قلمرو معنوی واقعی است. همه چیز منشأ خود را در خدا دارد و از قلمرو روح سرچشمه می گیرد. اگر به خدای پدر ایمان دارید, پسر عیسی مسیح, و روح القدس, اما شما به قلمرو معنوی اعتقاد ندارید, آنگاه باورش غیرممکن است. اگر قلمرو معنوی برای شما تخیلی است و واقعی نیست, شما نمی توانید به خدا و خلقت ایمان داشته باشید. چون, اگر به خلقت اعتقاد دارید, شما معتقدید که خدا زمین و هر آنچه را که در درون وجود دارد از طریق کلام خود با قدرت روح آفرید. هر چیزی که شما در قلمرو طبیعی یا فیزیکی درک می کنید منشأ خود را در قلمرو معنوی دارد. بیایید به واقعیت و شواهد قلمرو معنوی نگاه کنیم.
آیا شما از طریق سنت مسیحی هستید؟?
مسیحیان زیادی وجود دارند, که در خانه ای مسیحی بزرگ شده اند و دین و ایمان خود را از والدین خود به ارث برده اند و بر اساس سنت آنها زندگی می کنند. وقتی از این مسیحیان در مورد ایمانشان می پرسید, به زودی متوجه می شوید, که ایمان و حضور در کلیسا تنها بخشی از آنهاست (خانواده) فرهنگ است و به جای سبک زندگی، فقط یک امر رسمی است, که از طریق برخورد و رابطه شخصی با عیسی مسیح به دست می آید.
بسیاری از مسیحیان می گویند که به عیسی مسیح ایمان دارند و عیسی را می شناسند, اما زندگی و اعمال آنها چیز دیگری می گوید.
این عمدتاً به این دلیل است که آنها چیزهای زیادی در مورد عیسی می دانند. آنها عیسی را بعد از نامه و آنچه در مورد عیسی نوشته شده است به جای اینکه عیسی را بشناسند، می شناسند (کلمه زنده) به صورت تجربی و داشتن رابطه شخصی با او.
بسیاری از مسیحیان ادعا می کنند که چنین هستند دوباره متولد شده است, در حالی که آنها پس از جسم زندگی می کنند و کارهای نفسانی انجام می دهند.
آنها در قلمرو فیزیکی حرکت می کنند و از قلمرو فیزیکی عمل می کنند. جهان جسمانی آنها را تشکیل داد فکر. بنابراین, آنها صحبت می کنند و مانند جهان زندگی می کنند.
آنها به همان کلمات اعتقاد دارند و همان علم و روش را به کار می گیرند و همان کارها را انجام می دهند که کافران هستند.
آنها توسط حواس بدنی خود هدایت می شوند, عواطف, احساس, افکار, نظرات, و غیره. تکیه می کنند – و به خرد و دانش خود اعتماد کنند, به جای تکیه بر- و اعتماد به خدا و کلام او و هدایت شدن توسط روح.
آنها روزگار سختی دارند, درک و باور برخی مسائل در کتاب مقدس. این به این دلیل است که آنها جسمانی هستند و قلمرو معنوی بر آنها پنهان است. در نتیجه, بسیاری از مسیحیان به قلمرو معنوی اعتقاد ندارند و آن را ترسناک می دانند و نمی خواهند در مورد آن صحبت کنند یا درگیر شوند..
اما چه به معنویات اعتقاد داشته باشید یا نه, واقعیت این است که قلمرو معنوی واقعی است.
قلمرو معنوی چیست?
قلمرو معنوی، قلمرو غیبی در پشت قلمرو فیزیکی است.
عیسی درباره قلمرو روحانی چه گفت؟?
اگر یک شخص در کتاب مقدس وجود دارد, که دائماً در مورد قلمرو معنوی صحبت می کرد, عیسی بود. عیسی دائماً در مورد قلمرو روحانی صحبت کرد و وجود ملکوت روحانی خدا را به مردم نشان داد, جایی که او از آن آمده است, و پادشاهی تاریکی. . او را افشا کرد (معنوی) پادشاهی تاریکی و قدرت و قدرت پادشاهی خدا را نشان داد.
عیسی قلمرو روحانی و ملکوت خدا را برای مردم نمایان ساخت, از طریق کلمات و آثار او.
