تقریباً همه درباره عیسی شنیده یا خوانده اند, اما عیسی کیست? بسیاری از مسیحیان تصویری از یک نوع بودن عیسی خلق کرده اند, مرد مهربان و آرام, که با صدای ملایمی صحبت می کرد و همیشه دوست داشتنی بود, مراقبت, و بخشنده. به گفته بسیاری از مسیحیان, عیسی اهل قضاوت نبود، اما همه رفتارهای مردم را می پذیرفت, از جمله گناه. اما آیا این تصویر از عیسی با آنچه کتاب مقدس در مورد عیسی می گوید مطابقت دارد؟? بیایید ببینیم که عیسی مسیح واقعاً بر اساس کتاب مقدس کیست.
عیسی مسیح بر اساس کتاب مقدس کیست؟?
عیسی مسیح پسر خدا و کلام زنده است. عیسی توسط پدر به زمین فرستاده شد تا کار رستگاری را برای بشریت انجام دهد. او آمد تا ترمیم کند (درمان) انسان سقوط کرده و دوباره انسان را با خدای پدر آشتی دهد.
عیسی بازتاب پدرش بود و به نام خدا بر روی زمین راه می رفت; در اختیار خداوند, با نشانه ها و شگفتی هایی که او را دنبال می کنند. او نمایندگی کرد, موعظه کرد, و پادشاهی خدا را به خاندان اسرائیل آورد و آنها را به توبه فرا خواند.
عیسی پدر را خشنود کرد اطاعت از سخنان او و انجام او. او هرگز سازش نکرد. او هرگز در برابر افراد یا موقعیتها سر تعظیم فرود نمیآورد. تنها زمانی که عیسی تعظیم کرد, زمانی بود که ههونگ روی صلیب بود.
عیسی از مردم نترسید. او هرگز قصد نداشت خوشایند مردم و هرگز به مردم اجازه نداد که او را تکریم و تجلیل کنند. عیسی همیشه مردم را به پدرش ارجاع می داد, تا به او تمام جلال و تمام افتخار را بدهم.
چگونه خداوند عیسی ناصری را به روح القدس و با قدرت مسح کرد: چه کسی به انجام کارهای خوب پرداخت, و شفای همه مظلومان از شیطان; زیرا خدا با او بود
اعمال 10:38
هدف عیسی چه بود؟’ زندگی روی زمین?
هدف عیسی’ قرار بود زندگی روی زمین احیا شود (درمان) چه آدم (اولین پسر خدا روی زمین) نافرمانی خود را از پدرش شکسته بود.
آدم و به خاطر گناهش گناه کرد, آدم از جایگاه خود سقوط کرد و نفرین گناه و مرگ را بر بشریت و زمین آورد. (همچنین بخوانید: نبرد در باغ).
عیسی از پدرش اطاعت کرد و با قدوسیت و عدالت قدم برداشت. او پدرش را بیش از همه دوست داشت, که در گفتار و کردار او نمایان بود.
عیسی به دنبال روح رفت وقانون را اجرا کرد.
وقتی عیسی را مصلوب کردند و او به درخت آویزان شد; صلیب, او تمام گناهان و گناهان بشریت سقوط کرده را در بدن خود بر روی صلیب حمل کرد.
عیسی مرد و وارد پادشاهی مرگ شد (جهنم, هادس). اما مرگ آنقدر قوی نبود که او را در هادس نگه دارد.
به قدرت روح القدس, خداوند عیسی را از مردگان زنده کرد.
پس از 40 روزها, عیسی به آسمان عروج کرد و در دست راست پدرش جای گرفت. عیسی زنده است و برای همیشه زنده است.
