ما در یک جهان زندگی می کنیم, جایی که مردم همیشه مشغول هستند. اکثریت مردم آرامش ندارند, اما همیشه در عجله هستند. در نتیجه, آنها به راحتی تحریک می شوند, عصبی, و تحمل کمتری دارد. بسیاری از مردم, از جمله مسیحیان, آرامش درونی را در زندگی خود تجربه نمی کنند و آرامش ذهنی ندارند. سخت کار می کنند, بیش از حد در بشقاب های خود مصرف کنند, و توسط عملکرد هدایت می شوند, موفقیت, و ثروت. آنها بر زندگی حکومت نمی کنند, اما زندگی بر آنها حکومت می کند. شاید شما هم زندگی پرمشغله ای دارید و به این فکر می کنید که چگونه به آرامش برسید. برای یافتن آرامش چه باید کرد? کتاب مقدس در مورد آرامش خاطر چه می گوید؟?
آیا به دنبال آرامش هستید?
بیشتر مردم زندگی پرمشغله ای دارند و فعالیت های روزانه خود را بلعیده اند. سخت کار می کنند, چند بار خیلی سخته, و با موفقیت و ثروت هدایت می شوند. بسیاری از آنها خانواده هایی دارند که نگرانی ها و مشکلاتی را نیز به دنبال دارد. برخی مشکلات زناشویی را تجربه می کنند, مشکلات با فرزندانشان, مشکلات مالی, نگرانی, اضطراب ها, ترس, بیماری, اعتیاد, و غیره.
همه این موارد می تواند باعث شود افراد قربانی زندگی روزمره خود شوند. آنها می توانند کاملاً تحت کنترل شرایط و مشکلات قرار گیرند و وارد حالتی شوند که می تواند بسیار خطرناک باشد.
به جای اینکه آرامش را تجربه کنید و آرامش خاطر داشته باشید, استرس دارند, فوق العاده خسته, نمی تواند بخوابد, و افسرده و فرسوده شوند. همه به این دلیل که ذهن آنها اسیر شرایط آنها شده است, مشکلات, و چیزهایی در زندگی.
مردم در مکان های اشتباه به دنبال آرامش هستند
آنها به دنبال چیزی هستند که به آنها آرامش خاطر بدهد. اما, بسیاری از اوقات آنها در مکان های اشتباه نگاه می کنند. به جای رفتن نزد عیسی مسیح و پیروی از کلام, آنها برای کمک به دنیا می روند و روش های دنیوی و فلسفه های انسانی را به کار می گیرند, که به آنها وعده صلح می دهد و به آنها کمک می کند تا از مشکلات خود خلاص شوند, استرس, اضطراب ها, ترس, نگرانی, و غیره.
و بسیاری از مسیحیان با یوگا درگیر می شوند, مدیتیشن, ذهن آگاهی, ریکی, طب سوزنی, عذاب آور, فیزیوتراپی یا برو پیش روانشناس.
این آموزه های انسان و روش های نفسانی آنها, به آنها وعده صلح بده.
اما به جای تجربه آرامش, آنها اغلب مشکلات بیشتری ایجاد می کنند و مردم بیشتر آشفته می شوند, بی قرار, خسته, عدم تحمل, و عصبانیت غیر قابل کنترل را تجربه کنید.
زیرا بسیاری از مکان هایی که به شما وعده صلح می دهند اغلب مکان هایی هستند که از پادشاهی تاریکی سرچشمه می گیرند و ریشه در غیبت دارند..
آنها بر اساس خرد نفسانی مردم ساخته شده اند, که بارها, آنها از طریق مدیتیشن و ارتباط با ارواح شیطانی دریافت کرده اند.
این مکان ها, جایی که از این حکمت استفاده و اعمال می شود, از پادشاهی تاریکی سرچشمه می گیرند و قلمروهای شیطان هستند. آموزه ها و فلسفه های آنها از خدا و کلام او نمی آید (کتاب مقدس), اما از شیطان و کاملا مخالف کتاب مقدس.
وقتی به این مکان ها می روید و وارد قلمرو شیطان می شوید, استراحت نخواهی یافت, اما برعکس. وقتی وارد قلمرو شیطان می شوید, او شما را اسیر می کند و شما را نابود می کند. زیرا مأموریت شیطان نابود کردن مردم است.