از آنجایی که مردم جسمانی بودند, عیسی از تصاویر طبیعی زندگی روزمره استفاده کرد; مثل ها.
عیسی همچنین پادشاهی خدا و واقعیت آن را ساخت, اقتدار, و قدرتی که از طریق نشانه ها و شگفتی ها برای مردم نمایان است (راه رفتن روی آب, چند برابر شدن غذا, بیرون راندن شیاطین, شفای بیماران, زنده کردن مردگان و غیره).
هر کاری که عیسی انجام داد, او از قلمرو روحانی با قدرت و اقتدار پدرش این کار را انجام داد.
عیسی این قدرت و قدرت روحانی را به بدن خود داد; کلیسا.
عیسی نام خود را به کلیسای خود داد. نام او برترین نام و دارای بالاترین مقام در آسمانها و زمین است. همه چیز, که اسم دارد, باید به نام عیسی تعظیم کرد.
از این رو خدا نیز او را به شدت بالا برده است, و نامی به او داد که بالاتر از هر نامی است: که به نام عیسی هر زانویی باید خم شود, از چیزهای بهشتی, و چیزهای روی زمین, و چیزهای زیر زمین; و هر زبانی باید اعتراف کند که عیسی مسیح خداوند است, به جلال خدای پدر
فیلیمون 2:9-11
کلیسا نمایانگر پادشاهی روحانی خدا بر روی زمین است
عیسی رئیس کلیسا است. کلیسا به عنوان حکومت روحانی ملکوت روحانی خدا بر روی زمین منصوب شده و نشان دهنده پادشاهی خداست. کلیسا به نام عیسی عمل می کند (را اقتدار از عیسی مسیح (سر)), روی زمین.
مجلس مؤمنان, که در روح و در مسیح نشسته است, کلیسا هستند.
این مؤمنان دوباره متولد شده از جهان جدا شده اند (پادشاهی تاریکی). بنابراین آنها به دنیا تعلق ندارند, اما به خدا. آنها قوم خدا هستند, که در دنیا زندگی می کنند اما اهل دنیا نیستند (A.O. John 17:16; رومیان 12:2; 1 قرنتیان 2:12; افسسیان 2:19; کولوسیان 1:13-14; 3:2).
تولد انسان جدید توسط کلام و روح
انسان جدید حاصل کارهای انسان قدیم و آفریده شده در قلمرو فیزیکی نیست. اما انسان جدید توسط کلام و روح در قلمرو روحانی متولد می شود. اگرچه فرد در حوزه فیزیکی یکسان به نظر می رسد, در قلمرو روحانی شخص در مسیح تبدیل شده است خلقت جدید. خلقت جدید در او کاملاً آفریده شده و در او کامل است (A.O. کولوسیان 2:6-10; 1 John 4:17).
آن شخص گناهکار بود اما هست دیگر گناهکار نیست.
از طریق غسل تعمید در آب, شخص خود را با مصلوب شدن شناسایی کرده است, مرگ, و رستاخیز عیسی مسیح.
این یعنی, که پیرمرد با طبیعت گناه آلودش مرد و مرد جدید از مردگان زنده می شود.
شخص برای جسم مرد و روح او در مسیح با قدرت روح القدس از مردگان زنده می شود و به خلقت جدیدی تبدیل شده است.. (کولوسیان 2:11-12).
طبیعت گناه آلود بدن که شخص را در خود نگه داشته است اسارت پادشاهی تاریکی درگذشت. بنابراین شخص دیگر در اسارت پادشاهی تاریکی قرار ندارد.
اما شما شسته شده اید, اما تو مقدس هستی, اما شما به نام خداوند عیسی عادل هستید, و به روح خدای ما
1 قرنتیان 6:11
خلقت جدید در مسیح برخاسته و در او نشسته است
خلقت جدید در مسیح برخاسته و در آسمان سوم در او نشسته است. (حرف)او همراه با مسیح بر پادشاهی تاریکی سلطنت می کند. انسان جدید از عیسی مسیح زندگی می کند و سلطنت می کند; کلمه.
