3 راه هایی که شیطان برای فریب مسیحیان و وادار کردن آنها به تعظیم در برابر گناه استفاده می کند

شیطان خدای جهان است و با دروغ های خود همه جهان را فریب داده است. فقط اونها, که با ایمان به عیسی مسیح و حقیقت خدا در مسیح از نو متولد می شوند و از تاریکی به نور منتقل می شوند, باور نکند و به دروغ های او بیفتد. حداقل, این طوری باید باشد. اما, شیطان یک فریبکار باقی می ماند و در هر عصری کیف پر از نیرنگ خود را باز می کند و با کمی دستکاری موفق می شود مسیحیان را با دروغ های خود فریب دهد.. او راه های زیادی دارد, اما سه مورد از آنها موفق ترین هستند. چه 3 شیطان از راه هایی برای فریب مسیحیان و وادار کردن آنها به تعظیم در برابر گناه استفاده می کند?

شیطان مسیحیان را از روح به جسم هدایت می کند

شیطان یک هدف دارد و آن آوردن مسیحیان از روح به جسم است.

تا زمانی که مسیحیان, که هستند یک خلقت جدید در مسیح, سخنان خدا را اطاعت می کنند آنها با ایمان راه می روند.

کتاب مقدس آیه رومیان 8-7-ذهن نفسانی دشمنی با خداست، زیرا نه تابع قانون خداست و نه واقعاً می تواند باشد.

اما, به محض خروج و سرپیچی از سخنان خدا و تکیه بر گوشت خود (احساسات آنها, بینش خود, دانش, درک, تجربه, و حکمت دنیوی) آنها دیگر با ایمان راه نمی‌روند، بلکه با دیدن راه می‌روند و ایمان را ترک کردند.

آنها دیگر بر اساس آنچه خدا گفته و در کتاب مقدس نوشته شده است با ایمان از روح عمل نمی کنند.

ولى آنها طبق آنچه دنيا و عقل انسانى مى گويد، از روى بدن، با كفر عمل مى كنند, و آنچه می بینند, بشنو, و احساس کنید.

به محض اینکه مردم از روی جسم عمل می کنند و به دنبال جسم می روند, آنها فریب خواهند خورد. تسلیم می شوند و به گناه می پردازند و گناه را تحمل می کنند و می پذیرند, و بنابراین, تعظیم به گناه

شیطان از روابط خانوادگی استفاده می کند

همانطور که در وبلاگ قبلی نوشته شده است, ‘دشمن از کدام دروازه وارد خانه خدا می شود?‘ شیطان از اعضای خانواده استفاده می کند تا مسیحیان را تحت فشار قرار دهد و آنها را مجبور به ترک سخنان و دستورات خدا و نافرمانی از خدا و تعظیم در برابر گناه کند..

مسیحیان می توانند با دروغ گویی مخالفت کنند, سرقت, بت پرستی, زناشویی, فساد, طلاق, با هم ازدواج نکرده است, همجنسگرایی, سقط جنین, و غیره. اما زمانی که پدرشان, مادر, خواهر, برادر, (بزرگ)پسر یا (بزرگ)دختر این کارها را انجام می دهد, آیا آنها همچنان به اعتقاد خود پایبند خواهند بود؟?

شیطان گناه را از زاویه ای دیگر برجسته می کند

تاکتیک دیگری که شیطان برای توجیه گناه و سر تعظیم مسیحیان به گناه استفاده می کند, این است که گناه را از زاویه ای دیگر برجسته کنیم. این تاکتیک شیطان با حوا کار کرد تا او و آدم را به گناه وسوسه کند. و این تاکتیک هنوز کار می کند. 

خداوند انسان را از خوردن درخت معرفت خیر و شر منع کرد. وقتی شیطان به انسان نزدیک شد, او از قبل می دانست که خدا به انسان چه گفته است, با این حال, او هنوز هم سوالی پرسید که در آن کلمات خدا را تحریف کرد.

رز سفید و آیه جان 14-15 اگر عاشق من هستید احکام من را حفظ کنید

حوا به صدای مار گوش داد و شروع به صحبت با مار کرد.

اوا به مار گفت خدا چه گفت.

وی دستور ممنوعیت خوردن از درخت معرفت به معروف و منکر از جانب خداوند و کلام و دیدگاه او را برجسته کرد..  

شیطان دلیل این امر را از منظر دیگری برجسته کرد; دیدگاه او. او گفت, که خدا نخواست آنها از میوه درخت معرفت خیر و شر بخورند, زیرا آنها مانند خدا خواهند بود, که فقط تا حدی درست بود.

