ما در زمانی زندگی می کنیم که گناه در بسیاری از کلیساها قابل تحمل و پذیرفته شده است. افراد زیادی وجود دارند, که خود را مسیحی می نامند و در حالی که در گناه زندگی می کنند به کلیسا می روند. به دلیل کمبود دانش معنوی در کلیسا, مردم از تأثیر گناه بر زندگی دیگران بی خبرند و به همین دلیل از گناه در کلیسا چشم پوشی می کنند. آیا میتوانی در گناه همایمانان شریک باشیم؟ (مسیحیان) طبق کتاب مقدس یا نه?
تحول معنوی در زندگی مسیحیان
وقتی به عیسی مسیح ایمان بیاوری و بشوی دوباره متولد شده است در او, شما از ذات گناه آلود خود رهایی یافته اید و با خدا آشتی کرده اید. شما به بدن مسیح تعلق دارید.
شما از پادشاهی تاریکی به پادشاهی خدا منتقل شده اید, جایی که عیسی مسیح سلطنت می کند.
تو پسر خدا شدی (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند) و متعلق به خداست نه از آن (حاکم از) دنیا دیگر.
از طریق این تغییر معنوی, زندگی شما در طبیعت نیز تغییر خواهد کرد.
دیگر بر اساس شهوات و امیال جسم خود زندگی نخواهید کرد، بلکه بر اساس اراده روح زندگی خواهید کرد.
بنابراین, شما دیگر نماینده پادشاهی شیطان نخواهید بود و پادشاهی او را با راه رفتن در گناه توانمند سازید. اما شما باید با راه رفتن در عدالت، پادشاهی خدا را بر روی این زمین نشان دهید و بیاورید.
وقتی دوباره متولد شد, شما به طور خودکار عضو کلیسا می شوید. کلیسا اجتماع مؤمنان و پیروان عیسی مسیح است (مسیحیان).
کلیسا قدرتمندترین نهاد روی زمین است
تا زمانی که کلیسا باشد در مسیح نشسته است; در کلام و در اراده خدا به دنبال روح حرکت می کند, کلیسا قدرتمندترین نهاد روی زمین است.
اما… به محض اینکه کلیسا جسمانی شد و شروع به راه رفتن به دنبال جسم کرد و کلمات کتاب مقدس را با اراده تنظیم کرد., شهوات, و خواسته های مردم, و خلقت را بالاتر از خالق قرار می دهد, کلیسا دیگر یک نهاد قدرتمند نخواهد بود, اما الف نهاد اجتماعی, جایی که قدرت کم یا اصلاً وجود ندارد.
اگر رهبران کلیسا از آن محافظت نکنند دروازه های معنوی کلیسا, کلیسا توسط جهان گرفته خواهد شد و نجس خواهد شد.
متاسفانه, این قبلا برای بسیاری از کلیساها اتفاق افتاده است. به همین دلیل است که دنیا در بسیاری از کلیساها احساس می کند که در خانه خود است.
حمله شیطان به کلیسا
شیطان از قدرت معنوی کلیسا آگاه است. او هر کاری که می تواند انجام می دهد تا کلیسا را از قدرت خدا خلع سلاح کند. تنها راه خلع سلاح کلیسای قدرت خدا از طریق گناه است. بنابراین شیوه حمله شیطان و ارتش او به کلیسا، وسوسه کردن مسیحیان به گناه است, به طوری که کلیسا ناتوان می شود.
شیطان آن گناه را می داند (که نافرمانی خدا و سخنان او و اطاعت از شیطان است) کلیسا را از خدا جدا می کند و کلیسا را به شیطان متصل می کند.
وقتی کلیسا از خدا جدا می شود و به شیطان متصل می شود, کلیسا دیگر در سطح روحانی به قدرت خدا عمل نمی کند, اما در سطح جسمانی در قدرت شیطان.
و از طریق گناه مردم, شیطان کنترل کامل دارد و قدرت بر کلیسا, با وجود قربانی عیسی مسیح.
مسیحیان هستند, که ایمان می آورند و می گویند که می توانند در گناه راه بروند (نافرمانی از خدا و کلام او) بدون هیچ عواقبی. زیرا عیسی مسیح همه چیز را برای آنها بر روی صلیب انجام داده است. این همه لطف است.