پدر, من می خواهم که آنها نیز, که تو به من داده ای, جایی که هستم با من باش; تا جلال من را ببینند, که تو به من دادی: زیرا قبل از پیدایش جهان مرا دوست داشتی (John 17:24)
و ما را با هم بزرگ کرده است, و ما را در مکانهای آسمانی در مسیح عیسی با هم نشست: تا در اعصار آینده غنای عظیم فیض خود را در محبت خود به ما از طریق مسیح عیسی نشان دهد. (افسسیان 2:6-7)
خلقت جدید از نظر روحی بیدار شده و وارد ملکوت خدا شده است
از طریق بازسازی, شخص از نظر روحی بیدار می شود و وارد ملکوت خدا می شود. ملکوت روحانی خدا برای شخص قابل مشاهده و واقعی شده است. این به خاطر روحیه فرد است, که مرگ بود و در زیر سلطه تاریکی از مردگان برمی خیزد و زنده می شود.
بدون بازسازی, شما نمی توانید ببینید و نه وارد پادشاهی خدا شوید. اگر نمی توانید ملکوت خدا را ببینید یا وارد شوید, چگونه می توانید بر اساس خواست پادشاه این پادشاهی زندگی کنید و این پادشاهی را نمایندگی کنید? دقیقا, شما نمی توانید. بدون بازسازی, شما هنوز متعلق به جهان و پادشاهی تاریکی هستید و کور باشید و در تاریکی راه بروید.
عیسی گفت, جز اینکه مردی دوباره متولد شود, او نمی تواند پادشاهی خدا را ببیند. و جز اینکه انسان از آب و روح متولد شود, او نمی تواند وارد پادشاهی خدا شود. (John 3:3-5).
خدا روح است و ملکوت او یک ملکوت روحانی است
وقتی تو”دوباره در روح متولد شد و به عنوان خلقت جدید راه رفتن, شما به دنبال روح خواهید رفت و نه به دنبال جسم. این یعنی, که شما رهبری و حکومت نمی شوید, با آنچه در قلمرو طبیعی با حواس خود درک می کنید (آنچه می بینید, بشنو, بو و غیره. ), عواطف, احساس, افکار و غیره. اما به این معنی است که شما توسط کلام و روح القدس هدایت می شوید.
کلام و روح القدس قلمرو روحانی را برای شما آشکار می کند.
کلام و روح القدس شما را بر اساس چیزهای ملکوت خدا می آموزند و راهنمایی می کنند و حقیقت را برای شما آشکار می سازند..
قلمرو معنوی برای شما واقعی خواهد شد و شما باید از قلمرو معنوی عمل کنید.
شما باید آن چیزها را صدا کنید, که نیستند, انگار که بودند. درست مثل خلقت.
خداوند, که مردگان را زنده کرد, و چیزهایی را که مانند آنها نیست نامید (رومیان 4:17)
شما باید از قلمرو معنوی زندگی کنید و عمل کنید, وقتی به دنبال چیزهایی هستید که بالاتر است, جایی که مسیح نشسته است, و نه روی این زمین.
بنابراین, این مهم است که وقت خود را صرف چه چیزهایی می کنید; چیزهای زمینی یا بهشتی.
خدا یک روح است: و کسانی که او را میپرستند، باید او را در روح و حقیقت بپرستند
John 4:24
خلقت قدیم جسمانی است و از قلمرو فیزیکی زندگی می کند
زیرا تا زمانی که خلقت قدیم باقی بمانید (را پیرمرد جسمانی) یا اگر دوباره به دنیا بیایید اما به دنبال جسم حرکت کنید, شما همچنان باید توسط آن چیزی که حواس تان است اداره و هدایت شوید, عواطف, و افکار درک می کنند.
شما باید خارج از قلمرو فیزیکی زندگی و عمل کنید و قلمرو معنوی پنهان خواهد ماند.
شما اصول کتاب مقدس را اعمال خواهید کرد, که در زندگی به شما آموزش داده شده است, اما نتیجه کم یا بدون نتیجه را می بینید. به این دلیل است که شما اصول را در مورد پیرمرد جسمانی از قلمرو جسمانی به کار میگیرید و نه برای انسان جدید روحانی از قلمرو معنوی..
روح شما از مردگان زنده نمی شود, مگر اینکه آزادانه گوشت خود را بگذاری و در عیسی مسیح بمیر.
ما در مورد منشأ معنوی کلیسا بحث کرده ایم, خاستگاه معنوی انسان جدید, حال به ابتدا و مبدأ خلقت برگردیم.
مبدأ خلقت چیست؟?
