همانطور که در وبلاگ قبلی ذکر شد, علاقه به ماوراء الطبیعه در بین کافران و مؤمنان طی سال های گذشته به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. برای راه رفتن در ماوراء الطبیعه و انجام نشانه ها و معجزات لازم نیست دوباره متولد شوید و از عیسی پیروی کنید.. بسیاری از مؤمنان هستند, درست مثل کافران, کنجکاو و علاقه مند به ماوراء طبیعی هستند و به همین دلیل مشتاق شنیدن بیشتر در مورد آن هستند. به همین دلیل است, در بسیاری از کلیساها, خطبه ها, دکترین ها (آموزه ها) و سمینارها عمدتاً مبتنی بر راه رفتن در ماوراءالطبیعه و انجام نشانه ها و شگفتی ها هستند.
آیا انجام علائم و عجایب اشکال دارد؟? نه همه! اما نشانه ها (یعنی. بیرون راندن شیاطین, صحبت کردن به زبان های دیگر, شفای بیماران با دست گذاشتن, گرفتن مارها, بالا بردن مرگ) از مؤمنان پیروی خواهد کرد. عیسی به موعظه انجیل دستور داده است, توبه, و آمرزش گناهان, و همه ملتها را تعلیم و شاگرد کند, آنها را غسل تعمید دهید, به آنها بیاموز که همه چیزهایی را که عیسی دستور داده است رعایت کنند, و گناهان را ببخشد یا حفظ کند (حصیر 28:18-20, در میان 16:15-18, لو 24:47-49, جنجال 20:21-23). اما چگونه می توانید انجیل را موعظه کنید و شاگرد بسازید, و به آنها بیاموزید که اگر شما کلام را نمی دانید و انجام می دهید، همه چیزهایی را که عیسی دستور داده است، رعایت کنند? اگر نمی بینید چگونه می توانید پادشاهی خدا را به مردم نشان دهید و بیاورید, بشناسید و در ملکوت خدا قدم بردارید?
روی عیسی مسیح تمرکز کنید
کانون توجه هر مؤمنی نباید نشانه ها و شگفتی ها باشد, اما باید عیسی مسیح باشد, انجام دادن اوامر او, زندگی بر اساس اراده او, زندگی مقدس (زندگی وقف شده برای خدا) و پادشاهی او را در این زمین نمایندگی و بیاورد. شما فقط می توانید این کار را با داشتن رابطه شخصی با عیسی و از طریق عیسی با پدر انجام دهید. خارج از رابطه شما با عیسی مسیح و اتکای شما به او و قدرت او, بدون استفاده و به کارگیری روش ها و تکنیک های انسانی, به نام او خواهید رفت و او را در میان مردم نمایندگی خواهید کرد و کارهای ملکوت خدا را در اختیار او انجام خواهید داد., به موجب آن مردم باید توبه کردن بر اساس کلماتی که می گویید و به روح القدس, و نشانه ها و شگفتی ها به دنبال تو خواهند آمد و نه برعکس. نجات روح مهمتر از نشانه ها و عجایب است.
وقتی شاگردان با خوشحالی برگشتند, زیرا شیاطین به واسطه نام او مطیع شدند, عیسی گفت, از اینکه ارواح تحت تسلط آنها قرار گرفتند، خوشحال نشوند, بلکه بهتر است از این که نامشان در آسمان نوشته شده است خوشحال شوند (لو 10:17-20)
اما در اکثر کلیساهای جسمانی, می بینیم که موعظه ها و آموزه ها بر رابطه با عیسی مسیح متمرکز نیستند, تقدیس, عقب انداختن پیرمرد و پوشیدن مرد جدید, خودکشی, آموزه ها, و اصلاحات از کلام خدا, به طوری که مؤمنان از نظر روحی بالغ می شوند و در شخصیت و راه رفتن به شکل عیسی رشد می کنند. اما موعظه ها و آموزه ها عمدتاً مبتنی بر راه رفتن در ماوراء طبیعی است, نعمت های ماوراء الطبیعه و انجام نشانه ها و معجزات, به موجب آن به مؤمنان راه رفتن در ماوراءالطبیعه با به کارگیری انواع تکنیک ها و روش های انسانی آموزش داده می شود., و در نتیجه نبوت خواهد کرد, رویا, رؤیاها و آیات را دریافت کنید و انواع نشانه ها و شگفتی ها را انجام دهید.
