آیا به عیسی اعتراف می کنی یا عیسی را در برابر مردم انکار می کنی؟?

بسیاری از مسیحیان عیسی مسیح را به عنوان خداوند اعتراف می کنند, اما با زندگی و اعمالشان, آنها عیسی را انکار می کنند و در عوض به شیطان خدمت می کنند. آیا عیسی را در برابر مردم اعتراف می کنید یا عیسی را انکار می کنید؟? زیرا می توانید هر چه می خواهید بگویید و اعتراف کنید. می توانید بگویید, که به خدا و عیسی مسیح ایمان دارید و روح القدس او در شما ساکن است, اما اگر اعمال شما, رفتار, و زندگی با کلماتی که اعتراف می‌کنید و اراده خدا و کلام او همسو نباشد, آنوقت حرف شما ارزشی ندارد. با راه رفتن و زندگی تو, شما نشان می دهید که واقعاً چه کسی هستید و به چه کسی تعلق دارید: خدا یا شیطان?

آیا به عیسی اعتراف می کنی یا عیسی را در برابر مردم انکار می کنی؟?

هر که در حضور مردم به من اعتراف کند, او را نیز در حضور پدرم که در آسمان است اعتراف خواهم کرد. اما هر کس مرا در برابر مردم انکار کند, او را نیز در حضور پدرم که در آسمان است انکار خواهم کرد (متیو 10:32-33)

اگر از نو متولد شده اید و در اطاعت از کلام بر اساس روح زندگی می کنید, به این معنی که شما آنچه را که کلمه به شما می گوید انجام می دهید, سپس شما عیسی را در برابر مردم نمایندگی می کنید و اعتراف می کنید. اگر در برابر مردم به عیسی اعتراف کنی, عیسی شما را در حضور پدرش اعتراف خواهد کرد, که در بهشت ​​است.

اما تا زمانی که خلقت قدیمی باقی بماند; پیرمرد و به دنبال جسم برو و آنچه را که کلام می گوید انجام نده, شما عیسی را در برابر مردم انکار می کنید. اگر عیسی را در برابر مردم انکار کنید, عیسی شما را در حضور پدرش انکار خواهد کرد, که در بهشت ​​است.

وقتی به عیسی اعتراف می کنی, شما اراده او را انجام می دهید

اگر به عیسی اعتراف کنی, شما باید مطابق خواست او زندگی کنید و عیسی را از طریق رفتار و زندگی خود تعالی بخشید. وقتی عیسی را ستایش می کنی, شما به طور خودکار پدر را ستایش کن. حتی اگر این بدان معنی باشد, که مردم شما را مسخره و مسخره می کنند.

وقتی طبق کلام زندگی می کنید, دنیا به تو می خندد و تو را احمق می داند. اما زمانی که شما بر اساس روح و اراده او زندگی می کنید, آنگاه نظرات مردم شما را آزار نخواهد داد.

نه باید حرکت کرد و نه متوقف شد, اما شما به او وفادار می مانید. زیرا تنها کاری که می خواهید انجام دهید این است که او را خشنود و بزرگ کنید.

می دانی که اراده خداوند بر خلاف آن است اراده جهان. و اینکه دنیا چیزها را دوست دارد, که خداوند شر می داند و نزد او مکروه است.

در حال حاضر, همه چیز به این بستگی دارد که آیا شما همچنان بر روی کلام ایستاده اید و به اعتراف خود وفادار می مانید. یا از نظر جسمی توسط مردم مرعوب میشوید و از کلام منحرف میشوید و نظر دنیا را میپذیرید.?

دنیا با کلام خدا مخالفت می کند. این یعنی, که اگر تصمیم گرفتی از دنیا اطاعت کنی و دنیا را انتخاب کنی و مثل دنیا زندگی کنی, شما باید عیسی را در برابر مردم انکار کنید و به شیطان خدمت کنید. زیرا نمی توانید به عیسی خدمت کنید: کلمه و شیطان, که فرمانروای جهان است. این دو پادشاهی روحانی هیچ وجه اشتراکی ندارند.

کلمه انکار به چه معناست?

بر اساس Strong’s Concordance, انکار کردن از کلمه یونانی گرفته شده استarneomailو به معنی: مخالفت کردن, یعنی, انکار کردن, رد کردن, از خود گذشتگی.

