سخنان عیسی همیشه صلح را به ارمغان نمی آورد, شادی, و اتحاد بین مردم, اما اغلب باعث زمزمه می شود, تلاش و آزار و اذیت. این اتفاق در معبد کفرناحوم نیز افتاد, جایی که عیسی در مورد نان زندگی بودن و همه شهادت داد, کسی که گوشت او را بخورد و خون او را بنوشد، زندگی جاودانی خواهد داشت. به جای اینکه سخنان او را باور کنید و از سخنان او لذت ببرید, شاگردانش شروع کردند به زمزمه کردن و مبارزه در میان خود. شاگردانش دیگر نمی توانستند به سخنان او گوش دهند و آن را سخت می دانستند. و چون سخنان او آنها را آزرده خاطر کرد, آنها رفتند و او را ترک کردند. این تعجب آور نبود, چون آنها جسمانی بودند و عیسی گفت, که این روح است که زنده می کند, گوشت هیچ سودی ندارد, و اینکه کلمات, عیسی گفت روح و زندگی است (John 6:26-63). اما منظور عیسی از سخنان من روح و زندگی است?
شاگردان عیسی گفتار او را سخت می دانستند و نمی توانستند آن را بشنوند
اینها را در کنیسه گفت, همانطور که در کفرناحوم تدریس کرد. بنابراین بسیاری از شاگردان او, زمانی که آنها این را شنیده بودند, گفت, این جمله سختی است; که می تواند آن را بشنود? هنگامی که عیسی در خود دانست که شاگردانش در این مورد زمزمه می کنند, او به آنها گفت, آیا این توهین می کند? چه و اگر پسر انسان را ببینید که از آنجا که قبلاً بود بالا می رود? این روحیه ای است که سریعاً; گوشت هیچ چیز سود نمی کند: کلماتی که با شما صحبت می کنم, آنها روح هستند, و آنها زندگی هستند (John 6:59-63)
سخنان عیسی همیشه برای پیرمرد خوشایند نبود, که نفسانی است و متعلق به نسل انسان های سقوط کرده است, اما آنها متخاصم بودند, سخت, و شنیدن آن دشوار است, چه رسد به تحمل. سخنان او همیشه قابل درک نبود و اغلب باعث توهین می شد.
اما اگرچه شنیدن سخنان عیسی برای پیرمرد دشوار بود و آزار میداد و اغلب باعث سر و صدا میشد, سخنان عیسی حقیقت بود و اسرار پادشاهی خدا را آشکار می کرد.
آنها از عیسی برای نشانه و عجایب جز سخنان او پیروی کردند, که از پدر سرچشمه می گیرد و پادشاهی خدا و عیسی مسیح را آشکار می کند, پسر خدا, آنها نتوانستند تحمل کنند و مطمئن شدند که عیسی را ترک کرده و دیگر از او پیروی نمی کنند.
از آنجا که عیسی توسط پدرش فرستاده و منصوب شد و در خدمت او ایستاد و نه در خدمت انسان, عیسی کلمات خود را برای خشنود ساختن شاگردانش و بازپس گرفتن آنها تنظیم نکرد.
عیسی حتی از دوازده شاگرد خود پرسید, که تنها کسانی بودند که مانده بودند, اگر آنها هم می خواستند بروند.
اما شمعون پطرس به عیسی پاسخ داد, پروردگار, پیش کی برویم? تو کلمات زندگی ابدی را داری. و ما ایمان داریم و مطمئن هستیم که تو همان مسیح هستی, پسر خدای زنده (John 6:68-69).
