بسیاری از مردم فریب احساسات خود را می خورند. گفته می شود, که احساسات فریبنده هستند. اما اگرچه مردم می دانند که احساسات فریبنده هستند, افراد زیادی وجود دارد, که هنوز با احساسات خود هدایت می شوند. آنها به احساسات خود اعتماد دارند و بر آنها تکیه می کنند. آنها آنچه را که احساس می کنند باور می کنند. و اجازه می دهند احساساتشان بر تصمیماتشان تاثیر بگذارد. احساسات آنها گفتار و اعمال آنها را تعیین می کند. آنها می دانند که احساسات فریبنده هستند, اما دانستن و انجام دادن دو چیز متفاوت هستند. اگر مسیحیان بدانند احساسات از کجا می آید. و اگر معتقد بودند که احساسات فریبنده است و به آنچه معتقد بودند عمل می کردند, زندگی بسیاری از مسیحیان بسیار متفاوت خواهد بود. کتاب مقدس در مورد احساسات و عدم اعتماد به احساسات شما چه می گوید؟? چگونه احساسات می توانند شما را فریب دهند?
پیرمرد بر احساسات خود تکیه می کند
احساسات از ذهن مردم نشأت می گیرد. ذهن هدایت می شود (در میان دیگران) توسط حواس و افکار, که اغلب بر اساس واقعیت نیستند. کسی می تواند به تنهایی یا از طریق سخنان دیگران افکار یا تخیلات ایجاد کند, و تجربیات آنها. شیطان همچنین میتواند افکاری را در ذهن کسی پرتاب کند که میتواند احساسات را برانگیزد.
از آنجایی که پیرمرد دنبال گوشت می رود, احساسات در زندگی پیرمرد حاکم است. به مثال های متعدد در عهد عتیق نگاه کنید. مردم با احساسات خود هدایت می شدند. احساسات آنها بر تصمیمات آنها تأثیر گذاشت و آنها را تعیین کرد. و در پایان, آنها فریب احساسات خود را می خوردند.
برای مثال در نظر بگیرید قابیل, عیسو, سامسون, دیوید, سلیمان و آمنون. آنها احساسات خود را بالاتر از کلمات خدا دنبال می کردند. به جای اینکه مرفه باشید و سود داشته باشید, برعکس نتیجه داد. هر چند خداوند به آنها هشدار داده بود, آنها در برابر احساسات خود مقاومت نکردند. مانند, به عنوان مثال, یوسف انجام داد, وقتی در برابر وسوسه همسر پوتی فر مقاومت کرد. پوتیفار سعی کرد یوسف را اغوا کند و او را به گناه بکشاند. اما یوسف به سخنان خدا وفادار ماند و تسلیم وسوسه نشد. (همچنین بخوانید: آیا داوود مردی مطابق با قلب خود خدا بود؟?).
انسان جدید بر کلام خدا تکیه می کند
اگرچه احساسات در زندگی پیرمرد پیشرو است, احساسات نباید در زندگی یک مسیحی از نو متولد شده باشد, که تبدیل به یک شده است خلقت جدید; یک مرد جدید. از زمان مرد جدید, بدن گناهکار خود را گذاشته است (طبیعت شیطانی). و روحش, که از مردگان زنده می شود, بر روح و جسم حاکم است.
خلقت جدید توسط جسم هدایت نمی شود. اما خلقت جدید توسط کلام و روح القدس رهبری می شود. نه فقط در کلیسا, یکشنبه ها. نه فقط چند ساعت در هفته یا یک روز. اما 24 ساعت در روز, هفت روز در هفته.
موضوع "باید" نیست’ اما "میخواهم". چون مرد جدید, که پس از ایجاد شده است تصویر خدا, ماهیت جدیدی دارد (طبیعت خدا). مرد جدید نمیخواهد مثل مرد قدیمی زندگی کند. زیرا پیرمرد توسط طبیعت گناه آلود و پادشاهی تاریکی هدایت می شود.
زیرا روح القدس در شخص ساکن است, شخص به تقدیس کشیده می شود. شخص باید کارهای زندگی قدیم خود را به تعویق بیندازد.
مردم تاج خلقت خدا هستند
شیطان یک هدف دارد و آن تخریب است. چیزی که شیطان وعده می دهد بر اساس حقیقت نیست، بلکه بر اساس دروغ است. شیطان با دروغ گمراه می کند و وسوسه می کند. به محض اینکه وارد زندگی یک فرد شد, او زندگی فرد را از درون ویران می کند. این استراتژی شیطان است, که از ابتدای خلقت استفاده کرده و هنوز هم استفاده می کند, تاج خلقت خدا را به دست بگیرد, مردم, آنها را در اختیار داشته باشد, و آنها را نابود کنید.
