آیا زندگی یک پیشگویی خودسازنده است؟?

آیا زندگی یک پیشگویی خودسازنده است؟? بر اساس موعظه مدرن سخنرانان انگیزشی، زندگی در واقع یک پیشگویی خودشکوفایی است. شما مسیر زندگی خود را تعیین می کنید, شما آینده خود را تعیین می کنید. اگر فقط نگرش درستی داشته باشید و مثبت فکر کنید و کلمات درست را بگویید و پیشگویی کنید, از فرمول ها و روش های صحیح استفاده کنید, و مراحل درست را دنبال کنید, شما می توانید به هر آنچه می خواهید برسید و زندگی موفق و مرفهی روی زمین داشته باشید, بدون هیچ مقاومتی, مشکلات, و موانع. اما آیا این چیزی است که انجیل در مورد آن است؟? آیا این زندگی است, عیسی مسیح در مورد آن صحبت می کرد و رنج می کشید و برای آن مرد? آیا این هدف از مصلوب شدن و زنده شدن عیسی از مردگان بود؟? زندگی تحت کنترل جسم و متمرکز بر «خود» و تحقق اراده, شهوات, و خواسته های گوشت? اگر این انجیل است, رسولان و شاگردان عیسی در کتاب مقدس چه اشتباهی کردند؟? آیا آنها شکست خورده اند? آیا آنها کلمات خدا و انجیل عیسی مسیح را اشتباه درک کرده اند و به یک انجیل دروغین پایبند بوده و خارج از اراده خدا زندگی کرده اند؟? یا آیا آنها سخنان خدا و انجیل عیسی مسیح را درک کردند و آیا ما همان هستیم, کسانی که گمراه شده اند و خارج از اراده خدا در دروغ زندگی می کنند و به انجیل دروغین پایبند هستند?

ایمان به خدا یا ایمان به خود?

و در صبح, همانطور که از آنجا عبور می کردند, درخت انجیر را دیدند که از ریشه خشک شده است. و پطرس که به یاد می آورد به او گفت, ارباب, ببین, درخت انجیر را که نفرین کرده ای، خشک شده است. و عیسی در پاسخ به آنها گفت, به خدا ایمان داشته باشید (علامت 11:20-22)

به دلیل این واقعیت که بسیاری از مسیحیان دوباره متولد نمی شوند و پیرمرد را به تعویق نمی اندازند، بلکه جسمانی می مانند, موعظه انجیل تحت تأثیر آموزه های جسمانی جهان قرار گرفته و آلوده شده است., که از تاریکی سرچشمه می گیرد (همچنین بخوانید: چگونه پیرمرد را کنار بگذاریم?)

به خاطر آن, همان ارواح حاکم بر جهان, در زندگی بسیاری از مسیحیان حاکم است, که با هم کلیسا هستند. 

می بینیم, در میان دیگران, تأثیر تفکر جدید, عصر جدید, و (باستانی) فلسفه ها و ادیان شرقی در کلیسا, که آرام آرام مردم را از خدا دور کرده و باعث شده است که مسیحیان از خدا مستقل شوند و خود را خدای زندگی خود قرار دهند. (همچنین بخوانید: عصر جدید در کلیسا?, کلیسای غیبی و آیا می توانید جنبه معنوی را از ادیان و فلسفه های شرقی جدا کنید?).

ایمان فنی, ایمان مکانیکی

آنها با تقوا از نام عیسی استفاده می کنند و می گویند که شما به خدا نیاز دارید و نمی توانید بدون خدا زندگی کنید و باید به او اعتماد کنید.. 

اما آیا این حقیقت دارد و آیا آنها واقعاً این را باور می کنند, در این صورت نیازی به کلمات مناسب نخواهید داشت, تکنیک ها, و روش های رسیدن به نتیجه مطلوب.

