همه مشغول هستند. هیچ کس وقت ندارد. مردم درگیر زندگی روزمره خود هستند. مردم در طول زمان حکومت نمی کنند, اما زمان بر مردم حکومت می کند. وقتی از مردم میپرسید که حالشان چطور است یا لطفی میکنید, تقریبا هر بار, می شنوید که می گویند سرشان شلوغ است. حتی مسیحیان اغلب آنقدر مشغول هستند که نمی توانند دعا کنند یا کتاب مقدس را بخوانند و مطالعه کنند. اما مشغول چه کاری هستند? مردم خیلی سرشان شلوغ است. آنها دیگر وقت ندارند. خوب, مردم وقت دارند, اما وقت خود را صرف چیزهایی می کنند که برایشان مهم است. درست مانند تمثیل شام بزرگ. همه مردم, کسانی که دعوت شده بودند بیش از حد مشغول کارهای خود بودند. همه افراد به یک اندازه زمان دریافت می کنند, اما آنها تصمیم می گیرند زمان خود را چگونه بگذرانند.
چه چیزی شما را در زندگی مشغول می کند?
خداوند به همه به یک اندازه زمان داده است. با زمانی که خداوند به شما داده چه می کنید? چه چیزی شما را در زندگی مشغول می کند? آیا مشغول انجام کار خود هستید? مشغول رسیدن به اهداف و کسب درآمد بیشتر باشید? مراقبت از خانواده خود? یا بیش از حد مشغول تلفن و شبکه های اجتماعی خود هستید, را تلویزیون, کامپیوتر, یا بازی? آیا شما بیش از حد با دوستان خود مشغول هستید؟, بیرون رفتن یا بیش از حد مشغول استراحت هستید?
تعریف «مشغول بودن» یا «بیش از حد مشغول بودن», برای هر فرد متفاوت است. کسی, که کار می کند 12 ساعتها در روز میتواند بگوید که او سرش شلوغ است و احساس میکند بیش از حد مشغول است, در حالی که کسی, که کار می کند 4-8 ساعت در روز, می تواند همین را بگوید و احساس کند.
وقتی مردم می گویند سرشان شلوغ است, این بدان معنا نیست که آنها مشغول هستند. آنها می توانند به جای مشغول بودن، احساس مشغله کنند.
آنها می توانند مشغول کارهایی باشند که لازم و ضروری است, اما می توانند مشغول کارهایی باشند که برایشان مهم است, در حالی که انجام آنها ضروری نیست و هیچ ارزشی به زندگی آنها نمی بخشد..
معنی مَثَل عشای اعظم چیست؟?
در تمثیل شام بزرگ, آقایی شام بزرگی آماده کرد و غلام خود را فرستاد تا مردم را بیاورد, که دعوت شدند. اما همه مردم بیش از حد به امور روزمره خود مشغول بودند. امور روزمره برایشان مهمتر از شام بزرگ آقا بود.
هنگامی که یکی از آنان که با او بر سر سفره نشسته بودند این سخنان را شنید, به او گفت, خوشا به حال کسی که در ملکوت خدا نان بخورد. سپس به او گفت, مردی شام بزرگی درست کرد, و به خیلی ها بدید: و در وقت شام غلام خود را فرستاد تا به دعوت شدگان بگوید, بیا; زیرا همه چیز اکنون آماده است. و همه با یک رضایت شروع به بهانه جویی کردند. اولی به او گفت, من یک تکه زمین خریده ام, و باید برم و ببینمش: دعا میکنم مرا معذرتخواهی کنی. و دیگری گفت, من پنج یوغ گاو خریده ام, و من برای اثبات آنها می روم: دعا میکنم مرا معذرتخواهی کنی. و دیگری گفت, من با همسری ازدواج کرده ام, و بنابراین من نمی توانم بیایم. پس آن خادم آمد, و به پروردگارش این چیزها را نشان داد.
