برای ایجاد تفاوت یا تغییر تنها به یک نفر نیاز است, چه مثبت و چه منفی. این در مورد کلیسا نیز صدق می کند; بدن مسیح, که نشان دهنده پادشاهی خدا بر روی زمین است. یک شخص می تواند به کلیسا ارزش بیافزاید و سازنده باشد یا یک فرد می تواند دردسرهای زیادی ایجاد کند و مخرب باشد. آچان چنین فردی بود, که برای قوم خدا دردسرهای زیادی ایجاد کرد, هنگامی که از سخنان خدا نافرمانی کرد و گناه کرد. گناه او نه تنها بر زندگی او بلکه بر کل جماعت تأثیر گذاشت. تمام جماعت اسرائیل مورد نفرین قرار گرفتند و از خدا جدا شدند. در حال حاضر, ما دیگر در عهد قدیم زندگی نمی کنیم. اما چه اتفاقی برای کلیسا می افتد اگر یکی از اعضای کلیسا در گناه استقامت کند و از توبه و رفع گناه امتناع کند.? کتاب مقدس در مورد گناه در کلیسا چه می گوید و کلیسا باید چه کند؟, وقتی کسی در گناه استقامت می کند?
با رفتار سرکش یک نفر تمام جماعت ملعون شدند
در پست قبلی ‘دره آکور', پیروزی قوم اسرائیل و سقوط اریحا مورد بحث قرار گرفت. قوم اسرائیل بر اریحا غلبه کردند و فتح کردند, زیرا یوشع و قوم اسرائیل, مطیع سخنان خدا بودند. آنها دستورات خدا را دنبال کردند و به همین دلیل, سخنان او برآورده شد.
وقتی شهر جریکو گرفته شد, به مردم دستور داده شد که:
- خود را از امر ملعون حفظ کنند, در غیر این صورت, اردوگاه اسرائیل ملعون خواهد شد
- تمام نقره را بردار, و طلا, و ظروف برنجی و آهنی, آن را به خداوند تقدیم کن, و آن را به خزانه خداوند بیاورید
ممکن است فکر کنید که حفظ این دستورات آسان بود, اما برای یک مرد نگه داشتن این احکام چندان آسان نبود.
یک نفر از این احکام سرپیچی کرد و گناه کرد. نام این مرد آچان بود. آکان توسط کلمات خدا هدایت نشد, اما او توسط شهوت جسم خود هدایت شد. آکان آنچه را که متعلق به خداوند بود گرفت.
با عمل او, آکان نه تنها نسبت به یوشع نافرمانی کرد, اما او نافرمانی خدا شد.
آکان هیچ احترامی برای خدا قائل نبود, از خدا نمی ترسید, و خداوند را به عنوان خدای متعال تصدیق کرد. آکان خدا را دوست نداشت, زیرا آکان احکام او را نگاه نمی داشت.
آکان همسایهاش را مثل خودش دوست نداشت. زیرا آکان میدانست که اگر ملعون را کنار بگذارد چه عواقبی برای جماعت خواهد داشت.
اما آکان خود را دوست داشت و شهوت جسمش او را هدایت می کرد. دو فرمان, که نمایانگر کل قانون خداست: خدا را بیش از هر چیز دوست بدار و همسایه خود را مانند خود دوست بدار, در زندگی او حضور نداشتند.
آکان تسلیم شهوت جسمانی خود شد و از خدا نافرمانی کرد. از طریق نافرمانی آکان از خدا, تمام جماعت ملعون شدند و از خدا جدا شدند (جاشوا 7:11).
آچان هیچ پشیمانی نشان نداد
آچان هیچ نوع پشیمانی نشان نداد و این کار را نکرد توبه کردن از عمل او. وقتی وسایل را در زمین چادرش پنهان کرد، پشیمان نشد. و نه زمانی که هزاران برادر کشته شدند, در طول تلاش برای فتح شهر آی. آکان حتی زمانی که ملعون باید از بین مردم حذف می شد و یوشع قوم اسرائیل را صدا می کرد پشیمان نشد.. آچان فقط پیش رفت و وانمود کرد که کار اشتباهی انجام نداده است. وقتی آکان در میان مردم ایستاد, آچان چیزی نگفت.
