عشق و فیض خدا با گناه سازش نمی کند

از سر عشق, خدا پسرش را به عنوان قربانی برای انسان سقوط کرده به زمین فرستاد. از طریق قربانی عیسی مسیح, رابطه بین انسان سقوط کرده و خدا بازسازی شد. عهد قدیم, که با خون حیوانات مهر و موم شده بود با عهد جدید جایگزین شد, که با خون گرانبهای عیسی مسیح مهر شد. انسان را دیگر نمی توان با اعمال قانون نجات داد. تنها راه نجات، ایمان به عیسی مسیح و از طریق تجدید حیات در او بود. عیسی قانون را اجرا کرد و گناه دنیا و کیفر گناه را گرفته بود, که مرگ است, بر خودش. همه, که در مرگ و رستاخیز او با او یکی می شود, از مرگ رهایی می یابد و دیگر مرگ را نمی بیند, اما زندگی ابدی را به ارث می برند. این عشق و لطف خدا بود, که نه تنها با تولد طبیعی برای قوم او منظور شده بود; اسرائیل, بلکه برای غیریهودیان. اما محبت و لطف خداست, که با آمدن و زندگی عیسی مسیح و مرگ و رستاخیز او بر بشر نازل شد, به بشریت این حق را نداد که در گناه استقامت کند. زیرا محبت و لطف خدا با گناه سازش نمی کند.

عشق خدا

در سراسر کتاب مقدس, ما می بینیم که چگونه خداوند عشق بزرگ خود را به مردم نشان داد. خدا می خواست برای مردم خدا باشد و می خواست با آنها رابطه ای برقرار کند، مانند خدا با آدم قبل از نافرمانی خدا.. اما, بسیاری از مردم نمی خواستند که او خدای آنها باشد و نمی خواستند به او گوش دهند.

آنها سرکش بودند و بیشتر به خدای این دنیا خدمت می کردند; شیطان, با گوش دادن به او و اطاعت از او از طریق شهوات و هوس های نفسانی خود.

مردم همه جور کار می کردند, که برخلاف میل و ذات خدا و قداست او پیش رفت. و به این ترتیب بد بر روی زمین افزایش یافت.

شر خیلی بزرگ بود, که گناه به آسمان رسید و خدا را ندا کرد. خداوند از خلقت انسان توبه کرد و چون نخواستند توبه کنند, خدا هیچ کاری جز نابودی بشر نمی توانست بکند.

و به این ترتیب سیل روی زمین آمد و بعداً بر سدوم و عموره و شهرهای اطراف ویران شد زیرا مردم نمی خواستند به خدا گوش دهند و نمی خواستند خدا را اطاعت کنند..

خداوند قوم خود را از دست فرعون نجات داد

حتی زمانی که خدا قوم خود را انتخاب کرده بود; نطفه یعقوب; اسرائيل به فضل و رحمت آنها را از قدرت و ظلم فرعون نجات داد و با دست نيرومند خود از مصر هدايت كرد., بسیاری از مردم سرکش باقی ماندند.

خداوند خود را از طریق نشانه ها و شگفتی های فراوان نشان داد. خداوند اراده و فطرت خود را به آنها معرفی کرد, با دادن شریعت خود به موسی, نماینده او بود. از طریق قانون, خدا ساخته راههای او و افکار او برای مردمش شناخته شده است.

قانون گناه و مرگقانون گناه و مرگ برای رابطه بین انسان قدیم جسمانی در نظر گرفته شده بود, که متعلق به مردم خدا بود, و خدا. از آنجایی که پیرمرد در گوشت او گرفتار شده بود, که در آن گناه و مرگ حکمفرماست.

اما در عوض, قوم او ترس خود را از خداوند با رعایت شریعت نشان دادند, بسیاری به دلیل ضعف جسمانی سرکش و نافرمان ماندند و نخواستند تسلیم اراده او شوند..

مردم اسرائیل با این فرهنگ بسیار آشنا بودند, خدایان (بت ها), و آداب و رسوم مصر, که خدای خود را با خدایان مصر مقایسه کردند.

