در جان 3:14, عیسی گفت, و همانطور که موسی مار را در بیابان بلند کرد, حتی همینطور, باید پسر انسان بلند شود: تا هر که به او ایمان آورد هلاک نگردد, اما زندگی ابدی داشته باشید. چرا مار برنجی روی تیرک پیشگویی از مرگ عیسی بر روی صلیب بود؟?
چرا قوم خدا مورد حمله مارهای آتشین قرار گرفتند؟?
قوم خدا به دلیل گناه مورد حمله مارهای آتشین قرار گرفتند: با صحبت بر ضد خدا: و از کوه هور از راه دریای سرخ حرکت کردند, تا سرزمین ادوم را احاطه کند: و روح مردم به دلیل راه بسیار ناامید شد. و مردم بر ضد خدا سخن گفتند, و علیه موسی, پس ما را از مصر بیرون آوردی تا در بیابان بمیریم? چون نانی نیست, نه آب وجود دارد; و روح ما از این نان سبک متنفر است. و خداوند مارهای آتشین را در میان مردم فرستاد, و مردم را گاز گرفتند; و بسیاری از مردم اسرائیل مردند.
پس قوم نزد موسی آمدند, و گفت, ما گناه کرده ایم, زیرا ما بر ضد خداوند و علیه تو سخن گفته ایم; به درگاه خداوند دعا کن, که مارها را از ما بگیرد. و موسی برای مردم دعا کرد. و خداوند به موسی گفت, از تو مار آتشین بساز, و آن را روی یک میله قرار دهید: و واقع خواهد شد, که هر کس که گاز گرفته است, وقتی به آن نگاه می کند, زنده خواهد ماند و موسی مار برنجی ساخت, و آن را روی یک میله قرار دهید, و این اتفاق افتاد, که اگر مار کسی را نیش زده بود, وقتی مار برنجی را دید, او زندگی می کرد (اعداد 21:4-9)
خدا قوم خود را به راهی هدایت کرد که آنها نمی خواستند بروند, و به خاطر آن, دلسرد شدند راضی نبودند; از این رو, زمزمه کردند و از موسی و خدا شکایت کردند و با «چرا» آشنا آمدند..
بنی اسرائیل از نقشه خدا و همه چیزهایی که در راه بود راضی نبودند و هیجان زده نبودند..
آنها به خداوند اعتماد نکردند و بر سخنان او تکیه کردند, اما آنها از نقشه خدا ناراضی بودند, رهبری خدا, و روزی خدا.
از نداشتن نان و آب شاکی بودند و از نان سبک بیزار بودند, که خداوند هر روز به آن روزی داده است.
به خاطر این همه شکایت و زمزمه و حرف زدن علیه خدا و موسی, شیطنت آوردند (بد) بر خودشان.
به این دلیل که قوم خدا بر ضد خدا روی آوردند, خداوند به قوم خود روی آورد و حمایت او را گرفت و آنها را به حاکمشان سپرد; مار, دشمن خدا, که مردم به او گوش دادند و هدایت شدند.
هنگامی که خداوند مارهای آتشین را در میان مردم فرستاد و مردم توسط مارها گزیده شدند و بسیاری از مردم مردند, امر معنوی در طبیعت آشکار شد.
بدکاران زبان خود را مانند مار تیز کرده اند
آیا به راستی که به درستی سخن می گویید, ای جماعت? شما به درستی قضاوت می کنید, ای فرزندان انسان? بله, در دل شما شرارت می کنید; خشونت دستان خود را در زمین می سنجید. بدكاران از رحم بيگانه شده اند: به محض تولد گمراه می شوند, دروغ گفتن. زهر آنها مانند زهر مار است: آنها مانند کری جمع کننده هستند که گوش او را می بندد; که به صدای افسونگران گوش نمی دهد, جذاب هرگز اینقدر عاقلانه (مزامیر 58:1-5)
تحویلم بده, پروردگار, از مرد بد: مرا از مرد خشن حفظ کن; که در دل خود شیطنت هایی را تصور می کنند; پیوسته برای جنگ دور هم جمع می شوند. زبان خود را مانند مار تیز کرده اند; جمع کننده ها’ زهر زیر لبانشان است. روستاها (مزامیر 140:1-3)
قوم خدا دگرگون نشده بودند و ذهن خود را با سخنان و احکام خدا تجدید نکرده بودند و از شریعت لذت نبرده بودند و شریعت خدا را از آن خود ساخته بودند.
