اگر نفرین نیست, چیست?

وقتی یک نفر همین را دارد (گناهکار) رفتار کنید و همان چیزهای منفی را تجربه کنید (بزرگ)پدر و مادر, بسیاری از اوقات تصور می شود که فرد تحت یک نفرین زندگی می کند. اما همانطور که در وبلاگ های قبلی نوشته شده است, یک مسیحی دوباره متولد شده ممکن است غیرممکن باشد زیر یک نفرین زندگی کن. زیرا از طریق بازسازی در مسیح, شخص از لعنت نجات می یابد, زیرا مسیح لعنتی بر صلیب شده است و نفرین انسان های افتاده را بر خود گرفته است. علاوه بر آن, نفرین هایی که در عهد عتیق شرح داده شده است بخشی از شریعت بوده و از جانب خدا آمده است نه از جانب شیطان. اما اگر نفرین نیست, چیست? چیزی که بسیاری از مردم متوجه نمی شوند و از نظر معنوی نمی بینند, زیرا آنها جسمانی هستند و کلام را نمی دانند, زمانی است که دوباره در مسیح متولد شدید, شما به پادشاهی دیگری منتقل شدید و دیگر به شیطان تعلق ندارید, اما دشمن شیطان شده اند. شما وارد یک جنگ روحانی و شیطان شده اید, که فرمانروای این جهان است, هر کاری می کند تا شما را اسیر کند و جان شما را تصاحب کند و دوباره شما را اسیر پادشاهی خود کند. و یک راه وجود دارد, او می تواند نقشه خود را انجام دهد. 

جنگ روحانی در باغ عدن در بهشت?

اولین جنگ معنوی, در کتاب مقدس می خوانیم که نبرد در باغ عدن در بهشت ​​است, جایی که لوسیفر, فرشته بزرگ با خدا جنگید و سرانجام در نبرد شکست خورد. لوسیفر دیگر تسلیم خدا نشد و دیگر از او اطاعت نکرد, اما او مغرور و سرکش شده بود و می خواست مانند خدا باشد.

به دلیل رفتار او، فرشته بزرگ لوسیفر دشمن خدا شد و خدا او را از بهشت ​​روی زمین بیرون کرد. این اولین جنگ معنوی حول یک چیز تکامل یافت, یعنی نافرمانی خدا(اژکیل 28:12-17, اشعیا 14:12-16).

لوسیفر به دلیل نافرمانی اش سقوط کرد, که از دلی مغرور سرچشمه می گرفت و لذا نافرمانی خدا را می دانست (گناه) هر مخلوقی را از خدا جدا می کند. و بنابراین، لوسیفر با نافرمانی کردن خلقت در برابر خدا، آفرینش را پیروز کرد.

جنگ روحانی در باغ عدن روی زمین

دومین جنگ معنوی در باغ عدن روی زمین رخ داد. کل خلقت, از جمله مرد, به طور کامل توسط خداوند خلق شده است. اما, شیطان شانس خود را برای انجام نقشه خود دید, که باعث سقوط او از جایگاهش در بهشت ​​و علت افکنده شدن او در زمین شده بود.

لوسیفر می دانست که علت سقوط او بوده است نافرمانی به خدا, که برگرفته از قلبی مغرور است. بنابراین, اگر می توانست آن مرد را تضمین کند, که تاج خلقت خدا بود, با اطاعت از خدا نافرمان شدند و برای او تعظیم کردند, مقام و اقتدار انسان را در زمین می گرفت و انسان از آن او می شد و می توانست نقشه اش را به انجام برساند, مثل خدا بودن, از طریق انسان.

همانطور که توسط یک انسان گناه وارد جهان شد و با گناه مرگ

و لذا تدبیری اندیشید و راهی یافت تا انسان را اغوا کند و انسان را نافرمانی خدا کند و از خدا جدا شود و از مقامش سقوط کند..

چگونه شیطان موفق شد انسان را نافرمانی خدا کند? با این که انسان را در صحت سخنان خدا شک کند.  

شیطان از طریق مار به انسان نزدیک شد, آفریده ای که خدا آفرید و انسان بر آن حاکم بود, و انسان را با تغییر کلام خدا و با حقیقتی درهم و برهم وسوسه کرد, یک دروغ.