بسیاری از مسیحیان وارد حوزه شیطان می شوند
وقتی شیطان چیزی به شما می دهد, او همیشه در ازای آن چیزی می خواهد. شیطان هیچ چیز را مجانی به شما نمی دهد. شیطان هم به شما نمی دهد, آنچه او وعده می دهد. زیرا شیطان دروغگو و دزد است.
در ازای به اصطلاح صلح, استراحت, یا راه حلی برای مشکل شما(s), او کنترل زندگی شما را به دست می گیرد. شیطان این کار را ناخواسته انجام می دهد. او فقط آن را می گیرد و بر اساس نادانی شما عمل می کند. هر چه نادان تر باشی, هر چه بیشتر می گیرد.
شاید بلافاصله تجربه نکنید, که شیطان کنترل زندگی شما را در دست گرفته است. اما به موقع, خواهید دید, که چیزی تغییر کرده است.
نمونه ای از یک شخص, که به دنبال آرامش است
بیایید به یک مثال از یک شخص نگاه کنیم, که در زندگی استرس را تجربه می کند. بگوییم, این شخص مسیحی است, یک مرد, که متاهل و دارای دو فرزند است. او فوق لیسانس گرفته است و شغل بسیار خوبی با حقوق خوب دارد. اما, فشار کار بسیار بالاست.
این مرد تقریباً کار می کند 12-14 ساعت در روز. اما حتی وقتی به خانه می رود، کارش همچنان ذهنش را به خود مشغول می کند. ذهن او از فشار کار پر و غرق شده است, مشکلات مربوط به کار, نگرانی, و غیره. اما این همه چیز نیست. خانواده این فرد نیز نیاز به مراقبت و توجه زیادی دارد.
بعد از چند سال, او چنان تحت فشار قرار می گیرد که به راحتی تحریک می شود, عصبانی, بی ادب, و دیگر حوصله زیادی ندارد. او دیگر نمی داند چه کند و چگونه ادامه دهد و به دنبال آرامش و تعادل در زندگی است.
در زمان استراحت ناهار در محل کار, او می شنود که یکی از همکاران در مورد صحبت می کند روانشناس. او شیفته و علاقه مند می شود.
اگرچه او هرگز به رفتن به یک روانشناس فکر نمی کرد, او کنجکاو می شود و تحت تأثیر این کنجکاوی قرار می گیرد.
بعد از مدتی, او تصمیم می گیرد با یک روانشناس قرار ملاقات بگذارد.
در طول جلسه اول, او به روانشناس از زندگی پرمشغله خود می گوید; کار او, و خانواده اش.
روانشناس گوش می دهد و بعد سوال می پرسد, نه تنها در مورد کار و خانواده فرد, بلکه در مورد گذشته فرد. بعد از جلسه اول, جلسات بیشتر دنبال می شود.
اما نقطه کانونی اصلی این جلسات دیگر ایجاد تعادل در زندگی نیست, اما در مورد گذشته شخص.
همه نوع چیز از گذشته کنده شده است. اما چیزی که او همیشه آن را عادی می دانست, به گفته روانشناس طبیعی نیست و روی آن برچسب زده است.
نیروهای تاریکی روح را اسیر می کند
چیزهای زیادی از گذشته مطرح می شود و روانشناس مشاوره می دهد. بعد از جلسات زیاد, مرد شروع به احساس سردرگمی بیشتری می کند, ناراضی, و بدبخت تر از قبل.
در ابتدا, همه چیز خوب به نظر می رسید. اما اکنون این شخص به یک خرابه عمیق تبدیل شده است (از نظر معنوی). فرد نسبت به قبل دچار مشکلات و نگرانی های بیشتری شده است.
اتفاقی که در حوزه معنوی افتاد, این است که روح اسیر نیروهای شیطانی تاریکی شده است. این قدرت های شیطانی تاریکی از طریق آموزه های شیطان وارد شد, حکمت دنیا نیز نامیده می شود.
آیا یوگا استرس را کاهش می دهد؟?
بعد از مدتی, روانشناس به مرد توصیه می کند که شروع کند مدیتیشن و برای کاهش سطح استرس و اضطراب، دروس یوگا را بخوانید. مرد به توصیه های روانشناس گوش می دهد و شروع به مراقبه و مصرف می کند درس های یوگا. در حال حاضر, به دلیل ناآگاهی فرد, نه تنها روح اسیر شده است, بلکه بدن از طریق این تمرینات که شامل پرستش خدایان بت پرست است اسیر نیروهای تاریکی شده است..
