علاقه به ادیان شرقی, فلسفه, و تمرینات به طور قابل توجهی افزایش یافت. بسیاری از مردم معنویت و اعمال شرقی را پذیرفتند و به همین دلیل, راه شرقی در جامعه غربی برجسته است. شما فکر می کنید, که مسیحیان از معنویت و اعمال شرقی پرهیز کنند. اما متاسفانه, بسیاری از مسیحیان تسلیم روندها و روحیات جهان شدند و حکمت شرقی را مجاز دانستند, دانش, معنوی (التیامبخش)روش, و اعمال در زندگی آنها. به جای دور نگه داشتن دروغ های شیطان و قدرت های شیطانی از کلیسا, آنها دروازه های کلیسا را برای قدرت های اهریمنی و آموزه های دروغین باز کردند. آنها فلسفه ها و شیوه های شرقی را مسیحی کرده اند, با این فکر که می توانید تمرین طبیعی را از جنبه معنوی جدا کنید. اما شما نمی توانید ریشه سنتی معنوی را از خرد طبیعی جدا کنید, دانش, تکنیک ها, روش, و تمرینات بدنی, چون از معنویات سرچشمه می گیرند. در نتیجه, بسیاری از کلیساها با چیزهای غیبی آلوده شده اند.
آیا می توانید معنویات را از جسمانی جدا کنید?
افراد زیادی وجود دارند که خود را مسیحی می دانند و مراقبه شرقی را باور دارند و تمرین می کنند, ذهن آگاهی, یوگا, و/یا هنرهای رزمی. این مسیحیان می گویند که آنها فقط تکنیک ها را تمرین می کنند, روش, و تمرینات بدنی بدون مذهبی, فلسفی, و جنبه معنوی
آنها می گویند که تکنیک های مدیتیشن شرقی, روشهای تمرکز حواس و تمرینهای فیزیکی یوگا و/یا تکنیکهای رزمی هیچ زمینه معنوی ندارند. اما چگونه ممکن است? از آنجایی که این تکنیک ها, روش, تمرینات, و/یا تکنیک های رزمی از جنبه معنوی سرچشمه می گیرند و به طور جدایی ناپذیری به هم مرتبط هستند.
این تکنیک ها, روش, و اعمال از ارواح شیطانی ناشی می شود.
ارواح شیطانی از طریق مراقبه و مراقبه، عقل و دانش خود را به انسان های جسمانی بخشیدند کانال سازی. بنابراین, این تکنیک ها, روش ها و شیوه ها از الهامات و مکاشفات ناشی می شود (دیدگاه) از ارواح اهریمنی.
اگر این تکنیک ها, روش, تمرینات, و تکنیک های مبارزه از الهام ارواح اهریمنی ناشی می شود, چگونه می توانید این ارواح شیطانی را از این تکنیک ها جدا کنید, روش, تمرینات, و/یا تکنیک های رزمی?
این ارواح اهریمنی «صاحب» اینها هستند (مبارزه) تکنیک ها, روش, و تمرینات بدنی.
هر (مبارزه) تکنیک, روش, و تمرین بدنی حاوی وعده ای است که از طریق اعمال و تمرین انجام می شود.
درست مانند وعده های کتاب مقدس که از طریق اطاعت و با انجام کلام به واقعیت تبدیل می شوند, این روش ها, (مبارزه) تکنیکها و تمرینها نیز حاوی وعدههایی هستند که با اعمال و انجام آنها به واقعیت تبدیل میشوند.
زمانی که مردم درگیر مدیتیشن شرقی می شوند, ذهن آگاهی, یوگا, یا هنرهای رزمی و تمرین یک ژست یا تکنیک رزمی خاص, آنها از کلمات و تمرین روح شیطانی پیروی می کنند. از آن لحظه تعظیم می کنند و خود را تسلیم روح اهریمنی می کنند و این روح شیطانی را به زندگی خود دعوت می کنند.
شرکت در فلسفه ها و شیوه های شرقی دری را به روی قدرت های اهریمنی باز می کند
شما نمی توانید جنبه های مذهبی و معنوی را از ورزش بدنی جدا کنید. بنابراین شما نمی توانید جنبه معنوی را نادیده بگیرید, از آنجایی که از امر معنوی ناشی می شود.
این همچنین در مورد روش های جایگزین و جامع درمان صدق می کند, مانند طب سنتی چینی, داروی گیاهی چینی, آیورودا, ریکی, طب سوزنی, تکنیک های ماساژ, و غیره.
