بسیاری از مسیحیان معتقدند که دیگر کاری با شیطان ندارند, زیرا او یک دشمن شکست خورده است. با توجه به این طرز فکر, بسیاری از مسیحیان در دعا و جنگ روحانی منفعل شدند. درست است که عیسی شیطان را شکست داد و کلیدهای مرگ و جهنم را در اختیار دارد. اما, عیسی مسیح قدرت و قدرت خود را به کلیسای خود داد, زیرا شیطان هنوز به دریاچه ابدی آتش انداخته نشده است. او هنوز خدای این جهان است و هنوز وجود دارد. شیطان همچنان مانند شیری غرش میچرخد, به دنبال کسی که می تواند ببلعد. شیطان همچنان سعی می کند کلیسا را فریب دهد و از نظر روحی خلع سلاح کند, به طوری که کلیسا ناکارآمد و ناتوان می شود و شیطان چیزی برای ترس ندارد. این رسالت شیطان از روز پنطیکاست بود و هنوز هم هست. در حال حاضر, بیایید ببینیم که آیا مأموریت شیطان موفق است یا خیر؟.
ماموریت شیطان چیست؟?
شیطان دشمن مسیحیان است و مأموریت او ساکت کردن و بلعیدن مؤمنان و تخریب کلیسای عیسی مسیح است. (مجمع مؤمنان دوباره متولد شده). چرا? به طوری که, شیطان می تواند بدون دخالت و مقاومت کلیسا به کارهای ویرانگر خود بر روی زمین ادامه دهد.
هوشیار باش, هوشیار باشید; زیرا دشمن شما شیطان است, مثل شیر غرش, قدم می زند, به دنبال چه کسی می تواند بلعیده شود: کسانی که در ایمان ثابت قدم مقاومت می کنند, می دانید که همان مصیبت ها در برادران شما نیز که در دنیا هستند اتفاق می افتد (1 پیتر 5:8-9)
ماموریت شیطان ورود به کلیسا است, فریب دادن و وسوسه کردن کلیسا, و باعث گمراهی کلیسا و نافرمانی خدا و کلام او و اطاعت از او شود.
شیطان سعی می کند مسیحیان را از انجام کارهای خدا و از بین بردن کارهای شیطان باز دارد و آنها را وادار به انجام کارهای او و نابودی کارهای خدا می کند..
این راه, مسیحیان به جای پادشاهی خدا، پادشاهی تاریکی را بزرگ می کنند, جایی که عیسی مسیح پادشاه است.
شیطان همیشه به دنبال روزنه هایی در زندگی مؤمنان است, که کلیسا هستند.
شیطان به محض اینکه روزنه ای پیدا می کند وارد زندگی مسیحیان می شود و حمله می کند. شیطان با دروغ های فریبنده خود به عنوان فرشته نور می آید, وسوسه ها, و قدرت باعث مكاشفه ها و مظاهر ماوراء طبيعي مي شود.
از طریق دروغ های فریبنده اش, که از پادشاهی او سرچشمه می گیرد (جهان), و تمرکز روی گوشت, شیطان مردم را نسبت به خدا مغرور و برای عیسی مسیح منفعل و ولرم می کند, ماموریت او, و کارهای ملکوت خدا.
شیطان در ذهن مردم شک و دروغ می کارد
شیطان در ذهن مردم شک و دروغ می کارد, که باعث کفر و عقاید نادرست می شود.
کفر و آموزه های نادرست, که هستند آموزه های شیاطین, اطمینان حاصل شود که کلیسا به خدا و کلام او شک دارد و در مورد حقیقت خدا و دستورات و هشدارهای عیسی مسیح سکوت می کند..
چگونه شیطان حقیقت خدا را به دروغ تبدیل می کند?
شیطان با استفاده از حقیقت جزئی خدا و آمیختن آن با دروغ خود، حقیقت خدا را به دروغ تبدیل می کند.. از طریق دروغ هایش, شیطان از نظر روحی خلع سلاح شده است, نابود شده است, و کلیساهای زیادی را تصاحب کرد.
