گفتن و انجام دادن دو چیز متفاوت هستند

گفتن و انجام دادن دو چیز متفاوت هستند. بسیاری از اوقات مردم یک چیز می گویند اما چیز دیگری انجام می دهند. مسیحیان زیادی وجود دارند, کسانی که به کلیسا می روند و می گویند که به عیسی و کار نجات دهنده او ایمان دارند و در مورد عیسی مسیح شهادت می دهند اما از طریق اعمال خود, آنها آنچه را که می گویند انجام نمی دهند. در کتاب عزرا, ما همین پدیده را می بینیم. عزرا یک چیز گفت اما چیز دیگری کرد.

عمل عزرا با گفتار او در تضاد بود

سپس در آنجا روزه گرفتم, در رودخانه آهاوا, تا خود را در پیشگاه خدای خود مصیبت کنیم, تا از او راهی درست برای ما بجوییم, و برای کوچولوهای ما, و برای تمام مواد ما. زیرا خجالت می‌کشیدم که از شاه گروهی از سربازان و سواران بخواهم که در راه در برابر دشمن به ما کمک کنند.: چون با شاه صحبت کرده بودیم, گفت, دست خدای ما بر تمامی آنانی است که در جستجوی او هستند; اما قدرت و خشم او بر تمام کسانی است که او را ترک می کنند. پس ما روزه گرفتیم و از خدای خود برای این امر طلب کردیم: و او با ما مورد ستایش قرار گرفت (عزرا 8:21-23).

عزرا شاهد خدا بود و به عظمت خدای متعال خود به پادشاه شهادت داده بود. هنگامی که پادشاه ارتش خود را برای محافظت ارائه کرد, عزرا پیشنهاد او را رد کرد (حفاظت از او) و به پادشاه گفت که آنها برای محافظت از آنها نیازی به ارتش او ندارند. زیرا خداوند با آنها خواهد بود و از آنها محافظت می کند.

اما زمانی که فشار آمد به هل دادن, عزرا به ارتشی نیاز داشت تا از آنها در برابر دشمنانشان محافظت کند.

آیا مسیحیان یک چیز می گویند اما چیز دیگری انجام می دهند?

در زندگی مسیحیان هم همینطور است. بسیاری از مسیحیان یک چیز می گویند اما چیز دیگری انجام می دهند. به عنوان مثال, مؤمنان زیادی هستند, که عیسی مسیح را یهوه خود رافا می نامند, شفا دهنده آنها, در حین رفتن به پزشکان. این عمدتاً به این دلیل است که جهان می گوید, اگر بیمار هستید یا احساس خوبی ندارید, شما به دکتر مراجعه کنید, داروها را مصرف کنید و دوباره احساس می‌کنید که قدیمی‌تر شده‌اید”

و مطابق این جهان نباشید، بلکه با تجدید ذهن خود رومیان دگرگون شوید 12:2

بنابراین بسیار مهم است که ذهن خود را تجدید کنید با کتاب مقدس (کلام خدا) برای پی بردن به حقیقت خداوند, حقیقت را باور کن, و حقیقت خدا را در زندگی خود به کار ببرید. تا طبق کلام در حقیقت خدا حرکت کنید, به جای اینکه بر اساس آنچه دنیا راه برود (سیستم) می گوید.

دنیا می گوید, برو پیش دکتر, و کلام می گوید, این که با زخمهای او ما شفا یافتیم (اشعیا 53:5, 1 پیتر 2:24).

پزشکان از طریق دانش نفسانی خود از قلمرو طبیعی شفا می یابند, خرد, توانایی و وسایل طبیعی. عیسی از قلمرو روحانی عمل می کند و شفا می دهد (که در قلمرو طبیعی قابل مشاهده می شود).

مردم می توانند بگویند که خداوند به پزشکان نعمت داده است, اما ما در هیچ کجای عهد عتیق نخوانید و عهد جدید که خدا, عیسی, یا رسولان, مردم را نزد پزشک بفرستید (پزشک).

آیا عیسی بیمارانی را برای شفا نزد لوقا فرستاد؟?

برخی از مسیحیان می گویند که لوقا یک پزشک بود. اما دوباره, عیسی و رسول بیماران را برای شفا یا معاینه نزد لوقا نفرستادند. و فراموش نکنیم, که عیسی را پزشک نیز می نامیدند, در حالی که عیسی پزشک پزشکی نبود.

علم پزشکی بر اساس کلام خدا و الهام از خدا نیست. علم پزشکی منشأ خود را در ملکوت خدا ندارد. (همچنین بخوانید: یهوه رافا, یا پزشکان, انتخاب با شماست).

