:5-8)

به خاطر عشق او به پدرش, عیسی تسلیم پدر شد و راهی را که به صلیب منتهی می شد رفت. به طوری که, از طریق مرگ او و رستاخیز از مرگ, بسیاری از فرزندان خدا در او متولد خواهند شد, که متعلق به قوم خدا خواهد بود و بر اساس روح زندگی خواهد کرد, پس از اراده او.

عهد جدید

ببین, روزها می آیند, می گوید خداوند, وقتی با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد جدیدی خواهم بست: نه بر طبق عهدی که با پدرانشان در روزی که دست آنها را گرفتم تا آنها را از سرزمین مصر بیرون کنم.; زیرا آنها به عهد من ادامه ندادند, و من به آنها توجه نکردم, می گوید خداوند. زیرا این عهدی است که پس از آن روزها با خاندان اسرائیل خواهم بست, می گوید خداوند; من قوانینم را در ذهن آنها خواهم گذاشت, و آنها را در دلهایشان بنویس: و من برای آنها خدا خواهم بود, و آنها برای من قومی خواهند بود: و هر کس به همسایه خود تعلیم ندهند, و هر کس برادرش, گفت, پروردگار را بشناس: زیرا همه مرا خواهند شناخت, از کوچکترین تا بزرگترین. زیرا من به بی عدالتی آنها رحم خواهم کرد, و گناهان و گناهان آنها را دیگر به خاطر نمی آورم. در آن او می گوید, یک عهد جدید, او اولین را پیر کرده است. اکنون آنچه که پوسیده و کهنه می شود آماده ناپدید شدن است (عبری 8:13)

با وجود واقعیت, که عهد قدیم با یک میثاق جدید جایگزین می شود, اراده خدا و قدوسیت و عدالت او ثابت ماند و همچنان در عهد جدید اعمال می شود.

یک قلب و یک روحاحکام شریعت, که نشان دهنده اراده خدا بود و بر روی لوح های سنگی نوشته شده بود و به قوم او داده می شد و در عهد جدید به کار می رفت، اکنون در ذهن نهاده شده و در قلب خلقت جدید نوشته می شود., با اقامت روح القدس (همچنین بخوانید: 'چه اتفاقی افتاد 50 روزهای پس از عید پاک?"و"چرا خداوند احکام خود را بر روی میزهای سنگی نوشته است؟?")

در عهد عتیق مردم, که از طریق تولد طبیعی به قوم خدا تعلق داشتند, حق انتخاب داشت که از خدا اطاعت کند و قانون او را حفظ کند یا تبدیل شود نافرمانی خدا و قانون او.

در میثاق جدید, آفرینش جدید, که از طریق باززایی وارد ملکوت خدا شده است, این انتخاب را دارد که مطیع خدا و سخنان او بماند و به دنبال روح حرکت کند یا از خدا و سخنان او نافرمانی کند و به دنبال جسم حرکت کند و به ملکوت تاریکی بازگردد.. زیرا "یک بار نجات یافته همیشه نجات می یابد" یک دکترین نادرست است, که برگرفته از ذهن جسمانی پیرمرد است (همچنین بخوانید: 'پس از ذخیره همیشه ذخیره شد?")

رابطه خدا و فرزندانش

شما آزادانه انتخاب کرده اید که با خدا عهد ببندید, با ایمان به عیسی مسیح و تجدید حیات در او. شما برای انجام اراده خدا و زندگی بر اساس روح "بله" گفتید و به اراده شیطان و زندگی بر اساس جسم "نه" گفتید..

خدا مجبورت نکرد, شما این تصمیم را داوطلبانه گرفته اید. اما اگر نمی خواهید دستورات عیسی را نگه دارید و انجام دهید و نمی خواهید مطابق خواست پدر زندگی کنید., سپس با اعمال خود عهد را ترک خواهید کرد.

شما با فیض وارد عهد جدید شده اید نه با اعمال خود, اما اعمال شما باعث می شود که یا در عهد بمانید یا از عهد خارج شوید.

به همین دلیل (همانطور که روح القدس می گوید, امروز اگر صدای او را خواهید شنید, دل هایتان را سخت نکنید, همانطور که در تحریک, در روز وسوسه در بیابان: هنگامی که پدران شما مرا وسوسه کردند, به من ثابت کرد, و آثار مرا چهل سال دید. از این رو با آن نسل اندوهگین شدم, و گفت, آنها همیشه در قلب خود اشتباه می کنند; و راههای مرا نشناختند. پس به خشم خود قسم خوردم, آنها به استراحت من وارد نخواهند شد.)

