عیسی در کتاب مقدس در مورد کودکان چه گفت؟? عیسی گفت, بگذار بچه ها نزد من بیایند و آنها را منع نکن. اما هر چند وقت یکبار والدین, سرایداران, کلیساها, و غیره. مانع از آمدن کودکان نزد عیسی مسیح شود; کلمه زنده? چگونه مانع آمدن بچه ها نزد عیسی می شوند؟?
عیسی به شاگردانش دستور داد که اجازه دهند کودکان نزد او بیایند و از آمدن آنها منع نکنند
هنگامی که ساکنان یهودا می خواستند فرزندان خود را نزد عیسی بیاورند, تا او را لمس کند, دعا کن و برکت بده, با دست گذاشتن, شاگردانش آنها را سرزنش کردند. عیسی دید که شاگردانش چه کردند. خشمگین شد و به آنها دستور داد که به فرزندان اجازه دهند و از منع آنها برای آمدن به نزد او دست بردارند.. زیرا ملکوت آسمان از این قبیل است. عیسی گفت که هر کس پادشاهی خدا را به همان شیوه کودکی دریافت نکند, مثبت وارد آن نخواهد شد. سپس عیسی با حرارت آنها را برکت داد, دستانش را روی بچه ها گذاشت (متیو 19:13-15, علامت 10:13:14, لوقا 18:15-17)
تقریباً هر مسیحی این داستان را می داند, در مورد شاگردان, که اجازه نداد بچه ها نزد عیسی بیایند. شاگردان زمان زیادی را با عیسی سپری کردند. آنها با عیسی بودند, روز به روز. بنابراین ممکن است فکر کنید, که عیسی را به خوبی بشناسند, از جمله افکار و اراده او در مورد کودکان.
شاگردان نیز فکر می کردند که عیسی را می شناسند, اما متاسفانه, آنها نکردند. زیرا در غیر این صورت, آنها بچه ها را سرزنش نمی کردند و آنها را از آمدن نزد عیسی منع نمی کردند.
شاگردان برای عیسی تصمیم گرفتند. اما, تصمیم و اقدامات آنها مطابقت نداشت عیسی’ اراده.
وقتی عیسی اعمال آنها را دید, او از شاگردانش بسیار ناراضی بود. با وجود واقعیت, که آنها زمان زیادی را با هم می گذرانند, آنها اراده عیسی را در مورد بچه ها نمی دانستند. و بسیاری از ایمانداران هنوز اراده عیسی در مورد کودکان را نمی دانند.
بیشتر کودکان در مورد ملکوت خدا نادان می مانند
بسیاری از کودکان در مورد عیسی نادان نگه داشته می شوند, کلمه زنده, و چیزهای روحانی ملکوت خدا, و پادشاهی تاریکی. این به این دلیل است که بسیاری از مسیحیان در خانه هستند, در کلیسا یا مدرسه, تصمیم بگیرید که کودک چه چیزی را در مورد قلمرو روحی می فهمد و چه چیزی را نمی فهمد. در حالی که عیسی دستور داد, تا اجازه دهد بچه ها نزد او بیایند, و مانع بچه ها نشود.
متأسفانه بسیاری از مسیحیان در مورد دنیای معنوی با فرزندان خود صحبت نمی کنند.
بیشتر والدین وقت خود را با فرزندان خود نمی گذرانند, برای مطالعه کتاب مقدس, دعا کنید و در مورد پادشاهی خدا و پادشاهی تاریکی صحبت کنید. چرا? چون آنها اغلب بیش از حد مشغول هستند.
آنها وقت ندارند در مورد عیسی صحبت کنند و کلمات و احکام او را به آنها بیاموزند. از اعمال خدا و اعمال شیطان سخنی نمی گویند و خیر و شر را به آنها یاد نمی دهند..