وزیران جسمانی او, که نفسانی دارند و ذهن مطرود درست مثل پدرشان متفکر و غرور کامل هستند. حرف های او را باور می کنند و حرف های او را می گویند. آنها از قدرت پدر خود استفاده می کنند و خود را بر خدا و کلام او برتری می دهند و در گناه قدم می زنند و حتی گناه را ترویج می کنند. (همچنین بخوانید: آیا عیسی مروج گناه است?).
چون اون, وقتی خدا را شناختند, او را نه به عنوان خدا جلال دادند, هیچ کدام سپاسگزار نبودند; اما در تصورات خود بیهوده شدند, و قلب احمقانه آنها تاریک شد. خود را عاقل بودن می دانند, احمق شدند, و جلال خدای فاسد ناپذیر را به تصویری شبیه انسان فاسد تبدیل کرد, و به پرندگان, و جانوران چهارپا, و چیزهای خزنده.
از این رو خدا نیز آنها را به واسطه شهوات دل خود به ناپاکی واگذار کرد, برای بی احترامی به بدن خود بین خود: که حقیقت خدا را به دروغ تبدیل کرد, و مخلوق را بیش از خالق عبادت و خدمت کرد, که برای همیشه مبارک است. آمین.
به همین دلیل خداوند آنها را به عواطف پلید واگذار کرد: زیرا حتی زنان آنها استفاده طبیعی را به چیزی که خلاف طبیعت است تغییر دادند: و همینطور مردان, ترک استفاده طبیعی زن, در شهوت خود سوختند; مردان با مردان کارهایی را انجام می دهند که نامناسب است, و در خود آن کیفر خطای خود را دریافت کردند.
و همچنان که دوست نداشتند خدا را در علم خود نگه دارند, خداوند آنها را به ذهنی مطرود سپرد, برای انجام کارهایی که راحت نیستند; پر شدن از همه ناحق, فساد, شرارت, بی پروا بودن, بدخواهی; پر از حسادت, قتل, مناظره, فریب, بدخیمی; زمزمه گران, غیبت کنندگان, متنفران از خدا, ناخوشایند, افتخار, فخرفروشان, مخترعان چیزهای شیطانی, نافرمانی از والدین, بدون درک, عهد شکنان, بدون محبت طبیعی, تسلیم ناپذیر, بی رحم: که از قضاوت خدا آگاه است, کسانی که مرتکب چنین کارهایی می شوند مستحق مرگ هستند, نه تنها همین کار را انجام دهید, اما از کسانی که آنها را انجام می دهند لذت ببرید (رومیان 1:21-32)
کلیسا; بدن مسیح
کلیسا, جماعت مؤمنانی که مولود خدا هستند, بر روی زمین به عنوان نماینده خدا و پادشاهی او منصوب می شود و باید کلام او را موعظه کند و پادشاهی او را بر روی زمین مستقر کند..
هر چه کلیسا از نظر معنوی بالغ تر می شود, شناخت اراده خدا, و پیرمرد را کنار بگذار و مرد جدید را قرار دهید و در اقتدار عیسی مسیح راه بروید, کلمه, و قدرت روح القدس در اراده خدا بر روی زمین, کلیسا تهدید بزرگتری برای شیطان و پادشاهی او می شود.
اگر کلیساهای محلی تمام جسمانیت را بر زمین بگذارند و بر اساس روح گام بردارند و آنچه را که عیسی دستور داده است انجام دهند و دعا کنند و انجیل عیسی مسیح را موعظه کنند., اراده خدا و تقدیس, آنها نور جهان خواهند بود.
به عنوان نور جهان, آنها روح های بسیاری را می کشیدند, که در اسارت در تاریکی زندگی می کنند, به نور.
آنها بسیاری از ارواح را از قدرت تاریکی و جهنم نجات داده و رهایی می بخشند و پادشاهی تاریکی را غارت می کنند..
اگر کلیساها واقعاً به کلام و نام عیسی مسیح ایمان داشته باشند (اقتدار عیسی مسیح) و اراده خدا را انجام دهید, سپس آنها به شکل عیسی مسیح رشد می کردند و موعظه می کردند, آوردن, و پادشاهی خدا را بر روی زمین برقرار کنید.
