در کتاب مقدس می خوانیم که عیسی مردی دلسوز بود. عیسی نسبت به مردم شفقت داشت. اما با اینکه عیسی مردی دلسوز بود و نسبت به مردم دلسوز بود, عیسی هرگز سازش نکرد. عیسی هرگز تغییر نکرد و پیام خود را با اراده تنظیم کرد, احساسات و خواسته های مردم. شفقت عیسی با شفقت بیشتر مسیحیان امروزی متفاوت بود. چگونه شفقت عیسی با اکثر مسیحیان امروزی متفاوت بود? چرا عیسی با شفقت نسبت به مردم حرکت کرد؟? عیسی چه کرد’ شفقت شبیه? کتاب مقدس در مورد شفقت عیسی چه می گوید؟? نمونه هایی از شفقت عیسی در کتاب مقدس چیست؟?
عیسی بازتاب پدرش بود و پادشاهی او را نمایندگی می کرد
خداوند, که در زمان های مختلف و به شیوه های مختلف در زمان های گذشته توسط پیامبران با پدران سخن می گفت, در این روزهای آخر توسط پسرش با ما صحبت کرده است, که او را وارث همه چیز قرار داده است, به وسيله او جهانيان را آفريد; که روشنایی جلال اوست, و تصویر صریح شخص او, و همه چیز را با کلام قدرت خود حفظ می کند, هنگامی که او به تنهایی گناهان ما را پاک کرد, بر دست راست اعلیحضرت در بالا نشست; ساخته شدن خیلی بهتر از فرشته ها, زیرا او به وراثت نامی نیکوتر از آنها به دست آورده است. در تمام شهرها و روستاها رفت و آمد کرد, تدریس در کنیسه های آنها, و موعظه انجیل ملکوت, و شفای هر بیماری و هر بیماری در میان مردم (عبرانیان 1:1-4))
عیسی انعکاس پدرش بود و با قدرت روح القدس در اقتدار خدا راه می رفت. عیسی با جسارت راه می رفت و پیام پادشاهی را موعظه می کرد و تحت تأثیر مردم قرار نمی گرفت و مرعوب نمی شد..
عیسی اجازه هیچ شک و وسوسه ای را نداد. هیچ کس نتوانست عیسی را از موعظه حقیقت و آوردن پادشاهی خدا به مردم باز دارد.
عیسی تنها یک مأموریت داشت و آن مأموریت این بود که اراده پدرش را به انجام رساند و کار او را بر روی زمین به انجام رساند..
عیسی بر اساس روح زندگی کرد و نه بر اساس جسم. عیسی وضعیت و ماهیت انسان سقوط کرده را دید; پیرمرد. عیسی بی ایمانی آنها را دید, افکار نفسانی, کوری معنوی, اسارت معنوی و نحوه زندگی آنها به عنوان گوسفند بدون چوپان. و از این رو عیسی با شفقت متأثر شد.
زیرا عیسی مردی دلسوز بود, عیسی آنچه مردم نیاز داشتند را داد. عیسی حقیقت را آشکار کرد و به آنها زندگی داد و آنها را سالم ساخت (آنها را شفا داد).
عیسی تحت تأثیر شفقت قرار گرفت
و عیسی در تمام شهرها و روستاها گشت, تدریس در کنیسه های آنها, و موعظه انجیل ملکوت, و شفای هر بیماری و هر بیماری در میان مردم (متیو 9:35)
و عیسی, وقتی بیرون آمد, مردم زیادی را دید, و با دلسوزی نسبت به آنها متأثر شد, زیرا آنها مانند گوسفندانی بودند که شبان نداشتند: و او شروع به آموزش چیزهای زیادی به آنها کرد (علامت 6:34)
وقتی عیسی از آن شنید, از آنجا با کشتی به مکانی بیابانی جدا شد: و هنگامی که مردم آن را شنیدند, از شهرها پیاده به دنبال او رفتند. و عیسی بیرون رفت, و انبوهی را دید, و با دلسوزی نسبت به آنها متأثر شد, و بیماران آنها را شفا داد (متیو 14:13-14)
هنگامی که عیسی به کوه در جلیل رفت. و جماعت بسیار به سوی او آمدند, کسانی که لنگ بودند با خود داشتند, کور, گنگ, معلول, و بسیاری دیگر, و آنها را نزد عیسی انداخت’ پا; و آنها را شفا داد: به گونه ای که انبوه مردم تعجب کردند, وقتی دیدند لال حرف می زند, ناقص بودن کامل, لنگ راه رفتن, و نابینایان برای دیدن: و خدای اسرائیل را تجلیل کردند.