اما مردم, که این را باور می کنند و می گویند, روحانی نیستند بلکه نفسانی هستند. آنها نمی دانند قربانی عیسی مسیح بر روی صلیب چیست, رستاخیز او از مردگان, و قدرت خون او واقعا یعنی.
بسیاری از مسیحیان, که به عیسی مسیح ایمان دارند و توبه می کنند, نفسانی بمان و در گناه راه برو. آنها نمی خواهند کارهای بدن را از بین ببرند, زیرا آنها انجام کارهای بدن را دوست دارند.
و آنها می توانند راه خود را داشته باشند, زیرا آنها توسط هم ایمانان یا رهبران کلیسا اصلاح نمی شوند. زیرا هموطنان مسیحی آنها از نصیحت و اصلاح آنها "می ترسند"..
مسیحیان از رویارویی با دیگران در مورد گناه خود می ترسند
بیشتر هموطنان از بیان حقایق خدا و اصلاح آنها می ترسند. چرا? چون از طرد شدن می ترسند, مورد انتقاد قرار گرفتن, یا قضاوت شدن. بسیاری از ایمانداران از آزار دادن شخص دیگری و عصبانی شدن یا ترک کلیسا می ترسند. آنها ترجیح می دهند مصالحه کنند و گناه را در کلیسا مجاز بدانند تا اینکه عضو کلیسا را از دست بدهند.
بنابراین، هم ایمانان دهان خود را بسته و گناه را پنهان می کنند, برای خشنود ساختن مردم و حفظ عشق و آرامش در کلیسا.
آیا عشق و آرامش را حفظ می کنید, با بسته نگه داشتن دهان و گذشت از گناه?
حداقل, این چیزی است که آنها فکر می کنند. فکر می کنند, که با احترام به جان همه و با بستن دهان و اصلاح نکردن مؤمنان, که در گناه زندگی می کنند, آنها عشق و آرامش را حفظ می کنند. آنها فکر می کنند که عاشقانه راه می روند و وقتی گناه همسایه خود را پنهان می کنند دوست دارند. (همچنین بخوانید: واقعاً به چه معناست که همسایه خود را مانند خود دوست داشته باشید?).
اما دوست داشتن همسایه به معنای پذیرش گناه همسایه نیست.
اگر دهان خود را ببندند و گناه را پنهان کنند, آنها کارهای تاریکی را می پذیرند که کلیسا را آلوده و ویران می کند (زندگی مومنان). اما نه تنها در زندگی مؤمنان بلکه در زندگی خود آنها نیز باعث نابودی می شود.
چون وقتی میبینی, که یک هم مومن, که بخشی از کلیسا است در گناه زندگی می کند, این بدان معناست که فرد عادتاً کارهایی را انجام می دهد که بر خلاف خواست خداوند است, عیسی, و روح القدس, و هیچی نمیگی, سپس کتاب مقدس می گوید که شما در گناه هم ایمان خود شریک هستید.
وقتی گناه هم ایمانان را تحمل می کنید, شما در گناه هم ایمانان خود شریک خواهید بود (شریک گناه).
حال بیایید نگاهی بیندازیم به آنچه کتاب مقدس در مورد شریک بودن در گناه همایمانان میگوید. بیایید به تأثیر گناه در زندگی گناهکار و زندگی همدست نگاه کنیم.
الی و گناهان پسرانش
الی یک کاهن اعظم بود, که دو پسر داشت: هوفنی و فینهاس. اما, هوفنی و فینهاس پسران بلیال بودند. آنها شرور بودند و خداوند را نمی شناختند, نه قوانین قربانی و آداب و رسوم کشیش با مردم. زیرا آنها به شیوه خود و برای استفاده خود فداکاری کردند, که با خواست خدا مخالفت کرد. و لذا گناه کردند.
گناه هوفنی و فینهاس در حضور خداوند بسیار بزرگ بود. به خاطر نوع رفتارشان, مردم از قربانی برای خداوند بیزار بودند.
رفتار هوفنی و فینهاس تضمین کرد که قوم خدا نه تنها قربانی خداوند را تحقیر کردند، بلکه قوم خدا را نیز متخلف و گناه کردند..
اما این تنها کاری نبود که انجام دادند. هوفنی و فینهاس نیز با زنان خوابیدند, که در خیمه ی جماعت جمع شدند.
