تقریباً هر مسیحی با داستان سدوم و عموره آشناست و می داند که در سدوم و عموره چه گذشت.. ساکنان سدوم شریر و گناهکاران بزرگ در برابر خدا بودند. گناه در سدوم و عموره به حدی بود که فریاد سدوم و عموره به آسمان رسید.. خداوند به زمین آمد تا ببیند که آیا مردم سدوم مطابق فریاد عمل کرده اند یا خیر. در دنیای امروز, گناهان و گناهان فراوان است و در زندگی بسیاری از مردم حاکم است. بسیاری از مردم در تاک سدوم پیوند زده شده و در مزارع گومورا زندگی می کنند. بنابراین, زمین ماتم می گیرد و گریه می کند و منتظر است جلوه های فرزندان خدا (اشعیا 24:4-6, ارمیا 23:10, هوسی 4:1-3, رومیان 8:19).
خداوند نقشه خود را برای سدوم و گومورا آشکار کرد
خداوند نقشه خود را در مورد نابودی سدوم و گومورا پنهان نکرد, اما او نقشه خود را برای ابراهیم آشکار کرد. هنگامی که ابراهیم در مورد نقشه خدا و آنچه در سدوم و عموره اتفاق می افتد شنید, از خدا طلب رحمت کرد. ابراهیم می خواست از هلاک شدن نیکان با شریران جلوگیری کند. از این رو او از خداوند خواست که اگر سدوم وجود داشته باشد، نجات دهد 50 عادل.
خدا درخواست ابراهیم را اجابت کرد و به ابراهیم وعده داد که در صورت وجود سدوم از سدوم در امان بماند 50 عادل. سپس ابراهیم از خدا پرسید که آیا اگر شهرها وجود داشته باشند، او نیز به آنها رحم خواهد کرد 45 عادل. خداوند دوباره به ابراهیم وعده داد که اگر شهرها وجود داشته باشند، او را نجات خواهد داد 45 عادل. و به این ترتیب ابراهیم ادامه داد تا اینکه از خدا خواست که سدوم و عموره را در صورت وجود داشته باشد 10 عادل. و خدا به ابراهیم وعده داد که در صورت وجود شهرها را نجات دهد 10 عادل.
فرشتگان به سدوم رفتند
اما از آنجایی که وجود نداشت 10 عادل, خداوند فرشتگان خود را فرستاد, که مردانه به زمین آمدند, به سدوم تا نقشه او را برآورده سازد و سدوم و عمورا را نابود کند. وقتی مردان به سدوم رسیدند, لوت در دروازه نشست. به محض اینکه لوط مردان را دید, او به استقبال آنها برخاست و در برابر آنها تعظیم کرد, با صورتش رو به زمین.
لوط از مردان خواست که به خانه او بیایند و شب بمانند. اما آنها پیشنهاد او را نپذیرفتند, چون می خواستند در خیابان بمانند.
اما لوط تسلیم نشد و بر آنها فشار آورد. سرانجام, مردان تسلیم شدند و به خانه او رفتند.
لوط برای مردان غذا آماده کرد. بعد از غذا قبل از رفتن به رختخواب برای دراز کشیدن, گناه و گناهان در سدوم آشکار شد.
مردان سدوم, هم جوان و هم پیر, شرور بودند و خانه لوط را احاطه کردند. آمدند تا با مردها آشنا شوند, که وارد خانه لوط شد. آنها می خواستند با مردها صمیمی باشند. که نزد خدا مکروه است (همچنین بخوانید: کلمه در مورد همجنس گرایی چه می گوید?).
بعضی ها می گویند, که مردان سدوم فقط میخواستند مردان را بشناسند و این ربطی به صمیمیت جنسی بین مردان ندارد.. اما اگر این درست باشد, پس چرا لوط دخترانش را تقدیم کرد؟? از آنجا که مردان از قبل دختران لوط را می شناختند. اما, آنها دختران او را از نظر جنسی نمی شناختند و با آنها صمیمی نبودند.
