تحمل, آغاز پایان

روحیه تساهل روحیه بسیار فعالی در کلیسا است که زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار داده است. علیرغم آنچه مسیحیان فکر یا اعتقاد دارند, این روح تسامح روح خدا نیست. از کجا می دانید? این روح با خیر شمردن شر و توجیه فسق، خدا و کلام او را تضعیف می کند, به موجب آن کلیسا همه و همه چیز را می پذیرد و تحمل می کند. خوب, نه همه. عیسی مسیح واقعی, پسر خدا و کلام زنده, و پیروان او مستثنی هستند, زیرا آنها بیش از حد قانونی و قضاوت کننده در نظر گرفته می شوند. بیایید به این روح خطرناک و مخرب تساهل و آنچه کتاب مقدس در مورد مدارا در کلیسا می گوید نگاه کنیم..

روح بردباری در برابر خداوند طغیان می کند

روح بردباری روح خطرناکی از پادشاهی تاریکی است, زیرا این روح بسیار دوست داشتنی و معصوم به نظر می رسد و به نظر می رسد بهترین نیت را برای مردم دارد, در حالی که در حقیقت این یک روح ویرانگر در کلیسا است که زندگی مؤمنان را نابود می کند.

این روحیه مدارا تسلیم خدا نمی شود, اما در برابر خدا و همه سخنان او عصیان می کند, احکام و احکام و طرفداری از احساسات و حقوق جسمانی و زندگی گناه آلود در تاریکی, به جای قدوسیت و عدالت خدا و زندگی مقدس در نور. 

آیه افسسیان کتاب مقدس 5-6 مبادا کسی شما را با سخنان بیهوده فریب دهد زیرا به خاطر این چیزها خشم خدا بر فرزندان نافرمانی می آید.

این روحیه تساهل در جسم عمل می کند و احساسات و عواطف مردم را جلب می کند و باعث می شود مردم به کلمات کتاب مقدس از دیدگاه انسانی نگاه کنند., به موجب آن کلام خدا به جای روح از جسم بررسی می شود.

روحیه بردباری سخنان خدا را چنان لطیف منحرف می کند که کلمات به صدا در می آیند, پارسا, مقدس و دوست داشتنی, همانطور که از جانب خدا آمده است, در حالی که در حقیقت آنها از شیطان می آیند و به شرارت در کلیسا دامن می زنند.

زیرا روحیه تساهل و بردباری دریچه ای را برای دانش و خرد جهان باز می کند (از طریق افراد تحصیل کرده), که مردم به آن اعتقاد دارند و به آن تکیه می کنند, و گناه, که مردم از آن لذت می برند و سیر نمی شوند.

این راه, این روح اغواگر کلیسا را ​​از طریق بردباری به بردگی می کشد و کلیسا را ​​به تسلیم شدن در برابر شیطان وا می دارد, که استاد روح بردباری و پدر انسان سقوط کرده است. 

روح بردباری عیسی مسیح را انکار می کند (کلمه)

روحیه تساهل نه تنها تضمین می کند که دانش و حکمت جهان در کلیسا باور و پذیرفته شود و توسط کلیسا حمایت شود., بلکه ادیان و فلسفه های بت پرستان و اعمال آن, که از کتاب مقدس منحرف شده و خدای پدر را انکار می کنند, عیسی مسیح پسر, و روح القدس.

شما باید به دیدگاه های دیگران احترام بگذارید و مخالفان را تحمل کنید. اما با پذیرش و مدارا با ادیان مشرکانه, فلسفه های شرقی, و کارهای شخصی که کتاب مقدس آنها را گناه توصیف می کند, مومنان به کسی کمک نمی کنند.

برعکس, از طریق این پذیرش و مدارا در کلیسا, آنها با راه رفتن به جهنم جان مردم را به خطر می اندازند.

آنها دروازه های ملکوت خدا را می بندند و آنها را از رفتن به راه زندگی ابدی باز می دارند.