وقتی الی شنید, کاری که پسرانش با اسرائیل کردند, الی از پسرانش پرسید, چرا این همه کار را انجام می دادند.
الی گفت, که اگر انسان به دیگری گناه کند, که قاضی او را قضاوت کند, اما اگر کسی به خداوند گناه کند, که برای او دعا کند?
اما با وجود گفته های الی, پسرانش حاضر به گوش دادن نبودند و توبه کردن از کارهای شیطانی آنها.
در آن لحظه, الی باید خودش را نشان می داد عشق به خدا و مسئولیت را بر عهده گرفت, که با مقام کاهن اعظم آمد. الی باید پسران خود را اصلاح می کرد و آنها را از خدمت خداوند خارج می کرد زیرا آنها حاضر به گوش دادن و توبه نبودند..
اما الی این کار را نکرد و به پسرانش اجازه داد راهشان را بگیرند. الی مخلوقات را گذاشت (پسرانش) بالاتر از خالق (خداوند). از طریق عمل او, نشان داد که عشقش به پسرانش از عشقش به خدا بیشتر است.
علی شریک گناهان پسرانش شد
سپس مردی از خدا نزد الی آمد و به نام خداوند سخن گفت. او رفتار نادرست خود را به الی نشان داد, چرا به قربانی و هدایای خداوند لگد زد, که خداوند در مسکن خود دستور داده بود, و پسرانش را از خدا برتر دانست, تا خود را با مهم ترین هدایای قوم خود چاق کند.
شاید شما فکر می کنید, " ناعادلانه است, که الی مسئول رفتار و کردار پسرانش بود (گناهان پسرانش)."
اما واقعیت این است که الی, که در خدمت خدا ایستادند, انجام نداد اراده خداوند.
او دستورات و احکام خدا را برای منصب کشیشی بالاتر از پسرانش قرار نداد. اما الی پسرانش را به راه خود رها کرد. بنابراین الی در گناه پسرانش شریک شد.
الی خدا را بالاتر از پسرانش دوست نداشت. به همین دلیل بود که الی پسرانش را اصلاح نکرد و آنها را از کار برکنار نکرد.
عوض, الی اجازه داد و رفتار پسرانش را پذیرفت. با انجام این کار, او گناه را پذیرفت و معبد و قوم اسرائیل را نجس کرد.
الی کاهن اعظم بود و مسئول قضاوت قوم خدا و اطاعت از شریعت خدا بود که نشان دهنده اراده اوست.. اما چون علی مسئولیت خود را بر عهده نگرفت و به خدا وفادار و مطیع اراده او نبود., خدا دیگر با او و خانه اش نخواهد بود.
خداوند نبوت کرد, از زبان مرد خدا, چه بر سر خانه اش می آمد. او یک کشیش وفادار دیگر را پرورش می داد, که به دنبال قلب و ذهن او راه برود. به عنوان نشانه, هوفنی و فینهاس در یک روز خواهند مرد (1 ساموئل 2:27-36).
روح الی در کلیسا است
همه کلمات, که خداوند در خانه او صحبت کرد، واقع شد. هوفنی و فینهاس در همان روز مردند, در جریان نبرد با فلسطینیان. وقتی الی شنید چه اتفاقی افتاد و شنید, که فلسطینیان تابوت خدا را گرفتند, الی از روی صندلی عقب افتاد. الی گردنش شکست و مرد.
علي قوم اسرائيل را قضاوت كرده بود 40 سال, اما به خواست خدا گام نگذاشت و مطیع سخنان او نشد. عوض, الی با احساسات و عواطف خود هدایت می شد. او پسرانش را بر خدا برتری داد و گناهان پسرانش را در خانه خداوند جایز دانست. بنابراین او در گناه پسرانش شریک جرم شد.
این روح الی در بسیاری از کلیساها فعال است. بسیاری از کلیساها مردم را جای می دهند (ایجاد) بالاتر از خدا و کلام او (خالق) و پنهان کردن, اجازه می دهد, و گناه را بپذیر. رهبران کلیسا بدنی هستند و با احساسات و عواطف خود هدایت می شوند, به جای کلام خدا (کتاب مقدس) و روح القدس. چون گناه را می پذیرند, آنها در گناه مردم شریک هستند.
