ما در یک جهان زندگی می کنیم, جایی که همه نظر دارند. وارد گروهی از ده نفر شوید و یک موضوع را مطرح کنید و نظرات مختلفی را خواهید شنید. این تعجب آور نیست, از آنجایی که آنها در رابطه با خانواده ای که در آن بزرگ شده اند و نحوه پرورش آنها پیشینه های متفاوتی دارند., محیط زیست, فرهنگ, آموزش, و غیره. اما اگر به عیسی مسیح ایمان بیاورید و دوباره در او متولد شوید و مسیحی شوید, پس دیگر به شما و نظر و یافته های شما مربوط نمی شود, اما آنچه که کلام خدا می گوید. زیرا در روز قیامت, کلام همه را بر اساس اعمالش داوری خواهد کرد. بنابراین, بگذارید کلام قاضی شما در زندگی شما بر روی زمین باشد.
چرا خواندن و مطالعه کتاب مقدس مهم است؟?
اگر همه, که خود را مسیحی می نامند, دوباره متولد می شوند و کتاب مقدس را خودشان از طریق روح القدس می خوانند و مطالعه می کنند, در این صورت کلیسا دیگر پذیرای انواع استدلال های انسانی نخواهد بود, نظرات, و دکترین ها, جایی که تفرقه وجود دارد, اما کلیسا از طریق کلام یک وحدت ایجاد می کند, و شاهد عیسی کریس باشید و اراده خدا را نمایندگی کنید و مطابق اراده او زندگی کنید و پادشاهی او را بر روی زمین مستقر کنید (همچنین بخوانید: ‘مشکل کلیسا چیست?‘ و ‘چه چیزی باعث ایجاد اختلاف در کلیسا می شود').
زیرا از طریق کلام شما اراده خدا را خواهید شناخت و اگر واقعاً عیسی را دوست داشته باشید و از او پیروی کنید, احکام او را نگاه دارید و اراده جسم را تسلیم اراده خدا خواهید کرد.
متاسفانه, بسیاری از مسیحیان بیش از حد مشغول زندگی خود و چیزهای دنیا هستند و تمام وقت خود را صرف چیزهای موقتی می کنند, که ارزش ابدی ندارند (همچنین بخوانید: ‘چه هستند 7 خصوصیات روزهای نوح?‘ و ‘بیش از حد مشغول بودن').
مسیحیان زیادی وجود دارند, که ترجیح می دهند به همه نوع گوش کنند (معروف) واعظان و خود را با آموزه های جدید تغذیه می کنند, حتی اگر آموزه ها با کلام در تضاد باشند, به جای اینکه کتاب مقدس را بگیرند و خودشان کتاب مقدس را بخوانند و مطالعه کنند, تا خدا را بشناسند و خدا مستقیماً با آنها صحبت کند و آنها بفهمند که اراده خدا چیست.
زیرا در روز قیامت عیسی قوم خود را خواهد شناخت و کلام همه را بر اساس اعمال او داوری خواهد کرد و هرکس از هر سخن بیهوده ای که گفته است حساب خواهد کرد. (A.O. متیو 12:36-37, John 12:48, رومیان 2:16, 2 تیموتی 4:8, وحی 20:11-14).
وقتی در برابر عرش بایستید, دیگر نمی توانید برای حرف ها و کارهای خود بهانه بیاورید. شما نمی توانید بگویید, “اما, واعظ این یا آن را گفت یا واعظ مرا وادار به این کار کرد”. زیرا خداوند خود را شناخته و اراده خود را در کلام خود و از طریق آن آشکار ساخته است; عیسی مسیح, که بازتاب خداست.
خداوند همه چیز را داده است: کلام و روح او, اما این به مردم بستگی دارد, آنچه آنها با کلام و روح او بر روی زمین انجام داده اند.
سخنان بیهوده و عشق دنیا
سخنان بیهوده و محبت دنیا موجب خشنودی جسم و تأیید و تحمل اعمال نفسانی و ترویج گناه. نگاه کن (وابسته به اجتماعی) رسانه ها, جایی که کارهای جسمانی ترویج می شود و مردم به زندگی گناه آلود تشویق می شوند.