قلمرو شیطان جسم است; روح و جسم. تا زمانی که انسان پیرمرد باقی بماند, فرد توسط روح و جسم کنترل می شود, که دارای طبیعت گناه آلود هستند که شیطان در آن فعال است.
شیطان آنها را در اختیار دارد, که به نسل انسان سقوط کرده تعلق دارند. آنها متعلق به او و همراه با عوامل او هستند (شیاطین) او زندگی آنها را کنترل می کند.
کار قدرت های اهریمنی چیست?
شیاطین به بدن نیاز دارند تا خود را نشان دهند و باعث تخریب شوند. آنها از طریق کانال های مختلف وارد زندگی مردم می شوند. به محض ورود, آنها ماموریت خود را انجام می دهند, که منجر به نابودی مردم می شود. آنها زندگی بسیاری از مردم را کنترل می کنند, از طریق ذهن و احساسات, که از طریق گفتار و کردار و کارهای مردم قابل مشاهده است.
آنها از طریق ذهن مردم صحبت می کنند, با انداختن افکار به ذهن آنها.
او افکاری را مطرح کرد, که بر خلاف کلام خدا هستند و انواع و اقسام را ایجاد می کنند (غیر طبیعی) احساس, که از حقیقت خدا منحرف شده و بر دروغ بنا شده اند.
آنها اقدامات فرد را تعیین می کنند. و فرد بر این فرض است که آن احساسات متعلق به فطرت او و نشأت گرفته از خداوند است. اما این یک دروغ است!
احساساتی که با کلام خدا مغایرت دارد و منجر به گناه, هرگز از خدا نگیر. با وجود چه مردم, از جمله رهبران مذهبی, گفتن.
هیچ کس وقتی وسوسه می شود نگوید, من از خدا وسوسه شدم: زیرا خدا را نمی توان با شر وسوسه کرد, او کسی را وسوسه نمی کند: اما هر مردی وسوسه می شود, وقتی از شهوت خود دور می شود, و اغوا کرد. سپس هنگامی که شهوت حامله شد, گناه را به وجود می آورد: و گناه, وقتی تمام شد, مرگ را به وجود می آورد (جیمز 1:13-15)
بسیاری از احساسات مانند عصبانیت, ناامیدی, حسادت, غم و اندوه, ترحم خود, ترس, رد, افسردگی, (جنسی) شهوت, انحراف, و غیره, نشات گرفته از پادشاهی تاریکی. به مردم بستگی دارد, با این احساسات چه می کنند.
این در مورد نیست, چه چیزی باعث این احساسات می شود, و احساسات چگونه به وجود می آیند. اما همه چیز در مورد مقاومت در برابر این احساسات و در اختیار گرفتن قدرت بر آن احساسات است, از طریق کلام و قدرت روح القدس (جیمز 4:7)
چرا مسیحیان قدرت های شیطانی را به رسمیت نمی شناسند؟?
تعداد مسیحیان زیاد نیست, که روحانی هستند و ارواح را تشخیص می دهند, و قدرت شیطان را بشناسید.
اگر مسیحیان روحانی بودند, آنها مدتها پیش شیطان و کارهایش را می شناختند. و زندگی مسیحیان و دولت کلیسا و دولت بسیاری از کشورها با امروز متفاوت خواهد بود.
بیشتر مسیحیان غیر روحانی و جهان نما هستند. آنها ممکن است در مورد قدرت ها و فعالیت های شیطانی صحبت کنند, از طریق دانش, آنها از طریق کتب مسیحی به دست آوردند, دوره, سمینارها, و کنفرانس ها, اما از نظر معنوی چیزی را تجربه نمی کنند و نمی بینند. (همچنین بخوانید: مبارزه با دشمن نامرئی).
از طریق وضعیت غیر معنوی کلیسا و عدم آگاهی و جهل, شیطان به کارهای ویرانگر خود ادامه می دهد, بدون دخالت مسیحیان,. شیطان بیشتر و بیشتر در اختیار او قرار می گیرد.
زمین را می گیرد, که مردم به او اجازه می دهند. هر چه ارتداد خداوند بزرگتر باشد, کلام او, و روح القدس, زمین بیشتر می شود. (همچنین بخوانید: تاریکی نور را خاموش می کند).
ما شاهد افزایش فعالیت های شیطانی هستیم (ذهنی و بدنی) بیماری, بیماری, اپیدمی ها, افسردگی, خودکشی, جنایت, خشونت, قتل, ناپاکی و انحراف جنسی, فساد, زناشویی, طلاق ها, طغیان کودکان علیه والدین و مقامات, و غیره.