کی عیسی را انکار می کنی؟?

اگر کلام خدا را بخوانید و مطالعه کنید, اما باور نکن, اطاعت کن, و کلمات خدا را در زندگی خود به کار ببرید, شما سخنان او را رد می کنید و خدا و کلام او را انکار می کنید.

اگر حاضر نیستید از سخنان او اطاعت کنید و سخنان او را در زندگی خود به کار ببرید, اما در عوض شما انواع بهانه ها را می آورید, به طوری که مجبور نباشید آنچه را که کلام می گوید و آنچه عیسی به شما دستور داده است انجام دهید, آنگاه حقیقت او را رد می‌کنید و عیسی را انکار می‌کنید; کلمه. زیرا انتخاب می کنید که «حقیقت» جهان را بالاتر از حقیقت خدا باور کنید.

به عنوان مثال, اگر خدا در نظر بگیرد همجنسگرایی مکروه است و آن عمل را ناپسند می داند, اما شما فکر می کنید اشکالی ندارد, چون دنیا همجنس گرایی را تایید می کند و آن را عادی می داند و می گوید که همجنس گرا بودن اشکالی ندارد, شما نماینده اراده جهان هستید نه اراده خدا. با رد حقیقت خدا و اراده او, شما خدا را انکار می کنید.

پیتر پیر عیسی مسیح را انکار کرد

معروف ترین مثال در کتاب مقدس یک شخص, که عیسی را انکار کرد, است ،, البته, پیتر. اما در واقع, عیسی نه تنها توسط پطرس انکار شد, اما توسط همه شاگردانش, که هنوز بودند آفرینش قدیمی. زیرا وقتی عیسی را به اسارت گرفتند, هیچ یک از شاگردانش نزد عیسی نماندند. همه شاگردانش فرار کردند.

و لحظه قبل از عیسی را فراموش نکنیم’ مصلوب شدن. به قوم خدا این فرصت داده شد که به عیسی رای دهند’ آزاد کردن. اما, هیچ کدام از آنها, از جمله شاگردانش, عیسی را انتخاب کردند، اما آنها ترجیح دادند باراباس را آزاد کنند.

در هر دو مثال, ما ضعف پیرمرد جسمانی را می بینیم. پیرمرد مرعوب «متکلمان» آن زمان بود; فریسیان و صدوقیان. دنیا عیسی را به قتل نرساند, اما قوم خود او این کار را کردند. (همچنین بخوانید: ‘نبرد و ضعف پیرمرد‘ و ‘رنج و تمسخر عیسی مسیح').

اما بیایید به زندگی پیتر نگاه کنیم. او شغل و جان خود را برای عیسی رها کرده بود و از او پیروی کرد.

پیتر روی آب راه می رفت اما …

تنها شاگرد, که به سخنان عیسی ایمان آورد و از قایق بیرون آمد و پیتر روی آب راه می رفت.

پیتر روی آب راه رفت تا اینکه پیتر شروع به بررسی شرایط طبیعی کرد; طوفان. با برگرداندن چشم از عیسی و نگاه کردن به شرایط, شک وارد شد و بر ایمان پیتر تأثیر گذاشت. پیتر شروع به شک کرد و در نتیجه, او شروع به غرق شدن کرد.

از قایق خارج شوید و به راه رفتن ادامه دهید

بعدا, پطرس اعتراف کرد که عیسی پسر خدای زنده است. عیسی به پطرس گفت که گوشت و خون این را برای او آشکار نکرده است, اما پدرش. عیسی به پطرس قول داد, که عیسی کلیسای خود را بر اساس شهادت پطرس بنا خواهد کرد. چه قول بزرگی!