انسان باید سخنان خدا را باور می کرد و بر سخنان او ایستادگی می کرد, که حقیقت بودند. اما, انسان این کار را نکرد بلکه در عوض شروع به شک کرد و سخنان خلقت را بالاتر از کلمات خالق باور کرد.

و به این ترتیب شیطان گرفتار شد, آنچه او می خواست; جایگاه و اقتدار انسان بر روی زمین, مکان در بهشت (جایی که توانست بیاید), و حکومت بر انسان. او حاکم خواهد شد, پدر, از نوع بشر است و بنابراین فطرت او در انسان وجود خواهد داشت, که پسرانش شده بودند (پیدایش 3).

قدرت طبیعت گناه آلود در جسم

در عهد قدیم, ما قدرت طبیعت گناهکار را می بینیم, که در بدن انسان ساکن است. در مورد چگونگی قوم خدا می خوانیم, که جسمانی بودند, خدا را ترک کرد و سرگردان شد و به دنبال خدایان دروغین و آموزه های دروغین رفت و از مردم بیشتر از خدا ترسید.. 

با انجام اراده خود و از طریق نافرمانی از خدا و سخنان او, به دست دشمن افتادند و همه بدبختی ها و کمبودهای خود را به گردن خدا انداختند, که برگرفته از رفتار خودشان است.

راز قانون

اما هر بار که مردم به درگاه خدا فریاد می زدند و از رفتار خود توبه می کردند, خدا از قوم خود مراقبت کرد و کلام خود را فرستاد و شفا داد (مرمت شده, بازخرید شده است) مردم او.

این یک رویداد یک بار نبود, اما یک رویداد تکراری, به خاطر ضعف بدن.

مردم روحانی نبودند, اما نفسانی و از این رو به علم انسانی خود اعتماد و تکیه کردند, خرد, و بصیرت به جای کلام خدا, که دارای علم او بود, خرد, و بینش.

افراد نفسانی بیشتر چیزی ملموس می خواستند, از تکیه بر چیزی که برای آنها نامرئی بود. از این رو مردم معطوف به نشانه ها و شگفتی ها بودند و مردم دائماً علامتی می خواستند و تحت تأثیر و هدایت قرار می گرفتند. مظاهر فراطبیعی, که همیشه از جانب خدا نیامده است.

اگر چه انسانهای نفسانی به خوبی و بدی علم داشتند, آنها فاقد بینش معنوی بودند, زیرا روح انسان به دلیل سقوط انسان که در نتیجه نافرمانی انسان از خدا بود مرده بود.. بنابراین, آنها نمی توانستند کلمات و اعمال خدا و کلمات و اعمال شیطان را تشخیص دهند. آنها فقط با قانون می توانستند کلمات و آثار را تشخیص دهند.

زیرا خداوند اراده خود را آشکار و آشکار کرده بود افکار او و راههای او از طریق قانون. خداوند خیر و شر را آشکار کرد. بنابراین گناه توسط شریعت آشکار می شود و شریعت مقدس است و بد یا شر نیست (رومیان 3:20; 7:12).

اما, جسم قادر به تسلیم شدن به خدا نبود, از آنجایی که ذات شیطان در جسم وجود دارد و باعث می شود که انسان همیشه خود را بر خدا برتری دهد و بخواهد کارهایی را انجام دهد که خلاف میل اوست..

با اطاعت از عیسی مسیح بسیاری عادل می شوند

زیرا اگر به جرم یک نفر مرگ توسط یکی حکومت می کرد; بسیار بیشتر کسانی که فیض فراوان و عطای عدالت را دریافت می کنند، یک نفر در زندگی سلطنت خواهند کرد, عیسی مسیح) بنابراین، مانند جرم یک داوری، همه مردم را محکوم کردند; به همین ترتیب، به واسطه عدالت یک نفر، هدیه رایگان بر همه انسانها برای عادل ساختن زندگی نازل شد. زیرا که با نافرمانی یک نفر بسیاری گناهکار شدند, پس با اطاعت یکی، بسیاری عادل خواهند شد (رومیان 5:17-19)