شیطان مردم را به ذات خود شک می کند
شیطان باعث می شود بسیاری از مسیحیان در ماهیت خود تردید کنند. او افکار زیادی را در ذهن آنها انداخت, که باعث ایجاد احساسات می شود, که سعی می کنند آنها را متقاعد کنند که باور کنند, که آنطور که باید نباشند. قدرت های شیطانی وارد زندگی مردم می شوند و افکاری را به ذهن آنها می اندازند که بر احساسات آنها تأثیر می گذارد و آنها را به شک و تردید وا می دارد. (به عنوان مثال) ماهیت جنسی آنها.
آنها همچنان با دروغ او آنها را متقاعد می کنند. تا اینکه به دروغ شیطان ایمان بیاورند, که آنها همانگونه هستند که احساس می کنند و اینگونه متولد شده اند.
اما به محض اینکه فکری وارد ذهن می شود که باعث ایجاد احساسات خلاف کلام خدا می شود, زنگ های هشدار روحانی باید به صدا درآیند.
خدا در مورد همجنس گرایی چه می گوید؟?
خدا در مورد همجنس گرایی چه می گوید؟? کتاب مقدس می گوید که خدا مرد و زن را آفرید و آنها یک جسم خواهند شد. این خواست خداست. خداوند, که خالق آسمان و زمین و هر چه در درون است, این موسسه را ساخته است.
هر چیزی که از این نهاد به خدا منحرف شود, مانند مرد با مرد و زن با زن یا مرد در لباس زنانه و زن در لباس مرد, نزد خدا منفور است, همانطور که در کتاب مقدس نوشته شده است, و خلاف اراده اوست. (لوییت 18:22-30, تثنیه 22:5; 23:17, 1 پادشاهان 14:24, 2 پادشاهان 23:7).
با انسانها دروغ نگو, مانند نوع زن: مکروه است. با هیچ حیوانی هم قرار نگیری تا خودت را با آن نجس کنی: و هیچ زنی در برابر حیوانی بایستد تا بر آن دراز بکشد: سردرگمی است. خود را در هیچ یک از این چیزها نجس نکنید: زیرا در همه اینها امتهایی که من از حضور شما بیرون می کنم نجس شده اند. و زمین آلوده است: بنابراین من گناه آن را بر آن می بینم, و خود زمین ساکنان خود را استفراغ می کند.
“اگر مردی نیز با بشریت دراز بکشد, همانطور که با زنی دراز کشیده است, هر دو مرتکب کار زشتی شده اند”
پس فرایض و احکام من را نگاه دارید, و هیچ یک از این زشتکاری ها را مرتکب نشوید; نه هیچ یک از ملت خودتان, و نه غریبه ای که در میان شما ساکن باشد: (برای همه این زشتکاری ها مردان زمین انجام داده اند, که قبل از تو بودند, و زمین آلوده است;) که زمین شما را نیز بیرون نمی کشد, وقتی آن را نجس می کنی, همانطور که امتهای قبل از شما را بیرون زد.
برای هر که یکی از این زشتکاری ها را انجام دهد, حتي ارواحي كه آنها را مرتكب مي شوند از ميان قومشان منقطع خواهند شد. پس احکام من را نگاه دارید, که هیچ یک از این آداب زشت را مرتکب نشوید, که قبل از شما مرتکب شده اند, و خود را در آن نجس نکنید: من یهوه خدای شما هستم. (لوییت 18:22-30)
اگر مردی نیز با بشریت دراز بکشد, همانطور که با زنی دراز کشیده است, هر دو مرتکب کار زشتی شده اند: آنها قطعاً کشته خواهند شد; خون آنها بر آنها خواهد بود. (لوییت 20:13)
هیچ فاحشه ای از دختران اسرائیل وجود نخواهد داشت, و نه لواط (به همجنسگرا) از بنی اسرائیل. (تثنیه 23:17)
کتاب مقدس در مورد همجنسگرایی پس از عمل نجات دهنده مسیح چه می گوید؟?
حتی پس از مصلوب شدن و قیام عیسی مسیح و آمدن روح القدس و تولد آفریده های جدید, پل, که نماینده مسیح بود, شهادت داد که همجنس گرایی مطابق خواست خدا نیست. پولس نوشت که سوء استفاده کنندگان از خود با بشریت وارث ملکوت خدا نخواهند شد.