قلب آکان سخت شده بود و به همین دلیل آکان هیچ ندامتی نشان نداد و از اعمال خود پشیمان نشد..
شاید اگر آچان پشیمان می شد و از کار خود پشیمان می شد, همه چیز برای آچان و خانواده اش به گونه ای دیگر به پایان می رسید. اما این چیزی است که ما هرگز نمی دانیم.
به هر حال, مردم در برابر یوشع ایستادند, و در نهایت, آکان به عنوان یک نفر منصوب شد, که بر جماعت لعنت فرستاده بود و بین خدا و قومش جدایی انداخته بود.
جماعت نیاز به تقدیس داشت
آچان یکی بود, که از سخنان خدا نافرمانی کردند, به موجب آن شر وارد شد. با عمل یک نفر, تمام جماعت تحت تأثیر شر قرار گرفتند. درست مثل آدم, که گناه کرد, و به واسطه گناه او مرگ وارد نسل بشر شد و نسل انسان فاسد شد. در نتیجه, انسان در جسمی گناهکار متولد میشود و تحت سلطه مرگ زندگی میکند.

قوم مقدّس خدا به شرّ آلوده شدند و از خدا جدا شدند.
بنابراین جماعت نیاز به تقدیس و مقدس شدن داشتند, تا خدا بتواند دوباره با قوم خود شراکت داشته باشد.
چگونه جماعت را تقدیس کردند? با زدودن شر از میان آنها
اما, خانواده اش, نقره, لباس, گوه طلا, گاوهای او, الاغ ها, گوسفند, چادرش, و تمام اموال او را به دره آکور آوردند, جایی که کشته شدند.
آکان از خدا نمی ترسید
آچان عشق و عظمت خدا را دید و تجربه کرد. دید که هر حرف خدا تحقق یافت. آکان باید از خدا می ترسید, بخاطر کاری که انجام داده بود. اما آکان از خدا نمی ترسید. بنابراین, او از فرمان خدا سرپیچی کرد و از ملعون دزدی کرد. با عمل نافرمانی او, تقریبا 3000 مردم کشته شدند.
آکان فکر کرد که خدا آنچه را که انجام داده است نخواهد دید. اما خدا همه چیز را می بیند, او قادر مطلق است.
گناهکار در گناه استقامت می کند
بسیاری از مردم مانند آچان زندگی می کنند, به عنوان گناهکاران ناپاک. آنها در برابر کلام خدا قیام می کنند و کارهایی را انجام می دهند که مخالف اراده خداست و بر گناه استقامت می کنند. دلایل این رفتار چه می تواند باشد?
- آموزه های اشتباه (آموزه های دروغین) که مؤمنان را گمراه می کند
- آنها ذهن خود را با کلام خدا تجدید نمی کنند. آنها کتاب مقدس را مطالعه نمی کنند و بنابراین از کلام خدا بی اطلاع هستند و اراده خدا را نمی دانند.
- آنها حاضر نیستند جان خود را بگذارند و کارهای بدن را به تعویق انداخت
- عشق آنها به دنیا و هر آنچه در درون آنهاست بیشتر از عشق آنها به عیسی و پدر است.
خدا نمی تواند با گناه شراکت داشته باشد
درست مثل اینکه خدا نمی تواند با گناه شراکت داشته باشد (بد), همانطور که در زندگی آدم می بینیم, قابیل, اما, سیمسون, سائول, دیوید, سلیمان, و غیره. خدا هنوز نمی تواند با گناه شراکت داشته باشد.
حتی در عیسی’ زندگی, ما می بینیم, که وقتی عیسی تمام گناهان جهان را بر خود گرفت, خدا عیسی را ترک کرد. خدا نمی تواند با گناه شراکت داشته باشد.

این هنوز هم است. خدا نمی تواند با گناه شراکت داشته باشد.
عیسی و خون عیسی انسان را با خدا آشتی می دهند و به پادشاهی او دسترسی پیدا می کنند. به خون گرانقدرش, شما از ذات گناه آلود خود شسته شده اید; که پر از گناه و معصیت است.