بارها, والدین به فرزندان خود اجازه انجام کاری را نمی دهند, اما دلیل واقعی اینکه چرا انجام کاری درست نیست را به آنها نمی گویند. اما, وقتی این کار را انجام می دهید, کودکان به انجام حرام کشیده خواهند شد. زیرا فرزند در جسم به دنیا می آید و طبیعت گوشتی دارد.
به همین دلیل است که به محض تولد فرزندتان بسیار مهم است که فرزندتان را در کلام خدا تربیت کنید.. تا فرزند شما با کلام و دستورات خداوند آشنا شود و کلام را دوست داشته باشد و تبدیل شود مطیع کلام و طبق خواست خدا زندگی کنید.
هرچند مهم است, که شما با انواع قوانین و مقررات مکتوب اجباری کلیسا، فرزند خود را از بدن آموزش ندهید و تربیت نکنید.. اما اینکه شما فرزند خود را از روح در کلام و احکام خدا با عشق تربیت کنید.
خیلی از بچه ها, که از نظر مذهبی از کتاب مقدس بزرگ شده اند, در قدیم, ایمان را ترک کرده اند, و نوعی نفرت نسبت به ایمان ایجاد کرد, خداوند, کلیسا, و غیره. بنابراین مهم است که در کلام زنده فرزندی را از روح پرورش دهیم نه از جسم در نامه مرده.
چرا والدین نمی خواهند در مورد شیطان صحبت کنند؟?
اکثر والدین نمی خواهند در مورد شیطان صحبت کنند زیرا نمی خواهند فرزندان خود را بترسانند. سکوت می کنند و شیطان و کارهایش را نادیده می گیرند و از او و جهنم سخنی نمی گویند.
اما عیسی همیشه در مورد شیطان و کارهای او صحبت می کرد. عیسی شیطان و کارهایش را آشکار کرد و آنها را به مردم معرفی کرد.
عیسی این را نمی خواست انسان جسمانی از شیطان و کارهایش غافل بماند. بنابراین عیسی هم پادشاهی آسمان و هم پادشاهی تاریکی را به آنها معرفی کرد.
عیسی قلمرو روحانی را آشکار کرد و «ترجمه کرد’ دنیای معنوی به قلمرو طبیعی, با استفاده از تمثیل.
شما می توانید فرزند خود را در نظر بگیرید,
اما شیطان این کار را نمی کند
بارها, والدین فرزندان خود را از نظر معنوی در کتاب مقدس بزرگ نمی کنند. آنها می خواهند از فرزندان خود "حفاظت کنند" و نمی خواهند آنها را بترسانند و بترسانند, با صحبت در مورد شیطان و کارهای او. اما به دلیل این رفتار, بسیاری از کودکان نادان می مانند و فاقد دانش معنوی هستند.
ممکن است بخواهید "محافظت کنید".’ فرزند شما, با صحبت نکردن از شیطان و کارهایش, اما شیطان به اراده شما و رفاه فرزندتان احترام نمی گذارد.
از طریق تلویزیون, کتابs, بازی, پارک های تفریحی, و سایر منابع سرگرمی, شیطان فرزند شما را می دزدد و فرزند شما را به پادشاهی تاریکی خود می کشاند. شیطان اجازه نمی خواهد, او می گیرد, آنچه او می تواند بدست آورد.
آیا کودکان برای درک دنیای ارواح کوچکتر از آن هستند؟?
بارها, مردم می گویند, که بچه ها خیلی کوچک هستند, برای درک دنیای معنوی و ملکوت خدا. اما حقیقت این است, که هیچ کودکی برای پادشاهی خدا کوچک نیست.