نمی دانید که ظالمان وارث ملکوت خدا نخواهند بود? فریب خوردن: نه زناکار, و نه بت پرستان, و نه زناکاران, نه زنانه, و نه سوء استفاده کننده از خود با نوع بشر (همجنسگرایی), نه دزد, نه طمع, نه مست ها, و نه دشنام دهندگان, نه اخاذی ها, پادشاهی خدا را به ارث خواهند برد (1 قرنتیان 6:9-11)
پولس نماینده عیسی مسیح بود و روح القدس در او ساکن شد. او گفت, خدا آنها را رد می کند, که خدا و حقیقت او را تکذیب کرد (که در کتاب مقدس یافت می شود), و حقیقت او را با دروغ جایگزین کرد, و خلق را از خالق برتری بخشید و خدمت کرد. پولس نوشت:
و از این رو خداوند آنها را به واسطه شهوات دل خود به ناپاکی واگذار کرد, برای بی احترامی به بدن خود بین خود: که حقیقت خدا را به دروغ تبدیل کرد, و مخلوق را بیش از خالق عبادت و خدمت کرد, که برای همیشه مبارک است. آمین.
“زنان آنها استفاده طبیعی را به چیزی که بر خلاف طبیعت است و همچنین مردان را تغییر دادند, ترک استفاده طبیعی زن”
به همین دلیل خداوند آنها را به عواطف پلید واگذار کرد: زیرا حتی زنان آنها استفاده طبیعی را به چیزی که خلاف طبیعت است تغییر دادند: و همینطور مردان, ترک استفاده طبیعی زن, در شهوت خود سوختند; مردان با مردان کارهایی را انجام می دهند که نامناسب است, و در خود آن کیفر خطای خود را دریافت کردند.
و همچنان که دوست نداشتند خدا را در علم خود نگه دارند, خداوند آنها را به ذهنی مطرود سپرد, برای انجام کارهایی که راحت نیستند; پر شدن از همه ناحق, فساد, شرارت, بی پروا بودن, بدخواهی; پر از حسادت, قتل, مناظره, فریب, بدخیمی; زمزمه گران, غیبت کنندگان, متنفران از خدا, ناخوشایند, افتخار, فخرفروشان, مخترعان چیزهای شیطانی, نافرمانی از والدین, بدون درک, عهد شکنان, بدون محبت طبیعی, تسلیم ناپذیر, بی رحم: که از قضاوت خدا آگاه است, کسانی که مرتکب چنین کارهایی می شوند مستحق مرگ هستند, نه تنها همین کار را انجام دهید, اما از کسانی که آنها را انجام می دهند لذت ببرید (رومیان 2:21-32)
آیا عیسی همجنس گرایی را می پذیرد؟?
برخی از «مسیحیان» از عیسی استفاده می کنند, برای توجیه و تایید همجنسگرایی. آنها می گویند که عیسی چیزی در مورد همجنس گرایی نگفته است. بنابراین آنها تمام کتاب مقدس دیگر در مورد همجنسگرایی در کتاب مقدس را رد می کنند, که از خدا سرچشمه می گیرند و راست می گویند, یعنی همجنسگرایی خواست خدا نیست.
اما عیسی کلمه زنده است, که گوشت شد و در میان مردم زندگی کرد. عیسی گفت, که او نماینده پدرش بود. عیسی به نام خود آمد و سخنان پدرش را گفت. زیرا عیسی و پدر یکی هستند. (John 1:14, 5:30, 5:43, 8:16, 8:19, 8:38, 10:30 14:9 20:21)
خدای متعال گفته است. او ساخته است وصیت او در مورد همجنس گرایی و افراد ترنس شناخته شده است.
کتاب مقدس همجنس گرایی را به عنوان یک کار جسمانی توصیف می کند و به طبیعت انسان سقوط کرده تعلق دارد.
همجنس گرایی در میان ملل بت پرست رخ داد. زیرا این امر در میان ملل بت پرست رخ داد و خدا نمی خواست قومش به اعمال ناپاک آلوده شوند., فرهنگ, و آداب و رسوم ملل بت پرست, در قانون ذکر شده است (همچنین بخوانید: راز قانون چیست?).
زیرا عیسی کلمه است و عیسی و پدر یکی هستند, عیسی نیز مانند پدرش فکر می کند.
عیسی گناه را آشکار کرد و در مورد اعمال شیطانی انسان شهادت داد; که گناه است. عیسی مردم را به توبه فراخواندند و برای زدودن گناهان. او شاهد عدالت خدا بود, درست مثل روح القدس. (لوقا 5:32, John 7:7, 16:8-9).
“خداوند از آغاز خلقت آنها را مرد و زن آفرید”
عیسی گفت, که خداوند زن و مرد را آفرید و آنها یک تن خواهند شد. این آیه به خودی خود آفرینش را تأیید کرد, کلمات, و خواست خدا.