عیسی آمد تا گناهکاران را به توبه بکشاند و اسیران را آزاد کند. عیسی به این زمین آمد و جان خود را داد, برای مقابله با مشکل گناه نسل بشر, یک بار برای همیشه.
عیسی مصلوب نشد و عیسی نمرد, تا مردم بتوانند در گناه زندگی کنند.
خون عیسی یک قربانی بود, این بخشش گناه بود و نه اجازه ادامه گناه.
اونوقت چی بگیم? آیا ما به گناه ادامه خواهیم داد, این فیض ممکن است فراوان باشد? خدای ناکرده. چگونه باید, که برای گناه مرده اند, دیگر در آنجا زندگی کنید (رومیان 6:1-2)
پس چی بگیم? آیا ما عادتاً نگرش وابستگی را حفظ کنیم؟, تسلیم شدن به, و صمیمیت با فطرت گناهکار تا فیض فراوان شود? باشد که هرگز چنین چیزی رخ ندهد. چگونه برای ما ممکن است, چنین افرادی که ما هستیم, که یک بار برای همیشه از طبیعت گناهکار جدا شده اند, دیگر در چنگال آن زندگی کنم (رومیان 6:1-2 KW)
خدا قدوسیت را به جای گناه در کلیسا می خواهد
بسیاری از آموزه های اشتباه وارد کلیسا شده است, به موجب آن صلیب و خون عیسی, مردن به خود, به تعویق انداختن کارهای بدن, و تقدیس جایگزین شده است, با موعظه های انگیزشی «احساس خوب». لطف و محبت کاذب برای تحمل و چشم پوشی از گناه در کلیسا استفاده می شود. (همچنین بخوانید: آیا کلیسا به لانه دزدان تبدیل شده است؟?).
بسیاری از واعظان از موعظه عیسی مسیح می ترسند, صلیب, خون, رستاخیز, تقدیس, تقدس, حریف, و غیره. چون این یعنی, که آنها نیز باید انجام دهند, آنچه را که موعظه می کنند و بسیاری اوقات نمی خواهند.
واعظان هم هستند, که از موعظه سخنان سخت به اهل جماعت می ترسند. زیرا می ترسند مردم آزرده شوند و عصبانی شوند و کلیسا را ترک کنند یا آنها را مورد آزار و اذیت قرار دهند.
متاسفانه, حقیقت این است که بسیاری از مردم دیگر نمی توانند "آموزه های واقعی" را تحمل کنند. آنها نمی خواهند با رفتار و سیر نفسانی خود مواجه شوند. بنابراین, رهبران کلیسا به جای مقابله و اصلاح اعضای کلیسا گناه را در کلیسا تحمل کرده و می پذیرند.. آنها کلام خدا را با شهوات و امیال مردم تنظیم می کنند و اجازه می دهند مردم در گناه بمانند.
گناه در کلیسا باعث جدایی از خدا می شود
با توجه به واقعیت, که مردم در گناه بمانند و مانند دنیا زندگی کنند, و بنابراین گناه را در کلیسا تحمل کرده و بپذیرید, بسیاری از کلیساها و جماعت ها از خدا جدا شده اند. عیسی می گوید, هر که به گناه ادامه دهد، بنده گناه است (John 8:34).
وقتی بنده گناه باشی گناهکار هستی. همه ما می دانیم, که پدر گناهکاران, شیطان است و گناهکار ملکوت خدا را به ارث نخواهد برد.
