اول ببین بعد باور کن راه دنیاست. چند بار می شنوید که مردم می گویند, که قبل از اینکه باور کنند باید ابتدا آن را ببینند? جهان قبل از اینکه اول ببینند چیزی را باور نمی کنند. اکثر مردم باور کردن چیزی را دشوار می دانند مگر اینکه آن را با چشمان خود ببینند. اما, چند استثنا وجود دارد. وقتی دنیا چیزی منفی می گوید یا گزارش یا پیش بینی منفی می دهد, برای مثال در اخبار روزانه, گزارش آب و هوا, یک پیش بینی اقتصادی, گزارش یک پزشک, یا گزارش روانشناس, آنها بلافاصله آن را باور می کنند و خبر را به اشتراک می گذارند و با خانواده در میان می گذارند, دوستان, همکاران, و غیره. چقدر عجیب است, که بلافاصله حرف های دنیا را باور می کنند, اما آنها سخنان خدا را باور نمی کنند? اما مسیحیان چطور؟? آیا مسیحیان اول می بینند بعد ایمان می آورند یا اول ایمان می آورند و بعد می بینند?
آیا نشانه یا شگفتی یک تصادف است?
یه بار یکی گفت, چگونه می توان به خدا ایمان آورد? خدا نامرئی است, شما او را نمی بینید. من نمی توانم باور کنم که قبل از اینکه به خدا ایمان بیاورم به نشانه ای نیاز دارم. بلافاصله جواب دادم, باشه, شما یک نشانه می خواهید? شما یک علامت دریافت خواهید کرد (زیرا آن شخص متعلق به نسلی بود که دوباره تولید نشده بود, که همیشه نیاز به اثبات فیزیکی دارد).
چند دقیقه بعد, نور زیبایی وارد اتاق شد. به آسمان نگاه کردم و متحیر شدم. گفتم, نگاه کن! نور عجیبی بود با انواع رنگها. رنگین کمان نبود, اما رنگ های رنگین کمان را داشت. اما, آسمان آبی روشن بود و باران نمی بارید. آن شخص به آسمان نگاه کرد و همچنین شگفت زده شد.
در ابتدا, متوجه نشدم, اما بعد گفتم, این نشانه شماست! من خیلی مشتاق بودم, اما آن شخص زیاد نبود. آن شخص قبول کرد که خاص است, اما با وجود علامت, شخص باور نکرد.
تقریبا همه مردم اینطور هستند. آنها می خواهند اول ببینند و بعد باور کنند. اما وقتی علامتی دریافت می کنند, و شاهد آن نشانه هستند, آنها هنوز باور ندارند. آنها می گویند این فقط یک تصادف است.
چرا مردم باید اول ببینند بعد باور کنند?
ما در یک جهان زندگی می کنیم, جایی که مردم می خواهند قبل از اینکه باور کنند ابتدا ببینند. قلمرو مرئی حواس برای مردم واقعی تر از حواس است قلمرو معنوی.
وقتی مسیحی شدی, شما معتقدید که کتاب مقدس (کلام خدا) حق است و سخنان خدا حق است.
شما کلام خدا را بالاتر از آنچه مردم و علم به شما بگویم. شما به عیسی مسیح ایمان دارید, پسر خدا, حتی زمانی که عیسی را رو در رو ندیده اید.
وقتی کتاب مقدس را مطالعه می کنید, خدا را خواهی شناخت, عیسی, و شما (جدید) خود. زیرا کلام خدا همان شما جدید است, را خلقت جدید شما از طریق باززایی در مسیح شده اید.
بنابراین, اگر می خواهید بفهمید واقعا که هستی, تنها کاری که باید انجام دهید این است که کتاب مقدس را باز کنید و شروع به خواندن و مطالعه کتاب مقدس کنید. با سخنان خدا ذهن خود را تجدید خواهید کرد, به طوری که ذهن شما با کلام خدا همسو شود.
اگر ذهن خود را تجدید کنید, کلمات خدا را در زندگی خود به کار ببرید, و عمل کننده کلام شوید, شما از نظر معنوی بالغ هستید. قلمرو معنوی برای شما واقعی تر از قلمرو مرئی می شود. (همچنین بخوانید: ‘شنوندگان در مقابل انجام دهندگان’).