اکنون که همه مردم تعمید گرفتند, اتفاق افتاد, که عیسی نیز در حال تعمید است, و دعا کردن, بهشت باز شد, و روح القدس به شکل بدنی مانند کبوتر بر او نازل شد, و صدایی از آسمان آمد, که گفت, تو پسر محبوب من هستی; من از تو خشنود هستم. و خود عیسی حدوداً سی ساله شد, بودن (همانطور که قرار بود) پسر یوسف, که پسر حلی بود, که پسر متّی بود, که پسر لاوی بود, … … که پسر انوس بود, که پسر شیث بود, که پسر آدم بود, که پسر خدا بود
لوقا 3:21-24, 38
عیسی راه به سوی پدر و زندگی ابدی است
عیسی راهی شد برای بشریت سقوط کرده برای رهایی از قدرت شیطان, گناه و مرگ, و طبیعت گناه آلود خلقت قدیمی, و از طریق تجدید حیات در او با خدا آشتی کنید.
پس از کار رستگارانه او, عیسی به او قدرت و اختیار داد آفرینش جدید, که ایمان آوردند و دوباره در او متولد شدند, تا شاهد او در زمین باشم.
حالا بیایید به عیسی نگاه کنیم’ زندگی, تا بفهمیم عیسی کیست.
تولد عیسی مسیح در کتاب مقدس
همه چیز با شروع شد وعده که خداوند از طریق فرشته بزرگ جبرئیل به مریم عطا کرد. جبرئیل به ماریا گفت که در شکم او حامله خواهد شد و پسری به دنیا خواهد آورد: عیسی. فرشته بزرگ جبرئیل به او گفت که او بزرگ خواهد شد و او را پسر اعلی می نامند.
یهوه خدا تخت پدرش داود را به او خواهد داد و تا ابد بر خاندان یعقوب سلطنت خواهد کرد.. پادشاهی او پایانی نخواهد داشت.
هنگامی که روح القدس بر مریم باکره شناور بود, قدرت اعلی او را تحت الشعاع قرار داد, و حامله شد. پس از 40 هفته ها, مریم پسری عیسی به دنیا آورد.
عیسی بزرگ شد و از نظر روحی قوی شد, پر از خرد. و لطف خدا بر او بود (لوقا 2:40)
وقتی عیسی بود چه اتفاقی افتاد 12 ساله?
وقتی عیسی دوازده ساله بود, او با پدر و مادرش به اورشلیم رفت تا عید فصح سالانه را جشن بگیرد. وقتی پدر و مادرش به خانه برگشتند, عیسی در معبد اورشلیم ماند. پدر و مادرش فکر می کردند که او با آنها در شرکت است. اما هنگامی که آنها به دنبال او بودند, آنها نتوانستند او را پیدا کنند. بنابراین, به اورشلیم بازگشتند, برای جستجوی او.
وقتی پدر و مادرش وارد معبد شدند, آنها او را پیدا کردند, نشستن در میان پزشکان (معلمان), هم شنیدن آنها و هم سوال پرسیدن از آنها.
همه مردم, کسانی که سخنان عیسی را شنیدند شگفت زده شدند. وقتی مادر عیسی از او پرسید, چرا با آنها نیامد, او پاسخ داد, چگونه است که تو به دنبال من بودی? آیا نمی دانستی که من باید در مورد کار پدرم باشم?
پدر و مادرش متوجه حرف او نشدند و او با آنها رفت (لوقا 2: 41-52).
وقتی عیسی بود چه اتفاقی افتاد 30 ساله?
وقتی عیسی بود 30 ساله, او در رود اردن غسل تعمید داده شد, توسط جان باپتیست. هنگامی که عیسی تعمید یافت, شروع کرد به دعا کردن, و آسمان گشوده شد و روح القدس به شکل جسمانی نازل شد, مثل کبوتر, بر او. سپس صدایی از آسمان آمد و گفت, تو پسر محبوب من هستی; من از تو خشنود هستم (لوقا 3:21-22).
پس از تعمید عیسی توسط جان باپتیست و پر از روح القدس, او از رود اردن بازگشت و توسط روح به بیابان هدایت شد. در بیابان, عیسی چهل روز چیزی نخورد. به مدت چهل روز, شیطان او را وسوسه کرد (لوقا 4:2-13).