فرشتگان به اندازه کافی دیده بودند و مردان در خانه لوط را با کوری زدند..
از نابودی نجات یافت
صبح روز بعد, فرشتگان لوط را گرفتند, همسر و دو دخترش و آنها را از نابودی نجات داد. داماد لوط عقب ماند. از آنجایی که لوط را مسخره میدانستند و باور نمیکردند که سدوم نابود شود.
اگرچه لات, همسر و دخترانش از نابودی نجات یافتند, همه آنها به مقصد خود نرسیدند. در طول سفرشان, همسر لوط تبدیل به ستونی از نمک شد, زیرا او به فرمان خدا مبنی بر نگاه نکردن به پشت سر خود عمل نکرد. این به ما نشان می دهد, که کسی را می توان از نابودی نجات داد, اما بستگی به اطاعت انسان از خدا دارد, چه کسی نجات پیدا کند یا نه (همچنین بخوانید: پس از ذخیره همیشه ذخیره شد).
شیطنت و ویرانی, که سدوم و عموره بر سر خود آوردند
ببین, این گناه خواهرت سدوم بود, غرور, پر بودن از نان, و کثرت بطالت در او و دخترانش بود, او دست فقرا و نیازمندان را تقویت نکرد. و مغرور بودند, و در برابر من مرتکب زشتی شد: از این رو آنها را چون خوب دیدم بردم (اژکیل 16:49-50)
ساکنان سدوم و گومورا شرارت و ویرانی خود را بر سر خود آورده بودند, با رفتن به راه خود و جدا شدن از خدا و کلام او و انجام تمام کارهایی که برای خدا مکروه بود.
آنها هیچ شناخت و شناختی از خدا نداشتند و نمی دانستند افکار او و راههای او. عوض, بر دانش خود تکیه کردند, خرد, درک, و بینش. پر از غرور بودند, مغرور و خودخواه. در حالی که در آسایش و فراوانی زندگی می کردند, به فقرا و نیازمندان رسیدگی نمی کردند و آنها را تقویت نمی کردند. مغرور بودند و مرتکب کارهای زشت و ناپسند شدند, که در نهایت باعث شد خداوند آنها را نابود کند.
تاک سدوم و مزارع عموره
زیرا آنها ملتی هستند که هیچ مشورتی ندارند, در آنها هیچ فهمی نیست. وای که عاقل بودند, که آنها این را فهمیدند, که آنها پایان آخر خود را در نظر بگیرند! چگونه باید هزار نفر را تعقیب کرد, و دو نفر ده هزار را به پرواز درآوردند, جز اینکه راکشان آنها را فروخته بود, و خداوند آنها را بسته بود? زیرا سنگ آنها مانند صخره ما نیست, حتی خود دشمنان ما هم قاضی هستند. زیرا تاک آنها از تاک سدوم است, و از مزارع غموره: انگور آنها انگور صفراوی است, خوشه های آنها تلخ است: شراب آنها زهر اژدها است, و زهر بیرحمانه گاوها (تثنیه 32:28-33 همچنین کل فصل را بخوانید 32)
بسیاری از کلیساها به تاک سدوم پیوند زده شده و در مزارع گومورا زندگی می کنند. در عوض کلیساها ریشه هایش را خم کن به خدا و زندگی و عمل از منبع زنده عیسی مسیح, بسیاری از کلیساها ریشه های او را به سمت منبع دیگری خم کرده اند.
بنابراین بسیاری از کلیساها دیگر به پادشاهی خدا تعلق ندارند, اما به پادشاهی تاریکی; جهان.
آنها از طریق ایمان به تاک عیسی مسیح پیوند نمی زنند احیاء و از او زندگی نکن, اما آنها به تاک سدوم پیوند زده می شوند و از تاک سدوم زندگی می کنند.
بنابراین بسیاری از مؤمنان میوه ای مشابه مردم سدوم می دهند.