کل خلقت از قلمرو معنوی سرچشمه گرفته است. منشأ هر چیزی در قلمرو معنوی است. با توجه به واقعیت, که دانشمندان هیچ سرنخی از قلمرو معنوی ندارند, آنها به علوم طبیعی و به یک "علت و معلول" فیزیکی اعتقاد دارند.. بخاطر اعتقادشون, آنها با انواع نظریه ها و گمانه زنی های "احمقانه" در مورد منشأ آفرینش و زندگی مردم می آیند..
این بیان که خداوند خلقت را از عالم روحانی آفریده است, برای دانشمندان حماقت است. این به این دلیل است که آنها غیر معنوی هستند و بنابراین نمی توانند این جمله را درک یا درک کنند.
اما, برای تولد دوباره ایمانداران به مسیح, بیانیه و نظریه دانشمندان, به عنوان مثال نظریه تکامل, حماقت است.
متاسفانه, بیشتر و بیشتر اتفاق می افتد که مسیحیان در منشأ آفرینش شک می کنند و بیانیه جهان را بالاتر از بیانیه کتاب مقدس می دانند..
آنها به سخنان انسان بالاتر از کلمات خدا در کتاب مقدس اعتقاد دارند.
به این دلیل است, بسیاری از کلیساها غیر روحانی و جسمانی هستند. بسیاری از کلیساها به روح این جهان اجازه ورود داده اند. در نتیجه, بسیاری از مسیحیان توسط روح جهان آلوده شده اند. آنها به کلام خدا و منشأ خلقت شک دارند.
در آغاز خدا (الالهیم) آسمان و زمین را آفرید
پیدایش 1:1
کتاب مقدس در مورد خدا و خلقت چه می گوید؟?
کتاب مقدس در مورد خدا و خلقت موارد زیر را می گوید:
بهشت از آن توست, زمین نیز از آن توست: در مورد دنیا و کامل بودن آن, تو آنها را بنیان نهادی (مزمور 89:11)
خداوند خداوند چنین می گوید, او که آسمان ها را آفرید, و آنها را دراز کرد; او که زمین را گسترش داد, و آنچه از آن بیرون می آید; او که به مردم بر آن نفس می بخشد, و روح برای کسانی که در آن راه می روند (اشعیا 42:5)
من زمین را ساخته ام, و انسان را بر آن آفرید: من, حتی دست های من, آسمان ها را دراز کرده اند, و به همه لشکرشان دستور داده ام (اشعیا 45:12)
زیرا خداوندی که آسمانها را آفرید چنین می گوید; خود خداست که زمین را ساخته و ساخته است; او آن را تأسیس کرده است, او آن را بیهوده آفرید, او آن را برای سکونت تشکیل داد: من خداوند هستم; و هیچ چیز دیگری وجود ندارد (اشعیا 45:18)
تو لایق هستی, پروردگار, برای دریافت جلال و افتخار و قدرت: زیرا تو همه چیز را آفریده ای, و برای رضای تو هستند و آفریده شده اند (وحی 4:11)
علم از قلمرو طبیعی عمل می کند
دانشمندان, فیلسوفان, پزشک, درمانگران, روانپزشکان, روانشناسان, بسیاری از متکلمان, و غیره, غیر معنوی هستند و از قلمرو طبیعی عمل می کنند; قلمرو فیزیکی. برخی از آنها ممکن است بگویند مسیحی هستند و از روی ایمان عمل می کنند, اما اگر این درست باشد, در این صورت، عنوان خود را یدک نمی کشند و به فلسفه ها عمل نمی کنند, نظریه ها, و روش های جهان. اگر درست باشد, به خدا توکل می کردند. آنها کلام او را باور می کردند و روش های کتاب مقدس و روح را به کار می گرفتند. واقعیت این است, که آنها زندگی می کنند عمل می کنند, و در قلمرو طبیعی و خارج از آن عمل کنند
آنها معتقدند, که هر اثر طبیعی, مانند تغییرات آب و هوایی, خشکسالی, بلایای طبیعی, مشکلات روحی یا جسمی, بیماری, مشکلات رفتاری, مشکلات رابطه, و غیره. همه یک علت طبیعی دارند.
از این منظر و علم, آنها از تکنیک های ابتکاری طبیعی استفاده می کنند, روش, و ابزار, برای احیای طبیعت و مردم و کامل یا کامل کردن دوباره آنها.