مسئولیت حزقیال نبی
خداوند حزقیال نبی را به عنوان نگهبان خاندان اسرائیل تعیین کرده بود. اما با این موقعیت مسئولیت بزرگی نیز به همراه داشت.
پسر انسان, من تو را نگهبان خاندان اسرائیل قرار دادم: پس کلام را از دهان من بشنو, و از طرف من به آنها هشدار بده. وقتی به بدکاران می گویم, تو حتما میمیری; و تو به او هشدار نمی دهی, نه سخنی برای انذار شریر از راه بدش, برای نجات جانش; همان مرد شریر در گناه خود خواهد مرد; اما خون او را به دست تو می خواهم. اما اگر به ستمکاران هشدار دهی, و از شرارت خود برنگردد, و نه از راه پلید او, او در گناه خود خواهد مرد; اما تو روحت را نجات دادی.
دوباره, وقتی مرد عادل از عدالت خود برگردد, و مرتکب گناه شوند, و من در مقابل او سنگ مانعی می گذارم, او خواهد مرد: زیرا تو به او هشدار ندادی, او در گناه خود خواهد مرد, و عدالت او را که انجام داده به خاطر نخواهد آورد; اما خون او را به دست تو می خواهم. با این حال اگر به مرد عادل هشدار دهید, که عادل گناه نکند, و او گناه نمی کند, او مطمئناً زنده خواهد ماند, زیرا به او هشدار داده شده است; همچنین تو روح خود را نجات داده ای (اژکیل 3:17-21)
نمونه های بسیار بیشتری در عهد عتیق در مورد شریک بودن در گناه دیگران وجود دارد (هم مومنان) و چه اتفاقی میافتد وقتی به همایمانان درباره گناهانشان هشدار ندهید و آنها را اصلاح نکنید.
اما بیایید به عهد جدید برویم. بیایید ببینیم که آیا اراده خدا در عهد جدید در مورد گناه و شریک بودن در گناه هم ایمانان و شریک شدن در گناه تغییر کرده است یا خیر..
آیا اراده خدا در عهد جدید تغییر کرده است که در گناه همایمانان شریک است؟?
مسیحیان هستند, که فکر می کنند پس از قربانی و رستاخیز عیسی مسیح و آمدن روح القدس, همه چیز تغییر کرده است. آنها معتقدند که در عهد جدید, آنها می توانند آنطور که می خواهند زندگی کنند. اما این درست نیست.
کلمات و اراده عیسی سخنان و اراده پدر است. تنها چیزی که تغییر کرده این است که عیسی به مشکل گناه رسیدگی کرد; طبیعت گناه آلود سرکش انسان سقوط کرده (پیرمرد) که انسان را به گناه وا می دارد.
عیسی به جای انسان افتاده و بر روی صلیب به جای انسان افتاده درگذشت.
عیسی وارد جهنم شد و پس از سه روز به عنوان یک پیروز از مردگان برخاست کلیدهای جهنم و مرگ. به طوری که هر فرد, کسی که به عیسی مسیح ایمان دارد می تواند به یک آفرینش جدید تبدیل شود, یک پسر خدا (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند), و با خدا آشتی کنید و مانند پسر خدا در اطاعت از اراده پدر گام بردارید.
اما فیض خدا و قربانی عیسی مسیح اجازه ای برای ادامه راه رفتن بدن در گناه نیست., در نافرمانی خدا.
فیض خدا ممکن است هرگز برای تأیید و پذیرش گناه در زندگی مسیحیان مورد استفاده قرار نگیرد, که کلیسا هستند.
چون عیسی گفت, که وصیت و کارهای پدرت را انجام خواهی داد.
بنابراین اگر در گناه به راه رفتن ادامه دهید; در نافرمانی خدا با اعمال خود ثابت می کنید که شیطان پدر شماست. اما اگر در اطاعت خدا زندگی کنید و اراده او را انجام دهید, سپس با اعمال خود ثابت می کنید که خدا پدر شماست (John 8:39-44; 10:25; 15:24). یادآوری کردن, که این سخنان عیسی است.
درخت را از میوه هایش خواهید شناخت
وقتی به میوه درخت نگاه می کنی, خواهید دید که چه نوع درختی است. وقتی از کنار درختی می گذری که روی آن تابلویی نوشته شده است "درخت توت", اما سیب هایی را می بینی که روی درخت می رویند. شما می دانید, که درخت توت نیست, اما یک درخت سیب.
