ضرب المثل ها 1:7 – ترس از پروردگار آغاز علم است

ضرب المثل چیست 1:7 معنی, ترس از پروردگار آغاز علم است, اما احمق ها حکمت و آموزش را تحقیر می کنند?

معنی ضرب المثل چیست 1:7?

ترس از پروردگار آغاز علم است: اما احمق ها حکمت و آموزش را تحقیر می کنند (ضرب المثل ها 1:7)

اکثریت مردم به دنبال علم و دانش هستند. اما آغاز دانش از نظر کتاب مقدس چیست? کتاب مقدس می گوید که ترس از خداوند آغاز دانش است.

ترس از خداوند آغاز دانش استحالا ممکن است از خود بپرسید, ترس از پروردگار چیست?

متاسفانه, بسیاری از مردم تصور اشتباهی از "ترس از خداوند" دارند.. آنها فکر می کنند که به معنای ترسیدن از پروردگار است. آنها فکر می کنند که باید انواع کارها را انجام دهند تا خداوند را راضی نگه دارند, زیرا اگر این کار را نکنند با رعد و برق برخورد خواهند کرد. و بسیاری از مردم از ترس به معنای ترسیدن به خدا خدمت می کنند.

اما این خدای ابراهیم نیست, اسحاق و یعقوب. خدا خدای دوست داشتنی است!

البته خداوند از طریق کلام خود مقدسین را تنبیه و اصلاح می کند. اما خدا این کار را به خاطر محبتش به فرزندانش انجام می دهد و نه برای مجازات آنها (همچنین بخوانید: خداوند هر که را دوست دارد عذاب می کند و تازیانه می زند).

کلمه "ترس" چیست؟’ معنی?

معنای واقعی کلمه "ترس" چیست؟? کلمه ترس به معنای احترام اخلاقی است, که از خدا می ترسی. این معنی کلمه "ترس" است. بنابراین, اگر می خواهید دانش کسب کنید, سپس با احترام اخلاقی نسبت به خدا شروع می شود.

شما باید خداوند خداوند را دوست بدار با تمام وجود, قدرت و روح. چون دوستش داری, شما باید به او گوش دهید و به او اعتماد کنید و سخنان او را در زندگی خود به کار ببرید.

اوامر او را به جا آورید. نه به این دلیل که مجبورید یا می ترسید که اگر این کار را نکنید او شما را مجازات کند, اما چون تو میخواهی.

خداوند خالق آسمانها و زمین است

هنگامی که خداوند خداوند را به عنوان خدای قادر مطلق می شناسید, خالق آسمان ها, و زمین, و همه میزبان, پس از نظر اخلاقی نسبت به او احترام قائل خواهید شد. وقتی دوستش داری, و او را بشناسید, از او می ترسید.

شما او را دوست خواهید داشت, با تمام وجود, روح, و قدرت, پس از او اطاعت کنید و فرمان او را نگه دارید, زیرا می خواهید او را خشنود کنید و او را آزار ندهید.

وقتی از پروردگار می ترسی, آنگاه احکام او را تنظیم و تغییر ندهید, و سخنان او, به خواسته های نفسانی شما, شهوات, نیاز دارد, الزامات و غیره, اما شما باید زندگی خود را با کلام او تنظیم کنید

شما باید انجام دهید, آنچه او را خشنود می کند به جای انجام کاری که خود را خشنود می کند. شما جرأت نخواهید داشت سخنان او را تغییر دهید یا چیزی را از کتاب مقدس حذف کنید.

کلام خدا حقیقت است و همیشه حقیقت خواهد بود. فرقی نمی کند که مردم کلام و احکام او را تغییر دهند, به خواست خودشون, نیازها یا خواسته ها. اعمال آنها حقیقت را تغییر نخواهد داد.

عیسی از پدرش می ترسید

وقتی عیسی روی زمین راه می رفت, او از پدرش می ترسید. عیسی در تسلیم شدن به پدر راه رفت, انجام اراده او. عیسی این کار را نکرد, کاری که او می خواست انجام دهد. نه, عیسی جان خود را فدا کرد و اراده پدرش را انجام داد (همچنین بخوانید: چه می شود اگر اراده خدا اراده شما نباشد?).

پدرش یک برای زندگی او برنامه ریزی کنید; یک طرح خوب. و عیسی این نقشه را برای زندگی خود به انجام رساند.

شما نیز باید برآورده شوید نقشه خدا برای لی توfe. تنها راه برای تحقق برنامه خدا برای زندگی شما, این است که خود را به او بسپاری و اراده او را انجام دهی. اراده او برای زندگی شما, اول از همه است, که از دستورات عیسی اطاعت کنید. او از شما می خواهد که مطیع کلام او باشید, و کلام او را در زندگی روزمره خود به کار ببرید. به طوری که, تو به عنوان پسر خدا راه خواهی رفت.

به جای اراده ما، به خواست او گام بردارید

وقتی تبدیل شدی دوباره متولد شده است, و هنگامی که روح القدس او در شما ساکن شود, آنگاه در ترس خداوند راه خواهی رفت. شما باید با احترام اخلاقی نسبت به خداوند قدم بردارید, و اراده او را انجام خواهد داد, روی این زمین.

اما اگر سرکش بمانید, و احکام او را رعایت نکنید, و مطابق میل او راه نرو, آنوقت مثل یک احمق زندگی خواهی کرد.

زمانی که دستورات او را در زندگی خود رعایت نمی کنید, و بدون دستور او زندگی کنید, آنگاه کسب دانش غیرممکن خواهد بود, و عاقل شدن.

زمانی که یک فرد, که خود را مسیحی می نامد, اراده خدا را تنظیم کن; دستورات خداوند به نیازهای خود (خواسته ها, شهوت جسمانی), یا مطابق با استانداردهای دنیوی, پس آن شخص با یک احمق تفاوت چندانی ندارد (یک گناهکار). زیرا احمق ها نمی خواهند خود را تسلیم اراده خدا کنند.
احمق به دنبال حکمت الهی نیست, زیرا برای آنها حماقت است. آنها نمی خواهند به آنها آموزش داده شود, و نمی خواهم به آنها گفته شود که چه کار باید بکنم, چون فکر می کنند بهتر می دانند (یا فکر می کنند همه چیز را می دانند). پس احمق با تکبر راه می رود; در غرور.

حکمت خدا ربطی به ضریب هوشی ندارد.

حکمت خدا با احترام اخلاقی نسبت به او آغاز می شود, با تسلیم کردن خود به او, به کلام او, به خواست او, و در احکام او گام بردارید; دنبال روح برو.

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.