نظر من نیست, اما نظر شما

به محض اینکه در عیسی مسیح مخلوق جدیدی شوید و از پادشاهی تاریکی به ملکوت خدا منتقل شوید., زمان نظر شما تمام شده است. وقتی پسر خدا و پیرو عیسی مسیح می شوید, پس این موضوع به آنچه شما فکر می کنید نیست, پیدا کردن و احساس کردن, اما در مورد آن چیزی است که او فکر می کند, می یابد و احساس می کند. این مربوط به نظر شما نیست, اما در مورد نظر اوست.

تا زمانی که به دنبال جسم حرکت کنید و ذهن خود را از چیزهای این دنیا پر کنید, ذهن و راه رفتنت مانند دنیا خواهد بود و جسمت در زندگیت حکومت خواهد کرد. اما کلمه می گوید, که عقل نفسانی دشمنی با خداست, زیرا ذهن جسمانی تابع قانون خدا نیست, که نشان دهنده اراده خداست

من تمام روز دستان خود را به سوی قوم سرکش دراز کرده ام, که در راهی می رود که خوب نبود, بعد از افکار خودشون (عیسی 65:2)

زیرا کسانی که پیرو جسم هستند به چیزهای بدن فکر می کنند; اما آنها که از روح هستند، چیزهای روح هستند. زیرا جسمانی بودن مرگ است; اما داشتن فکر معنوی زندگی و آرامش است. زیرا عقل نفسانی دشمنی با خداست: زیرا تابع قانون خدا نیست, در واقع نمی تواند باشد. پس کسانی که در جسم هستند نمی توانند خدا را خشنود سازند (رام 8:5-8)

یک ذهن نفسانی مانند دنیا فکر می کند. این یک ذهن دنیوی است, که پس از علم و حکمت دنیا خلق شده است, و آنچه مردم فکر می کنند, گفتن, احساس کنید, پیدا کردن و تجربه کردن. ذهن جسمانی بر خود متمرکز است و کلام خدا را با نظر خود تنظیم می کند, یافته ها و احساسات. به خاطر غروری که در ذهن نفسانی وجود دارد, ذهن جسمانی خلقت قدیم همیشه علیه خدا عصیان خواهد کرد و هرگز نخواهد توانست تسلیم خدا و کلام او شود. بنابراین, عقل نفسانی قادر به رضایت خداوند نیست.

تفرقه بین فرزندان خدا

با توجه به واقعیت, که هر مؤمنی نظر خود را بیان نکرده است, و نظر خود را با نظر خدا عوض نکرده است, در میان فرزندان خدا اختلافات بسیار است. بسیاری از مؤمنان به عقیده خود پایبند هستند, به جای جست و جو در متون مقدس برای اینکه بفهمند کلام چه می گوید و نظر خدا را در زندگی خود بپذیرند و اعمال کنند..

اما, وقتی در متون مقدس جستجو می کنید مهم است, که شما کلام را در روح القدس و در متن درست می خوانید زیرا در غیر این صورت, شما همچنان قادر خواهید بود سخنان خدا را به این شکل دستکاری و تغییر دهید, که مطابق با نظر و اراده شما باشد.

اما فداکاری و تسلیم کامل به عیسی مسیح به معنای دست کشیدن از اراده و عقیده خود است, و بگذار اراده و نظر او اراده و نظر تو شود. شما انتخاب کرده اید که از عیسی پیروی کنید و به او خدمت کنید. اگر حاضر به انجام این کار نیستید, پس چرا خودت را مسیحی می نامی و چرا به کلیسا می روی?

عیسی نماینده اراده پدر بود

عیسی به ما مثال زده است, چگونه باید به عنوان پسران خدا راه برویم. عیسی سخنان خود را به زبان نیاورد, اما او سخنان خدا را گفت. او فقط کارها را انجام می داد, که پدرش را دیده بود و آنچه را که از پدرش آموخته بود. بله, عیسی نماینده اراده پدرش بود.

اراده خدا در مقابل اراده شیطانعیسی به آنها پاسخ داد, و گفت, دکترین من مال من نیست, اما او که مرا فرستاد. اگر کسی اراده او را انجام دهد, او از این دکترین آگاه خواهد شد, چه از جانب خدا باشد, یا اینکه از خودم صحبت کنم. کسی که از خود سخن می گوید جلال خود را می جوید: اما کسی که جلال او را که او را فرستاده می‌جوید, همینطور است, و هیچ ظلمی در او نیست (جنجال 7:16-18)

ما باید همانطور که عیسی راه می رفت راه برویم. زیرا ما نمایندگان او هستیم و نماینده همان پادشاهی هستیم. بنابراین, ما باید اراده پادشاهی را بدانیم, تا بتوانیم به عنوان ساکنان پادشاهی زندگی کنیم. در هر کاری که انجام می دهید و می گویید, و در هر شرایطی, باید از خود بپرسید «کلام چه می گوید؟?"

