هر چه بیشتر خود را انکار کنید و به خاطر عیسی مسیح چیزهای زندگی خود را رها کنید, و هر چه بیشتر بر اساس آنچه کلام زندگی می کنید; عیسی می گوید, بیشتر خواهید بود تحت آزار و اذیت توسط جهان و توسط مردم اطراف شما. پیروی از عیسی یعنی, پرداخت بهایی. متاسفانه, مسیحیان زیادی وجود ندارند, که حاضرند این قیمت را بپردازند. زیرا پیروی از عیسی همه چیز را برای شما تمام خواهد کرد! یعنی دست از خودت بردار; اراده خودت, نظر, افکار, احساس, آرزوها, شهوات, و خواسته. علاوه بر آن, پیروی از عیسی عواقبی برای روابط شما با همکاران خواهد داشت, آشنایان, دوستان, خانواده, و حتی گاهی مسیحیان, که همفکر نیستند وقتی مطابق دنیا زندگی نمی کنی و چیزها را انکار می کنی, که دنیا آن را بد نمی داند, و هنگامی که شما آنچه را که کتاب مقدس انجام می دهید; کلام خدا به شما می گوید که انجام دهید, شما مورد آزار و اذیت قرار خواهید گرفت. پیروی از عیسی می تواند به این معنی باشد, که باید خانواده ات را رها کنی, دوستان, آشنایان, و همکاران. ممکن است آنها را از دست بدهید, همه اینها به خاطر تصمیمی است که برای پیروی از عیسی و اطاعت از کلام گرفته اید. اما همه حاضر نیستند برای عیسی مردم را از دست بدهند. به همین دلیل است که کلمه پیچ خورده و تنظیم شده است و مسیحیان با جهان سازش می کنند.
بهای پیروی از عیسی
اما عیسی گفت, که آمده تا تفرقه بیاورد و به خاطر او منفور خواهید شد (متیو 10:22). او به شاگردان خود در این مورد هشدار داد, و قیمت را آشکار کرد. او اعلام کرد, چه معنایی دارد و چه هزینه ای خواهد داشت, به دنبال او, و راه رفتن به عنوان آفرینش جدید; به عنوان پسر خدا.
بارها, مسیحیان به خود شک می کنند, به محض اینکه مورد آزار و اذیت و متهم شدن مردم قرار گیرند, چه کسانی را دوست دارند و چه کسانی را دوست دارند. آنها شروع به تعجب می کنند, آیا آنها واقعاً بیش از حد مشتاق هستند, خیلی اغراق آمیز, خیلی قدیمی, یا بیش از حد قانون گرایانه شود.
اما انضباط و موضع گیری برای عیسی مسیح و ماندن مطیع کلام, و سازش نکردن با دنیا و آثار آن, هیچ ربطی به قانون گرایی یا خیلی کهنه بودن ندارد. اما همه چیز برای انجام دادن دارد, با عشق تو برای عیسی مسیح.
دنیا از شما می خواهد که باور کنید, که شما بیش از حد مذهبی هستید, بیش از حد قانونی, و مد خیلی قدیمی, اما اینها دروغ های بزرگ شیطان هستند.
وقتی نکشته ای و گوشتت را گذاشت, سپس این نظرات مردم اهمیت دارد و به شما خواهد رسید. اما زمانی که گوشت خود را زمین گذاشتی, نظرات دنیا و مردم دیگر شما را آزار نمی دهد. شما در مسیح دست نخورده شده اید. چون میدونی, که مهم نیست دنیا در مورد شما چه فکری می کند, اما آنچه عیسی و خدا در مورد شما فکر می کند. این چیزی است که واقعا اهمیت دارد.
عیسی آمد تا بین خانواده ها اختلاف و اختلاف ایجاد کند
عیسی گفت, که او برای آوردن صلح نیامده است, مانند جهان صلح را تعریف می کند. اما عیسی گفت که او آمده است تا در این زمین تفرقه بیاورد. بله, حتی اختلافات درون خانواده ها.