زیرا ایمان شما در گفتن کلمات صحیح و به کارگیری روش ها و استراتژی های صحیح و دنبال کردن مراحل صحیح نیست., اما ایمان شما به خدا و به نام عیسی مسیح و قدرت او خواهد بود, که از پدر در مسیح دریافت کرده اید, از طریق کار کامل رستگاری او (همچنین بخوانید: یک ایمان فنی). 

به جای اینکه توسط روح کنترل شوند و با ایمان به مسیح از موقعیت خود در او راه بروند, نمایندگی, موعظه کردن, و استقرار پادشاهی خدا بر روی زمین, آنها توسط بدن کنترل می شوند و به دنبال گوشت می روند, با توجه به روش ها و تکنیک های آموخته شده.

به جای زندگی بر اساس قانون روح که حول عیسی مسیح و پادشاهی او می چرخد, آنها با قانون جذب زندگی می کنند (که از "اندیشه جدید" ناشی می شود’ حرکت) که حول "خود" می چرخد (خودشان) و پادشاهی آنها, و با به کارگیری کلمات و تکنیک ها و روش های مناسب, همه خوشبختی را می کشند, موفقیت و ثروت برای خودشان.

آیا زندگی یک پیشگویی خودسازنده است؟?

زندگی مانند یک پیشگویی است که خود محقق می شود. اگر فقط ذهنیت درستی داشته باشید و مثبت فکر کنید و رویاها و خواسته های خود را تجسم کنید و آنها را با صدای بلند بیان کنید (زیرا جملات تاکیدی تجسم شما را تقویت می کند) و آنها را باور و انتظار داشته باشید, آنگاه هیچ چیز برای شما و اطرافیانتان غیرممکن نیست و می توانید هر آنچه را که در زندگی می خواهید ظاهر کنید. 

بله, شما می توانید به هر چیزی که می خواهید برسید و تمام مثبت هایی را که می خواهید دریافت کنید, تا زمانی که مثبت فکر کنید و چیزهای درست را تجسم کنید و آنها را باور کنید و به آنها متعهد باشید.

و به این ترتیب, از طریق قدرت های دستکاری و جادوگری, از گوشت, کلمات, تکنیک ها, و روش‌هایی هم توسط جهان و هم کلیسا برای ایجاد رفاه به کار می‌رود, ثروت, و موفقیت برای خودت. زیرا این چیزی است که دلشان به آن می‌سوزد و این همان چیزی است که به آن مربوط می‌شود; "خود".

آیا برای آن به خدا نیاز دارید؟? نه, شما فقط نیاز به ایمان به خود دارید; ایمان به سخنان شما, ایمان به افکارت (فکر), ایمان به توانایی خود, و ایمان به کارهایت. 

آیا کار می کند? اگر برای دنیا کار کند, برای آن دسته نیز کار می کند, کسانی که می گویند مسیحی هستند اما دنیا مانند هستند و بنابراین مانند دنیا زندگی می کنند.

آن ها, که متعلق به جهان است, متعلق به شیطان و جسمانی هستند و باید از نیروی شیطان و روشها و فنون نفسانی برای تحقق اراده استفاده کنند., شهوت, و خواسته های گوشت.

اغلب تصور می شود که شیطان قدرتی ندارد, اما اینطور نیست. به عیسی نگاه کن, که می توانست تمام پادشاهی ها و ثروت های جهان را داشته باشد, اگر عیسی فقط تعظیم می کرد و شیطان را می پرستید (متیو 4:8-10, لوقا 4:6-8).

اما عیسی به دنیا تعلق نداشت و بر خودش متمرکز نبود. عیسی خود شیفته نبود و سخنان شیطان و ثروتهای جهان وسوسه نشد, برخلاف بسیاری از مسیحیان, که فقط روی ثروت های دنیا متمرکز شده اند. عیسی پدر را دوست داشت و به سخنان و اراده او وفادار ماند و هدف دیگری برای تحقق یافتن داشت (همچنین بخوانید: من ثروت های جهان را به شما خواهم داد).