و بچه بزرگ شد, و از نظر روحی قوی شد, پر از خرد: و لطف خدا بر او بود. والدین او هر سال در عید فصح به اورشلیم میرفتند. و هنگامی که او دوازده ساله بود, پس از رسم عید به اورشلیم رفتند. و چون روزها را به پایان رساندند, همانطور که آنها بازگشتند, کودک عیسی در اورشلیم ماند; و یوسف و مادرش از آن خبر نداشتند. اما آنها, با فرض اینکه او در شرکت بوده است, سفر یک روزه رفت; و او را در میان خویشاوندان و آشنایان خود جستجو کردند. و هنگامی که او را نیافتند, آنها دوباره به اورشلیم بازگشتند, به دنبال او.
و این اتفاق افتاد, که پس از سه روز او را در معبد یافتند, نشسته وسط دکترها, هر دو با شنیدن آنها, و از آنها سوال می پرسید. و همه کسانی که او را شنیدند از درک و پاسخ او شگفت زده شدند. و وقتی او را دیدند, آنها شگفت زده شدند: و مادرش به او گفت, پسر, چرا با ما اینطور رفتار کردی? ببین, من و پدرت با اندوه به دنبال تو بوده ایم. و او به آنها گفت, چگونه است که شما به دنبال من? آیا نمی دانید که من باید در مورد کار پدرم باشم? (لوقا 2:40-49)
عیسی قوی شد و از نظر روحی قوی شد. او پر شد از حکمت خدا, و فیض خدا بر او بود. وقتی عیسی دوازده ساله بود, او با پدر و مادرش رفت, به معبد اورشلیم. او دوازده ساله بود, وقتی بین پزشکان نشست, شنیدن آنها و پرسیدن سوال از آنها. پزشکان از درک و پاسخ او شگفت زده شدند.
شاید شما فکر می کنید: "بله, اما آن عیسی بود.اما عیسی بزرگ شد, درست مثل هر کودک دیگری. تنها تفاوت این بود, که روح او زنده بود و نمرده بود. اما عیسی کاملاً انسان بود, و بنابراین او نیز می توانست عصیان کند, اما او این کار را نکرد. او پدرش را دوست داشت, و به همین دلیل است او مطیع او بود و احکام او را حفظ کرد. علاوه بر آن, ما روح القدس را نیز دریافت کرده ایم, و روح ما از مردگان زنده می شود, درست مانند عیسی که روح او زنده بود. بنابراین شما هیچ بهانه ای ندارید.
در کتاب مقدس کودکان شاهدان عیسی مسیح بودند
اما بیایید به بخش دیگری از کتاب مقدس نگاه کنیم, جایی که بچه ها در مورد عیسی مسیح شهادت دادند; مسیحا, در حالی که بزرگان این کار را نکردند.
و کور و لنگ در معبد نزد او آمدند; و آنها را شفا داد. و هنگامی که سران کاهنان و کاتبان کارهای شگفت انگیزی را که او انجام داد دیدند, و بچه ها در معبد گریه می کنند, و گفتن, حسنا به پسر داوود; آنها به شدت ناراضی بودند, و به او گفت, می شنوی اینها چه می گویند? و عیسی به آنها گفت, بله; هرگز نخوانده ای, ستایش را از دهان نوزادان و شیرخواران به کمال رساندی? (متیو 21:14-16)
ای پروردگار ما, چقدر نام تو در تمام زمین عالی است! که جلال تو را بر آسمانها قرار دادی. از دهان نوزادان و شیر خواران به خاطر دشمنان خود قدرتی مقرر کردی, تا دشمن و انتقام گیرنده را همچنان حفظ کنی (مزامیر 8:1-2).
در متی 21, ما در مورد چیزهای شگفت انگیز می خوانیم, کاری که عیسی در معبد انجام داد. بچه ها, که در معبد بودند, در مورد چیزهای شگفت انگیز و کارهای عظیم عیسی شاهد بود.
بچه ها گریه کردند و گفتند: «حسنا, پسر داوود!" آنها عیسی را به عنوان مسیح می شناختند و با سخنان خود آن را تأیید کردند.
اما بلافاصله سران کاهنان و کاتبان, که او نیز شاهد این چیزهای شگفت انگیز بود, از صحبت های بچه ها ناراضی بودند. اما عیسی اصلاً ناراضی نبود.