بر اساس سخنان و تجربیات واعظان وارد عرصه معنوی شوید
بسیاری از مؤمنان از نو متولد نمی شوند یا به زندگی بر اساس جسم ادامه می دهند و غیر روحانی هستند و بنابراین هیچ تشخیص معنوی ندارند., اما آنها بینش و آگاهی از قلمرو معنوی به دست آورده اند, با آنچه واعظان و معلمان آموزش می دهند و از طریق تجربیات خود در مورد قلمرو معنوی به آنها می گویند. آنها این اطلاعات را دریافت می کنند و آن را از آن خود می کنند و تکنیک ها و روش های نفسانی را به کار می گیرند, که به آنها آموزش داده شده است, در زندگی آنها.
اما از آنجایی که آنها غیر روحانی هستند و ارواح را تشخیص نمی دهند, آنها نمی بینند که واقعاً چه می کنند و در قلمرو معنوی چه اتفاقی می افتد.
آنها به قلمرو معنوی وارد می شوند نه با کلام, روح القدس, و روح آنها, اما به قول انسان و روحشان (گوشت).
به جای دعا و مطالعه کتاب مقدس و دریافت دانش و بینش توسط روح القدس در کلام در مورد اراده خدا و ملکوت خدا, آنها ترجیح می دهند به رویدادها و کنفرانس ها بروند, به موجب آن، قلمرو معنوی و جنگ معنوی از تجربیات یک فرد و به موجب آن مظاهر نشانه ها مورد بحث قرار می گیرد., عجایب و معجزات مراکز هستند.
به خصوص رویدادهایی که مظاهر ماوراء طبیعی دارند، افراد زیادی را به خود جذب می کنند. این ثابت می کند که بسیاری از مؤمنان هنوز نفسانی هستند, حس تحت فرمان و رهبری گوشت آنها است. آنها می خواهند نشانه ها را ببینند, شگفتی, و مظاهر ماوراء طبیعی و احساس و تجربه "روح القدس". اما روح القدس یک احساس و نه انرژی نیست, اما او روح است و در روح مؤمن از نو متولد شده ارتباط برقرار می کند و عمل می کند.
جستوجوی نشانهها
در آفرینش قدیمی (پیرمرد) متعلق به نسل بی وفا است (از افعی ها) یا همانطور که عیسی گفت: شر, نسل بد و زناکار, که به دنبال نشانه ای است (حصیر 12:38-39, 16:1-4, Mk 8:11-12, لو 11:29). اما اگر نشانه یا معجزه ای دیده باشند, کافی نیست و آنها هنوز باور نکرده, اما آنها می خواهند نشانه ها و شگفتی های بیشتری را ببینند.
این اتفاق برای عیسی و آن ها افتاد, که از او پیروی کرد. اکثر پیروان او فقط به دلیل نشانه ها و شگفتی های او از عیسی پیروی کردند و نه به دلیل سخنان زندگی او, که اغلب سخت و متخاصم بودند. نه, آنها به سخنان سخت او علاقه ای نداشتند و نمی خواستند آنها را بشنوند, اما آنها فقط به آیات او علاقه داشتند, معجزات و مظاهر ماوراء طبیعی. به عنوان مثال 5000 پیروان (زنان و کودکان شامل نمی شود). در پایان, فقط دوازده تا مانده بود, یعنی شاگردانش, که زندگی خود را رها کرده بودند (به جز جود) و به خاطر سخنان او از عیسی پیروی کردند.