زیرا دستور کار دنیا و هدف حاکم جهان این است که همه به کارهای نفسانی ادامه دهند و در گناه استقامت کنند و در اسارت گناه و مرگ بمانند..
حرف و حب دنیا را تحمل می کند, گناه را بپذیرد و ترویج کند و مردم را در اسارت نگه دارد و سرانجام به مرگ ابدی منتهی شود.
سخنان و عشق خدا
اما سخنان و محبت خدا جسم را خشنود نمی کند، بلکه روح را خشنود می کند, و کارهای بدن را تایید نکنید, اما شهادت دهید که اعمال بدن شر است و همه, که به کارهای جسمانی ادامه می دهد و در گناه استقامت می کند, متعلق به خدا نیست و شخصاً خدا را نشناخته است (A.O. 1 John 2:28-29; 3:4-9; 5:18-19).
کلام و محبت خداوند به توبه و تأدیب دعوت می کند, درست کردن, و انسان را تنبیه کن. کلمه به معنای مرگ برای جسم، اما زندگی برای روح است.
انسان نفسانی, که دوباره متولد نمی شود, سخنان خدا را به جای دلسوزانه و محبت آمیز، تند و بی امان بدانند.
آنها نخواهند توانست کلام را تحمل کنند, زیرا کلام روح و روح را از هم جدا می کند و شهادت می دهد که اعمال جسم شر است و بنابراین آنها را محکوم می کند. به همین دلیل است که انسان نفسانی باید سخنان خدا را رد کند.
اما انسان روحانی, که در مسیح دوباره متولد می شود, سخنان خدا را گرانبها و محبت خواهند دانست.
آنها باید با اطاعت از کلام و به کار بردن کلمات خدا در زندگی خود به کلام ایمان داشته باشند و دوست داشته باشند و تسلیم کلام شوند..
آنها باید مایل باشند و به کلام اجازه دهند تا آنها را اصلاح و تنبیه کند و دستورات عیسی را حفظ کنند. از آنجایی که انسان روحانی می داند که تسلیم شدن در برابر کلام خداوند باعث آرامش و آرامش می شود (جاودانه) زندگی.
“کسی که مرا طرد می کند, و سخنان مرا نمی پذیرد, یکی از او را دارد که او را قضاوت می کند: کلمه ای که من گفته ام”
.عیسی گریه کرد و گفت, او که به من ایمان دارد, به من ایمان ندارد, اما روی او که مرا فرستاد. و او که مرا می بیند او را می بیند که مرا فرستاد. من به جهان نوری آمده ام, تا هر کس به من ایمان آورد در تاریکی ها ماندگار نشود. و اگر کسی حرفهای من را می شنود, و باور نکنید, من درباره او قضاوت نمی کنم: زیرا من آمدم که در مورد جهان قضاوت نکنم, اما برای نجات جهان. کسی که مرا طرد می کند, و سخنان مرا نمی پذیرد, یکی از او را دارد که او را قضاوت می کند: کلمه ای که من گفته ام, همین روز او را در آخرین روز قضاوت می کند. زیرا من از خودم صحبت نکرده ام; اما پدری که مرا فرستاد, او به من فرمان داد, آنچه باید بگویم, و آنچه باید صحبت کنم. و من می دانم که فرمان او همواره زندگی است: هرچه من صحبت می کنم بنابراین, حتی همانطور که پدر به من گفت, بنابراین من صحبت می کنم (John 12:44-50)
زیرا پدر هیچ کس را قضاوت نمی کند, اما تمام قضاوت را به پسر سپرده است: که همه انسانها باید به پسر احترام بگذارند, حتی همانطور که آنها پدر را گرامی می دارند. کسی که پسر را گرامی نمی دارد، پدری را که او را فرستاده است گرامی نمی دارد. در حقیقت, در حقیقت, من به تو می گویم, او که حرف من را می شنود, و به او ایمان دارد که مرا فرستاد, زندگی ابدی, و محکوم نخواهد شد; اما از مرگ به زندگی منتقل می شود. در حقیقت, در حقیقت, من به تو می گویم, ساعت در راه است, و اکنون است, وقتی مردگان صدای پسر خدا را خواهند شنید: و آنان که بشنوند زنده خواهند ماند. زیرا همانطور که پدر در خود حیات دارد; پس به پسر داده است تا در خود حیات داشته باشد; و به او اختیار داد تا داوری کند, زیرا او پسر انسان است (John 5:22-27)
عیسی نماینده پدرش بود و بازتابی از پدرش بود. چون عیسی گفت, هر که مرا دیده فرستنده مرا دیده است. عیسی سخنان خود را به زبان نیاورد, اما عیسی سخنان پدر را بیان کرد که نشان دهنده اراده او بود.