حوا چه کسی را باور کرد? از نظر خدا خوردن میوه اشتباه بود و منجر به مرگ شد, با این حال, از نظر شیطان خوردن میوه اشتباه نبود و به قول خدا منجر به مرگ نمی شد, اما منجر به خدا شدن شد, شناخت خوب و بد.

خدا گفت که انسان خواهد مرد, اما شیطان گفت که انسان مانند خدا خواهد بود

خدا گفت که آنها خواهند مرد, اما شیطان گفت, که نخواهند مرد, اما مثل خدا باش.

در ابتدا, حوا میوه را شر و حرام دانست. او فرمان خدا را اطاعت کرد و از میوه دور ماند تا اینکه مار به او نزدیک شد و میوه ممنوعه را از زاویه ای دیگر برجسته کرد..

ناگهان, میوه دیگر آنقدر بد به نظر نمی رسید. از طریق سخنان فریبنده شیطان، میوه مطلوب و مناسب به نظر می رسید. 

انسان می دانست که مرگ در میوه است و خوردن آن به مرگ می انجامد, اما انسان سخنان دروغ فریبنده شیطان را باور کرد و میوه را از درخت چید و از میوه ممنوعه خورد..

انسان دروغ شیطان را باور کرد و در مقابل گناه با تمام عواقب آن سر تعظیم فرود آورد

شیطان با سخنان خود انسان را متقاعد کرد. انسان دروغ شیطان را باور کرد و سخنان او را اطاعت کرد و در برابر گناه سر تعظیم فرود آورد, به موجب آن آنها به راستی خدایی شدند به معنای شناخت نیک و بد. اما, قیمتی که پرداخت کردند بالا بود.

چون انسان آن چیزی نشده بود که انسان فکر می کرد. خوردن میوه ممنوعه شاید یک لذت گذرا بود, اما عواقب آن فاجعه بار بود و نتیجه مورد انتظار را به همراه نداشت.

تصویر حصار مش سیم با آیه رومیایی کتاب مقدس 5-19 زیرا همانطور که با نافرمانی یک نفر بسیاری گناهکار شدند، با اطاعت یکی نیز بسیاری عادل خواهند شد

لذت موقت خیلی زود به شرم تبدیل شد, ترس, نجس بودن, جدایی از خدا و تحقق از دست دادن زندگی ابدی.  

با ایمان به دروغ شیطان و سرپیچی از کلام خدا, و لذت بردن از میوه حرام, ارتباط با خدا قطع شد, مرد از موقعیتش افتاد و سلطه خود را از دست داد, مرگ وارد شد, به موجب آن روح انسان مرد و تحت فرمان مرگ قرار گرفت و در زمان مقرر مرگ انسان را به دست می آورد و انسان را به پادشاهی می رساند.; پادشاهی مردگان.

بذر انسان دیگر مقدس نبود بلکه فاسد بود, به موجب آن میوه انسان حامل مرگ بود.

برای بازگرداندن این اقدام نادرست و نافرمانی, را بذر زن, عیسی, آمد و شیطان را شکست داد, گناه, و مرگ, و حالت سقوط کرده را بازگرداند, و از طریق تولد انسان جدید در او، فساد انسان را به یک انسان کامل تبدیل کرد.

کلام و روح القدس حقیقت را از جانب خدا برجسته می کنند و بر گناه شهادت می دهند, عدالت, و داوری

کلمه و روح القدس, که در خلقت جدید ماندگار است, سخنان و دستورات خداوند را برجسته می کند, خالق بهشت و زمین و همه آنجا وجود دارد, و شهادت به قدوسیت خدا و سرزنش جهان گناه, عدالت و قضاوت.

آنها با روح قیامت شده ایماندار دوباره متولد شده به حقیقت خدا شهادت می دهند, و آن انجام خواست خدا, و اطاعت از سخنان او منجر به زندگی ابدی می شود, اما نافرمانی از خدا و کلام او و انجام کارهای جسمانی شیطانی است و منجر به مرگ می شود..

اما, شیطان دشمن خداست و سخنان و دستورات خداوند را از دیدگاه خود برجسته می کند, دانش و خرد (حکمت و علم دنیا و انسان نفسانی), و از ذهن جسمانی, حواس و احساسات, به موجب آن مردم به کلام و احکام خدا از منظر نفسانی می نگرند (یک دیدگاه دنیوی) و در نتیجه ایمان نیاورید بلکه سخنان و دستورات خداوند را رد کنید و دروغ های شیطان را باور کنید و گناه را بپذیرید و تحمل کنید..