در بالای آن, آنها کلیسا را ​​از طریق بردباری آلوده می کنند و نابودی سریع را بر خود وارد می کنند.

نجات کسی بدون پیروی از دستورالعمل ها, ممکن است به قیمت جان شما تمام شود

درست مثل این است که یک نفر با نجات شخص دیگری جان خود را از دست بدهد. به جای پیروی از دستورالعمل ها برای نجات قربانی غریق و در نظر گرفتن شرایط و نیروی آب, فرد از روی غریزه خود عمل می کند و در آب می پرد تا قربانی غریق را نجات دهد.. اما به جای نجات قربانی غرق شده, قربانی غرق شده امدادگر را به داخل آب می کشد و هر دو توسط آب بلعیده می شوند..

بسیاری از اوقات مؤمنان به همین ترتیب عمل می کنند. آنها از دستورالعمل های معنوی کتاب مقدس پیروی نمی کنند, اما از کلام خدا خارج می شوند و از روی غریزه نفسانی خود عمل می کنند, که کتاب مقدس می گوید که شما نمی توانید به آن تکیه کنید (A.O. ضرب المثل ها 3:5-6; 28:26; ارمیا 17:9).

با کافران معاشرت می کنند و سازش می کنند, فکر می کنند که روح یک نفر را برای عیسی به دست خواهند آورد. اما, آنها قدرت جهان را دست کم می گیرند. به جای نجات کافر, کافر مؤمن را به تاریکی می کشاند (جهان), و هر دو می میرند.

کلیسا بیش از حد تحمل کرده است

کلیسای مسیح بیش از حد تحمل کرده و در پوشش عشق و جلب روح با جهان سازش کرده است.. اما به جای به دست آوردن روح, بسیاری روح ها گم شده اند و بسیاری از مسیحیان مانند جهان در تاریکی زندگی می کنند.

این عمدتاً به این دلیل است که کلیسا با دنیا زنا کرد و خود را از خدا جدا کرد و راه خود را رفت و بر اساس دانش و درک خود حرکت کرد..

آیه کتاب مقدس 1 John 2:15 دنیا را دوست نداشته باش و آنچه در دنیاست

کلیسا دیگر روحانی نیست و سخنان خدا را باور نمی کند, و در نتیجه, طبق گفته های خدا زندگی نکن. اما کلیسا جسمانی شده و سخنان دنیا را باور می کند و بر اساس کلمات دنیا زندگی می کند.

زیرا کلیسا در ذهن او جسمانی و کور است, کلیسا در تاریکی راه می رود و نمی تواند دروغ های شیطان و کارهای تاریکی را از حقیقت خدا و کارهای نور تشخیص دهد..

کلیسا دیگر عروس بی لک مسیح نیست. اما از طریق اطاعت و اطاعت از روحیه مدارا, کلیسا با دنیا و گناه آلوده است.

کتاب مقدس می گوید, هر که می خواهد دوست دنیا باشد با خدا دشمن می شود و هر که گناه کند از خدا نیست و خدا را نمی شناسد.. بنابراین, اگر کتاب مقدس را باور کنیم, کلیسا دشمن خدا شده است و متعلق به خدا نیست و خدا را نمی شناسد (A.O. جیمز 4:4-5; 1 John 3).

جهان در دروغ زندگی می کند و بسیاری از مسیحیان را آلوده کرده است

دنیا در دروغ زندگی می کند و حقیقت را در اختیار ندارد. ذهن آن ها, که متعلق به جهان است, تاریک شده و وجدانشان را با آهن داغ جستجو می کنند. بنابراین, آنها تفاوت بین خوب و بد را نمی دانند (همانطور که در کتاب مقدس نوشته شده است) و از طریق روحیه مدارا, آنها همه شیوه های زندگی غیراخلاقی را مجاز می دانند و کارهایی را انجام می دهند که نزد خدا منفور است.