وقتی عیسی بر روی زمین راه میرفت، زمان قضاوت او در مورد مردم نرسید.
هدف عیسی’ آمدن برای قضاوت نبود، بلکه برای نجات جهان بود. ابتدا با فراخواندن قوم بنی اسرائیل به توبه و موعظه و آوردن پادشاهی خدا و در نهایت از طریق کار رستگاری او., به موجب آن کسانی, کسانی که به او ایمان دارند نجات خواهند یافت (همچنین بخوانید: ‘معنای واقعی صلیب').
اما زمانی خواهد رسید, که عیسی همه را بر اساس اعمالشان داوری خواهد کرد و از هر سخن بیهوده ای که گفته اند حساب خواهند گرفت.
اگر به عیسی مسیح ایمان دارید, پسر خدا, و سخنان عیسی را بگیرید و اطاعت کنید و آنها را انجام دهید, و به خاطر آن, به او نشان داده اید که از خدا زاده شده اید و از آن او هستید و او را دوست دارید, نجات خواهی یافت.
اما اگر سخنان عیسی را رد کنید, سپس همان کلمات, که عیسی گفته است, شما را قضاوت و محکوم خواهد کرد.
بگذارید کلام قاضی شما در زندگی شما باشد
حالا بیا, و بیایید با هم استدلال کنیم, می گوید خداوند: اگر چه گناهانت مثل قرمز باشد, مثل برف سفید خواهند شد; اگرچه آنها قرمز مانند زرشکی هستند, آنها مانند پشم خواهند بود. اگر مایل باشید و مطیع باشید, خوب زمین را خواهید خورد: اما اگر امتناع کنید و عصیان کنید, شما با شمشیر خورده خواهید شد: زیرا دهان خداوند آن را گفته است (اشعیا 1:18-20)
در زندگی, این به نظرات مردم و آنچه آنها می گویند نیست, اما این در مورد نظر خدا و آنچه خدا می گوید است. کلمه چه می گوید? زیرا در نهایت, این کلمه است که شما را قضاوت خواهد کرد, و نه مردم (همچنین بخوانید: ‘کلام خدا در روز قیامت حرف آخر را می زند')
بنابراین بسیار مهم است که کلمه بالاترین مقام در زندگی همه باشد و کلمه مرکز خانواده ها باشد, و فرزندان از سنین کودکی به خواست خدا بزرگ خواهند شد و عیسی مسیح و خدای پدر را از طریق کلام خواهند شناخت., تا کودکان یاد بگیرند که تسلیم او و کلام او باشند و از خداوند بترسند (داشتن هیبت فراوان برای خداوند) و او را دوست داشته باشید و از طریق عیسی مسیح و روح القدس با خدا رابطه تجربی داشته باشید.
زیرا کلام هم برای جوان و هم برای پیر است. هیچ کودکی برای شنیدن و درک سخنان خدا کوچک نیست. این چیزی است که دنیا می خواهد شما باور کنید, اما دروغی است از جانب شیطان.
بگذارید کلام بالاترین مقام زندگی شما باشد و بگذارید کلمه قاضی شما باشد. مشورت کن و به کلام گوش کن و خود را تسلیم کلام کن و در زندگی خود از سخنان خدا اطاعت کن, تا در روز قیامت از این حکم تعجب نکنید.
نمک زمین باش’