یک جراح, به عنوان مثال, از تکنیک های طبیعی برای حذف یا بازیابی چیزی در بدن استفاده می کند, که آسیب دیده یا آسیب دیده قابل مشاهده است.
الف روانشناس, که فردی با مشکلات روانی یا رفتاری را درمان می کند به دنبال آن می گردد (طبیعی) علت مشکل(s) در زندگی, گذشته, خانواده, یا محیط اطراف فرد. از آنجا روانشناس یک برنامه درمانی تهیه می کند, با استفاده از دانش علمی, روش, و تکنیک ها.
روش طبیعی شفا در مقابل روش معنوی شفا
این روش طبیعی دنیا برای التیام و بازگرداندن یا رفع اختلال در زندگی یک فرد و سالم کردن یک فرد است..
اما, این راه شفا و ترمیم برای خدا حماقت است و ربطی به ملکوت او ندارد. این حکمت نفسانی و علم دنیاست, که برای خدا حماقت است.
چرا به خدا حماقت است? زیرا خداوند حقیقت را می داند. پادشاهی او از روی طبیعی عمل نمی کند (فیزیکی) قلمرو است و از وسایل طبیعی استفاده نمی کند, ابزار, تکنیک ها, و روشها. اما ملکوت او یک ملکوت روحانی است و از قلمرو روحانی عمل می کند.
پادشاهی خدا می گوید, که اگر چیزی در قلمرو طبیعی مختل شود, آنگاه اختلالی قبلاً در قلمرو معنوی رخ داده است.
آنچه در قلمرو معنوی اتفاق می افتد, در قلمرو طبیعی قابل مشاهده می شود
آنچه در قلمرو معنوی اتفاق می افتد همیشه در قلمرو طبیعی قابل مشاهده خواهد بود. زیرا علت در عالم معنوی است نه در عالم طبیعی. بنابراین, تأثیر علت معنوی در قلمرو طبیعی قابل مشاهده خواهد بود. ما نه تنها این حقیقت را در خلقت می بینیم, که گواه بر عظمت خداوند است, اما ما این حقیقت را در زندگی روزمره خود نیز می بینیم.
به همین دلیل است, شما در قلمرو طبیعی درک می کنید, چه چیزی گرفت (یا می گیرد) در قلمرو معنوی قرار گیرد.
اگر چیزی باید در طبیعت تغییر کند, آنگاه چیزی باید در معنویت تغییر کند. شما نمی توانید با به کارگیری روش های نفسانی، مسائل در عرصه طبیعی را از قلمرو طبیعی حل کنید, اصول, و معنی, همانطور که دانشمندان انجام می دهند.
علت معنوی یک بیماری بر اساس کتاب مقدس
سرطان یک بیماری ویرانگر و چندین بار یک بیماری کشنده است, که جان بسیاری را می کشد. تقریباً شبیه یک بیماری همه گیر به نظر می رسد. با وجود واقعیت, علم و فناوری پزشکی دائماً چیزهای جدید کشف می کند و مردم سالم تر زندگی می کنند, تعداد بیماران سرطانی افزایش می یابد.
زمانی که فردی مبتلا به سرطان تشخیص داده شود, در بسیاری از موارد فرد برای برداشتن تومور تحت عمل جراحی قرار می گیرد(s) و/یا شیمی درمانی, بسته به مرحله سرطان. تمام نتایج قابل مشاهده سرطان از بدن حذف خواهد شد.
ممکن است فکر کنید, که یک شخص, که عمل کرده و شیمی درمانی از سرطان شفا می یابد. اما, در بسیاری از موارد, این مورد نیست.
در ابتدا, به نظر می رسد که فرد شفا یافته است. اما اغلب سرطان در همان مکان یا در جای دیگری از بدن بازمیگردد. چگونه ممکن است این اتفاق بیفتد? این به این دلیل است که علت بیماری سرطان بررسی نشده است. برای علت, شما باید در قلمرو معنوی باشید نه در قلمرو طبیعی.
علت آن روح شیطانی مرگ است, که از ملکوت تاریکی عمل می کند و در بدن انسان ظاهر می شود و باعث این بیماری مهلک می شود.. زیرا نتیجه این بیماری است, اگر کاری انجام نمی دهید یا اگر روش های طبیعی کار نمی کنند, مرگ است.