برای کاری که قانون نمی توانست انجام دهد, از آن جهت که از نظر جسم ضعیف بود, خدا پسر خود را به صورت جسم گناهکار می فرستد, و برای گناه, گناه در جسم را محکوم کرد: تا عدالت شریعت در ما تحقق یابد, که به دنبال جسم نمی روند, اما بعد از روح (رومیان 8:3-5)

و به این ترتیب عیسی مسیح به زمین آمد و شد برابر با انسان و جای انسان را گرفت و کیفر گناه را به دوش کشید, که گناه است, و بر مرگ چیره شد و قدرت را پس داد, که خدا در اصل به انسان داده بود, برگشت به همه, که در او مخلوق جدیدی خواهد شد.

او انسان را از طریق باززایی احیا کرد و انسان را کامل کرد (مردم را شفا داد). روح انسان از مردگان زنده شد, به موجب آن انسان روحانی شده بود و با خدا آشتی و پیوند داشت.

انسان جدید روحانی است

و تو زنده کرد, که در گناهان و گناهان مرده بودند; که در آن در زمان های گذشته بر اساس مسیر این جهان راه می رفتید, به قول شاهزاده قدرت هوا, روحی که اکنون در فرزندان نافرمانی کار می کند: در میان آنها نیز همه ما در زمان های گذشته در شهوات نفسانی خود گفتگو کرده ایم, برآوردن خواسته های جسمی و ذهنی; و ذاتاً فرزندان خشم بودند, حتی مانند دیگران (افسسیان 2:1-3)

در پیرمرد غیر روحانی است و نمی تواند ملکوت خدا را ببیند. بنابراین پیرمرد در ذهن خود تاریک است و از نظر معنوی نمی بیند, چیزی که مرد جدید می بیند. پیرمرد در نافرمانی از خدا به دنبال جسم می رود و بر چیزهای ملکوت خدا متمرکز نیست، بلکه به چیزهای ملموس ملکوت جهان توجه دارد.; پادشاهی تاریکی و متکی بر مرئی است.

این یک نفرین نیست, اما کارهای جسمانی که از شهوات و امیال نفسانی و ذهنی که توسط قوای تاریکی کنترل می شود، ناشی می شود.. 

برخی فکر می کنند تحت الف زندگی می کنند نفرین نسلی, زیرا آنها a.o را نشان می دهند. همان رفتار, همان گناه و تجربه همان جنبه های زندگی به عنوان پدر و مادر, مثل مثال, اعتیاد به الکل, اعتیاد(s), افسردگی, رد کردن خود, اضطراب, (از نظر احساسی یا فیزیکی) سوء استفاده از دیگران, خیانت, طلاق, فساد, ناپاکی و انحراف جنسی, سرقت, دروغ گفتن و غیره.

تو از پدرت شیطان هستی

اما همه این چیزها ربطی به نفرین نسلی ندارد, اما با اراده و انتخاب, که از اراده بدن گناهکار انسان ناشی می شود.

هر فردی در زندگی برای انجام کارها انتخاب می کند و کارها را انجام نمی دهد.

هر کاری که انسان انجام می دهد عواقبی دارد. اگر به دنبال جسم بروید و کارهای بدن را انجام دهید, نابودی درو خواهی کرد. این چیزی است که کلمه می گوید, و کلمه حقیقت است.

آدم می تواند همه جور حرفی بزند و همه چیز را تایید کند, که در بسیاری از کلیساها اتفاق می افتد. 

در بسیاری از کلیساها, گناه تایید شده و دیگر اشتباه نیست. در حالی که کلام بسیار واضح است و می گوید که همه, کسی که مرتکب گناه می شود از خدا زاده نشده است و از این رو متعلق به خدا نیست و وارث حیات جاودانی نیست بلکه مرگ ابدی است.. اینها کلمات سختی هستند. اما این کلمات سخت دارای حقیقت هستند (A.O. John 8:34-35, 1 John 3:9).