پس, کلیساها دیگر بر خرد و دانش جهان تکیه نمی کنند. کلیساها از ارجاع مسیحیان به جهان برای کمک و راه حل خودداری می کنند. عوض, کلیساها بر خدا تکیه می کنند و با قدرت او راه می روند و می توانند نیازهای مردم را تامین کنند, درست مثل عیسی.
آیا کلیساها با ایمان راه می روند یا با دید؟?
متاسفانه, بیشتر کلیساها با ایمان به عیسی مسیح راه نمی روند; کلمه در قدرت خدا, به دلیل جسمانی بودن (ذهن نفسانی, اراده نفسانی, شهوات و امیال نفسانی, و کارهای نفسانی. (همچنین بخوانید: ‘آیا من روی زمین ایمان پیدا می کنم?’)).
بیشتر مسیحیان حاضر نیستند بدن را زمین بگذارند و پیرمرد را کنار بگذارند, و مرد جدید را بپوشید. بنابراین, بسیاری از مسیحیان به دنبال جسم می روند و به گناه ادامه می دهند. آنها می خواهند نعمت های خدا را دریافت کنند و نشانه ها و معجزات انجام دهید, که متعلق به زندگی انسان جدید است, اما آنها حاضر نیستند اراده و جسم خود را به زمین بگذارند.
اگر در گوشت بکارید, میوه روح را درو نخواهید کرد
فریب خوردن; خدا مسخره نمی شود: برای هر آنچه که انسان بکارد, که او نیز درو خواهد کرد. زیرا هر که برای بدن خود بکارد، از بدن خود فساد درو خواهد کرد; اما هر که به روح بکارد، از روح حیات جاودانی درو خواهد کرد (گالاتیان 6:7-8)
آنها گوشت خود را با چیزهای دنیا تغذیه می کنند و انتظار دارند میوه روح را به بار آورند. اما اگر در گوشت بکارید, هرگز میوه روح را درو نخواهید کرد. وقتی در گوشت بکارید, شما میوه گوشت را درو می کنید, که گناه است, و در نهایت, فساد.
اگر می خواهید سیب درو کنید, اما دانه های کیوی را در زمین قرار دهید, شما سیب درو نخواهید کرد, اما کیوی.
اگر انسان طبیعی این اصل ساده را بفهمد, چرا انسان روحانی این اصل را نمی فهمد?
چرا بسیاری از مردم, که می گویند مسیحی هستند و معتقدند و ادعا می کنند که روحانی هستند, در گوشت بکارید, انتظار به بار آوردن ثمره روح و زندگی جاودانی?
کسانی که به دنبال جسم حرکت می کنند توسط طبیعت گناهکار قدیمی هدایت می شوند. آنها گوشت را تغذیه خواهند کرد و ثمره بدن را به بار خواهند آورد و با طغیان نسبت به خدا و کلام او راه خواهند رفت..
آنها نفسانی هستند و مانند دنیا فکر می کنند. همان کلمات دنیا را می گویند و مثل دنیا عمل می کنند.
آنها به عقل اعتماد می کنند, دانش, و کلمات دنیا و هر آنچه از آن نشات می گیرد. به جای اینکه به عیسی مسیح اعتماد کنند, کلام زنده خدا.
و بنابراین کلیساهای محلی با ایمانداران جسمانی, کجا شیطان نشسته است و مسئول, بر اساس حکمت نفسانی ساخته شده اند, دانش, نظرات, و تجربیات مردم.
کلام خدا با کلام انسان جایگزین می شود
کلیساها کلام خدا را از متن خارج کرده و با اعتقادات شخصی خود آمیخته اند, نظرات, و تجربیات. این راه, آنها یک انجیل انسانی نفسانی خلق کرده اند, جایی که مردم به جای مسیح مرکز هستند.
اجتماعات کلیسا از نظر حسی جذاب هستند. خطبه ها به جای روح انسان و امور ملکوتی، حول جسم انسان و چیزهای دنیا می چرخد و باعث می شود مردم بر گناه استقامت کنند..
به جای اینکه روح انسان را با حقیقت خدا تغذیه کنیم, گوشت از دروغ های شیطان سیر می شود. در نتیجه, مرد قدیم به وجود خود ادامه می دهد و انسان جدید به دیوار می رود.