دل بد بی ایمانیتوجه کن, برادران, مبادا در هیچ یک از شما دل بد کفر باشد, در دور شدن از خدای زنده. اما هر روز یکدیگر را تشویق کنید, در حالی که امروز نام دارد; مبادا یکی از شما به فریب گناه سخت شود. زیرا ما شریک مسیح شده ایم, اگر ابتدای اعتماد به نفس خود را تا انتها ثابت نگه داریم (عبری 3:7-14)

بسیاری فکر می کنند که در عهد جدید می توانید به زندگی بر اساس جسم ادامه دهید و هر کاری را که می خواهید انجام دهید و قوانین خود را تعیین کنید..

البته ممکن است کاری را که می خواهید انجام دهید, از آنجایی که از جانب خداوند اراده آزاد به شما داده شده است. اما راه رفتن و کارهایت ماهیت واقعی تو را آشکار خواهد کرد و راهی را که خواهی رفت مشخص خواهد کرد و کارهایت تو را به مقصد نهایی ات می رساند..

اگر تسلیم خدا باشید و به کلام و روح القدس گوش دهید, آنگاه شما به عنوان انسان جدید در ملکوت خدا زندگی خواهید کرد که توسط فطرت جدید خدایی شما هدایت می شود, راه رفتن بر اساس خواست خدا و انجام شریعت (بخش اخلاقی قانون, که نشان دهنده اراده خداوند است) درست مثل عیسی (همچنین بخوانید: 'آیا انسان قادر به اجرای قانون خداست؟").

اما اگر مایل نیستید تسلیم خدا شوید و به کلام و روح القدس گوش ندهید, اما آنها را رد کنید و به دنبال جسم بروید, آنگاه مانند پیرمردی در پادشاهی تاریکی زندگی خواهید کرد که توسط طبیعت سقوط کرده شما هدایت می شود, که در آن گناه و مرگ سلطنت می کند, و به خواست شیطان ادامه خواهی داد.

اراده خدا برای همیشه پابرجاست

با کافران به طور نابرابر در یوغ قرار نگیرید: زیرا عدالت با بی عدالتی چه ارتباطی دارد? و چه ارتباطی با نور با تاریکی دارد? و آنچه همبستگی مسیح را با دلهره دارد? یا مؤمن با کافر چه سهمی دارد? و چه توافق نامه ای از معبد خدا با بت ها دارد? زیرا شما معبد خدای زنده هستید; همانطور که خدا گفته است, من در آنها ساکن خواهم شد, و در آنها قدم بزنید; و من خدای آنها خواهم بود, و آنها قوم من خواهند بود. از این رو از میان آنها بیرون می آید, و جدا باشید, می گوید خداوند, و چیز نجس را لمس نکنید; و من شما را دریافت خواهم کرد, و برای شما پدر خواهد بود, و شما پسران و دختران من خواهید بود, می گوید خداوند متعال (2 قرنتیان 6:14-18)

تقدیس خواست خداستخداوند اراده خود را در کلام خود آشکار کرده است. بنابراین, به خوبی روشن است که خداوند چه چیزی را دوست دارد و چه چیزی را دوست ندارد و چه چیزی را خوب و چه چیزی را بد. اراده او روشن است و برای همیشه پابرجاست. هیچ کس نمی تواند چیزی را در مورد آن تغییر دهد.

درست مانند عهد عتیق، خداوند قوم خود را در مورد عواقب هشدار داد اگر قومش توبه نکنند و تسلیم او نشوند و به سخنان او گوش ندهند., اما سخنان او را رد کنید, خدا هنوز در عهد جدید قوم خود را از طریق کلام و روح القدس خود هشدار می دهد.

زیرا خداوند انسان را دوست دارد و کسی را به خاطر اعمال او هلاک نمی کند (1 تیموتی 2:4)

خدا آنقدر دنیا را دوست داشت که پسرش را داد, عیسی مسیح, برای رهایی بشر به وسیله خون عیسی از قدرت گناه و مرگ و رهایی آنها از اسارت پادشاهی تاریکی.

اما هر شخصی انتخاب خود را انجام می دهد که یا عشق خدا را بپذیرد و با ایمان به عیسی مسیح و از طریق بازسازی و تقدیس. پیرمرد را کنار بگذار و مرد جدید را قرار دهید و به دنبال روح بروید یا محبت خدا را رد کنید و مانند جهان بر اساس جسم زندگی کنید.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.