اما عیسی در برابر شیطان مقاومت کرد و در دام او نیفتاد. او به کلام پدرش وفادار و مطیع ماند, زیرا او پدرش را می شناخت و پدرش را دوست داشت, و از او ترسیدند.
بنابراین برای شما مهم است, تا او را بشناسم و اراده او را بشناسم. به طوری که, شما قادر خواهید بود در برابر شیطان مقاومت کنید. تنها راه شناخت پدر و اراده او از طریق کتاب مقدس است (کلام او).
پس از وسوسه در بیابان, عیسی با قدرت روح به جلیل بازگشت. از آن لحظه به بعد, ما در مورد عیسی می خوانیم’ آموزه ها و نشانه ها و شگفتی هایی که از او پیروی کردند.
عیسی موعظه کرد و پادشاهی خدا را برای مردم آورد و قوم بنی اسرائیل را به توبه فرا خواند.. با اقتدار صحبت می کرد و تدریس می کرد.
عیسی با اقتدار سخن گفت و تعلیم داد
عیسی با قدرت سخن گفت و تعلیم داد و از فریسیان و صدوقیان دور نشد. عوض, عیسی با اینها مقابله کرد (مذهبی) رهبران خاندان اسرائیل با حرکت و سخنان ریاکارانه مذهبی خود, که به زبان می آوردند و به مردم یاد می دادند, اما خود را حفظ نکردند.
عیسی از افشای آنچه در دل آنها بود و گفتن در مورد افکار آنها هراسی نداشت. او می دانست که واقعاً چه کسانی هستند و چگونه راه می روند. عیسی همه چیز را افشا کرد, که از چشم انسان طبیعی پنهان مانده بود.

عیسی آنها را نسل افعی نامید, مارها, منافقین, قبرهایی که به نظر نمی رسند, پسران شیطان, و رهبران کور. (متیو 15:7-14; 23:24,33, لوقا 11:37-54; 12:56).
می توان موقعیت فریسیان و صدوقیان را با هم مقایسه کرد (وکلا, معلمان), با متکلمان, کاهنان, و رهبران کلیسا در این زمان.
کاتبان شریعت موسی را می دانستند. آنها در برابر چشم مردم زندگی پرهیزگاری داشتند و سخنان عبادی می گفتند. مردم آنها را تحسین می کردند, که امروز نیز اتفاق می افتد. (همچنین بخوانید: شباهت های رهبران قوم خدا در آن زمان و اکنون).
اما, عیسی روحانی بود و نه جسمانی. بنابراین عیسی از آنچه در قلمرو طبیعی دید متاثر نشد. قلوب و مقام معنوی آنها را می دانست. او آنچه را در آنها بود تشخیص داد و از آنها نترسید, نه از آنها می ترسید, اما با آنها مقابله کرد.
عیسی اراده پدرش را انجام داد. او کارها را انجام داد, کاری که پدرش را دیده بود و دریغ نکرد.
عیسی پطرس را شیطان نامید
هنگامی که عیسی در مورد مصائب خود صحبت کرد و پطرس خواست از وقوع آن جلوگیری کند, او به پیتر گفت, پشت سر من بیا, شیطان: تو برای من توهین هستی: زیرا شما چیزهای خدا را نمی چشید, اما آنهایی که از مردان هستند (متیو 16:23).
پیتر از روی احساساتش صحبت کرد (گوشت او) و بر امور ملکوت خدا متمرکز نبود.
در حالی که عیسی در متی به پطرس گفت 16:17, خوشا به حال تو, سیمون بارجونا: زیرا گوشت و خون آن را بر تو آشکار نکرده است, اما پدر من که در آسمان است.
تصور کنید, که برادر یا خواهر مسیحی شما شما را شیطان خطاب می کند. چه واکنشی نشان می دهید?