سخنان عیسی ثابت می کند که عهد ازدواج توسط خدا بین زن و مرد منعقد شده است نه بین دو فرد همجنس. (متیو 19:5, علامت 10:7).
عیسی نیز گفت, که فقط آن ها, کسانی که اراده پدر را انجام می دهند، وارد ملکوت آسمان خواهند شد (متیو 7:21).
همجنس گرایی مطابق خواست پدر نیست. بنابراین خدا, عیسی, و روح القدس هرگز همجنس گرایی را توجیه و تایید نخواهد کرد. (همچنین بخوانید: آیا خداوند اراده خود را نسبت به شهوات و امیال مردم تغییر خواهد داد؟?)
قدرت جهان
جهان (سیستم جهانی) می تواند هر کار شیطانی را توجیه و تحمل کند, که خلاف کلام خداست. اما این نباید تعجب آور باشد. چون دنیا متعلق به شیطان است. شیطان خدا و فرمانروای این جهان است. و همه, هر کس از اوست به سخنان او گوش دهد و دروغ های او را باور کند و آنها را حق بداند.
از آنجایی که کلیسا جهانی شده است, بسیاری از مسیحیان نیز به آنچه جهان می گوید اعتقاد دارند. آنها معتقدند, درست مثل جهان, در دروغ های شیطان.
کلیسای مسیح بر اساس اقتدار عیسی مسیح و قدرت روح القدس عمل نمی کند. اما کلیسا فکر می کند که او می تواند این کار را به تنهایی انجام دهد و به دانش خود متکی است, بینش, و توانایی. مؤمنان, که کلیسا هستند, روحی نیستند بلکه نفسانی هستند و بر گوشت خود تکیه می کنند.
بنابراین, آنها دیگر شیاطین و قدرت های شیطانی را نمی شناسند. عوض, آنها به شیاطین اجازه می دهند تا به کارهای مخرب خود در زندگی مردم ادامه دهند.
آنها آنچه را که عیسی دستور داده است انجام نمی دهند. آنها مردم را تحویل نمی دهند و آنها را آزاد نمی کنند, با گفتن حقیقت خدا و بیرون راندن شیاطین. عوض, آنها تایید خود را به شیاطین می دهند (فرشتگان پاییز), که زندگی مردم را کنترل و وحشت می کنند و در نهایت آنها را نابود می کنند.
احساسات به مرجع نهایی در زندگی بسیاری از مسیحیان تبدیل شده است
کم کم, هر چیزی که از کلام منحرف شود و با اراده خدا در تضاد باشد، آرام آرام توجیه و پذیرفته می شود. کتاب مقدس دیگر اقتدار نهایی در زندگی بسیاری از مسیحیان نیست. عوض, احساسات و تجربیات، اقتدار نهایی در زندگی بسیاری از مسیحیان است.
مؤمنان بر اساس آنچه احساساتشان به آنها می گوید زندگی می کنند و به آنها حکم می کنند. همه چیز حول محور احساسات می چرخد.
مرد احساس مرد بودن نمی کند, اما یک زن. یک زن احساس یک زن ندارد, اما یک مرد. و برخی از افراد تمایلی به زن یا مرد بودن ندارند. و بر اساس آنچه احساسات و ذهنشان می گوید عمل می کنند و به آنها دستور می دهند. با باور و اطاعت از احساسات آنها و عمل به آنها, آنها به قدرت شیطانی شهوت و انحراف دسترسی می دهند که زندگی آنها را کنترل می کند.
احساسات متعلق به جسم است
آیا احساساتی وجود دارد? کاملا, اما این احساسات از جسم ناشی می شود, که در آن فطرت گناه آلود وجود دارد. و مثل شما الان, طبیعت گناه آلود با هر فرمان و کلام خدا در تضاد است.
جسم دشمنی با خداست, زیرا نمی خواهد تسلیم خدا شود، بلکه مغرور است و با غرور و سرکشی راه می رود. (A.O. رومیان 8:6-8)
علم پزشکی می تواند انواع توضیحات پزشکی را ارائه دهد. و کلیسا ممکن است بگوید, که آنها اینگونه به دنیا می آیند.
کسی می تواند بگوید: "من این احساس را دارم, و بنابراین من اینگونه هستم», "من اینگونه به دنیا آمده ام, این طبیعت جنسی من است” یا "خداوند مرا اینگونه آفریده است."