جمعیت برای نشانه ها و شگفتی ها به دنبال عیسی رفتند
و انبوهی از او را دنبال کردند, زیرا معجزات او را دیدند که بر مریضان انجام داد (جون 6:2)
در جان 6, از رفتار و رفتار پیرمرد می خوانیم. انبوه عیسی را دنبال کرد چون معجزات را دیده بودند, که او بر بیماران انجام داده بود. هنگامی که جمعیت به دنبال عیسی رفتند و او را با شاگردانش بر روی کوه یافتند, عیسی به آنها غذا داد 5000 (زنان و کودکان شامل نمی شود) فقط با پنج قرص نان و دو ماهی. بعد از این همه نشانه و معجزه, آنها می دانستند, که عیسی پیامبر بود, چه کسی به دنیا می آید و به همین دلیل می خواستند او را به زور بگیرند و پادشاه کنند. اما عیسی به آنها اجازه نداد و خود را کنار کشید و به تنهایی به کوه رفت (جنجال 6:14-15)
عیسی ماهیت و قلب انسان سقوط کرده را می دانست و می دانست که پیرمرد را تحسین خواهد کرد, یک لحظه شما را تمجید و تمجید می کند و لحظه ای دیگر انتقاد می کند, محکوم کردن, تو را له کن و بگذار بیفتی. و این دقیقاً همان چیزی است که در مورد عیسی و جمعیت رخ داد.
روز بعد, هنگامی که مردم به دنبال عیسی می گشتند و او را در کنیسه در کفرناحوم یافتند. از عیسی پرسیدند که چگونه به آن سوی دریا آمده است، زیرا تنها یک کشتی بود که می رفت و فقط شاگردانش در آن بودند.. اما عیسی به آنها پاسخی نداد, اما او گفت:
در حقیقت, در حقیقت, من به تو می گویم, تو به دنبال من هستی, نه به این دلیل که معجزات را دیدی, اما چون از نان ها خوردی, و پر شدند. برای گوشتی که از بین می رود کار نکنید, بلکه برای گوشتی که تا حیات جاودانی باقی می ماند, که پسر انسان به شما خواهد داد: زیرا خدای پدر بر او مهر زده است. سپس به او گفتند, چه کنیم, تا بتوانیم کارهای خدا را انجام دهیم? عیسی پاسخ داد و به آنها گفت, این کار خداست, که به کسی که فرستاده ایمان بیاورید. پس به او گفتند, پس چه نشانه ای نشان می دهی؟, که ممکن است ببینیم, و تو را باور کن? چی کار میکنی? (جنجال 6: 26-30)
عیسی افراد زیادی را شفا داد, به همین دلیل از عیسی پیروی کردند. عیسی تنها با پنج قرص نان و دو ماهی به آنها غذا داده بود, پس از آن او را پیامبر دانستند و خواستند او را پادشاه کنند. شما فکر می کنید, که به عیسی مسیح ایمان بیاورند و اینکه او پسر خدای زنده است. اما نه, از او نشانه ای خواستند, تا ببینند و باور کنند که او واقعاً مسیح است; یکی, که خداوند او را به زمین فرستاد.
زمزمه کنید و در میان پیروان عیسی مبارزه کنید
جمعیت انتظار نشانه ای از عیسی داشتند, اما عیسی به آنها نشانه ای نداد, او شاهد بود و به آنها گفت که او نان است, که از بهشت آمده است. وقتی جماعت سخنان او را شنیدند, آنها شروع به زمزمه کردن در او کردند, زیرا عیسی را بعد از جسم دیدند, به عنوان پسر یوسف (جنجال 6:32-41).
عیسی ادامه داد و شاهد بود, که او نان حیات بود و اگر کسی به او ایمان آورد حیات جاودانی خواهد داشت. اگر کسی از آن نان بخورد, او برای همیشه زنده خواهد ماند و آن نان, که او خواهد داد، جسم او خواهد بود, که او برای زندگی دنیا می بخشد. هنگامی که یهودیان سخنان او را شنیدند، شروع به نزاع در میان خود کردند و در شگفت بودند که چگونه عیسی می تواند گوشت خود را به آنها بدهد تا بخورند. (جنجال 6:48-52)
عیسی از زمزمه و تلاش آنها ناراحت و مرعوب نشد, اما او ادامه داد و گفت, مگر اینکه از بدن پسر انسان بخورند و از خون او بنوشند, آنها زندگی در آنها نخواهند داشت.
فقط زمانی که از گوشت او بخورند و از خون او بنوشند, آنها زندگی ابدی خواهند داشت, و آنها را در روز آخر برانگیخت. و عیسی ادامه داد (جنجال 6:53-59).
