دروغ سطوح

تقریباً در هر دین و فلسفه انسانی, سطوح وجود دارد, که مردم می توانند از طریق دانش طبیعی به آن دست یابند, تکنیک ها و روش ها. اگر می خواهید وارد یک سطح جدید شوید, ابتدا باید کاری انجام دهید تا به آن سطح برسید. زمانی که به آن سطح رسیدید, یک سطح جدید آماده دستیابی وجود خواهد داشت. تا زمانی که به بالاترین سطح دست یابید. تقریباً در هر دین و فلسفه زندگی بشری, افراد از پایین به بالا صعود می کنند و یک هدف در ذهن دارند و آن رسیدن به بالاترین سطح است. هر چه مردم بیشتر یاد بگیرند و انجام دهند و خودشان را ثابت کنند, هرچه سطح بالاتری داشته باشند و رضایت بیشتری داشته باشند. کسی که نمی خواهد به سطوح معنوی جدیدی دست یابد? اما حقیقت در مسیحیت این است, که هیچ سطح معنوی برای دستیابی وجود ندارد. این دروغ شیطان است, کی میخواد باور کنی, که سطوح معنوی وجود دارد.

بلوغ پسری خدا

درجه ای که انسان در آن حرکت می کند و در آن قدم می گذارد، مرتبه معنوی نیست, اما بلوغ پسری خدا. هیچ کس نمی تواند با آثار خود وارد مرحله معنوی جدیدی شود, زیرا از طریق تولد جدید در عیسی مسیح، شخص بالاترین مقام معنوی را به دست آورده است, یعنی: پسر خدا. سطح معنوی بالاتری وجود ندارد!

رهایی از قدرت تاریکی, با خون او نجات یافتبا توجه به واقعیت, که در میان مؤمنان جهل و ناآگاهی نسبت به تولد جدید بسیار است, و چون بسیاری از ایمانداران کتاب مقدس را برای خود مطالعه نمی کنند, اما هر چیزی را که چه چیزی را باور کنید و تطبیق دهید (شناخته شده) رهبران مذهبی می گویند, بسیاری از مؤمنان واقعاً نمی دانند و درک نمی کنند تولد جدید معقول بودن. آنها نسبت به موقعیت خود در عیسی مسیح و که آنها در او هستند.

آنها به آموزه ها گوش می دهند, از واعظان معروف نفسانی, که تحت تاثیر قرار می گیرند (غیبی) دنیا و ادیان عجیب, فلسفه های بشری و تکیه بر دانش و خرد خود, و روش ها و عناصر جهان را در مورد انجیل عیسی مسیح به کار ببرید.

از آنجایی که علاقه جهان به ادیان و فلسفه های شرقی افزایش یافته است, و روح جهان وارد بسیاری از کلیساها شده است, این علاقه به بسیاری از کلیساها نیز وارد شده است. عناصر بسیاری از این ادیان و فلسفه های شرقی گرفته شده و در آموزه های کلیسا به کار رفته است.. یکی از آن عناصر، موعظه دستیابی به سطوح جدید است. رهبران مذهبی زیادی وجود دارند, که در مورد سطوح معنوی و چگونگی دستیابی به سطوح جدید موعظه می کنند. اما آیا می توانید در ملکوت خدا به سطوح معنوی جدیدی دست یابید? کجا در کلمه در مورد دستیابی به سطوح جدید می خوانیم?

آیا می توانید به سطوح جدیدی برسید?

هیچ کجا در کلمه, ما در مورد دستیابی به سطوح جدید می خوانیم. عیسی به شاگردانش نگفت: "اگر این روش ها را به کار ببرید و آن تکنیک ها را توسعه دهید و این کار را انجام دهید, سپس وارد مرحله جدیدی خواهید شد و در آن سطح جدید قدم خواهید گذاشت". عیسی هم نگفت: "من به شما قدرت می دهم بر بخش کوچکی از قدرت های اهریمنی که آنها را بیرون کنید و بر تعدادی از بیماری ها. وقتی ثابت کردید که می توانید این کار را انجام دهید, و برگردید، قدرت و اقتدار بیشتری دریافت خواهید کرد تا زمانی که تمام قدرت را دریافت کنید تا همه شیاطین و همه بیماری ها را بیرون کنید“.