شاید شما اینطور به دنیا آمده اید, از آنجایی که همه در حالت سقوط کرده و گناهکار به دنیا می آیند. اما خدا تو را اینطور نیافریده است. این احساسات ناپاک, که منجر به گناه می شود, از او نشأت نگیرید.
از طریق گناه و سقوط انسان هر شخص, کسی که از نطفه انسان زاده شده است تحت تأثیر گناه قرار گرفته است; توسط شر. زیرا بذر انسان حامل گناه و مرگ است.
خدا تو را آفریده است. اما گناه در بدن انسان جسمانی حاکم است. هر فردی به عنوان متولد می شود یک گناهکار. بنابراین هر فردی باید باشد دوباره متولد شده است برای فرار از قضاوت خدا و به ارث بردن زندگی جاودانی.
هر فردی با طبیعت شیطان متولد می شود, که در برابر هر حرفی مقاومت می کند و فرمان خدا. شیطان در برابر هر چیزی که خدا مقدر کرده عصیان می کند. او خود را در بدن انسان سقوط کرده نشان می دهد, توسط کارهای انسان.
احساس شهوت و هوس نسبت به فردی همجنس که باعث فعالیت جنسی ناپاک و منجر به گناه می شود., از شیطان سرچشمه می گیرند نه از خدا.
راه رهایی چیست?
یک فرد می تواند با یک معین به دنیا بیاید (جنسی) طبیعت یا تجربه احساسات, که با کلام خدا همخوانی ندارند. اما هیچ کس مجبور نیست همینطور بماند.
خداوند برای همه راه نجاتی قرار داده است, که در این زمین متولد شده است. خداوند مردم را دوست دارد و می خواهد با مردم رابطه داشته باشد. درست مثل ابتدای ایجاد, زمانی که همه چیز به طور کامل خلق شد و خدا با انسان راه رفت. این چیزی است که خدا خواسته است (همچنین بخوانید: دین یا نسبت?)
خدا عروسکها و بلهگوها را نمیخواست. به همین دلیل است که خداوند اختیار را در انسان ایجاد کرد, تا انسان بتواند تصمیم خودش را بگیرد, اطاعت خدا یا نافرمانی خدا.
از سر عشق, خدا پسر یگانه خود را داد, برای نجات انسان سقوط کرده, که گناهکار است و در بدن گناه آلود گرفتار شده و تحت حاکمیت پادشاهی تاریکی زندگی می کند.
عیسی مسیح, پسر خدا, آمد تا مرد افتاده را احیا کند. آمد تا گناه آدم را جبران کند, اولین پسر خدا روی زمین, و انسان را با خدا آشتی بده (John 3:16).
در اطاعت کامل از خداوند, عیسی خود را به خدا تسلیم کرد.
عیسی راه سخت رنج را طی کرد. او جان خود را برای مردم داد. به طوری که همه, کسی که به او ایمان بیاورد می تواند از ذات گناه آلودش رهایی یابد و با خدا آشتی کند. (همچنین بخوانید: عیسی موضع انسان افتاده را احیا کرد).
فطرت گناه آلود در جسم دارای شخصیت شیطان است و کارهای شیطان را انجام می دهد, که بر خلاف خواست خداست. طبیعت گناه آلود, نمی تواند تسلیم خدا و اراده او شود. به همین دلیل است, طبیعت گناهکار باید در مسیح بمیرد تا روح انسان بتواند از مردگان برخیزد و از عیسی پیروی کند.
انسان جدید تسلیم خدا می شود و اراده او را انجام می دهد
فقط, وقتی روح انسان از مردگان زنده می شود, انسان معنوی می شود و می تواند تسلیم خدا باشد و اراده او را انجام دهد.
اما تا زمانی که روح انسان مرده بماند, جسم سلطنت خواهد کرد. انسان در گناه به راه خود ادامه می دهد و نمی تواند گناهان را برطرف کند. مهم نیست که انسان نفسانی چقدر تلاش می کند, و انسان نفسانی چقدر تلاش می کند. فرد موفق نخواهد شد.
زیرا فقط با روح انسان, کلمه, و قدرت روح القدس, انسان قادر است گناهان را به طور کامل برطرف کند.