پس از یک سال مراجعه فراوان به روانشناس و مرکز یوگا, فرد دچار دردهای جسمی می شود و به پزشک مراجعه می کند. دکتر بیماری را تشخیص می دهد و برای او امیدوار کننده به نظر نمی رسد.
و همینطور هم شد, که این مرد, که استرس داشت و فقط به دنبال آرامش بود, مجبور شد تاوان این به اصطلاح صلح را با جانش بپردازد.
این قیمت است, هنگامی که شما به دنبال کمک او هستید و به او روی می آورید، شیطان آن را مطالبه می کند.
آیا آن شخص به آرامش خاطر رسیده است? نه, زیرا شیطان دروغگو است. بنابراین نمی توانید به او اعتماد کنید.
این یک داستان دراماتیک است, اما این راهی است که پیش می رود.
نمونه ای از یک شخص است, که به پادشاهی تاریکی کشیده شد, از طریق کنجکاوی.
به جای اینکه به دنبال کمک خدا باشید و به سوی او بروید, شخص به دنبال کمک در جهان بود. اما حکمت نفسانی این دنیا حماقت و دشمنی با حکمت خداست. زیرا حکمت نفسانی از شیطان سرچشمه می گیرد, او منبع است, و علت واقعی مشکل مرد در عالم روحانی بود نه در عالم نفسانی
شیطان برای دزدی می آید, کشتن, و نابود کنند
عیسی گفت, که شیطان برای دزدی می آید, برای کشتن, و نابود کردن (John 10:10). و این دقیقاً همان چیزی است که وقتی وارد قلمرو شیطان می شوید. از طریق جهل و فقدان معرفت معنوی, شما زندگی خود را به او می دهید.
شما می آیید تا آرامش خاطر پیدا کنید یا جواب بگیرید یا راه حلی برای مشکلات خود بیابید, اما در عوض, شیطان از شما قربانی می خواهد, که زندگی شماست.
در این مثال, روح (از طریق روانشناس و مدیتیشن) و بدن (یوگا) از شخص توسط شخص به شیطان داده شد تا کمی آرامش را تجربه کند. اما او به آرامشی که به دنبالش بود نرسید. نه, این شخص به آرامش نرسید, دروغ بود. عوض, آن شخص جان خود را فدای شیطان کرد.
این راه دنیاست; مسیر دنیا, که منجر به مرگ می شود.
راه رسیدن به آرامش چیست؟?
تنها راه رسیدن به آرامش، عیسی مسیح است. عیسی وعده صلح واقعی را می دهد که از همه فهم ها می گذرد, به آنها, که نزد او می آیند. او وعده صلح می دهد, یک استراحت, که هیچ مردی نمی تواند به شما بدهد.
پیش من بیا, همه شما که زحمت میکشید و سنگین هستید, و من به شما استراحت می دهم. یوغ من را بر خود بگیرید, و از من بیاموز; زیرا من با قلبم و کم تحرک هستم: و شما باید به روح خود استراحت دهید. برای یوغ من آسان است, و بار من سبک است (متیو 11:28-30)
وقتی خسته شدی, بیش از حد تحت فشار قرار گرفته است, تاکید کرد, خسته, مضطرب, سنگین بار شده, سوخته, و سنگینی و درد را در روح خود تجربه کنید, پس فقط یک راه وجود دارد, یک نفر, که می تواند به شما آرامش دهد, و آن شخص عیسی مسیح است, پسر خدای زنده.
عیسی به شما وعده استراحت می دهد. او تنها است, چه کسی می تواند بهت استراحت بده; صلح. او شما را شاداب می کند تا همه بارهای شما از دوش شما برداشته شود.
چه معنایی دارد که یوغ او را بر دوش بگیرید؟?
تنها کاری که باید انجام دهید این است که یوغ او را بر دوش بگیرید. یوغ جفت شدن بین دو عنصر است. عیسی’ یوغ شما را با او متحد می کند. شما به او مقید هستید, به جای شیطان. اگر به عیسی مسیح ایمان دارید و جان خود را به او می سپارید, سپس شما پاک خواهید شد (از تمام گناهان و گناهان شما), ذخیره شده است, و با خون او عادل شد.
شما با خون او خریداری شده اید و جان شما از آن اوست. بنابراین, دیگر از طریق گناه به شیطان خدمت نخواهید کرد, اما شما باید عیسی مسیح را از طریق عدالت خدمت کنید.