بسیاری از کشیشان تاکستان مرا ویران کرده اند, سهم من را زیر پا گذاشته اند, قسمت خوشایند مرا بیابان ویرانه قرار دادند. آن را ویران کرده اند, و ویران شدن برای من ماتم میگیرد; کل زمین ساخته شده است متروک, زیرا هیچ کس آن را به اجاق نمی گذارد (ارمیا 12:20-22)
بسیاری از کشیشان, که مسئول وضعیت معنوی کلیسا هستند و باید با اطعام از حقیقت خدا و تأدیب و اصلاح مؤمنان از آنها مراقبت می کردند., تا در راه خدا بمانند و در اراده او گام بردارند, شکست خورده اند.
ترس از پروردگار را رها کرده و از حق خدا دور شده و بر علم خود تکیه کرده اند, خرد, و درک. از طریق ایده های لیبرال آنها, بینش, نظرات, و فلسفه هایی که بسیاری از مؤمنان را گمراه کرده اند.
به جای مراقبت از تاکستان خدا, تاکستان خدا را ویران کرده و به بیابان تبدیل کرده اند, مانند تاکستان های گومورا.
به لطف خدا, شما می توانید به پادشاهی او وارد شوید
به لطف خدا, شما می توانید به پادشاهی خدا وارد شوید, با ایمان به عیسی مسیح و توسط دوباره متولد شدن در او. اما فیض خدا نامه آزاد نیست و اجازه نمی دهد به عنوان نسل انسان سقوط کرده زندگی کنید و در گناه زندگی کنید.
تا زمانی که شما به عنوان زندگی می کنید نسل انسان سقوط کرده, به عنوان پیرمرد, زندگی شما و کارهایی که انجام می دهید ثابت می کند که هیچ چیز تغییر نکرده است و شما نجات نخواهید یافت, اما اینکه شما هنوز به نسل انسان های سقوط کرده تعلق دارید.
ممکن است بگویید, که باور داری و دوباره متولد شده ای, اما اعمال شما, به عبارت دیگر, آثار شما, چیز دیگری بگو و ثابت کن.
زیرا اگر واقعاً در عیسی مسیح دوباره متولد شده باشید, سپس تحولی در قلمرو معنوی رخ داده است.
شما نه. دیگر پسر شیطان است و دیگر به پادشاهی تاریکی و نسل انسان سقوط کرده تعلق ندارد. اما تو پسر خدا شدی و داری وارد پادشاهی خدا شد و متعلق به نسل انسان جدید است. به عنوان پسر خدا, دیگر مانند پسر شیطان راه نخواهی رفت.
زیرا شما از تاک سدوم گرفته شده اید و به تاک واقعی پیوند زده شده اید; عیسی مسیح, دیگر میوه بدن را نخواهی آورد, اما تو باید تحمل کنی میوه روح.
چه میوه هایی در زندگی یک نفر وجود دارد?
وقتی کسی ادعا می کند که مسیحی است و از کلیسا بازدید می کند, اما به انجام کارهای بدن ادامه می دهد و در طغیان و نافرمانی از خدا زندگی می کند., و انجام آن کارها, که نزد خدا مکروه است, آنگاه شخص هنوز به نسل پیرمرد تعلق دارد و هنوز به تاک سدوم پیوند زده می شود.
به این دلیل که شخص هنوز در تاک سدوم پیوند زده می شود, مرگ هنوز در زندگی فرد حاکم است و بنابراین فرد ثمره مرگ را به بار می آورد, که گناه است.
فرد به انجام آن کارها ادامه می دهد, که شیطان آن را دوست دارد, اما برای خدا مکروه هستند و مخالفت می کنند وصیت او.
ممکن است آن شخص با مردم دوستانه و مهربان باشد, و کارهای خیریه انجام دهید, اما این ثابت نمی کند که آیا آن شخص مسیحی است.