عیسی نیامد تا دنیا را قضاوت کند, اما برای نجات جهان, از طریق توبه و احیاء. عیسی گفت:
زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد تا دنیا را محکوم کند; اما این که جهان از طریق او ممکن است نجات یابد. کسی که به او ایمان بیاورد محکوم نیست: اما کسی که ایمان ندارد محکوم شده است, زیرا او به نام پسر تنها متولد خدا اعتقاد ندارد. و این محکومیت است, که نور به جهان آمده است, و مردم تاریکی را به جای نور دوست داشتند, زیرا اعمال آنها شر بود. زیرا هر کس بدی کند از نور متنفر است, نه به نور می آیند, مبادا اعمال او مورد تأیید قرار گیرد. اما کسی که حقیقت را انجام می دهد به نور می آید, که اعمال او ممکن است آشکار شود, که آنها در خدا ساخته شده اند (John 3:17-21)
دعوت به توبه و تقدیس
متاسفانه, آنها بازسازی و معنای واقعی غسل تعمید را موعظه نمی کنند, غسل تعمید با روح القدس. و چون بسیاری از مسیحیان کتاب مقدس را به تنهایی مطالعه نمی کنند, اما توسط سخنان واعظان هدایت می شوند, بزرگان, و رهبران مذهبی کلیساها, نادان می مانند.
و همه ما می دانیم, که اگر آن را نمی دانی, شما نمی توانید در آن راه بروید. به همین دلیل است, زندگی بسیاری از مسیحیان تغییر نمی کند. آنها نفسانی می مانند و در گناه استقامت می کنند.
برخی از مسیحیان به خدا دعا می کنند که آنها را از بین ببرد (همجنسگرا) احساس. اما کلام خدا می گوید که برای رهایی شیاطین دعا نکنید, در مورد همجنس گرایی روح شهوت, بلکه برای بیرون راندن شیاطین. شما نباید التماس کنید، بلکه به اقتدار عیسی مسیح صحبت کنید.
خدا تمام قدرت را به پسرش عیسی مسیح داده است. و خداوند همه چیز را به خلق جدید داده است, که در مسیح از نو متولد می شوند, برای داشتن یک زندگی پیروزمندانه منn مسیح عیسی.
از طریق عیسی مسیح, مسیحیان قدرت و اختیاری دریافت کرده اند تا در برابر شیطان مقاومت کنند و بر قدرت های اهریمنی حکومت کنند و به آنها دستور دهند که زندگی خود را ترک کنند..
به مسیحیان قدرت داده شده است که در برابر شیطان مقاومت کنند
تا زمانی که مسیحیان به دنبال جسم می روند, آنها توسط افکار و احساسات خود هدایت خواهند شد و همیشه تسلیم شهوات و امیال جسمی خواهند شد.. چون گوشت مدام التماس می کند و فریاد می زند.
اما زمانی که مسیحیان ماهیت جدیدی دریافت کردند (طبیعت خدا) از طریق باززایی در مسیح و تجدید ذهن خود با کلام خدا و اطاعت از کلام و روح القدس به دنبال روح, آنها باید در برابر این احساسات مقاومت کنند, در اختیار عیسی و قدرت روح القدس, و به آن احساسات فرمان دهید, که با کلام خدا همسو نیستند, ترک کردن
آنها کلام خدا را در دهان شما خواهند گرفت, که شمشیر روحانی است که با آن با حکومت ها می جنگید, قدرت ها, حاکمان تاریکی این جهان, و شرارت معنوی در مکان های بلند تا زمانی که آن احساسات از بین برود و شما پیروز شوید.
عیسی هیچ جا نگفت, از پدر بخواهی که تو را رهایی بخشد. نه, عیسی به نام من گفت (اقتدار) آنها خواهند رفت و شیاطین را بیرون خواهند کرد (علامت 16:17)
اما اگر کلیسا به نیروهای اهریمنی و شرارت و فعالیت معنوی اعتقاد نداشته باشد.
اگر کلیسا به رهایی شیاطین اعتقاد نداشته باشد. اما در عوض, کلیسا به روانشناسی و بیماریهای روانی اعتقاد دارد, علل طبیعی, و شرایط و روش های دنیا, و افراد را به روانشناس ارجاع می دهد و پزشک. چگونه کسی می تواند, که به کمک نیاز دارد، رهایی یابد و از قدرت های شیطانی و قدرت تاریکی رهایی یابد?
دقیقا, آنها نمی توانند. و این دقیقاً همان چیزی است که شیطان می خواهد; یک کلیسای منفعل, مسیحیان منفعل جسمانی, که هیچ شناخت واقعی از کلام خدا ندارند, وصیت او, پادشاهی, و جنگ روحانی بین نور و تاریکی. تا شیطان به کار ویرانگر خود ادامه دهد و دزدی کند, کشتن, و نابود کنند.
کلیسا ناتوان شده است
با توجه به واقعیت, که اکثر کلیساها ناتوان شده اند, چون از آن اطاعت نکردند رئیس کلیسا; عیسی مسیح; کلمه, و آنچه را که عیسی به آنها دستور داده بود انجام ندادند و روح القدس در میان آنها نیست, به خاطر همه (جنسی)ناپاکی که رخ می دهد و موجه است, آنها اعمال شیطانی گناه آلود مردم را می پذیرند.