هر چه بیشتر ذهن خود را با کلمه تجدید کنید, ذهن شما بیشتر با طرز فکر و اراده خدا هماهنگ می شود.

اگر با کسی ملاقات کردید, کسی که سوال یا مشکلی دارد, آن وقت این موضوع به این نیست که شما در مورد این موضوع چه فکر می کنید, وضعیت, مشکل و غیره. این مربوط به نظر شما نیست, اما این در مورد چیزی است که خدا در کلامش می گوید. کلام او حقیقت است و می گوید, و به همین دلیل است که فقط کلام او باعث نجات می شود, شادی, صلح, و زندگی.

کی راست میگه?

دنیا بر علم و فلسفه بشری تکیه دارد. اما بارها این اتفاق می افتد, که علم یک نظریه ایجاد کرده است, بر اساس اثبات علمی, که دنیا از آن حمایت می کند و آن را حقیقت می داند, اما بعد از چند سال, این نظریه با نظریه دیگری جایگزین خواهد شد, بر اساس اکتشافات علمی جدید, که با نظریه اول در تضاد است. بنابراین می توان نظریه اول را نادرست دانست, یا دروغ. اما چه کسی حقیقت را می گوید? چه کسی را می توانید باور کنید و اعتماد کنید? تنها, که حقیقت را می گوید عیسی است; کلمه.

شیوه محبتی که پدر عطا کرده استکلمه حقیقت را می گوید زیرا کلمه حقیقت است. به همین دلیل است که کلمه تنها چیز در زندگی است, می توانید اعتماد کنید و به آن تکیه کنید. وقتی سخنان خدا را می گیرید و ذهن خود را با سخنان او تجدید می کنید, آنگاه ذهن شما مانند عیسی فکر و صحبت خواهد کرد; کلمه. افکار او به افکار شما تبدیل خواهند شد, و اراده او اراده تو می شود.

اگر سخنان او را به زبان آورید, شما حقیقت را خواهید گفت. حقیقت او ممکن است خشن تلقی شود و می تواند مقابله ای باشد و حتی ممکن است باعث درد شود. اما یادت باشه, که تو نمک زمینی (حصیر 5:13). نمک تصفیه می کند, اما از آن برای التیام زخم ها نیز استفاده می شود.

اگر کسی, ملاقات شما یک "زخم" دارد و شما سخنان واقعی خدا را در زندگی فرد بیان می کنید, آنگاه مانند نمک در زخم خواهد بود. ممکن است در ابتدا دردناک باشد, اما در نهایت, زخم را التیام خواهد بخشید. زیرا کلام شفا می آورد, صلح, و زندگی برای آنها, که می خواهند کلام او را بشنوند و دریافت کنند.

اما تا زمانی که شما همچنان نظر خود را بیان کنید, که از جسم و جهان شما الهام گرفته شده است, و تا زمانی که دیدگاه خود را در مورد مسائل ارائه دهید, موقعیت ها, و مشکلات, در این صورت کلمات شما هیچ یا قدرت کمی خواهند داشت. این به این دلیل است که کلمات شما از جسم شما سرچشمه می گیرند و دیدگاه و نظر جهان را نشان می دهند, به جای دیدگاه و نظر خدا و کلام او. فقط اگر سخنان او را به زبان بیاورید, او آنها را قدرتمند خواهد کرد. و به این دلیل که کلمات او را قدرت می بخشد, سخنان او باعث ایجاد آرامش و زندگی در زندگی شما و دیگران خواهد شد.

یکی از پیروان عیسی او را جلال می دهد نه مردم را

اگر شما یک پیرو عیسی و او را نمایندگی کنید, شما دیگر نمی توانید دوست دنیا باشید. پیرمرد جسمانی می خواهد با دنیا دوست بماند و می خواهد همه را راضی کند زیرا از طرد شدن می ترسند. بنابراین آنها کلمات خود را با آنچه دیگران می خواهند بشنوند تنظیم می کنند. اما وظیفه شما جلب رضایت مردم نیست, بلکه برای خشنود کردن او. زیرا اگر تصمیم گرفته اید از عیسی پیروی کنید, بنده او باش و خدا را بندگی کن, شما به دنبال جلال خود و جلال مردم نیستید, بلکه جلال اوست.

بله, شما باید از طریق کلمه به مردم خدمت کنید. اما حتی اگر به مردم خدمت کنید, تو نوکر آنها نیستی, اما تو بنده خدا هستی. او پروردگار شماست. به همین دلیل باید آنچه را که او می خواهد انجام دهید و آنچه او می گوید بگویید, و به خواست او زندگی کنید. شما نمی توانید همیشه نرم صحبت کنید, و همیشه مردم را خوشحال کنید, با گفتار و کردار شما. اگر می خواهید مردم را راضی کنید و به دنبال پذیرش آنها باشید, در این صورت نمی توانید خدمتگزار مسیح باشید. زیرا تا زمانی که سخنان نفسانی می گویید, که از گوشت شما سرچشمه می گیرد; عواطف, احساس, یافته ها, نظر, و اراده, که مبتنی بر حکمت و دانش این جهان است, شما هرگز نخواهید توانست واقعاً به مردم کمک کنید. شما می توانید به طور موقت آرامش دهید و منیت و روحیه ترحم آنها را تسکین دهید, اما همین.