“خانه پدرم را خانه تجارت مباش“
و فراموش نکنیم که در معبد چه گذشت, وقتی عید فصح نزدیک بود. هنگامی که او آنها را پیدا کرد, که گاو و گوسفند و کبوتر می فروخت, و صرافانی که در معبد نشسته اند (John 2:13-18).
عیسی تازیانه ای از طناب های کوچک ساخت و همه آنها را از معبد بیرون کرد, و گوسفند و گاو. او پول صرافی ها را ریخت و میزها را زیر و رو کرد; و به آن ها گفت, که کبوترها را فروخت, خانه پدرم را خانه تجارت مباش.
چه در مورد آن? فروشندگان و صرافان در معبد بودند تا حیوانات را به مردم معبد بفروشند. تا بتوانند این حیوانات را برای خدا قربانی کنند.
حیوانات قربانی برای خدا بود. شاید آنها سال ها این کار را انجام می دادند و این یک کار عادی بود.
اما عیسی اراده پدرش را می دانست. او هدف معبد را می دانست. به همین دلیل آنها را بیرون کرد و از گفتن دلیل بیرون راندن آنها نترسید..
تصور کنید این اتفاق در کلیساها می افتد, جایی که کتاب می فروشند, سی دی ها, دی وی دی ها, و مسیحیان دیگر’ کالا یا غذا و نوشیدنی.
چه اتفاقی می افتد اگر به کلیسا بروید و همه چیز را از قفسه کتاب بیرون بیاورید و روی زمین بیندازید, یا آن را بیرون در خیابان انداخت?
تصور کنید به یک رستوران در کلیسا می روید, واژگون کردن میز و صندلی ها, و تمام غذاهای آماده شده را در سطل های زباله دور بریزید. فکر می کنید چه اتفاقی می افتد? من فکر می کنم که امنیت یا برخی از مسیحیان بلافاصله شما را می گیرند, شما را متوقف کند, و شما را از کلیسا بیرون می کنند (همچنین بخوانید: آیا کلیسا به لانه دزدان تبدیل شده است؟?).
عیسی یک مرد عادل با اقتدار و شفقت است
آیا عیسی یک هوسباز بود؟? آیا او همه رفتارها را تحمل و تأیید می کرد؟, از جمله گناهان مردم? مطلقا نه! واقعا عیسی کی بود? عیسی مردی دوست داشتنی است و پر از شفقت. اما او همچنین مردی مقدس و عادل است.
عیسی با قدوسیت راه می رفت, عدالت, و اقتدار در این زمین. در طول زندگی او, عیسی تمام سخنان و دستورات پدرش را اطاعت کرد و اراده او را انجام داد.
من از خودم هیچ کاری نمی توانم انجام دهم: همانطور که می شنوم, من قضاوت می کنم: و قضاوت من فقط است; زیرا من به دنبال اراده خودم نیستم, اما اراده پدر که برای من فرستاده است (John 5:30)
زیرا پدر پسر را دوست دارد, و هر آنچه را که خودش انجام می دهد به او نشان می دهد (John 5:19-20)
عیسی پدرش را بیش از همه دوست داشت. او پدرش را کاملاً می شناخت, زیرا او زمان زیادی را با پدرش سپری کرد. او پیوسته با پدر در اتحاد بود, با بیان سخنان او و انجام کارهای او.
عیسی عاشقانه راه رفت; عشق عادلانه پدرش, زیرا او از پدرش اطاعت کرد و احکام او را نگاه داشت.
او با قداست و اقتدار بر روی زمین گام برداشت, انجام اراده پدرش. او نه شریک گناه بود و نه مروج گناه, اما عیسی گناه را آشکار کرد, با مواجهه مردم با گناهانشان, و آنها را به توبه دعوت می کند.
در طول زندگی او بر روی زمین, شیطان و مردم او را وسوسه و جفا کردند, اما عیسی هرگز گناه نکرد. عیسی تا آخر عمر مطیع پدرش ماند.
نمک زمین باش’





