در جان 10, عیسی گفت, که او شبان خوب است و گوسفندان او که متعلق به گله او هستند به صدای او گوش می دهند. عیسی گوسفندان خود را میشناسد و گوسفندان او را میشناسند و به او ایمان میآورند و بنابراین آنچه او میگوید انجام میدهند. اما عیسی نه تنها در مورد صدای خود صحبت کرد, بلکه در مورد صدای غریبه ای که گوسفندانش دنبالش نمی آیند. با این حال امروزه افراد زیادی وجود دارند, که خود را مسیحی می نامند و عیسی را پروردگار خود می خوانند, اما به صدای عیسی گوش نده. آنها آنچه را که کتاب مقدس می گوید انجام نمی دهند, اما راه خود را بروند. به صدای غریبه ها گوش می دهند, که سخنان عیسی را موعظه نمی کنند، بلکه سخنان خود را موعظه می کنند و یک انجیل دروغین را موعظه می کنند. این انجیل دروغین آثار تاریکی را ترویج می کند و مردم را نسبت به خدا مغرور و سرکش می کند و باعث می شود که در نافرمانی از کلام او در اسارت گناه قدم بردارند.. به چه صدایی گوش میدی?
اگر متعلق به خدا هستید، به او گوش می دهید
بنی اسرائیل در مصر زندگی کردند 430 سال. نسلی که به دست خدا از قدرت فرعون رهایی یافت، در مصر پرورش یافتند. آنها فرهنگ و بت پرستی مصر را عادی می دانستند. اما, فرهنگ و بت پرستی مصر برای خدا عادی نبود و مطابق خواست او نبود.
پس از آنکه خدا قوم خود را به قدرت خود از قدرت فرعون نجات داد، خداوند این را به قوم اسرائیل در بیابان اعلام کرد..
از طریق نشانه ها و شگفتی ها, خداوند عظمت و قدرت مطلق خود را آشکار کرد, و بالاترین مقام. سپس خداوند ماهیت و اراده خود را با سخنان و دستورات خود شناخته است, که به موسی داد.
مردم باید طرز فکر قدیمی خود را با سخنان و دستورات خداوند تجدید می کردند, تا طرز فکرشان با خواست خدا همسو شود و طبق خواست او در راه او قدم بردارند.
تا زمانی که مردم اسرائیل از سخنان و دستورات خدا اطاعت می کردند و به خواست او زندگی می کردند, قوم خدا خود را از امت های بت پرست متمایز کردند و شاهد خدا بر روی زمین بودند. (A.O. اشعیا 43:10-12; 44:8).
قوم خدا خود را از ملل بت پرست متمایز کردند
از طریق ختنه در بدن در روز هشتم و با حفظ شریعت موسی, که متعلق به ختنه و عهد بود و خدا و اراده او را آشکار کرد, قوم خدا از طریق سیر و سلوک خود هم در جسم و هم در قلمرو طبیعی خود را از ملل بت پرست متمایز می کردند (همچنین بخوانید: ختنه در عیسی مسیح به چه معنی است?).
تا زمانی که قوم خدا از شریعت اطاعت کردند و احکام خدا را حفظ کردند, آنها مانند غیریهودیان در بت پرستی راه نمیرفتند, جادوگری, فساد, زناشویی, (جنسی) نجس بودن, دروغ می گوید, فریب, طمع, و غیره. قوم خدا مقدس راه می رفتند (جدا از دنیا و وقف خدا) در اطاعت از خدا پس از اراده او.
با گوش دادن به صدای خدا و رعایت قانون, یعنی اطاعت از کلام خدا, مردم نشان دادند, که بیش از همه از خدای خود می ترسیدند و دوست داشتند, بالاتر از خودشان و اراده, شهوات, و خواسته های گوشت.
اما حتی در عهد قدیم, مرتباً قوم خدا مصالحه کردند و دین را پذیرفتند, مراسم, عادات, و آداب و رسوم ملل مشرک و مرتکب بت پرستی, زناشویی, و (جنسی) نجس بودن.
آنها به صدای خدا وفادار نماندند، بلکه صدا و سخنان خدا را ترک کردند.
بنی اسرائیل از پیروی صدای خدا دست کشیدند
بارها, اسرائیل از دنبال کردن صدای خدا دست کشید و صدای مردم را دنبال کرد, صدای غریبه ها; صدای پیامبران دروغین, چوپان های دروغین, و معلمان دروغین, و به جای خدا از آنها انتظار داشت. به خاطر ارتدادشان, قوم خدا به اسارت در آمدند, برده داری, و شرایط اسفبار.