تقریباً هیچ تفاوتی بین مسیحیان وجود ندارد, که می گویند ایمان دارند و متعلق به مسیح هستند و به کلیسا می روند, و کافران, که گناهکارند و اهل دنیا هستند.
بسیاری از کلیساها دیگر یک قدرت خدا, که به نام عیسی و از طریق خدمت پنجگانه و عطایای روح القدس عمل می کند., مسیحیان را به خواست خدا به پسران بالغ روحانی خدا پرورش دهید (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند). آنها دیگر آنها را سرباز روحانی عیسی مسیح نمی کنند, که در جنگ معنوی فعال هستند و در برابر وسوسه های شیطان مقاومت می کنند و آثار تاریکی را آشکار و نابود می کنند و ارواح را از جهنم نجات می دهند..
عوض, بسیاری از کلیساها تبدیل شدند نهادهای اجتماعی, جایی که همه چیز حول بدن انسان می چرخد. یک مکان, جایی که جسم با هدف ایجاد انگیزه در مردم و تجربه مظاهر ماوراء طبیعی سرگرم و خشنود می شود, به موجب آن بسیاری از کلیساها به سمت غیبت حرکت می کنند. (همچنین بخوانید: ‘کلیسای غیبی‘ و ‘عصر جدید در کلیسا?').
شیطان چگونه مأموریت خود را به انجام رساند؟?
خیلی آهسته, شیطان مأموریت خود را انجام داد و موفق شد بسیاری از کلیساها را فریب دهد و تصاحب کند و آنها را برای عیسی مسیح ولرم و منفعل کند.. بسیاری از کلیساها جسمانی و نفسانی باقی می مانند و روح خدا را ندارند. آنها متعلق به دنیا هستند و به حرف های شیطان گوش می دهند و حرف های او را باور می کنند.
اینها زمزمه می کنند, شاکیان, دنبال شهوات خود راه می روند; و دهان آنها کلمات متورم کننده را می گوید, داشتن افراد مردانه در تحسین به دلیل مزیت. اما, محبوب, سخنانی را که قبلاً از رسولان خداوند ما عیسی مسیح گفته شد، به خاطر بیاورید; چگونه به شما گفتند که در آخرین بار باید مسخره کنندگان وجود داشته باشند, که باید به دنبال شهوات شیطانی خود قدم بردارند. اینها هستند که خود را جدا می کنند, حسی, بدون داشتن روح (جود 1:19)
بسیاری از مسیحیان از نظر روحی نابینا هستند و این رسالت را نمی بینند کارهای شیطان. آنها دروغ های شیطان را از حقیقت خدا تشخیص نمی دهند. و آنها متوجه نمی شوند که در قدرت شیطان زندگی می کنند و در بند دروغ های شیطان هستند..
به جای اینکه شاهدان عیسی مسیح باشید و حقیقت او را موعظه کنید و احکام او را حفظ کنید, انجام دادن آنچه او می گوید و ماندن در محبت او و انجام اعمال صالح و به بار آوردن میوه روح, آنها شاهدان شیطان شده اند.
آنها حقیقت شیطان را تبلیغ می کنند و به آنچه او می گوید عمل می کنند و در حق او می مانند عشق دروغین (عشق دنیا), که تضمین می کند که آنها در تاریکی راه می روند و ثمره مرگ را به بار می آورند, که گناه است.
بگذارید کلیسا برخیزد و مأموریت خود را انجام دهد
اما خوشبختانه هنوز زمان برای کلیساها وجود دارد, که کلام و حقیقت خدا را ترک کرده و گمراه شده و در تاریکی نشسته اند, به توبه کردن و به سوی عیسی مسیح بازگرد.
بگذارید کلیسا برخیزد و تسلیم مسیح شود; کلام و احکام او را نگه دارید. بگذارید کلیسا دوباره عیسی را رئیس کلیسا کند و به دنبال روح بروید و موعظه کنید, آوردن, و پادشاهی او را بر روی زمین استوار سازد.
نمک زمین باش’