سران کاهنان و علما از عیسی پرسیدند که آیا شنیده است؟, بچه ها چی میگفتن. عیسی به آنها پاسخ داد, که او به راستی صدای بچه ها را شنید. عیسی از آنها پرسید که آیا هرگز کتاب مقدس را نخوانده اند؟: که از دهان نوزادان و شیرخواران ستایش را به کمال رساندی.
و ساموئل را فراموش نکنیم, که از کودکی به خداوند خدمت می کردند.
بچه ها برای کتاب مقدس خیلی کوچک نیستند; کلام و انجیل عیسی مسیح
اما درست مثل شاگردان عیسی, والدین, سرایداران, مراقبین, کلیساها, و جماعت ها هستند, که مانع از آمدن بچه ها نزد عیسی می شود; کلمه زنده. آنها روزانه به آنها غذا نمی دهند, با کلمات روحانی کتاب مقدس. اما آنها از کتاب مقدس کودکان همراه با تصاویر می خواندند, داستان هایی که اغلب به گونه ای تنظیم می شوند که جذاب تر شوند, جذاب, هیجان انگیز, قابل درک, و خشن تر. داستان ها چیزی بیش نیست, نه فقط داستان های تاریخی معمولی, جایی که زندگی از آن بیرون کشیده شده است.
و سپس آن را عجیب و غریب می یابند, که وقتی لحظه فرا می رسد, که والدین تصمیم بگیرند, اینکه کودک برای کتاب مقدس کودکان خیلی پیر است, و شروع به خواندن از کتاب مقدس اصلی کنید, این که (s)او شورش می کند و مخالفت می کند. جای تعجب نیست, کودک طغیان خواهد کرد, زیرا کودک با کلام واقعی خدا بزرگ نشده است, که کلامش روح و زندگی است, اما با داستان های تاریخی تنظیم شده, با تصاویر زیبا. والدین مطابق میل فرزندشان عمل کرده اند, نیاز دارد, اراده, و خواسته, و حالا به طور ناگهانی, خواسته های کودک, خواسته ها, و اراده دیگر برآورده نمی شود.
چرا پدر و مادر نه, مراقبین, سرایداران, کلیساها, و جماعات از سنین جوانی از کتاب مقدس اصلی می خواندند, تا فرزندانشان تفاوت خوب و بد را بیاموزند, و یاد خواهد گرفت که جهان معنوی را تشخیص دهد? درباره سقوط آدم صحبت کن, گناه, بی عدالتی, اراده خدا, کار رستگاری عیسی مسیح, صلیب, خون, مرگ و معاد, آفرینش جدید, غسل تعمید, و غیره. از صحبت در مورد شیطان و کارهای او نترسید, اما حقیقت را به آنها بگویید. دنیای معنوی را به فرزند خود بشناسانید, چون اگر این کار را نکنی, شیطان خواهد.
چرا بسیاری از کودکان شورش می کنند و نمی خواهند به کلیسا بروند؟?
در اکثر کلیساها, خدمات ویژه کودکان وجود دارد, جایی که بچه ها می توانند بازی کنند, کاردستی انجام دهید, و زمان زندگی خود را داشته باشند. مراقبان کودکان داستان کوتاهی از کتاب مقدس برای آنها تعریف می کنند, که اغلب به گونه ای تنظیم می شود که برای کودکان جذاب تر و قابل درک تر شود. پس از 5-10 دقیقه, بچه ها به کاردستی خود ادامه خواهند داد.
همه چیز حول محور کودک می چرخد; برای خوشحال کردن کودک, برای برآوردن اراده کودک, و برای آنها جذاب تر شود, برای آمدن به کلیسا.