سپس صاحب خانه که عصبانی بود به خدمتکارش گفت, سریع به خیابان ها و معابر شهر بروید, و فقرا را به اینجا بیاور, و معلول, و توقف, و نابینایان. و خادم گفت, پروردگار, همانطور که تو دستور داده ای انجام می شود, و با این حال جا هست. و خداوند به خادم گفت, به بزرگراه ها و پرچین ها بروید, و آنها را مجبور به ورود کنید, تا خانه ام پر شود. زیرا من به شما می گویم, که هیچ یک از آن مردانی که دعوت شده اند طعم شام من را نخواهند چشید (لوقا 14:15-24)
همه خیلی سرشان شلوغ بود, هیچ کس برای شام بزرگ پروردگار وقت نداشت
همه دعوت را پذیرفتند, اما زمانی که زمان شام بزرگ فرا رسید, همه خودشان را بهانه کردند. همه آنها بیش از حد درگیر زندگی خود بودند, کارهای خودشان را انجام می دهند. آن چیزها مهمتر از وقت گذرانی با پروردگار و لذت بردن از شام بزرگ او بود. استاد عصبانی شد. به غلام خود دستور داد که به کوچه ها و کوچه های شهر برود و معلولان را بیاورد, فقرا, توقف, و نابینایان.
وقتی هنوز کمی جا مانده بود, ارباب به غلام خود دستور داد که به بزرگراه ها و پرچین ها برود. غلام سخنان اربابش را اطاعت کرد و به دستور اربابش عمل کرد.
استاد با صراحت گفت, که هیچ کدام از آن مردان, کسانی که در اصل دعوت شده بودند، شام او را می چشند.
در این تمثیل شام بزرگ, ما در مورد پدیده ای مشابه در عصر خود می خوانیم, یعنی مردم خیلی شلوغ هستند. آنها بیش از حد به امور روزمره و امور دنیا مشغولند.
مردم, کسانی که دعوت شده بودند نمی دانستند این شام کی برگزار می شود. همه دعوت را پذیرفتند. اما زمانی که زمان شام بزرگ فرا رسید, آنها بیش از حد مشغول انجام کارهای خود بودند.
مردم, که دعوت شدند, امور روزمره خود را مهمتر از شام می دانستند.
حقیقت این بود, که مردم نمی خواستند وقت خود را با ارباب بگذرانند, اما می خواستند وقت خود را صرف امور خود کنند.
امور خودشان مهمتر از شام آقا بود. مردم خیلی شلوغ نبودند, اما آنها فقط اولویت های دیگری داشتند. آنها به راحتی می توانستند امور خود را برای مدتی کنار بگذارند, و برای شام وقت گذاشت. اگر واقعاً می خواستند در شام شرکت کنند، می توانستند این کار را انجام دهند. اما آنها نخواستند.
داستان و تفاوت مارتا & مریم
در لوک 10:38-32 ما داستان مارتا و مریم و تفاوت مارتا و مریم را می خوانیم. مارتا مشغول تهیه غذا و خدمت به مردم بود, که از نظر مارتا ضروری و مهم به نظر می رسید. مارتا از این واقعیت که خواهرش مری اولویت های دیگری داشت و به او کمک نمی کرد آزرده شد. به گفته مارتا, مریم کاری نکرد. مریم فقط نزد عیسی نشست’ پا گذاشتند و به او گوش دادند.
حالا این اتفاق افتاد, همانطور که آنها رفتند, که او وارد یک روستا شد: و زنی به نام مارتا او را در خانه خود پذیرفت. و او یک خواهر به نام مریم داشت, که همچنین بر پای عیسی نشست, و سخن او را شنید. اما مارتا در مورد خدمت زیاد دست و پا بسته بود, و نزد او آمد, و گفت, پروردگار, آیا برایت مهم نیست که خواهرم مرا تنها گذاشته است تا خدمت کنم؟? پس از او بخواه که به من کمک کند. و عیسی پاسخ داد و به او گفت, مارتا, مارتا, تو در مورد خیلی چیزها مراقب و نگران هستی: اما یک چیز لازم است: و مریم آن بخش خوب را انتخاب کرده است, که نباید از او گرفته شود (لوقا 10:38-42)
زیاد مشغول چیزهایی نباشید که مهم نیستند
مارتا نزد عیسی رفت و از او خواست که به مریم بگوید تا در تهیه غذا به او کمک کند. اما عیسی به مارتا گفت, که او مراقب و مضطرب بود (نگران) در مورد خیلی چیزها, که مهم نبودند.
عیسی به مارتا پاسخی را که انتظارش را داشت نداد. عیسی مارتا را به خاطر کار سختش تعریف نکرد و به مریم نگفت که به او کمک کند. عوض, عیسی به مارتا گفت که مریم قسمت خوب را انتخاب کرده است, که از او گرفته نمی شود.