در مورد مردم هم همینطور است, که خود را مسیحی می نامند. آنها می توانند خود را صدا کنند, هر چه آنها بخواهند, اما زندگی و کار آنها; میوه ای که تولید می کنند, شهادت دهند که چه کسانی هستند و به چه کسی تعلق دارند: عیسی یا شیطان.
حانیا و سافیرا
حنانیا و سافیرا بخشی از اولین مجمع مؤمنان بودند. کلیسا یک دل و یک روح بود. هیچ کس نگفت, که چیزهایی که داشت مال خودش بود, اما آنها همه چیز مشترک داشتند. آن ها, کسانی که زمین ها یا خانه هایی داشتند آنها را فروختند و بهای چیزهای فروخته شده را به رسولان آوردند و آنها را به پای آنها گذاشتند.. رسولان بر اساس نیازهای هرکس توزیع کردند.
حنانیا و سافیرا نیز از جمع مؤمنان بودند. حنانیا نیز زمین خود را فروخته بود. اما, بخشی از قیمت را برای خود نگه داشت.
حنانیا همسرش سافیرا را از کاری که انجام داده بود آگاه کرد, بنابراین او شریک نقشه او و شریک گناه او شد.
وقتی حنانیا برای آوردن قسمتی نزد شاگردان رفت و آن را به پای رسولان گذاشت., روح القدس آنچه را حنانیا انجام داده بود به پطرس وحی کرد.
پیتر با رفتار شیطانی خود با او روبرو شد. حنانیا روح القدس را تحقیر کرد و به او دروغ گفت, با این فکر که او از نقشه خودخواهانه خود خبر ندارد.
آنانیا فکر کرد, که خدا چیزی ندید, اما خداوند قادر مطلق است. خداوند همه چیز را می بیند و به هر کاری که از دل مردم بیرون می آید می داند. بنابراین خدا از نقشه شیطانی حنانیاس آگاه بود.
پیتر گفت: «آنانیا, چرا شیطان قلب تو را پر کرده است تا به روح القدس دروغ بگوئی, و بخشی از قیمت زمین را عقب نگه دارد? در حالی که باقی ماند, آیا مال تو نبود? و بعد از فروش, آیا در اختیار تو نبود؟? چرا این چیز را در دل خود تصور کردی؟? تو به مردان دروغ نگفتی, اما به خدا" (اعمال 5:3-4)
حنانیا و سافیرا به روح القدس دروغ گفتند و مردند
وقتی حانیا این سخنان را شنید، افتاد و مرد. به خاطر آن, ترس بزرگی بر همه کسانی که شنیدند آمد. جوانان برخاستند و آنانیا را دفن کردند.
تقریباً سه ساعت بعد, آنانیا همسرش, سافیرا, که از گناه شوهرش خبر داشت, آمد. او نمی دانست چه اتفاقی برای شوهرش افتاده است. وقتی وارد شد, پیتر از او پرسید: به من بگو که آیا زمین را به این قیمت فروختی؟?"
سافیرا می توانست به گناه خود اعتراف کند, با گفتن حقیقت به پیتر. اما قلب سافیرا شیطانی بود, درست مثل قلب شوهرش. بنابراین, او همچنین به روحالقدس دروغ گفت و با تأیید اینکه آن مقدار مشخص پول را دریافت کرده است، او را وسوسه کرد. او در گناه شوهرش شریک شد و مرد (اعمال 5:1-11)
می بینید که در عهد جدید، اراده خدا در مورد گناه و همدستی در گناه تغییر نکرده است. اراده خدا ثابت می ماند, دیروز, امروز, و Forevermore. زیرا خدا تغییر نمی کند.
شریک گناه دیگران نشو
پولس به تیموتائوس دستور داد که شریک گناهان دیگران نشود. این بدان معناست که تیموتائوس نمی توانست گناه را در کلیسا بپذیرد و بپذیرد. زیرا با گذشت از گناه, او خود به خود در گناه دیگران شریک می شود (1 تیموتی 5:22)
پولس به مقدسین در افسس نوشت, که اجازه نداشتند در کارهای بی ثمر تاریکی شریک شوند (گناه). از آنجا که آثار تاریکی با اراده خدا مخالف است. اما پولس به آنها دستور داد که در عوض کارهای تاریکی را سرزنش کنند (افسسیان 5:11).