به جای تسلیم شدن به خدا و هدایت شدن به قول او و اراده او, مردم با اراده و طبیعت شیطان معروف به مار هدایت می شدند, و به خدا برخاسته و به واسطه سخنانشان به خدا گناه کردند.
مار برنجی را موسی در بیابان بلند کرد
اما بنی اسرائیل از گناهان خود توبه کردند, که بر ضد خداوند و موسی سخن گفته بودند, و از موسی خواستند که به درگاه خدا دعا کند که مارها را از آنها دور کند.
موسی برای مردم دعا کرد, و خدا موسی را شنید’ دعا کرد و دعایش را مستجاب کرد, و رهایی را برای مردم به ارمغان آورد.
خداوند به موسی دستور داد تا مار آتشین بسازد و آن را روی چوبی بنشاند. موسی سخنان خدا را اطاعت کرد و مار برنجی ساخت و مار برنجی را بر تیرک گذاشت., به طوری که مار برنجی در بیابان بلند شد.
هرکسی که گاز گرفته می شد و به مار برنجی نگاه می کرد زنده می ماند
همه کسانی که مار آنها را گزید و به مار برنجی روی تیرک نگاه کردند., نمرده, اما زندگی کرد.
و بنابراین خدا نجات را به ارمغان آورد (التیامبخش) از طریق مار برنجی و آن ها, که ایمان آورد و سخنان خدا را اطاعت کرد و به مار برنجی نگاه کرد, زنده ماند.
چرا خداوند به موسی دستور داد مار برنجی بسازد؟? مار پدر است (افتاده) نوع بشر. نسل انسان سقوط کرده دارای طبیعت شیطانی شیطان است (مار).
مار برنجی روی قطب, رفتار سرکش و گناه مردم را به یاد می آورد, چگونه بر خدا و موسی سخن گفتند, و مارهای آتشین و اینکه خدا چگونه نجات را به ارمغان آورد (التیامبخش) به آنها, که سخنان او را اطاعت کرد و به مار برنجی روی تیرک نگاه کرد.
لحظه, زمانی که مار پدر انسان افتاده شد
اگرچه آدم با خدا در باغ عدن راه می رفت, لحظه ای فرا رسید که آدم از خدا نافرمانی کرد و سخنان شیطان را باور کرد, که از طریق مار و حوا به او رسیده بود, بالاتر از کلام خدا و اطاعت از سخنان شیطان با خوردن از میوه ممنوعه.
از طریق اطاعت او از شیطان (مار), او تسلیم شیطان شد و مرگ وارد شد و روحش مرد (و تحت اختیار مرگ قرار گرفت) و در قدرت شیطان زندگی کرد.
از طریق عمل نافرمانی او از خدا, آدم از موقعیتش افتاده بود و بود (از نظر معنوی) از خدا جدا شد و دشمن خدا شد.
مار, شیطان, پدر مرد افتاده و همه شده بود, چه کسی از دانه انسان متولد می شود, به عنوان یک گناهکار متولد می شود و در قدرت شیطان و تاریکی زندگی می کند.
از آن لحظه گناه و مرگ به عنوان پادشاه در زندگی انسان های سقوط کرده سلطنت کردند (گناهکار).
اما خدا از قبل نقشه ای برای رستگاری برای بشریت سقوط کرده داشت, برای رهایی بشر از قدرت شیطان, و گناه و مرگ. خداوند وعده داده است که تخم زن سر مار و مار پاشنه او را کبود خواهد کرد. (پیدایش 3).
اما, این بلافاصله اتفاق نیفتاد, اما خیلی طول کشید, قبل از اینکه خدا پسرش عیسی مسیح را از روی عشق به زمین بفرستد تا بشریت سقوط کرده را از قدرت شیطان نجات دهد و انسان را با خودش آشتی دهد. (همچنین بخوانید: به چه معناست که سر شیطان به دلیل کبودی پاشنه عیسی کبود شد؟?)