واعظان انگیزشی از ذهنی جسمانی برای افراد جسمانی صحبت می کنند

بسیاری از واعظان انگیزشی به طور غیرمستقیم از طریق موعظه های خود می گویند که پیامبران عهد عتیق و حواریون و شاگردان عیسی عهد جدید طرز فکر اشتباهی داشتند و سخنان نادرست می گفتند و به روش صحیح پیشگویی نمی کردند., و به دلیل سخنان منفی و پیشگویی نادرست آنها, آنها خود را بدبخت آوردند. اما این درست است?

آیا انبیا در عهد عتیق و شاگردان عیسی مسیح در عهد جدید طرز فکر اشتباهی داشتند و سخنان نادرستی به زبان آوردند.? آیا اگر آنها سخنان مثبت می گفتند و به گونه ای دیگر پیشگویی می کردند، آینده و مقصد نهایی و نحوه مردگان و آینده قوم خدا متفاوت بود؟? آیا آنها کار اشتباهی انجام دادند?

نه, تنها کاری که انجام داده اند, این بود که آنها زندگی خود را دوست نداشتند, اما آنها خدا را بیش از همه دوست داشتند و به همین دلیل خود را تسلیم خدا و کلام او کردند و به او گوش دادند و به سخنان او ایمان آوردند و اطاعت کردند..

زندگی آنها حول محور خودشان و تحقق اراده خودشان نمی چرخید, رویاها, شهوت, و خواسته. جانشان را گذاشته بودند, به طوری که آنها توانستند اراده خدا را انجام دهند و پادشاهی او را بر زمین برقرار کنند.

آنها با دنیا مطابقت نداشتند, اما ذهن آنها توسط کلام خدا تجدید شد و آنها از کلام و روح القدس در زندگی خود پیروی کردند. آنها هیچ کاری در توان خود انجام ندادند, اما آنها با قدرت خدا راه رفتند و عیسی مسیح و پدر را در طول زندگی خود تعالی و جلال دادند. زندگی آنها یک قربانی زنده بود, مقدس و مقبول خداوند. 

پیشگویی های خدا در عهد عتیق

وقتی به پیامبران در عهد عتیق نگاه می کنیم, که از طرف خداوند منصوب شده اند, و به آنچه پیشگویی کرده اند بنگر, می توان نتیجه گرفت که پیامبران خدا همیشه مورد محبت نبودند. به این دلیل که انبیای خدا از روی اراده خدا نبوت کرده اند نه از اراده انسان. به خاطر آن, آنها همیشه کلماتی را که مردم می‌خواستند بشنوند به زبان نمی‌آوردند و مطابق میل انسان پیشگویی نمی‌کردند, در عوض, سخنان سخت بر زبان آوردند و مردم را با اعمال زشت خود مواجه کردند و آنان را به توبه دعوت کردند, و شکست ها و شرارت ها را پیشگویی کرد, و در مورد اتفاقات آتی منفی صحبت کرد.

بر خلاف, پیامبران دروغین, که از طرف خدا تعیین نشده اند, اما مورد علاقه مردم بودند, زیرا آنها سخنان مثبت می گفتند و رفاه و صلح را پیشگویی می کردند و این دقیقاً همان چیزی بود که مردم می خواستند بشنوند.

اژکیل 13:9 پیامبران دروغین که باطل و دروغ های الهی را می بینند

اما, سخنان آنها از خدا سرچشمه نمی گیرد, اما برگرفته از اراده نفسانی خودشان است, رویاها, خواسته ها, و بینش.

در عهد عتیق, ما مکرر در مورد پیامبران دروغین می خوانیم, که از دل خود رؤیاها را نبوت کردند و دروغ گفتند و خداوند را انکار کردند.

آنها به مردمی که خداوند را تحقیر می کردند، صلح می گفتند (آنچه آنها با راه رفتن در نافرمانی از سخنان و اراده او نشان دادند).