اگر عیسی این را به شاگردانش گفته بود, آن وقت نخواهد بود لطف دیگر, اما شاگردان خود به آن دست می یافتند, با استفاده از روش های خاص, فنی و با کارهای خودشون.

سنگرها در ذهناما عیسی چیز دیگری گفت. به شاگردانش گفت, که به آنها قدرت و اختیار بدهد همه شیاطین و برای شفای بیماری ها.

سپس دوازده شاگرد خود را فرا خواند, و به آنها قدرت و اختیار بر همه شیاطین داد, و برای درمان بیماری ها. و آنها را فرستاد تا پادشاهی خدا را بشارت دهند, و برای شفای بیماران. (لو 9:1-2)

در هیچ کجا چیزی در مورد سطوح ایمان نمی خوانیم, مسح کردن, شفا یا رهایی. ما هم نمی خوانیم, شاگردان باید قبل از فرستاده شدن توسط عیسی به سطوح خاصی دست می یافتند.

عیسی موعظه کرد و پادشاهی خدا را برای آنها آشکار ساخت (و اراده خدا) از طریق تمثیل, او قوم خدا را فراخواند توبه از گناه, شیاطین را بیرون کرد و بیماران را شفا داد. عیسی انجام داد, کاری که پدرش را دیده بود, و هنگامی که شاگردان خود را فرستاد, آنها انجام دادند, آنچه که عیسی را دیده بودند.

تنها, چه کسی می خواهد شما فکر کنید سطوحی وجود دارد, شیطان است. او از واعظان نفسانی استفاده می کند, که به مؤمنان می آموزند که در سطوح جدیدی از معنویت قدم بردارند و درجاتی از ایمان وجود دارد, مسح کردن, التیام‌بخش, و رهایی. زیرا اگر باور داشته باشید, که درجاتی از ایمان وجود دارد, سطوح مسح, سطوح شفا و سطوح رهایی, آنها به دژهای عظیم شیطان در ذهن جسمانی شما تبدیل می شوند. شما همیشه فکر خواهید کرد, که دانش کافی ندارید, روش ها یا تکنیک ها را نمی دانم, یا به اندازه کافی برای دستیابی و راه رفتن در سطح مشخصی انجام نداده اید, و بنابراین شما آنچه را که کلام به شما می گوید انجام نمی دهید. شیطان می خواهد هر مؤمنی را از حقیقت کلام خدا دور نگه دارد و آنها را برای ملکوت خدا ناآگاه و منفعل نگه دارد., و با استفاده از همه این آموزه های نفسانی از ادیان و فلسفه های دیگر موفق می شود, تا اطمینان حاصل شود که مؤمنان جسمانی می مانند.

و در اینجا ما مشکل داریم, چرا همه با ایمان راه نمی روند, دیگران را به توبه دعوت کنید و انجیل عیسی مسیح را موعظه کنید, با نشانه ها و شگفتی هایی که در پی آنهاست. چون گوشت مانع است. تنها مانع, که انسان را از راه ایمان باز می دارد، گوشت آنهاست.

کفر در جسم است

شاگردان, که هنوز دوباره متولد نشده بودند و به آنها قدرت و اختیار داده شده بود تا همه را نجات دهد و شفا دهد, تحت عهد قدیمی, توانستند همه را شفا داده و رهایی بخشند. عیسی به آنها همه قدرت و قدرت داده بود, که آنها نیاز داشتند. فقط یک چیز وجود داشت, که سد راه بود و آن نبود, که آنها در سطح مناسب راه نرفتند, اما گوشت آنها مانع شد. بی ایمانی در جسم وجود دارد, از آنجایی که پیر، نفسانی است و حس حاکم است و روحانی نیست.