بنده گناه, نمی تواند بر گناه سلطنت کند, زیرا گناه بر او حاکم است
عیسی به آنها پاسخ داد, در حقیقت, در حقیقت, من به تو می گویم, هر که گناه کند، بنده گناه است. و خادم تا ابد در خانه نمی ماند: اما پسر همیشه می ماند. پس اگر پسر شما را آزاد کند, شما به راستی آزاد خواهید بود (John 8:34-36)
دانستن این, که پیر ما با او مصلوب شده است, تا بدن گناه از بین برود, که از این پس نباید خدمت گناه کنیم (رومیان 6:6)
اونوقت چی? گناه کنیم, چون تحت قانون نیستیم, اما تحت فضل? خدای ناکرده. نمیدونی, که خود را بندگانی برای اطاعت از او می سپارید, شما بندگان او هستید که از آنها اطاعت می کنید; چه از گناه تا مرگ, یا از اطاعت از عدالت (رومیان 6:15-16)
شیطان تاج و تخت خود را در بسیاری از کلیساها ساخته است. پسرانش به او گوش می دهند, از او اطاعت کنید و سخنان او را موعظه کنید و سرکشی کنید (نافرمانی) به کلام خدا. چون شیطان پدر آنهاست, آنها متعلق به دنیا هستند و مانند آنها زندگی می کنند جهان.
به عنوان مقدسین در عیسی مسیح, ما باید میل جدی داشته باشیم که در قدوسیت و عدالت قدم برداریم. ما باید مطیع باشیم و مطیع مسیح باشیم, نه به این دلیل که مجبوریم, اما چون ما می خواهیم. باید در قلب ما آرزویی وجود داشته باشد که از صمیم قلب به او خدمت کنیم و مطابق میل او زندگی کنیم.
خدا در مورد گناه در کلیسا چه گفت؟?
در عهد عتیق, خدا به وضوح نشان می دهد, که او نمی تواند با مردم معاشرت داشته باشد, که در نافرمانی او راه می روند (در گناه), و حاضر به توبه نیستند.
در دل خود از برادرت متنفر نباش: تو باید به هر نحوی همسایه خود را سرزنش کنی, و بر او گناه نبر (لوییت 19:17)
اگر مردی پسری سرسخت و سرکش داشته باشد, که صدای پدرش را اطاعت نمی کند, یا صدای مادرش, و آن, هنگامی که او را تنبیه کردند, به آنها گوش نخواهد داد: آنگاه پدر و مادرش او را خواهند گرفت, و او را نزد بزرگان شهرش بیرون آورید, و به دروازه محل خود; و به بزرگان شهرش خواهند گفت, این پسر ما سرسخت و سرکش است, او صدای ما را اطاعت نخواهد کرد; او یک پرخور است, و یک مست. و جمیع مردان شهرش او را با سنگ سنگسار خواهند کرد, که او بمیرد: پس بدی را از خود دور کن; و تمامی اسرائیل خواهند شنید, و ترس (تثنیه 21:18-23)
لطفا توجه داشته باشید, این مجازات بخشی از عهد عتیق بوده و در مورد عهد جدید که با خون عیسی مسیح مهر شده است، اعمال نمی شود.. اما اصل علت و معلول شر, گناه در کلیسا در قلمرو روحانی, هنوز هم همان است.
عیسی درباره گناه در کلیسا چه گفت؟?
به علاوه اگر برادرت به تو تجاوز کند, برو و عیبش را بین تو و او به تنهایی بگو: اگر او شما را بشنود, تو برادرت را به دست آورده ای. اما اگر او صدای شما را نشنود, سپس یک یا دو مورد دیگر را با خود ببرید, که در دهان دو یا سه شاهد هر سخنی ثابت شود. و اگر از شنیدن آنها کوتاهی کند, آن را به کلیسا بگویید: اما اگر از شنیدن کلیسا غافل شد, بگذارید او برای شما مثل یک مرد بت پرست و یک باجگیر باشد (متیو 18:15-17)
مواظب خودتون باشید:اگر برادرت به تو تجاوز کرد, او را سرزنش کنید; و اگر توبه کند, او را ببخش (لوقا 17:3)
روح القدس در مورد گناه در کلیسا چه می گوید؟?
شایع شده است که در میان شما زنا وجود دارد, و زناکاری که در میان غیریهودیان نامیده می شود, که باید زن پدرش را داشته باشد. و تو پف کرده ای, و ماتم نگرفته اند, تا کسی که این کار را کرده است از میان شما گرفته شود.