همه چیز خوب پیش می رود, تا زمانی که کودک دوازده ساله شود, و در مراسم عادی کلیسا شرکت خواهد کرد. حالا یکدفعه, کودک یکی از بسیاری از شرکت کنندگان کلیسا می شود. کشیش خواسته ها و خواسته های کودکان را در نظر نمی گیرد, بلکه کلام خدا را به همه مؤمنان خواهد آموخت; پیر و جوان. چه اتفاقی برای کودک خواهد افتاد? کودک در سازگاری با مشکل مواجه خواهد شد, بی حرکت ماندن, گوش دادن, بیدار ماندن, و غیره. چرا? زیرا کودک به گوش دادن به کتاب مقدس عادت ندارد; کلام خدا و موعظه ها.
بچه در تمام مدت لوس شده است, زیرا خدمات کودکان حول محور اراده کودک و خواستهها و خواستههای کودک میچرخد سرگرم کردن کودک. به دلیل این واقعیت, که دیگر نیازهای کودک برآورده نمی شود, کودک طغیان خواهد کرد, و در مقابل پدر و مادر بایستند, دیگر نمی خواهم در مراسم کلیسا شرکت کنم.
آیا کلیسای کودکان یا کلیسای جوانان راه حلی برای این مشکل خواهد بود؟? نه! پیر و جوان باید با هم در کلیسا بزرگ شوند; بدن مسیح, که نشان دهنده پادشاهی خدا و اقتدار او در این زمین است.
پیر و جوان به هم نیاز دارند. یکی بدون دیگری نمی تواند زندگی کند. اگرچه بسیاری از مردم فکر می کنند که می توانند.
به کودک تعلیم داده نمی شود
مشکل اصلی اغلب است, اینکه به کودک آموزش داده نشده است که خود را تطبیق دهد و در برابر قدرت تسلیم شود; پدر و مادر, بزرگان, سرایداران, رهبران, و غیره. اما همه چیز به راحتی کودک تنظیم شده است, تا کودک راضی باشد و همه چیز تا حد امکان برای کودک جذاب باشد.
به محض اینکه این کار متوقف شود, کودک طغیان خواهد کرد. شما این پدیده را از قبل در زندگی نوزاد می بینید، زمانی که کودک چه چیزی را دریافت نمی کند (s)او می خواهد, (s)او گریه خواهد کرد. اما کودک باید یاد بگیرد که مطیع والدین باشد, بزرگان, سرایداران, و غیره, و آنها را احترام و اطاعت کنید. اما اغلب اوقات, برعکس است.
برای حل این مشکل, یک کودک باید از سنین پایین در مراسم عادی کلیسا شرکت کند, یا خدمات کودکان باید تنظیم شود, به طوری که بین خدمات کلیسا و خدمات کودکان به سختی تفاوت وجود دارد.
مهم است که کودک را بشناسند, از سنین جوانی, با کتاب مقدس; کلام خدا و چیزهای روحانی ملکوت خدا.
این مهم است که به آنها در مورد خدا یاد دهیم, عیسی مسیح, و روح القدس, آنها چه کسانی هستند, و چگونه (s)او می تواند با آنها رابطه داشته باشد. همچنین مهم است که کلام خدا و چگونگی آن را به کودک آموزش دهیم (s)او می تواند کلمه را در زندگی خود به کار گیرد. به جای اینکه کودک را با داستان های کتاب مقدسی تنظیم شده کودکانه تربیت و پرورش دهید و از کودک پیشه وران بسازید..
کلیسا نباید یک باشگاه بازی و صنایع دستی باشد, و انجیل عیسی مسیح نباید با نوعی از انجیل احساس خوب کودکان تنظیم شود. بچه ها خیلی بیشتر از چیزی که والدین و بزرگترها فکر می کنند می فهمند.
یک کودک باید به یک سرباز روحانی عیسی مسیح بزرگ شود
کودک باید در قلمرو معنوی بینش پیدا کند و با چیزهای ملکوت خدا آشنا شود تا کودک از نظر روحی قوی شود و کودک به عنوان یک سرباز روحانی فداکار عیسی مسیح و ملکوت خدا بزرگ شود..