اما خدا, که آنها را از روی لطف برگزیده و به آنها رحم کرده بود، خدایی نبود, که به دست انسان آفریده شده است. خدا, که آنها را از روی لطف برگزیده بود و به آنها رحم کرد خالق آسمان و زمین و همه چیز در آنجا وجود دارد. خدا آنها را آفریده بود, به جای برعکس.

متاسفانه, همه مایل نبودند ذهنشان را تجدید کنند با سخنان خدا, که در قانون نوشته شده بود, و از طریق اطاعت از سخنان او خود را به این خدای متعال بسپارند; خالق بهشت و زمین و همه آنجا وجود دارد.

در نتیجه, نه همه, کسانی که از قوم خدا بودند وارد سرزمین موعود شدند و نشدند به استراحت او وارد شود.

خدا با گناه سازش نکرد

یک نسل کامل در بیابان مردند و هرگز به سرزمینی که خدا وعده داده بود وارد نشدند. همه به خاطر سرسختی و سرکشی آنهاست.

نمونه های بسیار بیشتری در عهد عتیق در مورد کارهای خاصی که خدا باید انجام می داد نوشته شده است, کاری که او ترجیح می داد انجام نمی داد.

این ناشی از خدا و ذات او نبوده است, اما به خاطر غرور, سرسختی, و شورش مردم و طبیعت آنها. زیرا یک چیز مسلم است و آن این است که خدا و عشق او نمی توانند با مرگ عهد ببندند, با تحمل گناه. خدا در عهد عتیق نمی توانست این کار را انجام دهد و خدا هنوز هم نمی تواند این کار را انجام دهد, چون خدا همینه, دیروز, امروز, و Forevermore.

مرگ دشمن خدا بود نه دوست او. همه, که از قوم خدا بودند اما در گناه زندگی می کردند, در قیام علیه قانون, نشان خواهد داد که (s)او خدا را با تمام وجودش دوست نداشت, فکر, روح, و قدرت و از آن خدا نبود, اما متعلق به مرگ بود. از آنجایی که شخص میوه مرگ را تولید کرد, که گناه است و نه از طریق اطاعت از خدا و شریعت او, ثمره عدالت.

عشق عیسی

عیسی پاسخ داد و به او گفت, اگر مردی مرا دوست دارد, او سخنان من را حفظ خواهد کرد: و پدر من او را دوست خواهد داشت, و ما به او خواهیم رسید, و محل زندگی ما را با او انجام دهید. کسی که مرا دوست ندارد سخنان مرا نگاه نمی دارد: و کلمه ای که می شنوید مال من نیست, اما پدر که مرا فرستاد (John 14:23-24)

کلام خدا حقیقت است. هیچ کلمه ای وجود ندارد که در کتاب مقدس نوشته شده باشد و هیچ وعده ای از خدا که محقق نشود. اما, برخی از پیشگویی ها و وعده ها هنوز محقق نشده است. اما ما همچنین می بینیم که اینها به آرامی به عنوان یک محقق می شوند بازگشت عیسی نزدیک می شود.

احکام من را حفظ کن در عشق من بمانخدا کلام خود را با دادن قانون به قوم خود فرستاد.

شریعت اراده خدا را بر انسانهای جسمانی آشکار کرد و به قوم جسمانی خود تعلیم داد, که روحش مرگ بود, از خیر و شر.

زمانی که زمان آن فرا رسیده بود, خداوند به وعده خود وفا کرد آمدن مسیحا, و بنابراین عیسی کلمه خدا به زمین آمد.

عیسی آمد تا انسان سقوط کرده را از حکومت و ستم شیطان نجات دهد, که در جسم انسان سلطنت می کند.

عیسی موقعیت انسان سقوط کرده را احیا کرد و انسان را دوباره با خدا آشتی داد. تا رابطه بین خدا و انسان دوباره برقرار شود (همچنین بخوانید: ‘صلح, عیسی بین خدا و انسان بازسازی شد'. و ‘عیسی موضع انسان افتاده را احیا کرد').

عیسی اراده خدا را به قومش اعلام کرد

عیسی آمد تا فاش کند اراده خدا با نمایندگی, موعظه کردن, و پادشاهی خدا را به قوم خدا رساند و مردم را به توبه دعوت کرد.