عیسی سخنان پدرش را گفت
پسرم, به حرف های من توجه کن; گوش خود را به گفته های من خم کنید. بگذارید آنها از چشمان تو دور نشوند; آنها را در میان قلب خود نگه دارید. زیرا آنها زندگی برای کسانی هستند که آنها را پیدا می کنند, و سلامتی به تمام گوشت آنها (ضرب المثل ها 4:20-21)
پسرم, حرف من را حفظ کن, و احکامم را با تو بگزار. احکام من را حفظ کن, و زندگی; و شریعت من چون چشم توست (ضرب المثل ها 7:1-2)
خداوند، زبان عالمان را به من داده است, که من باید بدانم چگونه یک کلمه در فصل با او که خسته است صحبت کنم: او صبح صبح از خواب بیدار می شود, او گوش من را بیدار می کند تا به عنوان دانشمند بشنود. یهوه خدا گوش من را باز کرده است, و من سرکش نبودم, هیچ کدام به عقب برگشتند (اشعیا 50:4-5)
سخنانی که عیسی گفت، سخنان پدرش بود. عیسی هرگز از خود صحبت نکرد, اما او فقط سخنان پدرش را گفت.
سخنان عیسی, که از طرف پدر آمده است, همیشه مورد باور و قدردانی مردم نبودند, اما ما قبلاً این را در عهد عتیق خوانده ایم.
سخنان خدا, که از زبان انبیا گفته شده است, همیشه توسط قوم او باور و قدردانی نشدند, اما رد شدند.
بسیاری از پیامبران, کسانی که از طرف خدا برگزیده و فرستاده شده بودند و سخنان خدا را می گفتند مورد آزار و اذیت قرار گرفتند, زندانی شد و حتی بارها کشته شد. همه به خاطر, حقیقت خدا را گفتند, که پیرمرد (مرد افتاده) طاقت نیاورد.
این مردم شیطانی, که از شنیدن سخنان من امتناع می ورزد, که در تصور قلب آنها قدم می زنند, و به دنبال خدایان دیگر راه بروید, برای خدمت به آنها, و برای پرستش آنها, حتی به عنوان این تسمه نیز خواهد بود, که برای هیچ چیز خوب است. زیرا به عنوان تسمه به لگهای یک مرد می چسبد, بنابراین من باعث شده ام که کل خانه اسرائیل و کل خانه یهودا را به من برساند, می گوید خداوند; که آنها ممکن است برای یک مردم برای من باشند, و برای یک نام, و برای ستایش, و برای یک جلال: اما آنها نمی شنیدند (ارمیا 13:10-11)
من این پیامبران را ارسال نکرده ام, با این حال آنها دویدند: من با آنها صحبت نکرده ام, با این حال آنها پیشگویی کردند. اما اگر در نصیحت من ایستاده بودند, و باعث شده بود قوم من سخنان مرا بشنوند, سپس آنها باید آنها را از راه شیطانی خود برگرداندند, و از شر کارهای آنها (ارمیا 23:21-22)
اگر چه خداوند قوم خود را دوست داشت و بهترین ها را برای قوم خود می خواست و سخنان او تعلیم می داد, پشتیبانی می شود, رهبری کرد, هشدار داد, تصحیح شد, منضبط, آنها را عذاب کرد و آرامش داد, و آنها را به راه او واداشت, به طوری که مردم برکت یافتند, مردم سخنان خدا را خوب نمی دانستند, اما به عنوان شر, و کاملاً مخالف خواست مردم بودند و به همین دلیل سخنان خدا را رد کردند و از راه پلید و اعمال بد خود برنگشتند., و به همین دلیل بر خود فساد آوردند و در شرایط وحشتناکی قرار گرفتند, با وجود تمام هشدارهای خدا و کلام او (همچنین بخوانید: شیطنت, مردم بر سر خود می آورند)
اما هر بار, قوم خدا خدا را صدا زدند و خود را فروتن کردند و از راه او توبه کردند, خدا فریاد قوم خود را شنید و کلام خود را فرستاد, از زبان پیامبران, و قوم خود را نجات داد و شفا داد (همچنین بخوانید: یعنی چه خدا کلامش را فرستاد و آنها را شفا داد?).
سخنان خدا کاملاً مخالف سخنان انسان است
مردم, که به نسل انسان سقوط کرده تعلق دارند (پیرمرد) و شیطان را به عنوان پدر خود دارند, جسمانی هستند و برای آنها, سخنان خدا کاملاً با اراده و شهوات و امیال جسمانی آنها مخالف است.