شاید دنیا و مسیحیان نفسانی را متقاعد کند, کسانی که کلام را نمی خوانند و مطالعه نمی کنند و کلمات خدا را در زندگی خود به کار نمی برند و رابطه تجربی با عیسی مسیح ندارند., اما با دانش و خرد نفسانی جهان و بینش خود هدایت می شوند, حواس, احساس, و احساسات.
اما مسیحیان دوباره متولد شدند, که با اطاعت از خدا و کلام او به دنبال روح حرکت می کنند, اراده خدا را بشناسید و ارواح را تشخیص دهید, و بنابراین آنها نباید فریب بخورند.
فقط زمانی که با مرگ مقابله کنید, که در جسم سلطنت می کند وگوشت را مصلوب کن از طریق بازسازی در عیسی مسیح, تو دیگر متعلق به مرگ نیستی و دیگر خدمتکار مرگ نیستی. دیگر از مرگ اطاعت نخواهید کرد و ثمره مرگ را به بار نمی آورید, که گناه است. زیرا روح شما از مرگ زنده شده و حیات خدا و ذات او در شما ساکن است. بنابراین, ثمره عدالت را خواهی آورد.
درخت را از میوه هایش خواهید شناخت
زیرا درخت نیکو میوه فاسد نمی آورد; و درخت فاسد میوه نیکو نمی آورد. زیرا هر درختی از میوه خود شناخته می شود. زیرا مردم از خار انجیر جمع نمی کنند, و نه از بوته انگور انگور می چینند. انسان نیکوکار از خزانه نیک دل خود، نیکی را بیرون می آورد; و انسان شریر از خزانه بد دل خود آنچه را که بد است بیرون می آورد: زیرا از فراوانی قلب دهان او سخن می گوید (لوقا 6:43-45)
عیسی می گوید, که درخت را از میوه هایش بشناسی. و هنوز هم همینطور است. کتاب مقدس حقیقت خدا را برای ما آشکار می کند و دروغ های شیطان را آشکار می کند. آن ها, کسانی که در عیسی مسیح از نو متولد می شوند و متعلق به او هستند، از طریق اطاعت به او و پدر خدمت خواهند کرد.
از طریق اطاعت از کلمه, شما وارد شوید عشق و تحمل کنید میوه روح.
شما اطاعت از خدا ثابت می کند که شما عیسی و پدر را دوست بدار بالاتر از همه و میوه روح ثابت می کند که شما از آن او هستید و در او زندگی می کنید.
تا زمانی که کسی در عصیان خدا زندگی کند و به گناه ادامه دهد و حتی گناه را تأیید و تأیید کند., سپس شخص هنوز به تاک سدوم پیوند زده می شود.
فرمانروای این جهان, شیطان, پدر و استاد اوست. از این رو با گام نهادن بر اراده و فطرت او از او اطاعت می کند, باعث می شود که او ثمره مرگ را به بار آورد, که گناه است.
به همین دلیل خداوند آنها را به عواطف پلید واگذار کرد: زیرا حتی زنان آنها استفاده طبیعی را به چیزی که خلاف طبیعت است تغییر دادند: و همینطور مردان, ترک استفاده طبیعی زن, در شهوت خود سوختند; مردان با مردان کارهایی را انجام می دهند که نامناسب است, و در خود آن کیفر خطای خود را دریافت کردند. و همچنان که دوست نداشتند خدا را در علم خود نگه دارند, خداوند آنها را به ذهنی مطرود سپرد, برای انجام کارهایی که راحت نیستند; پر شدن از همه ناحق, فساد, شرارت, بی پروا بودن, بدخواهی; پر از حسادت, قتل, مناظره, فریب, بدخیمی; زمزمه گران, غیبت کنندگان, متنفران از خدا, ناخوشایند, افتخار, فخرفروشان, مخترعان چیزهای شیطانی, نافرمانی از والدین, بدون درک, عهد شکنان, بدون محبت طبیعی, تسلیم ناپذیر, بی رحم: که از قضاوت خدا آگاه است, کسانی که مرتکب چنین کارهایی می شوند مستحق مرگ هستند, نه تنها همین کار را انجام دهید, اما از کسانی که آنها را انجام می دهند لذت ببرید (رومیان 1:26-32)
وای بر بچه های سرکش, می گوید خداوند, که مشورت می گیرند, اما نه از من; و آن پوشش با پوشش, اما نه از روح من, تا گناه را بر گناه بیفزایند: آن پیاده روی برای رفتن به مصر, و از دهان من نپرسیده اند; تا خود را در قوت فرعون تقویت کنند, و اعتماد به سایه مصر! پس قوت فرعون شرم شما خواهد بود, و اعتماد در سایه مصر سردرگمی شما (اشعیا 30:1-3)
عدالت خدا
سدوم و گومورا چندین بار در کتاب مقدس به عنوان نمونه ای برای کسانی که غیر خدا زندگی می کنند و نشان دادن عدالت خدا و قضاوت او ذکر شده است. (A.O. 2 پیتر 2:6-10, جود 1:4-7).