اما از آنجا که بسیاری از مردم به قلمرو معنوی اعتقاد ندارند و دوباره متولد نمی شوند, آنها این را باور ندارند (مرگبار) بیماری, بیماری ها, و اپیدمی ها از عالم روحانی سرچشمه می گیرند و در بدن ظاهر می شوند (زندگی مردم). بنابراین, سالانه افراد زیادی می میرند, به دلیل فقدان این دانش معنوی.
سخنان انسان در مقابل سخنان خدا
بسیاری از مردم, از جمله مسیحیان, به سخنان پزشکان و دانشمندان ایمان بیشتری داشته باشید, از کلام خدا. به همین دلیل است که مؤمنان به روش علم پزشکی برای شفا بیشتر ایمان دارند تا به راه خدا و راه شفای او..
اگرچه بسیاری عیسی را به عنوان خداوند اعتراف می کنند و اعتراف می کنند که با زخم های او شفا می یابند, اما با نحوه زندگی و اعمالشان چیز دیگری می گویند.
به محض اینکه متوجه چیزی غیرعادی در بدن خود شدند یا درد را تجربه کردند, بسیاری از مسیحیان کتاب مقدس را قبول ندارند و ایمان دارند و سخنان خدا و حقیقت او را در موقعیت خود به کار می برند.
بسیاری از مسیحیان با شمشیر روحانی خود وارد جنگ نمی شوند و همچنان بر روی کلام می ایستند. در عوض آسپرین یا نوع دیگری از داروهای طبیعی مصرف میکنند و/یا قرار ملاقاتی با پزشک میگذارند.. چون, با توجه به آنها, آن است (سریع ترین) راه "شفا".
چون, اگر راه کلام را انتخاب کردید, ممکن است مدت بیشتری طول بکشد تا بهبود و ترمیم بدن در قلمرو طبیعی قابل مشاهده باشد.
نبرد بین روح و جسم
بسیاری اوقات این یک جنگ معنوی است زیرا جسم شما به علم پزشکی اعتقاد دارد و می خواهد راه علم پزشکی را طی کند. (راه جهان), اما روح شما به کلام ایمان دارد و می خواهد برود راه خدا.
اکنون همه چیز در مورد است: از کی اطاعت می کنی? جسم یا روح?
این یک فرآیند است و همه چیز به واقعیت بستگی دارد, چقدر سریع ذهن خود را تجدید کنید با کلام خدا, به سخنان او ایمان داشته باشید, آنها را در زندگی خود اعمال کنید, و طبق کلام راه برو.
اما این همه چیز نیست. زیرا زمانی که قلمرو معنوی از طریق کلام برای شما قابل مشاهده می شود, خیلی وقت ها از چیزهایی که می بینید خوشحال نخواهید شد.
وقتی قلمرو معنوی که در پشت قلمرو فیزیکی قرار دارد قابل مشاهده می شود، چیزهایی که شما آن را عادی می دانستید, شما ناگهان دیگر عادی نمی دانید. در نتیجه, از آنها روی گردان و آنها را از زندگی خود دور کن.
هر فردی مسئول تصمیمات است (s)او در این زندگی می سازد. هیچ کس دیگری مسئول آن نیست.
خداوند به هر فردی اختیار و شناخت خوبی و بدی داده است. هر فردی تصمیم می گیرد که به آنچه جهان و نظام جهانی می گوید باور داشته باشد یا خیر, یا آنچه کتاب مقدس است (کلام خدا) می گوید.
اما یک چیز مسلم است, جهان و کلمه نمی توانند با هم پیش بروند. یا جهان است یا کلمه; جسم یا روح.
نتیجه گیری تخیلی معنوی یا واقعی است?
برگردیم به این سوال که آیا قلمرو معنوی واقعی است یا تخیلی. می توانیم نتیجه گیری کنیم, از حقایق کتاب مقدس, کلام خدا, که قلمرو معنوی واقعی است و نه خیالی.
اگر مسیحیان به قلمرو روحانی اعتقاد ندارند, در خلقت, مرد جدید (خلقت جدید), کلیسا (مجمع مؤمنان دوباره متولد شده) به عنوان بدن مسیح و حکومت روحانی پادشاهی خدا, پس آنها چه اعتقادی دارند?
نمک زمین باش’