عیسی به آنها گفت, اما شما که می گویید که من هستم? و شمعون پطرس پاسخ داد و گفت, تو مسیح هستی, پسر خدای زنده. و عیسی پاسخ داد و به او گفت, خوشا به حال تو, سیمون بارجونا: زیرا گوشت و خون آن را بر تو آشکار نکرده است, اما پدر من که در آسمان است و من نیز به تو می گویم, که تو پیتر هستی, و بر روی این صخره، کلیسای خود را خواهم ساخت; و درهای جهنم بر آن چیره نخواهد شد. و من به تو خواهم داد کلیدهای ملکوت آسمان: و هر چیزی تو باید در زمین ببند، در آسمان محدود خواهد شد: و هر چه در زمین بگشایی در آسمان نیز گشوده خواهد شد. (متیو 16:15-19)

پیتر هنوز پیرمرد جسمانی بود. او دوباره متولد نشد. بدن پطرس هنوز در عیسی مسیح مصلوب نشده بود. و روح او از مردگان زنده نشد و در زندگی خود به عنوان پادشاه سلطنت نکرد. پیتر هنوز یک مرد جسمانی بود, که برده گوشت او بود (حواس, عواطف, احساس, افکار, و غیره). گوشت او در زندگی خود پادشاهی کرد و به او گفت که چه کند.

«اگر چه همه مردم به خاطر تو آزرده خواهند شد, با این حال هرگز توهین نخواهم شد!"

وقتی عیسی به شاگردانش پیشگویی کرد که همه او را انکار خواهند کرد, پیتر دهانش را باز کرد و گفت:: «اگرچه همه مردم به خاطر تو آزرده خواهند شد, با این حال هرگز توهین نخواهم شد!" (متیو 26:33).

اما عیسی به او پاسخ داد و گفت: "به راستی به تو می گویم, که این شب, قبل از بانگ خروس, سه بار مرا انکار خواهی کرد» (متیو 26:34-35).

شاگردان دیگر همان کلمات پطرس را گفتند. عیسی و شاگردان هر دو آینده را پیشگویی کردند. اما, فقط سخنان عیسی حقیقت شد و نه سخنان شاگردان.

"من او را نمی شناسم"

زیرا وقتی عیسی را به اسارت گرفتند, پطرس و همه شاگردان دیگر فرار کردند و از او گریختند. پیتر از دور نگاه کرد. اما وقتی پطرس را شاگرد عیسی دانستند, پطرس شناخت عیسی را انکار کرد. او مولا و پروردگارش را تکذیب کرد. پطرس از عیسی شرمنده بود و از اینکه مردم با او چه کنند می ترسید. به همین دلیل پیتر وانمود کرد, که او عیسی را نمی شناخت.

پطرس یک بار عیسی را انکار نکرد, نه دوبار, اما سه بار. سه بار, پطرس گفت که او عیسی را نمی شناسد.

پیتر, که چند روز قبل به عیسی گفت, که هرگز عیسی را ترک نخواهد کرد و عیسی را انکار نخواهد کرد, اما حاضر بود با عیسی بمیرد, عیسی را سه بار انکار کرد, با گفتن اینکه عیسی را نمی شناسد. او حتی عیسی را صدا زد: آن مرد.

وقتی پیتر صدای بانگ خروس را شنید, او سخنان عیسی را به یاد آورد و متوجه شد که عیسی را انکار کرده است, و پیتر به شدت گریه کرد.

آیا پیرمرد می تواند از عیسی پیروی کند؟?

پیرمرد نمی تواند از عیسی پیروی کند. عیسی این. او ماهیت پیری جسمانی و ضعف جسم را می دانست. عیسی می دانست که پیرمرد نمی تواند او را دنبال کنید زیرا پیرمرد به جسم و طبیعت گناه آلود آن مقید است.

او نبرد بین جسم و روح را می دانست. عیسی می دانست که یک انسان فقط می تواند از او پیروی کند و با تجدید حیات نجات یابد. چون فقط با شدن دوباره متولد شده است, هنگامی که جسم مصلوب شود و روح انسان زنده شود, انسان قادر است ملکوت خدا را ببیند و وارد آن شود. زیرا ملکوت خدا یک ملکوت روحانی است و گوشت و خون نمی توانند ارث ببرند پادشاهی خدا.

تا زمانی که انسان دوباره متولد نشود, شخص غیر روحانی می ماند و سخنان خدا را حماقت می داند. زیرا سخنان خدا برخلاف میل جسمانی و قوانین طبیعی جهان است.