این برجسته سازی توسط شیطان به طرق مختلف انجام می شود: از طریق مردم, ذهن, دانش و حکمت دنیا, (وابسته به اجتماعی)رسانه ها, و دیگر کانال های دنیا.

شیطان به عنوان فرشته نور می آید

شیطان نیز به عنوان فرشته نور می آید, و از طریق تعالیم نادرست بندگانش یا از طریق یک کلام (نبوت), رویا یا رویا, سعی می کند مسیحیان را اغوا کند تا گناه را از زاویه ای متفاوت ببینند (از دیدگاه انسان و جسم به جای خدا و روح) و باعث شود گناه را توجیه کنند و گناه را عادی بشمارند, در حالی که فکر می کنید از جانب خداست. (A.O. 2 قرنتیان 11:13-15; 1 John 3:7-10; 2 John 1:7-11)

خداوند هرگز با کلام خود مخالفت نمی کند

اما خدا هرگز با کلام خود مخالفت نخواهد کرد. کلماتی که از "روح" می آیند’ مواردی که با کتاب مقدس در تضاد هستند را نباید باور کرد, اما رد شد. از همه پس, عیسی می گوید که کلامی که او گفت، همه را قضاوت خواهد کرد.

کلمه حقیقت است و برای همیشه پابرجاست. بنابراین کتاب مقدس قابل اعتماد است و باید بالاتر از کلمات به آن اعتقاد داشت, پیشگویی, دیدگاه, افشاگری ها, و رویاهایی که با کلمات موجود در کتاب مقدس مخالف هستند.

گناهکار در نقش قربانی 

و آخرین اما نه کم اهمیت ترین, ما گناهکار را داریم که نقش قربانی را بازی می کند تا گناه را ببخشد. این تاکتیک هنوز کار می کند, نه تنها در مسیحیت بلکه در جهان. فقط قربانی را بازی کنید و به آنچه می خواهید می رسید و دستور کار خود را پیش می برد. چگونه این کار در کلیسا انجام می شود?

شیطان روحی از ترحم به خود می فرستد که تضمین می کند که شخص, که در گناه استقامت می کنند, احساس قربانی شدن می کند و نقش قربانی را بازی می کند.

تصویر کوه ها و آیه کتاب مقدس 1 جان 3-7 کسی که عدالت انجام می دهد عادل است همانطور که او عادل است کسی که گناه می کند از شیطان است زیرا شیطان از ابتدا گناه می کند.

شخص, که در گناه زندگی می کند, داستانی احساسی و پر از ترحم و اشک را روایت می کند و انواع بهانه ها را برای تبرئه خود و به دست آوردن درک گناه می آورد..

به این ترتیب فرد احساسات و عواطف هموطنان مسیحی را جذب می کند (از جمله رهبران کلیسا).

و به این ترتیب, شیطان آنها را می گیرد.

اکنون همه چیز به این موضوع مربوط می شود که آیا هموطنان مسیحی از نو متولد می شوند و انسان های روحانی هستند یا انسان های نازاد و جسمانی.

اگر هموطنان مسیحی افراد روحانی هستند, آنها توسط کلام و روح القدس هدایت می شوند و از کلمات خدا اطاعت می کنند و نگه می دارند. آنها با وجود مقاومت به انجام خواست خدا ادامه می دهند, انتقاد, آزار و اذیت یا دور شدن یا از دست دادن افراد.

اگر هموطنان مسیحی انسانهای جسمانی هستند (افراد طبیعی) آنها توسط جهان و جسم هدایت خواهند شد (به خصوص حواس و احساسات آنها (آنچه می بینند, بشنو, و احساس کنید)) و برای شخص متاسف شوید و همدردی کنید و سازش کنید و گناه شخص را تحمل کنید و گناه را در کلیسا در آغوش بگیرید..

اما, هیچ بهانه ای نیست که کسی گناه کند و به گناه ادامه دهد.