اکثریت قوم خدا احکام خدا را خیر و برکت برای زندگی خود نمی دانستند. عوض, در نظر گرفتند احکام خدا به عنوان شیطان و یک بار سنگین. این عمدتاً به این دلیل بود که آنها غیر روحانی بودند و نمی خواستند اراده خدا را انجام دهند. آنها می خواستند اراده و خواست جسمانی را انجام دهند که در آن فطرت گناه آلود حاکم است.
عیسی متعلق به خدا بود و به صدای خدا گوش می داد
عیسی احکام خدا را که بیانگر ماهیت و اراده خداست، باطل نکرد. او با اطاعت از احکام خدا در اراده او شریعت را وضع کرد.
عیسی متعلق به خدا بود و به صدای خدا گوش می داد و هیچ کاری خارج از اراده خدا انجام نمی داد.
عیسی توسط بدن خود رهبری نمی شد. او تحت تأثیر محیط اطرافش قرار نگرفت, و نه توسط مردم, از جمله (مذهبی) رهبران مردم, گفت. اما عیسی مطیع و به صدای پدرش وفادار ماند. او مطابق میل خود در احکامش رفتار کرد و شریعت را به انجام رساند.
عیسی بازتاب خدا بود. سخنان خدا بالاترین اقتدار در زندگی او بود (A.O. عبرانیان 1:3; 5:8).
از طریق تسلیم کامل او در برابر خدا و اطاعت از سخنان او, عیسی, پسر خدا, خود را از دنیا جدا کرد (سیستم جهانی) و خود را از فرزندان شیطان متمایز کرد (هم نر و هم ماده).
از طریق اطاعت او از صدای خدا و حفظ احکام او, عیسی نشان داد که از خدا می ترسد و او را دوست دارد. عیسی نشان داد که به او تعلق دارد و نه هیچ کس دیگری.
و درست مثل عیسی, که از طریق راه رفتن خود نشان داد که متعلق به خدا و پسر اوست, همه, که از خدا زاده شده و متعلق به عیسی مسیح است, از او بترسند و محبت کنند و به صدای او گوش دهند و احکام او را نگاه دارند و شاهد او باشند.
افرادی که به عیسی تعلق دارند به صدای او گوش می دهند
عیسی گفت, گوسفندانش صدای او را می شنوند و از او پیروی می کنند. این بدان معنی است که آنها به عیسی گوش می دهند و آنچه را که عیسی به آنها گفته است انجام می دهند. عیسی نیز گفت, گوسفندان او صدای غریبه را نمی شنوند و به دنبال غریبه نمی روند بلکه از او فرار می کنند, چون صدای غریبه ها را نمی شناسند.
در حقیقت, در حقیقت, من به تو می گویم, کسی که از در وارد آستان گوسفندان نمی شود, اما از راه دیگری بالا می رود, همان دزد و دزد است. اما کسی که از در وارد می شود، شبان گوسفندان است. دربان به سوی او باز می شود; و گوسفندان صدای او را می شنوند: و گوسفندان خود را به نام صدا می کند, و آنها را به بیرون هدایت می کند. و چون گوسفندان خود را بیرون آورد, او پیش از آنها می رود, و گوسفندان او را دنبال می کنند: زیرا صدای او را می شناسند. و از غریبه پیروی نمی کنند, اما از او فرار خواهد کرد: زیرا صدای بیگانگان را نمی شناسند (John 10:1-5)
سپس یهودیان دور او آمدند, و به او گفت, تا کی ما را به شک می اندازی? اگر تو مسیح باشی, به ما واضح بگو. عیسی به آنها پاسخ داد, من به شما گفتم, و شما ایمان نیاوردید: کارهایی که به نام پدرم انجام می دهم, آنها بر من شهادت می دهند. اما شما باور نمی کنید, زیرا شما از گوسفندان من نیستید, همانطور که به شما گفتم. گوسفندان من صدای مرا می شنوند, و من آنها را می شناسم, و از من پیروی می کنند: و من به آنها زندگی جاودانی می دهم; و هرگز هلاک نخواهند شد, هیچ کس آنها را از دست من نخواهد برد. پدر من, که به من داد, از همه بزرگتر است; و هیچ کس نمی تواند آنها را از دست پدر من بیرون کند. من و پدرم یکی هستیم (John 10:24-30)
بسیاری از مسیحیان صدای عیسی را نمی دانند
امروزه افراد زیادی وجود دارند, که خود را مسیحی می نامند, اما صدای عیسی مسیح را نمی شناسم. آنها به صدای عیسی گوش نمی دهند و آنچه کتاب مقدس می گوید را انجام نمی دهند. عوض, آنها به صدای غریبه ها گوش می دهند.