دنیا می گوید, که باید عاشقانه قدم برداری و به دیگران احترام بگذاری (بت پرستی) ادیان و فلسفه ها و ساختن پل ها, اما زمانی که یک مسیحی دوباره متولد شده بر اساس کلمات کتاب مقدس زندگی می کند, بعد ناگهان احترام گذاشت, عشق, و تحمل از بین رفته است.

تصویر صلیب و آیه انجیل جان 7:7 دنیا نمی‌تواند از شما متنفر باشد، اما از من متنفر است، زیرا من به آن شهادت می‌دهم که اعمالش بد است

مسیحیان واقعی عشق را تجربه نمی کنند, احترام و مدارا, اما نفرت, محکومیت, و آزار و اذیت.

شیطان فرمانروای جهان است و او و فرزندانش از مسیح و مسیحیان دوباره متولد شده که مسیح در آنها زندگی می کند متنفرند., زیرا مسیحیان شهادت می دهند که اعمالشان شیطانی است, درست مثل عیسی. (به. لوقا 6:22-23; John 7:7; 15:18; 1 John 3:13).

بنابراین آنها تمام تلاش خود را می کنند تا مسیحیان را بی اثر کنند و به سلطه خود توبه کنند (جهان) و آنها را متقاعد کنید که کارهایشان خوب است.

برای بخش بزرگی, آنها موفق شدند. زیرا از طریق دنیاپرستی مسیحیان روح مدارا وارد زندگی آنها شد, به موجب آن بردبار شده اند و گناه و اعمال شیطان را در زندگی خود جایز می دانند, ازدواج آنها, خانواده آنها, و همچنین در کلیسا.

بیشتر مسیحیان روح القدس را در خود ندارند و کتاب مقدس را مطالعه نمی کنند. بنابراین, آنها کلام را شخصاً و از طریق کلمه پدر نمی شناسند.

بسیاری از مسیحیان روح جهان را دارند و خود را از طریق کانال های جهان تغذیه می کنند

آنها روح جهان را دارند و از طریق کانال های جهان, آنها روزانه خود را با کلمات تغذیه می کنند, دانش, خرد, و چیزهای این دنیا, به موجب آن آنها همان ذهن جسمانی دنیا را دارند و مانند دنیا عمل می کنند و زندگی می کنند.

تایید می کنند همه چیز و همه چیز و همه را تحمل کنید, به این فکر می‌کنند که نیکی می‌کنند و با عشق راه می‌روند و با اعمال خود عیسی را تعالی می‌بخشند و پدر را خشنود می‌سازند, در حالی که در حقیقت در دشمنی با خدا در دروغ زندگی می کنند.

برای پاکان همه چیز پاک است: اما برای آنها که ناپاک و کافر هستند پاکیزه نیست; اما حتی ذهن و وجدان آنها نیز آلوده است. آنها اقرار می کنند که خدا را می شناسند; اما در آثار او را انکار می کنند, نفرت انگیز بودن, و نافرمان, و برای هر کار نیکی مذموم

قند 1:15-16

روحیه تساهل در گذشته دشمن کلیسا بود

اکنون روحیه مدارا دشمن کلیسا بود. حواریون کلیسا از نظر روحی بیدار بودند, فعال, و تماشا کرد. آنها این روح شیطانی را که سعی می کرد شرارت حاکم جهان را از طریق مدارا به کلیسا وارد کند، تشخیص دادند..

به محض اینکه چیزی را در روح شنیدند یا متوجه شدند, آنها قلم خود را گرفتند و به کلیسا نوشتند.

به عنوان مثال, در نامه پولس به کلیسای قرنتس در مورد زنا می خوانیم که بزرگان کلیسا تحمل می کردند..