و به آن ها گفتند, سازمان بهداشت جهانی به دنبال تخیل قلب خود راه می رفتند, که هیچ بدی به آنها نرسد. اما آنها دروغ پیشگویی کردند. 

این انبیا سخنان مثبت و شگفت انگیز پیشگویی کردند, امیدوار, امیدوار کننده, و چیزهای تشویقی, اما خداوند گفت, که او این سخنان را نگفته بود و این کلمات از دهان خداوند بیرون نمی آمد.

زیرا خاندان اسرائیل و خاندان یهودا در حق من بسیار خیانت کردند, می گوید خداوند. خداوند را تکذیب کردند, و گفت, او نیست; نه بدی بر ما وارد خواهد شد; نه شمشیر خواهیم دید و نه قحطی: و پیامبران باد خواهند شد, و کلمه در آنها نیست: با آنها چنین خواهد شد. از این رو به این ترتیب خداوند خدای میزبان می گوید, زیرا شما این کلمه را بیان می کنید, ببین, من حرفهایم را در دهان تو می سازم, و این مردم چوب, و آنها را بلعیده است (ارمیا 5:11-14)

بنابراین می گوید ارباب میزبان, به سخنان پیامبرانی که برای شما نبوّت می کنند گوش ندهید: آنها شما را بیهوده می کنند: آنها از رویایی از قلب خود صحبت می کنند, و نه از دهان خداوند. آنها همچنان به کسانی که مرا تحقیر می کنند می گویند, خداوند گفته است, آرامش خواهید داشت; و به هر کس که به خیال دل خود راه می‌رود می‌گویند, هیچ بدی به شما نخواهد رسید. زیرا که در نصیحت خداوند ایستاده است, و کلام او را درک کرده و شنیده است? که کلام خود را مشخص کرده است, و آن را شنید?

ببین, گردباد خداوند با خشم بیرون می‌رود, حتی یک گردباد سهمگین: به شدت بر سر شریر خواهد افتاد. خشم خداوند باز نخواهد گشت, تا زمانی که او اعدام شود, و تا زمانی که او افکار دل خود را انجام دهد: در روزهای آخر شما آن را کاملاً در نظر بگیرید. من این پیامبران را ارسال نکرده ام, با این حال آنها دویدند: من با آنها صحبت نکرده ام, با این حال آنها پیشگویی کردند. اما اگر آنها در مشاوره من ایستاده بودند, و باعث شده است که مردم من حرفهای من را بشنوند, سپس آنها باید آنها را از راه شیطانی خود برگرداندند, و از شر کارهای آنها (ارمیا 23:16-22)

پیشگویی های عیسی مسیح

عیسی نیز سخنان پدر را بیان کرد, که برگرفته از اراده اوست. بنابراین عیسی همیشه آنچه را که مردم می خواستند بشنوند پیشگویی نمی کرد.

مردم عیسی را به خاطر نشانه ها و شگفتی ها دوست داشتند, از آنجایی که عیسی آنچه را که مردم می خواستند داد.

کسی که صلیب خود را نگیرد و دنبال من بیاید، لایق من متی نیست 10:38

اما به محض اینکه عیسی شروع به صحبت با آنها کرد و اغلب کلمات تصحیح کننده تقابلی را بیان کرد, مردم روی برگرداندند, چون نمی خواستند کلمات سخت را بشنوند, که عیسی صحبت کرد.

سخنان عیسی مردم را به توبه و تغییر زندگی دعوت کرد و بسیاری از مردم زندگی خود را دوست داشتند و نمی خواستند زندگی خود را تغییر دهند. (A.O. John 6:60).

عیسی در اراده خدا قدم برداشت و سخنان خدا را بیان کرد.

خواست خدا خواست پیرمرد نیست, از آنجایی که پیرمرد دارد (گناهکار) ذات شیطان و نه ذات خدا.