قوم خدا آنچنان از حق منحرف شدند که در دام دین ساخته دست بشر گرفتار شدند, که توسط آموزه های نادرست مردم ایجاد شده است, سنت ها, و مجموعه قوانین و مقررات آنها, که از جانب خدا نبودند.

تقدیس خواست خداستخدا و دین را خلق کرده بودند, که با خدای واقعی و حقیقت او مطابقت نداشت.

اما به دلیل سنت های بشر, آنها در این آیین انسان ساز پرورش یافتند و این دین را حقیقت می دانستند.

تا حقیقت خدا; کلام او خودش به زمین آمد و همه این دروغ ها را افشا کرد, ریاکاری, و تقوای کاذب.

در هیچ جای چهار انجیل چیزی در مورد تایید و/یا تحمل گناه عیسی نخوانده ایم.

این غیر ممکن است! زیرا چگونه عیسی می تواند با مرگ عهد ببندد, که دشمن خداست, با تایید گناه, که ثمره مرگ است? نه, عیسی گناه را اجازه نداد و با گناه سازش نکرد, اما عیسی مردم را دعوت کرد توبه و حذف گناه.

عیسی بشریت را از قدرت شیطان نجات داد

عیسی گریه کرد و گفت, او که به من ایمان دارد, به من ایمان ندارد, اما روی او که مرا فرستاد. و او که مرا می بیند او را می بیند که مرا فرستاد. من به جهان نوری آمده ام, تا هر کس به من ایمان آورد در تاریکی ها ماندگار نشود. و اگر کسی حرفهای من را می شنود, و باور نکنید, من درباره او قضاوت نمی کنم: زیرا من آمدم که در مورد جهان قضاوت نکنم, اما برای نجات جهان. کسی که مرا طرد می کند, و سخنان مرا نمی پذیرد, یکی از او را دارد که او را قضاوت می کند: کلمه ای که من گفته ام, همین روز او را در آخرین روز قضاوت می کند. زیرا من از خودم صحبت نکرده ام; اما پدری که مرا فرستاد, او به من فرمان داد, آنچه باید بگویم, و آنچه باید صحبت کنم. و من می دانم که فرمان او همواره زندگی است: هرچه من صحبت می کنم بنابراین, حتی همانطور که پدر به من گفت, بنابراین من صحبت می کنم (John 12:44-50)

عیسی برای قضاوت مردم به زمین نیامد. زیرا هنوز وقت او نرسیده بود که مردم را قضاوت کند. اما عیسی آمد تا به مردم فرصت نجات را بدهد, از طریق توبه و رفع گناه و تسلیم در برابر خدا و اراده او (متیو 9:13, علامت 2:17, لوقا 5:32).

عیسی نشان داد, این که اجرای قانون آنقدرها هم که به نظر می رسید سخت نبود. اما, همه چیز به یک عنصر بستگی داشت و آن بود عشق به خدا.

همه به اندازه عیسی خدا را دوست نداشتند. بنابراین, هرکس حاضر نبود جان خود و شهوات و امیال جسمانی را به خاطر خدا ببخشد و تسلیم خدا و اراده او شود..

عیسی با گناه سازش نکرد

همه نشانه ها, شگفتی, و کارهای قدرتمند برای بسیاری از مردم جالب بود, اما مردم را به توبه نرساندند. زیرا کارهای عظیمی که عیسی در شهرهای کورازین انجام داده بود, بتسایدا, و کفرناحوم مردم را به توبه نیاورد (متیو 11:20-24, لوقا 10:13-16).

پیروی از عیسی برای علائم و شگفتی هاحتی سخنان عیسی بسیاری را به توبه نینداخت. به خاطر هزاران نفر, که به طور موقت از عیسی پیروی کرد, به دلیل علائم, شگفتی, و کارهای بزرگی که عیسی انجام داد, یا به این دلیل که نیاز به شفای خود یا معجزه دیگری در زندگی خود داشتند, تنها دوازده شاگرد او باقی مانده بودند و نزد عیسی ماندند (John 6:66-69).