اگر حقیقت را برایشان فاش نکنی, از سنین جوانی, سپس شیطان فرزند شما را غارت خواهد کرد, از طریق دروغ هایش, و شما فرزند خود را به دنیا از دست خواهید داد.
بسیاری از اوقات والدین داستان های زیبا و معصومانه کتاب مقدس را برای فرزندان خود می خوانند و در مورد شیطان و کارهای او صحبت نمی کنند.
در حالی که از طریق برنامه های کودک در تلویزیون, فیلم های کودکان, کتاب های کودکان, بازی, و غیره. اعمال شیطان و ملکوت او آشکار است و کودک هر روز با اعمال او سیر می شود. مانند جادوگری, سحر و جادو, ویکا, جادوگران, طالع بینی, فلسفه شرق, یوگا, عصر جدید, مبارزه کردن, خشونت, رفتار سرکش علیه والدین, و غیره.
ذهن کودک با پادشاهی تاریکی و کارهای شیطان تغذیه و شکل می گیرد.
در حالی که اگر والدین فرزند خود را از کودکی در امور ملکوت خدا تربیت می کردند و ملکوت تاریکی را آشکار می کردند. (جهان) به کودک, آن وقت کودک می توانست آثار تاریکی را تشخیص دهد و می دانست که درگیر نمی شود.
وقتی فقط میگی, که یک کتاب یا یک برنامه, درست نیست, کودک فقط کنجکاوتر می شود. بنابراین باید حقیقت را به کودک بگویید; همانطور که هست بگو, و قلمرو معنوی را به کودک بشناسانند. بچه ها هرگز برای عیسی مسیح و پادشاهی خدا خیلی کوچک نیستند و شما آنها را نیز نمی ترسانید.
بچه ها در دنیا باهوش تر می شوند, اما در پادشاهی خدا احمق تر
به گفته جهان, بچه ها باهوش تر می شوند. پس چرا, آیا والدین و کلیساها می خواهند فرزندان خود را نادان نگه دارند؟?
چرا بسیاری از والدین از کارهای ملکوت خدا جلوگیری می کنند, و تصمیم بگیرید برای خودشان, چه چیزی یک کودک قادر به تحمل و چه چیزی نیست? در حالی که خداوند در کلام خود کاملاً روشن است که با این رفتار کودکان نسبت به عیسی و ملکوت خدا احمق تر می شوند و مؤمنان جان فرزندان را به دست شیطان می سپردند..
صحبت از شیطان نیست,
اما اجازه تماشای فیلم یا سریال های ترسناک را می دهد?
پدر و مادر هستند, که نمی خواهند در مورد شیطان صحبت کنند, شیاطین, و جهنم, در حالی که به فرزندان خود اجازه تماشای فیلم های ترسناک و سریال های ترسناک را می دهند. این قدرت شیطان است, در زندگی والدین, که آنها را با دروغ های خود کور کرده است.
حقیقت این است, که فقط در صورتی کودکان را می ترسانید که آنها را نادان رها کنید. زیرا از طریق جهل و عدم درک کلام خدا و ملکوت او, کودکان با کارهای تاریکی درگیر می شوند و غرق در ترس و اضطراب می شوند.
اجازه ندهید دنیا و شیطان فرزند شما را بدزدد, بلکه آنها را در کلام و ترس خداوند بزرگ کنید. به فرزند خود آموزش دهید, برای خدای متعال حرمت داشتن; خالق آسمان و زمین, و اطاعت از کلام; عیسی. چون اگر این کار را نکنی, و شما فرزند خود را برای پادشاهی خدا ادعا نمی کنید, شیطان می آید و فرزندت را اسیر می کند و تو فرزندت را به دنیا می خواهی.
نمک زمین باش’