این همه دکترین شرقی, تکنیک ها, (التیامبخش)روش, و تمرینات بدنی از ذهن پیرمرد جسمانی سرچشمه می گیرد, که حکمت و دانش خود را از طریق مراقبه و ارتباط با ارواح شیطانی دریافت کرده اند.
این آموزه ها و اعمال از ادیان شرقی و فلسفه های شرقی سرچشمه می گیرند و بخشی از پادشاهی خدا نیستند..
این آموزه ها و اعمال شرقی در کتاب مقدس نوشته نشده است (کلام خدا). بنابراین, کلیسا باید این آموزه ها و شیوه های شرقی را رد کند.
خداوند به قوم خود دستور داد; کلیسای او, نگه داشتن اوامر او و با ادیان بت پرستی درگیر نشوید, فلسفه, و اقدامات. همه ادیان بت پرستی, فلسفه ها و اعمال از پادشاهی تاریکی سرچشمه می گیرند (A.O. خروج 20:3, تثنیه 12:1-32, ارمیا 10:1-5, 1 John 5:3).
بسیاری از مسیحیان ذهن جهان را دارند
اما, مشکل این است که بسیاری از افرادی که خود را مسیحی میخوانند، نفسانی هستند و ذهن دنیا را دارند. اهل دنیا هستند و عاشق دنیا و چیزهایی هستند که در دنیاست. بنابراین, آنها نمی خواهند از رویه های شرقی خودداری کنند، اما می خواهند شریک باشند.
آنها نمی خواهند با دنیا متفاوت باشند, اما آنها می خواهند در جریانات دنیوی شریک باشند. و به این ترتیب, آنها راهی برای تایید شیوه ها و روش های شرقی پیدا کردند, یعنی با مسیحی کردن این اعمال غیبی.
به این ترتیب, آنها می توانند مطابق میل خود زندگی کنند. آنها می توانند همان چیزهایی را که دنیا بگویند و انجام دهند, بدون اینکه در ذهنشان متهم شوند, فکر می کنند که هستند ذخیره شده است.
اما ریختن سس مسیحی مذهبی روی چیزهای این دنیا و مسیحی کردن ادیان و اعمال بت پرستانه, چیزی را در مورد حقیقت و ریشه های معنوی فلسفه های سنتی شرقی و شیوه های شرقی تغییر ندهید.
شما می توانید افراد غیر روحانی را فریب دهید و فریب دهید و آنها را وادار کنید که یوگای مسیحی را باور کنند, کدو حلوایی, دفاع از خود مسیحیان, هنرهای رزمی مسیحی, مراقبه مسیحی, و ذهن آگاهی مسیحی یا مسیحیت وجود دارد و هیچ اشکالی ندارد و بسیار دارد (سلامتی) منافع.
اما, مسیحیان دوباره متولد شدند, که فرزندان خدا هستند (این هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند) و به دنبال روح برو, ارواح را تشخیص دهد. بنابراین, آنها فریب این دروغ های شیطان را نخواهند خورد. آنها باید به عیسی مسیح وفادار بمانند و درگیر کارهای تاریکی نشوند.
آیا می توانید یوگا را فقط برای تمرینات بدنی انجام دهید?
نه, شما نمی توانید یوگا را فقط برای تمرینات بدنی انجام دهید. اگرچه افرادی هستند که خود را مسیحی می نامند و معتقدند و می گویند که شما می توانید جنبه معنوی سنتی را از تمرین بدنی جدا کنید. آنها یوگا را فقط برای تمرینات بدنی انجام می دهند و می گویند که یوگای غربی بی ضرر است و خطرناک نیست زیرا فقط کشش است.. اما این یک دروغ است!
حقیقت این است, که شما نمی توانید تمرینات فیزیکی یوگا را از منشاء مذهبی سنتی و منبع معنوی جدا کنید, زیرا از آن منبع معنوی سرچشمه می گیرد.
هیچ تفاوتی بین یوگا شرقی و یوگای غربی یا حتی یوگا مسیحی وجود ندارد. همه انواع یوگا و تمام تمرینات یوگا از یک منبع معنوی سرچشمه می گیرند.
تمام فلسفه های شرقی, دکترین ها, روش, و اعمال از طریق الهام از ارواح شیطانی سرچشمه گرفته است. هر ژست یوگا یک خدای هندو را می پرستد که در واقع یک روح شیطانی است.
همه کسانی که یوگا انجام می دهند با شیطان در یوغ قرار می گیرند. مهم نیست که نیت شما چیست یا به چه اعتقادی دارید. هر ژست دری را برای ورود روح شیطانی به زندگی شما باز می کند. (همچنین بخوانید: خطر یوگا).