اما جمعیّت سخنان او را سخنان زندگی نمی دانستند, اما به عنوان کلمات سخت و به همین دلیل آنها آزرده شدند. آنها سخنان او را سخت می شمردند و قادر به شنیدن آن نبودند.
عیسی از مردم نترسید
عیسی قلب آنها را می دانست و می دانست, چرا زمزمه می کردند و از آنها پرسید که آیا سخن او آنها را آزرده می کند؟. اما عیسی از آنها نترسید و سخنان سخت خود را تغییر نداد و تعدیل نکرد, به آنچه مردم می خواستند بشنوند. عیسی ساکت نماند بلکه به شهادت خود ادامه داد. که در نهایت باعث شد بسیاری از شاگردانش به عقب برگردند و او را ترک کنند و دیگر با او راه نرفتند..
شاگردانش نشانههایی خواستند زیرا میخواستند نشانهها و شگفتیها را ببینند. آنها برای مقابله با کلمات سخت نخواستند, که باعث می شود زندگی خود را تغییر دهند و حتی زندگی خود را رها کنند.
عیسی آنها را رها کرد. او سخنانش را تغییر نداد و تعدیل نکرد. او از آنها التماس نکرد که بمانند و تغییر دیگری به او بدهند. نه, او آنها را تعقیب نکرد و از کلمات تملق آمیز استفاده نکرد تا آنها را متقاعد کند که با او بمانند. عوض, از دوازده شاگرد پرسید, که تنها کسانی بودند که مانده بودند, اگر آنها هم می خواستند بروند. اما دوازده شاگرد به دلیل نشانه ها و شگفتی ها از عیسی پیروی نکردند, اما به خاطر سخنان او. و به همین دلیل است که آنها با او ماندند زیرا عیسی کلمات زندگی ابدی داشت.
توبه بر اساس نشانه ها و عجایب یا کلام خدا?
متاسفانه, همین پدیده را امروز در بین مؤمنان می بینیم, به موجب آن بسیاری از ایمانداران مسیحی می شوند و تصمیم می گیرند برای نشانه ها و شگفتی ها از عیسی پیروی کنند, به جای کلمه. اما ایمان از شنیدن و شنیدن به وسیله کلام خدا حاصل می شود نه با نشانه ها و شگفتی ها (رام 10:17)
آن ها, که بر اساس نشانه ها توبه کرده اند, شگفتی, و مظاهر ماوراء الطبیعه, خیلی اوقات روی کلمه تمرکز نمی کنند و کلمات سخت و متضاد را دوست ندارند, و کلمات اصلاحی, اما آنها بر نشانه ها متمرکز هستند, شگفتی ها و مظاهر ماوراء طبیعی. آنها از یکی فرار می کنند (معروف) واعظ, رسول, بشارت دهنده یا پیامبر به دیگری. آنها همیشه در حال یادگیری هستند, ساعت ها گوش دادن و تماشای تلویزیون مسیحی یا کانال های رسانه های اجتماعی و دنبال کردن انواع واعظان, رسولان, مبشّران و پیامبران, که نشانه های بزرگ انجام می دهند, شگفتی ها و مظاهر ماوراء طبیعی, به جای اینکه کتاب مقدس را بگیرند و کلام خدا را خودشان مطالعه کنند و کلمات زندگی او را بگیرند, که اغلب تقابلی و اصلاحی هستند و جان می گیرند, سخنان تقابلی و همچنین اصلاحی عیسی; کلمه و آنها را در زندگی خود به کار ببرید. زیرا سخنان او با پیرمرد نفسانی سروکار دارد, و اطمینان حاصل کنید که انسان جدید به شکل عیسی مسیح بالغ خواهد شد
کلیسایی که توسط پادشاهی تاریکی تسخیر شده است
با توجه به واقعیت, که بسیاری از مؤمنان پیرمرد جسمانی باقی می مانند, راه رفتن به دنبال گوشت و وارد حوزه معنوی شوید از روح (گوشت) و/یا با غیبت درگیر شوید, بسیاری از کلیساها مخفی شده اند و تحت حاکمیت ارواح شیطانی تاریکی زندگی می کنند, که در قلمرو طبیعی قابل مشاهده می شود, در میان دیگران, به گناهان مؤمنان ((همچنین بخوانید: 'کلیسای غیبی"و"عصر جدید در کلیسا").