دیگران نتوانستند سخنان عیسی را تحمل کنند, زیرا آنها سخت بودند و بنابراین عیسی را ترک کردند.

بسیاری قادر به تحمل نور نبودند, چون با گناه خود مواجه شدند و به گناه خود متقاعد شدند.

از آنجایی که بسیاری نمی خواستند از گناه خود توبه کنند, اما گناه خود را دوست داشتند و بنابراین می خواستند در گناه استقامت کنند, آنها هر کاری که در توانشان بود برای خاموش کردن نور انجام دادند. اما چون هنوز وقت خدا نرسیده بود, آنها در ابتدا قادر به خاموش کردن نور نبودند.

بالاخره, مردم, که به تاریکی تعلق داشت, فکر می کردند که یک بار برای همیشه نور را خاموش کرده اند, از طرف مصلوب کردن عیسی مسیح.

در حالی که یک نور فقط خاموش شده بود, 120 چراغ ها روشن شد

اما در عوض, آنها نور را برای همیشه خاموش کرده بودند و می توانستند بدون محدودیت در تاریکی به زندگی خود ادامه دهند, برعکس به دست آورده بودند. چون 50 روزهای پس از عید پاک روح القدس به زمین آمد و 120 نورهای جدید متولد شدند.

شما پس از آن قدرت دریافت خواهید کرد که روح القدس به شما رسیده استاز این همه هزار نفر, که عیسی را ملاقات کرد و موقتاً از او پیروی کرد, فقط 120 باقی مانده بودند.

اینها 120 در اطاق بالا در اورشلیم با هم متحد شدند, منتظر وعده, که عیسی از آمدن تسلی دهنده دیگر به آنها داده بود, روح القدس.

و به اینها ختم نشد 120 مردم. چون اینها 120 مؤمنان آنچه را که عیسی به آنها دستور داده بود انجام دادند. و چون قدرت روح القدس را دریافت کرده بودند, آنها توانستند شاهدان عیسی مسیح باشند و مرگ و رستاخیز او را برای مردم بشارت دهند. از آن لحظه بسیاری از ارواح نجات یافتند و روزانه به کلیسا اضافه شدند.

سپس او درک آنها را باز کرد, تا کتاب مقدس را بفهمند, و به آنها گفت, بدین ترتیب نوشته شده است, و بنابراین لازم بود که مسیح رنج بکشد, و روز سوم از مردگان برخیز: و توبه و آمرزش گناهان باید به نام او در میان همه ملتها موعظه شود, از اورشلیم شروع می شود. و شما شاهدان این چیزها هستید (لوقا 24:45-48).

روح القدس عاشقانه راه می رود

درست مانند عیسی که در محبت خدا قدم برداشت و گمشدگان را فرا خواند, که از قوم خدا بودند و آنها را از گناه سرزنش می کردند و به توبه دعوت می کردند, خلقت جدیدی که روح القدس در آن ساکن بود، همین کار را کرد. خلق جدید نیز در محبت خدا گام برداشت و اهل گناه را سرزنش کرد. مرد افتاده را صدا زدند, که به تاریکی تعلق داشت, به توبه و رفع گناه.

وقتی این چیزها را شنیدند, سکوت کردند, و خدا را تسبیح کرد, گفت, سپس خدا به غیریهودیان نیز توبه را برای زندگی عطا کرده است (اعمال 11:18)

شهادت هر دو به یهودیان, و همچنین به یونانیان, توبه به سوی خدا, و ایمان به خداوند ما عیسی مسیح (اعمال 20:21)

اما اول به آنها از دمشق نشان داد, و در اورشلیم, و در تمام سواحل یهودا, و سپس به غیریهودیان, که توبه کنند و به سوی خدا بازگردند, و کارهایی را برای توبه انجام دهید (اعمال 26:20)

این انجیل ابتدا موعظه شد و برای قوم جسمانی خدا آورده شد. اما به خاطر محبت و لطف خدا, انجیل نیز موعظه شد و برای غیریهودیان آورده شد. به لطف خدا, نجات به غیریهودیان و از طریق تجدید حیات رسید, آنها در مسیح ختنه شدند و از قوم خدا بودند.