برای من واقعا, به عنوان غایب در بدن, اما در روح حضور دارد, قبلا قضاوت کرده اند, انگار من حاضر بودم, در مورد کسی که این کار را انجام داده است, به نام خداوند ما عیسی مسیح, وقتی دور هم جمع شدید, و روح من, با قدرت خداوند ما عیسی مسیح, تا چنین کسی را به شیطان برای هلاکت جسم تحویل دهد, تا روح در روز خداوند عیسی نجات یابد. تجلیل شما خوب نیست. نمی دانی که اندکی خمیر مایه خمیر مایه کل کلوخه می شود? پس خمیر مایه کهنه را پاک کنید, که ممکن است توده جدیدی باشی, همانطور که شما فطیر هستید. زیرا حتی مسیح فصح ما برای ما قربانی شده است: بنابراین اجازه دهید عید را نگه داریم, نه با خمیر مایه کهنه, نه با خمیرمایه بدخواهی و شرارت; اما با نان فطیر صداقت و راستی.
من در رساله ای به شما نوشتم که با زناکاران معاشرت نکنید: با این همه نه با زناکاران این دنیا, یا با طمع, یا زورگیران, یا با بت پرستان; زیرا در آن صورت باید از دنیا بروید. اما اکنون به شما نامه نوشتم که همراهی نکنید, اگر کسی که برادر خوانده می شود، زناکار باشد, یا طمع, یا یک بت پرست, یا یک ریل, یا یک مست, یا اخاذی; با چنین یکی نه برای خوردن.
زیرا چه باید بکنم تا در مورد آنها که بیگانه هستند نیز قضاوت کنم? آیا آنها را که در درون هستند قضاوت نکنید? اما آنها که بی خدا هستند داوری می کند. پس آن شریر را از میان خود دور کنید (1 قرنتیان 5:1-13)
وقتی انسان در گناه زندگی می کند چه باید کرد؟?
وقتی برادر یا خواهری را می بینید که از خواست خدا نافرمانی می کند (اراده عیسی) و در گناه زندگی می کند, آن وقت موظف هستی که به تنهایی نزد آن شخص بروی و با آن شخص مقابله کنی. با گناهش. زیرا شخص نه تنها علیه خودش بلکه علیه شما و کل کلیسا نیز گناه می کند (جماعت).
شما پشت سر شخص بدگویی نمی کنید!. نه, در عوض با آن شخص روبرو می شوید.
اگر آن شخص به شما گوش دهد, سپس شما شخص را به دست آورده اید, برای پادشاهی خدا و از نابودی. اما اگر شخص نمی خواهد گوش کند و به زندگی در گناه ادامه دهد, سپس یک برادر یا خواهر را با خود می برید و دوباره با آن شخص روبرو می شوید.
اگر فرد هنوز مایل به گوش دادن نیست, سپس شما رهبران کلیسا را مطلع کنید و این موضوع را به آنها اعلام کنید.
اگر انسان سرکش بماند و حاضر به توبه و رفع گناه از زندگی خود نباشد, آنگاه با آن شخص مثل بت و باجگیر رفتار کن. این یعنی, که او را از کلیسا خارج کردید. یا همانطور که پل گفت, تو چنین کسی را به دست شیطان میسپاری.
شما گناه را در کلیسا تحمل نمی کنید و نمی پذیرید, اما گناه را از کلیسا حذف کنید. بنابراین, شما آن شخص را حذف می کنید, که در گناه استقامت می کند, از کلیسا, به طوری که فرد, دیگر در بدن مسیح شریک نخواهد بود.
وقتی فرد را از کلیسا حذف می کنید, شما کلیسا را از تحت تأثیر قرار گرفتن شیطان نجات خواهید داد. (همچنین بخوانید: ‘تحویل دادن انسان به دست شیطان یعنی چه؟?')
چگونه با گناه در کلیسا برخورد می کنید؟?
شما گناه را در کلیسا نمی پذیرید, اما شما گناه را برطرف می کنید. وقتی انسان دوباره متولد می شود, سپس روند تقدیس آغاز خواهد شد. هر مؤمنی که از نو متولد شده است باید فرآیند تقدیس را طی کند. هیچکس مستثنی نیست. هیچ کس نمی تواند زندگی کند, روشی که آنها قبل از تولد دوباره زندگی می کردند و مانند خلقت قدیمی زندگی می کردند (گناهکار) مثل دنیا.