پیرمرد در مسیح مصلوب شدپیرمرد از نسل بی وفا و منحرف است, که همیشه به نوعی مدرک نیاز دارد به منظور انجام کاری. پیرمرد تحت سلطه حس است و بنابراین پس از چه چیزی زندگی می کند (s)او می بیند, می شنود, بو و احساس می کند. با توجه به واقعیت, که پیرمرد می خواهد اول چیزی ببیند, و قبل از اینکه پیرمرد ایمان بیاورد نیاز به دلیلی دارد, شاگردان نتوانستند همه بیماری ها را شفا دهند. اگرچه عیسی همه قدرت و اختیار را به آنها داده بود, آنها نتوانستند پسر را شفا دهند, که دیوانه و دردناک بود.

چون وقتی پدر پسر, که دیوانه بود نزد عیسی آمد, او به او گفت که شاگردانش قادر به درمان پسرش نیستند. وقتی عیسی پسرش را شفا داد, شاگردانش از او پرسیدند, چرا نتوانستند او را شفا دهند.

دلیل اینکه نتوانستند پسر را شفا دهند این نبود که آنها به اندازه کافی نماز نخواندند یا روزه نگرفتند, همانطور که بسیاری از واعظان می گویند. دلیل واقعی اینکه آنها نتوانستند پسر را شفا دهند به دلیل بی ایمانی آنها بود (حصیر 17:19, در میان 9:19).

کفر در جسم و تا زمانی که وجود دارد گوشت مصلوب نیست و هنوز گذاشته شده, بی ایمانی همیشه وجود خواهد داشت. شما از طریق a.o گوشت خود را مصلوب می کنید و می گذارید. نماز و روزه (همچنین بخوانید: روزه چیست?). به همین دلیل عیسی گفت, که این نوع از بین نمی رود بلکه توسط نماز و روزه گرفتن. این نوع به روح شیطانی مربوط نمی شد (شیطان), اما به نسل بی ایمان و منحرف پیرمرد جسمانی (حصیر 17:14-21, در میان 9:17-29).

راه رفتن با ایمان به جای سطوح

بعد از اینکه دوباره متولد شدی و ذهن خود را تجدید کنید با کلام خدا, کلام را در زندگی خود و از طریق رابطه خود با خدای پدر و عیسی مسیح توسط روح القدس به کار ببرید, با ایمان به دنبال روح بروید. شما از نظر روحی به عنوان پسر خدا به شکل عیسی مسیح بالغ خواهید شد. شما باید به عیسی اعتماد کنید و به او تکیه کنید; کلمه و گوش دادن به آنچه او می گوید, به جای اعتماد و گوش دادن به آنچه جهان می گوید.

زیرا در او تمام کامی بدن الهه را ساکن می کند. و تو در او کامل هستی, که رئیس همه اصول و قدرت است (سرهنگ 2:10)

کلمه می گوید, که در لحظه ای که دوباره متولد می شوید, شما به یک آفرینش جدید تبدیل می شوید. تو دیگر گناهکار نیستی, اما شما در مسیح عدالت خدا شده اید. شما در او کامل شده اید, و چیزی کم نداشته باشید. شما نمی توانید چیزی اضافه کنید و به سطوح جدیدی از معنویت برسید.

پیرمرد را کنار بگذار و مرد جدید را بپوش

تنها کاری که باید انجام دهید این است که برای "خود" بمیرید’ و مسیح را بپوش, به عبارت دیگر, پیرمرد را کنار بگذار و مرد جدید را قرار دهید. پیرمرد هر چه بیشتر می میرد, هر چه مرد جدید بیشتر نمایان می شود. دوباره, این ربطی به سطوح ندارد. شما نمی توانید بگویید, که این هفته وارد مرحله جدیدی خواهیم شد. چون وقتی دوباره متولد میشی, شما به بالاترین مقام زندگی رسیده اید. از آن لحظه شما دوباره متولد می شوید و پسر خدا می شوید, شما در مسیح نشسته اید و با او بر هر قدرتی سلطنت می کنید, اصالت, حاکمان تاریکی این جهان, و شرارت روحی در مکانهای بلند.

