کلیسا ریشه های خود را به سوی چه کسی خم می کند?

کلیسای عیسی مسیح بر روی خاک حاصلخیز پادشاهی خدا قرار گرفته است. این خاک حاصلخیز آب و غذای کافی برای کلیسا دارد تا میوه خوبی بدهد. ریشه های کلیسا باید از این خاک حاصلخیز تغذیه کنند نه از خاک دیگری. اما امروز کلیسا ریشه های خود را به سوی چه کسی خم می کند?

ریشه های کلیسا در زمین پنهان شده است

برای دنیای بیرون ممکن است به نظر برسد که کلیسا بر روی خاک مناسب بنا شده است و ریشه های کلیسا تغذیه را از خاک مناسب استخراج می کنند.. اما, یکی از صفات ریشه ها پنهان بودن آنها در زمین است. هیچ کس ریشه ها را نمی بیند. بنابراین هیچ کس نمی داند که ریشه ها آب و غذای خود را از کجا استخراج می کنند زیرا ریشه ها در زمین پنهان شده اند.

کلیسای خدا, مجمع مؤمنان ممکن است شبیه مسیحیان باشد و آن گونه رفتار کند که جهان سکولار از مسیحیان انتظار دارد. اما آیا آنها مسیحیان واقعی هستند?

وقت خود را چگونه می گذرانند و با چه چیزهایی خود را تغذیه می کنند? چه می خوانند و تماشا می کنند و با چه کسانی معاشرت می کنند?

بسیاری از مسیحیان زندگی دوگانه ای دارند و در آنها طرفی دارند, که هیچ کس نمی داند.

ترک خاک خدا برای خاک دنیا

شیطان کلیسا را ​​و از طریق خادمین دروغین خود وسوسه و گمراه کرده است, که به طور نامحسوس و از طریق دانش و خرد انسانی خود وارد کلیسا شدند, بینش های خود, نظرات, و تعالیم نادرست بسیاری را گمراه کرده است, بسیاری از کلیساها خاک خدا را برای خاک جهان ترک کرده اند.

اگر چه این اغلب برای چشم طبیعی پنهان است پیرمرد, برای روح القدس پنهان نیست, که در داخل زندگی می کند آفرینش جدید; مرد جدید.

خداوند قادر مطلق است و همه چیز را می بیند. او آنچه را که در خفا اتفاق می افتد می بیند, در تاریکی. و همه ما می دانیم که هر آنچه در راز و تاریکی اتفاق می افتد در نهایت به نور آورده می شود. این در مورد کلیسا نیز صدق می کند.

اگر کلیسا دیگر ریشه در عیسی مسیح ندارد; کلام و از طریق روح خود را با چیزهای ملکوت روحانی خدا تغذیه نمی کند, بلکه خود را از چیزهای این دنیا از طریق بدن تغذیه کند, آنگاه او نیز ثمرهٔ بدن را خواهد آورد (کارهای بدن).

کلیسا میوه های راه او را خواهد خورد و این چیزی است که امروز در کلیسا می بینیم (ضرب المثل ها 1:31).

در کلیسا و در زندگی مسیحیان زنا وجود دارد, (جنسی) نجس بودن, طلاق, مضحک, بت پرستی, جادوگری, نفرت, واریانس, تقلید, غضب, نزاع, فتنه, بدیهی, حسادت, قتل, مستی, قیافه, و غیره (گالاتیان 5:19-21)

یک کلیسای انسان گرا

این همه به این دلیل است که کلیسایی که به نظر می رسد از خداست و به نظر می رسد نماینده عیسی مسیح است, خودش را با دنیا تغذیه می کند, با جهان درگیر می شود, و رفتار دنیا را می پذیرد.

کلیسا مغرور شده و خود را به عنوان خدا برتری داده است. کلیسا بر اساس دانش بشری ساخته شده است, خرد, عقل نفسانی, فلسفه, بینش, و نظرات به جای کلام خدا. بنابراین کلیسا به کلیسایی انسان گرا تبدیل شده است.

عیسی را از کلیسا بیرون انداختعیسی رد شده است و انسان مرکز شده است. دستورات خدا, که احکام عیسی مسیح نیز هست, تنظیم شده اند شهوات و خواسته های انسان. به طوری که, انسان می تواند مانند دنیا زندگی کند و به جای حذف آنها از زندگی، به انجام کارهای بدن ادامه دهد.

کلیسا از نظر روحی کور شده و با دنیا سازش کرده است.

کلیسا خود را به عنوان خدا و به شیوه ای بسیار ظریف تجلیل کرده است, او در کلام و احکام خدا اصلاحاتی ایجاد کرده و انجیل و احکام خود را ساخته است.

به خاطر آن, کلیسا مانند دنیا زندگی می کند و همان میوه دنیا را می دهد.

بین زندگی مؤمنان و زندگی کافران به سختی تفاوتی وجود دارد. این به این دلیل است که هر دو خود را از یک خاک تغذیه می کنند. آنها روحی مشابه جهان را دارند و نشان می دهند, یعنی روح دجال.