کلمه "سرزنش کردن".’ از کلمه یونانی "elénchõ" ترجمه شده است.. Elénchõ به معنی, از قرابت نامشخص; ابطال کردن, تکریم کردن: – محکوم, متقاعد کردن, عیب بگو, توبیخ کردن, سرزنش*.
مسیحیان, که گناه را می بخشد, شریک گناه هم ایمانان و شریک گناه شوند
مسیحیان, که گناه هم ایمانان را مجاز و چشم پوشی می کنند, که در گناه زندگی می کنند, شریک گناه هم ایمانان و شریک گناه آنها شوند. شیطان با دروغ هایش می آید, و از به اصطلاح عشق استفاده می کند, تحمل و پذیرش گناه.
اما با قبول گناه, کلیسا از نظر روحی توسط گناه و تاریکی آلوده می شود.
این در زندگی مردم نمایان می شود, که دیگر بر حسب کلام در اراده خدا به دنبال روح نمی روند, اما پس از جسم بر اساس سخنان انسان و اراده جسم.
آنها بر اساس شهوات و امیال نفسانی خود زندگی می کنند و به کارهایی که می خواهند انجام می دهند و آنچه آنها را خوشحال می کند ادامه می دهند..
آنها پر از غرور هستند و اجازه نمی دهند کسی به آنها بگوید چه کار کنند, نه حتی عیسی و پدر.
بنابراین, آنها تسلیم خدا نیستند و از سخنان عیسی اطاعت نمی کنند و اراده او را انجام نمی دهند. عوض, آنها علیه کلام شورش می کنند و آن کارها را انجام می دهند, که مخالف اراده خدا هستند.
مسیحیان, کسانی که گناه را تحمل می کنند و از گناه چشم پوشی می کنند، اعمال شیطان و تاریکی را می پذیرند و اجازه می دهند درهای جهنم چیره شود..
و این عشق است, که ما بر اساس احکام او قدم برداریم. این فرمان است, این که, همانطور که از ابتدا شنیده اید, شما باید در آن راه بروید (2 John 1: 6)
اگر واقعاً در عشق خدا گام بردارید و یکدیگر را دوست داشته باشید, آنگاه اراده او را انجام میدهی و در احکام او گام میزنی.
اراده خدا این است که همه از گناه و مرگ نجات یافته و نجات یابند
اراده خدا این است که همه از قدرت گناه و مرگ نجات یافته و نجات یابند. به همین دلیل است که خداوند هنوز هر روز از طریق کلام و روح خود هشدار می دهد و مردم را به توبه و رفع گناه فرا می خواند..
در پیروان عیسی مسیح, که از خدا متولد شده اند و روح القدس در آنها ساکن است, همین کار را خواهد کرد. آنها با مقابله با گناهان و هشدار دادن و اصلاح آنها سعی در محکوم کردن یا شرمساری آنها ندارند.. اما آنها نمی خواهند هیچ روحی گم شود و در جهنم بسوزد!
به همین دلیل است که مسیحیان واقعی روی کلام می ایستند و به کلیسا هشدار می دهند (مجلس مؤمنان) تا گناه را کنار بگذارند و در عدالت قدم بردارند. این عشق واقعی خداست! چون گناه, که نافرمانی خداست, یعنی اسارت شیطان و مرگ. گناه منجر به مرگ می شود نه به زندگی ابدی (A.O. رومیان 6:23; 8:13 (همچنین بخوانید: اگر به گناه ادامه دهی نمیری؟?))
این وظیفه هر مؤمن و پیرو عیسی مسیح است, نه تنها به افراد ضعیف النفس آرامش می دهد, از ضعیفان حمایت کنید, و نسبت به همه مردان صبور باش, بلکه برای هشدار دادن به آنها, که سرکش هستند; کسانی که علیه کلام خدا شورش می کنند و از اراده او نافرمانی می کنند (1 Th 5:14).
به طوری که توانایی توبه و رهایی از آن را داشته باشند قدرت گناه, شیطان, و مرگ.
نمک زمین باش’
*همخوانی استرانگ