پیتر پیر خود را انکار نکرده بود; او نداشت گوشتش را گذاشت و دوباره متولد نشد. به همین دلیل است که پطرس با دنیا همراه شد و عیسی را انکار کرد زیرا می ترسید جان خود را از دست بدهد. پطرس باید زمانی که عیسی مصلوب شد و وارد هادس شد و سه روز در آنجا ماند بسیار بدبخت و شرمنده بود.. پیتر به حرفه قدیمی خود بازگشت و زندگی قدیمی خود را آغاز کرد. اما عیسی پطرس را رد نکرده بود، بلکه به او فرصت جدیدی داد, زیرا او یک برای زندگیش برنامه ریزی کن. عیسی به پطرس قول داده بود, که به شهادت او کلیسای خود را خواهد ساخت.

"آیا واقعا مرا دوست داری؟?"

عیسی از پطرس پرسید 3 اگر واقعا او را دوست داشت, و پطرس با تمام وجود به او پاسخ داد, که او را دوست داشت.

پس وقتی ناهار خورده بودند, عیسی به شمعون پطرس گفت, سیمون, پسر جوناس, منو بیشتر از اینا دوست داری? به او می گوید, بله, پروردگار; تو می دانی که من تو را دوست دارم. به او می گوید, به بره هایم غذا بده بار دوم دوباره به او می گوید, سیمون, پسر جوناس, دوستم داری? به او می گوید, بله, پروردگار; تو می دانی که من تو را دوست دارم. به او می گوید, به گوسفندانم غذا بده. بار سوم به او گفت, سیمون, پسر جوناس, دوستم داری? پطرس غمگین شد زیرا بار سوم به او گفت, دوستم داری? و به او گفت, پروردگار, تو همه چیز را می دانی; تو می دانی که من تو را دوست دارم. عیسی به او گفت, به گوسفندانم غذا بده (John 21:15-17)

وقتی عیسی این کلمات را گفت, او با چه نوع مرگی به پیتر اطلاع داد, او خدا را تجلیل می کرد (John 21:18-19)

پطرس جدید در حضور مردم به عیسی مسیح اعتراف کرد

اما هنگامی که روح پطرس از مردگان زنده شد و پطرس از روح القدس پر شد, او خلقت جدیدی شد. روح در زندگی او سلطنت کرد. بنابراین پطرس دیگر از عیسی مسیح خجالت نمی کشید. پطرس در ملاء عام به عیسی مسیح شهادت داد, پسر خدای زنده.

پیروی از عیسی برای همه چیز برای شما هزینه خواهد کرد

مردان یهودی, که در اورشلیم جمع شده بودند تا عید هفته ها را جشن بگیرند, با متهم کردن شاگردان به نوشیدن زیاد شراب، آنها را مسخره کرد.

اما پیتر جدید توسط جسم هدایت نمی شد, اما توسط روح. بنابراین, پیتر از سخنان آنها نترسید و تحت تأثیر قرار نگرفت.

پطرس برخاست و در حضور همه آن مردم عیسی مسیح شهادت داد; پسر خدای زنده.

پطرس دیگر از عیسی خجالت نمی کشید و پنهان نمی شد.

هر چند, لحظه ای در زندگی پیتر بود, زمانی که مرعوب نظرات مردان شد و رفتار ریاکارانه از خود نشان داد. اما زمانی که پل با پیتر در مورد رفتار او روبرو شد, پیتر توبه شده.

پطرس به دنبال روح رفت و تا سرحد مرگ به عیسی وفادار ماند. او به عنوان شاهد عیسی مسیح درگذشت و با مرگ خود خدا را تجلیل کرد, درست همانطور که عیسی پیشگویی کرده بود.

آنچه در اطراف ما اتفاق می افتد, نتیجه انتخاب انسان است

ما در یک سن زندگی می کنیم, که در آن شاهد تحقق پیشگویی های کتاب مقدس هستیم. بسیاری از مؤمنان خدا را ترک کرده و از کلام و ایمان منحرف شده اند. همه اطراف ما, ما شاهد افزایش قدرت شیطان هستیم, که از طریق رفتار و زندگی انسان و انسان قابل مشاهده است هرج و مرج و بلایای طبیعی روی زمین. بله, به شیطان قدرت زیادی داده شده است … مردم.