انسان جدید عادل و مقدس شده است

انسان جدید با خون عیسی عادل شد و بنابراین انسان جدید عادل و مقدس شد, یعنی انسان جدید از دنیا به سوی خدا جدا شد.

انسان جدید پس از شهوات و امیال جسمانی در تاریکی راه نرفت و ثمره ای برای مرگ به بار نیاورد., که گناه است, دیگر, مانند (s)او قبل از توبه خود هنگامی که جسم هنوز زنده بود و مرگ در زندگی او حکمفرما بود تولید کرد..

آن ها, که به خلقت جدیدی تبدیل شده بود, توبه کرده بودند و تعمید یافتند و از خدا متولد شدند. آنها از قدرت مرگ رهایی یافتند, که در جسم سلطنت می کند.

مرگ در زندگی آنها حاکم نبود و آنها دیگر به پادشاهی تاریکی تعلق نداشتند. اما آنها دوباره متولد شدند و به پادشاهی خدا منتقل شدند و بنابراین از طریق باززایی به زندگی تعلق داشتند.

از آنجا که آنها به زندگی تعلق داشتند و دیگر متعلق به مرگ نیستند, آنها میوه مرگ را تولید نکردند, که گناه است, دیگر در زندگی آنها, بلکه میوه روح و ثمره عدالت را پدید آوردند.

انسان جدید با گناه سازش نمی کند

خدای پدران ما عیسی را زنده کرد, که او را کشتید و به درخت آویزان کردید. خدا او را با دست راست خود به عنوان یک شاهزاده و یک نجات دهنده برافراشت, برای توبه دادن به اسرائیل, و آمرزش گناهان. و ما شاهدان او بر این چیزها هستیم; و روح القدس نیز همینطور است, که خدا به آنها که از او اطاعت می کنند عطا کرده است (اعمال 5:30-32).

قانون را از طریق ایمان وضع کنیددرست مثل خدا و عیسی, مخلوقات جدید نیز با سازش با گناه با مردگان عهد نبستند.

گناه را روا نمی‌داشتند، اما اهل گناه را سرزنش می‌کردند.

مردم را با گناهان خود مواجه می کردند و آنان را به توبه و رفع گناه فرا می خواندند.

از همه پس, آنها روح القدس را دریافت کرده بودند. و روح القدس فقط می تواند در آنها ساکن شود, که مطیع خدا و کلام او هستند.

فیض خدا از طریق قربانی کردن عیسی و خون او نمی تواند بهانه ای برای استقامت در گناه باشد.. مسیحیان در آن زمان, این را به خوبی می دانست.

آنها روحانی بودند و بنابراین دیدند, درست مانند خدا و عیسی توسط روح القدس گناه چیست و گناه با مردم چه می کند (همچنین بخوانید: ‘گناه چیست?', ‘گناه عیسی را کشت‘ و ‘آیا می‌توانی در گناه هم‌ایمانان شریک باشیم؟?')

بنابراین, آنها پیامی را موعظه نکردند عشق دروغین و فیض دروغینی که با گناه سازش می کند و مردم را به نفسانی ترغیب می کند. از آنجا که عشق و لطف واقعی خدا با گناه سازش نمی کند, اما از گناه بیزار است و گناه را از بین می برد.

پیرمرد با گناه سازش می کند

اما یک مرد غیر روحانی, که مانند دنیا فکر می کند و با حواس خود هدایت می شود, عواطف, و احساسات نسبت به چیزهای فوق نادان است, بلکه فقط به دنبال چیزهایی می گردد که روی این زمین هستند.

پیرمرد, کسی که پس از جسم زندگی می کند غیر روحانی است و توسط حاکم این جهان رهبری می شود; شیطان, که با دروغ هایش عقل این دنیا را کور کرده است.

شیطان فقط یک هدف دارد و آن کشتن و نابود کردن همه افراد روی زمین است. روشی که او این کار را می کند از طریق دروغ های فریبنده اش است, که خدایی و دوست داشتنی به نظر می رسند اما در واقعیت, مردم را نابود کند.