روح دجال, که نماینده پادشاهی شیطان است; جهان, در برابر خدا و همه سخنان و دستورات او عصیان و مقاومت می کند. این روح دجال هرگز تسلیم کلام خدا نخواهد شد، بلکه با غرور طغیان خواهد کرد و آگاهانه کلام خدا را رد خواهد کرد., به عنوان یک خدا.

آیا کلیسا عهد عیسی مسیح را شکسته است؟?

کلیسا با اعمال خود عهد عیسی مسیح را ملامت کرده و شکسته است. مؤمنان لطف خدا را به هوسبازی تبدیل کرده اند. آنها جایگزین عشق صالح خدا شده اند, که تضمین می کند که مؤمنان خود را تسلیم خدا می کنند و از سخنان او اطاعت می کنند و نگه می دارند دستورات خدا, برای عشق عصر جدید این دنیا.

این عشق عصر جدید گناه را نمی پذیرد. بنابراین این عشق احترام می گذارد, می پذیرد, و هر رفتار گناه آلود و ناروا را در کلیسا تحمل می کند.

کلیسا عمداً حقیقت خدا را رد کرده و حقیقت خدا را با دروغ های این دنیا جایگزین کرده است., که چیز بدی است. مسیحیان از همه این دروغ ها در ذهن خود کور شده اند.

فکر می کنند می بینند, اما آنها کور هستند. فکر می کنند می شنوند, اما آنها ناشنوا هستند. آنها نمی توانند به حقیقت خدا گوش دهند و نمی توانند حقیقت خدا را تحمل کنند, اما آنها همچنان گوش می دهند و به دروغ های شیطان ایمان می آورند.

اما این دروغ های شیطان, که خیلی دوست داشتنی و امیدوار کننده به نظر می رسند, تحمل بدی و مرگ. و بسیاری از مؤمنان, کسانی که فکر می کنند به عیسی و خدا خدمت می کنند زیرا آنچه را که در کلیسا موعظه و تعلیم داده می شود انجام می دهند, در راه نابودی هستند.

هر روحی از خداست

هر نفسی از آن خداست و خدا فقط یک چیز می خواهد و آن هم است, تا هر روحی نجات یابد. به همین دلیل است که او پسر خود عیسی مسیح را برای نجات جانها به این جهان فرستاد. عیسی حقیقت پدر و ملکوت خدا را موعظه کرد و مردم را با گناهان و گناهانشان مقابله کرد و مردم را به توبه فراخواندند.

سرانجام, عیسی تمام گناهان و گناهان انسان افتاده را بر روی صلیب بر عهده گرفت. به طوری که به خون مقدس او, همه, که به او ایمان دارد و او را به عنوان نجات دهنده و پروردگار می پذیرد, و او را دنبال می کند, مرگ را نخواهند دید بلکه حیات جاودانی خواهند یافت.

بنابراین توبه کردن به عیسی مسیح و تمام گناهان و گناهان را از زندگی خود دور کنید. بگذار عیسی; کلمه شما را راهنمایی می کند.

خودتان را با چیزهای این دنیا سیر نکنید; چیزهای پادشاهی شیطان. به حرف های دنیا گوش نده. زیرا عقل و دانش بشری در این دنیا از نظر خداوند حماقت است.

حکمت و معرفت دنیا به اطاعت از خدا و حیات جاودانی نمی انجامد, بلکه منجر به بندگی و نافرمانی خدا و مرگ دوم می شود.

کلام خدا حقیقت و قابل اعتماد است

دنیا و چیزهای این دنیا موقتی است و می گذرد. به اصطلاح حقایق این جهان پیوسته تغییر می کند. شواهد علمی دائماً تنظیم و/یا تغییر می‌کنند و نظریه‌های علمی قدیمی بشر جای خود را به نظریه‌های جدید می‌دهند.

اما کلام خدا حقیقت است و حقیقت باقی می ماند.

تا ابد ای خداوند کلام تو در مزمور بهشت ​​مستقر است 119:89هر چند دنیا تغییر می کند, کلمه هرگز تغییر نخواهد کرد.

کلمه همیشه یکسان خواهد ماند. به همین دلیل است که کلام خدا قابل اعتماد است و زندگی و آرامش را به وجود می آورد.

کلمه را رد نکنید, اما ایمان داشته باشید و خود را تسلیم کلام کنید.

به کلمه گوش کن, ذهن خود را تجدید کنید, کلمات او را در زندگی خود به کار ببرید و خود را در مقدس ترین ایمان خود بسازید. به طوری که, شما مانند کلمه راه خواهید رفت; عیسی.

تا زمانی که در کلام بمانید و مطیع احکام او باشید، تغذیه مناسب را با ریشه های خود از خاک مناسب ملکوت خدا استخراج خواهید کرد..

شما ریشه در یکی دارید, که به او اعتقاد داری. ایمان یعنی اینکه حرف یک نفر را حق بدانی و بپذیری و بر اساس آن حرف ها قدم برداری.

سوال این است که, آیا به کلام خدا اعتقاد داری یا کلام خدا را منسوخ می دانی و به سخنان دنیا اعتقاد داری و به آنچه دنیا می گوید عمل می کنی؟? به سوی چه کسی ریشه خود را خم می کنید?

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.