او را دوست بدارید و احکام او را نگاه دارید.
با ساکن شدن روح القدس, را قانون روح (شریعت مسیح) روی قلب شما نوشته شده است.
وقتی ذهن خود را با کلام خدا تجدید می کنید و در دستورات او قدم می گذارید, شما آرامشی را خواهید داشت که عیسی به شما وعده داده بود.
عیسی همان کاری را که گفته بود انجام می دهد. عیسی هرگز دروغ نمی گوید. اگر یک نفر در این جهان گسترده وجود دارد که می توانید به آن اعتماد کنید, این عیسی است; کلمه.
وقتی انجام می دهید, آنچه عیسی به شما دستور داده است, و هنگامی که کلمات و احکام او را نگه دارید, آرامش پیدا خواهید کرد.
کلمه به شما آرامش می دهد و روح شما را به آرامش می رساند. نوشته شده است, که اگر بخواهی, پیدا خواهید کرد. بنابراین شما باید آن را جستجو کنید.
می توانید آن را در کتاب مقدس جستجو کنید (کلام خدا). وقتی می خوانی, مطالعه کنید, و در کلام او تعمق کنید, روز و شب, آنچه را که به دنبالش هستید پیدا خواهید کرد. وقتی ذهنت را به جای چیزهای دنیا پر از سخنان خدا کنی, آرامش خاطر را تجربه خواهید کرد. بله, استراحت را تجربه خواهید کرد.
خدا در مورد آرامش چه می گوید?
بنابراین می گوید خداوند, در راهها بایستید, و ببینید, و راه های قدیمی را بخواهید, راه خوب کجاست, و در آن راه برو, و برای روح خود آرامش خواهید یافت (ارمیا 6:16)
قوم خدا سرکشی کردند و از او روی گردان شدند. آنها از دستورات او اطاعت نکردند و عمل نکردند. هوم, این خیلی آشنا به نظر می رسد, زیرا در عصر ما نیز این اتفاق نمی افتد? بنابراین می توانیم نتیجه گیری کنیم, که رفتار از پیرمرد بازسازی نشده هنوز هم همان است و در طول اعصار تغییر نکرده است.
تا زمانی که مردم جسمانی بمانند و بر اساس جسم زندگی کنند, آنها همیشه در شورش علیه خدا و کلام او زندگی خواهند کرد.
وقتی مسیحیان جسمانی می مانند و به دنبال جسم می روند, سپس سرانجام راه خدا را رها می کنند.
خداوند به قوم خود توصیه کرد که به راه های قدیمی بازگردند, به کلام او, و به اوامر او. خداوند همیشه یک فرصت دوباره می دهد, زیرا او خدای مهربانی است.
وقتی به کلام خدا برگردید و از سخنان او اطاعت کنید، در مسیر خوب زندگی قدم خواهید گذاشت, که منجر به زندگی ابدی می شود. و وقتی در این مسیر قدم میزنی, برای روحت آرامش و آرامش خواهی داشت
اگر مسیحی هستید و از درون دریده شده اید و آرامش را تجربه نمی کنید و به ذهن خود استراحت می دهید (روح), پس وقت آن نیست که راه دنیا را بروی و نزد روانشناس بروی, اما پس از آن زمان رفتن به عیسی است; برای رفتن به ورد.
هوشیار باش, هوشیار باشید, زیرا دشمن شما شیطان است, مثل شیر غرش, قدم می زند, به دنبال چه کسی می تواند بلعیده شود
1 پیتر 5:8
وقتی عیسی را پیدا کردی, آرامش خاطر پیدا خواهید کرد
عیسی اجازه می دهد خود را توسط آنها پیدا کنند, که او را می جویند. او را در کلام خدا خواهید یافت. بنابراین کلام خدا را قبول کنید, کلمه را مطالعه کنید, و شبانه روز در سخنان و احکام او تأمل کنید. به طوری که شما ذهن تجدید خواهد شد با سخنان او آرامش خواهی یافت. شما باید آرامش خاطر داشته باشید و دریافت کنید, آنچه شما به دنبال آن بودید.
یک صلح, که از همه فهم میگذرد, که جهان (روانشناسان, روانپزشکان, پزشک, درمانگران, یوگا, درمان های آرامش بخش, هیپنوتیزم درمانی, و غیره) نمی تواند به شما بدهد.
نمک زمین باش’