بسیاری از کلیساها با گناه سازش کرده اند

در طول سالها, از طریق حیله گری شیطان, کلیسا به روح این جهان اجازه ورود داده و جهانی شده است. بسیاری از کلیساها به کلام و روح القدس تکیه نمی کنند، بلکه از جانبی وارد شده اند و بر کلمات جهان تکیه می کنند..

قانون و فیضذهن مغرور آنها تصور می کند که آن را بهتر از خدا می دانند و به دلیل این طرز فکر کلام را با اراده و احساسات تنظیم کرده اند., عواطف, شهوات, و خواسته های پیرمرد (آفرینش قدیمی) و جهان.

بسیاری از واعظان, که پشت منبر موعظه می کنند یا از طریق وارد اتاق های نشیمن می شوند (وابسته به اجتماعی) رسانه ها در روزهای یکشنبه, دوباره متولد نشده اند و روح القدس را ندارند. عوض, آنها به پادشاهی تاریکی خدمت می کنند, زیرا آنها به مردم اجازه می دهند در گناه زندگی کنند (همچنین بخوانید: ‘از بین بردن کارهای خدا به جای اعمال شیطان').

آنها با مشکل برخورد نمی کنند و مردم را به توبه دعوت نمی کنند, اما آنها اجازه می دهند که گناه راه خود را داشته باشد.

دروغ های شیطان را می پیچند, با اومانیسم آنها. از این رو سخنان آنها پرهیزگارانه به نظر می رسد و به نظر می رسد که آنها فقط بهترین ها را برای همنوعان خود می خواهند و همسایه خود را مانند خود دوست دارند.. اما هیچ چیز نمی تواند دور از حقیقت باشد.

مرگ از طریق گناه حاکم می شود

به دلیل این واقعیت که کلیسا دروازه های خود را برای گناه نبسته است, اما دنیا و گناه آن را مجاز و در آغوش گرفت, شیطان جای او را در کلیسا گرفته و تاج و تخت خود را برپا کرده است (همچنین بخوانید: ‘کلیسا برای دجال آماده شده است‘ و ‘تاج و تخت شیطان').

با اجازه ورود گناه و قدرت شیطان, بسیاری از مؤمنان تحت تأثیر گناه قرار گرفته و آلوده شده اند و همان طرز فکر دنیا را در خود ایجاد کرده اند.

بسیاری وقت خود را در کلام نمی گذارند و به سختی دعا می کنند. آنها برای خدا و چیزهای ملکوت او ولرم شده اند. آنها تنها زمانی علاقه مند می شوند که تظاهرات ماوراء طبیعی رخ دهد. و از آنجا که شیطان تاج و تخت خود را در بسیاری از کلیساها مستقر کرده است, او دقیقاً همان چیزی را می دهد که مردم می خواهند ببینند و به ویژه احساس کنند و نشانه ها و شگفتی های بزرگی انجام می دهد.

بسیاری نسبت به گناه بی تفاوت شده اند و از گناه بدشان نمی آید. آنها حتی خودشان در گناه استقامت می کنند و/یا تشویق می کنند و در کنار کسانی هستند که در گناه استقامت می کنند. چگونه این کار را انجام می دهند? با دعوت نکردن آنها به توبه, اما به آنها اجازه گناه می دهد.

از طریق جهل بسیاری از رهبران, که همه چیز را برای راضی نگه داشتن اعضای کلیسا تایید می کنند, به طوری که آنها مدام به کلیسا می آیند, و به زندگی بر اساس جسم ادامه دهید, عضو کلیسا نیز نسبت به اراده خدا ناآگاه شده است و همچنین همه چیز را تایید می کند و به دنبال جسم حرکت می کند..

بی آنکه بداند, آنها در راه هستند پرتگاه, فقط به خاطر همه این دروغ های شیطان.