وقتی دیگر ترس از خدا و تسلیم در برابر خدا و رابطه تجربی با او وجود ندارد, و مردم راه عدالت را ترک کردند, آنگاه گناه و گناه در زندگی مردم زیاد شده و سلطنت خواهد کرد, درست مثل سدوم و عمورا.
بگذار آن که کثیف است, او همچنان کثیف باشد و آن که مقدس است, بگذار او همچنان مقدس باشد
اونی که بی انصافه, بگذار او همچنان بی انصاف باشد: و آن که پلید است, بگذار هنوز کثیف باشد: و کسی که عادل است, بگذار او همچنان عادل باشد: و او که مقدس است, بگذار او همچنان مقدس باشد (وحی 22:11)
ما در یک سن زندگی می کنیم, که در آن مردمی که عادل هستند همچنان عادل هستند, و بنابراین آن ها, کسانی که مقدس هستند همچنان مقدس خواهند بود, و در آن مردم, کسانی که ظلم می کنند همچنان ظالم خواهند بود و بنابراین آنها, که کثیف هستند, هنوز کثیف خواهد بود.
غرور, خودخواهی, شورش, نافرمانی, خیانت, بی قانونی, مضحک, نفرت, واریانس, تقلید, غضب, نزاع, فتنه, بدیهی, حسادت, ارتباط کثیف, کفر, دروغ, مستی, قیافه, بت پرستی, جادوگری, فساد, زناشویی, نجس بودن جنسی, خشونت, قتل, و غیره. در زندگی بسیاری از مردم فراوان است و سلطنت می کند.
چیزی که قبلا غیرقابل تصور بود، بسیار عادی شده است. اما, همه این اعمال بدنی و این گناهان قبلاً در عهد عتیق و جدید رخ داده است. هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید, خداوند, عیسی, و روح القدس آن را شناخته است اراده خدا در مورد این اعمال نفسانی و ناپاکی ها.
خدا یک خدا و پدر روشن و شفاف است. او چیزی را پنهان نکرد و هیچ رازی را حفظ نکرد, اما خداوند همه چیز را آشکار کرد, که مردم باید بدانند, از طریق کلام او.
آن مؤمنان, کسانی که کلام او را نمی خوانند و مطالعه نمی کنند او را نمی شناسند. آنها با اراده او آشنا نیستند, او افکار و او راه ها.
آنها نیستند در عیسی مسیح ختنه شده است, از طرف دراز کشیدن گوشت, و لذا به او پیوند نمی زنند, اما آنها هنوز در تاک سدوم پیوند زده می شوند و در مزارع غموره زندگی می کنند.
آنها آنچه را که کلام می گوید انجام نمی دهند, اما آنها راه خود را می روند, درست مثل مردم سدوم و عموره, و بنابراین دستمزد آنها یکسان خواهد بود.
نمک زمین باش’