عیسی به زمین آمد تا گناهکاران را از قدرت مار نجات دهد
ببین, بنده من با احتیاط رفتار کند, او تجلیل و ستایش خواهد شد, و بسیار بالا باشد. چنانکه بسیاری از تو متحیر شدند; چهره او بیش از هر مرد دیگری مخدوش بود, و شکل او از پسران انسان بیشتر است: پس امتهای بسیاری را خواهد پاشید; پادشاهان دهان خود را بر او خواهند بست: زیرا آنچه به آنها گفته نشده بود، خواهند دید; و آنچه را نشنیده بودند در نظر خواهند گرفت (اشعیا 52:13-15)
چه کسی گزارش ما را باور کرده است? و بازوی خداوند بر چه کسی آشکار شده است? زیرا او در حضور او مانند یک گیاه لطیف رشد خواهد کرد, و به عنوان ریشه از زمین خشک: او نه شکل و نه زیبایی دارد; و زمانی که ما او را خواهیم دید, هیچ زیبایی وجود ندارد که ما او را بخواهیم. او از مردان مطرود و طرد شده است; مرد غمگین, و با غم آشنا شد: و ما چهره های خود را از او پنهان کردیم; تحقیر شده بود, و ما او را گرامی نداشتیم. یقیناً او غم و اندوه ما را بر دوش گرفته است, و غم و اندوه ما را حمل کرد: با این حال ما او را مورد آزار و اذیت قرار دادیم, زده شده از خدا, و مصیبت زده اما او به خاطر تخلفات ما مجروح شد, او به خاطر گناهان ما کبود شد: عذاب صلح ما بر او بود; و با نوارهای او شفا می یابیم.
همه ما مثل گوسفند به بیراهه رفته اند; ما هر کس را به راه خود چرخانده ایم; و خداوند گناه همه ما را بر او نهاده است. مظلوم واقع شد, و او مبتلا شد, اما او دهان خود را باز نکرد: او را به عنوان بره به ذبح می آورند, و مانند گوسفندی که در برابر قیچیان خود گنگ است, پس او دهان خود را باز نمی کند.
او را از زندان و از قضاوت گرفتند: و چه کسی نسل خود را اعلام خواهد کرد? زیرا او از سرزمین زندگان بریده شد: زیرا او بر ظلم قوم من ضربه خورد.
و قبر خود را با ستمکاران ساخت, و با ثروتمندان در مرگ او; زیرا او هیچ خشونتی انجام نداده بود, فریبکاری در دهان او نبود.
با این حال خداوند از کبودی او خوشحال شد; او او را به اندوه انداخته است: وقتی روح او را قربانی گناه می کنی, او بذر خود را می بیند, او روزهای خود را طولانی می کند, و لذت خداوند در دست او موفق خواهد شد. آزار روحش را خواهد دید, و راضی خواهد شد: بنده عادل من به علم خود بسیاری را عادل خواهد ساخت; زیرا او باید ناآرامی خود را تحمل کند.
بنابراین آیا من بخشی را با بزرگ تقسیم می کنم, و غنیمت را با قوی تقسیم خواهد کرد; زیرا او روح خود را به مرگ ریخته است: و او با متخلفین شماره گذاری شد; و او گناه بسیاری را لخت کرد, و برای متخلفین شفاعت کرد (اشعیا 53)
و به این ترتیب عیسی به شکل انسان به زمین آمد تا انسان را از قدرت مار نجات دهد (شیطان).
عیسی با انسان برابر شد و در همه چیز وسوسه شد, هنوز بدون گناه, به طوری که عیسی بتواند جایگزین انسان های سقوط کرده شود. زیرا اگر عیسی با بشریت برابر نمی شد, و باید در همه چیز وسوسه می شد, عیسی نمی توانست جای بشر را بگیرد و نمی توانست جانشین انسان شود و گناهان و گناهان بشر را تحمل کند. (اشعیا 53, عبرانیان 2:14-18 (همچنین بخوانید: صلح بین انسان سقوط کرده و خدا برقرار شد و آیا عیسی کاملاً انسان بود؟?)).
عیسی, پسر انسان, بر روی صلیب بلند شد
عیسی به طرز وحشتناکی شلاق خورد, که صورتش آنقدر مخدوش بود و ظاهرش دیگر انسانی نبود. پس عیسی بر روی صلیب چوبی بلند شد و تمام گناهان و گناهان بشریت را حمل کرد, که خداوند بر او نهاد. عیسی گناه کرد و بر صلیب نفرین شد.
اگرچه عیسی اراده خدا را انجام داد و پدر را خشنود کرد, و این همه بخشی از کار نجات بخش خدا برای انسان سقوط کرده بود, مردم عیسی را متضرر می دانستند, زده شده از خدا, و مصیبت زده (A.O. اشعیا 53:4)
عیسی کار خود را بر روی صلیب به پایان رساند, وارد هادس شد تا قدرت مرگ و جهنم را به دست گیرد (هادس) و اسیران مرگ را بازخرید, و با کلیدهای جهنم و مرگ از مردگان برخاست (وحی 1:18).