کلام خدا روح است نه جسم, از این رو سخنان خداوند در نظر آنان احمقانه و غیرمنطقی شمرده می شود, و از این رو از باور سخنان خدا سر باز می زنند و تسلیم خدا می شوند و در زندگی خود از سخنان خدا اطاعت می کنند و انجام می دهند (A.O. ضرب المثل ها 28:5, John 8:43-44, 1 قرنتیان 1:18-25; 2:14).
پیرمرد نفسانی است و نمی تواند چیزهای خدا و ملکوت او را درک کند, چون روحانی هستند.
توجه داشته باشید, معنوی به معنای حرکت در ماوراء طبیعی نیست, در قلمرو روح. زیرا همانطور که قبلا ذکر شد, افراد زیادی وجود دارد, که در قلمرو معنوی قدم می زنند, مثل فالگیرها, جادوگران, شیطان پرستان, شمن ها, کشیشان و تمرینکنندگان وینتی, کشیش های وودو, و تمرین کنندگان, و غیره, و مظاهر ماوراء طبیعی را تجربه کنند, و مکاشفات و بینش های فراطبیعی دریافت کنید و آینده را پیش بینی کنید, شفا دهد و نشانه ها و معجزات دیگر را انجام دهد, اما از نو متولد نمی شوند بلکه جسمانی هستند و از گوشت خود وارد قلمرو روح می شوند و در غیبت حرکت می کنند.
آنها افراد طبیعی هستند, که از اشیاء استفاده می کنند, فرمول ها, (مدیتیشن) فنی, روش, و تشریفاتی که از بدن خود وارد حالت خلسه می شوند و خود را به روی نیروهای اهریمنی باز می کنند (ارواح شیطانی) که به آنها بینش می دهد, دیدگاه, و قدرت (انرژی) برای انجام آنچه می خواهند.
اما, شیطان هرگز چیزی را مجانی نمی دهد, اما همیشه در ازای آن چیزی می خواهد. بنابراین آنها توسط این قدرت های اهریمنی گرفتار و شکنجه خواهند شد, که زندگی خود را به جهنم تبدیل می کنند (همچنین بخوانید: آیا شما باید دوباره متولد شوید تا در ماوراء طبیعی قدم بزنید?)
وسایل معنوی, که روح انسان به نیروی روح القدس از مردگان برمی خیزد و انسان دیگر تحت فرمان مرگ در تاریکی در اسارت زندگی نمی کند. (و ثمره مرگ را به بار می آورد, که گناه است), اما همان روح خداست, که در عیسی مسیح بود, در انسان جدید ساکن می شود, و انسان جدید در اطاعت از کلام خدا راه می رود, که روح و زندگی هستند.
مرد, او که قبل از خدا مرده بود به وسیله روح زنده شده و برای خدا زندگی می کند و به دنبال روح خواهد رفت, که به معنای راه رفتن در اطاعت از کلام است.
همه, که از آب و روح زاده شده است، از سخنان عیسی اطاعت خواهد کرد, که روح و زندگی هستند
عیسی پاسخ داد و به او گفت, در حقیقت, در حقیقت, من به تو می گویم, جز اینکه مردی دوباره متولد شود, او نمی تواند پادشاهی خدا را ببیند (John 3:3)
عیسی پاسخ داد, در حقیقت, در حقیقت, من به تو می گویم, مگر اینکه انسان از آب و روح متولد شود, او نمی تواند وارد پادشاهی خدا شود. آنچه از بدن متولد می شود، گوشت است; و آنچه از روح متولد می شود روح است (John 3:5-6)
با تولد دوباره در مسیح; مرگ جسم و رستاخیز روح از مرگ و ساکن شدن روح القدس, انسان مخلوق جدیدی شده است, که روحانی است و فقط ملکوت خدا را نمی بیند, بلکه به ملکوت خدا نیز وارد شده است.
این روح است که زنده می کند, گوشت هیچ سودی ندارد. کلمات, عیسی صحبت کرد, و همچنان صحبت می کند, روح و زندگی هستند.
چون اونها, که به خلقت جدیدی تبدیل شده اند, معنوی هستند, آنها هر روز خود را از کلمات خدا تغذیه خواهند کرد, که روح و زندگی هستند. کلمه نان روزانه آنهاست.