بسیاری ادعا می کنند که روحانی هستند, زیرا آنها تجلیات ماوراء طبیعی را در زندگی خود و در کلیسا تجربه می کنند, اما مظاهر ماوراء طبیعی روحی, ثابت نکنید که آیا ایمانداران از نو متولد شده اند و به دنبال روح حرکت می کنند یا نه.
فقط زندگی آنها و کارهایی که انجام می دهند, ثابت کنند به چه کسی تعلق دارند: عیسی یا شیطان و به وسیله چه کسی نشانه ها را انجام می دهند, شگفتی, و مظاهر ماوراء الطبیعه.
وقتی مؤمنان ولرم هستند, منفعل برای نماز, مطالعه کتاب مقدس و چیزهای ملکوت خدا و ادامه زندگی در گناه, نشان می دهد که مؤمنان, که کلیسا هستند, تحت اقتدار شیطان زندگی کنید.
آنها توسط شیطان هدایت می شوند و به دنبال آن راه می روند اراده او, در عوض آنها توسط عیسی رهبری می شوند و به خواست او راه می روند, که خواست خدا نیز هست.
تا زمانی که مظاهر ماوراء طبیعی در کلیسا رخ می دهد, اما کلیسا کارهای شیطان را مجاز می داند, تحت این عنوان که زمان تغییر کرده است, یا احترام گذاشتن به دیگران, را فیض خدا و عشق به خدا, که به گفته بسیاری گناهان را تحمل و قبول می کند, فقط ثابت کنید که کلیسا جسمانی است و روحانی در خواب است. زیرا کلیسا متوجه شیطان نمی شود و نمی بیند قدرت گناه; جنبه معنوی و اسارت کلیسا به پادشاهی تاریکی, که از طریق گناه در جسم آشکار می شود.
تا زمانی که یک کلیسا نمی بیند, پادشاهی خدا را در این زمین نمایندگی کرده و بیاورید, این ثابت می کند که کلیسا دوباره متولد نشده و هنوز جسمانی است. زیرا اگر کلیسا پادشاهی خدا را ببیند, آنها قدوسیت و عدالت خداوند خداوند ما و محبت عادلانه او را خواهند دید, که نشان دهنده رحمت اوست, نیکی و فیض و بخشش کلام او. هر دو کلمه زنده; عیسی و خون او به عنوان کلام مکتوب, که هر دو نماینده اراده او هستند.
لطف خداوند انسان را به توبه فرا می خواند
خدا خدای قدوس و خدای صالح و آن هاست, که واقعا دوستش داشته باش, خود را تسلیم او و احکام او خواهند کرد و بر اساس خواست او زندگی خواهند کرد. لطف او مجوزی برای ادامه زندگی در گناه نیست, اما لطف او انسان را به سوی فرا می خواند توبه و پاک کردن گناهان (رام 2:4).
خدا نمی تواند شریک گناه باشد, عیسی نمی تواند شریک گناه باشد (او با گناه برخورد کرده است, تا همه بتوانند از ذات گناه آلود رهایی یابند, که باعث گناه میشه, با تبدیل شدن به خلقی جدید در او) و روح القدس, که در مؤمنان زندگی می کند, همچنین نمی تواند شریک گناه باشد.
زمانی که مظاهر ماوراء طبیعی رخ می دهد, اما مؤمنان بر اساس جسم زندگی می کنند و در گناه استقامت می کنند, آنگاه روح القدس حضور ندارد و کار نمی کند, اما روح دیگری (یا ارواح) در حال کار است, که در نهایت زندگی مؤمنان را به وحشت خواهد انداخت
مؤمنان, کسانی که بر نشانه ها و شگفتی ها تمرکز می کنند، فریب خواهند خورد
آن ها, که جسمانی می مانند, و پس از آن که جسم تحت فرمانروایی و هدایت آنچه می بینند و در قلمرو مرئی رخ می دهد، راه بروید. اما اگر روی مظاهر ماوراء طبیعی متمرکز بمانند, که در قلمرو مرئی رخ می دهد, آنگاه بسیاری فریب و گمراه خواهند شد. زیرا همانطور که در وبلاگ قبلی, برای قدم زدن در ماوراء طبیعی و پیشگویی، لازم نیست دوباره متولد شوید, رویاهای بهشتی ببینید, رؤیاها و آیات را دریافت کنید و آیات و معجزات را انجام دهید.