کلام خدا آینه زندگی شماست
زیرا اگر کسی شنونده کلمه باشد, و نه یک فاعل, او مانند مردی است که صورت طبیعی خود را در شیشه می بیند: زیرا او خود را می بیند, و راه خود را می رود, و فوراً فراموش می کند که او چه نوع آدمی بود. اما کسی که به قانون کامل آزادی نگاه می کند, و تداوم در آن, او شنونده فراموشکار نیست, اما انجام دهنده کار, این مرد در عمل خود برکت خواهد داشت (جیمز 1:23-25)
کلام خدا هست آینه از زندگی شما. زندگی شما باید انعکاسی از کلام خدا باشد همانطور که عیسی بازتاب پدر بود زمانی که بر روی زمین راه می رفت.. اگر شما عمل کننده کلام خدا هستید, با ایمان راه خواهید رفت. اگر فقط شنونده هستید, تو بی ایمان راه میری.
چگونه در کلام خدا راه می روید?
راه رفتن در کلام خدا یعنی, که به سخنان خدا در کتاب مقدس ایمان دارید, کلمات او را در زندگی خود به کار ببرید و آنچه را که او می گوید انجام دهید و دستورات او را حفظ کنید. اگر به کلام خدا بالاتر از آنچه می شنوید و می بینید ایمان دارید, و به جای عمل به آنچه می شنوید یا شرایط خود، از سخنان او اطاعت کنید و عمل کنید, آنگاه با ایمان راه خواهی رفت. شما باید بر اساس آن چیزها عمل کنید و راه بروید, که هنوز در قلمرو طبیعی قابل مشاهده نیستند.
ایمان منفعل نیست, اما ایمان یک عمل است. کتاب مقدس می گوید, که ایمان بدون اعمال مرده است. ایمان به خدا ایمان دارد و معتقد است که او آن را با اطاعت از اراده او و عمل به گفته های او از شما خواهد آورد..
هیچ شکی در ذهن شما نیست. شما کاملا موافق هستید, اما و اقناع مطلق که چیزی درست است و اتفاق خواهد افتاد.
ایمان جوهر چیزهایی است که به آنها امید می رود, شواهد چیزهایی که دیده نمی شود
ایمان جوهر چیزهایی است که به آنها امید می رود, شواهد چیزهایی که دیده نمی شود (عبرانیان 11:1)
وقتی می گویید, اینکه ایمان دارید یا ایمان دارید, یعنی شما به کلام خدا ایمان دارید و در غیب راه می روید.
برخی چیزها ممکن است هنوز در قلمرو طبیعی قابل مشاهده نباشند. اما شما مطابق آنچه که کلام و روح می گویند حرکت می کنید و چیزهایی را که وجود ندارند می نامید. این بدان معنا نیست که شما به کلماتی که می گویید ایمان دارید, اما اینکه به یگانه ایمان دارید, کی این حرفا رو زده.
به چیزهایی که نیست, انگار که بودند
همانطور که نوشته شده است, من تو را پدر بسیاری از ملل قرار دادم, قبل از کسی که ایمان آورد, حتی خداوند, که مردگان را زنده می کند, و چیزهایی را که مانند آن نیستند می خواند (رومیان 4:17)
به عنوان یک خلقت جدید, شما از خدا متولد شده اید و در آن ساخته شده اید تصویر خدا. عیسی مسیح شما را با خون و قربانی خود برای خدا آشتی داده است. او شما را از موقعیت سقوطتان بازگرداند, به موقعیتی که خداوند قبل از سقوط به آدم داد. بله, حتی یک موقعیت بزرگتر. زیرا شما در مسیح زندگی می کنید, که در دست راست پدر نشسته است. عیسی مسیح بالاترین اقتدار و قدرت را در آسمان ها و روی زمین دارد.
وقتی به ابتدای خلقت نگاه می کنید, خداوند (الالهیم) همه چیز را به وجود آورد, از طریق کلام و روح او. سرتاسر زمین از اوست.
از آنجا که شما بر اساس تصویر او آفریده شده اید, به شما اختیار و قدرت داده شده است که همین کار را انجام دهید.
شما همچنین از طریق کلمات خود چیزها را به وجود می آورید. وقتی حرف های او را می گویید, آنگاه کلام او توسط روح القدس قدرت می یابد.
بنابراین بسیار مهم است که کلام او را بشناسیم. تا سخنان او از دهان شما خارج شود.
به جای اینکه منفی صحبت کنید, مشکوک, کلمات, که توسط احساسات شما هدایت می شوند, عواطف, و حواس, شما کلمات زندگی را که از کلام و روح هدایت می شود، خواهید گفت.
شما چیزهایی را که انگار نبودند نام خواهید کرد. و شما چیزهایی را ایجاد یا تغییر خواهید داد, شرایط, موقعیت ها, پیش بینی ها, و غیره. اما آنها باید مطابق با کلام خدا باشند و برای جلال خدای پدر و عیسی مسیح و پادشاهی او باشند.. (همچنین بخوانید: جشن شادی یا ترحم?)