گناهان مردم را می پذیرند زیرا قادر به تعلیم و هدایت آنها به سوی حقیقت و رهایی از یوغ طبیعت گناهکار نیستند., که میوه های بدی در زندگی آنها تولید می کند.
آنها از فعالیت های شیطانی آگاه نیستند, که باعث قربانیان بیشتر و بیشتر می شود. چه رسد به, برای رهایی مردم از یوغ شیطان.
اما چون غیر روحانی هستند و مانند دنیا زندگی می کنند, آنها همچنین به یک علت طبیعی اعتقاد دارند. آنها به دروغ های دنیا اعتقاد دارند. دروغ هایی که می گویند این طبیعت کسی است و یک فرد اینطور به دنیا می آید. اگرچه علم نمی تواند آن را ثابت کند. شما در مورد آن صحبت می کنید این احساسات یک نفر است. و چون باید به شخص احترام گذاشت, شما نباید دخالت کنید و حقیقت را بگویید و بگویید اشتباه است.
اما کتاب مقدس بسیار واضح است. کتاب مقدس می گوید, که آن ها, که نفسانی هستند و به دنبال شهوت می روند, خواسته ها, و اراده از طبیعت گناه آلود بدن, نباید وارد پادشاهی خدا شوید. چه رسد به, پادشاهی خدا را به ارث ببرند. آنها گم شده اند.
خداوند هیچ عذری را نمی پذیرد
بهانه ها و دروغ هایی که تبلیغ می شود, استفاده می شود, و رهبران مذهبی کلیسا به آن اعتقاد داشتند, نباید توسط عیسی تحمل و پذیرفته شود, و نه به خدا در روز قیامت. زیرا خداوند خدای قدوس و عادل است.
خداوند همه چیز را به انسان داد تا از پیرمرد فدیه شود, که نفسانی است و حامل مرگ است. عیسی جان خود را داده است تا نقشه خدا برای رستگاری انسان سقوط کرده را اجرا کند.
خدا روح القدس خود را داده است تا حقیقت را آشکار کند و همه را رهبری کند, که در مسیح دوباره متولد می شود, به حقیقت کلام خدا, که نشان دهنده اراده خداوند است.
خداوند به اندازه کافی هشدار داده است, از طریق کلام و پیامبران, و رسولان.
بنابراین هیچ بهانه ای وجود نخواهد داشت, در برابر عرش خدا, برای توجیه اعمال شیطان.
هیچ بهانه ای برای همه وجود نخواهد داشت, که دروغ های شیطان را باور کرده است. دروغ ها, که شما اینطور به دنیا آمده اید, یا اینکه بخشی از عصر مدرن است, یا اینکه خدا تو را اینگونه آفریده است و نمی توانی کمکش کنی.
تا زمانی که زنده ای, امید وجود دارد. هر دقیقه می توانید به خدا روی آورید و توبه کنید و زندگی خود را به عیسی مسیح بدهید و از او پیروی کنید. چون این خواست خداست. خداوند می خواهد که هر انسانی به علم حق برسد و از آن نجات یابد (جاودانه) مرگ
آیا در تمام مدت فریب احساساتم را خورده بودم؟?
فقط زمانی که به جسم بمیرید, در طول زندگی شما روی زمین, و روح تو از مردگان زنده می شود, و شما مطابق آنچه کلام و روح القدس می گویند زندگی می کنید, آنگاه وارد دروازه تنگ خواهی شد و در راه باریکی که به زندگی جاودانی منتهی میشود قدم خواهی برد.
اما اگر این کار را نکنید و اجازه دهید که گوشت شما در زندگی شما بر روی زمین سلطنت کند و در راه گسترده قدم بردارید, شما زندگی جاودانی را به ارث نخواهید برد, با وجود چه کشیانی, پیامبران, بشارت, بزرگان یا دیگر رهبران مذهبی, و هموطنان مسیحی می گویند.
هر شخصی باید با عیسی سر و کار داشته باشد; کلمه به عنوان ناجی یا به عنوان قاضی. این به شما بستگی دارد, آنچه شما انتخاب می کنید.
بهتره همین الان بفهمیم, که شما فریب احساسات خود را می خورید, بیشتر از این که دروغ های شیطان را باور کنی و در گناه استقامت کنی و به موقع در برابر عرش خدا بایستی و بعد بفهمی, که تمام زندگی شما, داشتی فریب احساساتت را می خوردی.
نمک زمین باش’