مریم با عیسی معاشرت کرد و برای گوش دادن به سخنان او وقت گذاشت. مری نگران چیزهای دیگری نبود که ضروری نبود. اما مریم به آنچه برای او مهم بود اولویت داد, گذراندن وقت با عیسی.
می خواهید با کسی که دوستش دارید وقت بگذرانید
وقتی کسی را دوست داری, می خواهید با آن شخص وقت بگذرانید. شما می خواهید نزدیک باشید و آن شخص را بشناسید. چون نمی توانید از راه دور کسی را بشناسید. در مورد عیسی هم همینطور است.
وقتی میگی عاشق عیسی هستی, اما شما نمی خواهید با عیسی وقت بگذرانید, پس مشکلی وجود دارد.
شما می توانید تلویزیون مسیحی یا یوتیوب را تماشا کنید و در تمام طول روز موعظه ها را بشنوید, اما این جایگزینی برای گذراندن وقت با عیسی نیست. این همچنین می تواند یک انحراف برای دور نگه داشتن شما از کتاب مقدس و دعا باشد.
عیسی کلام زنده است. وقتی در Word وقت می گذرانید, کتاب مقدس, سپس با او شریک می شوید.
چقدر با عیسی وقت می گذرانید; کلمه?
اینکه چقدر با عیسی وقت می گذرانید به این واقعیت بستگی دارد که چقدر عیسی را دوست دارید. وقتی عیسی واقعا برای شما مهم است, کارهای روزانه خود را کنار می گذارید تا با او باشید و با او وقت بگذرانید.
نه هر کس که به من می گوید, پروردگار, پروردگار, وارد ملکوت آسمان خواهد شد; اما کسی که اراده پدر من را که در آسمان است انجام می دهد. بسیاری در آن روز به من خواهند گفت, پروردگار, پروردگار, آیا به نام تو نبوت نکرده ایم؟? و به نام تو شیاطین را بیرون کردند? و به نام تو کارهای شگفت انگیز بسیاری انجام دادم و آنگاه به آنها اقرار خواهم کرد, من هرگز تو را نشناختم: از من برو, شما که گناه می کنید (متیو 7:21-23)
عیسی گفت, که او آنها را نمی شناخت. آنها شیاطین را بیرون کردند و به نام او نبوت کردند, اما عیسی آنها را نمی شناخت. آنها با عیسی وقت نمی گذاشتند تا او را بشناسند و اراده پدر را بشناسند و اراده پدر را انجام دهند.. (همچنین بخوانید: ‘احکام خدا و احکام عیسی').
آنها کارهایی را انجام دادند که عیسی به آنها دستور داد, اما آنها آنها را از رابطه خود با عیسی انجام ندادند. این افراد به خواست او راه نمیرفتند, از آنجایی که عیسی گفت که آنها به جای اینکه عدالت خواه باشند، مرتکب گناه بودند. آنها طبق خواست پدر راه نمی رفتند.
در مورد آثار نیست, اما این در مورد رابطه با او است, که فقط با صرف وقت با او در کلام و دعا می توانید داشته باشید. آثار به طور خودکار شما را دنبال خواهند کرد. اما روی کارها تمرکز نکنید و به کارهای بالاتر از وقت گذرانی با عیسی اولویت بدهید. (همچنین بخوانید: دین یا نسبت?).
برای عیسی خیلی شلوغ نباش
شما می توانید آنقدر مشغول انجام کارهای مختلف برای کلیسا باشید, که وقت ندارید در کلام صرف کنید و عیسی را بشناسید, وصیت او, و انجام اراده او. به خاطر آن, شما هرگز واقعاً او را نخواهید شناخت.
خطر است, که می توانید یک عیسی خیالی بسازید, که در زندگی شما تبدیل به یک بت می شود و شما را از عیسی مسیح واقعی دور می کند. بنابراین, مراقب باشید! (همچنین بخوانید: عیسی تقلبی که مسیحیان تقلبی تولید می کند).
از زمان به عنوان بهانه ای برای کاری که نمی خواهید انجام دهید استفاده نکنید. نگو که خیلی سرت شلوغه. اگر واقعاً بخواهید همیشه می توانید وقت بگذارید. بنابراین برای عیسی مسیح خیلی مشغول نباشید، بلکه برای او وقت بگذارید.
همه چیز مربوط به این است که قلب شما کجاست. جایی که دلت هست, اینجا جایی است که وقت خود را صرف آن خواهید کرد و گنج شما در آنجا خواهد بود.
«نمک زمین باش»