پیرمرد اول می خواهد ببیند سپس باور کند
وقتی عیسی با شاگردانش روی زمین راه می رفت, شاگردان هنوز مخلوق قدیمی بودند (پیرمرد). آنها هنوز خلقت جدید نشده بودند زیرا مصلوب شدن و رستاخیز عیسی مسیح و ریزش روح القدس اتفاق نیفتاده بود.. بنابراین شاگردان قبل از اینکه ایمان بیاورند، ابتدا دیدار داشتند.
مهم نیست که عیسی چند نشانه و معجزه انجام داده بود, هنوز باور نکردند.
نمونه بارز آن داستان پنج نان و دو ماهی و هفت نان و چند ماهی کوچک است.. هر دو بار, عیسی غذا را از طریق دست شاگردان زیاد کرد و به جمعیت غذا داد. آنها این معجزات بزرگ را دیده بودند. اما, وقتی وارد کشتی شدند و دیدند که فراموش کرده اند با خود نان ببرند, آنها نگران بودند.
عیسی به شاگردانش گفت, که آنها کم ایمان بودند. او آنها را در مورد دو موردی که غذای کافی نداشتند و اینکه عیسی در هر دو موقعیت فراهم کرد، به یاد آورد (متیو 16:6-11).
عیسی دائماً به بی ایمانی شاگردان خود خطاب می کرد, که به نسل انسان سقوط کرده تعلق داشت. حتی پس از آنکه عیسی از مردگان برخاست و شاگردانش را ملاقات کرد, شاگردانش به عیسی شک کردند. آنها باور نمی کردند که این عیسی است.
مردم همیشه به توماس مشکوک اشاره می کنند, اما شاگردان دیگر نیز به عیسی شک کردند. عیسی باید دست و پای خود را به شاگردانش نشان می داد تا ثابت کند که روح نیست بلکه گوشت و استخوان دارد.. عیسی حتی مجبور شد چیزی بخورد تا ثابت کند که روح نیست. زیرا شاگردانش هنوز ایمان نیاوردند (علامت 16:11-14, لوقا 24:11; 24-36, John 20:19-29).
مرد جدید اول باور می کند سپس می بیند
اما وقتی عیسی’ شاگردان با روح القدس تعمید یافتند و دوباره متولد شدند و خلق جدید شدند, معنوی شدند. قلمرو معنوی برای آنها نمایان شد. از آن لحظه, آنها چیزهایی را که انگار نبودند نامیدند.
وقتی دوباره متولد شد, شما به یک آفرینش جدید تبدیل شده اید. لازم نیست قبل از اینکه چیزها را باور کنید، ابتدا آنها را ببینید. نه! شما ابتدا نمی بینید و سپس به عنوان پیرمرد جسمانی باور می کنید, اما شما ابتدا باور می کنید و سپس به عنوان یک انسان روحانی جدید می بینید.
وقتی تو ذهن خود را تجدید کنید با کلام خدا, شما با اراده خدا در مورد چیزها آشنا می شوید, موقعیت ها, شرایط, و غیره. شما تصویر نتیجه را در ذهن خود خواهید دید و سپس آن چیزهایی را که انگار نبوده اند صدا خواهید کرد و آنها را به وجود خواهید آورد..
هر چیزی که اسم دارد, باید به نام عیسی تعظیم کرد
روزی روزگاری پرواز, هواپیما شروع به لرزیدن کرد. فوراً کمربند ایمنی خود را ببندید’ نور روشن شد. خلبان اعلام کرد وارد منطقه ای شدیم که تلاطم شدید داشت. او به ما گفت, که هواپیمای جلوی ما چند متری سقوط کرد. باید خودمان را آماده میکردیم که همین اتفاق ممکن است برای ما بیفتد.
به جای ترسیدن, گفتم, آشفتگی, من به شما دستور می دهم که در عیسی بروید’ نام! هیچ تلاطمی وجود نخواهد داشت. تلاطم متوقف شد و تا پایان پرواز هیچ تلاطمی نداشتیم. این اقتدار و قدرتی است که ما در مسیح داریم!
هر چیزی که اسم دارد, باید به نام عیسی تعظیم کرد. آشفتگی یک نام است. بنابراین تلاطم باید تعظیم کند. مثل درخت انجیر است و طوفان, که از عیسی نیز اطاعت کرد. عیسی صحبت کرد و این اتفاق افتاد.
مطابق این دنیا نباش! آنگونه که دنیا می اندیشد فکر نکنید و آن گونه که دنیا به دنبال جسم می رود راه نروید. عوض, با ایمان به دنبال کلام و روح حرکت کنید.
دنیا می گوید, اول ببین بعد باور کن. اما خلقت جدید می گوید, اول باور کن بعد ببین!
«نمک زمین باش»