نمونه هایی از عذرهایی که برای گذشت و توجیه گناه به کار می روند:

نمونه هایی از بهانه های فراوانی که برای گذشت و توجیه گناه به کار می رود عبارتند از::

  • مسیحیان مجرد نیازهای جنسی خود را دارند. بنابراین به آنها اجازه داده می شود تماشای پورن و خودارضایی.
  • مردان مسیحی ممکن است پورن تماشا کنند, خودارضایی و مرتکب زنا شوند, زیرا طبق علم, مردان نیازهای جنسی و شهوت بیشتری دارند که باید ارضا شوند.
  • مسیحیان ممکن است طلاق بگیرند زمانی که ازدواجشان در جاده ای سنگلاخ است و آنها ناراضی هستند. مسلماً این خواست خدا نیست که یک مسیحی رنج بکشد و دوره های سختی را در ازدواج پشت سر بگذارد.
  • چه بد است که با مردی کنار هم باشد? او نمی تواند کمک کند, او اینگونه به دنیا می آید
  • به کودکان اجازه داده می شود که در برابر والدین خود شورش کنند و بایستند, زیرا آنها باید صدای خود را در خانه داشته باشند, و وقتی بزرگتر می شوند طبیعی است, زیرا آنها می گذرند بلوغ.
  • بچه های کوچک اجازه دارند دروغ بگویند, دزدی کردن, و به دیگران فشار بیاورید یا ضربه بزنید, آنها فقط بچه هستند.
  • چه اشکالی دارد سقط جنین? شما نمی خواهید (جوان) مردم آینده خود را دور بریزند, شما نیستید? شما نمی خواهید مردم فرزند ناخواسته ای داشته باشند که برای آن آمادگی ندارند, یا در زندگی آنها نمی گنجد, یا به آنها یادآوری کنید…, شما نیستید? یا…?

خدا از مردم راضی نیست, که در طغیان و نافرمانی از او زندگی می کنند

مسیحیان می توانند با احساسات خود هدایت شوند و با همدردی با گناهکاران از گناه چشم پوشی کنند, اما خدا نمی کند. 

بسیاری از مسیحیان تصویری از عیسی خلق کرده اند که یک مرد مقدس خوب است, که همه را در آغوش می‌گیرد و هر رفتاری را تحمل می‌کند و از گناه چشم پوشی می‌کند و آنچه مسیحیان از او می‌خواهند می‌دهد. اما آیا این مسیحیان خود کتاب مقدس را مطالعه کرده اند?

آیا آنها چهار انجیل و کتاب مکاشفه را مطالعه کرده اند؟? یا دارند تصویر خود را از عیسی خلق کردند با شنیدن می گویند; با خواندن کتاب, دیدن فیلم و سریال درباره عیسی, و شنیدن موعظه های مدرن که مملو از نظرات خود است, یافته ها, آموزه های دروغین و عناصر غیبی?

من فکر می کنم که بسیاری از مردم, که آنها را مسیحی می نامند, درک روشنی از اینکه خدا کیست و جدی بودن گناه را ندارید.

از طریق کار رستگاری, عیسی با بدن گناهکار برخورد کرد, که ثمره مرگ را به بار می آورد, که گناه است

عیسی برای مقابله با بدن گناهکار انسان که حامل مرگ و ثمره مرگ است رنج کشید و مرد., که گناه است, و نه برای توجیه گناه.

عیسی قدرت گناه و مرگ را شکست و به هر مؤمنی که از نو متولد شده بود قدرت داد, که از خدا زاده شده است, بر گناه و مرگ سلطنت کند و به اراده «نه» بگوید, شهوت و میل نفسانی, اگر مؤمن بخواهد. زیرا همه چیز در مورد این است; اراده مؤمن.

آیا مؤمن واقعاً می خواهد از طغیان و نافرمانی خدا خلاص شود و کارهای ناپاک را به تعویق اندازد از جسم و یا آیا مؤمن می خواهد به انجام کارهای جسمانی ادامه دهد و مدام بالا بیاید و انواع بهانه ها را برای زنده نگه داشتن بدن و ادامه گناه بیاورد., زیرا انسان دنیا و اعمال جسم را دوست دارد?

خلقت قدیم اراده و کارهای جسمانی را انجام می دهد و در گناه زندگی می کند, اما خلقت جدید اراده و اعمال روح را انجام می دهد و در عدالت زندگی می کند

تا زمانی که مردم آفریده قدیمی باقی بمانند, آنها اراده بدن فاسد را انجام خواهند داد و ثمره بدن را که گناه است به بار خواهند آورد. اطاعت از سخنان و حفظ فرامین عیسی در کتاب مقدس دشوار و سخت خواهد بود, زیرا طبیعت آنها می خواهد کار دیگری انجام دهد.

اما اگر مردم به یک خلق جدید تبدیل شده اند, آنها اراده خدا را انجام خواهند داد و از کلام و روح اطاعت خواهند کرد. آنها باید از طبیعت جدید خود زندگی کنند و کلمات و دستورات عیسی را از جانب خدا از طریق روح ببینند و از آنها اطاعت کنند. نه به این دلیل که مجبورند, اما چون طبیعت جدید آنها می خواهد.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.