روند تقدیس اتفاق نخواهد افتاد, به طور کلی, یک شبه. یک فرآیند است. اما چقدر زود بزرگ میشوی و به یک پسر بالغ خدا تبدیل میشوی, به یک چیز بستگی دارد, و آن است, عشق تو به خدا.
چقدر خدا را دوست داری? آیا او را بیش از همه دوست دارید؟ (از جمله خودت و دنیا)?
زیرا اگر بیش از همه خدا را دوست داشته باشید, اونوقت نمیخوای کاری بکنی, که او را ناخشنود می کند و باعث جدایی می شود.
ما کاملاً می دانیم که هرکسی که از خدا زاده شده و در نتیجه فردی بازتولید شده است، به طور معمول گناه نمی کند. (1 John 5:18)
شما باید طرز فکر قدیمی خود را تجدید کنید, که پر از دروغ های دنیاست (دروغ شیطان), با حقیقت کلام خدا. به طوری که شما شروع به فکر کردن کنید, سخن گفتن, رفتار کن, عمل, و به عنوان خلقت جدید راه برو (یک پسر خدا).
بدون تجدید ذهن, زندگی بر اساس خواست خدا غیرممکن است.
تقدیس توسط کلام خدا
پسری که دوباره متولد شده است (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند) هوشیار می شود و باید با آن مقابله کرد, با رفتار خاصی, یا با چیزهای خاصی در زندگی اش, که خوب به نظر می رسید, قبل از اینکه دوباره متولد شود, اما پس از خواندن کلام خدا, متوجه می شود که طبیعی نیست و خوب است. پس از مواجهه با حق, مؤمن دوباره متولد شده می تواند دو کار انجام دهد:
- او به کلام گوش می دهد و از کلام اطاعت می کند, و توبه کند و گناه را دور کند
- گوش هایش را می پوشاند, و اراده خودش را انجام می دهد, و در گناه زندگی می کند. زیرا عشق به جسم او بزرگتر از عشقی است که او به عیسی و خدا دارد
کلیسا توسط عیسی مسیح به عنوان یک نهاد روحانی منصوب شده است; یک حکومت روحانی از پادشاهی خدا بر روی زمین, برای تدریس, تجهیز کردن, درست کردن, و فرزندان خدا را تأدیب کنید. به طوری که, آنها بالغ خواهند شد و به عنوان پسران خدا روی این زمین راه خواهند رفت.
کلیسا باید بر اساس روح حرکت کند نه بر اساس جسم. کلیسا نباید با حواس او هدایت شود, افکار, احساس, عواطف, یافته ها, نظرات, و غیره. اما کلیسا باید توسط روح القدس و کلام رهبری شود.
وقتی سوال یا موقعیتی پیش می آید, این به این نیست که مردم در مورد آن چه فکر می کنند و چه می گویند, اما آنچه خدا در مورد آن فکر می کند و می گوید.
خدا در کلام خود بسیار واضح است. اما مشکل اصلی این است, که تنها تعداد کمی از مردم حاضرند به او گوش دهند و از سخنان او اطاعت کنند.
فقط چند نفر هستند, که حاضرند خود را تسلیم خدا کنند. زیرا تسلیم در برابر خدا یعنی, که باید گوشت خود را با تمام شهوات و هوس هایش مصلوب کنند و چیزهایی را از زندگی خود حذف کنند. و بسیاری از مردم حاضر به انجام این کار نیستند.
آنها آماده رفتن به کلیسا هستند, گوش دادن به خطبه ها, بخوان, و شاید کارهای خیریه انجام دهید, اما نمی خواهند با زندگی روزمره و رفتارشان مواجه شوند. آنها هیچ گونه مداخله ای از جانب افراد دیگر که به آنها می گویند چه کار کنند نمی خواهند.