عیسی مسیح در درون شما زندگی می کند; آفرینش جدید, توسط روح القدس و بنابراین شما همه چیز لازم برای موعظه انجیل عیسی مسیح را دارید, و پادشاهی خدا را در این زمین نمایندگی کرده و بیاورید.

راه رفتن در اقتدار عیسی مسیح به معنای راه رفتن در ایمان است. راه رفتن با ایمان به این معناست که شما به کلام ایمان داشته باشید و بر کلام تکیه کنید و بنابراین کلام را انجام دهید و در کلام قدم بردارید. مهم نیست دنیا چه می گوید, شما ایمان دارید و بر روی کلمه ایستاده اید. وقتی دنیا می گوید, که کاری نمی توان کرد, در حالی که کلمه می گوید که می توان آن را انجام داد, شما تصمیم می گیرید به چه کسی اعتقاد دارید: کلمه یا جهان. جهان همیشه با کلام در تضاد است و بی ایمانی در جسم می کارد و درو می کند, ترس, اضطراب, عصبانیت, حسادت, نزاع, نفرت, شهوت, خواسته ها, مرگ و غیره. از سوی دیگر، کلمه در روح می کارد و درو می کند ایمان, صلح, شادی, عشق, رنج طولانی, زندگی و غیره.

ایمان مانند دانه خردل

زیرا به راستی به شما می گویم, اگر به اندازه دانه خردل ایمان دارید, به این کوه خواهید گفت, از این رو به مکان دیگر منتقل کنید; و حذف خواهد شد; و هیچ چیز برای شما غیر ممکن نخواهد بود (حصیر 17:20)

عیسی گفت, که اگر مانند دانه خردل ایمان داشته باشی, می توانید کوه ها را جابجا کنید. بنابراین، برای جابه‌جایی کوه‌ها نیازی به ایمان بزرگ ندارید و نیازی به درجات خاصی از ایمان ندارید. چون عیسی گفت, که اندکی ایمان می تواند کوه ها را جابجا کند. اما تا زمانی که جسمانی بمانید و بر اساس جسم و بعد از این نظام جهانی زندگی کنید, شما نمی توانید با ایمان راه بروید, با نشانه ها و شگفتی هایی که شما را دنبال می کنند. ذهن جسمانی شما مقاومت خواهد کرد و کارهای ملکوت خدا را متوقف خواهد کرد و مردم را از آمدن به عیسی دور می کند.

ایمان مانند دانه خردلایمان میوه جسم نیست و از دروغ های بدن بیرون نمی آید, بلکه میوه روح است و از حقیقت روح بیرون می آید. سطوح بخشی از بدن و نظام جهانی هستند و بخشی از روح و ملکوت خدا نیستند.

تنها چیز, شاگردان باید منتظر بمانند تا به آنها اجازه داده شود تا مأموریت بزرگ را انجام دهند, وعده پدر بود, چه کسی عیسی برای آنها می فرستد, یعنی آمدن روح القدس (lu 24:49)

هنگامی که شاگردان روح القدس را در روز دریافت کردند پنطیکاست, آنها تمام قدرت را از خدا دریافت کرده بودند تا آنچه را که عیسی به آنها دستور داده بود انجام دهند. آنها بلافاصله در کمال قدرت او راه رفتند.

وقتی از طریق باززایی پسر خدا می شوی, شما بالاترین مکان را در عیسی مسیح به وجود آورده اید. شما به هیچ سطح جدیدی نیاز ندارید, بلكه كلام خدا را بشناسید تا بفهمید در مسیح كیستید.

از طریق شناخت کلام خدا, خدا را بشناسی و وصیت او, تا با ایمان راه بروید و دروغ های شیطان را نابود کنید, که در طول آن سالها به عنوان سنگری در ذهن شما ساخته شده اند.