بنابراین, کلمات و پیشگویی ها, که همیشه از خدا سرچشمه می گیرد، پیشگویی هایی نیست که انسان های نفسانی بخواهند بشنوند

عیسی نبوت کرد که پطرس با چه نوع مرگی خدا را جلال خواهد داد

تصور کنید, چگونه پیتر باید سقوط کرده باشد, هنگامی که عیسی به پطرس نه تنها در مورد خدمت خود و راهی که باید می رفت، گفت, بلکه در مورد اینکه پیتر چه نوع مرگی خواهد داشت. اینها سخنان مثبت عیسی نبود. این یک پیشگویی دلگرم کننده و چشم انداز دلپذیر برای پیتر نبود. اما این سخنان از خدا سرچشمه گرفته و حقیقت بود.

خدا آشکار کرد که پطرس با چه نوع مرگی او را تجلیل و تجلیل خواهد کرد. و سخنان خدا در زندگی پطرس به وقوع پیوست. 

پیتر, که پر از روح القدس بود تا حد مرگ به خداوند خود عیسی مسیح وفادار ماند. پطرس به عنوان یک شهید درگذشت و با مرگ خود خداوند را تجلیل کرد (John 21:15-19).

عیسی به پولس نشان داد, چقدر باید برای نامش زجر کشید

اما بلند شو, و روی پاهایت بایست: زیرا من برای این منظور بر تو ظاهر شده ام, تا تو را وزیر و شاهد هر دو این چیزهایی که دیدی قرار دهم, و از چیزهایی که در آنها به تو ظاهر خواهم شد; رهایی تو از مردم, و از غیریهودیان, اکنون من تو را نزد او می فرستم, تا چشمانشان را باز کنند, و آنها را از تاریکی به روشنایی تبدیل کند, و از قدرت شیطان به سوی خدا, تا آمرزش گناهان را دریافت کنند, و میراثی در میان آنانی که با ایمانی که در من است تقدیس شده‌اند (اعمال 26:16-18)

اما خداوند به او گفت, راه خودت را برو: برای او (پل) ظرفی برگزیده برای من است, تا نام من را در حضور غیریهودیان ببرم, و پادشاهان, و بنی اسرائیل: زیرا به او نشان خواهم داد که به خاطر نام من باید چه رنج های بزرگی را متحمل شود (اعمال 9:15-16)

اگرچه پولس ظرفی برگزیده بود و به عنوان وزیر و شاهد عیسی مسیح و برای بردن نام او منصوب شد, پیشگویی هایی که او دریافت کرد همیشه مثبت و دلگرم کننده نبود. عیسی به پولس نشان داده بود که به خاطر نامش چقدر باید رنج بکشد.

پیشگویی های روح القدس

و حالا, ببین, من مقید در روح به اورشلیم می روم, ندانستن چیزهایی که در آنجا برایم پیش خواهد آمد: مگر اینکه روح القدس در هر شهر شهادت می دهد, می گویم که پیوندها و مصیبت ها در من است. اما هیچ کدام از این چیزها مرا تکان نمی دهد, من زندگی ام را برای خودم عزیز نمی شمارم, تا بتوانم دوره ام را با شادی به پایان برسانم, و وزارتخانه, که من از خداوند عیسی دریافت کرده ام, برای شهادت انجیل فیض خدا (اعمال 20:22-24)

حتی سخنان و پیشگویی های روح القدس همیشه مثبت و شگفت انگیز نیستند, زیرا آنها نیز از خواست خدا سرچشمه می گیرند. 

پیشگویی ها, که پولس از روح القدس دریافت کرد چندان مثبت نبود. در هر شهر, روح القدس به پولس شهادت داد که بندها و مصیبت بر او نشسته است. 

روح القدس نه تنها آنچه را که در اورشلیم پیش رو داشت به پولس نشان داده بود, یعنی پیوندها و مصیبت ها, اما روح القدس این را به دیگران نیز نشان داده بود.

اما کلام خود را در او نگه می دارد ، عشق به خدا کامل است 1 John 2:5

پولس این توانایی را داشت که اراده جسم را انجام دهد و به اورشلیم نرود و از بندها و مصیبت ها دوری کند.. 