فکر نکنید که آمده ام تا صلح را بر روی زمین بفرستم: آمدم که صلح نفرستم, اما یک شمشیر. زیرا آمده ام تا مردی را از پدرش جدا کنم, و دختر در برابر مادرش, و دختر قانون علیه مادرش. و دشمنان انسان از اهل بیت او خواهند بود (متیو 10:34-36)
فرض کنید که من آمده ام تا به زمین صلح بدهم? من به شما می گویم, نه; بلکه تقسیم: زیرا از این پس پنج در یک خانه تقسیم شده است, سه در برابر دو, و دو در برابر سه. پدر علیه پسر تقسیم می شود, و پسر در برابر پدر; مادر در برابر دختر, و دختر در برابر مادر; مادرشوهر علیه عروسش, و دختر قانون علیه مادرش (لوقا 12:51-53)
عیسی از از دست دادن مردم نمی ترسید
عیسی از از دست دادن مردم نمی ترسید. هنگامی که اکثریت عیسی’ پیروان او را ترک کردند, عیسی حتی جرأت کرد از شاگردانش بپرسد که آیا آنها نیز میخواهند او را ترک کنند (John 6:67). عیسی می دانست, که حرف های سختی زد, که طبیعت جسمانی را آزار می دهد آفرینش قدیمی. عیسی می دانست, که همه قادر به شنیدن این کلمات نبودند, بدون اینکه توهین شود. چه رسد به قبول و اطاعت از سخنان او. اما برای افشای همه دروغ ها به حقیقت نیاز بود, که مردم را در تاریکی و اسارت نگه می داشت. بله, گفتن کلمات سخت لازم بود.
عیسی با دنیا سازش نکرد, به خاطر برنده شدن و راضی کردن مردم. عیسی نیز اجازه نداد کسی او را وسوسه کند یا گمراه کند.
عیسی از پدرش می ترسید; عیسی بیش از همه او را دوست داشت و به او احترام می گذاشت, و بنابراین عیسی فقط وفادار ماند و مطیع به او, با انجام اراده او.
آن را برای عیسی همه چیز تمام شد برای تحقق اراده پدرش. عیسی از هیچ فاصله گرفت.
عیسی رفتار او باید سرمشقی برای پسران خدا باشد
نگرش عیسی مسیح باید سرمشقی برای همه مسیحیان تازه متولد شده باشد. هر چند عیسی در این زمین متولد شد, عیسی به این دنیا تعلق نداشت; پادشاهی شیطان. عیسی متعلق به پادشاهی خدا بود. عیسی, پسر خدا, سفیر بود; نماینده پادشاهی خدا, و موعظه کرد و پادشاهی خدا را برای مردم آورد.
به عنوان یک ایماندار دوباره متولد شد, شما تبدیل شده اید پسر خدا. تو سفیر شدی; یک نماینده, از پادشاهی خدا.
گرچه تو روی این زمین زندگی میکنی, تو دیگر متعلق به این دنیا نیستی. این یعنی, که طبق گفته های دنیا زندگی نخواهی کرد, اما طبق آنچه کلام می گوید.
وقتی کلمات او را در زندگی خود به کار می گیرید و می مانید مطیع او, آن وقت دنیا تو را احمق خواهد دانست. اما خداوند تو را فرزند دانا خواهد دانست, که به سخنان او گوش می دهد و اطاعت می کند و اراده او را انجام می دهد.
دنیا مسیحیان را مجبور می کند که با دنیا سازش کنند و گناه و گناه را تحمل کنند و بپذیرند. بله, جهان مسیحیان را مجبور می کند که چیزها را تأیید و قبول کنند, که نزد خدا مکروه است, و بنابراین به آنها نیز.
فرمانروای این جهان, که شیطان است, در فرزندان این دنیا کار می کند. شیطان پدر آنهاست, و به او گوش می دهند و اطاعت می کنند. کافران, که گناهکار هستند, وصیت پدرشان را انجام خواهند داد; شیطان و کارهای پدرشان, که مخالف کلام خدا و مخالف هستند اراده خدا.
شیطان هر کاری که می تواند انجام می دهد تا مسیحیان را فریب دهد و وسوسه کند و آنها را از عیسی دور کند; کلمه و سازش با جهان.
دوست دنیا دشمن خداست
اما کتاب مقدس; کلمه می گوید, دوستی دنیا دشمنی با خداست و هر که دوست دنیا باشد دشمن خداست. (جیمز 4:4)
این به شما بستگی دارد, کاری که با آن انجام می دهید. آیا شما توسط احساسات و عواطف خود هدایت خواهید شد, و با دنیا سازش کن و چیزها را بپذیر, که نزد خدا مکروه است? وارد می شوید عشق دروغین? آیا برای دنیا موضع می گیرید یا برای عیسی مسیح موضع می گیرید و می مانید؟ مطیع به کلمه?
اگر دومی را انتخاب کردید، آزار و اذیت اطرافیان شما خواهد آمد. حتی می تواند معنی داشته باشد, که توسط کلیسا مورد آزار و اذیت قرار خواهید گرفت. شما باید آگاه باشید, که شیطان به خصوص از مردم استفاده می کند, که به خوبی می شناسید و به شما نزدیک هستید, تا سعی کنم شما را از کلام دور کنم, تا سازش کنید و وارد مسیرهای خود انتخابی دنیا شوید.
نمک زمین باش’