عشق و فیض خدا با گناه سازش نمی کند

اما ما مطمئن هستیم که داوری خدا بر اساس حقیقت در مورد کسانی است که مرتکب چنین کارهایی می شوند. و تو به این فکر می کنی, ای مرد, که آنها را که چنین کارهایی انجام می دهند قضاوت می کند, و همین کار را می کند, تا از قضاوت خدا بگریزی? یا ثروت نیکی و بردباری و بردباری او را خوار می شماری; نمی دانی که نیکی خدا تو را به توبه می کشاند? اما پس از سختی و قلب ناپاک خود خشم را در برابر روز غضب و نزول داوری عادلانه خدا ذخیره کنید.; که به هر کس بر حسب اعمالش ادا می کند: به آنانی که با شکیبایی در انجام نیکوکاری در پی جلال و افتخار و جاودانگی هستند, زندگی ابدی: اما برای آنها که اختلاف دارند, و از حق اطاعت نکنید, اما از ناحق اطاعت کنید, خشم و خشم, مصیبت و رنج, بر هر انسانی که بدی می کند, اول یهود, و همچنین از غیریهودیان; اما شکوه, افتخار, و صلح, به هر انسانی که خوب کار می کند, اول به یهودی, و همچنین به غیر یهودیان: زیرا نزد خدا هیچ احترامی برای اشخاص وجود ندارد. زیرا کسانی که بدون شریعت گناه کرده اند بدون شریعت نیز هلاک خواهند شد: و همه کسانی که در شریعت گناه کرده اند به وسیله شریعت داوری خواهند شد; (زیرا شنوندگان شریعت در حضور خدا عادل نیستند, اما عاملان شریعت عادل خواهند بود (رومیان 2:2-13)

عشق و فیض خدا با گناه سازش نمی کند, برعکس. محبت و لطف خداست دعوت به توبه و حذف گناه. محبت و لطف خداوند با طبیعت گناهکار سروکار دارد, که در آن مرگ حاکم است و ثمره مرگ را به بار می آورد, که گناه است.

همه, که در گناه استقامت می کند و حاضر به توبه نیست, متعلق به مرگ است, زیرا انسان میوه مرگ را تولید می کند و در راه جهنم است.

آنچه در قلمرو معنوی اتفاق می افتد, ما می بینیم که در اطراف ما در قلمرو طبیعی اتفاق می افتد. چیز بد این است, که مردم بیشتر به آنچه در قلمرو طبیعی روی می دهد نگران هستند تا آنچه در قلمرو معنوی اتفاق می افتد.

دعوت به توبه به کلیسا

اما اگر کلیسا از کارهای خود توبه کند و به سوی خدا بازگردد و به خدا بازگردد و خدا را با تمام قلب خود دوست داشته باشد و خدمت کند., فکر, روح, و قدرت, و اگر ترس از خداوند برگردد و کلمه دوباره به بالاترین مقام در کلیسا تبدیل شود, و روح القدس در آفریده های جدید ساکن خواهد شد, که با هم کلیسا هستند, سپس یک تغییر رخ خواهد داد, که در قلمرو طبیعی قابل مشاهده خواهد بود.

بنابراین, بگذارید کلیسا از موعظه این آموزه های نادرست دست بردارد, که دروغ هستند. بگذارید کلیسا از موعظه یک پیام نادرست دست بردارد, با استفاده نادرست از عشق و لطف خدا برای زنده نگه داشتن پیرمرد و اجازه دادن به آنها برای استقامت در گناه و تحمل گناه, تا هیچ مقاومت یا آزار و اذیت دنیا را تجربه نکنند, اما آنها می توانند مانند دنیا زندگی کنند.

مردی که از راه عقل سرگردان است در جماعت مردگان باقی خواهد ماند (ضرب المثل ها 21:16)

تا زمانی که کلیسا توبه نکند و گناه او را برطرف نکند, اما با گناه سازش می کند, کلیسا ریشه در تاریکی خواهد داشت و مرگ در کلیسا سلطنت خواهد کرد. کلیسا نباید جماعتی از زندگان باشد, بلکه جماعت مردگان خواهد بود. و هنگامی که زمان فرا رسد، کلیسا آنچه را که کاشته است درو خواهد کرد (گناه), که تخریب است, به جای زندگی ابدی با کاشتن عدالت (همچنین بخوانید: ‘کلیسا ریشه های خود را به سوی چه کسی خم می کند?').

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.