آنها به حرف شیطان و مردم گوش می دهند, که از عقل نفسانی خود صحبت می کنند, و از آنها پیروی کن و سخنانشان را اطاعت کن.
بسیاری از مسیحیان خود کتاب مقدس را نمی خوانند و مطالعه نمی کنند. از این رو سخنان و خواست خدا را نمی دانند و از خیر و شر آگاهی ندارند.
به جای اینکه با خدا وقت بگذرانند و صدای او را بشناسند و به او گوش دهند و خود را با سخنان خدا تغذیه کنند., مسیحیان به دنیا و انواع واعظان گوش می دهند. آنها خود را از سخنان خود تغذیه می کنند و سخنان خود را حقیقت می دانند.
آنها به زندگی خود نگاه نمی کنند و میوه ای که می آورند. آنها کلمات خود را با کلمات کتاب مقدس مقایسه نمی کنند. اما آنها کورکورانه به سخنان آنها اعتماد می کنند و از آنها پیروی می کنند. همه به این دلیل است که خودشان حقیقت خدا را نمی دانند.
از آنجایی که آنها کتاب مقدس را مطالعه نمی کنند, اما به سخنان واعظان تکیه کنید, که چند برابر نفسانی هستند و جهانی و حقیقت خود را موعظه کنند, آنها نسبت به خدا و کلام او ولرم و مرتد می شوند. آنها بر اساس خواست خدا زندگی نمی کنند بلکه خارج از اراده او زندگی می کنند. به خاطر آن, پسران خدا’ (هم نر و هم ماده) خود را از فرزندان شیطان متمایز نکنید.
آیا مسیحیان بازتابی از عیسی هستند؟?
قرار است مسیحیان بازتابی از عیسی باشند (عیسی مسیح واقعی و نه عصر جدید عیسی) و در اطاعت از سخنان او قدم بردارند و خود را از دنیا متمایز کنند.
اما به جای اینکه عیسی مسیح خداوند زندگی آنها باشد و صدای او را بشنود و دستورات او را اطاعت کند, آنها ارباب زندگی خود هستند و پس از اراده زندگی می کنند, شهوات, و خواسته های بدن آنها. حرف می زنند و کارهایی انجام می دهند, که نزد خدا مکروه است و خلاف میل اوست.
بارها مسیحیان را با خود پایین می آورند و با رفتار گناه آلود خود کلیسا را آلوده می کنند و خون عیسی را ناپاک می دانند..
قوم خدا با رعایت شریعت خود را از ملل بت پرست متمایز کردند. عیسی مسیح خود را از انسان جسمانی متمایز کرد, آفرینش قدیمی, از طرف حفظ احکام خدا و اجرای شریعت, و مسیحیان, که در مسیح خلقت جدیدی شده اند, خود را از خلقت قدیمی متمایز کنند, که متعلق به دنیا هستند و در تاریکی راه می روند, با راه رفتن با ایمان بر اساس قانون روح زندگی.
اما, با توجه به این واقعیت که بسیاری از مسیحیان به صدای جهان و صدای واعظان گوش می دهند, کسانی که فکر نفسانی دارند و متعلق به دنیا هستند, و صدای دنیا را بالاترین مقام زندگی خود بدانند, آنها مانند دنیا زندگی می کنند و به همین دلیل بین مؤمن و کافر تقریباً تفاوتی وجود ندارد.
مسیحیان زیادی وجود دارند, که مخلص هستند و می خواهند درست راه بروند, اما به دلیل واعظان جسمانی و مسیحیان جسمانی, آنها با دروغ های خود گمراه می شوند و به کارهای جسمانی ادامه می دهند و در گناه استقامت می کنند و به خواست شیطان در اسارت مرگ زندگی می کنند..
کتاب مقدس چه می گوید?
در هر سه دوره در کتاب مقدس, اراده خدا همیشه ثابت بوده است. نه خدا, اما مردم تغییر کردند. مردم سخنان خدا را تغییر دادند و پیچیدند و چیزهای جدیدی به وجود آوردند و پیام خود را تبلیغ کردند.
البته, ما باید عهد قدیم را تشخیص دهیم, که با خون حیوانات مهر و موم شده بود و برای پیرمرد جسمانی بود, و عهد جدید, کدام است با خون عیسی مهر شده است و برای انسان جدید روحانی در نظر گرفته شده است. اما, اراده خدا با عهد جدید تغییر نکرد و هرگز تغییر نخواهد کرد!