عیسی نیز سخنان سختی گفت, که حقیقت بودند, اما مردم توان تحمل آنها را نداشتند. چرا? زیرا حق دعوت به توبه و تغییر و رها شدن از آشناست. و این چیزی است که انسان نفسانی نمی خواهد انجام دهد.

اما هر فردی مسئول اعمال خود است. شما نمی توانید والدین یا پدربزرگ و مادربزرگ یا دیگران را به خاطر رفتار خود سرزنش کنید.

اگر توسط شهوات ناپاک جنسی هدایت می شوید, از شهوات بدن شما سرچشمه می گیرد. این شهوات ناپاک جنسی از نیروهای ناپاک سرچشمه می گیرد, که خود را به آنها تسلیم کرده اید. هیچ کس دیگری این کار را برای شما انجام نداده است.  

این یک نفرین نسلی نیست, اما فقدان قدرت اراده

اگر خودت را از چیزهای دنیا سیر کنی و چیزهایی را که در آن است تماشا کنی و گوش کنی, به عنوان مثال, عناصر جنسی, سپس خودت را به روی نیروهای منحرف ناپاک باز می کنی و آنها در زندگی شما ظاهر می شوند. همین امر در مورد غیبت نیز صدق می کند. اگر درگیر غیبت شوید و در غیبت حرکت کنید با ارواح ناپاک درگیر خواهید شد, که در نجس ظاهر خواهد شد (جنسی) اعمال و انحراف.

شما نمی توانید از نفرین های نسلی یا فرهنگ برای انتخاب هایی که می کنید استفاده کنید, که از اراده شما ناشی می شود. این یک نفرین نسلی یا هیچ نفرین دیگری نیست, این نتیجه رفتار شما و انتخاب هایی است که کرده اید.

بسیاری از مردم می گویند, "آه خوب, من نمی توانم کمکی به آن کنم, این فقط در خانواده اجرا می شود» یا «این فقط بخشی از فرهنگ من است» و از این دروغ ها استفاده کنید زیرا نمی خواهند تغییر کنند و از آنها به عنوان بهانه ای برای توجیه گناه استفاده کنند.. اما این دروغ های انسان ممکن است عمل گناه را برای افراد جسمانی توجیه کند, اما خدا هرگز عمل گناه را توجیه نمی کند، صرف نظر از اینکه چه بهانه و دروغی باشد (همچنین بخوانید: ‘آیا نفرین های نسلی وجود دارد؟?‘ , ‘آیا یک مسیحی می تواند تحت یک نفرین زندگی کند؟?‘ و ‘هر فرهنگی در مسیح ناپدید می شود')

فکر گناه نیست, اما فکر بارور گناه است. اگر فکر ناپاک, که کاملاً مخالف اراده و ذات خداوند است, در ذهن شما ظاهر می شود و شما بلافاصله آن فکر را در مسیح اسیر می کنید و آن را از ذهن خود بیرون می کنید, سپس شما غلبه کرده اید.

اما اگر فکر ناپاکی به ذهنتان خطور کرد و در این فکر تعمق کنید, آن فکر بر شما غلبه می کند و شما را به گناه می کشاند.

زنا فقط اتفاق نمی افتد, اما یک گناه از پیش طراحی شده است. وقتی زنا می کنی عمدا گناه کرده ای.

چون قبل از اینکه مرتکب زنا شده باشی, لحظات زیادی گذشت, که در آن شما حق انتخاب داشتید که این کار بدن را متوقف کنید. اما شما این کار را نکرده اید, اما شما خود را تسلیم کرده اید – و از این روح ناپاک زنا که در جسم ظاهر شده است اطاعت کرد

هر شخصی در گناه به عنوان یک گناهکار متولد می شود و اراده خدا این است که هر شخصی توبه کند و با ایمان دوباره در مسیح متولد شود و بدن خود را بگذارد., تا دیگر تاریکی در زندگی آدمی حاکم نباشد. اما این یک انتخاب است, هر شخصی برای خودش میسازد و هر فردی مسئول آن است.