اما آیا شما مجاز و حق دارید نظر خود را داشته باشید?

جهان مردم را تشویق می کند تا عقیده و اراده خود را توسعه دهند. زیرا اگر نظر شخصی خود را توسعه دهید مهم و خوب است. در مدرسه کودکان از سنین پایین یاد می گیرند, نه تنها یک نظر شخصی و یک اراده را توسعه دهید, بلکه یاد می گیرند به عقاید دیگران احترام بگذارند. چون دنیا می گوید, که همه باید به نظرات دیگران احترام بگذارند.

اما آیا این واقعا درست است? آیا دنیا واقعاً به دیگران اجازه می دهد نظر شخصی خود را داشته باشند؟? چون, اگر مؤمن نظری داشته باشد, که با کتاب مقدس مطابقت دارد, اما از دنیا منحرف می شود, بعد ناگهان دنیا دیگر به این عقیده احترام نمی گذارد و اجازه نمی دهد. آنگاه خشمگین می شوند و مؤمن را به انواع و اقسام متهم می کنند.

اگر نظر شما نمایانگر نظر خداوند است, پس دیگر اجازه و حق ندارید نظر خود را داشته باشید. همه نظرات قابل احترام است, مگر نظر خلق خدا و فرزندان او. در این رفتار دنیا, ما قدرت شیطان را در زندگی بسیاری از مردم می بینیم, از جمله مؤمنان, که نفسانی دارند.

ذهن مسیح

وقتی تو ذهن خود را تجدید کنید با کلام خدا, ذهن شما بیشتر و بیشتر شبیه ذهن او خواهد شد. با تجدید ذهن, شما ذهن مسیح را به دست خواهید آورد. این یعنی, که افکار او به افکار شما تبدیل خواهد شد, ذهن او تبدیل به ذهن شما خواهد شد و به همین دلیل است که نظر او به نظر شما تبدیل می شود.

این تجدید بخشی از فرآیند تقدیس زمانی است که شما پیرمرد را کنار بگذار و مرد جدید را قرار دهید. در قلمرو معنوی, انسان قدیم در مسیح خلقت جدیدی شده است. بنابراین, وقتش است, آنچه در عالم روحانی اتفاق افتاده است, در قلمرو طبیعی قابل مشاهده خواهد بود.

به شرطی که مؤمنان به عقیده و یافته های خود پایبند باشند, پس این تمدید هنوز به طور کامل انجام نشده است. مؤمنان هنوز نفسانی هستند, به این معنی که گوشت آنها و جهان (سیستم) در زندگی آنها به عنوان پادشاه حکومت کنند. آنها هستند, که بر تخت زندگی خود می نشینند, به جای مسیح. تا زمانی که مؤمنان بر عقیده خود پایبند باشند, آنها به جای پادشاهی خدا به نمایندگی از جهان ادامه خواهند داد.

نوشته شده است…….

بیش از حد به آنچه دنیا می گوید نگاه نکنید و گوش نکنید زیرا این فقط مانعی در ذهن شما می شود و رشد معنوی شما را کاهش می دهد.. اگر به آنچه دنیا می گوید گوش دهید, و به سخنان او گوش دهید, نظریه ها و روش ها, و باور کنید و آنها را در زندگی خود به کار ببرید, ذهن دنیا را حفظ خواهید کرد, و نظر خود را بر اساس حکمت و دانش دنیا قرار دهید.

فقط در صورتی که کلام را مطالعه کنید و از کلمات خدا و چیزهای ملکوت او پر شوید, شما می توانید او و نظر او را نمایندگی کنید. مهم است, وقت بگذارید و به آنچه می خواهد به شما بگوید گوش دهید. اگر متون مقدسی در کتاب مقدس وجود دارد که شما آنها را درک نمی کنید, خوب است که این متون مقدس را تکرار کنیم, در مورد آنها تعمق کنید و از روح القدس توضیح بخواهید. اگر شما این کار را انجام دهید, آنگاه سخنان خود را در روح تو روشن خواهد کرد, و آنها را برای شما آشکار کند, تا سخنان او را بفهمی و در تو زنده شوند.

هرچه سخنان او در شما زنده تر شود, و نظر او را قبول می کنید, بیشتر به انعکاس او در این زمین تبدیل خواهید شد.

نمک زمین باش’

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

    خطا: به دلیل حق چاپ, it's not possible to print, بارگیری کردن, کپی کردن, این محتوا را توزیع یا منتشر کنید.