افرادی که می گویند یوگا فقط جسمی است و معنوی نیست و شما می توانید جنبه های مذهبی و معنوی را از تمرینات بدنی جدا کنید., دروغگو هستند. آنها روح خدا را ندارند بلکه روح جهان را دارند. آنها به عیسی مسیح تعلق ندارند، بلکه متعلق به جهان هستند.
آیا می توانید جنبه فلسفی و معنوی را از تکنیک های رزمی جدا کنید?
نه, شما نمی توانید. افرادی هستند که یوگا تمرین نمی کنند, زیرا آنها اذعان دارند که از طریق مدیتیشن و تمرینات بدنی شما زندگی خود را برای ورود ارواح شیطانی باز می کنید.. این افراد معتقدند که نمی توان جنبه مذهبی و معنوی را از تمرینات بدنی جدا کرد. در ضمن, آنها هنرهای رزمی را تمرین می کنند و به اخلاق اخلاقی هنرهای رزمی اعتقاد دارند و/یا دفاع شخصی را که از هنرهای رزمی ناشی می شود ترویج می کنند.
آنها می گویند, که شما نمی توانید جنبه های مذهبی و معنوی را از تمرینات بدنی یوگا جدا کنید, اما اینکه می توانید جنبه های فلسفی و معنوی تکنیک های مبارزه فیزیکی هنرهای رزمی و تکنیک های دفاع شخصی را از هم جدا کنید.. اما این اصلا معنی ندارد!
زیرا اگر نتوانید جنبه های مذهبی و معنوی یوگا و تأثیر در قلمرو معنوی را از روش ها و تمرینات بدنی جدا کنید., شما نمی توانید جنبه های فلسفی و معنوی هنرهای رزمی و تأثیرات در قلمرو معنوی را از تکنیک های رزمی و تمرینات بدنی جدا کنید.
درست مثل یوگا, هنرهای رزمی یک روش زندگی است.
هنرهای رزمی یک فلسفه زندگی است, به موجب آن، فلسفه و شیوه ها به طور جدایی ناپذیری با یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین تفکیک آنها غیرممکن است.
راهبان بودایی از طریق یوگا هنرهای رزمی را توسعه دادند, مدیتیشن, و ارتباط با ارواح اهریمنی.
هر تمرین رزمی از طریق الهام از ارواح اهریمنی حاصل می شود, که متعلق به پادشاهی تاریکی هستند. (همچنین بخوانید: خطر ورزش های رزمی).
همانطور که یوگا منشأ خود را در دین بت پرستی دارد, هنرهای رزمی ریشه در فلسفه بت پرستی دارد که متعلق به پادشاهی تاریکی است. آموزه های آنها, اخلاق, و تمرینات بدنی کاملاً مخالف کلام خدا هستند (کتاب مقدس).
فلسفه ها و رویه های شرقی وجود خدا را انکار می کنند
هنرهای رزمی, یوگا و تمام تمرینات شرقی دیگر, منکر وجود خدا, عیسی مسیح, و روح القدس. انکار می کنند که خدا هست خالق از آسمان و زمین. آنها انکار می کنند که عیسی کلمه زنده و پسر خدای زنده است و روح القدس را انکار می کنند.
مردم می توانند هر کاری را به تنهایی انجام دهند و به خدا نیازی ندارند.
دلیل گمراه شدن رهبران کلیسا و تسلیم شدن در برابر فلسفه ها و شیوه های شرقی
حتی رهبران کلیسا نیز گمراه می شوند و تسلیم آموزه های شرقی و اعمال بت پرستی می شوند, زیرا آنها نفسانی هستند و متعلق به دنیا هستند. این رهبران کلیسا به فلسفه انسان و عقیده مردمی که می گویند می توان مذهبی ها را جدا کرد، اعتقاد دارند, فلسفی, و ریشه های معنوی از تمرین طبیعی مراقبه, ذهن آگاهی, یوگا, یا هنرهای رزمی.
رهبران کلیسا نیز وجود دارند که مراقبه را تمرین می کردند, یوگا, هنرهای رزمی یا هر هنر دیگری در زندگی قبلی خود, قبل از تبدیل آنها.
اما, به جای دست کشیدن کامل از این اعمال غیبی و حذف آنها از زندگی خود, آنها دانش و اعمال غیبی خود را به کلیسا برده اند.