بازسازی و تغییر طبیعت 

بنابراین اگر کسی در مسیح باشد, او یک موجود جدید است: چیزهای قدیمی از بین رفته اند; ببین, همه چیز جدید شده است (2 قرنتیان 5:17)

بچه های کوچک, اجازه نده کسی شما را فریب دهد: کسی که عدالت را انجام می دهد عادل است, چنانکه او عادل است. کسی که گناه می کند از شیطان است; زیرا شیطان از ابتدا گناه می کند. برای این منظور پسر خدا ظاهر شد, تا کارهای شیطان را از بین ببرد. هر که از خدا زاده شود گناه نمی کند; زیرا بذر او در او باقی می ماند: و او نمی تواند گناه کند, زیرا او از خدا متولد شده است. فرزندان خدا در این امر آشکار می شوند, و فرزندان شیطان: هر که عدالت را انجام ندهد از خدا نیست, نه کسی که برادر خود را دوست ندارد (1 John 3:7-10)

وقتی دوباره در مسیح متولد شد, شما یک آفرینش جدید هستید. این بدان معنی است که شما یک مخلوق جدید هستید و دیگر مخلوق قبلی نیستید.

خلقت جدید در عیسی مسیح

شما طبیعت گناهکار انسان سقوط کرده را ندارید, که در جسم سلطنت می کنند و دیگر گناهکار نیستند (پسری شیطان), اما شما ذات خدا را دریافت کرده اید, که در روح سلطنت می کند و شما یک قدیس شده اید (یک پسر خدا).

بنابراین, وقتی دوباره متولد شدید، یک تغییر قابل مشاهده در زندگی شما نتیجه این تغییر معنوی خواهد بود. 

اگر این اتفاق نیفتد و در گناه استقامت کنید و به انجام کارها ادامه دهید, که بر خلاف خواست خداست و نزد او مکروه است, باید صمیمانه از خود بپرسید که آیا خلق جدیدی شده اید؟. زیرا کارهایی که انجام می دهید، کارهای جسمانی هستند. 

و اگر دوباره متولد شوید و جسم شما در مسیح مرده باشد, گوشت شما دیگر هیچ کاری نمی تواند انجام دهد, چون مرده. اگر به کارهای جسمانی ادامه دهید, گوشت شما هنوز نمرده است (رومیان 8).

شیطان مانند شیری غرش می‌چرخد, به دنبال کسی که می تواند ببلعد. او یک چیز می خواهد و آن این است که شما را در جسم نگه دارد و شما را نادان و دور از خدا نگه دارد., تا کارهایی را انجام دهید که خلاف اراده خداست و در نافرمانی از او زندگی کنید.

انسان جدید در مسیح اقتدار و قدرت روح القدس را برای ایستادن در ایمان و مقاومت در برابر گناه دریافت کرده است.

انسان جدید در مسیح به عنوان پادشاه بر گناه سلطنت می کند

بنابراین, برادران, ما بدهکار هستیم, نه به گوشت, برای زندگی پس از جسم. زیرا اگر بعد از گوشت زندگی می کنید, شما خواهید مرد: اما اگر از طریق روح عمل بدن را فانی کنید, شما زندگی خواهید کرد برای کسانی که توسط روح خدا هدایت می شوند, آنها فرزندان خدا هستند(رومیان 8:12-13) 

شما یک انتخاب دارید که به گناه «نه» بگویید و توسط روح در مسیح به عنوان پادشاه بر گناه سلطنت کنید.

از سرزنش والدین یا دیگران دست بردارید, که شاید در طول زندگی شما کلمات منفی یا شیطانی گفته اند. این کلمات نمی توانند کاری در زندگی شما انجام دهند, مگر اینکه به سخنان انسان بالاتر از سخنان خدا اعتقاد داشته باشید و به این سخنان عمل کنید.

باید بدانید که قدرت خدا از قدرت شیطان قوی تر است. اما شما باید این را باور کنید و در آن قدم بردارید. زیرا تا زمانی که قوا و کارهای شیطان را قویتر از قدرت خدا و کار در بدانی صلیب, شما هرگز نخواهید توانست در برابر وسوسه ها مقاومت کنید و بر شیطان غلبه کنید و به عنوان پادشاه بر گناه و مرگ سلطنت کنید, اما گناه به عنوان پادشاه در زندگی شما سلطنت خواهد کرد.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.