سپس عیسی شاگردان خود را نزد خود خواند, و گفت, من برای انبوه ترحم می کنم, زیرا آنها اکنون سه روز با من ادامه می دهند, و چیزی برای خوردن ندارند: و آنها را روزه نخواهم فرستاد, مبادا در راه غش کنند. و شاگردانش به او گفتند, از کجا باید این همه نان در بیابان داشته باشیم, به طوری که برای پر کردن تعداد زیادی? (متیو 15:29-39)
عیسی بر مردان نابینا دلسوزی کرد
و چون از اریحا می رفتند, خیل عظیمی او را دنبال کرد. و, ببین, دو مرد کور کنار راه نشسته اند, وقتی شنیدند که عیسی از آنجا گذشت, فریاد زد, گفت, به ما رحم کن, پروردگار, ای پسر داوود. و جماعت آنها را سرزنش کردند, زیرا آنها باید آرامش خود را حفظ کنند: اما آنها بیشتر گریه می کردند, گفت, به ما رحم کن, پروردگار, تو پسر داوود. و عیسی ایستاد, و آنها را صدا زد, و گفت, چه می خواهید که من با شما انجام دهم? به او می گویند, پروردگار, تا چشمان ما باز شود. پس عیسی بر آنها دلسوزی کرد, و چشمانشان را لمس کرد: و فوراً چشمانشان بینا شد, و از او پیروی کردند (متیو 20:29-34)
عیسی بر جذامی دلسوزی کرد
و جذامی نزد او آمد, التماس از او, و به سوی او زانو زدند, و به او گفتن, اگر بخواهی, تو می توانی مرا پاک کنی. و عیسی, با دلسوزی حرکت کرد, دستش را دراز کن, و او را لمس کرد, و به او می گوید, من خواهم کرد; پاک باش. و به محض اینکه صحبت کرد, بلافاصله جذام از او دور شد, و او پاک شد (علامت 1:40-42)
عیسی بر بیوه زن دلسوزی کرد, که پسرش فوت کرد
و روز بعد اتفاق افتاد, که به شهری به نام نایین رفت; و بسیاری از شاگردانش با او رفتند, و بسیاری از مردم. اکنون هنگامی که به دروازه شهر نزدیک شد, ببین, یک مرد مرده انجام شد, تنها پسر مادرش, و او یک بیوه بود: و بسیاری از مردم شهر با او بودند.
و وقتی خداوند او را دید, به او دلسوزی داشت, و به او گفت, گریه نکن. و او آمد و آغشته را لمس کرد: و کسانی که او را به دنیا آوردند ایستادند. و او گفت, مرد جوان, من به تو می گویم, برخیز. و آن مرده نشست, و شروع کرد به صحبت کردن. و او را به مادرش سپرد. و ترسی در همه وجود داشت: و خدا را تسبیح گفتند, گفت, که پیامبر بزرگی در میان ما قیام کرده است; و, اینکه خدا قومش را زیارت کرده است (لوقا 7:11-16)
عیسی مردی دلسوز, ایلعازر را از مردگان زنده کرد
هنگامی که عیسی به قبر خود رسید و هنگامی که عیسی او را در حال گریه دید, و یهودیانی که با او آمده بودند نیز گریه می کردند, او در روح ناله کرد, و مضطرب شد, و گفت, کجا او را گذاشته اید? به او گفتند, پروردگار, بیا و ببین. عیسی گریه کرد. سپس یهودیان گفتند, بنگر که چگونه او را دوست داشت! و برخی از آنها گفتند, این مرد نمی تواند, که چشمان نابینا را باز کرد, باعث شده اند که حتی این مرد هم نباید می مرد? پس عیسی دوباره با ناله در خود به قبر میآید. غار بود, و سنگی بر آن نهاد.
عیسی گفت, سنگ را بردارید. مارتا, خواهر او که مرده بود, به او می گوید, پروردگار, در این زمان او بوی بد می دهد: زیرا او چهار روز مرده است. عیسی به او گفت, گفت من به تو نیستم, این که, اگر باور کنی, تو باید جلال خدا را ببینی? سپس سنگ را از جایی که مرده گذاشته بودند برداشتند.
و عیسی چشمان خود را بلند کرد, و گفت, پدر, از تو سپاسگزارم که مرا شنیدی. و من می دانستم که تو همیشه مرا می شنوی: اما به خاطر مردمی که کنارشان ایستاده اند این را گفتم, تا ایمان بیاورند که تو مرا فرستادی. و هنگامی که او چنین گفت, با صدای بلند گریه کرد, لازاروس, بیرون بیاید. و آن مرده بیرون آمد, دست و پا را با لباس قبر بسته اند: و صورتش با دستمال بسته شده بود. عیسی به آنها گفت, ولش کن, و او را رها کن (John 11:33-44).