اما پل, او که مقید به روح بود، از محدودیت ها و رنج ها تکان نمی خورد و جان خود را برای خود عزیز نمی شمرد..

پولس به خاطر عشق به عیسی مسیح و پدر جان خود را فدا کرده بود, تا پولس بتواند مسیر خود را با شادی به پایان برساند و خدمتی را که پولس از خداوند عیسی مسیح دریافت کرده بود تا بر انجیل فیض خدا گواهی دهد..

پولس به بدن و نصیحت برادرانش گوش نداد, که سعی کرد مانع رفتن او به اورشلیم شود, اما پولس اطاعت از روح القدس و انجام اراده خدا را برگزید, که به وصیت او تبدیل شده بود.

پس پولس به اورشلیم رفت, دانستن اینکه چه چیزی در انتظارش است.

در اینجا نیز محبت خدا آشکار می شود, که خدا نقشه خود را برای پولس و دیگران آشکار کرد, تا او را برای آنچه در راه است آماده کند, که پولس به وسیله آن می دانست که این خواست خداست و در اراده او زندگی می کند.

خداوند از روی اراده خود نبوت می کند نه اراده انسان

ما همچنین کلام نبوت مطمئن تری داریم; که به آن خوب عمل می کنید که توجه داشته باشید, مانند نوری که در مکانی تاریک می درخشد, تا طلوع روز, و ستاره روز در دل شما طلوع کند: اول اینو بدونن, که هیچ پیشگویی از کتاب مقدس هیچ تفسیر خصوصی نیست. زیرا نبوت در زمانهای قدیم به خواست انسان نبود: اما مردان مقدس خدا در حالی که روح القدس آنها را تحت تأثیر قرار می داد صحبت کردند (2 پیتر 1:19-21)

و خدا هنوز این کار را می کند. خدا هنوز از طریق روح القدس بر اساس اراده خود و نه از روی اراده مردم نبوت می کند.

خدا هنوز نقشه خود را به کلیسا اعلام می کند, مجلس مؤمنان, و کلیسا را ​​برای آنچه در راه است آماده می کند. 

پیرمرد جسمانی, که متعلق به جهان است, ممکن است پیشگویی های خداوند را مثبت و از جانب خداوند ندانند, اما به عنوان منفی و از جانب شیطان آمده و بنابراین آنها را رد کنید. چون با توجه به ذهن پیرمرد و تصویری که از خدا دارد, خداوند بدی و فساد را پیشگویی نمی کند، بلکه فقط سعادت را پیشگویی می کند.

اما در مورد کتاب مکاشفه چطور؟?

پیشگویی های کلیسا

نبوت های خدا را می سازد, کلیسا را ​​تشویق و تسلی دهید و اطمینان حاصل کنید که ایمانداران به اراده او ادامه می دهند (A.O. 1 قرنتیان 14:3-33). 

پیشگویی های خداوند مؤمنان را تضمین می کند, که کلیسا هستند, به بلوغ معنوی رشد کرده و از نظر روحی قوی می شود, بیدار, مراقب, و ارتجاعی, تا زمانی که طوفان و آزار و شکنجه فرا می رسد, آنها در ایمان خواهند ایستاد و به عیسی مسیح وفادار خواهند ماند و ناامید نخواهند شد, زیرا آنها می دانند که این خواست خداست و بنابراین دلگرم می شوند و با او از آن عبور می کنند.

بنابراین, پیشگویی های خدا را تحقیر نکنید بلکه آنها را به عنوان حقیقت بپذیرید و با اطاعت از سخنان او تسلیم او باشید.. سخنان خود را که برخاسته از خواسته های شماست به زبان نیاورید, رویاها, اراده, و بینش, بلکه سخنان خدا را که از اراده خدا سرچشمه می گیرد، بگویید, تا خودت را راضی نکنی, ولی خدا رو با زندگیت راضی کن.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.