هر کلام خدا حاوی روح و زندگی خداست و انسان روحانی را تغذیه می کند, و با تسلیم و اطاعت از کلام خدا, انسان روحانی باید تا بلوغ معنوی رشد کند.
آن ها, کسانی که به مسیح تعلق دارند و از آب و روح متولد شده اند، به سخنان عیسی گوش خواهند داد و اطاعت کرده و در زندگی خود آنها را انجام خواهند داد..
آنها اراده خدا را می شناسند و ارواح را تشخیص می دهند و خیر و شر را می شناسند. قلمرو غیب دیگر برای آنها پنهان و احمقانه نخواهد بود, اما بر آنها آشکار شده و به واقعیت تبدیل شده است. آنها دقیقاً خواهند دید که با چه دروغها و قدرتهایی سر و کار دارند و چه روحیاتی مردم را کنترل میکنند و آنها را در اسارت نگه میدارند..
انسان نفسانی, که متعلق به جهان است, در تاریکی و مرگ در ذهنش کور شده است, اما فرزندان خدا (هم نر و هم ماده) به خاطر حقیقت ببینید, نور, و زندگی.
کلماتی که باور می کنید و دنبال می کنید مسیری را که در آن قدم می گذارید تعیین می کند
عیسی گریه کرد و گفت, او که به من ایمان دارد, به من ایمان ندارد, اما روی او که مرا فرستاد. و او که مرا می بیند او را می بیند که مرا فرستاد. من به جهان نوری آمده ام, تا هر کس به من ایمان آورد در تاریکی ها ماندگار نشود. و اگر کسی حرفهای من را می شنود, و باور نکنید, من درباره او قضاوت نمی کنم: زیرا من آمدم که در مورد جهان قضاوت نکنم, اما برای نجات جهان. کسی که مرا طرد می کند, و سخنان مرا نمی پذیرد, یکی از او را دارد که او را قضاوت می کند: کلمه ای که من گفته ام, همین روز او را در آخرین روز قضاوت می کند. چون من از خودم حرف نزده ام; اما پدری که مرا فرستاد, او به من دستور داد, آنچه باید بگویم, و آنچه باید صحبت کنم. و می دانم که فرمان او حیات جاودانی است: هرچه من صحبت می کنم بنابراین, حتی همانطور که پدر به من گفت, بنابراین من صحبت می کنم (John 12:44-50)
مسیری که در آن قدم می گذارید, به کلماتی که گوش می دهید بستگی دارد, باور کنید, اطاعت کنید و در زندگی خود انجام دهید
حرف های دنیا, که نفسانی و مرگ هستند و به مرگ ابدی منتهی می شوند, کاملاً مخالف سخنان خدا هستند, که روح و حیات هستند و به زندگی جاودانی منتهی می شوند.
انسان نفسانی به سخنان دنیا گوش خواهد داد; سخنان انسان, که گوشت را خوشحال می کند, و به این سخنان ایمان آورده و اطاعت خواهند کرد, به موجب آن جسم سلطنت می کند و شخص کارهای جسمانی را انجام می دهد و میوه مرگ را به بار می آورد, که گناه است.
اما, مرد روحانی, که تسریع شده است (زنده شد) توسط روح, به سخنان خدا گوش خواهد داد, که روح را شاد می کند, و ایمان آورده و از آنها اطاعت خواهد کرد, به موجب آن روح سلطنت می کند و شخص اعمال صالح انجام می دهد و میوه روح را به بار می آورد.
کلام خدا روح و حیات است. و اطاعت از کلام خداوند به معنای دشمنی با دنیا و مرگ بر جسم است (از طرف عقب انداختن پیرمرد و پوشیدن مرد جدید), اما کلمات خدا به معنای صلح با خدا و زندگی برای روح است.
اگر از سخنان خدا اطاعت کنید, که روح هستند و حیات خدا را در بر می گیرند و حیات می بخشند, در راه باریک به دنبال روح بروید.
مسیر باریک آسان ترین راه برای پیمودن در زندگی نیست, اما این تنها راهی است که به زندگی ابدی منتهی می شود
نمک زمین باش’