رهبران کلیسای عیسی مسیح باید به عنوان پسران بالغ خدا زندگی کنند, که توسط روح القدس و کلام هدایت می شوند. آنها مسئولیت همه آن ارواح ارزشمند کلیسا را دارند.
اعضای کلیسا باید نگرش تمایل داشته باشند و پذیرای اصلاح باشند. آنها باید یکدیگر را دوست داشته باشند زیرا کلام می گوید همسایه خود را مانند خود دوست داشته باشید. یعنی, که وقتی ببینی برادر یا خواهری در گناه زندگی می کند, شما باید با او مقابله کنید. زیرا گناه به معنای اسارت در برابر شیطان است, و مزد گناه مرگ است (رومیان 6:22)
آیا شما همسایه خود را دوست دارید, اگر می خواهی او بمیرد? زیرا این همان کاری است که شما انجام می دهید, اگر گناهان او را تأیید و قبول کنید, و بگذار در گناه راه برود, بدون مواجهه با او.
با خون عیسی عاری از گناه
بله, شما از گناه آزاد شده اید, با خون عیسی و نه با اعمال شما. اما این بدان معنا نیست, که شما می توانید از خون عیسی برای ادامه دادن به دنبال بدن در گناه استفاده کنید.
اگر یکی از اعضای کلیسا مایل به تسلیم شدن در برابر اقتدار عیسی مسیح نباشد، اما بخواهد بر اساس میل خود زندگی کند, پس این شخص سرکش است و ماهیت شیطانی دارد نه روح القدس.
زیرا روح القدس با خدا یکی است, و عیسی, و سرکش نیست.
اگر کسی نمی خواهد ارسال کند, شخص اقتدار خدا را تضعیف می کند. شخص خدا را آن گونه که هست نمی شناسد. شخص نه تنها کلمه را رد می کند, که خدا به انسان داد, اما شخص خود خدا را طرد می کند.
کمی خمیر مایه کل کلوچه را خمیر می کند
کلمه می گوید, که کمی خمیر مایه, کل توده را خمیر می کند. بنابراین اگر مؤمن, عضوی از بدن عیسی مسیح, بر گناه در کلیسا استقامت می کند و در کلیسا می ماند, آنگاه گناه شخص بر کل کلیسا تأثیر خواهد گذاشت.
کلیسا در گناه او شریک خواهد بود و روح شورش بر زندگی سایر اعضای کلیسا نیز تأثیر می گذارد.. زیرا اعضای کلیسا یک بدن هستند.
پولس خمیرمایه کوچک را مثال زد, برای نشان دادن تأثیر گناه در کلیسا در قلمرو معنوی. متاسفانه, برای بسیاری از مسیحیان, پادشاهی خدا و قلمرو روحانی هنوز پنهان است.
کتاب مقدس در مورد گناه در کلیسا چه می گوید?
پذیرش گناه در کلیسا در نهایت باعث نابودی کلیسا می شود. به همین دلیل است که خدا, به همین دلیل است که عیسی, و به همین دلیل است که روح القدس می گوید (از طریق پولس و سایر ایمانداران, که کلیسا هستند) که اگر انسان سرکش باشد و حاضر به گوش دادن و تسلیم کلام خدا نباشد, برای خارج کردن فرد از کلیسا, و او را به دنیا تحویل دهید. به طوری که, شر از کلیسا حذف خواهد شد; بدن و کلیسا شفا خواهند یافت (مرمت شده) و ذخیره کرد.
کلیسا یک موسسه خیریه نیست, نه یک موسسه اجتماعی یا سرگرمی برای ایجاد انگیزه و سرگرمی مردم, تا آنها اوقات خوبی را در کلیسا داشته باشند.
کلیسا حکومت روحانی عیسی مسیح است, که نشان دهنده اقتدار و قدرت ملکوت خداست (دولت پادشاهی) روی زمین.
همه, که عیسی مسیح را اعتراف می کند, پسر خدا, به عنوان پروردگار زندگی آنها, سرکش نخواهند بود، بلکه تسلیم عیسی خواهند شد (کلمه) و آنچه عیسی به آنها می گوید را انجام دهید.
«نمک زمین باش»