از طریق دانش کلمه و با استفاده از کلمه در زندگی خود, شما باید در حقیقت کلام با ایمان قدم بردارید و نماینده باشید, موعظه کنید و پادشاهی خدا را بر روی این زمین بیاورید, مردم را به توبه دعوت کنید و آنها را به وسیله مسیح با خدا آشتی دهید. این مأموریت هر مؤمنی است که از نو متولد شده است.

پادشاهی خدا را با ایمان بر روی این زمین برقرار کنید

پس برو, و به همه ملتها بیاموزید, تعمید آنها به نام پدر, و از پسر, و از روح القدس: به آنها بیاموزید که همه آنچه را که به شما امر کرده ام رعایت کنند (حصیر 28:19-20)

و او به آنها گفت, برو به همه دنیا, و انجیل را به هر موجودی موعظه کنید. هر که ایمان بیاورد و تعمید یابد، نجات خواهد یافت; اما کسی که ایمان نیاورد، محکوم خواهد شد. و این نشانه‌ها به دنبال مؤمنان خواهد آمد; به نام من شیاطین را بیرون خواهند کرد; آنها باید با زبانهای جدید صحبت کنند; مارها را خواهند گرفت; و اگر چیزی کشنده بنوشند, به آنها آسیب نمی رساند; دست روی بیماران خواهند گذاشت, و آنها بهبود خواهند یافت (در میان 16:15-18)

و او به آنها گفت, بدین ترتیب نوشته شده است, و بنابراین لازم بود که مسیح رنج بکشد, و روز سوم از مردگان برخیز: و توبه و آمرزش گناهان باید به نام او در میان همه ملت ها موعظه شود, از اورشلیم شروع می شود. و شما شاهدان این چیزها هستید (لو 24:46-47)

شما مجبور نیستید ساعت ها و روزها را صرف دعا کنید, در حال روزه گرفتن, به منظور اطلاع از تماس شما. عیسی قبلاً به شما در مورد دعوت شما پاسخ داده است. هر مؤمن و پیرو او باید شاهد عیسی مسیح باشد, موعظه انجیل, موعظه توبه و آمرزش گناه توسط خون عیسی مسیح, به همه ملتها تعلیم دهید و آنها را شاگرد عیسی قرار دهید, به آنها یاد دهید که همه اینها را حفظ کنند عیسی دستور داده است, غسل تعمید دادن آنها را به نام پدر, پسر و روح القدس, شیاطین را بیرون کن, با دست گذاشتن بیماران را شفا دهید, با زبان های جدید صحبت کنید, مارها را بگیرید و اگر چیزی کشنده بنوشند, به آنها آسیب نمی رساند.

تمام آنچه عیسی دستور داد, برای شاگردانش در نظر گرفته نشده بود, که در آن زمان زندگی می کرد, بلکه برای همه شاگردانش, که آماده اند جان خود را ببخشند, روزانه صلیب خود را بردارید و عیسی را دنبال کنید. اگر از عیسی پیروی کنید و نگه دارید اوامر او, سپس در حالی که در راه هستید, انجام دادن آنچه به شما امر کرده است, شما باید مقصد خود را وارد کنید.

پل هرگز در مورد سطوح صحبت نکرد, اما در مورد رشد معنوی به عنوان پسر خدا و دویدن در مسابقه, به موجب آن همه چیز حول دویدن با صبر و پشتکار می چرخد ​​در حالی که چشمان خود را به عیسی نگاه می دارید, نویسنده, و تمام کننده ایمان ما برای پایان دادن به مسابقه (عبری 12:1). متاسفانه, بسیاری از مؤمنان فاقد این ذهنیت هستند. به محض اینکه اتفاقی بیفتد, آنها ترک می کنند, و ترجیحا تماشاگر باشید, تماشای دیگران در مسابقه زندگی. اما این خواست خدا نیست. او می خواهد همه وارد مسابقه شوند و تا آخر صبور و پیگیر باشند.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.