آثار گوشت (یعنی. دروغ, بت پرستی, (جنسی) نجس بودن (فساد, فحشا, تماشای پورن, استمناء, روابط جنسی غیر زناشویی, داشتن رابطه جنسی با افراد متکثر یا افرادی از جنس خود یا کودکان یا حیوانات, و غیره) زناشویی, خلوت, سرقت, مستی و غیره, از کارهای پیرمرد است و باید به تعویق افتاد.
این کارهای جسمانی به زندگی پسران خدا تعلق ندارد.
و هیچ کس نمی تواند بگوید, که این غیر ممکن است. زیرا کتاب مقدس می گوید که با قدرت عیسی مسیح و روح القدس, انسان جدید قادر است کارهای بدن را به تعویق بیندازد.
در واقع, کلام دستور می دهد که اعمال بدن را به تعویق بیندازید پیرمرد را کنار بگذار و به مرد جدید را قرار دهید, که به صورت خدا آفریده شده است. (A.O. افسسیان 4:20-32, کولوسیان 3:1-14).
ترس و عشق به خدا و اراده انسان
اما همه چیز به ترس و عشق به خدا و اراده انسان بستگی دارد. آیا شخص با تمام وجود از خدا می ترسد و دوست دارد؟, روح, فکر, و قدرت و اراده خود را تسلیم خواست خدا کرد?
آیا شخص حاضر است کارهای بدن را بگذارد یا اینکه او کارهای بدن را بیشتر از خدا دوست دارد و میخواهد برای خشنود کردن خود و برآوردن خواستههای بدن به انجام کارهای بدن ادامه دهد.? اگر مورد دوم باشد, مردم باید به دنبال واعظان و مسیحیان باشند, که مانند آنها جسمانی هستند, و آنچه را که می خواهند بشنوند بگویند و کارهای جسمانی آنها را تأیید و تأیید کنند.
ثمره زندگی مردم ثابت می کند که به چه کسی تعلق دارند و به چه صدایی گوش می دهند
مردم, کسانی که از خدا متولد شده اند و واقعاً از آن او هستند، به صدای او گوش خواهند داد. حتی زمانی که صدای خدا با اراده یا احساسات آنها مطابقت ندارد.
عیسی سخنان پدرش را می گوید و روح القدس سخنان عیسی را بیان می کند. بنابراین روح القدس همیشه بر اساس آنچه کلام می گوید صحبت می کند.
کلام بازتاب خدا و ذات اوست و اراده او را آشکار می کند.

بنابراین, اگر مردم بگویند, به عنوان مثال, آن یک دروغ کوچک سفید, ازدواج با کافر, با هم ازدواج نکرده است, فساد, روابط جنسی غیر زناشویی, (جنسی) نجس بودن, زناشویی (طلاق), سقط جنین, اتانازی, بت پرستی, و جادوگری بد نیست, و درگیر شدن با ادیان شرقی, و فلسفه ها و اعمال, مثل یوگا, مدیتیشن, ذهن آگاهی, ریکی, طب سوزنی, هنرهای رزمی, و غیره. بد و مضر نیست و برای مسیحیان مجاز است, آنگاه خود را برتر از خدا میدانند و دروغ میگویند زیرا سخنانشان با سخنان و خواست خدا در تضاد است (همچنین بخوانید: آیا می توانید معنوی را از فلسفه ها و شیوه های شرقی جدا کنید? و آیا می توانید گناهان را تحت لطف نگه دارید?).
سخنان آنها ثابت می کند که غیر روحانی هستند و ارواح را تشخیص نمی دهند و اراده خدا را نمی دانند و بر اساس کلام و روح زندگی نمی کنند.. بنابراین, شما باید حرف های آنها را رد کنید و از آنها فرار کنید, به جای اینکه حرف های آنها را باور و اطاعت کنید و از آنها پیروی کنید.
مسیحیان باید در چارچوب کتاب مقدس زندگی کنند. کلام خدا باید بالاترین مقام در زندگی مسیحیان باشد. به طوری که, مسیحیان’ زندگی همسو با کلمه.
این تنها در صورتی اتفاق می افتد که ترس از خدا و عیسی مسیح در زندگی مسیحیان بازگردد و آنها خدا و کلام او را بالاتر از مردم و جهان قرار دهند..
به چه صدایی گوش میدی?
اگر از خدا زاده شده اید و به عیسی مسیح تعلق دارید و بخشی از گله او هستید, شما صدای او را خواهید شنید و او را دنبال خواهید کرد. آنچه عیسی گفت را انجام دهید و احکام او را نگه دارید, به موجب آن خودت را از دنیا متمایز می کنی و نشان می دهی که به جای پسر شیطان، پسر خدا هستی..
نمک زمین باش’