عیسی مردی دلسوز
وقتی به عیسی نگاه می کنیم’ زندگی, می توانیم نتیجه گیری کنیم, که عیسی مردی دلسوز بود. عیسی همیشه دلسوز بود, وقتی دید مردم در رنج هستند. وقتی کفر آنها را دید متاثر شد, کوری و اسارت معنوی به پادشاهی تاریکی.
اما, عیسی توسط روح حرکت کرد و نه توسط جسم. بنابراین عیسی هرگز اجازه نداد موقعیت ها و/یا احساسات و عواطف جسمانی او بر زندگی او غالب شوند. عیسی با قدرت در مورد وضعیت صحبت کرد, بیماری, بیماری, مرگ, و غیره, و دستور داد که چه کند. هر آنچه عیسی دستور داد انجام دهید, به وقوع پیوست.
همه این متون مقدس باید نمونه ای برای شما و زندگی روزمره شما باشند.
وقتی هستی دوباره متولد شده است در عیسی مسیح, شما همان روح عیسی را دارید: روح القدس.
روح القدس برای همه مردم شفقت دارد, چه کسانی هستند (ذهنی) بیمار یا بیمار, فقیر, گمشده, و در اسارت شیطان و پادشاهی او زندگی کنید.
چیکار میکنی, وقتی با کسی ملاقات می کنی, که نیاز دارد? آیا شما همه نوع کتاب مقدس را به طرف شخص پرتاب می کنید؟? آیا فرد را با کارهایی که درست انجام نمی دهد مواجه می کنید؟? آیا در گذشته فرد کاوش خواهید کرد?
یا عاشقانه در کنار آن شخص می ایستید و با آن شخص دعا می کنید و با موقعیت یا مشکل صحبت می کنید و به آنچه می خواهید دستور می دهید انجام دهید و موقعیت یا مشکل را حل کنید. (همچنین بخوانید: در سوراخ گذشته خود نیفتید)
عیسی نمونه شماست
عیسی نمونه شماست. شما باید همان زندگی را داشته باشید که عیسی زندگی می کرد. خود را با شاگردان و مردم عهد عتیق مقایسه نکنید, اما خود را با عیسی مسیح مقایسه کنید. زیرا عیسی مسیح است اولین زاده خلقت جدید.
او استاد شماست و زمانی که خلقت جدیدی شده اید, شما باید به او گوش دهید واو را دنبال کنید, و خود را در مقدس ترین ایمان خود بسازید, تا از نظر روحی به بلوغ برسید و شبیه او شوید و مانند او مردی دلسوز یا زن دلسوز باشید..
عیسی هرگز به عقب نگاه نکرد و هرگزدر گذشته یک فرد حفاری شده است. او هرگز به علت مشکل نگاه نکرد, اما او مشکل را حل کرد.
اگر عیسی در گذشته یک شخص نکاو نمی کرد, برای کشف علت مشکل, پس نباید در گذشته یک شخص هم بگردید.
شما باید به جای روانشناسان از او الگو بگیرید. شما باید با قدرت روح القدس در اختیار او قدم بردارید. به جای قدم زدن در دانش روانشناسان و به کارگیری آموزه ها و روش های روانشناختی برای کمک و تحویل انسان.
عیسی به نام پدرش آمد و به انسان خدمت کرد
عیسی به نام پدر به زمین آمد و مأموریت عیسی خدمت به مردم بود. که ماموریت شما هم هست; خدمت به مردم به جای کنترل و دستکاری مردم و حکومت بر آنها.
وقتی عیسی روی این زمین راه می رفت, عیسی در دو فرمان بزرگ قدم برداشت, که توسط آن کل قانون تحقق می یابد. یعنی:
- یَهُوَه خدای خود را با تمام قلب خود دوست بدارید, روح, فکر, و قدرت
- همسایه خود را مانند خود دوست بداری(متیو 22:37-39)
اگر شما واقعا خدا را دوست دارم با تمام قلبت و با تمام روحت و با تمام ذهنت, یعنی خودت را تسلیم او کنی و نگه داری اوامر او و مطیع او باشید و اراده او را انجام دهید, سپس از این عشق, شما قادر خواهید بود همسایه خود را مانند خودتان دوست داشته باشید.
تنها کاری که باید انجام دهید این است, برای گرفتن موقعیت خود در مسیح. سفیر پادشاهی خدا باشید. نمایندگی کند, موعظه کنید و انجیل را برای مردم بیاورید و مردم را از هر گونه اسارت آزاد کنید نام عیسی مسیح; اقتدار عیسی مسیح.
«نمک زمین باش»