مردم اغلب خدا را سرزنش کنید برای آن, اما حقیقت این است که مردم مسئول آن هستند. مردم همان هستند, که با اطاعت از شیطان به او قدرت می بخشند و با تحمل و پذیرش گناه و با زندگی در گناه او را تعالی می بخشند..

قدرت شیطان از گناهان بهره می برد

جهان اقتدار نهایی را در زندگی بیشتر مردم دارد. بنابراین روح این جهان زندگی مردم را کنترل و تعیین می کند.

روح جهان وارد بسیاری از کلیساها شده است و به همین دلیل است که گناه قابل تحمل و پذیرفته شده است.

بسیاری از رهبران از آن آگاه نیستند یا آگاه هستند اما کاری انجام نمی دهند, زیرا آنها بر رشد متمرکز هستند و می ترسند اعضا را از دست بدهند.

کلمه تغییر کرده و به آن تنظیم می شود شهوات و خواسته های پیرمرد جسمانی و اراده جهان. اما با تغییر و تعدیل کلام خداوند, حقیقت تحت تأثیر دروغ است و بنابراین حقیقت نیست بلکه یک دروغ است.

بسیاری از ایمانداران بر اساس کلام زندگی نمی کنند. آنها سخنان خدا را در زندگی خود به کار نمی برند. عوض, آنها به دانش و حکمت انسان نفسانی و دنیا گوش می دهند و این دانش و حکمت زمینی را در زندگی خود به کار می گیرند..

آنها انجام نمی دهند, آنچه عیسی به آنها دستور داد. زیرا سخنان او با زندگی آنها و زمانی که ما در آن زندگی می کنیم نمی گنجد. آنها اعتراف می کنند که به عیسی مسیح ایمان دارند و عیسی خداوند آنهاست, اما با اعمال آنها, رفتار, و زندگی را انکار می کنند.

تو چه خبر? آیا شما به عیسی اعتراف می کنید یا عیسی را انکار می کنید?

هر روز انتخاب می کنید که به کلام خدا وفادار و مطیع بمانید یا از کلام منحرف شوید و از دنیا اطاعت کنید.. وقتی تصمیم می گیرید به آنچه دنیا می گوید گوش دهید و مطیع دنیا باشید, سپس شما به طور خودکار عیسی را انکار خواهید کرد. زیرا جهان و کلمه نمی توانند با هم پیش بروند. آنها از دو پادشاهی متفاوت عمل می کنند. این شما هستید که تصمیم می گیرید به کدام پادشاهی تعلق داشته باشید و نماینده آن باشید: پادشاهی خدا یا پادشاهی تاریکی (جهان).

وقتی دوباره به دنیا نیامده اید یا به دنبال جسم راه می روید, تو دوست این دنیا باشی و مثل دنیا زندگی کنی. کلمه می گوید, که اگر دوست دنیا باشی دشمن خدا می شوی.

ای زناکاران و زناکاران, نمی دانید که دوستی دنیا دشمنی با خداست? پس هر که دوست دنیا باشد دشمن خداست (جیمز 4:4)

به همین دلیل است که ماندن و ماندن در عیسی مسیح بسیار مهم است; کلمه و مطیع او باشید. وقتی در حضور مردم به عیسی مسیح اعتراف می کنید, با قدم زدن و زندگی تو, عیسی تو را نزد پدر اعتراف خواهد کرد. اما اگر می خواهی دوست دنیا باشی و مورد قبول دنیا قرار بگیری و اطاعت از دنیا را انتخاب کنی و راه برو و مانند دنیا زندگی کنی., آنگاه شما پیرمرد جسمانی خواهید ماند و با راه رفتن و زندگی خود عیسی را انکار خواهید کرد. وقتی عیسی را انکار می کنی, عیسی نیز شما را نزد پدر انکار خواهد کرد.

عیسی می گوید: «اگر کسی دنبال من بیاید, بگذار خودش را انکار کند, و صلیب او را بردار, و مرا دنبال کن. زیرا هر که جان خود را نجات دهد، آن را از دست خواهد داد: و هر که جان خود را به خاطر من از دست بدهد، آن را خواهد یافت.» (متیو 16:24-25)

و این حرف ها, که عیسی صحبت کرد, امروزه نیز صادق و مرتبط هستند.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.