عیسی هشدار داد, که در روزهای آخر وجود خواهد داشت مسیحیان دروغین و پیامبران دروغین, که نشانه ها و شگفتی های بزرگی را نشان می دهند, که حتی اگر ممکن باشد, برگزیدگان را گمراه می کند (حصیر 24:24-25, در میان 13:21-23). به همین دلیل است, ما نباید بر نشانه ها و شگفتی ها متمرکز شویم و توسط آنها هدایت شویم, اما متمرکز بمانیم و چشمانمان را به عیسی و اراده او نگاه داریم و دستورات او را انجام دهیم.
از نظر روحی بالغ شده است
شما از نظر روحی با نشانه ها بالغ نمی شوید, شگفتی, و مظاهر ماوراء الطبیعه. همانطور که قبلاً ذکر شد, وقتی همه این کارها توسط جسم انجام می شود, تحت تأثیر نیروهای اهریمنی قرار خواهید گرفت, چه کسی زندگی شما را کنترل خواهد کرد. برخی از نشانه های فعالیت اهریمنی در زندگی شما انفعال در نماز خواهد بود, در مطالعه کتاب مقدس و چیزهای ملکوت خدا, خستگی, مالیخولیایی, روح افسرده, افسردگی, اضطراب, ترس, ترحم خود, نارضایتی, خلوت, و ناپاکی جنسی.
میوه روح نشانه نیستند, شگفتی, و مظاهر ماوراء الطبیعه. به همین دلیل است, شما می توانید در ماوراءالطبیعه قدم بزنید و نشانه ها و معجزات انجام دهید, اما این ثابت نمی کند که آیا شما دوباره متولد شده اید و نجات خواهید یافت یا خیر.
نه هر کس که به من می گوید, پروردگار, پروردگار, وارد ملکوت آسمان خواهد شد; اما کسی که اراده پدر من را که در آسمان است انجام دهد. خیلی ها در آن روز به من خواهند گفت, پروردگار, پروردگار, آیا به نام تو نبوت نکرده ایم؟? و به نام تو شیاطین را بیرون کردند? و به نام تو کارهای شگفت انگیز بسیاری انجام داد? و سپس به آنها اقرار خواهم کرد, من هرگز تو را نشناختم: از من جدا شو, شما که گناه می کنید (حصیر 7:21-23)
این مؤمنان به نام عیسی نبوت کرده و شیاطین را بیرون کرده بودند و کارهای شگفت انگیز بسیاری انجام داده بودند, اما عیسی به آنها اجازه ورود به ملکوت آسمان را نداد. چرا که نه? زیرا عیسی آنها را نمی شناخت. او حتی آنها را عاملان نابکاری نامید!
هر چند به نام او آیات و معجزات انجام می دادند, آنها اراده خدای پدر را انجام ندادند. زندگی آنها تغییر نکرد, اما آنها بعد از جسم در گناهان زندگی کردند. آنها خدا را بیش از همه دوست نداشتند و از روح پیروی نمی کردند, انجام خواست خدا, زیرا اگر آنها انجام دهند, آنها کارهای گناه و گناه را انجام نمی دهند.
کلام تو در قلب من پنهان شده ام, تا به تو گناه نکنم (PS 119:11)
اجازه ندهید این اتفاق برای شما بیفتد و مطمئن شوید که آن را می دانید عیسی مسیح واقعی شخصا, با صرف وقت در کلام و دعا. خودتان را از چیزهای این دنیا سیر نکنید, بلکه خود را با کلام و چیزهای ملکوت خدا تغذیه کنید. دنبال اون چیزا باش, که بالاتر از جایی که مسیح نشسته است, اما شما باید این کار را با روح انجام دهید, از طریق روح القدس و کلام. اگر بر اساس روح زندگی می کنید و سخنان و اراده او را انجام می دهید, سپس نشانه ها و شگفتی ها خواهد بود دنبال کردن شما و نه برعکس.
نمک زمین باش’