بسیاری از رهبران کلیسا به درستی شروع کردند، اما در ادامه راه, آنها تحت فشار مؤمنان جسمانی که دارای ذهن جهان هستند و/یا به دلیل عشق قدیمی خود به ادیان شرقی تسلیم شدند., فلسفه, یوگا, و/یا هنرهای رزمی و ایمان واقعی را ترک کرده اند و ادیان شرقی و فلسفه های شرقی را با مسیحیت آمیخته اند و شیوه های شرقی را در کلیسا اتخاذ کرده اند..
بسیاری از رهبران کلیسا کلام خدا را با فلسفه های شرقی و شیوه های شرقی در هم آمیختند. آنها تغذیه را آموزش می دهند, مدیتیشن, ذهن آگاهی, یوگا, هنرهای رزمی (از جمله دفاع شخصی).
آنها در موعظه های خود از نمونه هایی از فلسفه ها و شیوه های شرقی و/یا تجربیات خود از زندگی قبلی خود استفاده می کنند., برای روشن شدن حقایق معنوی, به موجب آن شنوندگان در کلیسا تحت تأثیر قرار می گیرند و از این فلسفه های شرقی و اعمال غیبی آگاهی پیدا می کنند و آنها را خوب و مورد قبول خداوند می دانند..
اکنون روح به صراحت صحبت می کند, که در زمانهای آخر عده ای از ایمان دور خواهند شد, توجه به اغواگر ارواح و آموزه های شیاطین
1 تیموتی 4:1
ارواح شیطانی وانمود می کنند که روح القدس هستند
همانطور که این رهبران کلیسا خود را برای آموزه ها و اعمال بت پرستی باز کردند, آنها از ارواح اهریمنی الهام گرفته شده اند که به عنوان روح القدس ظاهر شده اند.
این رهبران کلیسا چشم اندازهای ویژه ای دریافت می کنند, افشاگری ها, و پیشگویی هایی که روحانی و الهی به نظر می رسند, اما از جانب خدا نیستند. آنها از طریق الهام از ارواح اهریمنی از انسان می آیند و تضمین می کنند که مردم مغرور و مستقل شوند. آنها می توانند همه کارها را به تنهایی با گفتن کلمات مناسب انجام دهند, و استفاده از تکنیک ها و روش های صحیح. (همچنین بخوانید: یک ایمان فنی)..
کلیساها به کلاس های یوگا و دوجو تبدیل می شوند
بسیاری از کلیساها دیگر خانه نماز نیستند, جایی که عیسی مسیح, کلمه, سر و مرکز است و او و پدر تعالی و جلال دارند و روح انسان تغذیه می شود. اما بسیاری از کلیساها تبدیل شده اند معابد غیبی, جایی که گوشت (روح و بدن) سرگرم می شود, تغذیه و پرورش داده شد, و فلسفه های شرقی, مدیتیشن, تکنیک های ذهن آگاهی, یوگا و هنرهای رزمی (از جمله دفاع شخصی) تدریس و تمرین می شوند, و قوای اهریمنی تعالی می یابد و شیطان جلال می یابد
در نتیجه, بسیاری از مسیحیان نسبت به عیسی مسیح ولرم شده اند و به سختی وقت خود را با عیسی و پدر می گذرانند. آنها کتاب مقدس را مطالعه نمی کنند و نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند. نسبت به گناه و گمشده بی تفاوت شده اند. به خاطر آن, آنها تحمل گناه و مردم از گناهان خود توبه نمی کنند و دوباره متولد نمی شوند و بنابراین روح ها نجات نمی یابند..
بسیاری از مسیحیان می گویند که ایمان دارند, در ضمن آنها بر اساس آنچه که کلام می گوید زندگی نمی کنند، بلکه بر اساس آنچه جهان می گوید زندگی می کنند. بنابراین, بسیاری از مسیحیان در زندگی خود آرامش و آرامش را تجربه نمی کنند و خوشحال و راضی نیستند. اما آنها مغرور هستند, بی قرار, ترسناک, مضطرب, افسرده, افسرده, تنها, طغیان کننده, عصبانی, ناراضی, نابخشودنی, و تحت فشار مشکلات و هرج و مرج در زندگی روزمره خود هستند.
زمان آن فرا می رسد که آنها آموزه صوتی را تحمل نکنند; اما بعد از شهوت های خودشان آنها معلمان خود را جمع می کنند, داشتن گوش های خارش دار; و گوشهای خود را از حق برگردانند, و باید به افسانه ها تبدیل شود
2 تیموتی 4:3-4
نمک زمین باش’