عیسی توسط پدر بسیار تعالی یافت
بگذار این ذهن در تو باشد, که در مسیح عیسی نیز بود: سازمان بهداشت جهانی, در قالب خدا بودن, فکر می کرد این دزدی نیست که با خدا برابر باشد: اما خود را بی اعتبار ساخت, و به صورت بنده ای به خود گرفت, و به صورت انسان ساخته شد: و به عنوان یک مرد در مد یافتم, خودش را فروتن کرد, و تا حد مرگ مطیع شد, حتی مرگ صلیب. از این رو خدا نیز او را به شدت بالا برده است, و نامی به او داد که بالاتر از هر نامی است: که به نام عیسی هر زانویی باید خم شود, از چیزهای بهشتی, و چیزهای روی زمین, و چیزهای زیر زمین; و هر زبانی باید اعتراف کند که عیسی مسیح خداوند است, به جلال خدای پدر (وابسته به فیلیپیان 2:5-11)
پس از 40 روزها, عیسی به آسمان عروج کرد, جایی که عیسی توسط پدر به شدت تعالی یافت و در سمت راست پدر بر تخت سلطنت نشست., بالاتر از همه اصالت, قدرت, ممکن است, و سلطه (افسسیان 1:19-21).
همه, که به عیسی مسیح و کار نجات بخش او ایمان دارد و توبه کند و از آب و روح متولد شود, دیگر در قدرت شیطان زندگی نمی کنند (مار) و قدرت گناه و مرگ, در نافرمانی خدا, اما خواهد بود از قدرت شیطان به پادشاهی خدا منتقل شد, جایی که عیسی مسیح پادشاه است و سلطنت می کند, و با خدا آشتی خواهند کرد و عادل خواهند شد و وارث زندگی جاودانی خواهند شد.
از طریق نافرمانی انسان از خدا, مار پدر انسان افتاده شد, اما از طریق اطاعت عیسی مسیح از پدر, و عیسی بر روی صلیب بلند شد, انسان با خدا آشتی می کرد و خدا پدر انسان جدید می شد (رومیان 5 و 6).
مار برنجی به عیسی مسیح اشاره می کند, که نجات و زندگی جاودانی را به ارمغان می آورد
و همانطور که موسی مار را در بیابان بلند کرد, پسر انسان نیز باید بلند شود: تا هر که به او ایمان آورد هلاک نگردد, اما زندگی ابدی داشته باشید. برای خدا خیلی دنیا را دوست داشت, که او تنها پسر متولد شده خود را داد, که هر کس به او ایمان داشته باشد نباید هلاک شود, اما زندگی ابدی داشته باشید. زیرا خدا پسرش را به جهان فرستاد تا جهان را محکوم کند; اما این که جهان از طریق او ممکن است نجات یابد. کسی که به او ایمان دارد محکوم نمی شود: اما کسی که ایمان نیاورد در حال حاضر محکوم شده است, زیرا او به نام پسر تنها متولد خدا اعتقاد ندارد (John 3:14-18)
عیسی به زمین نیامد تا انسان را محکوم کند, اما برای نجات انسان زیرا هر انسانی سقوط کرده است. هر فردی گناهکار است و تحت تأثیر شر قرار می گیرد (طبیعت گناه آلود), به عبارت دیگر, توسط مار گزیده شده است, و بنابراین هر انسانی به نجات نیاز دارد. خدا از طریق پسرش عیسی مسیح برای نجات بشر فراهم کرده است. عیسی آمد و داد (و هنوز هم می دهد) انتخاب انسان برای زندگی یا مرگ.
زیرا همانطور که مار برنجی توسط موسی در بیابان بلند شد, رهایی از مرگ به ارمغان آورد, و به آن ها زندگی بخشید, که به کلام خدا ایمان آورد و به مار نگاه کرد, حتی همینطور, عیسی مسیح می کند, که بر روی صلیب بر روی کالواری بلند شد, رهایی از قدرت مار به ارمغان می آورد (شیطان), مرگ, و تاریکی و حیات جاودانی به آنها داد, که به او ایمان می آورند و در او از نو متولد می شوند.
و بنابراین عیسی جایگزین شد, تحویل می دهد, نجات دهنده, شفا دهنده, نویسنده, و پروردگار انسان جدید, که تسلیم کلام است و به عیسی گوش می دهد و اطاعت می کند و سخنان او را انجام می دهد و در اراده پدر زندگی می کند..
نمک زمین باش’