گفتن و انجام دادن دو چیز متفاوت هستند

حالا به عزرا برگردیم. زمانی که پادشاه به عزرا لشکری ​​برای محافظت از آنها پیشنهاد داد, عزرا به پادشاه اعلام کرد که خدا از او مراقبت خواهد کرد (خود را) و خدا از آنها محافظت کند. بنابراین, آنها برای محافظت از آنها نیازی به ارتش نداشتند. عزرا به خداوند اعتماد کرد و این را به پادشاه اعلام کرد. او از خدای متعال و وعده او به پادشاه گفت. پادشاه به عزرا احترام گذاشت زیرا دید که خدا با عزرا است.

اما کلام خود را در او نگه می دارد ، عشق به خدا کامل است 1 John 2:5

بنابراین شما فکر می کنید, که وقتی عزرا و مردم برای بازسازی دیوار اورشلیم به راه افتادند, آنها برای محافظت از آنها نیازی به ارتش ندارند. زیرا عزرا معتقد بود که خداوند از آنها محافظت خواهد کرد. این همان چیزی بود که عزرا معتقد بود, زیرا این چیزی بود که عزرا به پادشاه گفت.

اما این چیزی نیست که اتفاق افتاده است. عزرا گفت که ایمان دارد, اما عمل عزرا خلاف آن را ثابت کرد.

وقتی عزرا به راه خود رفت, عزرا برای محافظت از آنها در برابر دشمن، از شاه سربازان و سوارکاران خواست.

اما در راهشان, عزرا می دانست که چیزی درست نیست. پس عزرا ایستاد و راه خود را با مردم ادامه نداد, سربازان, و سوارکاران.

عزرا احساس شرمندگی کرد, چون عزرا می دانست, که خدا را ناامید کرده بود. او خدا را ناامید کرده بود, با عدم اعتماد کامل به خدا. او در حمایت خداوند تردید داشت. عزرا به حفاظت جسمانی ارتش سربازان اعتماد کرد. او بیشتر به حمایت آشکار مردم ایمان داشت, نه در حفاظت نامرئی خدا. و با توکل به مردم به جای خدا, عزرا با عمل خود کلام خدا را رد کرد.

بنابراین عزرا برای توبه از عمل خود روزه گرفت. عزرا و مردم خود را در برابر خدا فروتن کردند و از خدا خواستند.

عشق خدا

هنگامی که عزرا و مردم با روزه خواری کردند و از خدا خواستند, ما می بینیم عشق به خدا و فیض خدا. خداوند قوم خود را دید و شنید و مورد عنایت آنان قرار گرفت. توبه آنها و خدا را دید, در رحمت بزرگ او, آنها را بخشید.

شما همچنین می توانید در زندگی یک تصمیم اشتباه بگیرید. شما می توانید کاری کنید که با کلام خدا مخالفت کند و وارد مسیر اشتباهی در زندگی شوید. اما مهمترین چیز این است, بعد چه خواهید کرد. چه خواهید کرد, وقتی متوجه شدید که اینطور نیست اراده خداوند? و اینکه کلام را ترک کرده اید و دیگر در راه خدا قدم نمی گذارید.

بگذارید گفتار و کردار شما در یک راستا باشد

اگر به گناهان خود اعتراف کنیم, او امین و عادل است تا گناهان ما را ببخشد, و ما را از هر بی عدالتی پاک کند (1 John 1:9)

آیا ادامه می دهید و وانمود می کنید که هیچ اتفاقی نیفتاده است? یا توبه کنی و در پیشگاه خدا تواضع کنی و اعتراف کنی, که شما همراستا با کلام او حرکت نکردید? آیا استغفار و توبه می کنی و طلب می کنی راه او یا نه? 

گفتار و کردار شما باید در یک راستا باشد. یک چیز را نگو بلکه چیز دیگری انجام بده. گوینده کلام خدا نمانید, اما سخنان خود را با اعمال خود تأیید کنید, به طوری که شما به یک کلمه تبدیل شوید.

فقط اگر کلمه را بگویید و کلمه را انجام دهید، بر آن بنا خواهید کرد عیسی مسیح را تکان دهید و شالوده تو محکم و استوار خواهد بود. طوفان ها در زندگی شما خواهد آمد, اما به این دلیل که شما بر صخره بنا می کنید, شما قوی خواهید ماند و غلبه خواهید کرد و تکان نخواهید خورد.

«نمک زمین باش»

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.