پرندگان و کتاب مقدس آیه رومیان 6-1-2 آیا ما در گناه ادامه خواهیم داد تا فیض زیاد شود، خدای نکرده چگونه دیگر در آن زندگی کنیم

به جای اینکه از نفوذ این روح ناپاک تاریکی آگاه باشید و برای محافظت از روح کلیسا اقدام کنید. (زیرا کمی مایه خمیر مایه کل کلوخه می شود), و در را به او نشان داد, از طرف تحویل دادن شخص به دست شیطان, آنها اجازه دادند این روح زنا در کلیسا باشد.

این تعجب آور نیست, زیرا کلیسای قرنتس یک کلیسای جسمانی بود که کارهای جسمانی را انجام می داد (از جمله زنا).

بزرگان کلیسا کارهای نفسانی و مظاهر تاریکی در کلیسا را ​​تحمل می کردند.

وجود نداشت پدر و مادر معنوی و اقتدار. آموزش درستی وجود نداشت, اصلاح و تنبیه. نه, این همه توسط پولس روحانی انجام شد, که آنچه اتفاق افتاد را شنید و حتی از راه دور آنچه را که در کلیسا اتفاق افتاد در روح دید و با کلیسا روبرو شد.

پولس به مؤمنان یادآوری کرد و تأکید کرد, که مردم, که مدام گناه می کنند, نه وارد پادشاهی خدا می شود و نه وارث آن می شود. و این حقیقت هنوز هم صادق است (A.O. 1 قرنتیان 6:9-10; گالاتیان 5:19-21).

تجلیل شما خوب نیست. نمی دانید که کمی خمیرمایه کل کلوخه را خمیر می کند? پس خمیر مایه کهنه را پاک کنید, تا ممکن است یک توده جدید باشید, همانطور که شما فطیر هستید. زیرا حتی مسیح فصح ما برای ما قربانی شده است: بنابراین اجازه دهید عید را نگه داریم, نه با خمیر مایه کهنه, نه با خمیرمایه بدخواهی و شرارت; اما با نان فطیر صداقت و راستی

1 قرنتیان 5:6-8

کلیسا حقیقت خدا را رد کرده و روح مدارا را مجاز دانسته است

اما به دلیل غرور و دنیا طلبی کلیسا و به دلیل اینکه کلیسا به دانش و درک خود متکی است (بینش) و خود را بر خدا و کلام او برتری می بخشد, کلیسا این حقیقت را رد کرد و روح بردباری را مجاز دانست و تسلیم این روح شد.

چون این روحیه, که قبلاً دشمن کلیسا بود و نمی توانست وارد کلیسا شود, اکنون به یکی از رهبران روحانی و جانشین روح القدس در زندگی مؤمنان و در کلیسا تبدیل شده است..

روحیه مدارا اقتدار را تضعیف می کند, تقدس, و عدالت خدا, با تایید شر

روحیه بردباری با پذیرش گناه اقتدار و قداست و عدالت خداوند را تضعیف می کند. اما به دلیل خواب عمیق معنوی و کوری, مسیحیان این را نمی بینند.

به دلیل عدم آگاهی از کلام خدا و نادانان مسیحیان, بسیاری از آنها دوباره متولد نشده و روحانی نیستند و از صمیم قلب به کلام خدا ایمان ندارند. بنابراین, آنها در برابر کلمه تزلزل ناپذیر نمی مانند.

برای بسیاری از مسیحیان ایمان دیگر تضمینی کامل نیست, اما سوال برانگیز. این به این دلیل است که ذهن جسمانی آنها توسط انجیل مدرن ساخته شده توسط انسان و تأثیر جهان قدرت یافته است.

کلام خدا دیگر رهبری نمی کند و مسیحیان دیگر در چارچوب کتاب مقدس زندگی مقدسی ندارند. اما کلمات, احساس, و تجربیات انسانهای نفسانی پیشرو شده است, به موجب آن تساهل دارای اختیار است.

بردباری آغاز همبستگی نیست, وحدت, و یک برداشت عالی, اما مدارا آغاز پایان است.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.